
درس تاریخ برای وارثان اهل تفرق و خیانت و تماشاچیان جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران
به قلم: محمد اسامه
تفرقه برای هر جمع و گروه اسلامی و غیر اسلامی همیشه باعث سست شدن و از بین رفتن ابهت اهل تفرقه بوده است به همین دلیل است که الله در جاهای مختلفی مومنین را به وحدت با هم و حتی به اتحاد با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب دعوت می کند و در کنار آن مومنین را از تفرقه و منازعه با هم نهی می کند و به عنوان مثال می فرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/ ۴۶) و با هم نزاع نكنيد، كه سست شويد و قدرت و شوکت شما از ميان برود؛ و صبر كنيد كه خداوند با صابران است.
در زمینه آفت تفرق در میان مسلمین تاریخ مسلمین شاهد فجایع زیادی است که در نتیجه ی این تفرق بر مسلمین تحمیل شده است از نابودی مسلمین در اندلس توسط کفار نصرانی گرفته تا جنایات مغولهای سکولار در شرق و دهها مورد دیگر در قرون گذشته و حال که هنوز شاهد این مصیبت دامنه دار و سریالی برای مسلمین هستیم.
پس تاریخ گذشته و وقایع حاضر، آیینهی عبرت است برای کسانی که چشم بر حقیقت بستهاند؛ به عنوان مثال، در قرن هفتم هجری، زمانی که چنگیزخان به قلمرو خوارزمشاهیان (حنفیمذهب) یورش برد، دستگاه خلافت عباسی در بغداد (حنبلی مذهب) به جای حمایت از مرزهای اسلام، به تماشا نشست.
در کنار این، تعصب کور پیروان مذاهب اسلامی را نگاه کنید: شافعیان اصفهان و ری با این تصور باطل که «مغولها بلای جان رقیبان حنفی ما هستند»، سکوت کردند و حتی در مواردی مغولها را یاری دادند و از کشته شدن حنفی ها شادمان گشتند اما فرجام شوم به آنها رسید و دیری نپایید که نوبت به خود شافعی ها نیز رسید؛ هلاکوخان نه به شافعی رحم کرد و نه به حنفی. در بغداد نیز خلیفه حنبلی مذهب را در نمد پیچیدند و تمدن اسلامی را به تلی از خاکستر بدل کردند.
امروز نیز، جبههی کفر (آمریکا و صهیونیزم) همان نقش مغول سکولار را ایفا میکنند. تماشای یورش به دارالاسلامِ ایران به بهانهی «شیعه بودن»، تکرار همان خطای راهبردی عباسیان و شافعی ها و… است که پایانش نابودی کل بلاد مسلمین خواهد بود.
دشمن صهیونیستی و آمریکایی با تکیه بر «اختلافات مذهبی»، حصاری پیرامون اراده ی ایمانی برخی از گروههای شریعتگرا و مسلمین کشیده است.
این که گفته شود «بگذارید آمریکا ایران شیعی را نابود کند»، نه تنها خلاف سیاست عقلانی، بلکه ضد صریح منهج اهل سنت و جماعت و آیات قرآن است.
همپیمانی با «کفار محارب» برای ضربه زدن به پارهای از تن امت اسلام، عمل انسان را به دایرهی «ارتداد» میکشاند.
صهیونیزم جهانی به دنبال «ارض موعود» است، نه جنگ مذهبی. برای آنان فرقی میان خانههای غزه (اهل سنت) و پایگاههای ایران (شیعه) نیست.
کسانی که امروز به دلیلِ اختلافات فرعی، در برابر تجاوز به ایران سکوت میکنند، در واقع راه را برای یورش بعدی کفر به سایر سرزمینهای مستقل اسلامی چون امارت اسلامی افغانستان هموار میکنند.
وحدت، یک ضرورت بقاست و همانگونه که نفاق میان مذاهب در قرن هفتم، راه را برای اسبهای مغول سکولار باز کرد، تفرقهی امروز نیز فرش قرمزی برای جنگندههای اف-۳۵ آمریکائی – صهیونیستی است.
الله می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبیاء/ ۹۲) همانا این امت شما، امتی یگانه است و من پروردگار شمایم، پس مرا عبادت کنید. پس مجاهدان و مدعیان شریعت باید بدانند که دشمنی با برادر مسلمان به سود کافر حربی، مصداق بارزِ «خسرالدنیا و الاخره» است.
بریدن از ریسمانِ الهی (وحدت) و چنگ زدن به ریسمان پوسیدهی آمریکا و صهیونیستها و کینه ی نابجا و جاهلیت، فرجامی جز آنچه بر سر خوارزمشاهیان و عباسیان و قبلتر بر سر اندلس آمد، نخواهد داشت. اگر امروز کل امت اسلام در برابر اشغالگری آمریکا و صهیونیزم و مزدوران داخلی آنها به پا نخیزد، فردا نه از شریعت خبری خواهد بود و نه از سرزمینهای مستقل اسلامی که خواهان تطبیق شریعت الله باشند.