
انقلاب مردم سوریه با شعار «میخواهیم زندگی کنیم، میخواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن
به قلم: مجاهد مهاجر
مردم انصار سوریه به همراه مهاجرین جهاد کردند تا حکومتی اسلامی تشکیل دهند و قوانین شریعت الله را پیاده کنند اما با حاکمیتی سکولار غرب پسند مواجه شده اند که تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی غرب پسند مخالف باشند را کنار زده است.
غیر از صدمات مختلف این انحراف آشکار در اینجا در زمینه ی اقتصادی به بررسی بخشی از صدمات این انحراف و خیانت آشکار می پردازیم:
در حالی که «الشرع» (جولانی) ساعتی به قیمت ۱۸۵,۰۰۰ دلار به مچ میبندد و کوچکترین فرمانده گروهش، هفت خودرو با سهمیه بنزین نامحدود، تیم محافظ و بودجه رستورانگردی دارد، مردم سوریه با شعار «میخواهیم زندگی کنیم، میخواهیم نان بخوریم» تظاهرات میکنند.
پس از آغازِ روندِ نابودیِ اقتصاد تولیدی سوریه و حذف یارانهی کالاهای اساسی، بدون ذرهای رحم و بدون تأمین حداقل دستمزد، امروز نتایج این تخریب نظاممند در حال آشکار شدن است.
واردات را بدون هیچ ضابطهای آزاد کردند و با کالاهای چینی و ترکیهای که بازار را قبضه کرده، بازار مبلمان «سقبا»، بازارهای «داریا» و «حرستا» (کارگاههای خیاطی) و کارگاههای کفشسازی در «الهلّک» را به نابودی کشاندند.
ستون فقرات اقتصاد هر کشوری کشاورزی است؛ اما امروز به دلیل تصمیماتی که صرفاً جهت تأمین منافعِ بازرگانانِ وابسته به «هیئت» (تحریرالشام) اتخاذ شده، اقدام به واردات سیبزمینی و پیاز میکنند؛ همانطور که در تابستان با واردات گوجهفرنگی، بخش تولید گوجه در «درعا» را نابود کردند.
سوریه کشوری است که در تولید سیبزمینی و پیاز به خودکفایی رسیده بود و به اردن، لبنان و کشورهای خلیج [فارس] صادرات داشت؛ اکنون که کشت سیبزمینی به وضعیت خوب سابق بازگشته، چرا واردات انجام میدهید و کشاورزان را ورشکست میکنید؟
صادرات باعث ورود ارز خارجی میشود و واردات، ذخایر ارزی بانک مرکزی را میبلعد؛ این حاکمیتِ شکستخورده دقیقاً برعکس عمل میکند؛ واردات را برای سودِ بازرگانانی خاص افزایش میدهد و صادرات را متوقف میکند تا ۶۰ درصد از بدنه جامعه یعنی کشاورزان را نابود کند.
قیمت سیبزمینی و پیاز پیش از باز شدن راه واردات، هم برای مصرفکننده و هم برای تولیدکننده متوازن بود؛ همینطور قیمت گوجهفرنگی در درعا.
دستفروشها (صاحبان بساط) از فرط استیصال خود را دار میزنند و هر روز شاهد یورش، بازداشت و مصادره اموال دستفروشان، بدون ارائه هیچ جایگزینی هستیم.
ای احمقها! پیش از آنکه به جان دستفروشها و مغازهدارانی که کالایشان را مقابل مغازه میگذارند بیفتید و یا یک وجب ساختوساز اضافه در بناهای ۳۰ ساله را تخریب کنید، باید جایگزینی برای آنها تأمین میکردید.
میتوان تجربه «بازارهای روز» (شنبهبازار و…) در ترکیه را تعمیم داد؛ به طوری که دستفروشان در ازای مبلغی ناچیز به شهرداری، در مکانی مشخص جمع شوند و شهرداری مسئولیت نظافت آنجا را بر عهده بگیرد. مشکل اینگونه حل میشود.
مصیبت اصلی، حاکمیتی است که به دلیل تحریمها مفلس و به دلیل فساد، غارتگر شده است و میخواهد حقوق کارمندانش را از جیب مردم تأمین کند.
تمام دغدغه جولانی — همانطور که در ادلب بود — این است که چند میدان (فلکه) شیک، زمین فوتبال و هتل نشان دهد و بگوید: «ببینید چه پیشرفتی برایتان آوردهام!»؛ در حالی که حلب و نیمی از دمشق در زباله غرق شدهاند و یک میلیون نفر همچنان در اردوگاهها (چادرها) روزگار میگذرانند.