
پاکستان و خیانت در محاصرهی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران
به قلم: ابومحمود کندزی
امروز اگر شاهد هجمهها و تجاوزات هوایی و امنیتیِ آمریکا و صهیونیستها از خاک «پاکستان» به حریم «دارالاسلام افغانستان» هستیم، ریشه در یک حقیقت دارد: عزت و استقلال امارتِ اسلامی.
آمریکا پس از شکست ننگین، خواهان در اختیار گرفتن پایگاهِ استراتژیک بگرام بود تا نفوذ خود را در قلب آسیا حفظ کند، اما پاسخ قاطع مجاهدین امارت اسلامی، نقشههای کفار محارب آمریکائی را بر آب کرد. این حملات، انتقام حقارتآمیز آمریکا از ملتی است که تسلیم خواستههای زورگویان حیوان صفت آمریکائی نشد.
حکام مرتد پاکستان امروز نه به عنوان مدیران یک دولت اسلامی، بلکه به عنوان مزدوران محلی آمریکا، آلسعود و امارات متحده صهیونی عمل میکنند. آنها با بستن پیمانهای امنیتی ننگین با آلسعود، عملاً به بخشی از ساختار نظامی کفر جهانی و مرتدین محلی تبدیل شدهاند.
علاوه بر این، دولتِ پاکستان با اسکان دادن و حمایت از گروههای فتنهگر و مزدوری همچون «جیشالعدل و انصارالفرقان و…» در ایالت بلوچستان، خنجری از پشت به دارالاسلامِ ایران میزند تا امنیت مرزهای برادران مسلمان را به دستور اربابانِ آمریکایی-سعودی خود مختل کند.
نکته ای که اوج حقارت مزدوران پاکستانی را نسبت به مردم پاکستان نشان داد به رگبار بستن شیعیان و تظاهرکنندگان در کراچی بود که به خونخواهی رهبران مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم برخاسته بودند، که برای چندمین بار نشان داد که ارتش و امنیت پاکستان تنها برای محافظت از منافع آمریکا و صهیونیسم ماشه میچکانند و حتی حاضر هستند مردم بومی پاکستان را نیز به خاطر این کفار خارجی قربانی کنند.
این حکام سکولار خائن که نیمی از وجودشان در گرو دلارهای سعودی و نیمی دیگر در ترس از تشر آمریکاست، تنها نقش «سگهای شکاری» را ایفا میکنند که هرگاه ارباب اراده کند، آنها را به جان مسلمانان میاندازند. اما واقعیت میدان تغییر کرده است. پیوند میان مجاهدان راستین و بیداری ملتها، این حصار کفر و نفاق را خواهد شکست.
در کنار این، همانگونه که از پایگاههای موجود در قطر، بحرین، کویت و امارات و عربستان برای حمله به دارالاسلام ایران استفاده میشد، همین زیرساختها برای تحت فشار قرار دادن امارتِ اسلامیِ افغانستان نیز به کار گرفته میشوند.
حکام عرب اطراف خلیج فارس با در اختیار گذاشتن خاک خود به جنگندههای آمریکایی، رسماً در خون مسلمانان و تجاوز به بلاد اسلامی شریک هستند. آنها محکومکنندهی حملاتِ تدافعی دارالاسلام ایران به پایگاههای آمریکا هستند، اما در برابر جنایات آمریکائی ها و صهیونیستها سکوت یا همکاری میکنند.
در نهایت باید گفته شود که رفتارهای پاکستان و حکام مرتد منطقه در برابر ملت مسلمان خود و منطقه، نه از روی قدرت، بلکه از روی حقارت و وابستگی است. ایستادگی امارت اسلامی در برابرِ زیادهخواهیِ آمریکا در بگرام و ثباتِ دارالاسلامِ ایران در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها، نویدبخش عصری جدید است که در آن «مزدوران محلی» جایی در جغرافیای سیاسی امت نخواهند داشت.