قدرت؛ آزمون بزرگ جنبش‌های جهادی

 قدرت؛ آزمون بزرگ جنبش‌های جهادی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

تاریخ معاصر نشان داده است که بسیاری از جنبش‌های جهادی، وقتی در میدان مبارزه‌اند، خود را فریادرس مظلومان و مدافع آرمان امت می‌خوانند؛ اما به محض آن‌که به مسند قدرت و حاکمیت می‌رسند، روحیهٔ جهادی و شورِ دفاع از مظلومان را از دست می‌دهند.

در دورهٔ مبارزه شعار «یاری امت» می‌دهند، ولی پس از تشکیل حکومت، با تکیه بر منطق «مصلحت» و «اولویت‌های داخلی» از کمک به دیگر برادران مجاهد سر باز می‌زنند و برای این عقب‌نشینی، بهانه‌ها و توجیه‌های فراوان می‌آورند.

نمونهٔ روشن آن در سال‌های اخیر، مجاهدین سوریه و به‌ویژه جریان تحت رهبری ابو محمد جولانی (احمد الشرع) است؛ کسانی که در اوج نبردها شعار می‌دادند «ما به کمک برادران خود در فلسطین و غزه و حماس می‌رویم»، اما وقتی در عمل ساختار اداری و قدرت منطقه‌ای پیدا کردند، گفتند «اکنون زمانش نیست» و این وعده‌ها به تعویق افتاد. این رفتار، نمادی از همان فاصله گرفتن از آرمان‌های اولیهٔ جهادی است که تاریخ بارها شاهدش بوده است.

در برابر این منحرفین، جماعتها و جریانات و جبهه های جهادی اصلی نیز وجود داشته اند که به آرمانهای جهادی خود وفادار مانده اند مثل اتحاده ی شافعی ها و زیدی های یمن و جبهه ی همسو با آنها؛ یا الشباب سومالی و جبهه النصره الاسلام و مسلمین غرب اسلامی و… .

آزمون اصلی یک جنبش اسلامی، نه در میدان جنگ بلکه در عرصهٔ قدرت است؛ جایی که صداقت و ایثار واقعی روشن می‌شود. تاریخ، با هیچ‌کس تعارف ندارد: هرکس آرمان‌هایش را فراموش کند، در حافظهٔ امت به عنوان درس عبرت باقی خواهد ماند، نه به عنوان الگوی وفاداری و فداکاری.

اسرائیل به ترکیه حمله خواهد کرد، تنها جنگ روانی نتانیاهو را تقویت می‌کند

اسرائیل به ترکیه حمله خواهد کرد، تنها جنگ روانی نتانیاهو را تقویت می‌کند

به قلم: کارزان شکاک

منابع ترکیه‌ای به «میدل ایست آی» گفتند که پس از حمله «اسرائیل» به قطر، نیروی هوایی ترکیه تعداد و شدت گشت‌های هوایی خود را افزایش داده است.

این منبع گفت: «ما اولین کشور عضو ناتو بودیم که از زمان جنگ سرد یک هواپیمای روسی را سرنگون کردیم. همچنین ممکن است اولین کشوری باشیم که یک اف-۳۵ اسرائیلی را سرنگون می‌کنیم.»

حمله یهودیان در دوحه، پایتخت قطر، کشورهای خلیج فارس را به لرزه درآورده است. رژیم‌های عربی معتقد بودند که تضمین‌های امنیتی ایالات متحده، مانع از عبور «اسرائیل» از «خطوط قرمز»، به ویژه در قطر، که میزبان بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه با حدود ۳۰ هزار نیرو است، می‌شود.

با این حال، این انتظارات برآورده نشد. ایالات متحده دیگر مورد اعتماد نیست زیرا همه می‌دانند که بدون همدستی آمریکا، حمله به قطر امکان‌پذیر نبود.

میدل ایست آی گزارش می‌دهد که پس از حمله هوایی اسرائیل به قطر، هواپیماهای نظامی ترکیه مستقر در پایگاه‌های هوایی دیاربکر و مالاتیا گشت‌زنی‌های خود را در حریم هوایی ترکیه افزایش داده‌اند.

در عین حال، مقاماتی که با این نشریه صحبت کردند، اذعان دارند که پدافند هوایی ترکیه هنوز به طور کامل برای مقابله قابل اعتماد با قابلیت‌های هوایی اسرائیل آماده نیست.

اگرچه ترکیه به سرعت در حال افزایش قابلیت‌های خود و بهبود منطقه پوشش خود است، اما برخی نقاط ضعف همچنان باقی مانده است.

با این حال، کارشناسان ترک که با این نشریه صحبت کردند، ادعا می‌کنند که نقض حریم هوایی ترکیه توسط اسرائیل منجر به واکنش نظامی فوری آنکارا خواهد شد.

یک منبع نزدیک به دولت ترکیه گفت: “ما اولین کشور ناتو بودیم که از زمان جنگ سرد یک هواپیمای روسی را سرنگون کردیم. اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم اولین کشوری باشیم که یک اف-۳۵ را سرنگون می‌کنیم.”

پس از حمله تروریستی اسرائیل به قطر، روزنامه لبنانی الاخبار با استناد به منابع مصری، مقاله‌ای منتشر کرد که جنجال به پا کرد.

این روزنامه ادعا کرد که اسرائیل قبل از انتخاب قطر، حمله به رهبران حماس در ترکیه را در نظر گرفته بود. این موضوع گمانه‌زنی‌های جدیدی را در مورد حمله تروریستی احتمالی اسرائیل علیه ترکیه برانگیخت.

با این حال، به گفته این روزنامه، آنکارا این ادعاها را معتبر نمی‌داند. یک مقام ارشد نظامی سابق ترکیه که به شرط ناشناس ماندن با میدل ایست آی صحبت کرد، این ادعاها را ساختگی خواند.

این منبع خاطرنشان کرد: «تا زمانی که تهدید مستقیمی وجود نداشته باشد، ترکیه به تحریکات در رسانه‌های اجتماعی پاسخ نخواهد داد و نباید بدهد. تصور مداوم اینکه اسرائیل به ترکیه حمله خواهد کرد، تنها جنگ روانی نتانیاهو را تقویت می‌کند و به اسرائیل قدرتی می‌دهد که در حال حاضر ندارد.»

محکوم کردنهای امارت اسلامی افغانستان در برابر جنایات صهیونیستها زیباست اما کافی نیست

محکوم کردنهای امارت اسلامی افغانستان در برابر جنایات صهیونیستها زیباست اما کافی نیست

به قلم: فضل احمد هراتی

امارت اسلامی افغانستان باربار حملات و جنایات رژیم صهیونیستی به مسلمین غزه را محکوم کرده است و از برادری میان مسلمین غزه و افغانستان سخن می‌گوید؛ سخنانی زیبا، اما کافی نیست.

ای رهبر امارت اسلامی افغانستان، بیشتر از هفتاد سال است که صهیونیسم خون مسلمانان را می‌ریزد و خاک‌های اسلامی را می‌بلعد، و ما هنوز در حصار «محکوم می‌کنیم» و «خواستار می‌شویم» مانده‌ایم.

پس تا کی فقط کلمات؟

تا کی فقط محکومیت‌های بی‌اثر و درخواست ترحم از همان قدرت‌هایی که خود پشتیبان صهیونیسم‌اند؟

امروز امت اسلامی نه به شعار، بلکه به موضع واحد، تصمیم قاطع و اقدام عملی نیاز دارد؛

نه فقط محکوم کردن، بلکه فشار واقعی، انسجام واقعی، و ایستادن در کنار مظلومان فلسطین و همهٔ سرزمین‌های اسلامی.

برادری، حمایت و محکومیت اگر به عمل نینجامد، فقط صداست که در هوا گم می‌شود.

بیایید از محکومیت‌های لفظی عبور کنیم و به آن وحدت و عزتی بازگردیم که قرآن و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم از ما می‌خواهد؛ این تنها راه نجات امت و شکست دشمن است.

اگر آمریکا به عنوان بزرگترین حامی صهیونیستهای جنایتکار دیروز در برابر حمله ی صهیونیستها به قطر سکوت کرد و مجوز این حمله را صادر کرد و اگر آمریکا امروز ادعای واگذاری بگرام به عنوان بخشی از خاک افغانستان را دارد می خواهد به همه نشان دهد که آمریکا هرگز قابل اعتماد و اتکاء نبوده و نیست و مجرم اصلی آمریکاست.

مومنین تمام جهان لازم است حداقل همچون اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن در اقدامی عملی، جنگ را بر صهیونیستها و تمام حامیان آنها تحمیل کنند و اینگونه به یاری برادران خود بشتابند.

امارت اسلامی افغانستان هرگز نخواهد توانست هم جناح آمریکا و ناتو و صهیونیستها را از خود راضی کند هم جناح چین و روسیه و ایران را و بهترین گزینه برای تمرکز جهاد بر آمریکا و صهیونیستها همسو شدن با جبهه ی مقاومتی است که حامی جهاد اهل غزه است.

آیا روس‌ها ناتو را آزمایش می‌کنند. آیا تشدید تنش اجتناب‌ناپذیر است؟

آیا روس‌ها ناتو را آزمایش می‌کنند. آیا تشدید تنش اجتناب‌ناپذیر است؟

به قلم: کارزان شکاک

برای اولین بار، یک کشور عضو ناتو مستقیماً به پهپادهای نظامی روسیه در حریم هوایی خود حمله کرده و آنها را سرنگون کرده است که باعث ایجاد یک بن‌بست بزرگ و افزایش نگرانی در سراسر این اتحاد شده است.

این تشدید تنش پس از آن رخ داد که لهستان حداقل هشت پهپاد روسی را که در یکی از شدیدترین حملات هوایی جنگ از مرز آن عبور کرده بودند، رهگیری کرد.

ولادیسلاو کوزینیاک-کامیش، وزیر دفاع لهستان، گفت که این هواپیما «از سلاح علیه اهداف متخاصم استفاده کرده است» و گفت که ورشو دائماً با فرماندهان ناتو در تماس بوده است.

دونالد توسک، نخست وزیر لهستان، تهاجم پهپاد را «عمل تجاوز» علیه یک عضو ناتو خواند – اصطلاحی که در پیمان دفاع متقابل این اتحاد معنای عمیقی دارد.

او هشدار داد که این حادثه، کشور را بیش از هر زمان دیگری از زمان جنگ جهانی دوم به درگیری آشکار نزدیک کرده است.

«من هیچ دلیلی ندارم که بگویم در آستانه جنگ هستیم، اما از خط قرمز عبور شده است و این وضعیت بی‌نهایت خطرناک‌تر از همیشه است… این وضعیت ما را بیش از هر زمان دیگری از زمان جنگ جهانی دوم به درگیری آشکار نزدیک‌تر می‌کند.»

تاس در یک سخنرانی تلویزیونی فوری گفت: «آسمان لهستان، آسمان ناتو است.» او تأکید کرد که نقض مرز فقط یک مشکل لهستانی نیست، بلکه آزمایشی برای کل اتحاد است.

اداره هوانوردی فدرال ایالات متحده (FAA) اعلام کرد که چهار فرودگاه، از جمله فرودگاه شوپن در ورشو، پایتخت، موقتاً بسته شده‌اند. در میان آنها فرودگاه ژشوف-جاسیونکا نیز وجود دارد که نقش حیاتی در حمل و نقل هوایی کمک‌ها، از جمله سلاح، به اوکراین ایفا می‌کند.

در ایالات متحده، سناتور دموکرات دیک دوربین گفت که نقض مکرر حریم هوایی ناتو توسط روسیه به این معنی است که «ولادیمیر پوتین در حال آزمایش عزم این اتحاد است.»

جو ویلسون، نماینده جمهوری‌خواه، گفت که روسیه «به یک متحد ناتو، لهستان، حمله کرده است» و آن را «اعلان جنگ» خواند.

ویلسون از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خواست تا «تحریم‌هایی را علیه روسیه اعمال کند که ماشین جنگی را ورشکسته کند».

به یاد بیاورید که لهستان پس از سقوط یک موشک به یک روستای مرزی در سال ۲۰۲۲ که منجر به کشته شدن دو نفر شد، سطح هشدار نقض حریم هوایی خود را به حداکثر رساند.

با این حال، این اولین باری است که از سیستم‌های دفاعی لهستان و متحدانش مستقیماً برای انهدام پهپادها استفاده شده است.

لهستان همچنین اعلام کرد که در رابطه با رزمایش‌های گسترده زاپاد که به طور مشترک توسط روسیه و بلاروس آغاز شده است، تصمیم به بستن مرز خود با بلاروس گرفته است. اقدامات امنیتی در لهستان و کشورهای بالتیک تقویت شده است.

واقعیت تبلیغات فریبنده ی شبکه های کلمه و نور در مورد اهل غزه

واقعیت تبلیغات فریبنده ی شبکه های کلمه و نور در مورد اهل غزه

به قلم: شاهو سنه ای

امروز شبکه‌ها و رسانه‌های عربی و اسلامی یکی پس از دیگری شعار حمایت از فلسطین سر می‌دهند؛ در رأس آن‌ها شبکه‌های معروفی چون «کلمه» و «نور» مدام با واژه‌های زیبا از «درد غزه» و «رنج فلسطین» سخن می‌گویند. اما حقیقت تلخ این است که بیشتر این رسانه‌ها تنها به «سخن» بسنده کرده‌اند، نه «عمل».

 آنها ساعت‌ها برنامه و میزگرد پخش می‌کنند، اما حتی یک گام واقعی برای کمک به مردم مظلوم فلسطین، یا فشار بر رژیم‌های خودشان برای تغییر سیاست‌ها برنمی‌دارند بلکه علاوه بر آن، تمام تلاش خود را جهت سیاه نمائی و ضربه زدن به حامیان اصلی مجاهدین اهل غزه که ایران و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و سایر گروههای حامی اهل غزه هستند به کار می گیرند.

این نوع رفتار رسانه ای با آنکه، نوعی آرام‌بخش رسانه‌ای برای وجدان‌های خفته است و مردم را سرگرمِ حرف‌ها و برنامه‌های احساسی می‌کنند تا کسی سراغِ ریشهٔ مشکلات و نقش دولت‌ها و سیاستمداران در حمایت از اسرائیل نرود اما در عمل نوعی ضربه زدن به جبهه ی مقاومت اسلامی حامی اهل غزه به شمار می رود.

 حمایت واقعی از فلسطین فقط در شعار و پخش تصاویر نیست؛ حمایت واقعی یعنی اقدام، بازکردن درهای جهاد فی سبیل الله بر روی صهیونیستها و آمریکا و تمام حامیان صهیونیستها و بعد، فشار سیاسی، جمع‌آوری کمک‌های واقعی و باز کردن جبههٔ رسانه‌ای علیه اشغالگری.

امروز امت اسلامی باید هوشیار باشد: میان حمایتِ واقعی و حمایتِ نمایشی فرق بگذارد، رسانه‌هایی را که فقط برای مصرف داخلی و آرام کردن افکار عمومی کار می‌کنند بشناسد و به جای تکیه بر «شعار»، به «وحدت» و «عمل» برسد.

پیام رسمی امارت اسلامی افغانستان به آمریکا:  بگرام بخشی از خاک افغانستان است و غیرقابل‌مذاکره خواهد ماند

 پیام رسمی امارت اسلامی افغانستان به آمریکا:  بگرام بخشی از خاک افغانستان است و غیرقابل‌مذاکره خواهد ماند

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان اعلام کرد:

«افغانستان سرزمینِ قبرستان امپراتوری‌هاست؛

از انگلیس تا شوروی، همه در این خاک شکست خوردند.

امروز نیز بگرام خاک ماست، نه میز معاملهٔ آمریکا.

ملت افغانستان هرگز اشغال و واگذاری را نمی‌پذیرد.

آمریکا باید بداند هر اقدام بد، واکنش بد در پی دارد.

افغانستان در بیست سال اشغال شاهد بدترین اقدامات آمریکا بود

و در پایان، آمریکا در این سرزمین شکست خورد و مجبور به عقب‌نشینی شد.

این کشور نه اشغال‌شدنی است و نه مطیع ساختنی.

تعامل با افغان‌ها باید صرفاً سیاسی و دیپلماتیک باشد،

وگرنه تاریخ تکرار خواهد شد و آمریکا بار دیگر شکست خواهد خورد.

بگرام بخشی از خاک افغانستان است و غیرقابل‌مذاکره خواهد ماند.»

فرقه ی نجدی دوله و کشتار القاعده و خیانت به اهل دعوت و جهاد و میدان‌سپاری به کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی

فرقه ی نجدی دوله و کشتار القاعده و خیانت به اهل دعوت و جهاد و میدان‌سپاری به کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی

کاتب: خالد سیف الله المسلول

با خبر شدیم که فرقه ی نجدی دوله (داعش) در خیانت غدری مرگبار بیشتر از ۶۰ مجاهد از جماعت نصر الاسلام والمسلمین  (JNIM)  را در منطقه صبا در یاگا در شمال بورکینافاسو به قتل رسانده و دهها نفر دیگر را نیز زخمی کرده است.

آری، ما با چشم خود هم دیدیم و تجربه کردیم و هم داریم می بینیم که چگونه این تفکر اشتباه و گمراه نجدیون، میدان جهاد را نابود ساخته می سازد و میدان را برای حاکمیت مجدد مرتدین سکولار محلی و اربابان خارجی آنها فراهم می کنند.

در الجزایر چه شد؟

گروه‌های متعدد نجدی برخاستند، همه با نام جهاد، اما چون اسیر تکفیر شدند، یکدیگر را کافر خواندند، خون یکدیگر را ریختند، و در پایان میدان را به سکولارزده‌ها سپردند.

در چچن چه شد؟

به جای تمرکز بر دشمن اصلی، برادرکشی شد، و آرمان آزادی قفقاز خاکستر گردید.

در لیبی چه شد؟

صدها گروه با نام اسلام برخاستند، اما چون بر سر قدرت و تکفیر با هم درگیر شدند، سکولارها و دست‌نشانده‌های غرب دوباره حاکم گشتند.

در سومالی چه شد؟

به نام توحید و تکفیر جنگیدند، اما در پایان نه شریعت ماند و نه جهاد، بلکه آمریکا و مزدورانش بازگشتند.

و امروز… در شام نیز همان سرنوشت تکرار می‌شود!

صدها گروه با یک فکر نجدی، اما همه هم اکنون مزدور آمریکا و صهیونیستها.

به جای حرکت به سوی قدس، امت اسلام را پاره‌پاره کردند و راه را برای سکولارها و دشمنان باز گذاشتند.

این است نتیجه ی ثابت گروههای مسلح با تفکر گمراه نجدی در تمام سرزمینهای اسلامی بوده است.

نه شریعت برپا می‌شود، نه قدس آزاد می‌گردد، و نه امت اسلام به وحدت می‌رسد؛ بلکه میدان به دست سکولارها و مزدوران سپرده می‌شود

بحران در ایالات متحده: بی‌ثباتی سیاسی، تهدید بی‌ثباتی و تفرقه(۳)

بحران در ایالات متحده: بی‌ثباتی سیاسی، تهدید بی‌ثباتی و تفرقه(۳)

به قلم: کارزان شکاک

پیش‌بینی میان‌مدت (۲۰۲۶-۲۰۲۷)

۱. تهدید برای دموکراسی سنتی آمریکایی: اگر قطبی شدن کاهش نیابد، خطر تضعیف بیشتر نهادهای دموکراتیک، محدود کردن آزادی بیان یا اعمال اقدامات اضطراری تحت پوشش امنیت وجود دارد.

۲. زوال اقتصادی: بی‌ثباتی طولانی‌مدت می‌تواند منجر به رکود اقتصادی شود، به‌ویژه اگر سرمایه‌گذاران خارجی شروع به خروج سرمایه از ایالات متحده کنند.

۳. بحران اجتماعی: تعمیق اختلافات در جامعه می‌تواند منجر به درگیری‌های محلی، به‌ویژه در ایالت‌هایی با سطوح بالای تنش سیاسی، مانند تگزاس و کالیفرنیا، و ظهور ایده‌های جدایی‌طلبانه شود.

پیش‌بینی بلندمدت (۲۰۲۸ و پس از آن)

۱. خطر چرخش اقتدارگرایانه: اگر بحران تشدید شود، سیاستمداران منفرد ممکن است تلاش کنند از وضعیت برای تحکیم قدرت و ایجاد دیکتاتوری سوءاستفاده کنند.

۲. تقویت جنبش‌های رادیکال: اگر به مشکلات اقتصادی و اجتماعی رسیدگی نشود، گروه‌های رادیکال ممکن است حمایت بیشتری کسب کنند و تهدیدی برای امنیت داخلی ایجاد کنند و کشور را به جناح‌های متخاصم تقسیم کنند.

۳. پیامدهای ژئوپلیتیکی: تضعیف ثبات داخلی ایالات متحده می‌تواند نفوذ آن را در صحنه جهانی کاهش دهد، که می‌تواند توسط کشورهایی مانند روسیه و چین برای پیشبرد منافع خود مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

تهدیدات برای ایالات متحده

۱. خشونت داخلی: ظهور گروه‌های مسلح و جنبش‌های رادیکال، تهدیدی برای امنیت عمومی و وحدت ملی است. رویدادهایی مشابه حمله به ساختمان کنگره می‌تواند در مقیاس بزرگتری تکرار شود. ۲. فرسایش اعتماد به نهادها: اطلاعات نادرست و حملات به فرآیندهای انتخاباتی، مشروعیت دولت را تضعیف می‌کند، که می‌تواند منجر به بی‌ثباتی و تجزیه طولانی مدت در برخی ایالت‌ها شود.

۳. دخالت خارجی: روسیه، چین و سایر بازیگران از حملات سایبری و اطلاعات نادرست برای دامن زدن به اختلافات داخلی، هرج و مرج و فروپاشی در ایالات متحده استفاده می‌کنند.

۴. بی‌ثباتی اقتصادی: یک بحران سیاسی می‌تواند سرمایه‌گذاران را دلسرد کند و منجر به رکود اقتصادی شود، که ناآرامی‌های اجتماعی را تشدید می‌کند و زمینه را برای هرج و مرج فراهم می‌کند.

۵. تضعیف دموکراسی: قطبی شدن و پوپولیسم درازمدت می‌تواند اصول دموکراتیک را تضعیف کند و راه را برای گرایش‌های اقتدارگرایانه و ایجاد دیکتاتوری‌ها هموار کند.

…ایالات متحده در آستانه یک بحران داخلی جدی ناشی از قطبی شدن سیاسی، ظهور جنبش‌های رادیکال و اطلاعات نادرست است.

تهدید فزاینده خشونت و فرسایش اعتماد به نهادها، خطرات واقعی را برای ثبات کشور ایجاد می‌کند که می‌تواند منجر به تجزیه آن شود.

واکنش دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر نمایش سکولاریستهای سازمان ملل و طرح «دو دولت» برای سرزمین واحد فلسطین

واکنش دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر نمایش سکولاریستهای سازمان ملل و طرح «دو دولت» برای سرزمین واحد فلسطین

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

در نمایش رای گیری کشورهای سازمان ملل که خروجی آن پیاده کردن خیانت بزرگی تحت عنوان طرح «دو دولت» برای سرزمین واحد فلسطین است ایران و ا.ا.افغانستان در برابر چنین طرحی مشارکت نکردند و رای خالی دادند اما این حرکت با سکوت طرفداران حکام خاینی مواجه شد که در اجرایی شدن این طرح مشارکت کرده اند.

امروز در حالی که ملت فلسطین دهه‌هاست زیر اشغال و محاصره به‌سر می‌برد، برخی از حاکمان عرب به‌جای پشتیبانی عملی از مقاومت و حق مردم فلسطین، به کنفرانس‌های نمایشی و طرح‌های شکست‌خورده ی غربی مانند «راه‌حل دو دولت» دل بسته‌اند.

حاکمان سعودی و سوریه و اردن و مصر و هم‌پیمانانشان، به جای آن‌که از جایگاه جهاد فلسطین و رهبران جهادی امت اسلامی دفاع کنند، در صف‌بندی‌های سیاسی با قدرت‌های غربی شرکت می‌کنند و به نشست‌هایی می‌روند که نتیجه‌اش چیزی جز تحکیم اشغال و تضییع حق ملت فلسطین نیست.

فلسطین سرزمین مردم فلسطین است، نه سرزمین اشغالگران. هیچ قدرت یا کنفرانسی حق ندارد آیندهٔ این سرزمین را بدون ارادهٔ ملت اصلی‌اش رقم بزند. تاریخ نشان داده است که این‌گونه طرح‌ها – از اسلو تا نقشهٔ راه – فقط ابزار وقت‌کشی و امتیازگیری اشغالگر بوده و هیچ عدالت واقعی برای فلسطینیان به‌همراه نیاورده است.

مشروعیت هر کنفرانس و توافقی، وقتی معنا دارد که بر پایهٔ حق و عدالت باشد، نه بر پایهٔ منافع قدرت‌های بزرگ و سازشکاری حاکمان عرب. امت اسلامی حق دارد از چنین رهبرانی بپرسد: شما که خود را خادم حرمین  و… می‌خوانید، چرا در عمل، حقوق امت و قبلهٔ اول مسلمانان را فدای سیاست‌های غربی می‌کنید؟ چرا به‌جای دفاع از سرزمین‌های مقدس و حمایت از ملت مظلوم فلسطین، به سازش با اشغالگران مشغولید؟

هرگونه صلح عادلانه تنها زمانی محقق می‌شود که اشغال پایان یابد، حق بازگشت به رسمیت شناخته شود، و ارادهٔ واقعی ملت فلسطین محور تصمیم‌ها باشد؛ نه این‌که سرنوشت یک ملت در پایتخت‌های غربی و با مهر تأیید برخی حکام عرب بسته شود.

بحران در ایالات متحده: بی‌ثباتی سیاسی، تهدید بی‌ثباتی و تفرقه(۲)

بحران در ایالات متحده: بی‌ثباتی سیاسی، تهدید بی‌ثباتی و تفرقه(۲)

به قلم: کارزان شکاک

پیامدهای اجتماعی

۱. تهدید خشونت: افزایش گروه‌های مسلح و خشونت مسلحانه، خطر تشدید درگیری‌ها را ایجاد می‌کند. طبق گزارش اف‌بی‌آی، از ابتدای سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۰۰ تهدید خشونت با انگیزه سیاسی ثبت شده است.

۲. شکاف اجتماعی: تقسیم جامعه به “ما” و “آنها” بی‌اعتمادی بین گروه‌ها را افزایش می‌دهد. این امر خود را در افزایش بیگانه‌هراسی، نژادپرستی و سایر اشکال تبعیض نشان می‌دهد.

۳. اطلاعات نادرست: کمپین‌های رسانه‌های اجتماعی، نظریه‌های توطئه، مانند گمانه‌زنی در مورد قتل چارلی کرک، را ترویج می‌دهند و به بی‌اعتمادی عمومی دامن می‌زنند.

تأثیر اقتصادی

۱. عدم قطعیت تجاری: بی‌ثباتی سیاسی، سرمایه‌گذاران را دلسرد می‌کند و این می‌تواند رشد اقتصادی را کند کند. انتظار می‌رود شاخص‌های داو جونز و S&P 500 در سال ۲۰۲۵ به دلیل عدم قطعیت پیرامون سیاست‌های داخلی، نوسان داشته باشند.

۲٫ افزایش هزینه‌های امنیتی: افزایش تهدیدها مستلزم هزینه‌های اضافی برای حفاظت از رویدادهای عمومی است که بار سنگینی را بر بودجه‌های فدرال و محلی تحمیل می‌کند.

چشم‌انداز و آنچه باید انتظار داشت

پیش‌بینی کوتاه‌مدت (پاییز-زمستان ۲۰۲۵)

۱٫ تشدید تنش‌ها: مناظرات سیاسی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ احتمالاً درگیری‌ها را تشدید می‌کند. اعتراضات بیشتری انتظار می‌رود، به خصوص اگر نتایج انتخابات مورد مناقشه قرار گیرد.

۲٫ افزایش خشونت: حوادث خشونت‌آمیز، از جمله حمله به سیاستمداران و ساختمان‌های عمومی، احتمالاً ادامه خواهد یافت. اف‌بی‌آی از قبل نظارت خود بر گروه‌های رادیکال را افزایش داده است.

۳٫ افزایش اطلاعات نادرست: بازیگران خارجی احتمالاً با استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای انتشار روایت‌های خود، کمپین‌های اطلاعات نادرست را تشدید می‌کنند.