آمریکا از اسلام  آل سعود سود می برد یا می ترسد؟

آمریکا از اسلام  آل سعود سود می برد یا می ترسد؟

ارائه دهنده : کیوان سنندجی

هیچ مسلمانی شک ندارد که سلفی های آل سعود با هر اندازه ریش و سیواک و پاچه شلوار آزادند در هر نقطه ای از جهان به حیات ذلیلانه و ننگین خود به صورت آزادانه  ادامه دهند ، حتی در میانماری که مسلمین در آن تحت حاکمیت سکولاریستهای سوسیالیست قتل عام می شوند ،  اینها در آزادی کامل به سرمی برند و در روسیه و چین و اسرائیل و انگلیس و آمریکا و دیگر کشورهای سکولار و کافر جهان و حتی سرزمینهای مسلمان نشین هم برایشان بهترین مساجد ساخته می شود و علاوه بر آن سعی می شود امامت بیشتر مساجد هم تا زمانی که صدای مردم در نیامده است در اختیار این موجودات قرار بگیرد .

البته باید گفت در سراسر اروپا و آمریکا و استرالیا و قسمت اعظم آفریقا و آسیا هم کسی به جرم اینکه نماز می خواند و روزه ( غیر از مورد چین سکولار سوسیالیست ) می گیرد و سیواک می زند و پاچه شلوارش را بالا می کشد و آداب توالت و حیض و نفاس و دیگر امور شخصی را رعایت می کند مورد اذیت و آزار قرار نمی گیرد و کسی هم تنها به دلیل رعایت این موارد از او ترسی ندارد .

اما آنچه که جالب است جنگ زرگری سلفی های آل سعود است ، که با تمام رسوایی و خیانتی که در برابر مسلمین مرتکب شده اند باز در کمال پررویی ادعا می کنند که « همه کس از آمریکا می ترسد و آمریکا هم از اسلامی که ما معرفی نموده ایم » ! . من از شما خواننده ی محترم می پرسم  :

آمریکا غیر از منفعت چه ضرری از جانب این علمای حیض و نفاس و دستشویی آل سعود دیده است ؟آیا از کانال همینها جنگهای فرقه ای و مذهبی را شعله ور نکرده و باعث تفرق و ذلیلی مسلمین نگشته است ؟آیا همینها نیستند که تمام هم و غم خود را مصروف گیر دادن به مسائل ریز مسلمین و اهل بدعت و گمراه و ضلالت مسلمین کرده اند و در برابر تمام کفار جهان از دست و زبان آنها در امان هستند ؟آیا با فتوای همینها سرزمین وحی را اشغال ننموده اند ؟آیا با فتوای اینها و پول ولی امرهای مرتدشان آمریکا مسلمین را در عراق و سوریه و یمن و صومالی و غیره قتل عام نکرده است ؟

پاسخ به این نمونه سوالات و نگاهی به وضعیت سلفی های آل سعود در اطراف خودتان واقعیت و ماموریت پلید آنها را بر ملا خواهد کرد هر چند که در بازی زرگری با طاغوتها تلاشهایی هم جهت عوام فریبی داشته باشند .

‌‌اعتراض کولبران نسبت به باج گیری حزب دمکرات کردستان ایران از آنها

‌‌اعتراض کولبران نسبت به باج گیری حزب دمکرات کردستان ایران از آنها

به قلم: کیوان مریوانی

زمانی که احزاب فسیل شده ی کنونی کومله ها و دمکراتها در برخی از شهرهای استانهای آذربایجان غربیی و کُردستان و رمانشاه برو بیایی داشتند تحت عنوان «یارمه تی = کمک» از مردم و بخصوص از صاحبان صنایع و ثروتمندان باج گیری می کردند.

در این دوران معمولاً از ثروتمندان باج گیری می کردند و کسانی که احساس می کردند توانائی مالی خوبی دارند اما بعد از آنکه از ایران بیرون ریخته شدند از ضعیفترین قشر جامعه یعنی از کولبرانی که با جانشان نان در می آورند باج می گیرند.

شبکه فارسی صدای آمریکا مستندی را پخش کرد که در آن اعضای حزب دمکرات کُردستان ایران در کمال پرروئی می گویند که ما در مرز «کناره» از کولبران تحت عنوان «گمرگ» پول می گیریم!

کسی نیست به این جانیان دزد بگوید اسم باج را با گمرک عوض کردی مگر در ذات دزدی شما تفاوتی ایجاد کرده؟ مگر شما کشور عراق یا ایران هستید که از کولبر بیچاره گمرک می گیرید؟

ایران و عراق از کولبر گمرک نمی گیرند آنوقت این دزدهای حزب دمکرات کُردستان ایران از آنها با نام گمرک «باج» می گیرند.

بۆ چی کۆڵبەر چەنێکی دەست ئەکەوێ کە ئێوە پارەی لێ ئەسێنن ؟

بەداخەوە ئێوە بوونەتە ڕزگارکەری (خەیاڵاوی) هەندێک مێشک منداڵی خەڵەفاو

این احزاب سکولار و مرتد تا کی قرار است مثل زالو خون مردم مسلمان کُرد را بمکند؟

مسئولین نظامی و امنیتی دارالاسلام ایران همچنانکه دارودسته ی خائن رجوی را از عراق فراری دادند لازم است شر این نوکران قدیم صدام و مزدوران جدید اسرائیل و آمریکا را از نیز از سر مردم مسلمان کُرد بردارند یا اجازه دهند مومنین مجاهد به صورت مردمی اینها را به کلی از صفحه روزگار جارو کنند.

‌‌‌‌

حقیقت ماموستاهایی چون لقمان امینی و غلامی و خدامرادی که اخیرا در مناطق اهل سنت غرب ایران دستگیر شدند

حقیقت ماموستاهایی چون لقمان امینی و غلامی و خدامرادی که اخیرا در مناطق اهل سنت غرب ایران دستگیر شدند

به قلم: محسن صادقی/ سقز

در مدت ۸۲ روز اغتشاش ایران (۲۶ شهریور تا ۱۶ آذر ۱۴۰۱) با شعار «زن، زندگی، آزادی» ( زن، هرزگی، فاحشگی) که در ۱۱۶۲ نقطه کشور در تمام استانهای کشور از جمله ۱۶۰ شهر و ۱۴۳ دانشگاه به راه افتاد به صورت مشخص ۴۸۱ نفر از جمله ۶۸ کودک و نوجوان کشته شدند.

رهبریت این اغتشاشات تماماً در دست سکولاریستهایی چون ربع پهلوی و دارودسته ی رجوی و کومله ها و دمکراتها و پارت آزاد کردستان و خبات و سایر جریانات سکولار خارج نشین بود که پروژه و برنامه هیا تخریبی آنها توسط لیدرها و عوامل داخلی به اجرا در می آمد.

اینها با آنکه عده ای را نیز به بهانه مسائل اقتصادی و آزادی های سکولاریستی و… به خیابانها کشانده بودند اما درواقع اصل نظام حاکم بر ایران را نشانه گرفته بودند و بالاتفاق خواهان حاکمیتی سکولار بر ایران بودند.

در این میان دسته هایی از سکولار زده ها (دارودسته ی منافقین) در لباس آخوند و مولوی و ماموستا نیز به تدریج نفاق خود را آشکار کردند و در جبهه و صف اغتشاشات این مرتدین سکولار منتسب به شیعه و سنی قرار گرفتند .

ماموستا محمد خضر نژاد از بوکان یکی از این افراد بود که پس از محاکمه به جرم افساد فی‌الارض به اعدام محکوم شده بود اما با ابراز ندامت و پشیمانی و تعهد بر حسن رفتار، با درخواست عفو تخفیف مجازات حکم و همچنین متعاقب پیگیری تعدادی از علمای اهل سنت، مشمول عفو شده و با تخفیف مجازات حکم به حبس تبدیل شده است.

ماموستا لقمان امینی امام جمعه مسجد جامع چهاریارنبی سنندج هم که اخیرا دستگیر شده روز دوشنبه ١٠ بهمن‌ ماه ١٤٠١، به دلیل حمایت از اغتشاشات «زن، زندگی، آزادی» در جاده سنندج به مریوان توسط نیروهای حکومتی بازداشت و روز چهارشنبه ٣ اسفند همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد و در خردادماه ١٤٠٢، به اتهام “نگهداری سلاح کمری” به پنج سال حبس، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام و به نفع احزاب سکولار کُردستانی” به یک سال حبس و در خصوص اتهام “تحریک به آشوب و حمایت از معترضان” به پنج سال حبس محکوم شده بود.

ماموستا آیت غلامی امام جماعت پیشین مسجد جامع محمد مصطفی کرمانشاه هم که از همفکران کاک حسن امینی از مکتب مفتی زاده است پیشتر با امضای بیانیه هایی در حمایت از ماموستا محمد خضر نژاد و… بخشی از جبهه ی همسو با کاک حسن امینی بوده است.

ماموستا آیت غلامی دیروز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، پس از احضار به دادگاه ویژه روحانیت کرمانشاه بازداشت شده پیش‌تر در تاریخ ۱۹ تیر ۱۴۰۳ به حراست امور روحانیون استان کرمانشاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.

ماموستا صابر خدامرادی، امام جمعه شهرک «قَوَخ» سقز هم که توسط دادگاه ویژه روحانیت همدان به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد پیش‌تر و در اردیبهشت ۱۴۰۲ به دلیل حمایت از اغتشاشات «زن زندگی آزادی» و به جرمهای «تشویش اذهان عمومی» و « تبلیغ علیه نظام» به ۷۴ ضربه شلاق و ۷ ماه و نیم حبس تعلیقی به مدت ۳ سال محکوم شده بود و در تیر ۱۴۰۳ توسط دادگاه ویژه روحانیت همدان به اتهام‌«تبلیغ علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

اگر دقت کنید تمام این ماموستاهای دستگیر شده به نحوی به اغتشاشات هرزه های سکولار ۱۴۰۱ش گره خورده اند و ربطی به کنترل فضای دینی و محدودسازی فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی ماموستایان و یا مطالبات اهل سنت و جماعت ندارند.

این واقعیت اینی ماموستاهاست حالا جهت فریب افکار عمومی و فرار از این واقعیت مساله ی مرگ یا شهادت سیدتنا فاطمه زهرا رضی الله عنها را مطرح کرده اند که در ایران نه تنها کسانی چون شیخ پردل و مولوی عبدالرحمن چابهاری بلکه دهها مولوی و شیخ و ماموستا در این زمینه سخنرانی کرده و حتی کتاب نوشته شده و رسما در ایران چاپ شده اند.

پس دستگیری این ماموستاها ربطی به این مسایل مذهبی ندارد و صدها شیعه مذهب هم دستگیر و حتی عده ای از این شیعیان نیز اعدام شده اند، کسانی که علی‌رغم واقعیت، در رسانه‌هایشان تلاش دارند پرونده این ماموستاها را به اختلافات مذهبی گره بزنند و  یک پروژه اختلاف‌افکنانه جدید را کلید بزنند در همان مسیر جبهه ی اغتشاشگران ۱۴۰۱ در حرکتند و ربطی به مطالبات اهل سنت و جماعت ایران ندارند.

‍ تولید محتوا بهتر است زمانی که کار میدانی همراه آن باشد

 تولید محتوا بهتر است زمانی که کار میدانی همراه آن باشد

 به قلم: مسعود سنه ای

امروزه و به دلیل وجود فضای مجازی و رسانه های مختلف، بسیاری از دعوتگران و اهل علم تنها به تولید محتوا و نشستن در منزل دل خوش کرده اند و از کار میدانی و فعالیت چهره به چهره غافل شده اند.

بدون شک فضای مجازی و رسانه های مختلف نقش بسیار مهمی در رساندن حق و بیدارگری دارند اما هرگز نمی توانند جایگزینی کامل برای کار میدانی و فعالیت چهره به چهره شوند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنکه تولید محتوا نمی کرد و آنچه از سوی الله آمده بود را بیان و تبلیغ می کرد با این وجود روشنگر و توضیح دهنده ی آیات قرآن بود به همین دلیل به صورت میدانی و چهره به چهره با مردم ملاقات می کرد.

یک روز که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد قبایل می‌رفت و آنها را به اسلام دعوت می‌کرد شش جوان را دید که با هم نشسته هستند، به آنها نزدیک شد و پرسید اهل کجا هستید؟

گفتند: از مدینه از قبیله‌ی خزرج رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود می‌توانم با شما بنشینم و با شما صحبت کنم؟

گفتند: بله ( یکی از صفات خوب عربها از دیر باز این بود که اگر کسی با آنان سخن بگوید خوب به سخنانش گوش فرا می‌دهند و به او اجازه می‌دهند تا سخنش را تکمیل کند).

رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام را به آنها عرضه نمود که اسلام آوردند و گفتند ما به مدینه می‌رویم و مردم را به دین اسلام دعوت می‌دهیم و سال آینده همراه کسانی که بتوانیم آنان را به اسلام فراخوانیم نزد شما باز می گردیم.

سال آینده همان گونه که قول داده بودند با ۱۲ نفر آمدند که ۹ نفرشان از قبیله خزرج و سه نفر از اوس بودند رسول الله صلی الله علیه وسلم از شنیدن این خبر شادمان شد. امید به واقعیت تبدیل شد زیرا وقتی عده ای از قبیله ی اوس ایمان آوردند معنایش این است که خیر و خوبی آمدنی است و مردم مدینه انسانهای صادق و خوبی هستند و در این اختلاف بی تقصیرند.

گمان رسول الله صلی الله علیه وسلم درست بود؛ در سال آینده ۷۳ مرد و دو زن نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند که نصف شان از قبیله‌ی اوس و نصف دیگر از قبیله‌ی خزرج بود. به این ترتیب هجرت به سوی مدینه ممکن شد.

تبیین مفاهیم و مطالب و پاسخ به سوالات مختلف مخاطبین در کار میدانی و چهره به چهره تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد.

امروزه که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های اهل بدعت به صورت بی سابقه ای در حال فاسد کردن نسل جدید ما هستند، در کنار تولید محتوا، کار میدانی و چهره به چهره از نیازهای روز ماست.

آیا با وجود مذاکرات، خشمگین‌کردن کفاری چون آمریکا، عبادت است یا بهانه دادن دست آنها!

آیا با وجود مذاکرات، خشمگین‌کردن کفاری چون آمریکا، عبادت است یا بهانه دادن دست آنها!

به قلم: کیوان مریوانی

اخیرا و در حین مذاکرات بین ایران و آمریکا، بعضی از مقامات بلند پایه ی دارالاسلام ایران و حتی در سطح رهبری و نیروهای مسلح و … سخنانی می گویند که گروه به اصطلاح اصلاح طلب ( درواقع تخریبگر) را به وحشت انداخته است و کار به جایی رسیده که عده ای از آنها به جای رفتن به سمت و سوی اتحاد بیشتر با نیروهای انقلابی دست به فحاشی و هزیان گوئی زده اند.

با این وجود آیا واقعا خشمگین کردن آمریکا و سایر کفاری که هم اکنون در برابر مومنین عرض اندام کرده اند عبادت است؟

الله متعال فرموده است: {ليغيظ بهم الكفار} [الفتح: ۲۹]، تا کفار را به سبب آنها [=صحابه] خشمگین سازد!

امام بغوی رحمه الله در تفسیرش (۷/۳۲۷) می‌گوید: «أي إنما كثرهم وقواهم ليكونوا غيظا للكافرين»، یعنی: الله، صحابه را زیاد کرده و قدرت بخشیده تا موجب خشم کافران باشند.

و فرموده است: {ولا يطئون موطئا يغيظ الكفار ولا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صالح} [التوبة: ۲۰]، یعنی: و گامی به جلو برنمی‌دارند که موجب خشم کافران شود، و به دشمنان دستبردی نمی‌زنند (و ضرب و قتل و جرحی نمی‌چشانند و اسیر و غنیمتی نمی‌گیرند) مگر این که به‌خاطرش عمل صالحی برایشان نوشته می‌شود.

همچنین در کتب سیره آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم، در واقعه‌ی حدیبیه، شتری که از ابوجهل به غنیمت گرفته بودند را قربانی کردند؛ امام محقق، ابن قیم رحمه الله در زاد المعاد (۳/۲۶۸) همین را دلیل این مطلب دانسته و فرموده است: «ومنها استحباب مغايظة أعداء الله»، یعنی: از جمله نکاتی که از قصه‌ی حدیبیه برداشت می‌شود، این است که خشمگین‌کردن دشمنان خداوند، مستحب می‌باشد.

و در مدارج السالکین (۱/۲۴۱) فرموده است: «فمن تعبد الله بمراغمة عدوه، فقد أخذ من الصديقية بسهم وافر»، یعنی: هرکس الله را با خشمگین‌ساختن دشمن او بپرستد، سهم فراوانی از مقام صدیقیّت برده است.

همانطور که از این نصوص و اقوال می‌فهمیم، منظور این نیست که با دشنام‌دادن یا کارهایی از این قبیل آنها را خشمگین کرد، بلکه فعالیت‌های شرعی و انجام عبادات آنها را تا سرحد خشم می‌برد.

هم اکنون دیدن قدرت نظامی و موشکی و تکنولوژی دارالاسلام ایران نه تنها این کفار را به پای میز مذاکره با ایران کشانده نه حملات مرگبار نظامی به ایران، بلکه دیدن این قدرت نظامی ایران آنها را تا حد جنون عصبانی و ناراحت کرده است و این عین عبادت است.

آیا تخریبگران غربگدا هنوز نمی خواهند بیدار شوند؟

جهاد به رهبری حاکم یا رهبر ظالم، فاسق و فاجر چه حکم دارد؟

جهاد به رهبری حاکم یا رهبر ظالم، فاسق و فاجر چه حکم دارد؟

کاتب: أبومحمود کندزی

در همین قدم اول باید بدانیم که منظور از رهبر و امیر، رهبر حاکم بر دارالاسلام است، یعنی سرزمینی که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی تنظیم شده است و احکام شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب اسلامی اجرا می شود.

علاوه بر این، منظور از اهل جماعت در منابع اهل سنت و جماعت، یعنی اهل چنین حاکمیتی شدن نه فرقه بازها و گروههای متفرقی که به قتال الفتنه بر علیه هم و حتی بر علیه جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام مشغول هستند.

رهبر چنین سرزمینی، یا منوصبین و امراء و والی های چنین رهبری هر چند ظالم، فاجر و فاسق باشند ضمن انجام امر به معروف و نهی از منکر از کانال شرعی آن، اطاعت از آنها در کارهای نیک و در غیر معصیت الله لازم است و باید فسق و گناه او سبب بی اطاعتی و نافرمانی مومن در کارهای نیک نگردد، زیرا جزای گناه را به او الله تعالی خواهد داد و مجاهد ثواب و اجر اطاعت از امیر در کارهای نیک و در غیری معصیت الله را خواهد برد.

دلیل:  مَن رَأَى من أمِيرِهِ شيئًا يَكْرَهُهُ فلْيَصْبِرْ عليه ، فإِنَّهُ ليس أحدٌ يُفارِقُ الجَماعةَ شِبْرًا فيَموتُ ، إِلَّا ماتَ مِيتةً جَاهِلِيَّةً .[ صحیح البخاري] ابن عباس (رضی الله عنه) روایتی را نقل کرده، می‌گوید که رسول الله ﷺ فرموده: کسی که چیزی را از امیر خود مشاهده کرد که آن را بد می‌دانست، پس صبر نماید، زیرا نیست هیچ کسی که از جماعت (حاکمیت بر مسلمین) به اندازه یک وجب جدا شود، پس اگر بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.

دلیل دوم: در حدیث مسلم از عوف بن مالك الأشجعي (رضی الله عنه) روایت شده که رسول الله ﷺ فرموده: “ألا مَن وليَ علَيهِ والٍ فرآهُ يأتي شَيئًا مِن معصيةِ اللَّهِ فليَكْرَهْ ما يَأتي مِن معصيةِ اللَّهِ ولا ينزِعَنَّ يدًا مِن طاعةٍ.”

رسول الله ﷺ فرموده است: باخبر اگر بر بالای کسی امیری تعیین گردید و او را بر نافرمانی الله تعالی مشاهده کرد، پس این گناه و نافرمانی از الله تعالی ای او را بد بداند، اما از اطاعت امیر خارج نشود.

امام نووی (رحمه الله) فرموده است: “قال جماهیر أهل السنة من الفقهاء والمحدثین والمتکلمین لا ینعزل بالفسق والظلم وتعطیل الحقوق ولا یخلع ولا یجوز الخروج علیه بذلك بل يجب وعظه وتخویفه للأحادیث الواردة في ذلك.[شرح مسلم: ۱۲/۲۲۸]

جمهور اهل سنت که فقهاء، محدثین و متکلمین هستند، (اینها) می‌گویند: که امیر به سبب فسق، ظلم و ندادن حقوق معزول (برکنار) نمی‌شود و نباید از بیعت او خارج شد و به سبب امور ذکر شده قیام هم بر علیه او جایز نمی‌شود، بلکه نصیحت کردن به او و ترساندن او از الله تعالی واجب است، به سبب آن احادیثی که در این مورد وارد شده است.

قال بعض الحکماء: “من فارق الاعتصام بحبلهدحالفه الخسران وعانقه الخذلان وترصدت له المنون وطحنته الحرب الزبون.”[تهذیب الرياسة: ۱/۱۱۱] بعضی از حکماء نیز گفته اند، کسی که ریسمان اتفاق را ترک نمود، پس زیان یاور او خواهد گشت و شرمندگی بر گردنش خواهد افتید و مصیبت ها در انتظارش خواهد بود و جنگ او را در هم خواهد شکست.

مذاکره کننده های ایرانی بدانند، الله ضعف را برکت نمی دهد

مذاکره کننده های ایرانی بدانند، الله ضعف را برکت نمی دهد

به قلم: فضل احمد هراتی

ایران یکی از قدرتهای بزرگ جهان و در بعضی موارد قویترین قدرت منطقه است. آنچه که آمریکا را وادار به این گفتگوها و مذاکرات کرده است همین قدرت نظامی آن است نه حتی قدرت علمی یا نفت و گاز و … آن.

در این زمینه ی مشخص لازم به ذکر یک تجربه ی تاریخی می دانم که در جریان مذاکرات ۲۰۲۰ در دوحه ی قطـر، نماینده آمریکا از ا.ا.افغانستان خواست تا برای ادامه مذاکرات، سلاح های خود را زمین بگذارندو پای میــز مذاکره بنشینند.

ذبیح الله مجاهد سخنگوی ا.ا.افغانستان پاسخ داد:

«اگر این قدرت و ســلاح و ایستادگی مجاهدین نبود، سخنی از اجلاس از ابتدا وجود نداشت.»

این سخن سخنی است  که میزهای مذاکرات را می لرزاند و ثابت می کند و بدانید حیثیت و عزت مسلمان فقط با زور و قدرت قابل بازیابی است.

باید بعد از تقویت ایمان، به قدرت نظامی و اسلحه فکر کرد، قدرت نظامی، قدرت نظامی، چون للّٰه  جل جلاله ضعف را برکت نمی دهد.

ایران هم کشوری اسلامی است که مثل ا.ا.افغانستان بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می شود و مذاکره کننده باید بدانند آنچه به آنها در برابر آمریکا قدرت مانور داده است قدرت نظامی ایران است نه فقط توانایی دیپلماسی آنها.

پس در مذاکرات خود همیشه این قدرت برتر نظامی ایران را در نظر داشته باشند تا مرعوب تبلیغات پوشالی و گنده گویی های امثال ترامپ نشوند و با اراده و توان مستحکمتری مذاکرات را به پیش ببرند  و اینهم بدانند که مذاکره هم جنگی است آشکار که آمریکا آنرا در قالب خدعه و نیرنگ به پیش می برد به همین دلیل از قدرت نظامی قوی پشتوانه آن نباشد هر آن احتمال غدر و خیانت آمریکا می رود.

در این صورت می توان گفت در هر حالتی قدرت نظامی ایران نقش اول را در این مذاکرات بازی می کند چه این مذاکرات طبق میل ایران پیش برود چه آمریکا دوباره دچار غدر و خیانت شود.

هزیان گویی یا عوام فریبی مناصرین جولانی؟

هزیان گویی یا عوام فریبی مناصرین جولانی؟

به قلم: ابوبکر خراسانی

یکی از مناصرین جولانی نوشته بود که: «گمان می‌کردیم که او فقط یک فرمانده نظامی است، اما حالا برایمان روشن شده که او فرمانده دیپلماسی نیز هست… در کمتر از ۴ ماه از به دست گرفتن قدرت، حمایت همه کشورها را برای مردم سوریه جلب کرد».

با این نگرش اگر به رهبران و بزرگان امارت اسلامی افغانستان نگاه کنید چه اتفاقی می افتد؟ در زمان حکومت ۵ ساله ی عمر ثالث رحمه الله چند کشور از ا.ا.افغانستان حمایت کردند؟ بعد از ۲۰ سال جهاد و پس از دو سه سال حاکمیت مجدد چند کشور ا.ا.افغانستان را به رسمیت شناخته اند؟

آیا حمایت همه ی کشورهای جهان از جمله وحشی هایی چون آمریکا و اسراییل و فرانسه و انگلیس و سایر شیاطین از حاکمیتی دلیل بر خوب بودن این حاکمیت است یا منحرف بودن آن؟

جولانی اقرار می کند که از ابتدای انقلاب تا کنون با استخبارات حکومت سکولار ترکیه و بر علیه تمام گروهها و افرادی که ترکیه و شرکایش تروریستی می دانند همکاری کرده است و هم اکنون هم در تحالفی بر ضد سکولاریسم شرکت کرده که پرچمدار آن آمریکا است و مهمتر از همه این است که قانون شریعت الله را یکی از منابع قانونگذاری در کنار سایر منابع و مراجع قرار داده است و قانون شریعت الله را پیاده نمی کند بلکه بر اساس همان قانون سکولاریستی بشار اسد عمل می کند با تغییراتی ناچیز و تبدیل به سپری دیگر برای اسراییل شده است.

اینجاست که باید بدانیم که علت مقبولیت جولانی در بین دولت های بیگانه ای چون آمریکا و انگلیس و ترکیه و اسراییل و… چیست؟  

این از زیرکی جولانی نیست بلکه از انحراف او و حرکتش در مسیر کفار است مثل حاکمیت کرزای و غنی که مورد قبول همه ی کشورهای دنیا بود و از تمام کشورهای دنیا حمایت می شدند.

پس تأیید شیطان و پیروان شیطان دلیل بر خوب بودن کسی یا حاکمیتی نیست.

خیلی ساده است: ا.ا.افغانستان بر اساس فقه رایج بین مردم در حال تطبیق قانون شریعت الله است و در برابر تمام نهادها و حاکمیتهای سکولار هم ایستاده است و حاضر به عقب نشینی از تطبیق قانون شریعت الله نیست حالا تطبیق حدودی که جولانی باید اجرا کند دلیل بر این است که قانون اساسی آن بر اساس شریعت الله است .

 جولانی بر اساس فقه رایج بین مردم خودش حدود و شریعت الله را اجرا کند تا به دنیا ثابت کند که حاکمیتی اسلامی دارد و مجری قوانین شریعت الله است نه قوانین سکولاریستی .

مومنین و حتی کفار دنیا دارند شماها را می بینند و نمی توانید بعد از اینهمه انحراف دست به عوام فریبی بزنید.

 پس می گوییم هزیان نگویید ما از شما انتظار غیرت نداریم و از شما نخواسته ایم با اسراییل و آمریکا و ترکیه و فرانسه که خاکتان را اشغال کرده اند جهاد کنید یا از شما نخواسته ایم راه را برای مجاهدین باز کنید که با این کفار جهاد کنند چون اجازه ی چنین کاری را از سوی همین کفار ندارید بلکه تنها از شما می خواهیم اعلام کنید که قانون شریعت الله تنها مرجع قانونگذاری است و حدود الله را بر اساس فقه مردم خودتان اجرا کنید.

پس خیال نکنید مثل کبک سرتان را در برف فرو برده اید و کسی شما را نمی بیند یا مخاطبین شما همه مثل خودتان هستند .

اعتماد به آمریکا و متحدینش یا اعتماد به الله و سپس به قدرت داخلی و نظامی خود؟

اعتماد به آمریکا و متحدینش یا اعتماد به الله و سپس به قدرت داخلی و نظامی خود؟

به قلم: کارزان شکاک 

ضمن در نظر داشتن مسائل منهجی و عقیدتی در چگونگی برخورد با یک کافر محاربی که پایبند عهد و پیمان نیست و تجربه پیمان شکنی از آن به کرات دیده شده است، تاریخ روابط سرزمینهای اسلامی نشان داده است که هر مسئول و حاکمی دست دوستی به آمریکا و متحدینش داده و مسائل کشوری را منوط به غرب کرده و به سیاستهای آنها گره زده است جز خسارت و تباهی و حتی نابودی چیزی برایش در پی نداشته است و اعتماد به غرب، تجربه شکست خورده‌ای فراملی است.

تاریخ دارالاسلام ایران هم نشان داده است هر جا از غرب قطع امید کرده و بدون اعتماد به آمریکا و غرب به صورت مستقل و با خود باوری و ضمن رعایت اصول اسلامی در روابط خارجی حرکت کرده موفق و ثابت قدم به پیش رفته است.

تخریبگرانی که در لباس اصلاح طلب، امیدوارانه پیشرفت و رشد کشور را به تصمیمات آمریکا و غرب گره زده بودند نه تنها با شکست مواجه شده اند بلکه مشکلات دامنه داری را نیز بر مشکلات مردم افزودند.

آمریکا مزدور و دست نشانده و وابسته می خواهد و کسی نمی تواند هم استقلال و عزت خود را حفظ کند هم امیدوار به خیر رسیدن از سوی آمریکا باشد؛ بر این اساس است که اصل روابط خارجی آمریکا و غرب با دارالاسلام ایران بر ضربه زدن به آن در هر مساله ای است که توانش را داشته باشد و اگر تا کنون نتوانسته در مسائلی ورود کند چون توان آنرا ندارد.

در اینجا باز به تنها عامل بازدارنده در برابر تمام این دشمنان می رسیم که الله معرفی کرده و رسولش صلی الله علیه وسلم آنرا توضیح داده و می فرماید:

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ (انفال/۶۰)‏

‏برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قدرت و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ الله و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و الله آنان را می‌شناسد. هر آنچه را در راه الله (از جمله تجهیزات جنگی و تقویت بنیه دفاعی و نظامی اسلامی) صرف کنید، پاداش آن به تمام و کمال به شما داده می‌شود و هیچ گونه ستمی نمی‌بینید .‏

از عقبة بن عامر رضی الله عنه نیز روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: ۶۰] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است».[۱]

پس عامل بازدارنده ای که پشتوانه ی دیپلماسی خارجی هم است تنها اسلحه و قدرت نظامی است و بعد از توکل و اعتماد بر الله تنها باید به قدرت نظامی و داخلی خود اعتماد کرد.


[۱]  مسلم ۱۹۱۷

درسی ایمانی از مروان حدید در دادگاه نظام سکولار بعثی و آنچه جولانی با ثمره ی جهاد امثال مروان کرد

درسی ایمانی از مروان حدید در دادگاه نظام سکولار بعثی و آنچه جولانی با ثمره ی جهاد امثال مروان کرد

به قلم: مسعود سنه ای

در دادگاه نظامی به ریاست مصطفی طلاس در شهر حمص الشیخ مروان حدید و همراهانش دادگاهی صوری شدند که به صورت مستقیم از رادیو پخش می شد.

طلاس به الشیخ مروان گفت:

قال طلاس للشيخ مروان: أنت عميل.

– تو مزدور هستی؟

قال مروان لطلاس: أنا عميلٌ لله.

+ مزدور الله هستم!

قال طلاس: أنت مأجور.

– مزدت می‌دهند؟!

قال مروان: أنا مأجورٌ من الله.

+ الله مزد من را می‌دهد!

قال طلاس: حكمت عليك المحكمة بالإعدام شنقاً حتى الموت.

در نهایت، دادگاه حکم اعدامش را صادر کرد و او درباره‌ی حکم با لبخندی تمسخر آمیز گفت:

فرد مروان بابتسامة ساخرة: والله يا مسكين لو عرفتُ أنّ بيدك الموت والحياة لعبدتُّكَ من دون الله.

ای مسکین! به خدا اگر می‌دانستم که زندگی و مرگ به دست توست، به جای خداوند تو را عبادت می‌کردم!

اینجا بود که قاضی به مسخره گرفته شد و آنها هم فورا برق را قطع کردند و پخش مستقیم رادیوئی هم قطع شد.

حکم او بعداً لغو گردید و آزاد شد، اما بار دیگر توسط همین نظام سکولار دستگیر شد و در زندان این دژخیمان به شهادت رسید!

رحمه الله وتقبله في الشهداء

بر اثر غفلت مومنین اهل دعوت و جهاد و دسیسه های دشمنان آشکار و پنهان مومنین، ثمره ی جهاد و رشادت هزاران نفر چون  مروان حدید در نهایت توسط جولانی به فروش رسید و سوریه تبدیل شد به ابزاری در دست غرب سکولار و اسرائیل وحشی.