سخنان سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در مورد ادامه راه حسین و جنگ با یزیدیان و هراس اسلام آمریکایی – صهیونی جدید
به قلم: ابوبکر خراسانی
سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در سخنانی به مناسبت اربعین ۱۴۰۳ش و در توئیتی بیان کرد:
“من با کسانی که با شما صلح می کنند در صلح هستم و تا قیامت با کسانی که با شما می جنگند در جنگ هستم. نبرد بین جبهه حسینی و جبهه یزید ادامه دارد و تمام شدنی نیست.”
از نگاه تشیع هر کسی که در برابر انقلابیونی چون حسین رضی الله عنه قرار بگیرد یزیدی است، فرق ندارد مذهبش چه باشد. چون سید روح الله خمینی کسی چون شاه پهلوی ایران را یزیدی نامید که این شاه شیعه بود .
حالا عده ای جاهل مغرض منتسب به اهل سنت که در جبهه آمریکا و ناتو (و هزاران بار بدتر از جبهه ی یزید) قرار گرفته اند در قدم اول سعی دارند یزید را معادل اهل سنت قرار دهند و حسین رضی الله عنه را معادل شیعه. در گفتمان غلط این دسته، در واقع حسین بر علیه اهل سنت قیام کرده و… در حالی که تمام اهل سنت و جماعت بلاء استثناء در کنار حسین رضی الله عنه قرار گرفته و حق را به حسین می دهند و تنها نواصب هستند که به حسین بدوبیراه گفته و در کنار یزید و یزیدیان قرار می گیرند. نواصب یعنی توهین کننده های به علی و اهل بیت علی. خوارج، هم به علی بدوبیراه می گفتند هم به معاویه و اطرافیانش، اما گروه معاویه و دسته هایی از بنی امیه تنها به علی و اهل بیت علی توهین می کردند . این نواصب بنی امیه با تمام شدن حاکمیت بنی امیه هم تمام شدند و قرنهاست اثری از این فحاشان باقی نمانده است، اما یزیدیان، یعنی کسانی که در برابر انقلابیون آزادیخواه و شریعتگرایی چون حسین قرار گرفته اند قرنها بعد از مرگ یزید و بنی امیه تا اکنون و تا روزی که مسلمین به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت دست پیدا نکرده اند وجود داشته و خواهند داشت. سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران خطاب به این دسته از یزیدیان سخنانی گفته، حالا ریز و درشت اینها که همگی در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار دارند هراسان شده و سعی دارند با چسپاندن اهل سنت به یزید، اهل سنت را یزیدی و خودشان را اهل سنتی مدافع یزید و در برابر حسین رضی الله عنه و امثال حسین و کسانی چون جبهه مقاومت تحت پرچم سید علی خامنه ای قرار دهند که مدعی ادامه راه انقلابی حسین هستند. این موضع گیری این هراسان شده ها به نفع کیست؟ قطعا به نفع آمریکا وناتو و رژیم صهیونیستی و تمام مزدوران ریز و درشت آنهاست که در برابر جبهه مقاومت قرار دارند. هراس این پرچمداران اسلام آمریکایی – صهیونی جدید از این سخنان سید علی خامنه ای من را یاد این مثال محلی ما انداخت که می گوید: “چوب را بردار سگ دزد مشخص می شود. “ این اهل تفرقی که اینگونه خودشان را معرفی کرده اند ربطی به اهل سنت و جماعت ندارد، اینها ضرار سازها و فرقه بازهایی هستند که در جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیونیستها قرار گرفته اند، چون دقیقا بعد از نشر این سخنان سید علی خامنه ای، اینها به حماس و جهاد اسلامی هم حمله می کنند. دقت کردید؟ دقیقا بعد از نشر این سخنان سید علی خامنه ای این مدافعین یزید به حماس و جهاد اسلامی هم حمله می کنند. اسلام آمریکایی – صهیونی جدید یعنی اسلامی که عملا عده ای را با نام مسلمانی و حتی با شعارهای فریبنده ی شبه اسلامی در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در آورده است، مثل امارات و آل سعود و مصر و اردن و محمود عباس فلسطینی یا ریزهایی چون جولانی و ادلب نشینها یا جیش العدل و سایر فرقه هایی که آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی را رها کرده و در حال ضربه زدن به انقلاب مجاهدین فلسطین و حامیان آنها هستند. بدون شک تمام مسلمین تا زمانی که به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت نرسیده اند خود را ادامه دهنده راه حسین رضی الله عنه می دانند و با هر کسی که تا روز قیامت با این راه حسین مخالفت و دشمنی کند دشمنی خواهند کرد و با هر کسی که در این راه انقلابی حسین قرار بگیرند دوستی و برادری خواهند کرد. این از بدهیات اهل دعوت و جهاد در طول تاریخ اسلام بوده است که یزیدیان را هراسان کرده است.
سخنان رهنمودی عالیقدر شیخ القرآن و الحدیث مولوی هبت الله آخندزاده حفظه الله برای مسئولین ولایت فاریاب
صبح روز جمعه ۲۶ صفر ۱۴۴۶ مصادف است به ۹ سنبله ۱۴۰۳ هـ ش، عالیقدر شیخ القرآن والحدیث مولوی هبت الله آخندزاده، در حالیکه تعدادی از اعضای دفتر شان وی را همراهی می کردند، وارد شهر میمنه گردیده، در محفلی که به همین مناسبت در اقامتگاه الحاج مولوی عبدالاحد (فضلی) والی فاریاب با حضورداشت وزیر صاحب زراعت والی صاحب بادغیس مسوولین بلند پایۀ ولایت فاریاب، اعضای شورای علما، استادان و شیوخ مدرسۀ جهادی، روسای ادارات دولتی، ولسوالان، قوماندانان امنیه و آمرین استخبارات ولسوالی ها و یک تعداد منسوبین قوماندانی امنیه فاریاب تدویر یافته بود، اشتراک ورزیدند.
در آغاز محفل، مسوولین محلی هر کدام مختصراً خود را معرفی نموده، ورود عالیقدر مولوی هبت الله را در ولایت فاریاب خیرمقدم و خوش آمدید عرض نمودند، متعاقبا شیخ القرآن والحدیث مولوی هبت الله آخندزاده صحبت نموده، فتح و پیروزی امارت اسلامی و تامین بودن امنیت سراسری را به حاضرین مجلس، خانواده های شهداء و به کافۀ ملت شریف فاریاب مبارکباد عرض نمودند.
ایشان اضافه نمودند، این فتح و پیروزی که نصیب من و شما شد به واسطه ابزار جنگی به دست نیامده؛ بلکه یاری و نصرت رب العالمین، ریختن خون های زیاد و همکاری ملت بود، که این پیروزی نصیب ما شد، از همین خاطر هدایت دادم که تاریخ ۲۴ اسد به نام یوم الفتح نام گذاری شود.
عالیقدر مولوی هبه الله، در لابلای سخنان شان فرمودند، بعد از ۲۰ سال جهاد و مبارزه، با ریختن خون های زیاد و تحمل تکالیف بسیار، الله متعال این نعمت بزرگ را که همانا استقرار نظام اسلامی در افغانستان می باشد به من و شما اعطا نموده است، که باید همۀ ما از این فرصت پیش آمده استفاده خوب نماییم، چون این همه زحمات ما به خاطر تنفیذ شریعت الهی در روی زمین بود، که یدالله علی الجماعه ما در این امر کامیاب شدیم و حالا در آسانی باید کامیاب شویم و اکنون ما در آسایش هستیم نباید با کبر و غرور ذهن و فکر ما تغییر بیایید و ما باید اوصاف بد را از خود درو بسازیم و برای خود اوصاف تواضع، تقوا و فروتنی را اختیار کنیم، عدالت و تقوا را پیشه خود بسازید، تفرقه، تبعیض، قوم پرستی، لسان پرستی را دور بیندازید، چون بهترین شما در نزد خداوند با استناد آیۀ کریمۀ «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» با تقوای ترین شما است.
مولوی هبه الله در بخشی از سخنان شان، برای همه مسوولین ادارات امارتی اعم از ملکی و نظامی تاکید نمودند، باید در اجرای حدود الهی، تأمین امنیت جان و مال مردم، تعلیم و تربیۀ سالم برای طلاب مدارس، شاگردان مکاتب و محصلین وهنتون ها و تطبیق قانون امربالمعروف در جامعه سعی و تلاش جدی صورت گیرد، مسوولینی که در راس قرار دارند خانواده های شهداء، مجروحین، معیوبین، افراد و همسنگرانی که دیروز در حالت سختی و مشکلات دوشادوش شما در سنگر ها بودند، امروز که به آسایش رسیدید، آنها را فراموش نکنید.
در اخیر تعدادی از مسئولین پیشنهادات شانرا مبنی بر مشکلات مردم فاریاب به حضور امیرالمؤمنین حفظه الله ارایه نموده، خوستار همکاری از مقام عالی گردیدند،
محفل با دعای خیر مبنی بر استحکام هرچه بیشتر نظام اسلامی و آزادی غزه از چنگال اسرائیل غاصب به پایان رسید.
نگرش اصولی و مبنائی ا.ا.افغانستان نسبت به تشیع و برخورد با متخلفین از این چوکات
به قلم: فضل احمد هراتی
اسلام نزد حنفی ها و سایر اهل سنت یعنی: الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ وَتَصُومَ رَمَضَانَ وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنْ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا. اسلام عبارت است از اينكه گواهي دهي و يقيين داشته باشي معبودي بحق جز خداي يكتا نيست و آنكه محمد فرستاده خداست و نماز برپا داري و زكات بدهي و روزه رمضان را بگيري و اگر توانايي انجام حج را داري آن را بجاي آوري (مسلم۸)
ایمان نزد حنفی ها و تمام مذاهب دیگر اهل سنت یعنی: أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ. ايمان بياوري به يگانگي خدا، ایمان بیاوری به ملائكه، كتابهاي آسماني، پيامبران، روز قيامت و قضا و قدر به خير و شر آن.(مسلم۸)
همچنین علامه مفتی کفایت االله دهلوي رحمه الله در کتاب « تعلیم الاسلام، بر اساس فقه مذهب حنفی» می گوید: ” نام مذهب مسلمانها اسلام است و اسلام به ما می آموزد که: «االله» یگانه است و فقط او شایسته و سزاوار بندگی است، حضرت محمدصلی الله علیه وسلم بنده خدا و فرستاده اوست، قرآن مجید کتاب و قانون الهی است، اسلام دین بر حق و راست است.کلمه اسلام « لاَ اِلهَ اِلاَّ اُلله مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ» است وکلمه شهادت « اَشهَدُ اَن لَّا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَاَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ وَرَسُولُهُ» است.
ايمان مجمل یعنی: أَمَنتُ بِاللهِ كَمَا هُوَ بِاَسمَائِه وَصِفَاتِه وَقَبِلتُ جَمِيعَ اَحكَامِهِ. به ذات يگانه الله، ايمان آوردم چنان كه با نامها و صفات خويش موسوم است و تمام احكام و دستورهاي او را پذيرفتم.ايمان مُفصَّل یعنی: أَمَنتُ بِاِلله وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِه وَاليَومِ الآخِرِ وَالقدرِ خَيرِهِ وَشَرِّهِ مِنَ اِلله تَعَالي وَالبَعثِ بَعدَالمَوتِ. به خدا و فرشتگان و كتابهاي آسماني و پيامبران و روز قيامت ايمان آوردم. نيز بر آنچه در تقدير از خوبيها و بديها نوشته شده است و بر زندگي پس از مرگ ايمان آوردم.”
ا.ا.افغانستان که مذهب امام ابوحنیفه را نمایندگی می کند چنین نگرشی در مورد اسلام و ایمان دارد و بر این اساس، تمام این ارکان به صورت مطلق به شیعه ۱۲ امامی صدق می کند و شیعه هم در نظر ا.ا.افغانستان مسلمانی است مثل سایر مذاهب اسلامی.
این چهارچوب، نگرش ا.ا.افغانستان به تمام مسلمین از جمله تشیع است به همین دلیل انس حقانی در ۵ جدی(دی) ۱۴۰۰ در کابل اعلام کرد: “امروز در افغانستان شیعیان و سنی ها با هم برادرانه زندگی می کنند و حکومت به هیچ فرد و یا گروهی اجازه برهم زدن این اتحاد را نمی دهد و عملکردهای خودسرانه ی عده ای مطابق با پالیسی دولت اسلامی ما نیست.”
مسئولین حکومتی و برادران شیعه ی ما در ایران هم بدانند که ا.ا.افغانستان این است و کسی به آنها آدرس غلط ندهد؛ مسئولین حکومتی ا.ا.افغانستان متوجه هستند که اگر فرد معینی در گذشته و حال از شیعیان مرتکب توهین و یا معتقد به تحریف قرآن و خیانت به مسلمین و سایر انحرافات شده باشد، این تنها یک فرد معین است و با کل مذهب فرق دارد؛ چون با چشم سر قادیانی ها و سیفی های بریلوی و احمد مسعود و امرالله صالح و بسم الله خان و دوستُم و عطا محمد نور و صدها خائن دیگر از میان افغانهای حنفی مذهب را می بینند و این گروهها و افراد معین با کل مذهب حنفی فرق دارند.
حالا کسی چون عبدالحمید خراسانی پیدا می شود و همه ی این اصول و چارچوبهای ا.ا.افغانستان را زیر سوال می برد و از چوکات ا.ا.افغانستان خارج می شود، و همه می دانیم که ا.ا.افغانستان در مورد اصول خودش با کسی شوخی ندارد به همین دلیل با عبدالحمید خراسانی برخورد کرد تا امثال عبدالحمیدها آگاه شوند که مبنا و اصول و چارچوب ا.ا.افغانستان در برخورد با تشیع ثابت و واضح است و هر کسی این مبنا و چوکات را رعایت نکند برای خودش مشکل قطعی درست کرده است.
با توجه به دستگیری عبدالحمید خراسانی نگاه طالبان به مساله امت اسلامی علی الخصوص ایران چیست؟ ایران در نگاه طالبان به صورت عقیدتی چه جایگاهی دارد؟ (۲)
به قلم: فضل احمد هراتی
در میان طرفداران ا.ا.افغانستان تفکرات مختلفی مثل دیوبندییم و حتی صوفی های بریلوی سیفی و… وجود دارد اما آنچه تا کنون بر ا.ا.افغانستان حاکم بوده و رهبران آنهم مبلغ آن بوده اند مذهب حنفی است که خود امام ابوحنیفه در انقلاب شیعیان به رهبری زید و ابراهیم مشارکت کرد و به همین دلیل هم در زندان عباسی ها مسموم و به شهادت رسید.
این نزدیکی عقیدتی حنفی ها با شیعیان را می توانیم در مواقف مختلف مشاهده کنیم به عنوان مثال زمانی که مسئولین ا.ا.افغانستان برای کشته شدن رئیس جمهور شیعه ایران پیام تسلیت فرستادند از سوی داعش مورد هدف قرار گرفت اما ا.ا.فغانستان بیان کرد: مبنای شرک و توحید شما با اهل سنت و جماعت نیز تعارض دارد و علیالمبنا طبق قاعده تکفیری شما ائمه اهل سنت و جماعت نیز تکفیر میشوند چون امامان نووی و ابن قدامه رحمهما الله و… را به خاطر آداب زیارت رسول الله سلم الله علیه و سلم تکفیر کردید و.. طبق معیار شرک و توحید و کفر و ایمان شما، جمهور علما و بزرگان اهل سنت و جماعت تکفیر میشوند و این مسئله قطعی است.
به این شکل مسئولین رسانه ای ا.ا.فغانستان مشرک نامیدن اهل شهادتین را رد می کند و بر این باور است که این افکار منحرف سالهاست با این معیار ضد اسلامی اهل شهادتین خصوصا اهل سنت و جماعت را تکفیر کرده اند و بعد شیعه ها را.
باز ا.ا.افغانستان در رد یکی دیگر از شبهات مفکوره های منحرف که مسائلی مانند تکفیر صحابه رضی الله عنهم، تحریف قرآن، تهمت فحشا به ام المومنین عایشه رضی الله عنها را برای تکفیر شیعه ردیف کرده اند پاسخ می دهند:
اولا مسائلی که بیان شد مسائل مصداقی و معین است، مثلاً میگوییم فلان شخص سب میکند، فلان شخص تکفیر میکند، فلان شخص تهمت زنا میزند، فلان شخص قائل به تحریف قرآن است، فلذا اینها ناظر به شخص معین و مصداق نفر است؛ حالا یک مورد سراغ دارید شخصی که مقامات امارت اسلامی برایش تعزیه گرفتند قائل به تحریف باشد و یا به مقدسات اهل سنت بیاحترامی کند؟
مواردی که به ناحق برای تکفیر شیعه به کار می رود به یک عده بسیار کم و اقلیت بر میگردد و به کل شیعه ارتباطی ندارد و عقاید معین افراد خاص را نباید به یک مذهب تعمیم بخشید و این خلاف اصول اهل سنت و جماعت است و به عبارتی دنبال بهانه برای تکفیر اهل شهادتین هستید، در حالی مذهب اهل سنت و سیره اسلام این است که حسن ظن به اهل شهادتین داشته باشد نه سوء ظن.
علاوه بر این، از حق نباید گذشت که ایران به خاطر دفاع از اهل سنت فلسطین هم کشته داده است و هم تحریم شده است و هم تحت فشار قرار گرفته است، اما از حمایت آنها دست برنداشته است به طوری که سران قهرمان حماس و جهاد اسلامی نیز از ایران به خاطر این کمک ها تقدیر کردهاند.
این نگرش واضح ا.ا.افغانستان به شیعه و حکومت ایران است که بر کسی پوشیده نیست.
کسی که بر خلاف سیاستهای ج.ا.ایران و ا.ا.فغانستان سخنی بگوید یا کاری انجام دهد هر چند خودش را حنفی یا شیعه بنامد چنین شخصی ربطی به این دو حاکمیت ندارد بلکه تنها نماینده ی افکار خودش است.
این دلیلی است که ا.ا.فغانستان را وادار کرد که عبدالحمید خراسانی را دستگیر و زندانی کند.
با توجه به دستگیری عبدالحمید خراسانی نگاه طالبان به مساله امت اسلامی علی الخصوص ایران چیست؟ ایران در نگاه طالبان به صورت عقیدتی چه جایگاهی دارد؟ (۱)
به قلم: فضل احمد هراتی
زمانی که از ا.ا.افغانستان یا از ج.ا.ایران صحبت به میان می آید یعنی مجموعه ی حاکمیت و عقاید و سیاستی که بر این مجموعه حاکم است و قصد اجرای آنرا دارند نه عقایدی که هم مذهبی های آنها در قرون گذشته داشته یا در زمان حاضر دارند.
ج.ا.ایران بر اساس اصل ۱۲ قانون اساسی به مذاهب حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، زیدی آزادی مذهبی داده است و سیاستهای خارجی خودش را هم در تعامل با این مذاهب پیش برده است.
ا.ا.فغانستان از زمان تاسیس آن توسط ملا محمد عمر سعی کرده قومیتها و مذاهب اسلامی و باشنده های مناطق مختلف که دارای مذاهب مختلف شیعه جعفری یا شیعه اسماعیلی هستند را حول محور مصالح مشترک کشور متحد کند و سیاست خارجی آن هم دقیقا مثل سیاست داخلی آن با مذاهب مختلف اسلامی است و امید دارد تمام مسلمین حول نقاط مشترک با هم متحد شوند.
در میزان(مهر) ۱۴۰۲ش عبدالرئوف توانا از علمای شناخته شده افغانستان در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران گفت: جهان اسلام امروز در یک آزمون عظیم قرار دارد و توطئه دشمنان، امت اسلامی را به بیداری هرچه بیشتر فرا می خواند؛ توطئه ای که به دنبال اختلاف افکنی، تقابل جریان ها و مذاهب اسلامی و تضعیف امت اسلامی است، امت اسلامی باید با تقویت وحدت و همدلی در این آزمون تاریخی موضع عزتمندی داشته باشد تا در برابر این همه تهدیدها پیروز شود.
عارف الله عارف، معین مالی و اداری وزارت ارشاد، حج و اوقاف ا.ا.افغانستان هم که در این کنفرانس بین المللی حضور داشت گفت: این بسیار مهم است که اتحاد بین مذاهب وجود داشته باشد، چون ما همه مسلمان هستیم، قبله ما یکی است، و باید با یک دیگر همکاری کنیم تا تفرقه بین مذاهب را از بین ببریم. کشورهای مسلمان باید هماهنگ کار کنند و در همه بخشها هماهنگ باشند، بدون در نظر داشتن مذهب، قوم، نژاد یا چیز دیگر، اگر چنین باشد جامعه اسلامی پیشرفت های زیادی خواهد داشت. انرژی که بعضی ها برای تفرقه انداختن مصرف میکنند، اگر برای اتحاد استفاده شود، پیشرفت زیادی خواهیم داشت.
پس اگر دیدیم که کسی چون عبدالحمید خراسانی توسط ا.ا.افغانستان دستگیر می شود به دلایل عقیدتی و منهجی است نه تاکتیک و سیاست زودگذر که در پیامی مولوی هبه الله رهبر ا.ا.افغانستان هم در ۱۸ حمل ۱۴۰۳ش به مناسبت عید فطر صادر کرد به خوبی نشان داده شده است.
مولوی هبه الله می گوید: روابط امارت اسلامی با تمام جهان اسلام بر اساس برادری استوار است، تمام مسلمانان برادران ما هستند، با توجه به این اصل ما باورهای مشترک دینی و عقیدتی داریم، منافع مشترک داریم که باید بر مبنای آن دیدگاه مشترک داشته باشیم، در درد و غم همدیگر شریک بوده و به اندازه توان خویش با همدیگر کمک و همکاری نماییم. اتخاذ چنین موقف تمام مشکلات مشترک ما را کاهش و حل کرده می تواند و امارت اسلامی خواهان ایجاد چنین فضا می باشد.
این سیاست واضح ا.ا.افغانستان نسبت به تمام مسلمین و موقف آن در قضیه ی امت اسلامی است و به عنوان مثال مولوی هبه الله در همین پیام خود در مورد فلسطین می گوید: قضیه فلسطین، قضیه تمام امت اسلامی می باشد، ما یکبار دیگر تجاوز و اشغالگری اسرائیل بر غزه را شدیداً محکوم می کنیم، از تمام کشورهای اسلامی حتی جهان می خواهیم که هرچه زودتر دست ظلم اسرائیل را کوتاه بسازند تا در آنجا تجاوز پایان یابد، به ویژه امت اسلامی مسوولیت دارد که از داعیه فلسطینیان مظلوم حمایت کامل نمایند و با یک صدا در محدودۀ امکانات خویش در کنار فلسطینی ها ایستاده شوند.
این نگرش واضح ا.ا.افغانستان به مساله ی وحدت میان تمام مسلمین و توجه به مساله ی امت اسلامی است.
در مسیر حرکت رو به جلو دارالاسلام ایران به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت عجله نکنیم
به قلم: مسعود سنه ای
انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران در وضعیتی اتفاق افتاد که نه تنها مردم ایران بلکه اکثریت مطلق سرزمینهای اسلامی تحت اشغال کفار سکولار جهانی قرار گرفته بودند و در نوعی خلاء هویتی و محرومیت تحمیلی فکری و سپس اقتصادی قرار گرفته بودند.
انقلاب ایران در همان قدم اول باعث فروریختن ابهت پوشالی آمریکا و متحدینش و سپس باعث بیداری ملتهای مختلف اسلامی و ایجاد اعتماد به نفس در میان مسلمین شد به نحوی که کل نظام کفری آنزمان به رهبری آمریکا و شوروی و تمام دول خائن عرب منطقه و خائنین محلی چون گروه رجوی و کومله ها و دمکراتها و… از کانال صدام حسین سعی در نابودی این انقلاب کردند اما با آنهمه تکنولوژی و امکاناتی که داشتند این جبهه ی گمراهی و توحش با تمام جنایات و توحشی که آفریدند شکست خورده و به نتیجه ی دلخواه خود نرسیدند.
مردم ما در این دوران بدترین جنایات را توسط این جبهه متحمل شد اما با پشت سر گذاشتن این دوران، پیشرفت رعد آسای قدرت نظامی و علمی ایران شروع و به جای رسیده که هم اکنون دارالاسلام ایران قدرت برتر خاورمیانه شده است و همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با اتحاد داخلی و سپس با متحد شدن با کفار یهودی اطراف مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و… جهت تمرکز بر دشمن اصلی یک جبهه ی واحدی در برابر کفار مشرک قریش تشکیل داده بود و در نهایت به ثمرات این جبهه و نابودی دشمن اصلی و فتح مکه رسید، دارالاسلام ایران نیز با تشکیل جبهه ی مقاومت از یمن تا غزه و با اتحاد با کفار روسی و چینی، بر دشمن اصلی یعنی آمریکا(قریش مشرک زمان) تمرکز کرده است و در مسیر پیروزیی قرار گرفته است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن قرار گرفته بود، اما عده ای عجله می کنند.
خبّاب رضی الله عنه می گوید: شکایت خود را نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم بردیم – در حالی که او در سایه کعبه به بالش خود تکیه داده بود – به او گفتیم: آیا برایمان طلب یاری نمی کنی؟ آیا برایمان دعا نمی کنی؟
پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : قدْ كانَ مَن قَبْلَكُمْ، يُؤْخَذُ الرَّجُلُ فيُحْفَرُ له في الأرْضِ، فيُجْعَلُ فيها، فيُجاءُ بالمِنْشارِ فيُوضَعُ علَى رَأْسِهِ فيُجْعَلُ نِصْفَيْنِ، ويُمْشَطُ بأَمْشاطِ الحَدِيدِ، ما دُونَ لَحْمِهِ وعَظْمِهِ، فَما يَصُدُّهُ ذلكَ عن دِينِهِ، واللَّهِ لَيَتِمَّنَّ هذا الأمْرُ، حتَّى يَسِيرَ الرَّاكِبُ مِن صَنْعاءَ إلى حَضْرَمَوْتَ، لا يَخافُ إلَّا اللَّهَ، والذِّئْبَ علَى غَنَمِهِ، ولَكِنَّكُمْ تَسْتَعْجِلُونَ.[۱] قبل از شما افرادی بودند، که زمین را برایش حفر می کردند و در آن می گذاشتند، و ارّه ای می آوردند و بر سرش قرار می دادند و او را دو نصف می کردند اما این کار او را از دینش باز نمی داشت، و شانه های آهنین را در گوشت و استخوانش فرو می بردند اما این کار او را از دینش باز نمی داشت، سوگند به الله این موضوع بزودی خاتمه می یابد، تا اینکه فرد سواره از صنعا تا حضرموت سفر می کند و هیچ ترسی ندارد مگر از الله ، یا ترس از گرگ نسبت به گوسفندانش، اما شما عجله می کنید.
برای انسانی که قصد رسیدن به مکه دارد مهم این است که در مسیر صحیح قرار گرفته باشد، برای حاکمیتی هم که قصد دارد به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت و بازگرداندن عزت و تمدن اسلامی دست پیدا کند مهم این است که در مسیر صحیح قرار گرفته باشد.
رشد یک حاکمیت مثل رشد یک انسان نیست، گاه چهل سال یک انسان با ۵ سال یک حاکمیت برابری نمی کند، پس اینکه ما مثل رسول الله صلی الله علیه و سلم و آنهمه صحابی از دنیا برویم و مومنین در زمان ابوبکر و عمر رضی الله عنهما به وعده هایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم داده بود دست پیدا کنند مهم نیست، برای ما مهم این است که صبورانه مثل صحابه در مسیر صحیح حرکت کنیم و با الله معامله کنیم و بهشت را از الله بخواهیم همچنانکه الله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه/۱۱)
پس از ۱۹ سال، عکسهای قتل عام حدیثه عراق توسط نظامیان آمریکایی در مجله نیویورک تایمز به بیرون درز کرد.
تفنگداران دریایی آمریکا(مارنز) ۲۴ غیرنظامی عراقی را اعدام کردند. آنها تمام خانواده ها را از جمله نوزادان به قتل رساندند. آنها باید مرگ یکدیگر را تماشا می کردند.
درسی از دستگیری و زندانی شدن عبدالحمید خراسانی فرمانده قطعه بدری ا.ا.افغانستان
به قلم: فضل احمد هراتی
امروز دیدیم که رسانه ها اعلام کردند عبدالحمید خراسانی فرمانده جنجالِ قطعه بدری ا.ا.افغانستان به دستور ملا حسن آخند، رییسالوزرأی کشور به کمیسیون نظامی خواسته شده و بهدنبال آن بازداشت شده است.
عبدالحمید هماکنون در زندان کمیسیون نظامی ا.ا.افغنستان قرار دارد، افرادش خلع سلاح شده و تمامِ تجهیزاتاش نیز ضبط شده است.
عده ای میگویند: عبدالحمید خراسانی از سوی شبکه حقانی به قندهاریها فروخته شد. اما واقعیت این است که مساله فروش، یک سخن بی ارزش است، بلکه واقعیت این است که در یک کشور، یک نظامی حق ندارد سرخود و به نمایندگی از رهبران آن کشور سخنانی بر ضد سیاست آن کشور بزند و دستور جنگ در کشورهای دیگر را صادر کند و مفتی شود و…. یک نظامی که در یک کشور فعالیت دارد با فرمانده یک باند تبهکار یا با امیر یک فرقه ی مسلح مرکز گریز مثل دهها حزب و فرقه ای که قبلا در افغانستان وجود داشتند فرق دارد.
عبدالحمید فرمانده قطعه بدری متعلق به ا.ا.افغانستان است نه جنگ سالاری مثل حکمتیار و ربانی و احمد شاه مسعود و جولانی و احرار الشام و… که هر کدام برای خودشان و بادارانشان جنگ فروشی می کردند. چند مدت قبل، بدون استثناء همه ی مردم ایران را «مشرک» و «بدتر از یهود و نصارا» خطاب کرده بود و از جوانان مهاجر افغانستان خواسته بود تا «ایرانیهای ظالم» را با مرمی و چاقو بکشند و گفته بود ثواب کشتن یک ایرانی بیشتر از ثواب کشتن ده نفر از یهود و نصارا است و…. این سخنان آشفته نه با شرع اسلام تطابق دارد نه با عقل سلیم. ما بارها به صورت مستقیم از طریق فضای مجازی خصوصی اش او را نصیحت کرده و به او رسانده ایم که مسیر اشتباهی می رود اما لجبازی کرد.
شیخ عبدالرزاق المهدی از افشای توطئه ی ترور خودش تا فتوای مقابله با مفسدین جولانی در ادلب
به قلم: مجاهد مهاجر
جولانی جوانکی بدون علم همچون ژنرال دوستم است با این تفاوت که جولانی هدایت کننده دارد و ژنرال دوستُم افسارش رها شده بود و سرخود عمل می کرد.
جولانی از همان ابتدای ورودش به سوریه تحت مدیریت آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه قرار گرفت و قدم به قدم بر اساس نقشه ها و راهنمائی های سیاسیون و ژنرالهای باتجربه ی آنها حرکت کرده است به همین دلیل به او چارچوبی مشخص برای حرکت داده اند و در عوض از او به سبکهای مختلفی هم حمایت کرده اند؛ حتی با وارد کردن ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به مناطق تحت کنترل جولانی.
عقلاء و باتجربه های اهل دعوت و جهاد از همان ابتدای خیانت جولانی به داعش متوجه این توطئه شدند اما عده ای چون ایمن الظواهری رحمه الله و قحطانی و شیخ عبدالرزاق المهدی و دیگران مثل اهل سنت سوریه در مقاطعی فریب خوردند، اما به محض اینکه متوجه شدند که ماهیت جولانی به عنوان جاسوس و واگنر ناتو در سوریه چه هست اعتراضاتی انجام داده اند و روشنگری هایی کرده اند.
دکتر ایمن الظواهری جولانی را ناکث نامید و تا آخر عمرش از این سخن خود برنگشت به همین دلیل اعضای القاعده هم در سوریه متحمل ترورهای کور و زندانی شدنهای زیادی شدند؛ آخرین آنها الشیخ ابوعبدالرحمن مکی شرعی حراس الدین شاخه القاده در سوریه بود که به دلیل انتقاداتش بر گروه جولانی پس از تحمل مدتی اسارت در زندانهای جولانی نهایتاً چند روز پیش در حالی که بر موتور سیکلتش سوار بود مورد هدف دقیق هواپیمای بدون سرنشین آمریکا و ناتو قرار گرفت و کشته شد.
قبلاً قحطانی هم مدتی را در زندان جولانی گذراند و بعد از آزادی از زندان به شیوه ای مشکوک ترور شد.
الشیخ عبدالرزاق المهدی یکی از شیوخ متخصص در علم حدیث است و در ابتدا از حامیان سرسخت جولانی و گروهش بود، اما به تدریج مثل سایر اهل سنت اطراف خودش متوجه واقعیت جولانی شد؛ به همین دلیل انتقادات سازنده ای را متوجه جولانی و گروهش کرد اما همه می دانند که جولانی مامور است و باید دستورات آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه را موبه مو در برابر روسیه و ایران انجام دهد به همین دلیل هیچ سخنی که با این ماموریتش سازگار نباشد را تحمل نمی کند.
شیخ عبدالرزاق المهدی متوجه شده است که جانش در خطر است به همین دلیل در آخرین پیام نوشتاری و سپس صوتی امروزش دو نکته را بیان می کند:
عده ای با اتهامات و توهینهایی حمله ی شدیدی جهت ترور شخصیتی من شروع کرده اند که هدف نهایی آنها ترور و کشتن من است
هر کسی از نیروهای اطلاعاتی جولانی در روز یا شب به منزل شما جهت کشف ستر محارم شما وارد شدند بر اساس حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم آنها را دفع کنید.
فقط کافی است عمق خباثت و تبه کاری گروه جولانی را در این استفتاء مشاهده کنید تا بدانید مردم اهل سنت ادلب تا چه اندازه تحت ظلم و ستم گروه جولانی هستند.
در نهایت باید منتظر باشیم که دارودسته ی جولانی چگونه الشیخ عبدالرزاق المهدی را حذف می کند؟
به شیوه ای که قحظانی را حذف کردند؟ یعنی تمام زمینه را فراهم می کند تا یکی از افراد داعش یا نیروهای بشار اسد یا توسط نیروهای خودش و معرفی افراد ناشناس به عنوان قاتل، او را ترور کند؟
یا به شیوه ای که ابوعبدالرحمن مکی را حذف کردند؟
الشیخ عبدالرزاق المهدی در این پیام آخرش به صورت مستقیم می گوید که اگر ترور شد توسط گروه جولانی حذف شده و به صورت غیر مستقیم از همه ی ما می خواهد که با حمایت از او و افشاگری در مورد جولانی مانع ترور او شویم.