آتلانتیک اعلام کرد: شکست اصلی ترامپ، لجاجتش در پذیرفتن قدرت ایران بود
جنگ با ایران ورود به یک باتلاق پرهزینهی کاملاً قابل پیشبینی بود، اما ترامپ باز وارد این جنگ شد. «شکست واقعی»، ناتوانیِ جامعه اطلاعاتی آمریکا در کشف حقیقت نبود، بلکه «بیمیلیِ لجاجتآمیزِ» ترامپ در پذیرش حقایقِ تلخ مربوط به قدرت دفاعی ایران بود.
بر این اساس است که تهدیدات و کولی بازی ها پریشان گوئی ها و غوغاسلاری های ترامپ هم نه تنها اثری نداشته بلکه او را نزد عقلای چهان به عنوان یک انسان نامیزان در عرصه سیاسی و دیپلماسی نشان داده است.
در مورد اینهمه تهدیدات در مورد تنگه هرمز که تنها چند ساعت به اتمام اولتیماتوم چند باره ترامپ مانده نیوزویک نوشته: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز تاکنون ناموفق بوده است.
نیویورک تایمز روزنامه آمریکایی نیز نوشت که ایران به رویای آمریکا در ورود به جنگ ها از راه دور و پیروزی در آن بر اساس الگوریتم هوش مصنوعی پایان داد.
جیک اوشینکلاس نماینده کنگره نیز می گوید:ترامپ «همیشه عقبنشینی میکند» و در حال «باختن» به ایران است.
بله، زمانی که مسئولان دارالاسلام ایران میگفتند آمریکایی ها محاسبات اشتباه کرده اند و پشیمان و بیچاره خواهند شد یعنی همین.
پیام انس الشامی به عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان درباره آزادی محترمه عافیه صدیقی
ای امیرالمؤمنین!
خواهر محترم ما، داکتر عافیه صدیقی، نزدیک به بیست سال است که در زندانهای آمریکا در بند میباشد .
او تمام امیدهای خود را به امت مسلمان بسته است و در انتظار آن است که چه زمانی برادران مسلمانش خبر آزادی او را به او خواهند داد.
ای رهبر امت مسلمه!
ما ناتوان هستیم و حتی از بسیاری از کشورهای اسلامی نیز این امید را نداریم که برای آزادی این خواهر مظلوم ما اقدامات جدی انجام دهند.
ای امیرالمؤمنین!
همانگونه که یک مادر آمریکایی برای آزادی پسرش به شما نامه نوشت و شما بر اساس رحم و انسانیت او را آزاد کردید، از شما میخواهیم که اینبار نیز در بدل یک زندانی آمریکایی، خواهر ما داکتر عافیه صدیقی را آزاد سازید.
تاریخ گواه است که معتصم بالله با شنیدن فریاد یک زن مسلمان مظلوم «لبیک» گفت و برای حفظ عزت او اقدام بزرگی انجام داد.
ای امیر ما!
امیرالمؤمنین هیبتالله آخندزاده حفظهالله!
اگر این پیام به شما برسد، امید است که برای آزادی این خواهر مظلوم تلاش نمایید. چشمان ما به سوی شما دوخته شده و دلهای ما پر از امید است.
فراخوان قیام مجاهدین در جزیره العرب با الگوی پیروزی از کابل تا مکه و فرصت تاریخی برای درهم کوبیدن کفار خارجی و خائنین داخلی
به قلم: ابومحمود کندزی
سالهاست که از سوی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی به مومنین ظلم می شود و سرزمین مومنین به اشغال این دشمنان سه گاه درآمده است و الله جل جلاله به مومنین اجازه ی قتال و جنگ مسلحانه با این دشمنان داده است چنانچه می فرماید: أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلىٰ نَصرِهِم لَقَديرٌ (حج/ ۳۹) به کسانی که به آنها ظلم شده، اجازه جهاد داده شد و خدا بر یاری آنها تواناست.
ای مجاهدان راه حق در جزیره العرب و بخصوص در بلاد حرمین، امروز چشمان جهان شاهد حقیقتی است که سالها کتمان میشد؛ شیطان بزرگ، آمریکا، در منطقه شکست خورده و ابهت پوشالیاش ابتدا در برابر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و هم اکنون و در جنگ رمضان ۱۴۰۴ در برابر دارالاسلام ایران فرو ریخته است. فرار ذلتبار استعمارگران از افغانستان، پیامی روشن برای تمام آزادگان جهان داشت: «باطل رفتنی است». اکنون که تکیهگاه اصلی طاغوتهای منطقه سست شده و دارالاسلام ایران هم در حال بی ابهت کردن نهائی این دشمن اصلی است، زمان آن فرا رسیده است که ضربه نهایی بر پیکره نظامهای وابسته وارد شود.
بنگرید به سرزمین هندوکش؛ چگونه اراده پولادین مجاهدین، پیشرفتهترین ارتشهای جهان را به زانو درآورد؟ همانگونه که حکومت مرتدین و مزدوران محلی در کابل با اولین جرقههای فتح فروپاشید و امارت اسلامی افغانستان بار دیگر پرچم شریعت را برافراشت، حکومت آلسعود نیز که بقای خود را به خوشخدمتی برای کفار گره زده است، با اولین اقدام انقلابی شما از هم خواهد پاشید. اینها خانههای عنکبوتی هستند که تنها با هیبت نام «الله اکبر» ویران میشوند.
ای فرزندانِ وحی و اعجاز، بر آلسعود بشورید و این فرصت طلایی را از دست ندهید. این خاندان، ثروتهای امت را به تاراج داده و سرزمین وحی را به پایگاه صهیونیسم و آمریکا بدل کردهاند. بر اساس حدیث نبوی که میفرماید: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ (سکولاریستها را از جزیرهالعرب بیرون کنید)، تطهیر این سرزمین مقدس از لوث وجود کفار سکولار خارجی و حاکمان خائن و حامیان کافرشان، واجبی شرعی و تأخیرناپذیر است.
امروز جبهه مقاومت و جهاد در سراسر بلاد اسلامی، از ایران و یمن تا افغانستان و عراق، زنجیرهای از عزت ساختهاند. شما نیز به این کاروان بپیوندید. اقدام شما، نه تنها رژیمهای دستنشانده را نابود میکند، بلکه راه را برای تشکیل حکومتهای مبتنی بر کتاب و سنت در تمام سرزمینهای اسلامی باز خواهد کرد.
مجاهدان عزیز، فرصت کنونی ممکن است در عمر شما تکرار نشدنی باشد. دشمن در ضعف مطلق و امت در آستانه بیداری است. طبق وعده الهی: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرکُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم (محمد/ ۷) اگر بر خیزید، نصرت الهی با شماست و شکوه اسلام دگرباره بر حجاز و نجد و جزیره العرب سایه خواهد افکند. باذن الله.
خیانت آشکار حکام آلسعود و امارات در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صیونی علیه دارالاسلام ایران
به قلم: خالد سیف الله السملول
زمانی که به دارالاسلام توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی حمله می شود جهاد از حالت فرض کفایه تبدیل به «فرض عین» می شود یعنی شخص همچنانکه در انجام «فرض عین» نماز نیازی به اجازه ی کسی ندارد و باید این «فرض عین» را برای خودش ادا کند به همین شکل در این نوع از جهاد هم هر مومنین باید در فکر خودش باشد که چگونه می تواند به این «فرض عین» عمل کند. این منهج اهل سنت و جماعت و اصلی مشترک در فقه تمام مذاهب اسلامی است.
با این وجود، و هم اکنون، و با دیدین بسیاری از علائم فتنههای آخرالزمان و در آوردگاه حق و باطل، بار دیگر چهره واقعی برخی رژیمهای خودفروخته آشکار شد. در حالی که جبهه مقاومت اسلامی به رهبری «دارالاسلام ایران» در صف مقدم مبارزه با آمریکا (به عنوان شیطان بزرگ و سر افعی) و صهیونیسم بینالملل قرار دارد، رژیمهای خائن و دست نشانده ی آلسعود و امارات متحده و کویت و بحرین و اردن، نه تنها در این جهاد عظیم مشارکت ندارند، بلکه مستقیماً به دشمنان اسلام یاری میرسانند و خود در صف متجاوزان قرار گرفتهاند در حالی که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/ ۱) ای کسانی که ایمان آوردهاید، دشمن من و دشمن خودتان را به سرپرستی نگیرید، شما نسبت به آنان اظهار دوستی میکنید، در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شدهاند.
البته این خطاب به مومنین است نه خطاب به مرتدینی که سالهاست در جبهه ی کفار محارب خارجی بر علیه اهل دعوت و جهاد در تمام سرزمینهای اسلامی قرار گرفته اند.
امروز، حاکمیتهای خائن و دست نشانده ی آلسعود و امارات متحده، که به دلیل نفوذ عمیق صهیونیسم، عملاً به «امارات متحده یهودی» مبدل گشتهاند، آشکارا و بدون پردهپوشی، به دستنشانده و بازوی اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شدهاند. این مزدوران محلی، نه تنها حمایتهای مالی و سیاسی ارائه میدهند یا صرفاً پایگاهها و تسهیلات لجستیکی فراهم میآورند؛ بلکه شواهد متقن نشان میدهد که این جنایتکاران مستقیماً در حملات پهپادی و هوایی علیه منافع و مراکز حیاتی دارالاسلام ایران شرکت دارند. آنان نه فقط پیشقراول و فراهمکننده زمینههای تجاوز هستند، بلکه خود مجری بخشهایی از این حملات بوده و دستشان به خون مسلمانان دارالاسلام ایران هم آلوده است. این اقدام، نه تنها خیانتی بزرگ به امت اسلامی است، بلکه اعلان جنگی آشکار و عملی جدید علیه برادران دینی محسوب میشود.
این رژیمهای خائن حاشیه خلیج فارس، با پشت پا زدن به مبانی شریعت و پیمانهای اسلامی، خود را به مزدوران بیچون و چرای آمریکا و صهیونیستها تبدیل کردهاند. هدف آنان تضعیف اهل دعوت و جهاد، تضمین امنیت رژیم اشغالگر قدس و خدمت به اهداف شوم آمریکا و غرب کافر محارب است. این پیمانهای ننگین و همکاریهای نظامی با دشمنان قسمخورده اسلام، نشانهای آشکار از ارتداد و خروج آنان از دایره اسلام است. آنها با ثروتهای نفتی مسلمین، به جای خدمت به دین و امت، به تقویت صفوف کفر و نفاق میپردازندغافل از اینکه: إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ (یوسف/۵۲) بدون شک الله مکر و حیله خائنان را به مقصد نمیرساند.
مشارکت مستقیم در حملات اخیر علیه دارالاسلام ایران، اولین جنایت این مرتدین محلی نیست. کارنامه ننگین و تاریک آلسعود و امارات متحده، مملو از خیانت، کشتار و تخریب در بلاد مسلمین است به عنوان مثال:
یمن: سالها جنگ ویرانگر و محاصره ظالمانه علیه ملت مظلوم و بیدفاع یمن، که به کشتار هزاران کودک و زن، و بروز بزرگترین فاجعه انسانی معاصر منجر شد، گواه روشنی بر ماهیت تجاوزکارانه و بیرحم این رژیمهاست.
عراق: نقش مخرب و پنهان در ایجاد تفرقه، حمایت از آمریکا و سیار کفار اشغالگر و دامن زدن به جنگهای فرقهای که به کشتار بیشمار مسلمانان و ویرانی زیرساختهای عراق انجامید.
سومالی، سودان، لیبی: مداخلات مستقیم و غیرمستقیم، حمایت از جنگسالاران و گروههای نیابتی، و دامن زدن به بیثباتی، فقر و جنگهای داخلی در این کشورهای اسلامی، همه در راستای منافع اربابان غربی و صهیونیستی آنها بوده است. این مداخلات، نه تنها به نفع مسلمین نبوده، بلکه به تعمیق بحرانها و تضعیف حکمرانی اسلامی در این مناطق انجامیده است.
امت بیدار و آگاه اسلامی هرگز این خیانتها و جنایات را فراموش نخواهد کرد. پردهها از چهره این مرتدین محلی و دول حاشیه خلیج فارس کنار رفته است. سکوت در برابر این حکام خائن و مزدورانشان، خود شریک جرم شدن در خونهای ریخته شده مسلمین است. وظیفه هر مسلمان آزادهای است که با افشای این خیانتها، ماهیت حقیقی این رژیمها را بر همگان روشن ساخته و امت را به بیداری و مقابله با این خائنان دعوت کند.
عقبة بن عامر رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنيده است كه بر روى منبر بعد از قرائت اين آيه سه بار فرمود:أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ .[۱] آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است.
رابرت پِیپ، مشاور پنتاگون، به حقیقت اعتراف میکند: «ایران از این جنگ به عنوان ابرقدرت بیرون میآید.»
این سخن، نه از سر تحسین دشمنان، که خود اقرار به تجلی وعده الهی و گواهی بر شکست مکر شیاطین است. این ندای حقیقت، باید بر گوش پوشالیان ذلیل و مزدوران منطقهای، که در مقابل شوکت دارالاسلام ایران جز خفت و زبونی نخواهند دید، زنگ بیدارباشی باشد که پایههای سست و پوشالیشان در حال فروپاشی است. قدرت ایمان و غیرت جهادی فرزندان اسلام، پادزهر مکر و فریب آمریکا و صهیونیستها و مزدورانشان خواهد بود.
ای مؤمنان بیدار و ای امت مقاوم،مگر نه این است که پروردگار متعال در کتاب مبین خود، ما را به آمادگی همهجانبه و تهیه ی قدرت نظامی به عنوان تنها ابزار بازدارندگی جهت ترساندن دشمنان از شروع جنگ بر علیه ما فراخوانده است؟ آنجا که میفرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ (انفال/ ۶۰) و هر آنچه در توان دارید از نیرو و از اسبان آماده (جنگ) برای مقابله با آنان فراهم سازید، تا با آن، دشمن خدا و دشمن خودتان را و [نیز] دیگرانی غیر از آنان را که شما نمیشناسید، ولی خدا آنها را میشناسد، بترسانید.
این آیه شریفه، منشور راهبردی امت اسلامی در مواجهه با دشمنان است؛ دستوری قاطع برای تجهیز و تقویت بنیه نظامی در برابر هر دشمن آشکار و پنهان. از یک سو، دشمنان قسمخورده دین و انسان؛ و از سوی دیگر، همان منافقین و خائنینی که در لباس خودی به دنبال تضعیف اسلام هستند و شما آنان را نمیشناسید، اما خداوند از مکر و حیلهشان آگاه است و این قدرت و آمادگی نظامی ما، باید مایه وحشت آنان باشد. پس باید با هوشیاری، خود را در حصن الهی قرار داد و از فریب آنان بر حذر بود.
مگر نه این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با بصیرتی الهی، جوهره این قدرت را در یک کلمه خلاصه فرمودند: «أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ»
آری! این «الرَّمْي» در عصر حاضر، تجسمی مدرن و پیشرفته یافته است. این همان موشکهای بالستیک و کروز، این همان پهپادهای نقطهزن و هوشمند، و این همان سلاحهای پیشرفتهای است که اراده حق را در میدان نبرد عینیت میبخشد و لرزه بر اندام متجاوزان و حامیانشان میاندازد. «الرَّمْي» امروز، نه فقط پرتاب تیر و کمان، که نماد قدرت بازدارندگی، اقتدار دفاعی و تکنولوژی بومی است که ریشه در ایمان، توکل به خدا و غیرت جهادی دارد.
پس ای پوشالیان ذلیل، ای که تمام هستیتان را به اربابان غربی و صهیونیست فروختهاید و نه تنها پیشقراول و تسهیلگر حملات علیه دارالاسلام ایران هستید، بلکه مستقیماً در جنگ روانی و حتی در حملات پهپادی و هوایی بر دارالاسلام ایران شرکت عملی مینمایید؛ این اعتراف مشاور پنتاگون، گوشهای از حقیقتی است که شما دیر یا زود با تمام وجود حس خواهید کرد. دارالاسلام ایران، با تکیه بر نصرت الله و ایمان راسخ، غیرت جهادی و قدرت «الرَّمْي»، نه تنها از این جنگ به عنوان ابرقدرت بیرون میآید، بلکه شما و اربابانتان را در گرداب خواری و ذلت فرو خواهد برد.
این سازوبرگ جنگی دارالاسلام ایران، نه برای تجاوز به مسلمین، که برای ترساندن دشمنان خدا و اسلام و درهم شکستن هرگونه توطئهای است که علیه عزت و شرف امت اسلامی تدارک میبینید. روز به روز بر قدرت ایمان و آمادگی نظامی دارالاسلام ایران افزوده میشود و پوشالی بودن شما، بیش از پیش نمایان خواهد گشت.
این وعده الهی است که مکر خائنین را به سرانجام نمیرساند و عزت را از آن مؤمنین قرار میدهد پس ای مومنین: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/ ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نباشید که شما برترید اگر مؤمن باشید.
[۱] مسلم ، الترمذي ، أبو داود ، ابن ماجة ، الدارمي
راشد العفاسی قاری قرآنی که در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش سر از آخور کفار محارب و اشغالگر آمریکایی درآورد
به قلم: خالد هورامی
با بررسی آیات قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و تاریخ مدعیان دعوت و خطبا و علمای منتسب به اسلام متوجه می شویم که در طول تاریخ، همواره دو جریان در تقابل بودهاند: «علمای ربانی» که پاسدار مرزهای عقیده و عزت مسلمین بودهاند، و الرویبضه و علمای سوء و دعاة علی ابواب جهنم و «علمای درباری» یا همان بلعم های باعورا که دین خدا را به بهای ناچیزی به فرعونها و طاغوتهای زمان فروختهاند.
یکی از این الرویبضه هائی که قرآدت قرآن اورا مشهور کرده است همچنانکه یک خواننده ی دیگر با ترانه های خاصی مشهور می شود، امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش که توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی به برهبری آمریکا و صهیونیستها و با همکاری مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی حاشیه ی خلیج فارس بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است، به جای دفاع از مظلوم و دارالاسلام و انجام فرض عین جهاد در هنگام حمله ی کفار محارب خارجی به دارالاسلام، به بلندگوی جبهه ی کفار آمریکائی و صهیونیزم تبدیل شدهاند.
راشد العفاسی که روزگاری صدای تلاوتش در خانههای مسلمانان طنینانداز بود، امروز به سرباز رسمی بخش جنگ روانی و تبلیغی آلسعود مرتد و متحد امریکا(سرافعی) تبدیل شده است. حمایت راشد العفاسی از حملات ترامپ علیه سرزمینهای اسلامی و باز کردن «دروازههای جهنم» به روی برادران مسلمان در ایران و سایر مومنین اهل دعوت و جهادی که با دارالاسلام ایران هم جبهه ای هستند، نشاندهنده سقوط عقیدتی اوست. او که در تجاوز به یمن، لباس رزم بر تن کرد تا خون مسلمانان بیگناه را بریزد، مصداق بارز کسی است که قرآن میخواند اما قرآن بر او لعنت میفرستد.
خیانت شیوخ درباری به اینجا ختم نمیشود؛ «عبدالرحمن السدیس»، خطیب مسجدالحرام، در وقاحتی بیسابقه برای ثبات و خیر و برکت آمریکا و رئیسجمهور متجاوز آن دعا میکند، این در حالی است که دستان آمریکا به خون میلیونها مسلمان در عراق، افغانستان، فلسطین و یمن و سومالی و غیره آغشته است. این شیوخ، منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم را به تریبونی برای تطهیر جنایات اشغالگران تبدیل کردهاند.
خصلت این خطباء و عالم نماها، خصلت «بلعم باعورا» است که خداوند در قرآن کریم او را به سگی تشبیه میکند که با وجود داشتن آیات الهی، به سوی زمین و هوای نفس میل کرد. آنها دستورات اربابان آمریکایی خود را اجرا میکنند، در حالی که سرزمین وحی و مکه مکرمه در محاصره پایگاههای نظامی آمریکا قرار دارد. آنها چشمان خود را بر اشغالگری صهیونیستها بستهاند و نوک پیکان حملات خود را به سمت دارالاسلام ایران و اهل دعوت و جهاد گرفتهاند.
الله تعالی میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصاری را به عنوان ولی و تکیهگاه و سرپرست خود نگیرید. کسی که آنها را ولی خود بداند، از آنهاست. این شیوخ با دعا برای آمریکا و حمایت از جنگهای نیابتی، کفار سکولار(مشرک) را به عنوان سرپرست خود گرفته اند و عملاً در جبهه کفار سکولار(مشرک) قرار گرفتهاند کفاری که در میان تمام انسانهای مسلمان و کافر تنها دسته ای هستند که الله آنها را نجس نامیده و تنها موجوداتی هستند که ابتدا از خودشان برائت می شود بعد از عقاید کثیفشان به همین دلیل الله تعالی قوانین خاصی را نیز برای آنها وضع است.
به عنوان مثال الله تعالی در مورد این کفار سکولار نجس می فرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آوردهاید، به تأکید و بدون شک بدانید که سکولاریستها (مشرکان) نجس و پلیدند.
وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ (توبه/۳) و این اعلامى است از ناحیه ی خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند و پیامبر او از سکولاریستها (مشرکان) بری و بیزارند.
زمانی که الله متعال از زبان اسوه ی توحید ابراهیم علیه السلام بیان می کند که: إِنّا بُرَءآؤاْ مّنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ (ممتحنه/۴)، ما از شما و از چیزهایی که به غیر از خداوند می پرستید بری و بیزاریم؛ الله متعال برائت از مشرکین یعنی سکولاریستها را بر برائت از باورهایشان مقدّم کرده، و برائت از مشرکین و سکولاریستها را مهمتر از برائت از باورهایشان دانسته است. چون بسیار دیده شده که شخص از عقاید و باورهای فاسد و ضد اسلامی مشرکین و سکولاریستها اظهار برائت و بیزاری می کند اما، از مشرکین و سکولاریستها برائت و بیزاری نمی کند. برای همین است که دیده می شود کسانی خودشان را اهل اسلام می دانند، و از عقاید سکولاریستها هم در ظاهر اعلام برائت می کنند اما از خود سکولاریستها و احزاب آن ها برائت و بیزاری نمی کنند. در حالی که اصل و اساس دستور و آیه، ابتدا به برائت از سکولاریستها وکناره گیری و بیزاری از آن ها دستور می دهد.
بله، ابتدا باید از کشورهای کافر سکولار و مشرکی چون آمریکا، ترکیه، آلمان، فرانسه و …برائت و کناره گیری کنی.
در این صورت امثال العفاسی و سدیس، نه نماینده قرآن هستند و نه سخنگوی امت؛ بلکه مزدورانی هستند که برای بقای تخت و تاج حکام مرتد، دین خود را قربانی کردهاند. امت اسلامی باید با وحدت و بیداری، دست این خائنان را از تریبونهای دعوت کوتاه کند.
عصام بویضانی و احمد الشرع و بازی کثیف امارات متحده عربی آینده ای برای تمام مخالفین آمریکا و صهیونیستها در سوریه
به قلم: ابوخالد کردستانی
امارات متحده ی عربی که یکی از صهیونیستهای شناخته شده ی عرب است در اکثر سرزمینهای اسلامی به عنوان بازوی مالی و حتی نظامی کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها عمل کرده است که آخرین موارد آن در عراق و سوریه و یمن و سودان و اخیراً در ایران بوده است.
امارات متحده عربی تنها به منافع آمریکا و غرب و بخصوص به اهداف صهیونیستها فکر می کند؛ یکی از اهداف صهیونیستها و غرب که از کانال امثال بن سلمان و بن زاید و احمد الشرع در سوریه اجرا می شود به حاشیه راندن و حتی حذف تمام کسانی است که مخالف اهداف آمریکا و غرب و صهیونیستها در سوریه باشند و یا از نظر فکری با اهداف این دشمنان زاویه داشته باشند و برایشان اصلا مهم نیست به چه بهانه ای این کار را انجام می دهند. عصام بویضانی نمونه ی جالب با بهانه ای احمقانه تر است تا بدانید کفار خارجی و مرتدین داخلی هر گاه بخواهند برای جرمهای خود بهانه خواهند تراشید و بعد از ایمان و اتحاد و وحدت اسلامی تنها ابزاری که می تواند جلو حملات و تخریبات آنها را بگیرد قدرت نظامی و عمل به این حکم صریح و قاطع الله است که امر می کند: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (انفال/۶۰)
در تفسير اين آيه، عقبة بن عامر از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنيده است كه بر روى منبر بعد از قرائت اين آيه سه بار فرمود:” ….أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ .[۱] آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است. اين تفسير از جانب رسول خاتم صلی الله علیه و سلم در حقيقت نصى است در برابر کسانی که خیال می کنند ما عمر نوح داریم و ابتدا باید دههاسال و بلکه قرنها به آمادگیهای علمی، اقتصادی، تربیت و تزکیه درونی بپردازیم و دشمنان از علم و دانش و تربیت و مال ما به ترس و وحشت بیافتند و به ما حمله نکنند و… البته وقایع اندلس و سایر سرزمینهای مسلمان نشین این چند دهه کنونی و حال واقعیت این توهم تلخ را به نمایش گذاشته است .
لازم است بدانیم که عصام بویضانی هیچ جرمی در خاک امارات مرتکب نشده است. او یکی از هم مسیران جولانی مثل ماموستا عبدالرحمن فتاحی است.
عده ای می گویند: منظور از دستگیری این شخص پرونده «رزان زیتونه» (فعال حقوق بشر مفقود شده) است، این اتفاق در زمان زهران علوش رخ داد – با این فرض که اصلاً آنها پشت این ماجرا بوده باشند – و «ابوهمام» (بویضانی) هیچ ارتباطی با آن ندارد.
به دنبال این، چطور دولت امارات او را به اتهام وابستگی به جبهه النصره محاکمه میکند، در حالی که همه میدانند جبهه النصره دو بار به جیشالاسلام یورش برد و با آنها جنگید؟ یعنی او چگونه میتواند عضو جبهه النصره باشد؟
از آن بدتر این است که امارات از « احمد الشرع» (ابومحمد الجولانی، رهبر تحریرالشام) که فرمانده جبهه النصره بود و «الشیبانی» که مسئول رسانهای النصره بود، استقبال کرده و همه با هم به یک ارباب آمریکائی – صهیونی خدمت می کنند.
علاوه بر این، بویضانی فرمانده نظامی در «ارتش ملی سوریه» شد؛ چطور امارات یک فرمانده ارتش دوست و برادرش در کفر و ارتداد را بازداشت میکند اما از فرماندهان دیگر همان ارتش استقبال مینماید؟
تمام مشکل ابوهمام این بود که به احمد الشرع (جولانی) اعتماد کرد و به او خبر داد که عازم امارات است. الشرع نیز از امارات خواست او را بازداشت کنند.
جالب است بدانید که عقیده جیشالاسلام مثل تمام نجدیت درباری بر این است که میگوید الشرع اکنون «ولیامر» شده است – حتی اگر با زور و غلبه قدرت را گرفته باشد و کافری مرتد و خائن به دین و مردم باشد– و خروج علیه او جایز نیست.
ماموستا فتاحی یا به هر چه جولانی و اربابان آمریکائی و صهیونی و غربی او می گویند تن می دهد یا باید منتظر بهانه ای باشد که به سرانجام امثال ابوهمام و ابوشعیب المصری و ابوعبدالرحمن المکی و … دچار شود.
[۱] مسلم ، الترمذي ، أبو داود ، ابن ماجة ، الدارمي
حذف بیش از ده هزار فتوای مکتوب، صوتی و تصویری شیخ صالح الفوزان مفتی آل سعود در راستای تغییرات ساختاری آل سعود
به قلم: ابوابراهیم هورامی
رژیم سکولار آل سعود چند سال قبل و در اولین قدم و با فتوای علمای درباری خود که خود را تابع تفکرات خاص شیخ محمد بن عبدالوهاب می دانستند توانست تمام آثار سید قطب تقبله الله و سایر علمای همسو با او را جمع آوری و سپس آتش بزند و کار به جائی رسید که نجدی های درباری در کُردستان عراق هم تمام آثار سید قطب را در کتابخانه های خود به اتش کشیدند که آتش زدن تفسیر فی ضلال سید قطب که نزد مردم آتش زدن قرآن و توهین به مقدسات محسوب می شد واکنشهای تندی دربرداشت.
در تاریه ترین خبرها، حذف بیش از ده هزار فتوای مکتوب، صوتی و تصویری شیخ صالح الفوزان (از چهرههای شاخص نجدیت و مفتی آل سعود و عضو هیئت کبار العلمای عربستان) توسط تشکیلات محمد بن سلمان، یکی از اقدامات جدی در راستای تغییرات ساختاری در عربستان سعودی است که یکی از مریدان جاهل نجدیت گفته بود: ابن سلمان حذف جميع فتاوى مفتيه الشيخ الفوزان، وعددها أكثر من عشرة آلاف ما بين مكتوب ومسموع ومقاطع مصورة. لماذا حذفها؟
تحلیلگران و ناظران سیاسی چندین دلیل اصلی برای این اقدام «پاکسازی مذهبی» برمیشمارند:
۱. تضاد با «چشمانداز ۲۰۳۰» و اصلاحات اجتماعی
محمد بن سلمان به دنبال تبدیل عربستان به یک کشور توریستی و تفریحی سکولار است. فتاوای قدیمی صالح الفوزان شامل موارد سختگیرانهای درباره سکولاریسم و حرمت موسیقی، حرمت سینما، ممنوعیت اختلاط زن و مرد، و مخالفت شدید با بسیاری از مظاهر تمدن سکولاریستی غربی بود. وجود این فتاوا در آرشیوهای رسمی، با سیاستهای جدید آل سلول در تضاد کامل است.
۲. عبور از نجدیت سنتی به «اسلام میانهرو» (مدل بنسلمان)
بن سلمان به صراحت اعلام کرده است که میخواهد عربستان را به سمت «اسلام میانه» بازگرداند. فتاوای الفوزان نماد نجدیت سنتی و به نظر آنها، سختگیرانه بود. حذف این فتاوا در واقع تلاشی برای حذف میراث فکری نجدیت از حافظه دیجیتال و رسمی کشور است تا چهرهای جدید و لیبرالتر از عربستان به جهان مخابره شود.
۳. جلوگیری از برانگیختن افکار عمومی و تضاد مذهبی
اگر فتاوای مفتیان رسمی کشور همچنان در دسترس باشد، منتقدان و مخالفان بنسلمان میتوانند با استناد به همان فتاوا، اقدامات فعلی دولت را «غیرشرعی» جلوه دهند. حذف این منابع، راه را بر منتقدانی که میخواهند از زبان خود این شیوخ علیه حکومت استفاده کنند، میبندد.
۴. متمرکز کردن مرجعیت دینی در نهاد قدرت
بنسلمان میخواهد نشان دهد که مرجعیت دینی نباید مستقل از اراده پادشاه و ولیعهد باشد. حذف گسترده آثار یک شیخ پرنفوذ مانند الفوزان، پیامی به سایر روحانیون است که هیچکس بزرگتر از پروژههای حکومتی نیست و هر دیدگاهی که با سیاستهای سکولاریستی روز آل سعود همخوانی نداشته باشد، حذف خواهد شد.
۵. پاکسازی چهره عربستان در عرصه بینالمللی
بسیاری از فتاوای قدیمی شیوخ نجدی حاوی مطالبی درباره «تکفیر»، «جهاد» و برخورد با پیروان دین سکولاریسم و سایر شریعتهای آسمانی نسخ شده و مذاهب مختلف اسلامی بود. بنسلمان برای جذب سرمایهگذاری خارجی و بهبود روابط با غرب سکولار، نیاز دارد تا هرگونه سابقه رسمی که بوی افراطگرایی میدهد را از بین ببرد.
در این صورت می توانیم بگوئیم که این اقدام نشاندهنده آن است که در عربستان جدید، «دین اسلامی» کاملاً در خدمت «سیاست سکولاریستی» درآمده است. حتی شیوخی که سالها در خدمت آلسعود بودهاند، اگر دیدگاههای سنتیشان مانع پروژههای سکولار بنسلمان باشد، بدون تعارف از صحنه تاریخ حذف میشوند. این همان سرنوشت «علمای درباری» است که وقتی تاریخ مصرفشان برای حاکم ظالم تمام میشود، نهتنها از جایگاه خود برکنار میشوند، بلکه آثارشان نیز محو میگردد.
اینکه خیال کنیم جولانی و امثال مُلافتاحی اولین کسانی هستند که بر اساس طرح و نقشه ی دشمنان و هوای نفس خود اهل دعوت و جهاد و مسیر مومنین را به بیراهه برده و مومنین را در راه دشمنان دین و ملت خرج کرده اند تصور اشتباهی است بلکه می توان گفت تاریخ همواره شاهد برآمدن کسانی بوده است که دین را به بهای ناچیز دنیا فروخته و با تغییر چهره، امت را به مسلخ فتنهها بردهاند.
امروز، «احمد الشرع» و نوچه هائی چون عطون و مُلافتاحی و فریب خورده هائی چون شیخ عبدالرزاق المهدی وجود دارند که به شیوه های مختلفی در اختیار جولانی«مرد هزارچهره» قرار گرفته اند است با سحر کلام و تزویر، بخشی از پیروان غافل خود را در زنجیرهای وهم گرفتار کرده اند.
جولانی با استفاده از دلارهای آلوده و رسانههای مزدور و دین فروشانی چون مُلافتاحی، چنان فضای غبارآلودی در سوریه ایجاد کرده که حق و باطل را در هم آمیخته است. او با کمک این دین فروشان مانند ساحران فرعون، ریسمانهای دروغین خود را به حرکت درآورده تا چشمها را بفریبد، اما غافل از آنکه سنت الهی بر باطل کردن سحر ساحران است، ساحراین که الله تعالی در موردشان می فرماید: سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ (اعراف/۱۱۶) چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ترساندند و جادویی بزرگ پدید آوردند.
این «ساحران حامل نجدیت درباری آل سعود» که روزی ادعای جهاد داشت، اکنون به مزدور شماره یک دستگاههای امنیتی آمریکا و خاندان مرتدِ آلسعود تبدیل شده اند. جولانی فرزندان صادق امت را به بهانههای واهی زندانی میکند و خون مجاهدان را برای تثبیت قدرت خود مباح میشمارد تا خوشخدمتی خود را به اربابان غربیاش ثابت کند؛ در حالی که الله تعالی در مورد کسانی که کفار را به عنوان سرپرست خود می گیرند می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، سرپرست خود میگیرند.
سرزمین سوریه که بخشی از سرزمین شام است، سرزمین برکت و پایمردی، هرگز در برابر جادوی این مرتد هزارچهره تسلیم نخواهد ماند. همانگونه که عصای موسی، بساط ساحرانِ فرعون را در هم پیچید، غیرت فرزندان صادق امت اسلامی و مجاهدان مخلص شام، به زودی زود سحر این دجال زمانه را باطل خواهد کرد؛ دجالی که مصداق این فرموده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم شده است که می فرماید: آیةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: إذا حَدَّثَ كَذَبَ، وإذا وَعَدَ أخلَفَ، وإذا اؤتُمِنَ خانَ (بخاری) نشانه منافق سه چیز است: چون سخن گوید دروغ گوید، چون وعده دهد خلاف کند و چون امانتی به او سپارند خیانت ورزد.
و جولانی هم در سخن، هم در وعده به اهل دعوت و جهاد و هم در امانتداری برای خون شهدا، راه نفاق را برگزید.
شام و بخصوص سوریه کمبود مردان خدا را ندارد. بیداری امروز مردم در ادلب و حماة و حمص و درعا و دمشق و دیگر نقاط، جرقهای است بر انبار باروت خشم امت علیه این مزدور آمریکایی و صهیونیست تازه تولید شده ی عرب در سوریه. جولانی باید بداند که تخت لرزان او که بر خون مظلومان بنا شده، با ارادهی مجاهدان واقعی فرو خواهد ریخت چون این بشارت الله است که : وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء /۸۱)و بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ همانا باطل همواره نابودشدنی است.
انشاءالله به زودی سرزمین سوریه که بخشی از شام است از لوث وجود این فتنه و مزدوران کفار محارب خارجی پاک خواهد شد و صادقان امت، زمام امور را به دست خواهند گرفت.
خسارات نیروهای آمریکائی در ایران جهت نجات خلبان خود یادآور سختترین نبرد حضور بیستساله آمریکا در افغانستان
به قلم: ابومحمود کندزی
امروز که شاهد حمله چاپه زنی نیروهای آمریکائی جهت نجات یک خلبان خود در ایران بودم و آنهمه تلفات آمریکائی ها را دیدیم یاد میدان رویارویی میان فرمانده سیفالرحمن منصور و سرلشکر فرانکلین ال. هیگنبک در کوه تکور در دره شاهیکوت افتادم.
البته افشاگری افسر سابق سیا از ابعاد خسارات آمریکا در این چاپه زنی نیز قابل تامل است، آنجا که لری جانسون، افسر سابق سیا می گوید:
” ما ۲ هواپیمای ترابری، ۴ هلیکوپتر، یک جنگنده a۱۰و یک جنگنده f۱۵ از دست داده ایم. به ظاهر برای نجات جان یک نفر حداقل ۴۰۰ میلیون دلار هزینه کرده ایم.”
در دوم مارچ سال ۲۰۰۲ میلادی نیز، هزاران تن از نیروهای لشکر دهم کوهستانی ارتش آمریکا به همراه نیروهای کانادایی و شبهنظامیان متحد افغان، عملیات گستردهای را تحت عنوان «آناکوندا» (مار بوآ) از زمین و هوا علیه مواضع طالبان و اعضای القاعده در دره «شاهیکوت» واقع در ولسوالی زرمت ولایت پکتیا آغاز کردند.
در این نبرد، برای نخستین بار در جنگ افغانستان، یک چرخبال «شینوک» نیروی هوایی آمریکا هنگام نشستن هدف قرار گرفت و منهدم شد. نیروهای آمریکایی و کانادایی دره شاهیکوت را بهطور کامل محاصره کرده بودند و نیروهای «ائتلاف شمال» سابق نیز تسلیحات سنگین، تانکها و نیروهای خود را برای پشتیبانی از ارتش آمریکا به این منطقه آورده بودند.
دره شاهیکوت به مدت ۱۵ شبانهروز زیر نظارت و بمباران شدید جنگندههای B-52 و F-16، چرخبالهای تهاجمی و هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) آمریکایی قرار داشت. این نیروها با تمام توان شب و روز بر شاهیکوت بمب و گلوله باریدند، اما پس از پانزده روز نبرد سخت و خونین، نیروهای طالبان و القاعده توانستند این محاصره بزرگ را بشکنند و از مسیرهای امن به سوی وزیرستان و دیگر مناطق امن عقبنشینی کنند.
قطعات و بقایای چرخبال شینوک آمریکایی که در آن زمان سرنگون شده بود، هنوز هم در منطقه موجود است. درباره نبرد «کوه تکور»، در آمریکا فیلمها ساخته شده و کتابهای متعددی به تحریر درآمده است، اما مایه تأسف است که در افغانستان درباره این نبرد تاریخی، بزرگ و خونین، تاکنون هیچ کتاب اختصاصی نوشته نشده است.