فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

 فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

به قلم: صلاح الدین مجاهد

قرن‌هاست که کوه‌های سرافراز قفقاز، شاهد ایستادگی مردانی است که زنجیرهای اسارت را برنتافتند. امروز، وزش نسیم آزادی از سرزمین «اینگوشیا»، بار دیگر مژده‌دهنده پایانی نزدیک بر دوران طولانی اشغال و استبداد است. قیام «ارتش آزادی‌بخش اینگوش»، تنها یک حرکت نظامی نیست؛ بلکه برخاستن دوباره ایمان در برابر کفر و عدل در برابر ظلم است.

گسیل داشتن گردان‌های زرهی روسیه به سمت کوه‌های استراتژیک «تسی–لوام»، نشان از قدرت تسلیحات آن‌ها نیست، بلکه گواهی بر لرزه‌ای است که بر اندام اشغالگران افتاده است. وقتی ندای حق از «رادیو صوت القوقاز» طنین‌انداز می‌شود، لشکریان کفر درمی‌یابند که نه تانک‌های زرهی و نه دیوارهای آهنین، توان مقابله با اراده ملتی را ندارند که شهادت را راه رسیدن به عزت می‌داند.

ای برادران با ایمان در قفقاز، بدانید که چشم‌های امت اسلامی به سوی شماست. قیام شما در برابر ظلمی که قرن‌ها بر این سرزمین سایه افکنده، مصداق بارز در هم شکستن هیبت پوشالی قدرت‌های سکولاری است که گمان می‌کردند ایمان مردم را با آهن و آتش از بین برده‌اند. امروز کوه‌های قفقاز بار دیگر به پناهگاهی تسخیرناپذیر برای مجاهدانی تبدیل شده است که وعده الهی را باور دارند.

نبرد در کوهستان‌های «تسی–لوام»، آغاز فصلی جدید است؛ فصلی که در آن «صوت القوقاز» نه تنها یک رسانه، بلکه فریاد فروخفته مظلومانی است که اکنون زمان برخاستن‌شان فرا رسیده است. اشغالگران بدانند که قفقاز، گورستان متجاوزان سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی خواهد بود و آفتاب آزادی، از پشت قله‌های رفیع اینگوشیا، به زودی تمام سرزمین‌های اسلامی را گرم خواهد کرد.

عزت از آن الله، رسول او و مؤمنانی است که در راه حق استوار می‌مانند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

هم در آن زمان و هم امروز، بیش از ۲۰ سال بعد، منابع روسی سعی می‌کنند تعداد سربازان و خودروهای زرهی خود را که برای حمله به گروزنی اعزام شده‌اند، کمتر از حد واقعی اعلام کنند. و بر این اساس، تعداد چچنی‌هایی را که از شهر دفاع می‌کنند، به میزان زیادی افزایش دهند. این قابل درک است؛ روس‌ها نمی‌توانستند برای تأیید رسوایی خود به ارقام واقعی استناد کنند.

در مجموع ۱۵۰۰ خودروی زرهی در حمله به گروزنی و محاصره آن استفاده شد. ادعای مشارکت ۱۵۰۰۰ سرباز در این حمله، آنطور که منابع روسی ادعا می‌کنند، چیزی جز تحقیر را تداعی نمی‌کند.

در ارتش روسیه، این تنها قدرت یک لشکر است. در همین حال، گروزنی از چهار طرف توسط دو لشکر تحت فرماندهی روخلین و بابیچف و دو تیپ ترکیبی تحت فرماندهی ژنرال پولیکوفسکی و ژنرال استاسکوف مورد حمله قرار گرفت. این حداقل ده‌ها هزار سرباز است. به این نیروها باید انبوه عظیمی از نیروهای داخلی، پلیس ضد شورش و واحدهای ویژه واکنش سریع و همچنین واحدهای سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) به علاوه نیروی هوایی را اضافه کرد.

در مورد نیروهای شبه‌نظامی چچنی، تعداد آنها در مجموع به چند هزار نفر می‌رسید. از این تعداد، حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ چچنی از به اصطلاح “گردان آبخازیا” تجربه جنگی واقعی داشتند.

ستاد کل چچن چندین واحد رزمی داشت که در مجموع تا ۳۰۰۰ پرسنل داشتند. بیش از نیمی از این نیرو به دلایلی از منطقه جنگی عقب‌نشینی کردند. به طرز عجیبی، اولین کسانی که فرار کردند چچنی‌ها بودند – افسران حرفه‌ای ارتش شوروی، به استثنای دو یا سه نفری که به دعوت دودایف به چچن آمده بودند.

اما واحدهای مسلح چچنی دائماً توسط جوانان روستایی که به دعوت جهاد پاسخ داده بودند، تکمیل می‌شدند. آنها داوطلبانه برای اولین بار وارد گروزنی شدند تا در نبرد شرکت کنند. هر گروه ورود خود را با ژنرال مسخدوف در ستاد کل، واقع در زیرزمین ساختمان ریاست جمهوری، جشن گرفتند.

پس از دریافت دستورالعمل‌ها و مهمات، گروه‌ها به سمت مواضع تعیین شده خود حرکت کردند. در میان آنها بسیاری بودند که قبلاً هرگز مسلسل به دست نگرفته بودند، اما از اعتراف به آن خجالت می‌کشیدند. بنابراین، ستاد کل یک اردوگاه آموزشی یک هفته‌ای را که در یکی از جماعت‌های رزمی تأسیس شده بود، تصویب کرد، جایی که آنها کار با سلاح، تاکتیک‌های اولیه نبرد شهری و دعاها (اذکار) را در طول نبرد آموزش می‌دادند.

به طور متوسط، هر گروه شامل ۱۲ تا ۱۵ نفر بود. و همانطور که در تلویزیون چچن توصیه شده بود، هر گروه سعی می‌کرد یک نارنجک‌انداز، یک مسلسل و یک تفنگ تک‌تیرانداز تهیه کند. اما در واقعیت، همه گروه‌ها نمی‌توانستند نارنجک‌انداز یا تفنگ تهیه کنند – آنها گران بودند. و حتی همه افراد گروه سلاح‌های خودکار نداشتند.

در طول تغییر شیفت در مواضع مقدم (رباط)، که به طور متوسط ​​هر سه روز یکبار اتفاق می‌افتاد، اغلب سلاح‌ها جا می‌ماندند. مجاهدین غیرمسلح مجبور می‌شدند به پایگاه خود پیشروی کنند و خطر مواجهه با گروهی از نیروهای ویژه دشمن را که شبانه به عقب مجاهدین اعزام می‌شدند، به جان بخرند.

این وضعیت واقعی با “جنگجویان آموزش دیده دودایف” بود.

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن  

امروز جهان اسلام در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ جیوپولیتیک و دفاعی خود قرار گرفته است. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی سنگرهای استراتژیک مسلمین، نشان از یک نقشه‌ی پیچیده دارد که هدف آن فروپاشی اقتدار امت اسلامی از درون و بیرون است.

منطقه‌ی شام (سوریه) که همواره به عنوان سنگر مستحکم در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم شناخته می‌شد، امروز با توطئه‌ی مشترک آمریکا، اسرائیل و مهره‌های منطقه‌ای، در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تسلط جریان‌هایی تحت هدایت افرادی چون احمد الشرع که با حمایت محور غربی-سعودی-ترکی عمل می‌کنند، عملاً این منطقه را برای صهیونیست‌ها امن کرده است. اینان همان کسانی هستند که با نام اسلام، مسیر را برای نفوذ آمریکا و شرکایش هموار کردند.

با تضعیف جبهه‌ی شام، اکنون تمام تمرکز آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها  بر جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان معطوف شده است. ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و همزمان، فتنه‌های داخلی با هدایت عناصر سکولار و مرتد و مرزداران فکری غرب در حال بازتولید است. از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز که بر پایه‌ی شریعت بنا شده، هدف تهاجم نرم و سخت دشمن قرار دارد تا ثبات این منطقه برهم خورد.

در این میان، ظهور چهره‌هایی که تحت پوشش عالم دین، عملاً در زمین سیاست‌های آمریکا بازی می‌کنند، خطرناک‌تر از هر تجاوز نظامی است. افرادی همچون «مولوی عبدالحمید زاهدانی» که با مواضع دوپهلوی خود به نفع سکولاریسم جهانی و لابی‌های غربی عمل می‌کنند، نسخه‌ی دیگری از « شرعی های اطراف جولانی» در شرق جهان اسلام هستند. این جریان، نه تنها ثبات ایران، بلکه اقتدار امارت اسلامی افغانستان و کل منطقه را هدف قرار داده است.

اینان مصداق فتنه‌گرانی هستند که قرآن کریم درباره‌شان می‌فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (بقره/ ۱۱-۱۲). هدف این جریان ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت‌های اسلامی (دارالاسلام) و ترویج «اسلام آمریکایی» است که در آن شریعت فدای خوشامد غرب و قوانین سکولاریستی می‌شود.

بر عموم مسلمین، علما و مجاهدان در ایران و افغانستان واجب است که نسبت به این «نفوذ مذهبی» هوشیار باشند. هرگاه عالمی (خواه مولوی، شیخ، ماموستا یا آخوند) آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ایجاد فتنه‌ و تضعیف پایه‌های دفاعی امت اسلامی گام برداشت، باید طبق سنت الهی با او برخورد کرد، باید با استناد به کتاب و سنت، انحراف این افراد از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای مسلمین روشن شود و با آرای علمای راستین اسلام باید در برابر این نفاق قد علم کرد تا نگذاشت «نفاق مذهبی» باعث خلاء امنیتی و نفوذ آمریکا شود و شناسایی این مهره‌ها برای جلوگیری از شکاف میان ملت و دولت‌های اسلامی ضروری است، چرا که فتنه از قتل شدیدتر است (الفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

با این وصف متوجه هستیم، دشمن دریافته است که از طریق جنگ مستقیم نمی‌تواند بر ایمان مسلمین پیروز شود، لذا به «استحاله از درون» روی آورده است. صیانت از «دارالاسلامِ» ایران و افغانستان، در گرو مبارزه‌ی بی‌امان با مهره‌های سکولاریسم و افشای چهره‌ی کسانی است که محراب و منبر را به تریبون واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده‌اند.

بیانیه رسمی ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  .هشدار نهایی و قاطع به رژیم نظامی و کفرِ طاری پاکستان

بیانیه رسمی ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  .هشدار نهایی و قاطع به رژیم نظامی و کفرِ طاری پاکستان

بسم الله قاصم الجبارین

«فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

*(پس بر فراز گردن‌ها بزنید و همه انگشتانشان را قطع کنید)*

خطاب به رژیم شرور و نظامی پاکستان که مسیر کفر را در پیش گرفته و تیغ بر روی امت محمدی (ص) کشیده است:

۱. تغییر استراتژی؛ نظامیان شما هدف هستند:

از این لحظه به بعد، ارتش استشهادیان دارالاسلام، لوله‌های تفنگ خود را مستقیماً به سمت عاملان نظامی شما نشانه رفته است. ما دیگر شاهد جنایات شما نخواهیم بود. هر نظامی که در ساختار این رژیم شرور خدمت می‌کند، هدفی مشروع برای مجاهدان ماست.

۲. بیداری در کابوس؛ پاسخی به جنایات شبانه:

شما که در خانه‌های خود در خوابی آرام در کنار کودکان و اقارب خود به سر می‌برید، بدانید که عدالت الهی ناگهانی است. همان‌گونه که شما با بمباران‌های کور، زندگی مردم بی‌گناه را می‌گیرید و سپس با وقاحت، آن‌ها را «تروریست» می‌نامید، اکنون نوبت شماست. غرش انفجار، خوابِ آرام شما را به جهنمی ابدی تبدیل خواهد کرد. شما با نیرویی روبرو هستید که هرگز از خونخواهی امت محمدی (ص) غافل نمی‌شود.

۳. رسوایی غیرت و ایمان؛ چرا هند نه؟!

ای نظامیان بی‌دین و بی‌غیرت! شما که ادعای قدرت دارید، چرا جرات و ایمانِ مقابله با کفار اصلی و حمله به هند را ندارید؟ چرا تنها در برابر برادران مسلمان خود شیر هستید و در برابر دشمنان واقعی اسلام، همچون مزدورانِ ذلیل عمل می‌کنید؟ این نفاقِ آشکار، گواهی بر کفرِ طاری و خروج شما از صفوف امت است.

۴. فرمانِ قطعِ شمشیرِ دشمن:

ما بر اساس دستور صریح الهی عمل خواهیم کرد. چنان ضربه‌ای بر پیکره نظامی شما وارد خواهیم ساخت که دیگر توان برداشتن هیچ شمشیر یا اسلحه‌ای را نداشته باشید. ما انگشتانی را که ماشه را به سمت مومنان می‌چکانند، قطع خواهیم کرد.

پایان سخن:

رژیم نظامی پاکستان باید بداند که دورانِ بزن و دررو به پایان رسیده است. دارالاسلام افغانستان، گورستانِ متجاوزان و خائنان به آرمان‌های توحیدی خواهد بود.

والعاقبة للمتقین

ذبیح‌الله مجاهد 

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

  ذبيح‌الله مجاهد د دارالاسلام  افغانستان اسلامي امارت وياند .  وروستۍ او پرېکنده خبرداری د پاکستان نظامي رژيم او طاري کفر ته

ذبيح‌الله مجاهد د دارالاسلام  افغانستان اسلامي امارت وياند .  وروستۍ او پرېکنده خبرداری د پاکستان نظامي رژيم او طاري کفر ته

بسم الله قاصم الجبارين

«فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

(نو د هغوی پر غاړو ووهئ او ټولې ګوتې يې پرې کړئ)

خطاب هغه شرور او نظامي رژيم پاکستان ته چې د کفر لاره يې خپله کړې او د محمدي امت (ص) پر وړاندې يې توره را ايستلې ده:

۱. د ستراتيژۍ بدلون؛ ستاسو نظاميان هدف دي:

له دې شيبې وروسته، د دارالاسلام د استشهاديانو پوځ د خپلو ټوپکونو ميلې مستقيماً ستاسو د نظامي عناصرو پر لور نيولي دي. موږ به نور ستاسو جنايتونو ته ننداره ونه کړو. هر هغه نظامي چې د دې شرور رژيم په چوکاټ کې خدمت کوي، زموږ د مجاهدينو لپاره مشروع هدف دی.

۲. په کابوس کې ويښېدل؛ د شپنيو جنايتونو ځواب:

تاسو چې په خپلو کورونو کې د خپلو ماشومانو او خپلوانو تر څنګ په ارامه خوب ويده ياست، پوه شئ چې الهي عدالت ناڅاپي دی. لکه څنګه چې تاسو د ړندو بمباريو له لارې د بې‌ګناه خلکو ژوند اخلی او بيا يې په سپين سترګۍ «تروريستان» بولئ، اوس ستاسو وار دی. د چاودنو غرش به ستاسو ارام خوب په ابدي دوزخ بدل کړي. تاسو له داسې ځواک سره مخ ياست چې هېڅکله د محمدي امت (ص) د وينو له بدل اخيستلو غافل نه کېږي.

۳. د غيرت او ايمان رسوايي؛ ولې هند نه؟!

اې بې‌دين او بې‌غيرته نظاميانو! تاسو چې د قدرت دعوه کوئ، ولې د اصلي کفارو پر وړاندې د هند پر ضد د مقابلې جرأت او ايمان نه لرئ؟ ولې يوازې د خپلو مسلمان وروڼو پر وړاندې زمرۍ ياست او د اسلام د واقعي دښمنانو پر وړاندې د ذليلو مزدورانو په څېر چلند کوئ؟ دا ښکاره نفاق ستاسو د طاري کفر او له امت څخه د وتلو څرګند دليل دی.

۴. د دښمن د تورې د پرېکولو فرمان:

موږ به د الهي صريح امر پر بنسټ عمل وکړو. موږ به ستاسو پر پوځي جوړښت داسې ګوزار وکړو چې بيا به د هېڅ تورې او وسلې د پورته کولو توان ونه لرئ. هغه ګوتې به پرې کړو چې د مؤمنانو پر وړاندې ماشه ټينګوي.

پای خبرې:

د پاکستان نظامي رژيم بايد پوه شي چې د وهه او تښته دوره پای ته رسېدلې ده. دارالاسلام افغانستان به د متجاوزانو او د توحيدي ارمانونو د خائنان هديره وي.

والعاقبة للمتقين

ذبيح‌الله مجاهد

  د افغانستان دارالاسلام  امارت اسلامي وياند

  فراتر از مرزهای ایران؛ نقشه‌ی شوم «جنگ بزرگ» و سقوط دومینوی سنگرهای اسلام

  فراتر از مرزهای ایران؛ نقشه‌ی شوم «جنگ بزرگ» و سقوط دومینوی سنگرهای اسلام

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز جهان در آستانه‌ی حادثه‌ای عظیم قرار دارد که بر خلاف تصور بسیاری، نه یک درگیری منطقه‌ای محدود، بلکه یک «جنگ بزرگ» طراحی‌شده با ابعاد جهانی است. کسانی که گمان می‌کنند تجمع بی‌سابقه‌ی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، صرفاً برای تقابل با ایران یا گروه‌های مقاومت در لبنان و عراق و یمن است، در خطای استراتژیک به سر می‌برند. ایران در این نقشه، تنها یک «عنوان» و یک «دروازه» است؛ هدف اصلی، بسیار فراتر و هولناک‌تر طراحی شده است.

سقوط سنگر شام (سوریه) و تبدیل آن به جولانگاه مزدوران غرب نظیر «ابومحمد جولانی» و حامیان صهیونیست، تنها یک هدف داشت: «برداشتن مانع اول». دشمن با تثبیت امنیت رژیم صهیونیستی در جبهه‌ی غرب، اکنون دست خود را برای نفوذ به عمق استراتژیک جهان اسلام باز دیده است. شام، دیواری بود که فرو ریخت تا جبهه‌ی جنگ به قلب سرزمین‌های اسلامی (ایران و افغانستان) منتقل شود.

نام ایران امروز به عنوان هدف اصلی مطرح می‌شود، اما واقعیت این است که آمریکای وحشی به دنبال حذف هر نوع «قدرت مستقل اسلامی» در منطقه است. فشار بر ایران، تنها برای تغییر نظام نیست؛ بلکه برای نابودی زیرساخت‌های دفاعی و جیوپولیتیک ملتی است که دهه‌هاست مانع از تحقق نقشه‌ی «نیل تا فرات» شده است. ترامپ، چه آگاهانه و چه تحت فشار لابی‌های عمیق صهیونیستی، به سوی این تقابل کشیده شده تا آخرین قطعه از پازل هژمونی آمریکا را در منطقه جای‌گذاری کند.

این جنگ بزرگ، فراتر از ایران، دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان و تمامی کانون‌های بیداری اسلامی را هدف قرار داده است. يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/ ۸)

دشمن به دنبال آن است که با درگیر کردن ایران در یک جنگ فرسایشی یا مستقیم، خلاء قدرتی ایجاد کند که در آن، مهره‌های سکولار و نفوذی‌های مذهبی (مانند لابی‌گرانِ داخلی که پیش‌تر ذکر شد) بتوانند کل منطقه را به سوی وابستگی مطلق به غرب سوق دهند.

تجمع کنونی نیروهای بین‌المللی، یادآور «جنگ احزاب» در صدر اسلام است. آن روز هم تمام قبایل و قدرت‌های کفر برای نابودی مرکزیت اسلام متحد شدند. امروز نیز، عنوان جنگ «ایران» است، اما هدف نهایی تسلط مطلق بر منابع انرژی جهان اسلام و نابود کردن مدل‌های حکمرانی مبتنی بر شریعت (در ایران و افغانستان) و ایجاد یک خاورمیانه‌ی جدید و سکولار است که در آن «اسلام» تنها یک نام بی‌محتوا باشد. وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ (آل عمران/ ۵۴)

زمانی که دشمن سنگر شام را با نفاق و جنگ داخلی تسخیر کرد، مرحله‌ی بعد را «جنگ بزرگ» قرار داد. اکنون وظیفه‌ی هر مسلمان بیدار و هر سیاست‌مدارِ متعهدی است که بداند هرگونه همراهی با سیاست‌های آمریکا، بازی در زمین این جنگ بزرگ است و شکاف میان دولت‌ اسلامی و ملت‌ه، همان «خلاء امنیتی» است که دشمن برای ورود به آن لحظه‌شماری می‌کند و باید میان «عالمِ مجاهد» و «عالمِ لابی‌گر» (که جاده‌صاف‌کنِ تهاجم است) تفکیک قائل شد.

بر این اساس، جنگ بزرگ در راه است و ترامپ تنها یک مهره در دست طراحان این نبرد تمدنی است. اگر سنگر ایران و ثبات منطقه تحت تاثیر فتنه‌های داخلی و فشار خارجی فروریزد، هیچ سرزمین اسلامی در امان نخواهد بود. امروز، اتحاد استراتژیک میان کانون‌های قدرت اسلامی و هوشیاری در برابر «منافقینِ جدید»، تنها راه عبور از این فتنه‌ی آخرالزمانی است.

د «سترې جګړې» حقیقت؛ د شام له سقوط وروسته د اسلامي نړۍ پر وړاندې خطرناکه نقشه

د «سترې جګړې» حقیقت؛ د شام له سقوط وروسته د اسلامي نړۍ پر وړاندې خطرناکه نقشه

به قلم: فضل احمد هراتی

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ…  (نساء/ ۷۱) ای مومنانو! خپل د دفاع وسایل واخلئ او د دښمن په وړاندې بیدار اوسئ

نن ورځ چې په سیمه کې د کفري ځواکونو کوم بې ساري تحرکات او د سرتېرو راټولېدل ګورو، دا یوازې د ایران، لبنان یا عراق سره د یوې محدودې جګړې لپاره نه دي. څوک چې داسې فکر کوي، هغوی د دښمن په ستراتیژیک فریب کې راګیر دي. دا یوه «ستره جګړه» ده چې په خورا دقت سره ډیزاین شوې ده. که څه هم د دې جګړې سرلیک «ایران» دی، خو ابعاد یې تر ایران ډېر پراخ او خطرناک دي.

۱. شام؛ د سترې جګړې لومړی قرباني

د شام (سوریې) د ستراتیژیک سنګر لړزول او هلته د «جولاني» په څېر د غربي او صهیونیسټي اجیرانو واکمنول، د دې نقشې لومړی پړاو و. دښمن غوښتل چې لومړی د مقاومت لومړۍ کرښه ماته کړي ترڅو د صهیونیسټي رژیم امنیت ډاډمن کړي او بیا د سیمې د زړه (ایران او افغانستان) لوري ته مخه کړي. شام هغه خنډ و چې باید لرې شوی وی ترڅو لاره د نوي استعمار لپاره خلاصه شي.

۲. ایران؛ یوازې یو سرلیک، خو هدف اسلامي هویت دی

امریکا او د هغې متحدین د ایران په نوم غواړي په سیمه کې د هر ډول خپلواک اسلامي قدرت ریښې وباسي. د دوی هدف یوازې د نظام بدلول نه دي، بلکې د ټولې سیمې د جیوپولیټیک نقشې بدلول او د هغو قدرتونو ځپل دي چې د غربي هژمونۍ پر وړاندې ولاړ دي. ټرمپ په دې لاره کې یوازې یو لوبغاړی دی چې په غیر ارادي ډول د صهیونیسټي لابیانو او «پټ حکومت» (Deep State) لخوا د دغې سترې جګړې لوري ته کش شوی دی.

۳. د افغانستان او سیمې د ثبات په نښه کول

دا جګړه به یوازې په ایران پورې محدوده پاتې نشي. کله چې دښمن وتوانیږي په ایران کې ګډوډي رامنځته کړي، د دوی بل هدف به د افغانستان امارت اسلامي او د سیمې نور اسلامي ثبات وي. دوی غواړي په ټوله سیمه کې یو داسې خلا رامنځته کړي چې بیا پکې یوازې سکولارزم او د دوی لاسپوڅي واکمن وي.

۴. د ننه نفاق؛ د دښمن تر ټولو تېره وسله

په داسې حال کې چې بهرني ځواکونه تجهیز کیږي، د ننه په اسلامي ټولنو کې ځینې مذهبي او سیاسي څیرې (لکه مذهبي لابیګر او سکولار زده عناصر) د «اصلاحاتو» په نوم د دښمن لپاره جاده صافوي. دوی غواړي د خلکو او اسلامي حاکمیتونو ترمنځ واټن رامنځته کړي ترڅو د بهرني تېري لپاره زمینه برابره شي. دا هغه «اسلامي منافقین» دي چې تر کافر دښمن ډېر خطرناک دي.

۵. د بیدارۍ او یووالي غږ

امت مسلمه باید پوه شي چې:

• دا جګړه د مذهبونو جګړه نه ده، بلکې د «اسلام ناب» او «غربي استکبار» ترمنځ جګړه ده.

• د شام له سقوط وروسته، اوس د دفاع وار د سیمې د نورو برخو دی.

• هر هغه غږ چې د اسلامي نظامونو د کمزوري کولو او د امریکا د خوشالولو لپاره پورته کیږي، په حقیقت کې د همدې «سترې جګړې» یوه برخه ده.

پایله:

موږ د تاریخ په یو حساس پړاو کې یو. دښمن د ایران په نوم راغلی خو هدف یې د ټولې اسلامي نړۍ اشغال او د شرعي نظامونو له منځه وړل دي. هوښیاري، له مذهبي او سیاسي نفاق څخه لیرې والی او د مجاهدو ځواکونو ترڅنګ درېدل یوازینۍ لاره ده چې دا ستره دسیسه شنډه کړي.

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/ ۱۳۹) او مه سستېږئ او مه خفه کېږئ، تاسو به لوړ او غالب یئ که چیرې مومنان یئ .

در آستانه ی تهدیدات آمریکا علیه دارالاسلام ایران، ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان کُردهای اهل سنت ایران

در آستانه ی تهدیدات آمریکا علیه دارالاسلام ایران، ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان کُردهای اهل سنت ایران

به قلم: ابوسلیمان هورامی

امروز ۳ اسفند ۱۴۰۴ش پنج حزب سکولار و مرتد میان کُردهای سورانی اهل سنت ایران  به نامهای ۱- حزب حیات آزاد کُردستان (PJAK) 2-  کومله زحمتکشان کُردستان  (Komala) 3-  حزب آزادی کُردستان  (PAK) 4-  حزب دموکرات کُردستان ایران (PDKI)  5-  سازمان خەبات کُردستان ایران (Khabat) ائتلافی با نام «ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران» تشکیل دادند.

چرا گفتیم احزاب سکولار و مرتد میان کُردهای سورانی اهل سنت؟ چون با آنکه ممکن است در میان این احزاب سکولار و مرتد افرادی از قومیتها و مذاهب دیگر وجود داشته باشند اما بنیانگذاران و اسکلت اصلی تشکیل دهنده ی این احزاب از میان کُردهای سورانی زبان با مذهب اهل سنت است نه از میان کُردهای شکاک یا اردلان (سنندج) یا کلهر و لک و کرمانشاهی و یا از میان هورامی زبانها و نه از میان شیعیان.

پس این ائتلاف مرتدین را می توان ائتلاف یک لهجه از میان کُردهای اهل سنت دانست، نه از میان تمام کُردهای اهل سنت و شیعه ایرانی؛ البته در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ هم این احزاب در قالب دو حزب عمده ی حزب ناسیونال سوسیالیست دمکرات کُردستان ایران(به رهبری قاسملو)  و حزب کمونیستی کومله زحمتکشان کُردستان (به رهبری عبدالله مهتدی) فعالیت داشتند، و این دو حزب عمده با نیروهائی از حزب توده ایران و سازمان کمونیستی چریک‌های فداییان خلق ایران و حکمتیستها و سلطنت‌طلبان و بقایای رژیم پهلوی چون عزیز پالیزبان نماینده مجلس شورای پهلوی و اعضای سازمان اطلاعات و امنیت پهلوی (ساواک) و افراد متفرقه دیگری تقویت شده بودند و می توان گفت  شیخ عزالدین حسینی از روحانیان وابسته به ساواک و امام‌جمعه مهاباد را نیز به عنوان رهبر معنوی خود برگزیده بودند.

یعنی، در آن زمان ۴ حزب از این ۵ حزب ( غیر از پژاک که شاخه ای از PKK است که سابقه ی روشنی با ایران دارند) همه یکی بودند و از حمایت همین طرفداران کنونی پهلوی مرتد و احزاب سکولار اپوزیسیون دیگری که هم اکنون در برابر این کُردهای سکولار ایستاده اند نیز برخوردار بودند، اما نتیجه چه شد؟

 مردم اهل سنت کُردستان این مرتدین سکولار را پس زدند، و اینها نیز مزدوری برای صدام حسین و خیانت به مردم و وطن خود را انتخاب کردند و به مدت ۸ سال تمام به کشتار مردم خود و جاسوسی برای صدام حسین و خیانت به مردم و خاک خود پرداختند و غیر از ریزشی ها،خودشان نیز به چند حزب مختلف تقسیم شدند تا به این چند حزب چند نفره رسیده اند.

 یعنی مثلاً کومله ها به چند حزب مختلف مثل حزب مهتدی و ابراهیم علیزاده و عمر ایلخانی زاده و کعبی و… تقسیم شدند و دمکراتها نیز به همین شکل؛ و از میان پس مانده های آنها این چند حزب مانده اند که چنین ائتلافی را با نظارت آمریکا و صهیونیستها تشکیل داده اند که هرگز تعداد نفرات همه ی آنها به اندازه تعداد نفرات یکی از احزاب کومله یا دمکرات در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ نمی رسد.  

این احزاب سکولار و مرتد تا زمانی که حاکمیت صدام حسین وجود داشت در مناطق تحت حاکمیت او بودند، یعنی با آنکه کُردهای بارزانی و طالبانی مناطقی از شمال عراق را به واسطه ی حمایتهای آمریکا و غرب در اختیار داشتند اما این احزاب سکولار و مرتد ( از جمله PKK در مخمور ) همچنان در مناطق تحت حاکمیت صدام حسین بودند و بعد از سرنگونی صدام حسین، این احزاب سکولار و مرتد در اختیار آمریکا و شرکای آمریکا همچون اسرائیل و آل سعود قرار گرفته اند تا به اینجا رسیده اند.

به سادگی می توان تشخیص داد در برهه ای که کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبر آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها تهدیدات خود را بر علیه دارالاسلام ایران شدت بخشیده اند مرتدین سکولار محلی را نیز سازماندهی کرده اند؛ ابتدا در شرق کشور و در میان حنفی های اهل سنت شاهد ائتلاف چند حزب و گروه تحت عنوان «جبهه مبارزین مردمی» بودیم که تماماً رویه ی سکولاریستی و همسوئی با اپوزیسیون سکولار ایرانی را در پیش گرفته اند و امروز هم در میان بخشی از کُردهای اهل سنت ما شاهد ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان آنها تحت نام «ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران» بودیم.

مومنین اهل دعوت و جهاد ایران و منطقه لازم است با هوشیاری و دقت بالائی این «جبهه»ی مشترک کفار محار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را زیر نظر داشته باشند و بدانند در این برهه از تاریخ وظایف منهجی و حساس جهادی را در برابر این «جبهه» ی کفار و مرتدین برعهده دارند.

در هم کوبیدن استراتژی «کودک‌کشی صهیونیستی» توسط حکومت سکولار پاکستان در مرزهای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

در هم کوبیدن استراتژی «کودک‌کشی صهیونیستی» توسط حکومت سکولار پاکستان در مرزهای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تجاوزات اخیر ناشی از حماقت استراتژیک دستگاه‌های امنیتی دارالکفر طاری پاکستان علیه خاک پاک امارت اسلامی افغانستان، فراتر از یک درگیری مرزی ساده، نشان‌دهنده یک توطئه سازمان‌یافته بین‌المللی است.

بمباران مدارس، مراکز غیرنظامی و مساجد در افغانستان، تکرار نعل‌به‌نعل جنایات رژیم کودک‌کش اسرائیل در غزه است. دشمنی که توان مقابله در میدان نبرد با مجاهدین را ندارد، بزدلانه به سراغ غیرنظامیان و نونهالان می‌رود. اما بدانند که پاسخ خون دانش‌آموزان و نمازگزاران ما، هرگز سکوت نخواهد بود.

این حملات وحشیانه، برنامه‌ریزی شده در اتاق‌فکرهای واشینگتن و تل‌آویو است. هدف اصلی استکبار جهانی، به تشنج کشیدن منطقه و تضعیف پایگاه‌های قدرت در دارالاسلام است. همزمان ساختن این فشارها بر امارت اسلامی افغانستان و هدف قرار دادن دارالاسلام ایران توسط آمریکا و صهیونیسم، نشان‌دهنده یک نقشه واحد برای درگیر کردن همسایگان و نابودی امنیت منطقه است.

دشمن متجاوز نباید تصور کند که با یک درگیری محدود و کنترل‌شده روبروست. امارت اسلامی افغانستان اعلام می‌کند که فصلِ مدارا به پایان رسیده است. استراتژی ما در قبال این تجاوزات، نه تنها دفاع، بلکه هجوم سهمگین با هدف:

• گرفتن اسیر از نیروهای متجاوز

• وارد کردن حداکثر تلفات به ماشین جنگی دشمن

• و پاکسازی مرزها از لوث وجود مزدوران غرب است.

اینکه «ابابیل» خشم مجاهدین در چه ساعتی و بر کدام نقطه از مراکز حساس دشمن فرود خواهد آمد، موضوعی است که کابوسِ شبانه فرماندهان بزدل متجاوز خواهد بود. زمان و مکانِ سیلیِ سخت را ما تعیین می‌کنیم. ما وارثان شکستی هستیم که بر پیکر ابرقدرت‌ها وارد شد؛ لذا لشکریان اجیر شده محلی، در برابر اراده پولادین مجاهدان، وزنی نخواهند داشت.

«وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

پیروزی از آنِ متقین است و شکست، سرنوشت محتومِ لشکریان کفر و نفاق.

د ابابیل سخت غبرګون؛ په اسلامي سرحدونو کې د “صهیونیستي ډوله ماشوم وژنې” د ستراتیژۍ ماتول

د ابابیل سخت غبرګون؛ په اسلامي سرحدونو کې د “صهیونیستي ډوله ماشوم وژنې” د ستراتیژۍ ماتول

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

«سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ»

 (ژر ده چې دا ډله به ماته شي او شا به کړي – سوره قمر، ۴۵ ایت)

د افغانستان د اسلامي امارت پر پاکه خاوره د طاري دارالکفر (پاکستان) د امنیتي ادارو وروستي تیري یوازې یوه سرحدي نښته نه ده، بلکې دا یوه پلان شوې نړیواله توطئه ده.

۱. د صهیونیستي جنایاتو کاپي؛ ښوونځي او جوماتونه په نښه کول

په افغانستان کې د ښوونځیو، ملکي مرکزونو او جوماتونو بمبارول، په غزه کې د ماشوم وژونکي اسرائیل د جنایاتو تکرار دی. هغه دښمن چې د مجاهدینو سره په مخامخ ډګر کې د مقابلې توان نه لري، په ډارن ډول د ملکي خلکو او ماشومانو په نښه کولو ته مخه کوي. خو هغوی باید پوه شي چې زموږ د ماشومانو او لمونځ کوونکو د وینې ځواب به هیڅکله “سکوت” نه وي.

۲. د واشنګټن، تل‌ابیب او اسلام‌اباد شومه مثلث

دا وحشیانه بریدونه په واشنګټن او تل‌ابیب کې پلان شوي دي. د نړیوال استکبار اصلي هدف د سیمې ناارامه کول او د دارالاسلام د ځواکمنو مرکزونو کمزوري کول دي. په یو وخت کې پر اسلامي امارت بریدونه او د امریکا او صهیونیزم لخوا د ایران دارالاسلام په نښه کول دا ثابتوي چې دا یوه ګډه نقشه ده ترڅو ګاونډي هیوادونه په خپلو کې ښکیل او د سیمې امنیت له منځه یوسي.

۳. د “کنټرول شوې جګړې” پای؛ هدف: اسیران نیول او درانه تلفات اړول

متجاوز دښمن باید دا فکر ونه کړي چې د یوې محدودې او کنټرول شوې نښتې سره مخ دی. د افغانستان اسلامي امارت اعلان کوي چې د زغم وخت پای ته رسیدلی. د دې تجاوزاتو په وړاندې زموږ ستراتیژي یوازې دفاع نه، بلکې یو داسې برید دی چې هدف یې دا دی:

• د متجاوزو ځواکونو څخه د اسیرانو نیول.

• د دښمن جنګي ماشین ته درانه ځاني او مالي تلفات اړول.

• او د غرب د مزدورانو له وجود څخه د سرحدونو پاکول.

۴. د ابابیل د ډبرو د فرود انتظار

دا چې د مجاهدینو د قهر “ابابیل” به په کوم ساعت او کوم ځای کې د دښمن پر حساسو مرکزونو ډبرې وریوي، دا به د دښمن د ډارنو قومندانانو لپاره د شپې لخوا یو بوږنونکی خوب وي. موږ د غاښ ماتونکي ځواب وخت او ځای پخپله ټاکو. موږ د هغو فاتحینو وارثان یو چې د نړۍ د زبرځواکونو ملاوې یې ماتې کړې؛ نو دا اجیرې لښکرې به هیڅکله د مجاهدینو د فولادي ارادې په وړاندې مقاومت ونه شي کړای.

«وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

بریا د متقیانو ده او ماته د کفر او نفاق د لښکرو برخلیک دی.