مطرح نمودن اسلام سیاسی و غیر سیاسی جنگ روانی سکولاریستها بر علیه مسلمین

مطرح نمودن اسلام سیاسی و غیر سیاسی جنگ روانی سکولاریستها بر علیه مسلمین

ارائه دهنده: ابوعمر کندزی

قضیۀ اسلام سیاسی موضوعی است ‏که کفار سکولار و  استعمارگر امروزه آن را در میان مسلمانان و سراسر دنیا مطرح کرده و گاه گاهی در یک گوشه ای که لازم ببینند آن را برجسته می کنند و سروصداهائی را در مورد آن بالا می کنند؛ مانند: قضیۀ اخوان مصر، امارت طالبان در افغانستان وغیره. به این ترتیب، این استعمارگران تلاش دارند تا امت اسلامی مریض را از دوای اصلی ‏که توان دفع مریضی ها را به خوبی دارد، محروم نمایند و آن  حکومت اسلامی بر منهج نبوت است.

استعمارگران سکولار می دانند که اگر این حکومت روزی در یک گوشه ای از جهان قدعلم کند، بسیار به سرعت و به گونه ای غیر قابل کنترول منتشر گردیده و در مدت کوتاهی سراسر جهان اسلام را فرا خواهد گرفت، زیرا حکومت اسلامی واقعی اسلام را به گونه ای تطبیق خواهد کرد که از جانب الله متعال نازل گردیده و نه طوری که ما می خواهیم، حکومت اسلامی واقعی حکومتی است‏ که حاکم آن از جنس خود مسلمانان خواهد بود و اسلام را یا از طریق شورای موحد اسلامی و یا از طریق یکی از مذاهب اسلامی با رعایت حقوق سایر مذاهب اجرا خواهد کرد. خلافت واقعی خلافتی است‏ که حاکم آن نخستین کسی است ‏که گرسنه شده و آخرین کسی است‏ که غذا می خورد، و خلافت واقعی آن است‏ که سرمایه های دولت را براساس قانون شریعت اسلامی بر مردم توزیع خواهد کرد .

این اندایشه ای است ‏که به سرعت در دل ها راه پیدا می کند و افکار مسلمانان را قناعت می دهد. استعمارگران سکولار کافر می دانند که نباید به آن فرصت عرض اندام داد و با هر وسیله ممکن باید از ظهور و شهرت آن جلوگیری نمود.

در حال حاضر سرعت انتشار اندیشه خلافت در میان مسلمانان افزایش یافته، کفار با مطرح کردن اسلام سیاسی تلاش می کنند این اندیشه را در میان مسلمانان جهان تخریب کرده و بد جلوه دهند. البته باید دانست که این خود نشانه ای قوت گرفتن این مفکوره و ناتوانی کفار در برابر آن می باشد، زیرا بدنام سازی یک مفکوره، آخرین وسیله ای است ‏که کفار آن را به کار می گیرند و قبل از آن تمام توان سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و غیره شان را به کار می برند و وقتی در تمام این موارد ناکام ماندند دست به بدنام سازی می زنند.

باور ما اینست ‏که پیروزی برین معادلات مادی و حساب های بشری تنها و تنها مربوط به قوت و توانی است‏ که از طرف الله سبحانه وتعالی صادر می گردد، در غیر این صورت براساس معادلات و محاسبات انسانی ما هیچ گونه امکانات پیروزی را در برابر امکانات کفار نداریم. درین خصوص الله سبحانه وتعالی چنین می فرماید:

‏ وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ‏[قصص: ۵]

‏ما می خواستيم كه به ضعيفان و ناتوانان تفضّل نمائيم و ايشان را پيشوايان و وارثان(حكومت و قدرت) سازيم.‏

با توجه به این، چگونه ممکن است که انسان های ضعیف بالای انسان های قوی پیروز گردند در صورتی که از پشتیبانی الله سبحانه وتعالی بر خوردار نباشند؟

معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا (نگاهی به گزارش سال ۲۰۰۷م. مؤسسه‌ی پژوهشی «راند»)

معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا (نگاهی به گزارش سال ۲۰۰۷م. مؤسسه‌ی پژوهشی «راند»)

نویسنده: باسم خفاجی

ترجمه: ابو زینب، محمد «بهرامی»

چکیده

مؤسسه‌ی آمریکایی «راند» (RAND Corporation) به تازگی گزارشی را زیر نام «ایجاد گروه‌های اسلامی معتدل» منتشر نموده‌است. این گزارش، راه‌کار و برنامه‌ای عملی برای ایالات متحده‌ی آمریکا، پیشنهاد می‌کند و از آمریکا می‌خواهد از تجربه‌ها و درس‌های جنگ سرد (که از مواجهه و مقابله با گسترش اندیشه‌ی کمونیزم و اتحاد جماهیر شوری سابق، به دست آورده‌ است)، برای مقابله و مبارزه با اسلام‌گرایان معاصر استفاده کند. گزارش مورد بحث، به اداره‌ی آمریکا توصیه می‌کند برای مقابله با افکار و اندیشه‌های  گروه‌هایی اسلام‌گرا‌ (یی که گزارش  از آن‌ها به «جریان‌های افراطی» تعبیر می‌کند)، گروه‌ها و جماعت‌هایی سکولار و لیبرال و روشن‌فکر را سازمان‌دهی و تقویه و همکاری کند. این گزارش، اعتدال و میانه‌روی را (نه از دیدگاه اسلام که) از نگرگاه غرب و آمریکا تعریف می‌کند و برای آن ویژگی‌ها و شاخصه‌های ویژه‌ای بر می‌شمرد. در ادامه برای تشخیص درست گروه‌های معدل و میانه‌روی که قرار است به نیابت از آمریکا، جنگ فکری را با اسلام‌گرایان، به پیش‌ ببرند، ۱۱ معیار و ویژگی‌ بر می‌شمرد.

مقاله‌ی پیشِ رو، نگاهی گذرا به گزارش و پژوهش نام برده، انداخته‌است و کوشیده‌است معیارهای آمریکا برای اسلام و مسلمان معتدل را روشن نماید و از چگونگی ایجاد و سازمان‌دهی گروه‌های معتدل (به مفهوم آمریکایی آن) توسط آمریکا، پرده بر گیرد.

مقدمه

مراکز پژوهشیِ آمریکایی‌ای که به خاورمیانه عنایت و اهتمام می‌ورزند، راه‌کارها و برنامه‌های گونه‌گونی را برای اداره‌ی آمریکا به هدف توجیه و سازمان‌دهی جنگ فکری آن با جهان اسلام، پیشنهاد نموده‌اند. در این میان، نقش مؤسسه‌ی راند، بزرگ‌ترین مؤسسه‌ی پژوهشی در جهان، به عنوان یکی از مؤسسه‌هایی که پژوهش‌ها و گزارش‌های آن نقش کلیدی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی آمریکا (به ویژه در خاور میانه) دارد، از همه پر رنگ تر است. مؤسسه‌ی راند در این اواخر  و مشخصا در پایان ماه مارچ سال ۲۰۰۷م. (ربیع الاول ۱۴۲۸ هـ.) گزارشی را تحت عنوان «ایجاد گروه‌های اسلامی معتدل» (Muslim Moderate Building Networks) منتشر نموده‌است. این گزارش مکمل و متمم زنجیره‌ای از گرارش‌های فکری و مهم‌ مؤسسه‌ی راند است که به هدف چوکات‌بندی فکری و سازمان‌دهی جنگ فکری آمریکا با جهان اسلام، پس از ۱۱ سپتامبر، به دست نشر سپرده‌ شده ‌است.

این گزارش، با پیشنهاد طرح و برنامه‌ای عملی از ایالات متحده‌ی آمریکا، می‌خواهد از تجربه‌ها و درس‌های جنگ سرد (که از مواجهه و مقابله با گسترش اندیشه‌ی کمونیزم و اتحاد جماهیر شوری سابق، به دست آورده‌است)، برای مقابله و مبارزه با اسلام‌گرایان معاصر استفاده کند. گزارش مورد بحث، به اداره‌ی آمریکا توصیه می‌کند برای مقابله با افکار و اندیشه‌های  گروه‌هایی اسلام‌گرا‌ (یی که گزارش  از آن‌ها به «جریان‌های افراطی» تعبیر می‌کند)، گروه‌ها و جماعت‌هایی سکولار و لیبرال و روشن‌فکر را سازمان‌دهی و تقویه و همکاری کند. این گزارش، اعتدال و میانه‌روی را (نه از دیدگاه اسلام که) از نگرگاه غرب و آمریکا تعریف می‌کند و برای آن ویژگی‌ها و شاخصه‌های ویژه‌ای بر شمرده‌است.

پیش از آن که به محتوای این گزارش و اصل بحث، بپردازیم، نگاهی گذرا به گزارش‌های پیشین این مؤسسه، خواهیم انداخت.

ادامه خواندن معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا (نگاهی به گزارش سال ۲۰۰۷م. مؤسسه‌ی پژوهشی «راند»)

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

به قلم: مسعود سنه ای

نقد کردن یعنی بیان واقعی و بدون افراط مشکلات و نقاظ ضعفی که در شیوه ی اجرای مسئولین وجود دارد با ارائه راهکار مناسب و جایگزین مناسب . یعنی هم گفته می شود که این مشکل وجود دارد و هو راه حل رفع این مشکل هم ارائه می شود.

چنین نقد کردنی یعنی حرکت در راستای اصلاح مشکلات جامعه و مطالبه ی مطالبات مردم .

در برارب این نقد اصطلاحگرایانه ای که تماماً در خدمت رفع مشکلات اجرائی جامعه و برگردان حقوق ضایع شده ی مردم است ما شاهد پدیده ی عیب جوئی های جاهلانه و غیر علمی و نفی موفقیتهای غیر قابل انکار جامعه و تردید افکنی در ارزشهای اصولی حاکم بر جامعه به دنبال آن تهمت زنی و بزرگنمائی بی اساس مشکلات ریز جامعه هستیم که سعی دارد مردم را به واکنشهای احساسی و مخرب بکشاند.

این روزها در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان بیشتر تلاش آمریکا و متحدین آن به همراه مزدوران محلی بر این است که نقطه ضعفی را تولید کنند یا اگر نقطه ضعفی در سیستم اجرائی حکومتی وجود دارد (که معمولا تمام کشورهای در حال توسعه با چنین مشکلاتی دست به گریبان بوده اند) چنین نقاط ضعفی را بزرگ نمائی کنند که این روزها بر مشکلات اقتصادی تمرکز کرده اند که بیشترین عامل این مشکلات نیز به تحریمهای اقتصادی همین دشمنان بر می گردد.

هدف آمریکا و متحدین و مزدوران خارجی و داخلی آن از راه انداختن چنین جنگ روانی این است که اعتماد و پیوندی که مسلمین با مسئولین و بخصوص با نظام دارند را سست و یا قطع کنند.  امروزه بیشترین تلاش این دشمنان بر همین امر متمرکز است.

علماء و خطباء باید بدانند که این اغتشاشگران و فتنه گران سکولار هر چند وقت یکبار به بهانه های گرانی تخم مرغ یا بنزین یا مرغ یا روغن و… در واقع اصل نظام اسلامی و اصل اسلام را هدف قرار داده اند نه مذهب حنفی در افغانستان یا مذاهب جعفری و شافعی و حنفی در ایران.

کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و فریب خورده های داخلی و خارجی آنها برای نظامی سکولار تلاش دارند که در آن باید «اطاعت» شخص از الله و قوانین الله گرفته شود و به سکولاریستی و قوانین سکولاریستی آنها داده شود.

پس جنگ این فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران یا افغانستان، جنگ با مذهب حاکم بر افغانستان یا ایران نیست؛ بلکه دشمنی این سکولاریستها با اصل نظام و قوانین اسلامی است و برایشان مذهب حنفی یا شافعی یا جعفری و غیره فرقی ندارد.

پس دفاع از دارالاسلام ایران یا افغانستان دفاع از خودمان است و شرکت ما در جنگ روانی بر علیه این دشمنان در واقع جنگ برای دفاع از خودمان و محافظت از عقاید و باورهای خودمان و موجودیت خودمان به عنوان یک مسلمان پایبند به شریعت الله است .

لطفاً اختلافات ریز مذهبی  اسباب فریب ما از جانب دشمنان نشوند، چون دشمنان بر همین اختلافات ریز تمرکز کرده اند تا ما این چند اختلاف ریز قابل چشم پوشی را بزرگ ببینیم و آنهمه اختلافات بزرگ و عمیق با کفار سکولار را ریز نگریسته و حتی نادیده بگیریم.

تاکتیک تکراری آمریکا و ناتو در برابر انقلاب و بیداری اسلامی مسلمین  

تاکتیک تکراری آمریکا و ناتو در برابر انقلاب و بیداری اسلامی مسلمین  

به قلم: احسان هورامی

زمانی که بیداری اسلامی می رود که تبدیل به انقلابی توفنده و نابودگر تمام مزدوران و نظامهای وابسته و سکولاریستی آنها شود و بساط این مزدوران محلی را به همراه اربابان خارجی آنها از سرزمینهای اسلامی بیرون بریزد، اربابان سکولار جهانی رسماً خواهان برکناری مزدورانشان می شوند به امید اینکه با هم مسیر شدن با جریان انقلابی مسلمین، مزدوری دیگر با اسم رسم اسلامی را سر کار بیاورند.

در چند سال  اخیر این نوع برائت جوئی و فاصله گیری از دیکتاتورهای دست نشانده هنوز بر مسند قدرت، و بعد، اعلام رسمی خواست برکناری آنها، امری که در دیپلماسی جهانی بی سابقه بود، به یمن بیداری اسلامی و خیزش مسلميني كه از جنايات دیکتاتوران مزدور به تنگ آمده اند و امواج انقلاب علیه این رژیمها ي دست نشانده به یک  دیپلماسی نرم سكولاريستهاي غرب تبدیل شده است.

این یک موضعگیری عادی دیپلماتیک نیست که با ابتکار عمل و بدنبال سیاستهای متعارف دولتهای سكولاريست غربی اتخاذ می شود. بلکه یک دیپلماسی اجباری در شرایط طوفانی است. “اقدام پیشگیرانه” و اضطراری دولتهای اشغالگر و سكولاريست غربی در پاسخ و عکس العمل به انقلاباتی است که از جانب مسلمين بر آنان تحمیل شده است. این جزئی از تلاش سكولاريسم جهانی است برای از سر گذراندن این انقلابها با کمترین “خسارت” ممکن. استراتژی سیاسی که اساس آن عبارتست از “رضایت دادن به حذف دیکتاتور به منظور حفظ کل نظام دیکتاتوری سكولاريستي “.

در کشورهایی چون مصر و تونس و لیبی دیکتاتورهای دست نشانده رفته اند و نظامهای سکولاریستی  مانده اند اما جامعه به هیچ وجه آرام نگرفته و فشاربیداری اسلامی مسلمین علیه “دولتهای انتقالی” فعلی و دخالت فعال مسلمین برای تعیین تکلیف قطعی اوضاع  و تحکیم شریعت در جامعه همچنان ادامه دارد.

با آنکه سیاست «دست شستن از دیکتاتور به منظور حفظ دیکتاتوری سكولاریستی» کارآئی موقتی پیدا کرده و رضايت آمریکا و ناتو را تا حدودی جلب کرده  و خیزش انقلابی مسلمین را به حساب توطئه های اسلام رادیکان و تند رو و بنیادگرا و … می گذارند و بی اعتنا به فشار افکار عمومی و مصالح مسلمین، برای حفظ خود در قدرت و حفظ دست نشاندگان خود جامعه را به خاک و خون می کشند، اما برای آنها و هم مسیران بیداری اسلامی واضح و روشن است که آینده متعلق به قانون شریعت الله و بیداری اسلامی است که در آن مسلمین تنها به استقلال خود از کفار سکولار و اشغالگر و خروج تمام مزدوران آنها با هر اسم و رسمی هستند.

ادامه خواندن تاکتیک تکراری آمریکا و ناتو در برابر انقلاب و بیداری اسلامی مسلمین  

صَدَقَكَ وَهُوَ كَذُوبٌ: آمریکا وانگلیس و اسرائیل تروریستها دولتی ومدرن

صَدَقَكَ وَهُوَ كَذُوبٌ: آمریکا وانگلیس و اسرائیل تروریستها دولتی ومدرن

ارائه: کیوان مریوانی

جورج گالاوی رهبر حزب احترام انگلستان و نماینده مجلس آن کشور می گوید: اگر تروریسم به معنی کشتن انسان های بیگناه به خاطر دستیابی به اهداف سیاسی است  من از شما می پرسم : کشتار مردم فلوجه عراق و افغانستان و  فلسطین به وسیله آمریکا وانگلیس و اسرائیل به غیرازتروریسم دولتی ومدرن چه نام دیگری بر آن می توان نهاد.؟

من بعد از رویداد یازدهم سپتامبر در پارلمان انگلستان گفتم : عامل اصلی تروریسم زورگویی و غارتگری کشورهای استعمارگر و حمایتشان از حکومت های دیکتاتوری است. بعدا نظر سنجی های بیطرفانه نشان داد که۸۵% مردم این دیدگاه مرا درست می دادنند، اما از طرف بسیار ی از نمایندگان و رسانه ها شدیدا  مورد حمله قرار گرفتم.

من با صراحت می گویم: کسانی که در برابر نیروهای اشغالگر درعراق وافغانستان قیام کرده اند، نه تنها از فرهنگ ، سرمایه های مادی و شرف مردم عرب و مسلمان دفاع می کنند، بلکه از صلح و امنیت جهانی در برابر زورگویی و جنگ افروزی دولت های آمریکا و انگلیس دفاع می نمایند.

 رهبران آمریکا و انگلیس مسلمان را مردمی بیمار و تشنه خون می نامند من به صراحت خطاب به آنها می گویم که: این شما استعمارگران هستید که بر خلاف تمامی معیار های قانونی و انسانی برای تامین منافع مادی خود اقدام به کشتار دسته جمعی انسان ها می نمایید. شما  به عنوان جنایتکار جنگی باید محاکمه شوید.

 من اعتقادم بر این است که اگر زورگویی و غارتگری دولت های آمریکا و انگلیس و اسرائیل نبود بن لادن و تروریسمی هم وجود نداشت.” “من براین باورم که هیچ انسان مسلمانی حاضر نیست از سیاست های کشورهای زورگو به ویژه اشغالگران دفاع کند.

بر خلاف تبلیغات رسانه های دولت ها ی استعمار گرو رسانه های دولت های بورژوازی منطقه و احزاب آلت دست آمریکا و انگلیس، مقاومت کنندگان در برابر نیروهای اشغالگر برای باز گردانیدن رژیم سابق تلاش نمی کنند، بلکه از دین و سرمایه های خود دفاع می نمایند و مطمئن هستم که يیروز می شوند.

گالاوي  سياست‌هاي نخست وزير انگليس و رييس جمهوري آمريكا را عامل جنگ و ويراني در جهان دانست. و گفت: برخي مسلمانان نسبت به بي‌عدالتي در جهان امروز كه از سياستهاي لندن و واشنگتن ناشي شده است، واكنش‌هاي شديدي از خود بروز مي‌دهند… سياستهاي ظالمانه سبب شده است، مسلمانان از غرب متنفر شوند.  وي متذكر شد: در صورتي مي‌توان عمليات تروريستي را متوقف و تروريسم را ريشه كن ساخت كه قدرت‌هاي حاكم بر جهان از سياستهاي قهرآميز خود عليه ملت هاي محروم بويژه در منطقه‌ي خاورميانه دست بردارند.

گالاوي، از اين كه برخي كشورهاي اسلامي به خواسته‌هاي آمريكا تن داده‌اند، ابراز تاسف كرد و خطاب به اين كشورها گفت: در صورت تفرقه و توطئه چيني اعتبار خود را از دست خواهيد داد.

حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

به قلم: کیوان مریوانی  

بدون شک هر مکتبی تعریفی از حقوق دارد. از نگاه اسلام حقوق انسانها چیزی است و از نگاه سکولاریستها و دیگران حقوق تعریف دیگری دارد. پس اگر بگوئیم در اسلام حقوق بشر به سبک سکولاریستها وجود ندارد سخن درستی گفته ایم و یا اگر گفته شود که در سکولاریسم حقوق بشر به سبک اسلام وجود ندارد باز سخن درستی گفته شده است.

در فلسفه حقوق بشري غربي ملاك اومانيسم است و حقوق را مطلق در نظر مي‌گيرند، به نحوي كه تسليم هيچ محدويتي بيرون از حيطه بشري نمي‌گردد و بر همين اساس است كه بند ۲ ماده ۲۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر كه متأثر از تفكر سکولار ليبراليستي است، تنها عامل محدوديت حقوق و آزادي‌هاي افراد را مزاحمت با حقوق و آزادي‌هاي ديگران و مقتضيات اخلاقي جامعه دموكراتيك مي‌داند، بر اين تفكر سكولاريستي انواع فساد و فحشا را تجويز مي‌كند، و ارزش‌هاي شریعتهای آسمانی را با قدرت نظامی و اسلحه حذف مي‌كند و بدين سان مقام شامخ انسانيت را تنزل مي‌دهند.

 در واقع فلسفه‌اي كه پشتوانه حقوق بشر غربي است، انسان مداري و اومانيسم سكولار ليبراليستي است و فقط به تن انسان توجه نموده و نيازهاي مادي او را مورد توجه قرار داده است و جهان را براي جسم انسان نه براي روح انسان مي‌خواهد و انسان را مالك خويش و جهان مي‌داند، فلذا هيچ محدوديتي براي او قائل نيست، فلذا  شریعتهای آسمانی را يك تقيد و محدوديت مي‌داند و انسان را نه مكلف بلكه فقط محقّ مي‌داند و او را بريده از خداوند و فطرت به حساب مي‌آورد.

امّا در نظام حقوقي اسلام، اعتبار قوانين اراده تشريعي خداوند متعال است و بر اين اساس «خدا محوري» را صحيح مي‌داند و بس و خداوند را مبدأ هستي و كمال مطلق مي‌داند كه همه بسوي او در حركتند و در اين حركت و صورت هرگز اين حقوق استنباط شده از مباني شريعت نمي‌تواند مطلق باشد.  از نظرگاه حقوق اسلامي، قانون گذاري فقط حق خداوند است و او بر اساس يك اصل مشترك بين همه انسان‌ها دست به تشريع مي‌زند و آن اصل و امر مشترك فطرت الهي است.

پس قانون الهي است كه بايد بر فرد و اجتماع حكم كند و اين از اراده تشريعي الله نشأت مي‌گيرد و الله با توجه به شناخت و آگاهي همه جانبه بر انسان و به حكم يك امر مشترك بين انسان‌ها يعني فطرت قانونگذاري مي‌كند و چون قانونگذاري او بر فرد و اجتماع است، ‌فلذا دين و شريعت  الله ايدئولوژيك است و صرف يك احساس نيست فلذا بايد مبناي حركت و زندگي انسان باشد.

به این شکل، حقوق در میان سکولاریستها یعنی هر کسی که تابع قوانین سکولاریستی آنها باشد حق دارد و هر کسی که تابع بی چون و چرای قوانین سکولاریستی نباشد نه حقی دارد و نه حقوقی. اما در اسلام قاعده فرق دارد و این دیکتاتوری در تحمیل قوانین بر مردم وجود ندارد.  در حقوق بشر جهاني مبتني بر دين اسلام بر جهان، انسانها  سه دسته مشخص هستند: ۱- مسلمین ۲- کفار اهل کتاب (یهود و نصارا) و شبه اهل کتاب (مجوس و صابئین) ۳- کفار مشرک یا سکولار.

مسلمین که از قوانین اسلامی تبعیت می کنند و از تمام مزایا و حقوق اسلامی برخوردارند، کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی هم که اهل ذمه شده اند باز از قوانین خاص خود تبعیت می کنند و هیچ اجباری در پذیرش قوانین اسلامی ندارند . پس حق و خقوق خود را بر اساس شریعت خود دارند. اما کفار سکولار یا مشرک یا باید تابع قوانین اسلامی شوند یا باید بجنگند.

قرآن به عنوان اصلي‌ترين منبع فقه و حقوق اسلامي به مسلمانان دستور مي‌دهد که با انسانها آنگونه که الله دستور داده است برخورد کنند و هر حقی که الله داده است از کسی نگیرند. چنان چه ملاحظه مي‌شود فقه اسلامي توانايي جهاني شدن را دارد، چون لازمه جهاني شدن آن است كه يا به همه فرهنگ‌ها توجه شود يا دست كم قدر مشترك همه نظام‌هاي حقوقي اخذ شود و فقه و حقوق اسلامي اين ويژگي را دارد که ضامن امنیت برای تمام فرهنگهای منشعب از ساکنین دارالاسلام شود.  

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

به قلم: کارزان شکاک

اگر به تاریخ سرزمینهای اسلامی در طول یکی دو قرن گذشته نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که احزاب سکولار محلی برای هر سرزمینی معادل با مزدوری برای دشمنان اسلام و خیانت به همان ملت بوده اند.

به تاریخ چند دهه ی این احزاب سکولار در دارالاسلام ایران هم نگاه کنیم می بینیم که این احزاب کار خود را با خیانت به انقلاب و حتی با خیانت به هم و کشت کشتار ملت مسلمان ما و کشت و کشتار همدیگر و مزدوری برای صدام حسین شروع کرده اند تا اینکه امروزه رسماً برای یکی از اربابان صدام حسین یعنی آمریکا و ناتو مزدوری می کنند و در صف این دشمنان آشکار بر علیه ملت مسلمان خود قرار گرفته اند.

در مورد این خیانتکاران ذکر چند مورد لازم است :

۱-       مسلمین شریعت گرا نه در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ و نه بعد از آن تا کنون آغاز کننده ی درگیری ها نبوده ایم و حتی اجازه ی ماندن آنها در شهرها و روستاها را داده بودیم چون معتقدیم آزادی بیان بزرگترین عامل نابودی آنان می باشد .

۲-       اینها در زمان ضعف خود با برادران ما پیمان نامه و معاهده ی عدم تعارض به همدیگر را امضاء نموده بودند، اما خیانتکارانه عهدنامه را زیر پا نهاده و گروههای اسلامگرای وابسته به مکتب قرآن آقای مفتی زاده و صوفی های نقشبندی و حکومت انقلابی و… حمله نموده و مظلومانه تعدادی از آنها را کشته و زخمی نمودند.

۳-       سیاست مجاهدین ما این است که دشمنان ما خودشان تعیین می کنند که ما با آنها چه رابطه ای داشته باشیم . آیا با بستن پیمانهایی راه آشتی و صلح را بر می گزینند ؟ یا راه  جنگ و خونریزی را انتخاب می کنند ؟ . و در اینجا احزاب سکولارمحلی و متحدین غیر بومی انها همچون دیگر سکولاریستهای مرتد و خائنین ، راه خیانت و جنگ را انتخاب نموده اند.

۴-       کارنامه ی این احزاب سکولار ماهیت سکولاریستهای بومی را برای کم هوشترین مسلمان  روشن نمود؛ به این معنا كه دیدگاه سکولار بر آنها حاکم است و یکی از مهمترین اصول حاکم در این مکتب «یا با من باش یا برعلیه من هستی» است. به بیان رساتر اعضای این احزاب تنها دیدگاه‌ها و باورهای خود را قبول دارند و هر دیدگاه و آیین و اعتقادی که با آنها مطابقت و همسویی نداشته باشد، بنابراین برعلیه آنهاست و آنها با ترور شخصیتی و یا فیزیکی پیروان آن آیین یا دیدگاه ،  کشتار و قتل پیروان آیین‌ها و مکاتب دیگر را جایز می‌دانند.

 5 – این تکرارمصیبت بار تاریخ مرتدین سکولار برای هزارمین بار نشان داد که: هر گونه سازش با احزاب مرتد سکولار:

  • خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است.
  • خیانت به تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند.
  • خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی ، وجود و حتی ناموسشان به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است.
  • وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین و مجاهدین شریعت گرا  قرار داده است.

سناریوی مشترک احزاب سکولار مصری و رژیم صهیونیستی تجربه ای مهم برای افغانستان کنونی

سناریوی مشترک احزاب سکولار مصری و رژیم صهیونیستی تجربه ای مهم برای افغانستان کنونی

به قلم: احسان هورامی  

در ابتدای خیمه شب بازی بهار عربی (پاییز عربی) و انقلابات ساختگی و مدیریت شده جهت عوض نمودن حکام دست نشانده ی عرب و بخصوص در مصر و تونس، منابع خبری اعلام کردند که آمریکا و مصر تلاش دارند، طرح امنیتی جدیدی برای مقابله با شرایط امنیتی حاکم بر شبه جزیره سینا و سركوب جريانات اسلامگرا تهیه کنند. واين در واقع تكرار سناريويي بود كه جهت انحراف انقلاب يمن و سپس سركوب مسلمين آنجا پياده كرده بودند .

هماهنگ با علني شدن اين سناريوي خطرناك منابع اروپایی فاش کردند که قدرت یافتن گروه‌های اسلامگرا  در سینا  آنها را در آينده تبديل به تهدیدی برای امنیت اسرائيل  و حكومت سكولار فعلي مصر و متحدی برای حکومت ایران خواهد كرد و چنانچه حكومت سكولار و انقلابي مصر در اينده قصد آرامش داشته باشد چاره اي جز سركوب اين جماعتها ي شريعت گرا  ندارد.  در نتیجه حمایت‌های دستگاه اطلاعاتی مصر با هماهنگی دستگاه‌های اطلاعاتی منطقه‌ای و بین‌المللی  جهت سركوب اين جريانات الزامي است.

ادامه خواندن سناریوی مشترک احزاب سکولار مصری و رژیم صهیونیستی تجربه ای مهم برای افغانستان کنونی

  آیا در سوریه جهاد فی سبیل الله وجود دارد؟

  آیا در سوریه جهاد فی سبیل الله وجود دارد؟

به قلم: ابوخالد کوردستانی

کسانی که بر علیه حکومت سکولار سوسیالیست بشار اسد قیام کرده بودند از طیفهای مختلفی شکل گرفته بود. طیفی متعلق به ارتش آزاد بود که برای سکولاریسمی از نوع لیبرال آن قیام کرده است و طیفی هم متعلق به اسلامگراهای وابسته به اخوان المسلمین (مثل ارتش فاروق و..) و صدها گروه نجدی بود که با هر نوع سکولاریسمی مخالف بودند و می خواستند بر اساس منهج خاص خودشان مجری قوانین شریعت الله شوند.

ادامه خواندن   آیا در سوریه جهاد فی سبیل الله وجود دارد؟

اخوان المسلمين در اروپا  

اخوان المسلمين در اروپا  

به قلم:  نيلوفر قديري

اخوان المسلمين از زمان تأسيس در سال ۱۹۲۸، سياست در خاورميانه را به طور عميقي تحت تأثير قرار داده است. شعار اين سازمان اين است: ” الله هدف ماست، پيامبر رهبر ماست. قرآن قانون ماست. جهاد شيوه ماست. شهادت در راه خدا بالاترين آرزوي ماست….. “
اروپا در سال هاي گذشته به فضايي مناسب براي رشد تفكرات اسلامي و فعاليت هاي سياسي  آن تبديل شده است. از اوائل دهه ۱۹۶۰ اعضاي اخوان المسلمين و طرفداران آن به اروپا رفته اند و كم كم اما پيوسته، شبكه اي گسترده و به شدت سازمان يافته از مساجد، مراكز خيريه و سازمان هاي اسلامي را تأسيس كردند. هدف نهايي اخوان المسلمين برخلاف ديگر جوامع اسلامي اروپا، كمك به مسلمانان براي تبديل شدن به بهترين شهروندان ممكن نيست؛ بلكه هدف آن گسترش قوانين اسلامي در سراسر اروپا و آمريكاست.
چهار دهه تعليم و تلاش، نتيجه داده است. دانشجويان مهاجري كه چهل سال پيش از خاورميانه به اروپا مهاجرت كردند اكنون سازمان هايي را رهبري مي كنند كه نماينده جوامع مسلمانان محلي در تعامل با حاكمان سياسي اروپا هستند. اين سازمان ها كه از سوي كشورهاي ثروتمند حوزه خليج فارس حمايت مالي مي شوند شبكه اي مركزي را تشكيل مي دهند كه تقريباً همه كشورهاي اروپايي را شامل مي شود. اين سازمان ها كم كم نظرات اخوان المسلمين را سرلوحه كار خود قرار دادند و ارتباطات خود را با اين سازمان گسترده كردند. آن ها با كلامي ملايم و با سخن گفتن به زبان هاي آلماني،  هلندي و فرانسوي جاي خود را در دولت ها و رسانه هاي اروپايي باز كرده اند. سياستمداران از همه طيف هاي سياسي در اروپا هرگاه مشكلي مربوط به مسلمانان پيش مي آيد يا هرگاه به رأي مسلمانان نياز داشته باشند، به سراغ اين سازمان ها رفته و با آن ها به تعامل مي پردازند.
اين گروه هاي اسلامي كه با دولت هاي اروپايي به زبان سليس و روان خودشان صحبت مي كنند، در ميان اعضا و طرفدارانشان به زبان عربي يا تركي حرف زده و افكار ديگري را پي مي گيرند. نمايندگان آن ها در راديو تلويزيون هاي اروپا درباره گفتگو ميان مذاهب و ضرورت انسجام در جامعه سخن مي گويند، اما در مساجد درباره خطرات در كمين مسلمانان در جوامع غربي حرف مي زنند. در رسانه ها، وقايعي مانند انفجار مادريد و گروگان گيري در مدرسه سبلان در روسيه را محكوم كرده و با قربانيان ابراز همدردي مي كنند.
اروپايي ها كه بسيار مشتاق برقراري گفتگو با اقليت مسلمان كشورهاي خود هستند از اين سخنان استقبال مي كنند. اين شرايط در آلمان كه اهميت زيادي در اروپا دارد، بيشتر مشهود است. اين تأثير فقط به خاطر اين نيست كه آلمان در قلب اروپا واقع شده، بلكه به اين خاطر است كه اين كشور ميزبان اولين موج از مهاجران اخوان المسلمين بوده و اكنون هم صحنه حضور سازمان يافته ترين شعبه اين سازمان است.
اخوان المسلمين در آلمان
شرايط آلمان و حضور اخوان در آن بسيار قابل توجه است. اخوان المسلمين بيشتر از هر جاي ديگري از اروپا، در آلمان قدرت يافته و حضور و مقبوليت سياسي پيدا كرده است. سازمان هاي اسلامي در ديگر كشورهاي اروپايي اكنون الگوي همقطارانشان در آلمان را پيگيري مي كنند.
در دهه هاي ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، هزاران دانشجوي مسلمان خاورميانه را ترك كردند تا در دانشگاه هاي آلمان به تحصيل بپردازند. هدف اين دانشجويان فقط جذب شدن در مؤسسات آموزشي معتبر فني آلمان نبود بلكه به دليل فرار از رژيم هاي سركوب گر حاكم آن زمان به آلمان مي رفتند. حكومت هاي آن زمان در خاورميانه دست به سركوب گروه هاي مخالف اسلامي زده بودند. در سال ۱۹۵۴ بسياري از اعضاي اخوان المسلمين از مصر گريختند و به آلمان غربي رفتند. در آن زمان دولت آلمان غربي تصميم  گرفته بود روابط ديپلماتيك خود را با كشورهايي كه آلمان شرقي را به رسميت مي  شناختند قطع كند. وقتي مصر و سوريه با دولت كمونيست آلمان شرقي ارتباط برقرار كردند. بُن هم تصميم گرفت ميزبان مخالفان و پناهندگان سياسي سوري و مصري باشد. بسياري از اعضاي اخوان در آن زمان با آلمان آشنا بودند.
سعيد رمضان يكي از اولين اعضاي پيشروي اخوان در آلمان بود. او منشي و دستيار شخصي حسن بنا بنيانگذار اخوان المسلمين بود. رمضان مصري كه رهبري نيروهاي نامنظم اخوان در فلسطين را هم بر عهده داشت، در سال ۱۹۸۵ به آلمان رفت و در كلن مشغول به تحصيل در دانشكده حقوق شد. او در آلمان يكي از سه سازمان اصلي مسلمانان را تأسيس كرد. اين سازمان كه جامعه اسلامي آلمان معروف به IGD نام دارد از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ به رهبري خود رمضان اداره مي شد. رمضان همچنين اتحاديه جهاني مسلمانان را تأسيس كرد كه با كمك مالي سعودي ها ايجاد شد. دولت آمريكا تاكنون از نزديك فعاليت هاي اين اتحاديه را زير نظر داشته است و آن را به كمك مالي به تروريست ها متهم مي كند. در سال ۲۰۰۲ يك هيأت از وزارت دارايي آمريكا به دفاتر اين اتحاديه در ويرجينياي شمالي حمله كردند تا مدارك ارتباط آن را با القاعده، حماس و جهاد اسلامي بيابند.
در سال ۲۰۰۴ هم كميته مالي سنا خواستار بازرسي دقيق منابع و ارتباطات مالي اين سازمان شد. طارق رمضان پسر سعيد رمضان از رهبران بعدي اين دو سازمان بود. بعد از رياست ده ساله رمضان بر جامعه اسلامي آلمان، فاضل يزداني مصري براي مدت كوتاهي اين مسئوليت را به عهده گرفت و ب عد از آن غالب همت سوري كه تابعيت ايتاليايي داشت به اين عنوان رسيد. او يكي از بنيانگذاران بانك تقوي است كه سرويس هاي اطلاعاتي غرب آن را بانك اخوان المسلمين مي خوانند. يوسف ندا ، يكي از مديران مالي اخوان المسلمين بانك تقوي را اداره مي كند. اين بانك در سوئيس، ليختن اشتاين و باهاما شعبه دارد. به گفته سرويس هاي اطلاعاتي غرب اين بانك همچنين چندين مركز اسلامي در سراسر اروپا را هم تأمين مالي مي كند.
رمضان و همت، رهبران جامعه اسلامي  آلمان ، از مهمترين اعضاي اخوان المسلمين در نيم قرن گذشته بوده اند. اطلاعات و گزارش هاي سرويس هاي اطلاعاتي غرب حاكي از آن است كه جامعه اسلامي آلمان شاخه اي از اخوان المسلمين است. اخوان المسلمين همچنين كار ساخت مركز اسلامي مونيخ در سال ۱۹۶۰ را نيز بر عهده داشتند. اين مركز با كمك دولت هاي خاورميانه اي همچون عربستان ساخته شد. اين مركز مجله اي به نام الاسلام منتشر مي كند كه تأمين مالي آن به عهده بانك تقوي است. مطالب اين مجله براي اولين بار نشان داد كه اخوان المسلمين آلمان مفهوم حكومت سكولار را نمي پذيرند.
جامعه اسلامي  آلمان كه مركز اسلامي مونيخ شعبه اي از آن است، مهمترين شاخه اخوان در آلمان است و نمونه اي مهم و قابل توجه از به قدرت رسيدن اخوان در اروپاست. اين سازمان در سال هاي گذشته رشد قابل توجهي داشت و اكنون ده ها سازمان اسلامي را در سراسر كشور زير پوشش دارد. مراكز اسلامي در بيش از ۳۰ شهر آلمان اكنون زير پوشش اين سازمان قرار گرفته اند. اكنون قدرت واقعي اين سازمان در همكاري آن با سازمان هاي دانشجويي و جوانان اسلامي در سراسر آلمان نهفته است. اخوان المسلمين توجه ويژه اي به نسل جوان مسلمان اروپا نشان داده است. از جمله اين ارتباطات، رابطه اخوان با مجمع جهاني جوانان مسلمان است. اين مجمع يك سازمان غير دولتي سعودي است كه هدف آن گسترش وهابيت و برداشت سعودي ها از اسلام است. اين مجمع كه زيرپوشش اتحاديه جهاني مسلمانان قرار دارد، بزرگترين سازمان اسلامي جوانان در جهان است.
اخوان المسلمين همچنين با مركز آموزش امامان جماعت اسلامي اروپا در فرانسه ارتباط دارد. سرويس هاي اطلاعاتي اروپا، اين مركز را به گسترش عقايد افراطي مذهبي متهم مي كنند. اخوان المسلمين مصر، مونيخ را به عنوان پايگاه خود براي فعاليت هايش در آلمان انتخاب كرد اما شعبه سوريه اي اين سازمان، آخن، شهري در نزديكي مرز آلمان و هلند را به عنوان پايگاه خود در آلمان برگزيد. اين شهر كه دانشگاه معروفي هم دارد اكنون جمعيت مسلمان زيادي را در خود جاي داده است. از جمله اين مسلمانان ساكن در آخن، خانواده سوري عطار هستند. اولين عضو از اين خانواده عصام عطار بود كه از بيم تعقيب قضايي در سوريه، در دهه ۱۹۵۰ به آلمان گريخت. در آن زمان او رهبر اخوان المسلمين سوريه بود. اعضاي ديگر اخوان سوريه بعدها به آلمان رفتند. پايگاه عطار در آخن، مسجد بلال بود كه به مركز فعاليت هاي گروه اخوان در اين شهر تبديل شد. اخوان سوري در آخن، رابطه نزديكي با همكاران مصري شان داشتند. پسر عصام عطار با دختر يوسف ندا رئيس بانك تقوي ازدواج كرد. اما رابطه بين اين دو شعبه بسيار عميق تر از اين ازدواج بود. مركز اسلامي آخن از بانك تقوي كمك مالي دريافت مي كرد و كارمندان مركز اسلامي مونيخ و آخن به صورت دوره اي محل كار خود را با يكديگر عوض مي كردند. اما اخوان سوري هيچ گاه به جامعه اسلامي آلمان نپيوستند.
ميلي گوروس

يكي ديگر از كانال هاي ارتباطي اخوان در اروپا، رابطه با ميلي گوروس از گروه هاي تركي اسلامي اروپا است. ميلي گوروس كه ۳۰۰ هزار عضو و صدهزار طرفدار دارد از حقوق مهاجران ترك آلمان دفاع مي كند. ميلي گوروس علاوه بر دفاع از حقوق ترك ها و تأكيد بر عقايد اسلامي، نوعي ابراز احترام هم به ارزش هاي غربي و اصول دمكراسي آن نشان مي دهد. سرويس هاي اطلاعاتي غرب به شدت به اين گروه بدگمان است و آن را سازماني افراطي مي نامد. رهبري پنهان ميلي گوروس را اكنون نجم الدين اربكان نخست وزير پيشين تركيه به عهده دارد. حزب رفاه اربكان در تركيه به دليل فعاليت هايش عليه حكومت سكولار اين كشور در ژانويه ۱۹۹۸ ممنوع اعلام شد.
اهداف و برنامه كاري ميلي گروس شبيه جامعه اسلامي آلمان است و اين دو سازمان رابطه همكاري نزديكي دارند. هدف مشترك اين دو نهاد تلاش براي افزايش نفوذ سياسي و به دست آوردن نمايندگي رسمي مسلمانان آلمان است. مساجد اين دو سازمان با ارائه خدمات اجتماعي، برگزاري كنفرانس ها و فعاليت هاي سازمان يافته در راستاي اين هدف حكومت مي كنند.
از سوي ديگر در سال ۱۹۸۹ سعودي ها تحت نظارت عبدالله التركي رئيس قدرتمند دانشگاه بن سعود در رياض، مركزي به نام شوراي اسلامي در آلمان تأسيس كردند. تركي در كنار ابراهمي الزيات و حسن ازدوگان از مقامات برجسته و عاليرتبه ميلي گروس و احمد خليفه از مقامات مركز اسلامي مونيخ رياست اين شورا را به عهده گرفتند.
در سال ۱۹۹۴ وقتي اسلام گرايان ساكن آلمان دريافتند با ائتلاف و اتحاد بيشتر مي توانند نفوذ سياسي بيشتري به دست آوردند، ۱۹ سازمان اسلامي از جمله جامع اسلامي آلمان، مركز اسلامي مونيخ و مركز اسلامي آخن، يك سازمان ائتلافي تشكيل دادند به نام “zentralret der Muslime” . به گفته سرويس هاي اطلاعاتي آلمان، از اين ۱۹ سازمان دست كم ۹ سازمان به اخوان المسلمين تعلق دارد. اين سازمان كه اكنون همه سازمان هاي اسلامي آلمان را زير پوشش دارد، در كنار جامعه اسلامي آلمان و ميلي گروس، نماينده سه ميليون مسلمان آلمان هستند. رسانه هاي آلماني وقتي مي خواهند نظر مسلمانان درباره هر موضوعي بدانند به سراغ اين سازمان مي روند. اما در حقيقت نظر اين سازمان نظر اخوان المسلمين است.
اخوان المسلمين در سراسر اروپا
اخوان المسلمين و تأمين كنندگان مالي آن ها در خاورميانه تلاش زيادي براي منسجم كردن فعاليت هاي مسلمانان در آلمان انجام داده اند اما اين تلاش ها به آلمان محدود نشده است. سازمان هاي مرتبط با اخوان در سال هاي اخير در سراسر اروپا گسترده شده اند. در فرانسه اتحاديه سازمان هاي اسلامي فرانسه در شوراي اسلامي دولت نقش مهمي دارد.
در ايتاليا اتحاديه جوامع و سازمان هاي اسلامي همواره طرف گفتگوي دولت قرار دارد. اخوان المسلمين همچنين به دنبال منسجم كردن شعبه هايش در بخش هاي مختلف اروپاست. در ۱۵ سال گذشته، اخوان المسلمين چندين سازمان اروپايي همچون فدراسيون سازمان هاي اسلامي اروپا تأسيس كرده كه در آن نمايندگاني از سازمان هاي ملي تشكيل جلسه مي دهند و درباره طرح هاي آينده به گفتگو مي پردازند. شايد تأثيرگذارترين سازمان اروپايي اخوان، سازمان جوانان آن باشد. در سال ۱۹۹۶ سازمان هاي جوانان اسلامي از سوئد، فرانسه و انگليس به فدراسيون سازمان هاي اسلامي در اروپا و مجمع جهاني جوانان مسلمان پيوستند تا سازمان جوانان اسلامي اروپا را به وجود  آورند. سه ماه بعد از آن، ۳۵ هيأت از ۱۱ كشور اروپايي در انگليس جمع شدند و رسماً مجمع جوانان و دانشجويان اسلامي اروپا را تشكيل دادند. مقر اين مركز در بروكسل است. اين مجمع از ۴۲ سازمان ملي و بين المللي با حضور جوانان از بيش از ۲۶ كشور دنيا تشكيل شده است.

منبع: Middle eust Quarterly