واکنش سید قطب به نطفه ی انحرافی جریان مبارک اخوان المسلمین ( اخوان المفلسین کنونی )
ارائه : ابراهیم قشمی
مبارزات سياسى سيدقطب
مهمترين دوران مبارزه سيدقطب به زمانى مربوط مىشود كه به جمعيت اخوان المسلمين پيوست. جمعيت اخوان المسلمين يكى از جمعيتهاى مبارز در سالهاى ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ميلادى بود كه در بيشتر كشورهاى عربى فعاليت مىكرد و مقر اصلى آن در مصر قرار داشت. اين جمعيت را حسن البناء (م۱۳۶۸ق) در شهر اسماعيليه مصر در ذىالقعده سال ۱۳۴۷ پايهگذاشت و فعاليت خود را در مدرسه «التهذيب» با تعليم قرآن، تجويد، حديث، تفسير و ديگر علوم اسلامى، آغاز كرد. حسن البناء در سال ۱۳۵۰قمرى، رسالهاى دربردارنده اهداف جمعيت اخوان المسلمين منتشر كرد و در جايگاه دبيركل جمعيت برگزيده شد. هنگام جنگ اعراب و اسرائيل در سال ۱۹۴۸ ميلادى جمعيت اخوان المسلمين به يارى ملت فلسطين شتافت و بسيارى از اعضاى آن در اين جنگ شركت كردند. پس از اين وقايع، از طرفى محبوبيت اخوان المسلمين بين مسلمانان به شدت افزايش يافت و از طرف ديگر، دربار مصر و استعمار پير انگليس از آنان عصبانى و ناراحت شدند؛ از اينرو به فرمان ملك فاروق در سال ۱۳۶۸ قمرى فرمان انحلال جمعيت صادر شد و به تلافى اين فرمان، جمعيت اخوان المسلمين نخست وزير مصر(نقراشى پاشا) را كشتند و حكومت وقت نيز به تلافى اين اقدام، دبير كل اين جمعيت يعنى «حسن البناء» را در سال ۱۳۶۹ق ترور كرد (دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج۷، ص۲۷۱). ترور حسن البناء زمانى بود كه سيدقطب در امريكا به سر مىبرد. او مىديد كه نشريات امريكايى به شدت از كشتهشدن حسن البناء ابراز خوشحالى مىكنند؛ بدين جهت همانجا تصميم گرفت پس از بازگشت از امريكا در سال ۱۹۵۱ ميلادى به طور رسمى به اخوان المسلمين بپيوندد. وى چنان به اين گروه علاقه داشت كه هميشه مىگفت: من در سال ۱۹۵۱ ميلادى متولد شدم (پيامبر و فرعون، ص۳۹).
مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بیساران
آنچه انسان را دربارهی سکولارهای عرب به تعجب وامیدارد، فتنهگری گروههای فرهنگی آنها و بیبندوباریهای اخلاقیشان است:
آنها در بلواهای خود، مدام ماجراهای بیهودهای به وجود میآورند و به این ترتیب سعی میکنند از میان خودشان، قهرمانانی برای آزادی بسازند. قهرمانیهایی که در آن هیچ ابتکار سودمند و انتقاد سازندهای وجود ندارد. نه سخن حق است در مقابل سلطان ظالم و نه کوششی برای یاری دادن مظلوم در مقابل ظالم و با این وجود، چطور میخواهند قهرمان شوند؟ نمی دانم
آشنایی با جهاد دراسلام در قالب ۵۰ سوال و جواب مختصر
محمد مسعود ازهر
ترجمه : ابو عبدالله مصلحی
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه ی مترجم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و کفی و سلام علی عباده الذین اصطفی
عزت و ذلت دو گزینه متفاوت هستند . پیروان همه ی ادیان جهان و مکاتب فکری دوست دارند برای خود واژه ی اول را انتخاب کنند. اما در شیوه و راههای حصول این گزینش ، تفکر هر دین و مکتبی با ادیان و مکاتب دیگر فرق می کند. شرع مقدس اسلام برای بدست آوردن این گزینه ، راه «جهاد» را برگزیده است. خداوند متعال عزت و سربلندی مسلمانان را در «جهاد»و ذلت و خواری را ذر ترک آن قرارداده است. از زمانی که «جهاد» در شریعت مقدس اسلام مشروع گردید ، زندگی پر افتخار و سراسر عزت و سربلندی از آن مسلمانان گشت و فصل جدیدی از زندگی برای آنان آغاز گردید. کفر جهانی- یهود و نصاری – که ذلت خود را در مشروعیت «جهاد» در اسلام و ادامه راه اسلاف توسط مسلمانان می دید، با تمام نیرو و امکانات وارد صحنه شد تا «جهاد» را که تا سیزده قرن محبوب ترین کلمه ی مسلمانان بود و در طول این مدت مسلمانان در مورد آن وحدت کلمه داشتند و حتی دو رای متفاوت در امت اسلامی در مورد آن پیدا نشده بود، نابود و از اذهان مسلمانان محو سازد و در این راستا به موفقیت هایی هم دست یافت. تا زمانی که مسلمانان این فریضه را با چنگ و دندان زنده نگه داشته بودند، از یهود و نصاری باج می گرفتند، اما وقتی که این فریضه را به فراموشی سپردند، به یهود و نصاری باج می دهند که نمونه ی اسف بار و کمر شکن این باج، از دست رفتن حاکمیت کامل بر قدس عزیز، آن قبله ی نخستین رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به طرزی غمناک و به حاشیه راندن مسلمانان عراق و افغانستان از فضای سیاسی آن دو مملکت بزرگ و تجاوز به ناموس و دین مسلمانان در سرتاسر جهان و به غارت بردن ثروت و دارایی کشورهای اسلامی است. این کلمه ی عزت آفرین حتی با توجه به چهارصد و پنجاه آیه ی قرآنی و احادیث متعدد رسول الله(صلی الله علیه وسلم) در بین طبقه ی خواص هم غریب است و جای آن را شعارها و راهپیمایی های تو خالی و سرگرم کننده که از غرب به ارمغان آورده شده، پر نموده است. فالی الله المشتکی !
سرانجام دیکتاتوری پرولتاریائی مزدوران اوجالان (پ.ک.ک) در کردستان سوریه
به قلم: کارزان شکاک
کمونیستها معتقد هستند که کارگران صنعتی(پرولتاریا) باید قدرت را در دست بگیرند و دیکتاتوری را بر سایر مخالفین خود تحمیل کنند البته تحمیل این دیکتاتوری از کانال شورا صورت یم گیرد یعنی به صورت مشورتی این دیکتاتوری را بر مخالفین خو تحمیل می کنند و به اصطلاح کانتون و مناطق خودمدیریتی تشکیل می دهند.
با آنکه این توهمات متعلق به قرن ۱۸ و ۱۹ اروپا بود که در قرن بیستم نیز در میان انسانهای عقب مانده و فریب خورده طرفدارانی داشت به تدریج در میان ملل اهل علم کنار زده شده و تنها در کتابها مطالعه می گردد با این وجود هنوز در میان مردمانی عقب مانده مثل کوردهای سکولار به حیات خود ادامه می دهد.
جنگ تحمیلی احزاب سکولار بر قانون شریعت الله و مومنین و دارالاسلام را ما تمام میکنیم
به قلم: کارزان شکاک
سیاست گفتمانی سکولاریستها با مسلمین همیشه اسلحه و قتال بوده است چنانچه الله تعالی می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (۲۱۷) و سکولاریستها (مشرکین= احزاب) پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند.
احزاب سکولار با آنکه هرگز به میل خود یکی نمی شوند اما در برابر قانون شریعت الله و مومنین و دارالاسلام از سیاست واحی تبعیت می کنند به همین دلیل در همان ابتدا می بینیم که احزاب سکولار کوردی به پیروی از سیاست جهانی سکولاریستها علیه مسلمین شریعت گرا، جنگ با خودشان را جنگ با ملت کورد جلوه می دهند.
کوردستان سوریه گورستان حزب کارگران اوجالان (پ.ک.ک)
به قلم: کارزان شکاک
گویا تاریخ دارد تکرار می شود اگر تاریخ کردهای سکولاریست را مطالعه کرده باشید خواهید دید که هر وقت قدرت دولت مرکزی کم شده یکی از سران کردهای سکولاریست با حمایت بیگانگان(غالباً کشورهای همسایه و یا امپریالیستهای سکولار جهانی) برعلیه دولت و یا در راستای سیاستهای دولت مرکزی اعلام موجودیت کرده و بعد از چند صباحی با قدرت گرفتن دولت مرکزی و توافق با کشورهای همسایه یا امپریالیستهای خارجی، طومار شورشیان سکولار درهم پیچیده شده است.
اینبار هم شواهد و قرائن نشان می دهد براساس یک توافق پشت پرده بین ایران، ترکیه، روسیه و حکومت بشار اسد قرار است پ.ک.ک و نوچه هایش هم، مانند اسلافشان برای همیشه از صحنه کردستان پاک شوند. گروهی که پشتوانه ی عقیدتی مردمی نداشته باشد و با اتکا به سکولاریسم و خشونت و ارعاب و بیگانگان بخواهد برعلیه ملت مسلمان خود بشورد سرنوشتی غیر از این نخواهد داشت .
مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران
ما به ناچار باید در مورد موکراسی و ابعاد مجسم آن در جهان اسلام، با نهایت آرامش، بینش و وسعت نظر بحث کنیم. برخی گمان میکنند بحث در مورد بینش دموکراتیک و تعیین میزان ارتباط آن با اسلام، بحثی سفسطهانگیز و بی فایده است. اما این قضاوتی بسیار سطحیست زیرا جریان دموکراسی مقامی جهانی پیدا کرده است تا جایی که غرب، که تمدن و نفوذش بر جهان سلطه یافته، از یک سو آن را به عنوان تنها راه اصلاح زندگی بشر ترویج میدهد و از سوی دیگر، به ترویج و انتشار آن در جهان فرا میخواند و در این راه حتی از زور و تحمیل نیز استفاده میکند، مخصوصاً در جهان اسلام.
معیار سلامت وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در هریک از کشورهای جهان از نگاه غرب بستگی به تحکیم ارزشهای دموکراتیک در آن کشور داردو علاوهبراین میزان سلامت و رفاه جامعه نیز با گسترهی تغییردموکراسی در آن کشور سنجیده میشود.
غرب براین فرض است که جهان اسلام تا زمانیکه از دموکراسی دور باشد، در معرض بیثباتی و لرزش و تلاطم است و اقتدار دیکتاتوری، چیزی که از نظر غرب منبع تنش و نگرانی دائم برای سایر جهان است، در آن فراگیر خواهد بود و رهایی مسلمانان از کورهی ظلم و ستم و بی عدالتی ممکن نیست، مگر با پیشرفت دموکراسی کشورهایشان.
آنهايي که خيال مي کنند که مکتبهاي اجتماعي ديگر دنيا مي توانند آنچنان که اسلام مي تواند ، با ستمگريها و ستمگران و ياغيان و قلدران مبارزه کرده و از ستمديده ها و زجر کشيده هاي محروم اجتماعات بشري دفاع کند يا کاملا” اشتباه مي کنند يا کاملا” مغرض هستند يا از اسلام و حقيقت آن چيزي درک نکرده اند ، اين از يک طرف ;و آنهايي که خيال مي کنند مسلمان هستند ولي با ستمگريها و بيدادگريها نمي جنگند و از حقوق همه رنج ديده ها و ستم کشيده هاي جهان دفاع نمي کنند يا کاملا” در اشتباه هستند يا بي شک منافق هستند يا از اسلام چيزي نفهميده اند و اين از طرف ديگر. اصولا” اسلام در اساس و جوهر خود جنبشي آزاديبخش است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشري را اصلاح و آزاد مي کند . اگر کسي واقعا با نور اسلام هدايت يافت ، او ديگر از هيچ نيرويي نمي ترسد و جز به قدرت الهي در قبال هيچ زورمندي سر تعظيم فرود نمي آورد و چنين فردي در برابر هيچ گونه ظلم وستمي ساکت نمي نشيند ، اگرچه اين ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده اي بر انساني ديگر روا داشته شود .
هشدار ، مواظب باشید ، مزدوران دین فروش و مردم فروشان استحمارگر و ایجاد شبهات و اعتراض بر جهاد
کاتب : ابوابراهیم هورامی
می گویند در مرحله اول طلب علم واجب است. در مرحله دوم اصلاح عقیده ، در مرحله سوم تحطیم (شکسته شدن و…) القباب ( کسی که هنگام درگیری خیلی داد و فریاد کند) والزوایا (کنار زد و دور کرد، آن را منع کرد و بازداشت ، گوشه و کنج).
در مرحله چهارم گذر و به پایان رسانیدن پیروزی بر صوفیه و الطّرقیه و بدعت قبل از فکر در مورد جهاد با کفار و آزاد سازی سرزمین مسلمین از اشغال و چپاول کفار سکولار جهانی و داخلی باید به پایان برسند. و پنجم اصلاً شما در کنج خانه چکار می کنید اگر جهاد در چچن ، فلسطین ، افغانستان ، عراق و… فرض عین است؟
۱- آن ها خود فقیرتر ، ناآگاه تر و توهم گراتر از آنی اند که توان هم نشینی و هم صحبتی با صاحبان فن و اولی الامران عرصه های علم عقیده ، فقه ، واقع معاصر و… علم مبارزه ، علم به روز جهاد و… را داشته باشند اما با وجود این همه فقر علمی و عملی شان از بعضی از ایشان این گفتارها را می شنوی.
یادگیری علم ، چاره ای جز یادگیری علم نیست. حتماً دنبال علم بروید و… در عین حال فرق بین لا نفیه و لا ناهیه، بین مفعول فیه و فاعل و… را نمی دانند و تمام منظورشان از علم نیز همین صرف و نحو ساده و زبان عربی است.
در مورد علم جنگ ، علم جنگ های چریکی ، علم جنگ شهری و کوهستان و دشت و… خود را صاحب نظر می دانند در حالی که حتی بلد نیستند یک طبانچه ی ساده کودکان را باز و بسته کنند و… .
۲- فاسدترین چیز در قلب ها و قالب هایشان همان عقیده یشان می باشد. ارجاء قلب ها ، تصدات توانایی هایشان را به شیوه ای پرورانده که آن ها را به سوی حسرت و دلسردی سوق می دهد.
۳- به تحقیق خواست آن ها در انهدام تند خویی ها و دسته بندی های دروغی بیش نیست. و گر نه اگر راست می گویند اول از جانب خود تند خویی نسبت به دیگر مسلمانان را کنار گذاشته و دسته بندی خودشان را کنار نهند و از خود شروع کنند که در این دو مورد هیچ فرقی میان آن ها و دیگران وجود ندارد مگر در اسم و عنوان شان که با هم تفاوت دارد و گر نه مشی و سیاست همان است اما با نام و لباسی دیگر.
شما چه فرقی میان فلان حزب و دسته با اخوان المفسدین و مکتب «قرآن» سنندج می بینید؟ تنها اختلاف شان در نوع بدعت و محدثات و… است که اخوان المفسدین خیانت به مسلمین و سازش و گرایش به اتحاد سکولاریستی و حکام کافر سرزمین های مسلمان نشین را نیز بدان افزوده است.
۴- و اما شناخت شان نسبت به امر جهاد به روشنی پیداست که شناختی معیوب و گندیده ایست. و گرنه آشکار است که انهدام بدعت ها و محدثات و چیرگی بر مفاسد، منکرات ، فقر ، دیکتاتوری و… همگی از ثمرات جهاد در راه خداست و این همان ستون فقرات و تنها کلید ورود به جامعه ای اسلامی ست که بر هر مسلمانی واجب است آن را بیاموزد.
و اما در وضع موجود و الان جهاد با کفار سکولار و مرتدین داخلی و غیره جهاد دفع است نه جهاد طلب. و تفاوت آشکاری میان این دو نوع جهاد وجود دارد.
الف: جهاد دفع بلافاصله پس از اعلان شهادتین می آید هم چنان که علمای سلف بر آن متفقند و فرض عین است بر خلاف طلب علم و تبحر در آن که از فرض های کفایه می باشد.
ب: جهاد دفع ما را از دعوت تجاوزگران به اسلام و اقامه حجت بر آنان معاف می دارد. چنان چه ابن قیم رحمه الله می گوید: « به درستی که مسلمین کفار را قبل از جنگیدن با آنان به سوی اسلام دعوت می کنند و این دعوت واجب است اگر دعوت به اسلام به آنان ابلاغ نشده باشد و اگر دعوت به اسلام به آنان رسیده باشد دوباره دعوت کردن آنان مستحب است ، این در صورتی است که مسلمین قصد حمله به کفار را کرده باشند. و اما اگر کفار قصد حمله به سرزمین آن ها را کرده باشند پس بر مسلمین واجب است که بدون دعوت کردن آنان به اسلام با آنان بجنگند چون آنان را از خود و حریم خود دفع می کنند.» (احکام اهل الذمه للإمام ابن القیم رحمه الله صفحه۲۱)
۵- در جواب مشکل پنجم از خداوند متعال خاشعانه و ملتمسانه خواستاریم که موانع و بازدارنده ها را از پیش پای ما بر دارد تا افتخار پیوستن به قافله مجاهدین و شهدا را به دست آوریم و باز عاجزانه از خداوند می خواهیم که ما را از پشتیبانان آنان قرار دهد و لو از طریق گفتار و دعا باشد و هم چنین دردمندانه از وی جل جلاله می خواهیم که ما را بر مجاهده بر بدعت گزاران و دین فروشان مردم فروش اطراف مان ثابت گرداند. و این تلاش ناچیز ما را در مسیر جهاد فی سبیل الله قرار دهد. چنان چه ابن تیمیه رحمه الله می گویند: « الرّادّ علی اهل البدع مجاهد » (مجموع فتاوی ابن تیمیه/ الجزء الرابع ، صفحه ۱۳)
اگر ما به خاطر وضع ناگوار موجودی که خیانت های امثال شما در طی سال های متمادی گذشته مسبب آن هستند ، نمی توانیم در سنگرها با آنان باشیم ، در عوض در ساختمان های دولتی و… به آنان خیانت نمی کنیم ، و تهمت های رکیک ناروای دیکته شده را جهت بازداشتن مردم از پشتیبانی آنان هر چند که از طریق دعا باشد را به آنان نمی زنیم. هم چنان که این دین فروشی به روش های «سلفی» نیز رسوخ کرده که حتی مردم را با گفتارهای مزدورانه ی زهرآلودشان مسموم نموده و علیه مجاهدین تحریک شان می کنند که یا حداقل خنثی و بی تحرک بمانند و یا در مراحل بالاتر در خدمت منافع کفار سکولار جهانی و نوکران مرتد سکولار محلی قرار گیرند و لا حول و لا قوه الا بالله.
این روزها حتی احمقترین انسان نیز می داند که تمام احزاب سکولار کوردی مزدوران مستقیم آمریکا و ناتو و سایر قدرتهای منطقه ای بر علیه ملت خود شده اند و در واقع گروههای مافیائی هستند که هر یک از پشتیبانی رسانه ای و مادی و نظامی یکی از قدرتهای جهانی و منطقه ای برخوردارند.
پ.ك.ك و نوچه هايش یکی از این مزدوران هستند که از يكطرف نوكر بشار اسد هستند و از ديگر سو به صورت رسمي با دولت فاشيست تركيه وارد گفتگو شدند و هر از چند گاهي به مادر اصلي شان روسيه نیز سر مي زنند و به صورت رسمي از طرف وزارت امور خارجه اش مورد حمايت قرار مي گيرند و چند سالی هم هست که به مزدوری برای آمریکا هم شرف ياب شده اند و …. . در اصطلاح سياسي مي توان چنين موجوداتي را « فاحشه هاي سياسي » ناميد و در اصلاح نظامی می توان آنها را لژیونهای مزدور نامید که بدون انگیزههای ملی-مذهبی و فقط در برابر دریافت دستمزد به صورت پیمانکار جنگی عمل میکنند. به عقیده برخی شاید بتوان مزدوری را در زمره قدیمیترین مشاغل تاریخ بشر به حساب آورد..
ما به خاطر اتحاد منطقه اي و جهاني كه تو سط حكومتهاي فاسد همسايه و دسيسه هاي كفار جهاني به رهبري آمريكا و ناتوعليه ملت مسلمانمان از كانال چته هاي مرتد حزب دمکرات و کومله و پ.ك.ك و و… به همراه ديگر برادران مسلمانمان به شکل جماعت فشردۀ هدفداري و از کانال دارالاسلام ایران درراهی پرازپرتگاه ودشواردست یکدیگر رامحکم گرفته وبه پیش می رویم .
این دشمنان سكولاريست از هر طرف ما را در محاصره گرفته اند و تقربیا در هر کوچه و خیابان باید از زیر اَتش سخنان و جنگ روانی آنها بگذریم .اتحاد ما با ساير مسلمانان مجاهد و حتی مهاجر دنيا از کانال دارالاسلام ایران بنا به نياز و تصمیم اَزادانۀ خود ما است . تصمیمی که جهت حفظ منافع برحق ملت مسلمانمان با دشمنان خارجي و خائنين بومي پیکار کنیم و در منجلابي كه خائنيني چون پ.ك.ك و نوچه هايش براي ملت ما تدارك ديده اند نيافتيم . منجلابي که سکنه اش از همان اَغاز ما رابه علت اینکه بصورت دستۀ خاصی مجزا شده ، نه راه خيانت به دین و ملت و نوکری برای دشمنان دین و ملت و سازش بلكه راه مبارزه و جهاد را برگزیده ایم سرزنش نموده و مورد حمله قرارداده اند .
وحالا از میان كوردهاي فريب خورده ي رسانه هاي ماهواره اي ، بعضی ها از روي احساسات فریاد می کشند: با اتحاد با اين خائنين و زير دست شدن آنها ما نيز به این منجلاب خيانت برویم ! وقتی هم که واقعيتهاي خيانت احزاب سکولار کومله ها و دمکراتها و پ.ك.ك و نوچه هايشان برای صدام حسین و ناتو و آمریکا و … در اجراي طرح دشمنان ملت كورد را براي آنها روشن نموده ، و اَنها را به خاطر اين گفته هاي احساساتي نادرستشان سرزنش می کنيم ؛ باحالتي اعتراض آميز و به سبك مادرانه میگویند : شما عجب انسانهاي عقب افتاده ای هستید ! خجالت نمی کشید که دست از عقيده ي خود برنمي داريد و تحت فرمان كوردهاي پ.ك.ك جهت كسب اَزادی بخشي از كوردستان فعاليت نمي كنيد و در عوض با عربها و تركمنها و غيره متحد شده ايد ؟!
بله عالي جنابان ، شما اَزادید نه تنها دين و ملتتان را رها كرده و براي تمام استثمارگران جهاني و حكومتهاي فاسد منطقه اي عليه ما بجنگيد ، بلکه هر کجا هم دلتان می خواهد بروید و با هر دشمن ملتمان عليه ما متحد شويد ولو اَنکه منجلاب باشد، ما معتقدیم که جای حقیقی شما هم همان منجلاب است و برای نقل مکان شما به اَنجا حاضریم در حدود توانایی خود کمک نمائیم . ولی در این صورت اقلا” دست از سرما بردارید و بما نچسپید و کلمۀ بزرگ اَزادی و ملت مسلمان كورد را كثيف نکنید . زیرا ما هم آزاد و داراي شعور هستيم و هر کجا كه بخواهيم مي رويم و اَزادیم نه فقط علیه منجلاب بلکه با هر کس هم که راه ملت كورد را به سوی منجلاب و خيانت به فرزندان و تاريخمان کج می کند مبارزه كنيم .
شما ها از ما مي خواهيد كه دست از قانون شريعت الله كه تنها راه رستگاري ما در دنيا و آخرت است بر داشته و تحت پرچم مرتديني چون چته هاي پ.ك.ك و نوچه هايش بر عليه ديگر برادران مسلمانمان و به حمايت از رژيم بشار اسد و يا آمريكا و تركيه و غيره وارد جنگ و قتال گرديم آنهم به چه قيمتي ؟
شما اگر راست مي گوئيد و جزو همين خائنین و يا هواداران فريب خورده ي آنها نيستيد ، چرا از آنها نمي خواهيد كه دست از عقايد سكولاريستي و ضد شريعتي شان بر داشته و دست از نوكري براي آمریکا و ناتو و ديگر دشمنان ملت مسلمان ما بردارند؟ اما در عوض از ما مي خواهيد كه دست از قانون شريعت الله برداشته و زير پرچم كفري آنها وارد شويم . تا كي رهبران فاسد و مزدور امثال شماها مي خواهند كه ملت مسلمان ما را برده و بازيچه ي دست امپرياليستها و حكومتهاي فاسد منطقه اي كنند ؟