قبل از جهاد مسلحانه تربیت اسلامی لازم است(۲۹۶)جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

  • قبل از جهاد مسلحانه تربیت اسلامی لازم است(۲۹۶)جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

یکی از شبهاتی که در راستای معطل ساختن جهاد مسلحانه بر علیه کفار اشغالگر خارجی در سرزمینهایی که حکام دست نشانده بر آن تسلط یافته واز نعمت دولت اسلامی محروم هستند مطرح می گردد این است که مجاهدین باید قبل از داخل شدن به سنگر های جهاد تربیت شوند؛ وبدون تربیت، جهاد ثمره نیکی نمی دهد وجهاد گذشته افغانان با شوروی و اکثر سرزمینهای مسلمان نشین نشان داد که  به خاطر نبود تربیت سالم مجاهدین، نتایج جهاد هدر رفته ومنجر به خونریزی در میان مسلمانان شد.

با  توجه به نزول تدریجی احکام تربیتی قرآن و زندگی صحابه  در می یابیم که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم هرگز در یک سطح تربیت قرار نگرفته بودند . کسانی وجود داشتند که به محض گفتن شهادتین و داخل   شدن در دایره ی اسلام وارد میدانهای جنگ مسلحانه گشته و به شهادت می رسیدند بدون ان دوره ای تربیتی را گذرانده باشند . به همین دلیل اکثر اصحاب همچون خالد بن ولید  دچار اشتباه می گشتند و اصلاح می گردیدند . در شریعت الله و زندگی بشری اولویتهایی وجود دارند که نمی توان آنها را نا دیده گرفت .

با اینکه تربیت یک رکن اساسی جهاد است اما جهاد مسلحانه در مقابل دشمن فرض عین بوده و تربیت مجاهدین از امور مستحب به شمار می رود، وبه خاطر مستحب نمی توان فرض عین را ترک کرد. علاوه بر آن تربیت با جهاد مسلحانه تضادی ندارد، بدین معنی که اگر جهاد مسلحانه آغاز گردد این امر مانع تربیت مجاهدین است، بدین لحاظ می توان  هر دو وظیفه را چنانچه در سیرت رسول اکرم  صلی الله علیه وسلم واضح وعیان است  هماهنگ به پیش برد.

اگر این قضیه را به عقل سلیم نیز محول کنیم در می یابیم که بخاطر جزء نمیتوان کُل را ترک کرد، بطور مثال: اگر مریضی در کنار مصرف دارو پرهیز  هم کند، بیماریش  طول نمی کشد وبه زود ترین فرصت علاج می شود، اما اگر وی پرهیز نکند آیا  دکتر آنرا از خوردن دارو نیز منع می کند. به همین شکل اگر جهاد مسلحانه بدون تربیت تا حدی نتایج مثبت به بار می آورد پس نباید بخاطر اینکه نتایج کامل بدست آید آنرا نیز ترک کرد تا باشد اسباب نتایج کامل همه یک جا  فراهم شوند . و نمی شوند چون انسانها هرگز در یک  سطح تربیتی قرار نمی گیرند .

در جهاد مهم منهج روشن و اسکله ی رهبری آن مهم است، چون ممکن است در میان سربازان کسانی بی تربیت منافق، ملی گرا، مال دوست و … وجود داشته باشند که  هرگزاصلاح پذیر  نیستند، یا مانند ارتش علی بن ابی طالب افرادی خوارج صفت و قاتل وجود داشته باشند و…. تمام این موارد نمی تواند مانع انجام جهاد گردند . بخصوص زمانی که این جهاد فرض عین جهاد دفع باشد .   ادامه خواندن قبل از جهاد مسلحانه تربیت اسلامی لازم است(۲۹۶)جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی (۲۹۵)جهاد با شیطان و نفس جهاد اکبر و کوچک و ناچیز بودن فرض عین جهاد دفع

  • جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی سعودی (۲۹۵)جهاد با شیطان و نفس جهاد اکبر و کوچک و ناچیز  بودن فرض عین جهاد دفع

 

جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شبهات یعنی :  وحی شیطان به یارانش جهت مبارزه و مانع تراشی در برابر یکی از برنامه ها و قوانین شریعت الله. الله متعال می فرمایند : إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ. (انعام/۱۲۱) بيگمان اهريمنان و شياطين صفتان، مطالب وسوسه‌انگيزي به طور مخفيانه به دوستان خود القاء مي‌كنند تا اين كه با شما منازعه و مجادله كنند.

یکی از شبهات مهمی که مخالفین جهاد مسلحانه بر علیه کفار اعم از حکم فرمایان مزدور ویا به اصطلاح خود شان دانشوران  رسمی و دولتی  ویا درباری آنرا مطرح ساخته ومی خواهند اذهان مردم مسلمان ما را تغیر دهند این است که جهاد مسلحانه جهاد اصغر ویا کوچک بوده وجهاد با نفس جهاد اکبر یا بزرگتر است، و این توهم خود را به این قول منسوب به پیغمبر صلی الله علیه وسلم مشروعیت می بخشند که گویا وی  بعد از اینکه از یکی از غزوات بر گشت فرمود: «رجعنا من الجهاد الأصغر إلى الجهاد الأكبر»، ترجمه: «از جهاد اصغر بسوی جهاد اکبر باز گشتیم»، ومنظور از جهاد اکبر جهاد با نفس است.

قبل ازینکه به شرح وتفصیل این قول منسوب به رسول الله صلی الله علیه وسلم بپردازیم باید یاد آور شویم که منظور آنعده کسانیکه چنین افواهات وشبهات را راه اندازی میکنند اینست که مردم مسلمان را از جهاد مسلحانه با کفار اشغالگر خارجی و دست نشاندگان آنها رو گردان ساخته وعملا، ورای سفسطه های تئوریک ، در دنیای واقع جهاد مسلحانه را به زمان نامعلومی تعطیل نموده ودر بسیاری موارد ، آن را موکول به خواست و سیاستهای اربابانشان می نمایند .

بر همین مبنا کلمه ی جهاد را در موارد دیگری به کار می گیرند که آن را از مفهوم اصلی آن خارج گردانند؛  مانند :  ادامه خواندن جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی (۲۹۵)جهاد با شیطان و نفس جهاد اکبر و کوچک و ناچیز بودن فرض عین جهاد دفع

جنگ روانی دین فروشان و علمای سوء (۲۹۴) نوكرمنشي، خيانت به دين و ملت و سرسپردگي براي دشمنان خدا و مردم

جنگ روانی دین فروشان و علمای سوء (۲۹۴) نوكرمنشي، خيانت به دين و ملت و سرسپردگي براي دشمنان خدا و مردم

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

امر مي گويد : در قرون وسطي خلاصه قضيه اين بود. يكي گردن مردم را بزور گرفته و بزور نگه مي داشت، يكي ديگر جيب او را خالي مي كرده يكي ديگر در گوشش مي گفته صبركن خدا بزرگ است

مردمان ناآگاه و جاهل به دليل جهالت خود،  پيوند بيشتري با جهان مادي و محسوس دارند و نمي توانند به آساني از عبادت خدايان محسوسي كه برايشان تراشيده اند و يا خود تراشيده و اكنون ديگران متولي آنند، دست بردارند. چون اين خدايان مادي قابل دسترسي عيني و ارضاء كننده و پاسخ گوي انحرافات جاهلي آنها مي باشند و آنها را در جايي قرار مي دهند كه هرگاه خدايانشان را ديدند، لمس كردند، براي آنها قرباني كردند، و يا به عبادت كردن آنها پرداختند ، احساس كنند به صورت مادي و محسوس به خدايانشان نزديكند.

اينگونه جوامع معمولاً سه طبقه محسوس را در خود مي پروراند.و مثلث شومي را مي پروراند كه از صاحبان زور، زر، تزوير و يا به عبارتي شمشير و پول و قلم تشكيل يافته اند. اينان در راستاي قدرت و تحميل آن بر انبوه مردمان زير دست با به دست گرفتن  زمام امور «دین را التقاطی، افيون و ترياك» مي كنند و خود نيز چندان پايبندي به آن ندارند و آنرا متناسب نيازهاي قدرتشان تغيير مي دهند.

در اين جا خوداينان و نيازهايشان ميزان و محور قانون و دين مي گردد و حاكمبت اينان بدين شيوه شكل مي گيرد و متحول مي گردد. زماني كه هر پيامبري صلي الله عليه و اله و سلم  نداي «لا اله – الا الله» و پرهيز از طاغوت و شرك  را سرداد در واقع صراحتاً حاكميت خدا و قانون خدا را جايگزين و جانشين قانون و حاكميت غيرخدا نمود. و جامعة بي طبقه اي را ترسيم نمودند كه تنها يك حاكم  و فرمانروا  و فرياد رس دارد و همه بطور يكسان بندگان و عبدهاي وي به شمار مي روند. همگي عبدند و تنها اوست حاكم و فرمانروا.

و اين طبعاً به نفع منافع طبقاتي مادي و معنوي هيچ يك از قطبهاي زر و زور و تزوير نبود و بدين سان در برابر اين نداي توحيدي پاك، دست به كار شدند. بازدارنده هايي چون خدعه، نيرنگ،  عوامفريبي،  خشونت، سركوب، قتل، تبعيد و… را بكار بردند اما ديدند كه فايده ندارد. اعلام كردند: ادامه خواندن جنگ روانی دین فروشان و علمای سوء (۲۹۴) نوكرمنشي، خيانت به دين و ملت و سرسپردگي براي دشمنان خدا و مردم

نبايد اخبار را از رسانه هاي كفار اشغالگر خارجي و حكومتهاي دست نشانده ي آنها و منافقين دين فروش گرفت (۲۹۳)

نبايد اخبار را از رسانه هاي كفار اشغالگر خارجي و حكومتهاي دست نشانده ي آنها و منافقين دين فروش گرفت (۲۹۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در حالي كه تمام رسانه هاي رسمي و ماهواره اي ، غير از اينترنت ، در اختيار آنهاست ؛ اگر مسلماني چنين اخباري گرفت چه ؟ زماني الله متعال به ما هشدارمي دهد كه : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا …(الحجرات/٦) يعني اينكه مسلمان نبايد اخبار را از يك مسلمان موحدي كه توسط رسول الله صلي الله عليه وسلم تربيت شده اما دچار يك فسقي گشته است به آساني دريافت كند، بلكه بايد راست و دروغ آن را روشن و آشكار گرداند ، با اين وجود در مورد مسلمانان  فاسق اين زمان  و بخصوص  كفار و مرتدين و منافقين دين فروش اجير شده چه بايد كرد ؟  زماني كه ما اخبار يك مسلمان فاسق را به همين سادگي باور نمي كنيم حالا چگونه بايد به اخبار كفاراشغالگر خارجي  و مرتدين محلي و منافقين دين فروش گوش كرده و اعتماد نمائیم ؟ در شریعت الله شهادت از کافر و مرتد پذیرفته نمی شود و بدون شک  شهادت در مورد وقوع خبر یا رویدادی نیز به هیچ وجه از آنها پذیرفتنی نیست .

آشكار و كاملاً روشن است كه دشمنان خارجي مسلمين و منافقين بومي از قرنها پيش به صورت عموم و در چند دهه گذشته به صورت اخص،  جنگي رواني و تبليغي را بر عليه مسلمين به راه انداخته اند، به همين دليل، اخبار مربوط به مجاهدين و مسلمين باعزت، و حتي مسلمين ذليل شده را نيز، تحت هيچ عنواني نمي توان از كفار و بخصوص مرتدين و منافقيني كه در اختيار اينها هستند گرفت، و مسلمان حق ندارد بدون توجه به سرچشمه ي خبر،  آن را نشخوار نموده و به ديگران نيز منتقل نمايد .

حالا فرض مي كنيم كه ما مجاهدين شريعت گرا را نمي شناسيم و از اعمال آنها نيز اطلاعي در دست نداريم، و اخباري در مورد آنها به ما مي رسد؛ چگونه بفهميم چنين خبري راست است يا دروغ ؟ طبق آن چيزي كه گفته شد در همان ابتداي امر بايد روشن نمود كه منبع خبر و كسي كه خبر را پخش مي كند كيست ؟ به دنبال آن بايد فهميده شود كه منبع و پخش كننده ي خبر طرفدار يا عضو جناح خاصي هست يا بي طرف می باشد.

زماني كه رسانه هاي وابسته به  آمريكا و انگليس و آل سعود و روسيه و …. و مرتدين محلي چون پ.ك.ك، بارزاني، طالباني، دين فروشان منافق همنشين با اينها، كه در حال جنگ مسلحانه با مجاهدين بوده و اخباري را با مخلوط نمودن راست و دروغ منتشر مي كنند، كدام عقل سليم به يك مسلمان اجازه مي دهد كه  كوركورانه آن را پذيرفته و نشخوار كند ؟   ادامه خواندن نبايد اخبار را از رسانه هاي كفار اشغالگر خارجي و حكومتهاي دست نشانده ي آنها و منافقين دين فروش گرفت (۲۹۳)

تولید شایعه و دروغپردازی (۲۹۲)

تولید شایعه و دروغپردازی (۲۹۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دشمنان قانون شریعت و ظالمین، در طول تاریخ ، همیشه بر این عادت بوده و هستند که از ارهاب و مبارزات مشروع ما گله و شکایت کنند .  البته واقعیت آن است که منظور آنها از ارهاب و تروریسم، همیشه برای عموم،  نوعی ابهام داشته و ناروشن بوده است .  آنها تمایل دارند که کلیه ی فعالیتهای عملی و حتی عقیدتی مظلومینی که در برابر افکار پوسیده و ضد انسانی و همچنین در برابر  نیروی کشتار و خونریز آنها  و بر علیه منافع طبقاتی شان صورت می گیرد را، با برچسب ارهاب و تروریسم؛ مردود، وحشیانه و غیر متمدنانه اعلام نمایند .

از دیدگاه آنها «هرگونه واکنش عملی» در برابر اشغالگری، دیکتاتوری، غارت و چپاول، کشت و کشتار  و جنایات آنها شامل یکی از روشهای تروریسم می گردد. روشنگری مردم، سازماندهی یک اعتراض حق طلبانه، تلاش جهت تحریم اخلاقی نظامیان سرکوبگر وطن فروش  و خود روشنفکربینان خائن و دین فروشان مزدور(حتی در صفوف خودمان) نیز یکی از شکلها ی تروریسم معرفی می شود .

اگر درک از تروریسم و ارهابی به معنی فکر، عقیده یا عملی باشد که دشمن را ترسانده یا صدمه ای به آن وارد می کند، پس در این صورت، تمام مبارزات مظلومین و آزادیخواهان چیزی جز تروریسم و ارهاب نیست؛ و سوالی که باقی می ماند این است که : آیا تمام ابزارها و سیستمهای مورد استفاده ی حکومتهای ظالم و خونریز، همچون هواپیماها، موشکها، پلیس، ارتش، افکار و  رسانه های جنگ روانی، زندانهای مخوف و شکنجه های وحشیانه  چیزی غیر از وسایل تروریسم و ترساندن مظلومین می باشند؟  آیا باوجود چنین ابزارها و سیستمهای خشن سیاستمداران مسلح و جنایتکار، که  دم از شعارهای عوام فریبانه و ریاکارانه ی اخلاقی می زنند، حق محکوم کردن ارهاب و تروریسم  مظلومین آزادیخواه را دارند؟

جهت عدم پاسخدهی به اینگونه سوالات، ظالمین در تلاشند، با بهره گیری از مخدرهای فکری سکولار  و ساحران مذهبی و  تمام ابزارهای جنگ روانی موجود،  به کلمه ی تروریسم معنی غیر مستقیم و کلی تری دهند . بدین ترتیب یک سکولار سرمایه دار اعتصاب  توسط کارگران تحت ستم و ترویج افکار توحیدی جهت  تشکیل جامعه ای اسلامی که مجری قانون شریعت الله باشد را، و یک دین فروش خائن هر گونه ایراد گرفتن آشکار از دین فروشان و حاکم فاسد دست نشانده ی مرتد را  در مفهوم عام تروریسم جای می دهند . ادامه خواندن تولید شایعه و دروغپردازی (۲۹۲)

تولید انقلابات نمایشی و کنترل شده (۲۹۱)

تولید انقلابات نمایشی و کنترل شده (۲۹۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شکی در آن نیست که این قرن را از هر لحاظ عصر انقلابات ایدئولوژیک و عصر بیداری نو پای اسلامی باید نامگذاری کرد. دیکتاتوری سکولاریسم با افزایش آگاهیهای عمومی اعلام ورشکستگی نموده و روز های پایانی حیات ننگین خود را در سرزمینهای مسلمان نشین سپری می کند.

کمپانی های فراماسونری و کارتلهای پشت پرده وابسته به جاهلیت با بهره گیری از اطاقهای فکریشان مدتهاست که برای چنین پیش آمدی آماده گشته اند، و جهت ممانعت از انقلاب اسلامی و بازگشت اقتدار و عزت انسانهای ستمدیده طرحها و برنامه های حساب شده ای را برای همچنین روزهایی تدارک دیده و در سرزمینهای مسلمان نشین نیز ، با بهره گیری از اهرمها و افرادی فریب خورده و اکثرا سکولار مرتد، در پی اجرایی شدن توطئه ای وحشتناک علیه اسلام راستین و انقلاب راستین اسلامی بر آمده اند.

آنها شکی ندارند که عمر فرمانروایان دست نشانده و فرسوده اشان به پایان رسیده و ملیتهای مسلمان با بازگشت فراگیر عقیده اسلامی و گسترش سریع توحید و کفر به طاغوت در صدد مبارزه ای ریشه ای با وضع موجودی اند که سالهاست با شعارهای دروغین غیر از فقر و دیکتاتوری سکولاریستی چیزی برایشان در برنداشته است.

سکولارهای دست نشانده و مزدور وعده آزادی و برابری در اندیشه و عمل را دادند، اما در واقع با دیکتاتوری سکولاریستی خود ، به جان تمام عقاید دینی و فرهنگ غنی سنتی مردم افتادند و تبر بی رحم خود را بر تنه ی نیرومند و ریشه دار فرهنگ چند هزار ساله مردم زده و با سکولاریزاسیون ویرانگر خود فرهنگی منحط با ارزشهایی کاملا بیگانه با مردم بر آنها تحمیل کردند.

همین سکولارهای خائن با آوردن مذهب سوسیالیستی و کمونیستی وعده ی از میان بردن فقر و محرومیت و بوجود آوردن دنیایی برابر و یکسان را به مردم داند که در چنین دنیایی هیچ فقیر و محرومی وجود نخواهد داشت و غنا و رفاه سراسر جامعه را در بر خواهد گرفت،اما در حقیقت امر غیر از نکبت و بیچارگی و تاراج رفتن سرمایه های طبیعی و زیر زمینی و … چیزی برایشان در برنداشت. ادامه خواندن تولید انقلابات نمایشی و کنترل شده (۲۹۱)

تولید و پرورش مخدرهای مذهبی (۲۹۰)

تولید و پرورش مخدرهای مذهبی (۲۹۰)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در گذشته و زمانی که هنوز علوم به شکل امروزین آن تخصصی و وسیع نگشته بود، هنگامی که  نخبگان هر مجتمعی  وارد مراکز آموزشی می گشتند ابتدا از کانال قرآن، حدیت و فقه  علم آموزی خود را از حجره های مختلف و نزد علمای مختلف آغاز نموده و با همین معیارهایی که آموخته بودند به یادگیری دیگر علوم چون تیراندازی و نظامی، تاریخ، هندسه، هیات، نجوم، ادبیات، بلاغت و… می پرداختند، در میان ملت ما چنین اشخاصی به ملاهای ۱۲ علم مشهور بودند .

یعنی کسی که ۱۲ علم، که در آن زمانها لازمه ی زندگی مردم بوده، را فرا گرفته است و معمولا هر علمی را نیز نزد یک عالمی در منطقه و یا مناطق و حتی سرزمینهای مختلفی  فرا می گرفتند . بدون شک چنین اشخاصی نمی توانستند از قشر تنبل، تن پرور و کند ذهن جامعه باشند، بلکه نخبگان و شجاعان و تیزهوشان هر مجتمعی وارد این میدان می شدند . به همین دلیل است که ما در گذشته بزرگانی چون حنفی، شافعی، مالک، حنبل، جعفر صادق، ابن خلدون، ابن تیمیه، ابن قیم، خوارزمی، بخاری وصدها نمونه مشابه را در تاریخ بعد از صحابه  مشاهده می نماییم .

با اینکه پس از سلطنت معاویه شورای اولی الامر مرکزی جهت وحدت عقیدتی – فکری  و عمل مسلمین از میان رفته بود و مذاهب متفرق و رنگارنگی، به حکم ضرورت و به دلیل نبود شورا، به وجود آمده و در کنار این مذاهب نیز علفهای هرزی به حیات موزیانه ی خود ادامه دادند، و با وجود تعصبات خاصی که از طرف  پیروان هریک از مذاهب اسلامی  اعمال می شد [۱]هرکسی می توانست  در سرزمینهای اسلامی،  با افت و خیزهای مسالمت آمیز و گاه خشن، نظراتش را آزادانه بیان نموده و به بحث گذاشته و گوش شنوا پیدا کند .

هر چند که در برهه هایی از زمان، قدرت حاکمه با پشتیبانی  از مذهبی خاص، تلاش می کرد که جوی را فراهم سازد که نه قادر باشد وارد مسائل عقیدتی و منهجی  عمیق گردد و نه ظرفیت و سعه ی صدر اسلامی برای پیشبرد بحثهای  رایج متناسب با وضع موجود جامعه را در درون طبقه ی روشنفکر و شریعت گرا  را داشته باشد؛ در نهایت، سرانی که در آن دوره دارای قدرت نظامی و حکومتی بودند  برای آنکه اندیشه های این دسته از شریعت گرایان نتواند بر دیگر مسلمین تاثیر بگذارد و یا از تاثیر و شیوع آن در نزد عموم مردم بکاهند، تلاش می کردند با استفاده از جریان مطیع مذهبی جیره خواری که در اختیار داشتند در منابر و کتابها، جنگی روانی را به پشتیبانی از زندانها و اعدامهایشان جهت کنترل و بسیج عمومی مردم و افکار عمومی  به وجود آورند .

با اینکه این دسته از علمایان عقیدتی دین فروش وباسوادهای فکری  فاسد از نوعی عوام گرایی مفرط پیروی می کنند و در اندیشه ها و خطابه هایشان دچار تناقض گوئی و حتی افترا و دروغ گویی آشکاری می گردند، اما با پشتیبانی حکومتی و رسانه ای رسمی و منابر ی که در اختیار دارند معمولا در طول تاریخ قادر بوده اند که عده ای از مردم ناآگاه و جاهل را  فریفته و در دامی که اربابانشان برای رسیدن به هدفی مشخص پهن نموده اند گرفتار نمایند .

این دسته از مردم به همین راحتی ابزار و وسیله ای بر ضد منافع اساسی و شرعی خود در دنیا و در پاره ای موارد در قیامت نیز می گردند . چون خیلی از مردمان جاهل و نفهم با غلبه ی احساسات جاهلی بر عقل و شعورشان، بدون آنکه خود متوجه شوند به صورت تدریجی  در دایره ی ارتداد و کفر قرار گرفته و خود را در مسیر اهداف کفار خارجی و مرتدین محلی  قربانی و فدا می کنند . ادامه خواندن تولید و پرورش مخدرهای مذهبی (۲۹۰)

تولید بحرانهای فکری – عقیدتی و توطئه گسترش فساد معنوی (۲۸۹)

تولید بحرانهای فکری – عقیدتی  و توطئه گسترش فساد معنوی (۲۸۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

جاهلیت سکولار – صهیونی مهاجم و نوکرانی محلی آن جهت آشفته نمودن عقاید و بیداری اسلامی مردم  به چه حيله اي متوسل مي گردد و براي بقاي خود از چه راهي وارد عمل مي گردد؟

براي اينكه ملت يا گروهي از انسانها را به زير سلطه برده و در معرض ظلم و ستم قرار داد، الزاماً بايد شرايطي را تامين نمود كه طبق آن طبقه ستمكش لااقل بتواند برده وار زندگي كند. در نتيجه جاهلیت سنتی و دشمن دیرین قانون شریعت الله  بحرانهاي فكري و ايدئولوژيكي و تاريخي وسيعتر و مخربتري را در جامعه پرورش داده و آماده مي سازد و در برابر نيروها و همچنين وسايلي كه كند كننده يا برهم زننده نقشه ها و يا به هر نحوي عاملي بازدارنده در برابر اهداف آنان باشند به مقابله بر مي خيزند.

اما سلاح توهمي و خرافي كه با آن بر مردم حكم مي رانند، اكنون در قالب واقعي و عيني خود در برابر و بر ضد كاربران آن به پا خواسته است. و اين خرافه پرستان مستبد در صورت آگاهي مردم نه تنها سلاح و ايدئولوژي را پرورش داده كه هلاكش خواهد ساخت، بلكه مردمي را بوجود آورد كه با ايماني راسخ و قوي در جهت نابودي وي اين سلاح را به سويش هدايت خواهند نمود.

هنگامي كه خلق از اصل آن چيزي كه ستمگران به واسطه تبليغ آن بر آنان حكم مي رانند آگاهي يابند، به همان نسبت حاكمان در نظرشان سفله تر و منفورتر مي گردند و خشم و تنفر بيشتري متوجه اربابان مي گردد. چون وقتي كه من از اصل آگاهم و مي فهمم آن چيزي كه به نام همان مطلوب من برمن عرضه مي گردد جز خدعه و وسيله اي جز حكومت بر من و زير سلطه بردن من نيست، آنوقت به همان نسبتي كه آنان به دروغ از عقيدة من برعليه من استفاده مي كنند و نام مي برند تنفر و بيزاري من از آنان بيشتر مي گردد. در اين جاست كه مبارزه بر ضد استكبار و اتراف موازي با زندگي شخص آغاز مي گردد.  بدين سان برخورد با تمامي مسائل اجتماعي به شيوة صحيحش صورت مي پذيرد و نسبت به تمامي معضلات موضعگيري شايسته و قابل قبولي ارائه مي گردد بعنوان مثال :

مسائلي چون بيكاري، كم درآمدي، عدم دسترسي به امكانات و فرصت هاي اجتماعي براي ترقي و تعالي . ناتواني مسئولين سياسي در حل و فصل مسايل اقتصادي و سياسي همگي مي توانند به نحوي، موجبات نارضايتي را در افراد و گروههاي اجتماعي فراهم سازند. نارضايتي افراد و گروهها از يك نظام سياسي چنانچه براي مدتها ادامه يابد، سبب «بي تفاوتي»  و حتي «بيگانگي سياسي» مي شود. ادامه خواندن تولید بحرانهای فکری – عقیدتی و توطئه گسترش فساد معنوی (۲۸۹)

واکنش سنتی جاهلیت سکولاردر برابر جریان بیداری و انقلابی مسلمین (۲۸۸)

واکنش سنتی جاهلیت سکولاردر برابر جریان بیداری و انقلابی مسلمین (۲۸۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سردمداران جاهليت به خوبي با تمام پشتوانه اي كه از تاريخ دارند درك كرده اند كه اگر روشنفكران ديني بتوانند آزادانه و بدون پيرايه و با صراحت خاص اسلامي ديدگاههاي بيان شده در قرآن و سنت صحيح و موثق را به صورت کامل به تمامي مؤمنين جهان و مسلمين بطور اخص ارائه داده و اشاعه دهند و وقاحت جاهليت سکولارهای حاكم را با مظالم موجود افشاء كنند، ضربة شديدي بر پيكر سيستم كهنه و فرسودة موجود وارد آمده و استحمار، استضعاف، استثمار، بهره كشي و در كل استكبار و اتراف براي هميشه از صحنه محو خواهد گرديد.   مي دانيم كه وجود جاهليت موجود هم به استحمار، استضعاف و استثمار ديگر انسانهاي در بند بستگي  دارد.

در نتيجه جاهليت مهاجم سکولار ـ صهيوني با بهره گیری ازمزدوران سکولار بومی  وثروت ، قدرت فيزيكي و تدليس و تزوير به استخدام در آمده اش برنامه و طرحهاي اجرايي را براي مبارزه و رو در رويي با ديدگاههاي خالص و پاك ديني در اختيار گرفته و سازمانهاي مخوف علني و مخفي را براي جنگ با آزاديخواهي و حق طلبي بوجود آورده است . و مي توان به يكي از تردسيتها و ابزارهاي بكار گرفته شده توسط آنها كه در راستاي انحراف افكار مؤمنين آزادانديش و محرومين از حقيقت و نيازمند به آن، اشاره نمود؛ كه ايجاد سازمانها و گسترش ايدئولوژيها و جهانبيني هاي ضدانساني كاذب و مشابه با اصل و ارائه طرحهاي مجالس رقص و آوازهاي ديوانه وار و فيلمها و محافل برنامه ريزي شده و دقيق و تشويق و كشانيدن آنان، بخصوص جوانان، به عملي نمودن چنين برنامه هايي است تا خشم و خستگي و نيروي مبارزه نهفته در آنان را با چنين جهانبيني ها و زندگيهاي متناسب با آن سبك و خالي نمايند.

بسياري از حكام جاهليت با همكاري و مشورت با اربابان بزرگشان در كنار تمام استثمار و بهره كشي ناجوانمردانه از مردم، كليساها، معابد و مساجد پرزرق و برقي [۱]بوجود آورده و مستضعفين را پس از تحمل كارهاي روزانه بدانجا كشانيده و در فضاي مصنوعي و خيالي به نماز و نيايش و گوش دادن به موعظه هاي تدوين شدة خود وا مي دارند تا خستگي جسمي را با حماقت روحي او برابر سازند و آنها را مجبور سازند تا با گرايش به برنامه هاي مدونشان راه رهايي از استكبار و اتراف كه سرچشمه تمامي بدبختيهاست را به فراموشي سپارند. ادامه خواندن واکنش سنتی جاهلیت سکولاردر برابر جریان بیداری و انقلابی مسلمین (۲۸۸)

جنگ نرم دین سکولاریسم بر جامعه ی اسلامی (۲۸۷)

                         

          جنگ نرم دین سکولاریسم  بر جامعه ی اسلامی (۲۸۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

خداوند می فرماید : هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. (توبه / ۳۳)خدا است كه پيغمبر خود (محمّد) را همراه با هدايت و دين راستين (به ميان مردم) روانه كرده است تا اين آئين (كامل و شامل) را بر همه‌ي آئينها پيروز گرداند (و به منصّه‌ي ظهورش رساند) هرچند كه مشركان نپسندند.  با این وجود در قرون اخیر عده ای از سکولاریستهای محلی با استدلال به نظریه سکولاریزاسیون ماکس وبر که مدرنیته را اسیدی معرفی می کند که تمام نظامات ارزشی قدسی و فرامادی را می خورد، چنین تبلیغ می نمودند که دین اسلام نیز همانند نصرانیت شامل این حکم می گردد .

این نظریه بیشتر ازهرچیز سالهاست که با تشکیل دولت اسلامی ما ابطال شده است وامروزه جامعه شناسان به نصرانی- کاتولیکی بودن ریشه های نظریه سکولاریزاسیون  نوین و عدم صدق آن درباره اسلام اذعان می کنند.

با این حال دفع پیروان این نظریه به کلی متفی نیست . سرزمینهای مسلمان نشین ما در میان جنگ و محاصره و تحریم و تهدید بوده است اما سیاست دشمنان سکولار با گسترش رسانه های مختلف در حال تغییر است،  بنابراین سیاست حکومت اسلامی ما هم از امروز باید عوض شود. اگر تا دیروز مقابله امنیتی و نظامی و استحکام سخت افزاری، مادی و اقتصادی در اولویت بود از امروز صحنه مقابله به قلمرو پنهان بنیادهای هویتی نظام اسلامی ما کشیده شده است.

امروز وقت آن است که نظام اسلامی تنها به نهادها و طبقات نظامی و اقتصادی  توجه نداشته باشد بلکه علاوه بر آن به نهادها و طبقات فکری و فرهنگی  جامعه نیز اهمیتی متناسب با نیاز امروز جامعه را بدهد .

این یک واقعیت ملموس است که تهدیدها نسبت به یکدیگر، مراتب و منزلت‌‌های متعددی دارند؛ به گونه‌‌ای که پاره‌ای از آن‌ها، در مقایسه با پاره‌‌ای دیگر، اهمیت و اصالت بیشتری دارند. تهدیدهای عقیدتی – فرهنگی  و نرم را می‌‌باید بزرگ‌‌ترین نوع تهدیدهای درونیِ جامعه‌ی اسلامی قلمداد کرد. تهدیدهای نرم آن دسته از تهدیدهای اجتماعی هستند که به استحاله‌ی ماهوی انقلاب و جامعه‌ی اسلامی منجر می‌‌شوند و به این ترتیب، نظام اجتماعی [۱] برخاسته از اسلام را، از درون، پوک وتهی از ارزش‌ها می‌سازند. این سنخ از تهدیدهای اجتماعی، بر خلاف تهدیدهای سخت، بسیار پیچیده و تودرتو هستند و به صورت نامحسوس و تدریجی، ذات و هویت ایدئولوژیک نظام اجتماعیِ اسلامی را متلاشی و منهدم می‌کنند.

تجربه‌های تاریخی، نشان داده است که تحقق و فعلیت یافتن تهدیدهای فرهنگی در جامعه‌ی اسلامی، به دو صورت رخ می‌دهد: یکی از بالا و در سطح ساختار سیاسی [۲] و به واسطه‌ی ستیزه‌جویی با قانون شریعت الله و رهبران مجری این قانون ، دیگری از پایین و در سطح جامعه  و به واسطه‌ی تصرف در ذهنیت عمومی و تخریب باورها و ارزش‌های اسلامی. دشمن سکولار از هر دو بعد در حال فعالیت گسترده است، اما با نا امیدی از سطح رهبریت جامعه تمرکز خود را بر تخریب و تصرف افکار عمومی حاکم بر مردم  متوجه نموده است .

[۱]Social system

[۲]Political Structure