موضع ابوبکر در برابر حکومتهای عرفی مرتدین (۱۹۹)

موضع ابوبکر  در برابر حکومتهای عرفی مرتدین (۱۹۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مورخين وسيره‌نويسان نوشته‌اند كه: ابوبكر صديق همراه با رسول‌الله صلی الله عليه وآله وسلم  در غزوه‌ي بدر و تمام غزوات شركت نموده وهيچ يك از آنها را از دست نداده است، روز احد زماني كه همه پراكند شده بودند وي در كنار پيامبر صلی الله عليه وآله وسلم  باقي ماند و رسو‌‌ل‌الله صلی الله عليه وآله وسلم پرچم  روز تبوك را كه سياه رنگ بود، به ابوبكر سپرد.[۱] ابن الاثیر گويد: تمام سيره نويسان و مورخين متفقند كه ابوبكر در تمام غزوات رسول الله صلی الله عليه وآله وسلم  را همراهي نموده است.[۲]

با رحلت پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  شورش ها فزونى يافت؛ به گونه اى كه مردم مدينه را نگران نمود. منافقان نيز، كه تا آن زمان خود را پنهان ساخته بودند، نفاق خود را آشكار ساختند و يهود و نصارا هم به سرزنش مسلمانان پرداختند.  [۳] قبايلى مانند اسد، غطفان، عبس و ذبيان در شمال، شمال شرقى و شرق مدينه نيز با اعزام نمايندگانى به مدينه، از خليفه تقاضاى معافيت از پرداخت  زكات نمودند و با مخالفت ابوبكر و جواب ردّ او روبه رو شدند.[۴]

با ظهور ارتداد و مرتد شدن برخي از قبايل عرب، ابوبكر صديق ميان مردم برخاست و وضعيت حاد جامعه ي اسلامي و خطري كه دامنگير اسلام شده است را براي مردم بازگو كرد ضرورت و نياز به حركت فراگير و سريع و مقتدرا نه را براي مردم روشن ساخت و خطري كه اسلام را تهديد مي كرد براي مردم شرح دادند ابوبكر و با اشاره به آيه : “محمد، تنها پيامبر است و پيش از او پيامبراني آمده اند و رفته اند؛ پس آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، به عقب برميگرديد (و اسلام را رها مي كنيد)؟ و هر كس، به عقب بازگردد (وكافر شود،) كوچكترين زياني به خداوند نمي رساند؛ و خداوند به سپاسگزاران پاداش خواهد داد.”

افزود: “برخي از عربهاي پيرامون شما از دادن زكات گوسفندان و شترهايشان امتناع كرده اند؛ آنان كه اينك به دين گذشته ي خود برگشته اند، در گذشته هم با آنكه مسلمان شدند، به دين آبا و اجدادشان تمايل بيشتري داشتند. امروز كه شما از بركت پيامبرتان، محروم شده ايد، چون گذشته بر دين اسلام، محكم و پايبند هستيد؛ رسول خدا صلى الله عليه وسلم از ميان شما رفتند و شما را به خدايي سپردند كه از هر لحاظ براي شما كافي است؛ همان خدايي كه پيامبر را هدايت كرد و فقرش را به توانگري تبديل فرمود؛ همان خدا كه شما را از لبه ي پرتگاه دوزخ رهانيد. به خدا سوگند، لحظهاي جهاد در راه خدا را فرونمي گذارم تا اينكه خداي متعال، وعده اش را تحقق بخشد و به عهدي كه در حق ما كرده، وفا نمايد.

هر كس كه كشته شود، بهشتي مي گردد و هر كه زنده بماند، خليفه و وارث خدا در روي زمين مي شود؛ حكم الهي، هميشه حق است و خداوند، هرگز خلاف وعده نمي كند:  “خداوند، به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند، وعده مي دهد كه آنان را در زمين خليفه سازد؛ همان گونه كه پيشينيان (نيكوكار و دادگر) ايشان را جايگزين (ستمگران) پيش از آنها كرد. خداي متعال، حتماً ديني را كه براي ايشان مي پسندد، برايشان پابرجا و قدرتمند مي كند و خوف و هراسشان را به امنيت و آرامش تبديل مي فرمايد (تا بدون ترس و دلهره) مرا پرستش كنند و كسي را با من شريك ندانند؛ كساني كه بعد از اين وعده ي راستين كافر شوند، فاسق(و مرتد) هستند (و از دايره ي اسلام خارج مي باشند.)  [۵]

برخي از صحابه و از جمله عمر فاروق از ابوبكر خواستند تا كاري با مانعين زكات نداشته باشد و از آنها دلجويي كند و صبر نمايد تا ايمان، در دلهايشان جاي بگيرد و خودشان، زكات بدهند. اما ابوبكر صديق  اين پيشنهاد را رد كرد و نپذيرفت .[۶]  عمر فاروق  علاوه بر اين فرموده است: “به خدا سوگند كه ايمان ابوبكر بر ايمان تمام اين امت در جنگ با مرتدان، برتري يافت.[۷]جملات كوتاهي كه ابوبكر  به هنگام امتناع برخي از قبايل عرب از پرداخت زكات به بيت المال بر زبان آورد، با كتابي پرحجم و خطابهاي بليغ و طولاني برابري مي كند؛ وي فرمود: “دين، كامل شد و نزول وحي از آسمان منقطع گرديد؛ پس آيا در دين كاستي بيايد و من زنده باشم؟!”[۸] ادامه خواندن موضع ابوبکر در برابر حکومتهای عرفی مرتدین (۱۹۹)

اجماع اصحاب و امت اسلامی در مورد کافر شدن مرتدین و کشتن آنها (۱۹۸)

اجماع اصحاب و امت اسلامی در مورد کافر شدن مرتدین و کشتن آنها (۱۹۸)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

عمل اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم و اجماع شان در باره ي كافر شدن مرتدين و كشتن آنها: همچون جنگ و كشتار آنها بر عليه آنهايي كه ادعاي نبوت و پيامبري مي كردند ، يا آن قبايلي كه  نماز مي خواندند، روزه مي گرفتند، حج مي رفتند و ساير احكام شرعي را انجام مي دادند اما از دادن زكات به دولت اسلامي امتناع مي نمودند . نكته اي كه در اين جا لازم است ياد آور شوم اينكه در ابتدا اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم آغازگر جنگ بودند نه مرتدين، يعني به گونه اي نبوده است كه مرتدين ابتدا جنگ را شروع نموده باشند و اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم در موضع دفاع قرار گرفته باشند ، بلكه كاملاً بر عكس بوده؛ آغازگر جنگ اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم بودند و احاديث هم در اين باره آشكار هستند .

ابوهريره رضي الله عنه مي فرمايد زماني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم وفات نمود و ابوبكر به عنوان خليفه انتخاب شد، بسياري از مردمان عرب دوباره كافر گشتند .[۱]

عمر رضي الله عنه هم به ابوبكر رضي الله عنه گفت : چگونه جنگ و كشتار با قومي را انجام مي دهي در حالي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است : أمرت أن أقاتل الناس حتي  يقولوا لا اله الا الله ، فمن قال لا اله الا الله عصم مني ماله و نفسه الا بحقه و حسابه علي الله  ” . (متفق عليه )[۲]

ابوبكر رضي الله عنه هم فرمود : والله با هر كسي كه ميان نماز و زكات جداي بياندازد خواهم جنگيد ، چون زكات حق مال است ؛ والله اگر قبلاً رسول الله صلي الله عليه وسلم آن طنابي كه پاي شتران را با آن مي بندند را به عنوان زكات از آنها گرفته باشد، به خاطر ندادن آن طناب آماده ام با آنها بجنگم . عمر رضي الله عنه هم گفت : سوگند به الله به همان اندازه طول كشيد كه ديدم كه الله متعال است كه دل ابوبكر را براي اين جنگ هدايت داده است به همين دليل فهميدم كه بر حق است . [۳](متفق علیه)

و در حديث نسائي هم انس رضي الله عنه روايت مي كند كه مي فرمايد : ارتدت العرب[۴] يعني : عرب   مرتد شد .  و در نزد ابن حزيمه آمده است كه مي فرمايد : ارتد عامه العرب . يعني : عرب به صورت عمومي مرتد شدند .  ادامه خواندن اجماع اصحاب و امت اسلامی در مورد کافر شدن مرتدین و کشتن آنها (۱۹۸)

عملکرد دولت اسلامی پیامبرخاتم درقبال مرتدین و آغاز جنگهای رده (۱۹۷)

عملکرد دولت اسلامی پیامبرخاتم درقبال مرتدین و آغاز جنگهای رده (۱۹۷)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

گفتار و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، که از اوّلی سنّت گفتاری و از دوّمی سنّت کرداری تعبیر می شود، برای همه مسلمین حجّت است و بر اساس آموزه قرآنی، پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم اسوه و الگوی مؤمنان معرّفی شده اند. بنابراین، معرفت به این که آن پیامبر الهی در مواجهه به پدیده های گوناگون در جامعه اسلامی، چه واکنشی نشان می داده، از اهمیت فراوانی برخوردار است و از بایسته های تحقیق و پژوهش به شمار می رود.

آنچه در این جستار مورد بررسی قرار می گیرد موضوع یادشده، در عصر نبوی و جانشیان اوست؛ هدف پاسخ دادن به پرسمان های ذیل است: آیا در عصر نبوی ارتداد از دین صورت گرفته است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، سیره پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم در برخورد با مرتدین چگونه بوده است؟ و این سیره چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ پیامدهای این حرکت مرتدین در جامعه چیست؟ انگیزه مرتدان چه بوده است؟

شیوه برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله با مرتدان، مستهزئان و دیگر حرمت شکنان، به خصوص در فتح مکّه، قابل توجه است. رفتار ایشان با اهل مکّه شهری که در آن بیست سال ایشان را به انواع گوناگون، آزار و تحقیر کرده بودند نجیبانه و در خور یک پیغمبر رحمت بود؛ بسیاری از بدخواهان و دشمنان را عفو کردند، اما ده تا دوازده نفر  را استثنا نمودند[۱] ادامه خواندن عملکرد دولت اسلامی پیامبرخاتم درقبال مرتدین و آغاز جنگهای رده (۱۹۷)

تاريخ ارتداد به صورت جمعي در میان مسلمین (۱۹۶)

تاريخ ارتداد به صورت جمعي در میان مسلمین (۱۹۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

ترسناكترين و مصيبت بار ترين نوع ارتداد آن است كه به صورت جمعي و فراگير باشد و مردم به دو قسمت تقسيم گردند و مرتدين هم صاحب قدرت و حكومت گردند . مانند :

  • مرتد شدن عربها در اواخر عمر رسول الله صلي الله عليه وسلم و اوايل خلافت ابوبكر صديق

در اين زمينه گواهان زيادي وجود دارند ، به عنوان نمونه :

  • عمربن خطاب رضي الله عنه مي گويد: “إن العرب قد إرتدت علي أعقابها كفارا “به درستي كه عرب به عقب برگشتند و كافر شدند .
  • ام المومنين عايشه رضي الله عنها مي فرمايد :” ارتدت العرب قاطبه و اشراب النفاق “يعني : تمام عرب مرتد شدند و دوررويي و نفاق جاي گرفت .
  • انس رضي الله عنه مي گويد : ” ارتدت العرب ” . يعني عرب مرتد شدند .
  • ابوهريره رضي الله عنه مي گويد : ” ارتد من ارتد من العرب  و قال : ارتد عامه العرب  . ”  هر آنچه از عرب مانده بود مرتد شدند  و باز گفت : تمام عرب مرتد شدند .
  • باز ابوهريره رضي الله عنه مي گويد : ” يخرج الناس اليوم من دين الله أفواجا كما دخلوا أفواجا ” . يعني : امروزه مردم به صورت جمعي از دين خدا خارج مي شوند همچنانكه روزاني بود كه به صورت جمعي وارد دين مي شدند .
  • ابن كثير و ابن هشام از ابن اسحاق روايت كرده اند كه : ” قبيله اسد و غطفان در نجد به رهبري طليحه فرزند خويلد اسدي كه دعواي پيامبري مي كرد مرتد شدند ؛ و قبيله بني حنيفه در يمامه به رهبري مسيلمه مرتد شدند ، و قبيله تميم به همراه سجاح دختر حارث تميمي كه ادعاي پيامبري مي كرد و با مسيلمه ازدواج كرد مرتد شدند، قبيله فزاره  هم به رهبري عويينه فرزند حصن مرتد شدند و قبايل ربيعه و بكربن وائل در بحرين به رهبري منذر فرزند نعمان مرتد شدند و قبايل كنده و حضرموت به رهبري اشعث بن قيس كندي مرتد شدند  و مزحج و در ميان انها قبيله ي عناس و مراد در يمن به رهبري اسود عنسي كه قبل از وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم به قتل رسيد مرتد شدند ، و چند طايفه از سويلم و قضاعه هم مرتد شدند . “
  • ارتداد عمومی در زمان آشوبهایی چون مختار ثقفی،بابک و…. و قرامطه
  • ارتداد عمومی از جانب غلاه علی اللهی
  • مغول . ابن تيميه مي گويد : در ميان مردم كساني بودند كه اگر دشمن پيروز مي شد آنها نيز كفر و ارتداد خود را آشكار مي نمودند ، كه اين حال اكثريت مسلمانان اين عصر است كه زماني  دچار سختي و مشكلاتي مي گردد مرتد مي شود ، در اين زمينه خودمان و غير خودمان اين اندازه ديده ايم كه براي عبرت گرفتن كافي باشد .[۱]
  • مرتد شدن آن دسته از مسلماناني كه در اندلس مانده بودند و هجرت نكرده بودند . …. ابوالعباس بن الزكري كه در سال ۸۹۹ وفات نموده است در باره ي آن قبايلي كه با نصارا بر عليه مسلمين متحد شده و از نصارا حمايت و پشتيباني مي كردند مي فرمايد : ” ما وصف به القوم المذكورون يوجب قتلهم كالكفار .”[۲] يعني آن قومي كه اينگونه وصف شده اند كشتار آنها مانند كفار واجب است .
  • مرتد شدن گروهي مسلمين در يكي دو قرن اخير تحت عنوان پیوستن به دین سكولاريسم و مذاهب منشعب از آن چون سوسياليسم، سوسيال دموكراسي، ليبرال دموكراسي، كمونيسم و…
  • مرتد شدن گروهي بسياري از مسلمان زاده ها به واسته ي پشتيباني كردن از كفار سكولار اشغالگرجهاني و مرتدين سكولار محلي كه فقط الله مي داند شماره اين بيچاره هاچند است.

ادامه خواندن تاريخ ارتداد به صورت جمعي در میان مسلمین (۱۹۶)

ترکیب جبهه ی مرتدین در صدر اسلام ( انواع مرتدین ) (۱۹۵)

ترکیب جبهه ی مرتدین در صدر اسلام  ( انواع مرتدین ) (۱۹۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

زمینه هاي پیدايش ارتداد: چرايي و اسباب ارتداد قبايل عرب را مي توان چنين برشمرد: يكه خوردن افراد به مصيبت ناگهاني وفات رسول خدا صلى الله عليه وسلم؛ عدم شناخت درست و اصولي از اسلام؛ وجود زمينه هاي جاهليتدر قبايل و عدم گسيختگي كامل از آداب و باورهاي دوره ي جاهلي؛ خروج و برون رفت از پذيرش حكومت اسلامي و شورش و خيزش بر ضد آن؛ تعصب قومي و قبيله اي؛ جاه طلبي و حرص و آز شديد به حكومتداري؛ دنياطلبي و ثروت اندوزي از طريق دين؛ دشمني و حسدورزي نسبت به يكديگر و دسيسه گري دشمنان اسلام اعم از يهوديان، مسيحيان و مجوسيان .[۱]

ارتداد، چند نوع و گونه ي متفاوت داشت: برخي، اسلام را كاملاً رها كردند و به بت پرستي پرداختند. بعضي، ادعاي نبوت و پيغمبري نمودند. عده اي نيز نماز را فروگذاشتند. بعضي از مرتدان، اسلام را قبول داشتند و نماز هم مي گزاردند؛ اما از اداي زكات امتناع مي كردند. دسته اي ديگر با وفات رسول خدا صلى الله عليه وسلم به عادات و باورهاي جاهلي خود بازگشتند. با وفات رسول اكرم صلى الله عليه وسلم عده اي، سرگشته و دودل شدند و خود را به گذشت ايام سپردند تا ببينند عاقبت چه مي شود[۲]

ظهور پیامبران دروغین:

در ارتباط با مدعیان نبوت یک انگیزه اساسی وجود داشت و آن این که برخی از قبایل یا اشخاص بلند پرواز، در این اندیشه بودند که اگر قرار باشد کسی با ادعای نبوت بر دیگر قبایل سروری داشته باشد ما نیز می توانیم چنین کنیم.این حرکت منجر به آن شد که کسانی از برخی قبایل ادعای نبوت کردند.نخستین اینان اسود عنسی بود که در یمن دست به شورش زده به نمایندگان پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  نوشت: «امسکوا علینا ما أخذنا من أرضنا» هر آنچه از زمینهای ما گرفته اید به ما باز گردانید.[۳] ادامه خواندن ترکیب جبهه ی مرتدین در صدر اسلام ( انواع مرتدین ) (۱۹۵)

سابقه ارتداد در شریعت پیامبر خاتم (۱۹۴)

سابقه ارتداد در شریعت پیامبر خاتم  (۱۹۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

حكم مجازات مرتد برمي گردد به صدر اسلام وزمان حكومت پيامبر (ص)، آن حضرت دراين زمينه فرمود : «من بدل دينه فاقتلوه : هر كس دينش را تغييرداد بكشيدش»[۱]همه سيره نويسان و گزارشگران تاريخ اتفاق دارند كه حداقل چهار نفر در عصر رسالت بدين جرم اعدام شده است. در جريان فتح مكه و بعد از عفو عمومي پيامبر(ص) آن حضرت دستور قتل چهار نفر را كه به جرم ارتداد تحت تعقيب بود صادر فرمودند: «اقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين بأستار الكعبه : اين چهار نفر را بكشيد و لو كه خودشان را به پرده كعبه آويزان كرده باشند »[۲]  . اين چهار نفر عبارتند از:عبدالله بن سعد بن ابي سراح، عبدالله بن اخطل، مقيس بن صبابه ، ساره كنيزي از كنيزان ابي عبدالمطلب.[۳]

وجه مشترک عموم کفار در صورت تسلط بر اهل توحید و موضعگیری مسلمین

رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از گذشت دو سال از پيمان صلح حديبيه و پيمان شکني مشرکان غیر اهل کتاب، با جمع آوري سپاه عظيم مجاهدین به طرف شهر مکه حرکت کرد. مشرکان غیر اهل کتاب که توان مقابله نداشتند، تسليم شده و از طرف رسول الله صلی الله علیه وسلم  به آنان امان داده شد . پس از هشت سال از زمان هجرت مسلمانان به مدينه، مکه توسط ايشان صلی الله علیه وسلم  فتح گرديد و تمام بتهاي خانه کعبه واژگون و ويران گرديد . و کعبه بار ديگر محل عبادت خداي يکتا شد. و علاوه بر آن اصحاب را به شهرها و روستاهای اطراف مکه و سراسر شبه جزیره ی عربستان روانه نمود تا تمام بتها را نابود و منهدم نمایند و در عوض به آنها سفارش نمود که هیچ آسیبی به دیرها و مکانهای عبادت مشرکین اهل کتاب نرسانند . ادامه خواندن سابقه ارتداد در شریعت پیامبر خاتم (۱۹۴)

علل سخت گیری اسلام در مسأله ی ارتداد (۱۹۳)

علل سخت گیری اسلام در مسأله ی ارتداد (۱۹۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شاید این سئوال مطرح باشد که علت این همه سخت‌گیری اسلام در مورد شخص مرتد چیست؟ و اگر اسلام معتقد به آزادی عقیده هست که هست، آیا احکام اسلام در مورد مرتد با مسئله آزادی عقیده در تعارض نیست؟

در وهله اول باید به این نکته توجه داشت که شخص مرتد به صرف شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی این حکم در مورد او اجرا می‌شود که شخص با قول یا عملکرد کفرآمیز ارتداد خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید و الا کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند کسی حق تعرض به او را ندارد.[۱]

لذا مرتد در اصطلاح به کسی گفته می‌شود که بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روی عمد و اختیار به گفتار و کرداری در جامعه دست بزند که نشان دهنده تکذیب، استهزاء و تبلیغ علیه دین اسلام و ضروریات دینی باشد. بنابراین احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود و از سوی دیگر از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است..[۲]

بنابراین هرکس درانتخاب هر عقیده‌ای آزاد است ولی نمی‌تواند با بیان عقائد انحرافی و گمراه کننده هنجارهای اعتقادی جامعه اسلامی را بشکند. برخی معتقدند برای تحقق ارتداد شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین ازسوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد. جوادی آملی می گوید : «ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد. در ارتداد یک نکته مهم این است که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد. … بنابراین ارتداد یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.»[۳] ادامه خواندن علل سخت گیری اسلام در مسأله ی ارتداد (۱۹۳)

ارتداد و مرتد در ادبیات مذهبی شیعه ۱۲ امامی (۱۹۲)

ارتداد و مرتد در ادبیات مذهبی شیعه ۱۲ امامی  (۱۹۲)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

واژۀ ارتداد ریشه ی  قرآنی دارد [۱]و «ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به کفر «ارتداد و ردّه» گفته می‌شود.[۲]«ارتداد» واژه‏ای است فقهی ـ حقوقی از ریشه ردّ و به معنای «رد شدن»، «برگشت از دین»، «از مسلمانی برگشتن»[۳]، «رو گردانیدن از مذهب اسلام بعد از اسلام»[۴]  «برگرداندن»، «بازگرداندن، چه حسی چه معنوی»[۵] «عقب‏نشینی» و «کناره گیری»[۶]آمده است.

از معانی مذکور سنخیتی آشکار بین معنای لغوی و اصطلاح فقهی به دست می‏آید؛ گرچه برخی از فقها این سنخیت را به گونه‏ای دیگر یعنی به معنای «خروج از شی‏ء (کفر) و سپس بازگشت به همان شی‏ء» مطرح نموده‏اند.[۷]البته چنین معنایی تنها در مورد کافری که از اسلام به کفر خود باز می‏گردد صادق است؛ اما معانی نخست شامل مسلمانی که از دین خود روگردانده نیز می‏شود.

«ارتداد» در اصطلاح یعنى «حالت جدید اعتقادى و تحول عقیدتى است که با انکار یکى از اصول سه گانه دین اسلام توحید، نبوت، معاد) و یا نفى اصلى از اصول ضرورى دین که انکار آن به انکار اصول سه گانه منتهى شود به شخص مسلمان رخ مى‏دهد.[۸]در کل شخص مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد.

  • انواع ارتداد: در مجموع سه نوع ارتداد در این بحث قابل فرض است: ارتداد با نیت و عزم صِرف، ارتداد قولی و ارتداد فعلی. تردید نمودن در کفر و بطلان آن نیز به صورت نخست ملحق شده است.[۹]از فرقه‏های اهل سنت، شافعیه نیت کفر را نیز مشمول ارتداد دانسته‏اند.[۱۰]
  • معیار ارتداد: انکار نمودن یکی از ضروریات دین به عنوان معیار ارتداد شناخته شده است. امّا انکار مسئله ضروری مذهب تشیّع، ارتداد تلقّی نمی‏گردد.[۱۱]شهید ثانی مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمی‏داند. مگر این که مسئله‏ای که بر آن اجماع اقامه گردیده، از ضروریات دین به شمار آید. و نیز اجماع مورد نظر می‏بایست توسط اهل حلّ و عقد از مسلمانان تحققّ یافته باشد.
  • اثبات ارتداد: از آن جا که فقهای شیعه و اهل سنت مسئله ارتداد را ضمن مباحث حدود مطرح می‏سازند، لذا اثبات این جرم را نیز منوط به اقرار مجرم و یا شهادت شاهد می‏دانند.[۱۲]لذا ارتداد با اقرار، بیّنه و صدور رفتار یا گفتار بیانگر ارتداد، ثابت می‌شود.[۱۳]
  • شرایط مرتد: منظور از برشمردن این شرایط در کتب فقهی، بیان مصداق مرتد شرعی برای تعیین مجازات وی از طرف شارع می‏باشد؛ به طوری که با فقدان هر یک از این شروط اصطلاح «مرتد» شرعا منتفی خواهد بود و در نتیجه مجازات به اجرا درنخواهد آمد.

ادامه خواندن ارتداد و مرتد در ادبیات مذهبی شیعه ۱۲ امامی (۱۹۲)

اقداماتي كه مسلمين بايد جهت اجراي حكم الله بر مرتدين انجام دهند (۱۹۱)

اقداماتي كه مسلمين بايد جهت اجراي حكم الله بر مرتدين  انجام دهند (۱۹۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

۱ –  اعلام كافر بودن آنها و كشتن آنها در صورتي كه توبه نكردند. امام بربهاری  مي فرمايد: فإذا فعل – أي المرتد –  شيئا من ذلك فقد وجب عليك أن تخرجه من الإسلام  .  [۱] يعني : اگر شخص مرتد چيزي از اينها را انجام داد ، در اين صورت بر تو واجب است كه از اسلام خارجش كني ، يعني او را كافر بداني .

البته اعلام كافر و مرتد شدن شخص نيز داراي  شرايط و نكات دقيق و روشني است كه بايد در نظر گرفته شود . در مورد كساني كه تازه مسلمان گشته يا به صورت اجبار از آگاهيهاي شرعي دور نگه داشته شده اند (مانند مسلمين تحت حاكميت شوروي سوسياليستي سابق و مسلمين چين سوسياليستي كنوني  و ….)  اگر جاهلانه پاره اي از حرامها را انكار نموده و يا از قبول پاره اي از حلالها و واجبات  شانه خالي كردند  يا به پاره اي از كفرهايي كه مرتكب مي شوند آگاهي نداشتند ، بايد ابتدا به آنها آگاهي لازم از كانال صلاحيت دار داده شود و سپس از آنها درخواست توبه شود و چنانچه زير بار نرفتند و در ضمن آگاهي و علم باز بر كفر خود اصرار نمودند ، در اين صورت كافر و مرتد بودن آنها اعلام مي گردد .

ابن تيميه در مورد كساني كه نوشيدن مشروبات مست كننده را حلال نموده بودند و عمر بن خطاب رضي الله عنه از آنها درخواست توبه نمود مي گويد : ” يستتابون و تقيم عليهم الحجة ، فإن أصروا كفروا حينئذ ، لا يحكم بكفرهم قبل ذلك ، كما لم يحكم الصحابة بكفر قدامة بن مضعون “.[۲]  يعني از آنها درخواست توبه مي شود و به آنها اتمام حجت مي شود ، به دنبال آن اگر باز بر كفر خود اصرار داشتند در اين صورت كافر مي گردند، پيش از آن بر آنها حكم كفر داده نمي شود ؛  همچنانكه صحابه بر كافر بودن  قدامة بن مضعون  حكم ندادند . ادامه خواندن اقداماتي كه مسلمين بايد جهت اجراي حكم الله بر مرتدين انجام دهند (۱۹۱)

مرتد شدن حاكم و حكم فرمانبران وكارمندان دستگاه حكومتي اش (۱۹۰)

مرتد شدن حاكم و حكم فرمانبران وكارمندان دستگاه حكومتي اش (۱۹۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

امام نووي در شرح مسلم مي فرمايد كه قاضي عياض فرموده است : ” أجمع العلماء علي أن الأمامه لا تعتقد لكافر و علي أنه لو طرأ عليه كفر انعزل ، و قال : فلو طرأ عليه الكفر ، خرج عن حكم الولاية و سقطت طاعته ووجب علي المسلمين القيام عليه ، و خلعه و نصب إمام عادل فإن لم يقع الا لطائفة وجب عليهم القيام بخلع الكافر، فإن تحققوا العجز لم يجب القيام و ليهاجر المسلم عن أرضه إلي غيرها و يفر بدينه “.

يعني : علما اجماع دارند كه رهبريت و فرمانروايي براي كافر منعقد نمي گردد ، به همين دليل اگر مرتكب كفر گرديد ( به كُردي : كوفري كه وته سه ر )  عزل مي گردد . و فرموده است : اگر مرتكب كفر گرديد ، حكم رهبريت و فرماندهي او هدر مي رود و اطاعت كردن از او هم  برداشته مي شود ، و بر مسلمين واجب مي گردد كه او را برداشته و امام و پيشواي عادلي را به جايش بگمارند .  حالا اگر انجام اين واجب تنها به وسيله يك جماعت صورت مي گيرد در اين صورت اين كار بر آنها واجب مي گردد ،اگر هم به ضعف خود در انجام اين واجب اطمينان داشتند در اين صورت واجب بودن آن از دوش آنها برداشته مي شود و برمسلمين است كه  جهت محافظت از دين ( و عمل به قوانين آن )، سرزمين خود را ترك نموده و هجرت نمايند .ابن حجر فرموده است : ” و من عجز وجبت عليه الهجرة ” .[۱]هر كسي كه توانايي نداشت هجرت كردن بر او واجب مي گردد .

زماني كه مامون عباسي تابع مذهب جهمي ها گرديد و احمد بن نصر خزاعي  بر عليه وي قيام نمود ؛ امام احمد بن حنبل وي را مدح و ستايش نموده و فرمود : ” رحمه الله ما أسخاه لقد جاد بنفسه له  ” .[۲] رحمت خدا بر او باد چقدر بخشنده بود كه در اين راه جانش را فدا نمود .

در اين مورد اهل اسلام اجماع دارند كه مرتد شدن حاكم  به صورت زنجيروار مرتد شدن نظاميان ، نيروهاي امنيتي و ساير كارمندان و خادمين و زير مجموعه ي او مي باشد . چون اينها هستند كه حكومت او را نگه داشته اند و باعث دوام حكومت و قانون كفري او و جنگ با قانون شريعت الله و بازگرداندن عدالت هستند . ادامه خواندن مرتد شدن حاكم و حكم فرمانبران وكارمندان دستگاه حكومتي اش (۱۹۰)