کسب اطلاعات جهت تصمیم گیری در مورد مخالفین (۱۲۸)

کسب اطلاعات  جهت  تصمیم گیری در مورد مخالفین (۱۲۸)

  بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در سیره ی مدیریتی رسول الله صلی الله علیه و سلم  موارد متعددی وجود دارد که نشان می دهد، ایشان صلی الله علیه و سلم  علاوه بر آنکه سمعنا و اطعنا  تابع مخلص قوانین شریعت الله بود اما در امور قابل اجتهاد  نیزهیچ تصمیمی را بدون کسب اطلاعات نگرفت. به عنوان نمونه ایشان صلی الله علیه و سلم  به منظور برنامه ریزی و تصمیم گیری در شهر مدینه، اقدام به سرشماری مسلمانان و ثبت اطلاعات مربوط به آنان نمود. نقل شده است که ایشان صلی الله علیه و سلم  فرمودند: «أحصوا کل من تلفظ بالاسلام» تمام افرادی که به اسلام گرویدند، را سرشماری کنید.

یا برای مقابله با دشمنان ابتدا از وضعیت دشمن به طور دقیق کسب خبر می نمودند. برای مثال ایشان صلی الله علیه و سلم  در ماه رجب سال دوم هجری، «عبدالله بن جحش» را با هشتاد نفر از مهاجران به مأموریتی فرستاد و هنگام حرکت نامه ای به دست وی داد و فرمود، تا دو روز راه نپیماید، آن را نخواند. آنگاه در آن بنگرد و به فرمان عمل نماید و کسی از همراهان را مجبور نسازد. عبدالله پس از دو روز راهپیمایی نامه را گشود و چنین فرمان یافت: «هنگامی که نامه ی مرا باز نمودی، همچنان رهسپار شو تا در نخله فرود آیی. پس در کمین قریش باش و جستجو کن برای ما اخبارشان را».

همچنین ایشان صلی الله علیه و سلم  به منظور کسب اطلاعات دقیق برای تصمیم گیری صحیح، افرادی به نام «عریف» و «نقیب» را منصوب می کرد، تا گزارشهای سالم را به اطلاع ایشان برسانند.

«عریف» در لغت به معنی دانا و شناسنده و عالم به چیزی یا کسی است که یاران خود را می شناسد و جمع آن «عرفا» است و در اصطلاح به کسی اطلاق میشود که قیم امور قبیله و گروهی از مردم است و تدبیر امور و مسئولیت اداره ی کارهایشان به عهده ی اوست و در وقت لزوم گزارش کارهای آنان را به مافوق خود می دهد.

«نقیب در لغت به معنی بزرگ قوم و کسی است که به احوال مردم خویش آگاه است و در میان آنها دارای نفوذ و جایگاه است و جمع آن «نقبا» و مانند عریف است.

تاریخ و سیره ی رسول الله صلی الله علیه و سلم  نیز مملو از به کارگیری نقبا و عرفا است. ابن حجر می فرمایند:  «ابو عزیز جندب بن نعمان ازدی به حضور رسول الله صلی الله علیه و سلم  رسید و رسولالله صلی الله علیه وسلم او را عریف قومش قرار داد. نیز رافع بن خدیج انصاری عریف قومش در مدینه بود. ادامه خواندن کسب اطلاعات جهت تصمیم گیری در مورد مخالفین (۱۲۸)

مخالفین دولت اسلامی پیامبر خاتم (۱۲۷)

مخالفین  دولت اسلامی پیامبر خاتم (۱۲۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در یک تقسیم‏بندی کلی، می‏توان مخالفان پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  را به سه دسته تقسیم نمود:

۱-         مشرکان و اشراف غیر اهل کتاب  : مشرکان و اشراف غیر اهل کتاب مکه نخستین گروهی بودند که سدی بزرگ و محکم در راه اهداف پیامبر تشکیل دادند، کسانی که با در دست داشتن قدرت در ۱۳ سال دوران پیغمبر در مکه و همچنین ایجاد جنگهای بزرگ در دوران حکومت پیامبر در مدینه، مخالفتهای جدی خود را نشان دادند.

۲-         یهود اهل کتاب: دشمنی آنان با پیامبرصلی الله علیه وسلم و حکومت نوپای اسلامی در مدینه بود. این گروه ابتدا پیمانی را امضا کردند و به حمایت از مسلمانان متعهد شدند. اما علی رغم این تعهد دوجانبه، سر ناسازگاری با دولت نبوی برداشته و درصدد انحراف مسلمانان و تخطئه دین اسلام و پیامبر برآمدند. دشمنی اصلی گروه یهود را باید با ورود پیامبر به مدینه در نظر گرفت.

هر چند شخص پیامبر در هنگام تشکیل حکومت اسلامی، با بستن پیمان معروف مدینه به حقوق این گروه احترام گذاشت و از در صلح وارد شد، اما رفته رفته یهودیان، وجود نظام جدید در مدینه را در تعارض با منافعشان می دیدند و در نتیجه به سیاست مخالفت با جریان اسلامی روی آوردند، چیزی که باعث شد طرف مقابل هم رفتار و روش خود را تغییر دهد. یهودیان بنیقینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه با ثروت بی شمار خود، به همکاری با مشرکان و ایجاد توطئه هایی علیه پیامبر، علاقه زیادی از خود نشان دادند. حاصل آن هم برخورد قاطعانه پیامبر با آنها بود؛ اخراج از مدینه و کشتار گروهی از آنها.قرآن در سوره‌های آل­عمران،آیات ۵۷-۶۵ و بقره،آیات ۱۴۲-۱۴۴ مسلمانان را به کناره گیری از یهودیان و عدم دوستی با آنان سفارش می‌کند.[۱]

۳-         منافقان: آنان دشمنی با اسلام و پیامبرصلی الله علیه وسلم  را از همان ابتدا کلید زدند. قرآن کریم منافقان را افرادی بیماردل و فریبکار، با ظاهری مسلمان اما باطنی آلوده و شیطان صفت معرفی می‌نماید. منافقین مدعی ایمان به خدا بودند، در ظاهر به رسالت پیامبر اقرار داشتند، اما ایمان آنان ظاهری بود و نه قلبی. آنان واجبات اسلامی را با سختی و کراهت انجام می‌دادند، نماز را با سستی و کسالت به پا می‌داشتند، در برابر مردم ریا کرده و خدا را یاد نمی‌کردند. آیات ۱۴۲ سوره نساء و ۶۴و۶۵ سوره توبه بیانگر خصوصیت مذکور در مورد آنان می باشد. بسیاری از آنان اسلام خویش را تغییر داده و به فتنه­گری و آشوب در جامعه پرداختند. تعدادی از منافقان در مدینه و تعدادی دیگر در اطراف مدینه بودند . (توبه/ ۱۰۱) ادامه خواندن مخالفین دولت اسلامی پیامبر خاتم (۱۲۷)

تبلیغ و رساندن دعوت اسلام بر اساس صلح و پرهیز از جنگ مسلحانه(۱۲۶)

تبلیغ و رساندن دعوت اسلام بر اساس صلح و پرهیز از جنگ مسلحانه(۱۲۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دين مبين اسلام از همان آغاز بعثت پيامبرخاتم  صلی الله علیه وسلم مبناي دستورات و قوانين و اساس دعوت به توحيد خود را بر پايه ي دستورات قرآن و درک وضع صحیح موجود گذارد . پیامبر خاتم  صلی الله علیه وسلم که پیام آور و الگوی بسیار اساسی در تمامی شئون زندگی اعم از مدیریت، حکومت و سیاست می باشد به اهمیت جایگاه تبلیغ و دعوت پرداخته و در سیره و رفتار سیاسی خویش در روابط خارجی نقش مذاکره را پر رنگ تر از بسیاری از سنتهای فردی و شخصی  معنا نموده است. در واقع زیربنای دیپلماسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم ، رساندن پیام انسان ساز وحی به همه ملت ها در همه زمان هاست.

تعالیم و آموزه های اسلامی با اتخاذ موضع میانه در مورد سرشت و ماهیت انسان، روابط اجتماعی را با جنگ و صلح همراه  می داند.جنگ برای برتری جوئی و صیانت ذات، جنگ برای ارضای کسب قدرت و انحصار گرائی و جنگ برای رفع تبعیض و تحقق عدالت اجتماعی و در مجموع از نظر اسلام جنگ معلول عدم تعادل رابطه فطرت و غرایز انسانی است که در آن غرایز بر فطرت چیره می گردد.[۱]از نظر اسلام، مکانیزم صلح قطع ریشه های جنگ است که عمدتا از طریق ایجاد رابطه منطقی میان غرایز و فطرت صورت می گیرد. انسان ها فطرتا از جنگ اکراه  دارند و به صلح و ثبات علاقه مندند،  . خداوند متعال در این باره می فرمایند : كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ… (البقره / ۲۱۶)جنگ بر شما واجب گشته است ، و حال آن كه (بنابه سرشت انساني) از آن بيزاريد، ليكن چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد ، و خدا (به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را) مي‌داند و شما (از اسرار امور بي‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد) نمي‌دانيد .

اما غریزه برتری طلبی و قدرت جوئی گاه این خواست عمیق فطری را زیر پا نهاده و روابط اجتماعی را به تعارض و جدال می کشاند. بنابراین در روابط خارجی اسلام نه جنگ اصل است، و نه صلح همیشگی است، بلکه از نظر اسلام پدیده جنگ و صلح واقعیت عینی تاریخ بشر را تشکیل می دهند. اما در نهایت اسلام با توجه به رسالت جهانی اش در مورد دعوت همگان به سعادت و ایجاد رابطه صلح محوری و مسالمت آمیز دنبال نموده و در روابط خارجی اش با جوامع بیگانه، اصل را بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز قرار می دهد.[۲] ادامه خواندن تبلیغ و رساندن دعوت اسلام بر اساس صلح و پرهیز از جنگ مسلحانه(۱۲۶)

صلح در ديپلماسي اسلام (۱۲۵)

صلح در ديپلماسي اسلام (۱۲۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مراد از صلح در ديپلماسي، تسلیم یا استسلام نیست؛ بلکه منظور، وجود روابط عادی، طبیعی و آرام بین کشورهاست، بدون آنکه زمینه‌ای برای تهدید یا توسل به زور و برخورد مسلحانه فراهم آید. به عبارت دیگر، می‌توان آن را همزیستی مسالمت‌آمیز و دوستانه تعریف کرد که براساس آن کشورها با پذیرش موجودیت یکدیگر و رعایت صمیمانه حقوق متقابل، به تعهدات و مسؤولیت‌های خود در قبال دیگر کشورها پا‌یبند باشند[۱]

صلحي سازشكارانه و تعاون بر مصالح مشترك، یکی از اهداف اساسی در صحنه ديپلماسي بین‌المللی و حالت طبیعی و بدون جنگ در ميان كشورهاي غير اسلامي است؛ حالتی که در آن همزیستی مسالمت‌آمیز همراه با به رسميت شناساندن طرف مقابل بدون توجه به  عقايد و باورهاي درست يا غلط اداري و حكومتي  رواج دارد.

در اسلام، صلح با مشركين اهل كتاب و غیر اهل كتاب تابع یک قاعده اصلی تحت عنوان از بين بردن مانعين بين مردم و الله و آزاد نمودن مردم از بندگي بندگان است و جنگ و جواز جنگ، به دنبال ديپلماسي و در تحقق‌بخشیدن به برداشتن موانع، امنیت، رفاه و عدالت برای بشریت است.

«لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ» (ممتحنه / ۹-۸) ‏ خداوند شما را باز نمي‌دارد از اين كه نيكي و بخشش بكنيد به كساني كه به سبب دين با شما نجنگيده‌اند و از شهر و ديارتان شما را بيرون نرانده‌اند . خداوند نيكوكاران را دوست مي‌دارد . ‏ بلكه خداوند شما را بازمي‌دارد از دوستي ورزيدن با كساني كه به خاطر دين با شما جنگيده‌اند ، و شما را از شهر و ديارتان بيرون رانده‌اند ، و براي اخراج شما پشتيباني كرده‌اند و ياري داده‌اند . كساني كه ايشان را به دوستي گيرند ، ظالم و ستمگرند

صلح اسلامی معنای عمیق و گسترده‌ای دارد که از نگاه مطهري عبارت است «همزیستی شرافتمندانه» با رعایت حقوق متقابل و پای‌بندی متقابل به وظایف و مسؤولیت‌ها[۲]. بنابراین، صلح اسلام به‌معنای عدم جنگ و صرف خودداری از جنگ، آن هم به هر قیمتی نیست.

[۱] حمیدرضا ملک‌محمدی،  مفاهیم تعلیق مخاصمات و حالت نه جنگ و نه صلح در حقوق بین‌الملل، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۲٫ ، ص۶۸

[۲] مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۱۶

دعوت و عدالت ابزارهای پیامبرخاتم جهت تامين امنیت عمومی(۱۲۴)

 

دعوت و عدالت ابزارهای پیامبرخاتم  جهت تامين امنیت عمومی(۱۲۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

میان ابزارهای مورد استفاده در دیپلماسی دنیاگرا با دیپلماسی خداگرا یک تمایزی وجود دارد. در دیپلماسی دنیاگرا معمولا وقتی که می‌گوییم از ابزارهای تبلیغاتی استفاده می‌شود متاسفانه ابزارهای تبلیغاتی اغواگرایانه است یعنی عنصر فریب، اغواگری و دروغ ایفای نقش می‌کند. امروز نیز در کشورهای مختلف جنگ نرم به کار می‌برند و می‌گویند متاسفانه بخشی از کسانی که در حوزه دیپلماسی اسلامی مشغول به اقدام هستند جنگ نرم و قدرت نرم را بیشتر به معنای اغواگرایی تفسیر می‌کنند در حالیکه در دیپلماسی شریعتی و خدا گرا به جای اغواگری بحث ارشاد مطرح است. آیه‌ای در سوره بقره به همین دو گفتمان اشاره دارد و می‌فرماید: قد تبين الرشد مِنَ الْغَي. ما میان رشد، گمراهی و اغوا گری جدایی انداختیم. براساس آیات قرآن و وحی الهی معلوم شد که رشد و ارشاد و ضلالت، اغواگری و گمراهی چیست. بنابراین مهم‌ترین ابزار پیامبر در وهله اول ارشاد، هدایت و روشنگری مردم با محوریت وحی بود.

در مرحله دوم ابزار پیامبر عدالت بود،  یعنی وقتی که مردم به وحی الهی لبیک بگویند و براساس آموزه های الهی ارشاد شوند در این صورت عدالت تحقق پیدا می‌کند، اگر عدالت در سطوح مختلف یعنی در سطح قوانین، ساختارها، نهادها، کارگزاران و نظام سیاسی تحقق پیدا کرد معنایش این است که ظلم بساطش برچیده شده است. اگر عدالت این چنین تحقق یابد می توانیم بگوییم که امنیت به وجود می‌آید. در نتیجه مردم با روشنگری پیامبر ایمان آوردند، با عدالت ایشان از ظلم دور شدند و به امنیت حقیقی رسیدند.

اهمیت امنیت داخلی مسلمین در برابر دشمنان(۱۲۳)

اهمیت امنیت داخلی مسلمین در برابر دشمنان(۱۲۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

با اینکه گفته شده که امنیت موجب تحقق اصل غافلگیری دشمن خواهد شد و این اصلی عام از اصول جنگ به منظور رسیدن به پیروزی می باشد. غافلگیری در میدان جنگ نصف پیروزی می باشد، نیمی از جنگ مسئله غافلگیری است. اما این نمی تواند بیانگر تمام فوائد و کارکردهای امنیت و مفهوم دستور الله متعال باشد که می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ: اي كساني كه ايمان آورده ايد، احتياط نمائيد .

عدم وجود برنامه های امنیتی مناسب با وضع موجود و متناسب با نیازهای روز، ضربه های متوالی از سوی دشمنان به جماعت ها ی جهادی وارد نموده است که منجر به تغییر واضحی در مسیر و روند این جماعات شد،  به طوری که ،  عاقبت منجر به گرایش به طواغیت و مداهنه و سازش با آنان گردید . به همین دلیل است که می بینیم بسیاری از جوانان وقتی استمرار افشای اعمال مبارزاتی و بالارفتن خسارتها در برابر  دشمن اشغالگر خارجی و حکومتهای دست نشانده ی محلی را در صفوف جنبش می بینند از کار جهادی دست می کشند و در مقابل، استقبال و روی آوری جوانان به جماعت جهادی وقتی که در غافلگیرکردن دشمن به همراه کمترین خسارت در صفوف خود موفق می شوند  افزایش می یابد .

اهمیت مسئله امنیت آنجا واضح می شود که موجب حفاظت از استمرار و ادامه یافتن کار انقلابی می شود، دولت و جماعتی که برنامه و نظام امنیتی ندارد چنین دولت، جماعت یا سازمانی فنا و نابودی خود را رقم زده است به خصوص با وجود پیشرفت شیوه های دشمن در عمل بر ضد مخالفین خود . حتی امتها و کشورهایی که نظام امنیتی مخصوصی نداشته باشند این امتها نیزخود را به دست خود نابود می کنند ادامه خواندن اهمیت امنیت داخلی مسلمین در برابر دشمنان(۱۲۳)

اصطلاح «الأمن» در قرآن (۱۲۲)

اصطلاح «الأمن» در قرآن (۱۲۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اصطلاح «الأمن» در قرآن به صورت ها و معانی زیر آمده است:

قال الله تعالی « وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ » (نساء/ ۸۳) و هنگامي كه (خبر) كاري كه موجب نترسيدن يا ترسيدن است (از قبيل : قوّت و ضعف ، و پيروزي و شكست ، و پيمان بستن با اين قبيله و گسستن از آن قبيله) به آنان (يعني منافقان يا مسلمانان ضعيف‌الايمان) مي‌رسد، آن را (ميان مردم) پخش و پراكنده مي‌كنند (و اخبار را به گوش دشمنان مي‌رسانند) . امن در آیه در مقابل خوف و ترس آمده است و این تعریف چیزی است به وسیله ضدش. هم چنین: « ‏وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ‏ » (نور/ ۵۵) خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند، وعده مي‌دهد كه آنان را قطعاً جايگزين (پيشينيان، و وارث فرماندهي و حكومت ايشان) در زمين خواهد كرد (تا آن را پس از ظلم ظالمان، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند) همان گونه كه پيشينيان (دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته) را جايگزين (طاغيان و ياغيان ستمگر) قبل از خود (در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ) كرده است (و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است) . همچنين آئين (اسلام نام) ايشان را كه براي آنان مي‌پسندد، حتماً (در زمين) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي‌سازد،  (آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران، تنها) مرا مي‌پرستند و چيزي را انبازم نمي‌گردانند . بعد از اين (وعده‌ي راستين) كساني كه كافر شوند، آنان كاملاً بيرون شوندگان (از دائره‌ي ايمان و اسلام) بشمارند (و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي‌باشند). دلیل: و وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ، این «الأمن» مشروط است به توحید و عمل صالح در اول آیه: « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ » و در آخر آیه: « يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا » .

در حقیقت امنیتی که حدش با شرع شناخته می شود مشروط است به توحید و عمل صالح هم چنان که در آیه سوره نور شناسانده شد. نیز واضح و آشکار خداوند در سوره انعام آن را روشن می کند که:

«وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ‏. ‏وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏ . ‏الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ‏ » (انعام / ۸۲) ‏ كساني كه ايمان آورده باشند و ايمان خود را با شرك (پرستش چيزي با خدا) نياميخته باشند ، امن و امان ايشان راسزا است، و آنان راه‌يافتگان (راه حق و حقيقت) هستند . ‏ ادامه خواندن اصطلاح «الأمن» در قرآن (۱۲۲)

اصل تامین امنیت (۱۲۱)

 

اصل تامین امنیت (۱۲۱)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دیپلماسی پیامبر معطوف به تامین امنیت دنیوی و اخروی  برای انسان‌هاست

هدف اصلی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  انجام رسالت و تکلیفی بود که از سوی خداوند برعهده ایشان  گذاشته شده بود، البته هدف اصلی ابلاغ وحی الهی و در مرحله دوم تلاش برای اجرای آموزه‌های وحیانی بود؛ بر این اساس به نظر می رسد که در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اسلام، چهار عنصر شکل می‌گیرد. عنصر اول وحی به عنوان کلام خداست. عنصر دوم خود رهبری است که به خود شخص پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم  اشاره دارد که وحی برای این پیامبر توسط جبرییل فرود می‌آمد. عنصر سوم امت اسلامی است که البته امت اسلامی در دوره مکه شرایط لرزان و بی ثباتی داشت و این بی ثبات بودن وضعیت امت اسلامی باعث شد که به دستور خداوند پیامبر برای تحقق عنصر چهارم یعنی تشکیل دولت اسلامی اقدام کند.

در ۱۳ سالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم  در مکه به رسالت الهی خود عمل می کردند، دولتی در اختیار نداشتند بنابراین در شرایط مکه با وجود عنصر وحی، رهبری و امت، بحث دیپلماسی مطرح نبود، چون هنوز دولتی شکل نگرفته بود، اما در مدینه که این دوره ۱۰ سال طول می کشد با توجه به اینکه دولت شکل گرفته است، عنصر دیپلماسی هم شکل می‌گیرد. در وهله اول هدف اصلی این دیپلماسی این است که دولت اسلامی تثبیت شود چرا که این دولت از یک سو امنیت امت اسلام را تأمین می کند و از سوی دیگر به اجرای شریعت مخصوصا احکام اجتماعی و عمومی کمک می کند به همین دلیل دیپلماسی پیامبر صلی الله علیه وسلم  در این دوره صرف تثبیت دولت اسلامی و جایگاه امت اسلامی می‌شود.

مرحله تثبیت تا صلح حدیبیه ادامه داشت منتها صلح حدیبیه خود زمینه ساز فتح مکه هم شد و بُعد جهانی آن گسترده‌تر ‌شد. ما در جنگ خندق این بعد جهانی را از پیامبر می‌شنویم. آنجا که خندق را حفر می‌کردند وقتی جرقه‌هایی در اثر ضربه کلنگ به سنگ به رؤیت می‌رسد،ایشان  بحث فتح ایران و رم را پیش بینی‌ می‌کنند. در این مقطع جدید  پیامبرصلی الله علیه وسلم  به منظور دعوت مردم به اسلام، نامه‌هایی را برای سران کشورها می‌نویسد و آن‌ها را به اسلام دعوت می‌کند. از تحلیل محتوای این نامه‌ها می‌توانیم این نکته را استنباط کنیم که هدف دیپلماسی پیامبر در خارج از شبه جزیره همان هدفی بود که در داخل شبه جزیره پیش از این پیامبر پیگیری کرده بود. در دعوت سران کشورها تلاش پیامبر علاوه بر دعوت مردم به اسلام، معطوف به گسترش اسلام به منظور تحقق عدالت و امنیت مطرح بوده است. ادامه خواندن اصل تامین امنیت (۱۲۱)

مشرکین قریش و تشکیل نخستین جلسه جهت ایجاد جنگ روانی بر علیه پیامبر خاتم(۱۲۰)

مشرکین قریش و تشکیل نخستین جلسه جهت ایجاد جنگ روانی بر علیه پیامبر خاتم(۱۲۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

هنوز از آغاز دعوت علنی اسلام روزها یا ماههایی چند نگاشته بود که موسم حج فرا رسید، و سکولاریستهای  قریش نگران آن شدند که دسته‌جات عرب یکی پس از دیگری در سرزمین مکه بر آنان وارد می‌شوند، ناگزیر باید در پی آن برآیند سخنی آماده و ساخته و پرداخته داشته باشند که به حاجیان عرب درباره محمد بازگویند، تا دعوت اسلام در جان و دل اعراب اثر نگذارد.

یکجا جمع شدند و به نزد ولیدبن مغیره رفتند، و به رایزنی با یکدیگر پرداختند. ولیدبن مغیره گفت: در این خصوص، همگی اجماع کنید و یک سخن شوید، و هر یک به راهی نروید، تا درنتیجه ناخواسته یکدیگر را تکذیب کنید و در برابر آراء و نظرات یکدیگر بایستید!

گفتند: تو خود بگوی که چه باید گفت و چه باید کرد! و برای ما یک نقطه‌نظر پدیدآور که همه همان را بگوییم! گفت: بلکه بعکس؛ شما بگویید تا من بشنوم!

گفتند: می‌گوییم: کاهن است! گفت، نه به خدا؛ او کاهن نیست! ما بسیار کاهنان را دیده‌ایم؛ این با وردها و سجع‌های کاهنان بسیار متفاوت است! گفتند، می‌گوییم: مجنون است! گفت: او مجنون نیست! ما جنون را فراوان مشاهده کرده‌ایم و نیک می‌شناسیم که جنون چیست. هیچیک از علائم جنون از قبیل عوارض جسمانی؛ درگیری‌های عاطفی و روانی، و حالات وسواس و نابسامانی را در وجود او نمی‌یابیم!

گفتند: می‌گوییم: شاعر است! گفت: او شاعر نیست! ما انواع مختلف شعر: رجز و هزج و قریض و مقبوض و مبسوط را خوب می‌شناسیم؛ این شعر نیست!

گفتند: می‌گوییم: ساحر است! گفت: وی ساحر هم نیست! ما جادوگران و جادوهایشان را فراوان دیده‌ایم؛ نه دمیدنی در کار او هست، و نه گره‌زدنی! گفتند: پس چه بگوییم؟ گفت: به خدا! سخنان وی شیرنی خاصی دارد، و از آب و رنگی کم‌نظیر برخوردار است، ریشه‌ای سترگ دارد، و شاخه‌هایی پربار؛ هر یک از این سخنان را که شما بخواهید مطرح کنید بر همگان معلوم می‌شود که باطل است؛ باز هم از همه بهتر همین است که بگویید: ساحر است! گفتاری آورده است که سحر است؛ میانه شخص را با پدرش، با برادرش، با همسرش و با خاندانش برهم می‌زند! قریشیان همین رأی و نظر را از او گرفتند و پراکنده شدند[۱] ادامه خواندن مشرکین قریش و تشکیل نخستین جلسه جهت ایجاد جنگ روانی بر علیه پیامبر خاتم(۱۲۰)

به کارگیری سخن کنایی یا دو پهلو از راههای فرار از دروغ (۱۱۹)

به کارگیری سخن کنایی یا دو پهلو از راههای فرار از دروغ (۱۱۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

… پس از سه روز مهاجران غار ثور را ترک کردند و با راهنمایی عبدالله بن اریقط راه مدینه را در پیش گرفتند. مردی به آنها رسید و در خلال گفتگو با ابوبکر روی پیامبرصلی الله علیه وسلم  انگشت نهاد و به ابوبکر گفت : این مرد کیست؟ ابوبکر گفت : راهنماست، راه را به من نشان می دهد .[۱]

آن مرد گمان کرد که منظور ابوبکر آن است که راه صحرا را به او نشان می دهد در صورتی که منظورش آن بود که راه خیر و صلاح را به من نشان می دهد.

سکولاریست های قریش ناراحت بودند که نتوانسته اند پیامبر صلی الله علیه وسلم  و یاورش را دستگیر کنند؛ بنابراین برای دستگیری آنها یکصد شتر جایزه تعیین کردند و یکصد شتر در صحرای عربستان برای عربهای راهزن و تنگدستی که توان تأمین روزی خود را نداشتند؛ سرمایه ی هنگفتی بود و چنانچه عرب ها این خبر را می شنیدند،تلاش می کردند که این جایزه را از آن خود کنند؛ بنابراین ابوبکر محبور بود به کنایه بگوید این راهنمای من است و بیراهه را در پیش بگیرند.

دعوتگران راه خدا باید دارای فهم، درایت، زیرکی، حضور ذهن و هوش آنچنانی باشند که بتوانند بدون دچار شدن به دروغ جز در موقعیت ضرورت و اضطراری با استفاده از شیوایی کلام و فنون سخنوری، دشمن را فریب دهند و کنایه و مجاز به دایره ی سخن گفتن توسعه داده اند و پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  برخورد ابوبکر صدیق با این مرد را به عنوان یکی از مبادی و آیین سخنوری قبول کرد و فر مود : «اِنَّ فی المَعارِیض لَمَندِوحهً عَنِ الکِذبِ» یعنی در سخنهای کنایی یا دو پهلو راههای فرار از دروغ وجود دارد.[۲]

[۱]روایت از عدی در الکامل و بیعقی در باب شعب ایمان

[۲]مبارک فوری ، خورشید نبوت ، ص ۱۱۶  /  بخاری، ص ۱۸۷