جنگ دو گروه نجدی کوردها در سوریه پیامی تکراری به اهل سنت ایران

جنگ دو گروه نجدی کوردها در سوریه پیامی تکراری به اهل سنت ایران

به قلم: مسعود سنه ای

چند روز قبل ما شاهد جنگ مسلحانه میان دارودسته جولانی با دو جماعت انصارالاسلام و حراس الدین از شاخه های القاعده ی ظواهری بودیم . دارودسته ی جولانی از چند گروهک مختلف مثل گروه ملافتاحی از ایران و احرار الشام و … شکل گرفته است.

در این درگیرهای تکراری دو نکته و درس مهم برای اهل سنت ایران نهفته است :

  1. این جنگها و درگیری ها ربطی به اهل سنت سوریه یا سایر مناطق ندارد بلکه جنگی درون گروهی و تکراری میان گروههای مختلف نجدیت است.
  2. در این جنگها دو گروه سلفی نجدی ملافتاحی و ته مانده های انصار از میان کوردها با هم درگیر شدند تا نشان دهند که گروههای نجدی مثل عشایر بی سازمان و محدود بینی هستند که تنها برای شیخ و برداشت و منافع خود می جنگند نه برای اهل سنت و مصالح امت اسلامی .

دارودسته ی نجدی جولانی زمانی جنگ را بر سایر نجدی ها تحمیل کرده است که در هم پیمانی با ترکیه (عضو فعال ناتو) و همسو با سایر طاغوتهای متحد با آمریکا و ناتو قرار گرفته، و نه تنها نیروهای ناتو و روس را اسکورت می کند  بلکه به آنها نیز در ادلب تمکین داده است.

در این درگیری ها و جنگهای گروه ملا فتاحی با جماعت انصار الاسلام و حراس الدین چرا بیانیه ای از سوی ملا فتاحی ندیدیم؟ باید بدانیم که جنگ جولانی مساویست با جنگ ملافتاحی . چون ملا فتاحی یکی از سربازان زیر دست جولانی است.

این گروههای نجدی مگر می توانند این جنگهای لفظی و مسلحانه ی تکراری میان خود  را از اهل سنت پنهان کنند؟

چرا این گروههای نجدی در تفرق و جنگ داخلی همان مسیر مشرکین (سکولاریستها) را می روند در حالی که الله تعالی می فرماید: وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ‏* مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ ‏(روم۳۲-۳۳)

و از زمره مشرکان [سکولاریستها] نگردید، از آن کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند. هر گروهی هم از آنچه که دارد خرسند و خوشحال است.‏

ما کوردها جنگهای وحشیانه ی داخلی میان کومله ها و دموکراتها و بارزانی ها و طالبانی ها و پ.ک.ک و حسک و… را تجربه کرده ایم که همگی سکولار (مشرک) بودند و میدانیم ثمره ی این تفرقها و جنگهای داخلی چیست؟

اهل سنت ایران اجازه نخواهد داد که گروههائی با نام اسلام و اهل سنت بار دیگر مجری تکرار این فجایع باشند. فجایعی که همین گروههای نجدی در سوریه و عراق و لیبی و افغانستان و یمن و… بارها و بارها تکرارش کرده اند.

پیش بینی آینده ی گروههای مسلح اهل سنت در سوریه توسط طارق عبدالحلیم

پیش بینی آینده ی گروههای مسلح اهل سنت در سوریه توسط طارق عبدالحلیم

به قلم: سید مراد برادوست / اشنویه

در آذر سال ۹۶ و در پی تفرق و درگیرهای داخلی میان گروههای مختلف نجدی در سوریه شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی پیامی به این گروهها فرستاد که به بخشهائی از این پیام اشاره می کنم:

  • برادران گرامی : نه فرماندهان شما به اندازه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم از ایمان راسخ و تقوی و اخلاص برخوردارند، و نه همراهان شما در حد اصحاب احد قرار دارند. پس علت شکستهایی که حق کفار و دشمنان اسلام است  اما نصیب مسلمین شده را،  در مسائل انحرافی جستجو نکنید، و خودتان را با توجیهات و مسائل جانبی دلخوش نکنید، و دچار خودفریبی نشوید ..
  • به نظر من، و با توجه به آنچه خود دیده ام، آن گروههائی که شما در سوریه جان خودتان و خانواده هایتان را به انها سپرده اید … علاوه بر جهل به علم مبارزه به سبک اسلامی آن، مبتلاء به بیماری ، گناه و عذاب وحشتناکی چون تفرق و جنگ داخلی شده اند، تفرقی که  ازمهمترین دلایل به تاخیر افتادن پیروزی است. 
  • دلایل نشان می دهند که زمینه های پذیرش شورا، امت، اجماع ، وحدت و قدرت در میان دهها و بلکه صدها گروه اطراف شما وجود ندارد، بلکه بر اثر دسته بندی های بین المللی، و پشتوانه ی فتاوای علمای به اصطلاح موثق و ربانی هر گروهی، عذاب و آتش تفرق در حجم وسیعتری در حال گسترش خواهد بود؛ و بی طرفی شما نمی تواند زیاد دوام داشته باشد، و خواسته یا ناخواسته در عذاب تفرق گرفتار خواهید شد.
  • هم اکنون و در اطراف شما، مسلمین نعمت شورا، امت ناشی از این شورا، و اجماع ناشی از این امت، و وحدت و قدرت را با عذاب تفرق و ذلیلی و کشت و کشتار همدیگر و شکست از دشمنان عوض کرده اند
  • –        … اینها مشکلات اساسی هستند که وجود دارند و باعث شده اند دشمنان صائل شما روز به روز در حال تغییر باشند . امروز فلان گروه با شما متحداست و فلان گروه دشمن صائل شماست ، و فردا  همان گروهی که دیروز با شما متحد بود، بر اثر تغییر سیاستهای اربابش امروز دشمن صائل شما می شود، و به همین ترتیب گروهها به صورت نوبتی تبدیل به دشمن صائل همدیگر می شوند، تا زمانی که انرژی همدیگه را تحلیل می برند و همدیگر را ضعیف می کنند؛ و با خسته و نا امیدن کردن مسلمین، زمینه را، برای نابودی خود و تحکیم مجدد یکی از مذاهب دین سکولاریسم فراهم می کنند
  • زمانی که جهاد در مسیر صحیح قرار نگرفته باشد لجاجت جای صبر را می گیرد، ماجراجوئی جای جهاد را می گیرد، یأس و دودلی جای امید و ایمان راسخ را می گیرد. در اینجاست که اشتباهات را مثل كارهاي مفید قهرمانان جلوه می دهند
  • در اینجا ثبات و شجاعت و جسارت مشکل مجاهدین را حل نمی کند.

هم اکنون و پس از آنهمه کشت و کشتار و تحریک به جنایت توسط علمای ساکن در دارالکفرها یکی از این علمای نجدی به نام طارق عبدالحلیم در مورد جماعتهای مسلح شام می گوید: در لبه پرتگاه ایستاده اید و آنچنان گرفتار قتال و درگیری هستید که موی انسان را سفید می کند. شما به زودی شکست می خورید.

با آنکه مثل همیشه هر شیخ نجدی گناه را بر گردن گروه مخالف می اندازد این بار هم این شیخ ساکن در کانادا گفته است: تمام مسئولیت این درگیری ها بر عهده هیئت تحریر الشام هست که به لطف حمایت سکولارهای ترکیه به عنوان بزرگترین جماعت در ادلب فعالیت دارد و به بهانه مصلحت امتیازهایی را به ترکیه داده است !

اما انصاف این است که ریشه ی تمام تفرق و جنگهای داخلی و در نهایت شکستها و ذلیلی ها و امتیاز دادنها را در تفکر انحصار طلبانه ی نجدی جست، این تفکر است که حتی چند شیخ نجدی چون ابوقتاده و ابومحمد مقدسی و ابوبصیر طرطوسی و طارق عبدالحلیم و عبدالرزاق مهدی و هانی السباعی را نیز نمی تواند کنار هم قرار دهد چه رسد به دهها شیخ مسلح و غیر مسلحی که وجود دارند.

پس واقع بین باشیم و بدانیم که : مسئولیت تمام این جنایات بر عهده ی نجدی هاست.

منهج و اولویتهای مبارزه و جهاد از اسامه بن لادن تا ایمن الظواهری

منهج و اولویتهای مبارزه و جهاد از اسامه بن لادن تا ایمن الظواهری

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

از زمانی که سید قطب رحمه الله از آمریکا تحت عنوان شیطان بزرگ یاد کرد و از اسلام درباری آل سعود و سایر دربارها تحت عنوان اسلام آمریکائی یاد کرد جریانات ضد استعماری در میان اهل سنت با تمرکز بر آمریکا و متحدین آن چون رژیم صهیونیستی و انگلیس و غیره و با پرهیز از تفرق و جنگهای داخلی و پرداختن به مسائل ریز فقهی مورد اختلاف مذاهب اسلامی در مسیر صحیحی قرار گرفتند که نوید بخش آینده ای روشن برای مسلمین و پایان دادن به اشغال سرزمینهای اسلامی و اخراج کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها بود.

ایمن الظواهری با آنکه از طرفداران تفکرات سید قطب رحمه الله در جماعت جهاد اسلامی مصر بود اما از نظر منهجی و فکری تابع سلفیت نجدی آل سعود بوده است . این منهج از همان ابتدا معمولاً تمرکزش بر مسلمین اطراف خود و غفلت از دشمنان اصلی بوده است بر همین اساس أیمن الظواهری اعتقاد داشت اولویت در مبارزه با دشمن نزدیک است و پس از نابودی آن، نوبت به جهاد با دشمن دور می‌رسد[۱]

اما اسامه بن لادن، مبارزه با غرب را در رأس برنامه‌های خود می‌دانست. برهمین اساس، اولین فتوای جنگ علیه آمریکایی‌های اشغال‌گر در سرزمین حرمین شریفین را صادر کرد و در فوریه سال ۱۹۹۸م. با صدور فتوایی، خواستار تأسیس «جبهه جهانی برای جهاد علیه یهودیان و صلیبیان»شد.

با آنکه هیچ کشور یهودی یا نصرانی در دنیا وجود نداشت و کشورهای سکولار جهان در حال نابودی تمام شریعتهای آسمانی بوده اند و«جبهه اسلامی جهانی جهاد علیه سکولاریسم» به واقعیت نزدیکتر بود اما در عمل منظور اسامه بن لادن همین کشورهای سکولار در دنیا بود .

شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آمریکا را سر افعی می دانست و بر این باور بود : «کشتن آمریکایی‌ها و متحدان آن‌ها (نظامی و غیر نظامی) وظیفه فردی هر مسلمان در هر کشوری است که در آن چنین کاری ممکن باشد تا از این راه مسجدالأقصی و مسجد مقدس (مکه) از چنگال کفار خارج شود و آن‌ها ارتش‌های خود را از سرزمین‌های اسلامی در حالتی شکست‌خورده که دیگر نتوانند مسلمانان را تهدید کنند، خارج سازند.»

شیخ اسامه بن لادن رحمه الله از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱م. ضمن صدور فتوای جهاد بین‌المللی علیه غربی‌ها به رهبری آمریکا با هدف کمک به مسلمانان جهان، در سخنرانی خود به مناسبت استقرار آمریکاییان در عربستان گفته بود: «… باید شخصاً و مستقیماً به آمریکا و اسرائیل ضربه بزنیم. از آنچه در توان دارید، دریغ مدارید تا کلام خدا غالب شود.» [۲]پس از آن، در زمان تسلط طالبان بر افغانستان و استقرار القاعده در آن‌جا، بن‌لادن بیانیه‌های گوناگونی بر ضرورت جهاد و قیام مسلحانه با نیروهای غربی صادر کرد [۳] و کشتن هر آمریکایی و یهودی در هر نقطه‌ از جهان را مجاز دانست، زیرا آنان از یک‌سو بر حرمین شریفین تسلط یافته بودند و از سوی دیگر، به کشتن مسلمانان در گوشه‌های مختلف جهان اقدام می‌کردند. [۴] او اعلام کرد که مسیحیان و یهودیان با زور و جنگ، فلسطین را از ما گرفتند، نه با گفت‌و‌گو و مذاکره؛ بنابراین، ما نیز باید از راه زور آنان را خارج کنیم. [۵]

ایمن الظواهری در این زمان تابع همین رتبه بندی جهاد بود و با امضای فتوای بن‌لادن، مبارزه با آمریکا و اسرائیل (دشمن دور) را در اولویت قرار داد [۶] البته لشکر کشی های مختلف کفار سکولار جهانی چون آمریکا و انگلیس و فرانسه و دیگر هم پیمانان آنها به سرزمینهای اسلامی که انقلابات مردمی و یا حتی حرکتهای اعتراضی مسالمت آمیز مردمی صورت می گرفت باعث تقویت بیشتر این رویکرد میان طیفی وسیعی از مسلمانان گردید. [۷]

اسامه بن لادن رحمه الله با صدور بیانیه‌ای در ۱۲ اکتبر ۱۹۹۶م. اعلام کرد: «کشتن آمریکایی و هم‌پیمانان نظامی آن، واجب دینی بر مسلمانان است [و] تا خروج ارتش آمریکا از اراضی مسلمین، این واجب باید ادامه یابد. مسلمانان باید بر آمریکایی، یعنی سربازان شیطان حمله کنند.»[۸]

ادامه خواندن منهج و اولویتهای مبارزه و جهاد از اسامه بن لادن تا ایمن الظواهری

گروههای مسلح نجدی در سوریه؛ جنگ داخلی، جنایات و اتهامات بی پایه و اساس

گروههای مسلح نجدی در سوریه؛ جنگ داخلی، جنایات و اتهامات بی پایه و اساس

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

زمانی که تفرق بر ملتی چیره می شود و دهها گروه متضاد و مختلف به جان هم می افتند قطعاً سنت « َتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ» بر آنها تحقق می یابد و هرگز چیزی غیر از شکست و جنایت و ذلیلی نخواهی دید.

گروههای مسلح نجدی موجود در سوریه و یمن و افغانستان و عراق و لیبی و … نمونه ی عینی تفرق و جنگ داخلی و وقوع جنایات نابخشودنی در حق اهل سنت و در نهایت نمونه ی عینی سستی و ذلیلی و شکست بوده اند که از ابتدا تا کنون با چشمان خود دیده ایم .

یکی از اتفاقات اخیر در میان گروههای نجدی سوریه تشکیل غرفه ی عملیات جدید به نام فاثبتوا متشکل از جماعت انصار الاسلام ، جبهه انصار الدین ، تنظیم حراس الدین ، تنسیقیه الجهاد و غرفه عملیات حرض المومنین بود . در این غرفه که همگی نجدی هستند مثل قبل خبری از گروه نجدی جولانی نبود هر چند این غرفه را شخصی به نام “أبو مالک التلي” تشکیل داده بود.

“أبو مالک التلي” یکی از فرماندهان گروه نجدی جولانی در اردوگاه یرموک بود که بعد از محاصره  اردوگاه توسط حکومت مرکزی سوریه  با اتوبوس های سبز به ادلب منتقل شد. ابومالک یکی از هارترین فرماندگان جولانی بر علیه گروههای مخالف جولانی  بخصوص در قلمون شرقی بود که حتی جهت نابودی جماعت نجدی دوله با گروه شیعه مذهب حزب الله لبنان نیز متحد شده و پس از محاصره مانع رسیدن غذا به زنان و کودکان و پیران و … شد که همراه جماعت نجدی دوله بودند، اما با جدا شدنش از گروه نجدی جولانی بعد از دستگیری ابوصلاح الاوزبکی و چند نفر دیگر او نیز دستگر و روانه زندان می شود.

گروه نجدی حراس الدین هم چند لحظه پیش به خانه ی  «محمد الشیخ» رئیس سابق حکومت انقاذ و عضو مجلس شورا در ادلب، حمله کردند به امید گرونگان گیری و مبادله . چون این شخص عمیل آمریکا و ترکیه است و طبعاً جولانی هم عمیل ترکیه بوده است. در برابر این اقدامالت، گروه نجدی جولانی حراس الدین شاخه القاعده ظواهری در شام  را “سگهای اهل آتش” خواندند.

البته ابومحمد مقدسی نجدی نیز گروه نجدی جولانی را غیر مستقیم متهم به دست نشاندگی می کند، چیزی که همه سالهاست بر ان واقف هستند. گروه نجدی «فاثبتوا» نیز علت درگیری ها را عمیل بودن جولانی و اجرای تصمیمات دشمنان خارجی در سوتشی و آستانه و غیره می دانند.

تقي الدين عمرمسئول روابط رسانه ای گروه نجدی جولانی دلیل درگیری ها را اقدامات غیر مسئولانه و خود سرانه و تحریک آمیز مخالفین در  جدائی از گروه جولانی می داند و در نهایت می گوید:” بنابراین ضرر این گروه ها بیشتر از منافع ان است.”

در این صورت هدف گروه نجدی جولانی حفظ برتری در منطقه است و اصلاً تمایلی ندارد مثل دهها گروه مسلح نجدی و هزاران شخصی که خودش از بین برده تاریخ مصرفش تمام شود؛ به همین دلیل ابتدا در برابر این تهدید بزرگ بیانه ای حمایتی از سوی گروههای مختلف نجدی از گروه نجدی جولانی می شود، به دنبال این گروه نجدی جولانی دستوری مبنی بر عدم جواز خروج از گروهش و ترک آن را صادر می کند و در نهایت ضمن دستگیری فرماندهان مطرح گروه نجدی «فاثبتوا»، جنگ را بر مخالفین نجدی خود تحمیل می کند.

نکته ی باورنکردنی این پازل هم این بود همگام با جنگ بین این گروههای نجدی، جماعت نجدی دوله هم چنین خبری را نشر داد: ولایت شام ــ به توفیق الله تعالی سربازان خلافت یک افسر از صحوات رده در روستا (کفرغان) در شهر (اعزاز) با سلاح کمری مورد هدف قرار دادند که منجر به هلاکت او شد ولله الحمد

واقعاً فاجعه است . تا کی اهل سنت قرار است بازیچه دست نجدی های مسلح و غیر مسلحی شوند که شغل اصلی آنها شده مشغول کردن مسلمین به مسلمین و ایجاد تفرق و جنگ داخلی و در نهایت حرکت عمدی یا غیر عمدی طبق نقشه های دشمنان اسلام و مسلمین .

آیا اهل سنت عبرت نمی گیرد؟

ترور ۲ فرمانده مهاجر مخالف جولانی در ادلب هشدار تکراری به مهاجرین

ترور ۲ فرمانده مهاجر مخالف جولانی در ادلب هشدار تکراری به مهاجرین

به قلم : ابوخالد کردستانی

امروز ما شاهد مرگ دو فرمانده ی سرشناس و مهاجر القاعده ی ایمن الظواهری در ادلب بودیم که روز گذشته توسط موشکهای آمریکائی در ادلب مورد هدف قرار گرفته بودند. اللهم أجرنا في مصيبتنا وأخلفنا بخير منها..

أبي القسام الأردني نفر شماره ۳ القاعد ی الظواهری و فرمانده ی نظامی آنها بلال الصنعاني دو چهره ی برجسته از مهاجرین اهل سنت موجود در سوریه بودند که چند روز قبل به همراه بسیاری از فرماندهان جدا شده از گروه جولانی اتاق عملیاتی تحت عنوان « فَاثْبُتُوا» را به وجود آورده بودند.

قتل مهاجرینی که با سیاستهای دارودسته ی جولانی مخالف هستند به امری عادی در ادلب تبدیل شده است . پیامی که دهها بار از این طریق به مهاجرین مخالف جولانی صادر شده این است که: مهاجرین همچون یک ابزار «تاریخ استفاده» مشخصی دارند و چنانچه مخالفتی با سیاستهای جولانی و اربابان خارجی آن داشته باشند ممکن است این «تاریخ استفاده» زودتر تمام شود.

گروه جولانی و گروههای همسو با آن زمانی از اینهمه نتایج و ثمرات وحشتناک و جنایات غیر قابل انکار آنها نسبت به مهاجرین و حتی مردم  اهل سنت سوریه مورد بازخواست قرار می گیرند فوراً جهاد فی سبیل ناتو  خود را (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) تحت عنوان جهاد دفع نامگذاری می کنند و می گویند:” در جهاد اونم جهاد دفع خیلی وقتا ممکنه هیچ منفعتی دنیوی نداشته باشد و از نگاه شرعی هم این شرط برای جهاد دفع وضع نشده است بلکه دفع دشمن صائل خودش بهترین منفعت است.”

اینجا همان سخن علی ابن ابی طالب رضی الله عنه صدق می کند که می فرماید: «کلمة الحق یراد به الباطل» . سخنی که در مورد جهاد دفع گفته اند حق است اما اراده ی آنها باطل است . چون اینها در مسیر تفرق و ذلیلی و جنگ داخلی و خرج کردن اهل سنت در راه اهداف کفار سکولار جهانی و طاغوتهای مرتد محلی هستند و جنگ طبق نقشه ی کفار ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد چه رسد به اینکه اینها خودشان کفار ناتو را وارد سرزمینهای مسلمین کرده و در راه اهداف ناتو مسلمین را خرج می کنند .

پس مانده های گروه فتاحی و انصار به این هشدارهای متعدد اهمیت می دهند و از این مهلکه خود را بیرون می شکند، یا اینکه خود قربانی بعدی خواهند بود؟

گروههای مسلح سوری و بهانه ی دروغین «حفظ جان شهروندان»

گروههای مسلح سوری و بهانه ی دروغین «حفظ جان شهروندان»

– به قلم: دکتر خالد الحایک

  1. مناطق و شهرها را به نظام تسلیم کرده و تحویل می دهند به بهانه ی “حفظ جان شهروندان” .. !!
  2. جلوی معرکه ها و جنگ ها را می گیرند ، فقط به بهانه ی “حفظ جان شهروندان” ..!!
  3. مناطق مسلمانان را برای ورود مرتدان مباح کرده اند فقط به بهانه ی “حفظ جان شهروندان” ..!!
  4. در مقابل نشست های جهانی طواغیت، آشکارا و یا پنهانی سر خود را خم کرده اند ، فقط به بهانه ی “حفظ جان شهروندان” ..!!
  5. وای بر شما و خدا شما را بکشد ..!!

اگر اینطور است پس اصلا چرا انقلاب کردید ..؟! چرا که بشار نفعش برای “شهروندان” بیشتر از شما بود، برای شهروندان چنان احتیاجات دنیوی را فراهم کرده بود که شما یک دهم آن را نیز برایشان مهیا نکردید ..!!

نه دنیای “شهروندان” را “حفظ” کردید و نه دین آنها را برپا نمودید ..!!

کارنامه ی گروههای مسلح و متفرق سوریه عبرتی برای مومنین

کارنامه ی گروههای مسلح و متفرق سوریه عبرتی برای مومنین

به قلم: ابوخالد کوردستانی

کسی که امروز حقیقت گروهها و فصایل شام را نمی بیند؛ یا فردی است جاهل و سر و ته شده  و یا لجبازی است کور چشم و کور دل.

دیگر هیچکس با جدیت و پافشاری و با عزم و اراده با حکومت بشار اسد نمی جنگد ؛ و نقش این گروههای تابع ناتو و آمریکا در عرصه نبرد در شرف انتهاست. گروههای ادلب پس از اینکه همچون ابزاری جهت ممانعت از ورود دولت اسلامی به ادلب بکارگرفته شدند، اکنون در حال نابود کردن یکدیگرند و بر سر خدمت به ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) و ناتو و توافق با تمام طرفها بخاطر کسب منافع حزبی شان با هم مسابقه می دهند .

گروههای غوطه قبلا با بیرون راندن دوله از غوطه و همچنین مانع شدن از آن برای پیشروی در قلمون و همکاری با حکومت بشار اسد برای دفع و پس راندن آن نقش خود را به اتمام رساندند و پس از اتمام ماموریتشان بر سرشان ریختند تا کار آنان را یکسره نمایند .

البته دسته ی اندکی از آنان که خدمات ارزنده ای به حکومت بشار اسد و طرفهای مورد توافق حکومت بشار اسد تقدیم کرده بودند حکومت از طریق صلح و سازش بر بعضی ها منت نمود و برخی از آنان را با اتوبوسها به سمت ادلب روانه ساخت تا یک سری نقشها در آنجا تکمیل گردد ، تا زمانیکه روز ادلب هم فرا می رسد !

اما گروههای درعا و حوران و قنیطره که با حکومت بشار اسد آتش بس کردند و با جان و خون و فداکاریهای شان با ائتلاف صهیو – آمریکائی همکاری کردند ، نوبت اینها به تعویق افتاد تا بر ضد جیش خالد بن ولید در وادی الیرموک بکار گرفته شدند که ثابت کرده بود بر همگی آنان برتری دارد ، و این گروهها با وجود تعداد فراوان شان و پشتیبانی نیرومند حامیانشان قادر نبودند هیچگونه دستاوردی در میدان مواجهه بدست آورند.

پس از اینکه گروههای خیانتکار صحوات از هم پاشیدند و حتی اصول انقلابی و اساس و پایه های آن را نیز فروختند که سالهای برایش تبلیغ کرده و شعارهای احساسی و عوام پسندانه سر می دادند، هم اکنون مردم متوجه شده اند که گروههائی التقاطی و دسته هائی از تاجران جهاد مواجه اند که غیر از تفرق و ذلیلی و جنگ داخلی و تلف شدن ناموس هزاران دختر و زن اهل سنت و ویرانی وطن و مشتی شعارهای احساسی چیزی به ارمغان نیاروده اند .

و این وعده الله در مورد اهل تفرقه و ذلیلی است ؛ آن ذات عظیم و منزهی که بر خود واجب نموده تا مومنان متحد و یکپارچه را یاری دهد و از تفرقه اندازان اعلام برائت کرده است چنانچه می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (انعام/۱۵۹)

یگمان کسانی که آئین خود را پراکنده می‌دارند و دسته دسته و گروه گروه می‌شوند تو به هیچ وجه از آنان نیستی و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروکارشان با خدا است و خدا ایشان را از آنچه می‌کنند باخبر می‌سازد ( و سزای آنان را خواهد داد ) .‏

مگر با چشمان خودمان نمی بینیم الله تعالی چگونه این اهل تفرق را سزا می دهد؟

فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ . پس عبرت بگیرید اى صاحبان چشم

معاویه و شیوه ی حکمرانی او ، یکی از علل همراهی مسلمین با شورشیان در قتل عثمان رضی الله عنه

معاویه و شیوه ی حکمرانی او ، یکی از علل همراهی مسلمین با شورشیان در قتل عثمان رضی الله عنه

به قلم : کیوان مریوانی

رسول الله صلی الله علیه وسلم راست فرمود، آنگاه که فرمود:« لتنقضن عرى الإسلام عروة عروة ، فكلما انتقضت عروة تشبث الناس بالتي تليها ، فأولهن نقضاً الحكم وآخرهن الصلاة » شیعیان نیز همین حدیث را چنین روایت کرده اند :لتنقضن عری الاسلام عروة ، کلما انتقضت عروة تشبث الناس بالتی تلیها، فاولهن نقض الحکم ، و اخرهن الصلاة دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است (حکم بر اساس قانون خدا را رها می کنند) و آخر آنها نمازاست (نماز را ترک می کنند).

اولین بنیانی که در اسلام نابود و فاسد گردید حاکمیت و حکم کردن بر اساس قانون شریعت الله بود، به دنبال این ام الفساد هزاران فساد و بیماری دامن گیر مسلمین گردید تا اینکه به ترک نماز رسیدند. یعنی از ترک حکم کردن بر اساس قانون شریعت الله تا ترک نماز هر مصیبت و فسادی که مسلمین به آن دچار گشته و می شوند ناشی از فساد حکومتی و عدم تحکیم به شریعت الله می باشد و تا این ام الفساد اصلاح نگردد دیگر امور نیز اصلاح نمی گردند .

در تاریخ مى ‏خوانیم: وقتى که شکایت مردم از عثمان رضی الله عنه بالا گرفت، علی رضی الله عنه نزد عثمان رضی الله عنه رفت و گفت: «به درخواست مردم توجّه کن! آنها فرماندارانى را که انتخاب کرده‏اى، قبول ندارند».. عثمان  پرسید: «کدام یک را»؟ علی رضی الله عنه گفت: «بیشتر گلایه‏ها متوجّه معاویه است».. عثمان رضی الله عنه گفت: «ولى من او را بر شما نگماشته‏ام، بلکه عمر او را گماشته است»! على رضی الله عنه گفت: «تو را به خدا قسم مى‏دهم! مگر نمى‏دانى که معاویه از «یرفأ» غلام عمر، بیشتر از او مى‏ترسید»؟! عثمان رضی الله عنه گفت: چرا مى‏دانم»[۱].

با استناد به این منابع معتبر اهل سنت متوجه می شویم که معاویه یکی از زمینه سازان اصلی شورش بر علیه سیدنا عثمان رضی الله عنه و عامل اصلی تغییر خلافت اسلامی به حکومت شاهیگری و مصیبتهای بعد از آن تا کنون بوده است.

اگر تاریخ برای عبرت است پس لازم است که عبرت بگیریم  و تلاش کنیم با استناد به «تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (بقره/۱۳۴) بار دیگر با آسیب شناسی مبارزاتی خود با وحدتی فراگیر و پرهیز از تفرق در تحقق وعده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم به پیش رویم که می فرماید: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.


[۱]– الطبرى، ج‏۳، ص‏۳۹۴- إبن ‏الاثیر، ج‏۳، ص‏۷۶- البدایة والنهایة، ج‏۷، ص‏۱۶۹-۱۶۸- إبن‏ خلدون، ج‏۲، ص‏۱۴۳٫

گذری بر خروش و غرش شیر مردان یمن و آسیب شناسی جنبش مبارک آنان

 گذری بر خروش و غرش شیر مردان یمن   و آسیب شناسی  جنبش مبارک  آنان

ارائه دهنده :  معتصم  مرادی

بسم الله الرحمن الرحیم

نبرد میان حق و باطل از زمان خلقت آدم ابوالبشر علیه السلام، آغاز گردیده است و تا زمانیکه پروردگار قادر و متعال با انهدام هستی کارنامه­ی آن را در هم بپیچد، بر پا خواهد بود. چرا که این مبارزه­ی تمام نشدنی که در هر عصر و زمانی با شکل و شمایل جدید مطرح می­شود از سنت­های لا یزال الهی است. بر این اساس همواره عده­ای سر از اردوگاه باطل درآورده و عده­ای دیگر به جرگة سربازان حق می­پیوندند و باید دانست که جز حق و باطل منزل دیگری وجود ندارد ..

الله جل جلاله با بعثت رسول خاتم صلی الله علیه وسلم و نزول قرآن و با رضایت به دین اسلام، به وضوح حق را تبیین و غیر آن را باطل معرفی نمود؛ بنابراین تمیز این دو کاری بس سهل و آسان است و طرفدارانشان قابل تشخیص ..

پس با نگاهی به پیرامون خود و با کمی بینش و بصیرت، تلاش بی وقفه­ی سربازان حق برای بازسازی مدینه­ی فاضله و بازگردانی خلافت راشده به منظور تمکین دین اسلام را مشاهده خواهیم کرد.

اگر چه امروز این ستارگان جاوید به لحاظ عِده و عُده ناچیزند اما درخشش آنان هیچگاه قطع نشده و نخواهد شد و تا پایان عمر زمین باقی خواهند بود و به فضل پروردگار پیروزی نهایی نیز از آن آنان خواهد بود چرا که این از فرمایشات قرآن و نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وسلم است که با اتصال به وحی، خبر راستین آن را به مؤمنین وعده داده­اند.

اکنون نیز این مجاهدان با توکل به پروردگار و با رویگردانی از دنیا و لذائذ آن، عزم خود را جزم کرده­اند که در هزاره­ی سوم، با دستان خالی اما اراده­ای پولادین در مقابل بزرگترین ابرقدرت­های تا به دندان مسلح دنیا که دشمنان قسم خورده­ی اسلامند، بایستند و عزت از دست رفته­ی مسلمین را به آنان باز گردانند ..

همین امر موجب لشکرکشی ائتلافیِ چکمه پوشان صهیو- سکولار غربی، به سرزمین­های مسلمانان شده، تا با قساوت تمام به کشتار آنان بپردازند و به دین و ارض و عِرضشان هتک حرمت نمایند ..

اما این خشونت سبب عقب نشینی مجاهدان نشده و به فضل الهی نخواهد شد بلکه باعث تعالی ایمان و انگیزه­ی بسیارشان برای نابودی و در هم ریختن هیمنه­ی کفار شده است، همین امر سبب شده که مجاهدان فقیر و دست خالی با توکل بر خداوند متعال پشت دشمنان را به خاک بمالند و آنان را در باتلاق جنگ زمین­­گیر کنند و ضربات مهلک و ویران­گری بر پیکره­ی آنان وارد سازند و موجبات استیصال آنان را فراهم آورند.

خداوند متعال مقدر نموده که سرآغاز رسمی این نبرد در قرن بیست و یکم از سرزمین شیرمردان غیور تاریخ، یعنی افغانستان عزتمند و پهلوان پرور، کلید خورده و به دیگر اراضی اسلامی تسری یابد.

گسترس دومینووار این جنگ فرسایشی به عراق، سومالی و پاکستان، علاوه بر بیدارسازی وجدان­های خفته و ناکامی غرب در بایکوت فکری این ایدئولوژی، باعث اضمحلال و تهی شدن قدرت و نابودی ثروات آنها که حکم شاهرگ حیاتی نظام لیبرال دموکراسیشان را دارد شده است، اگرچه غرب با اتکا به سحر رسانه­های خود با توهم پیروزی در صدد معکوس نشان دادن حقایق و پوشاندن عورات خود در این جنگ است اما صدای خرد شدن استخوان­هایشان واقعیتی انکار ناپذیر است.

براین اساس خبری که در ماه­های اخیر، قلوب مسلمین ملتزم جهان را جلا بخشیده و بارقه­های امید و پیروزی را در روح و جانشان دمیده و موجبات ترس و اضطراب دیوصفتان را فراهم گردیده است، گشوده شدن جبهه­ی دیگری در مبارزات حق طلبانه و استعمار ستیزانه، در قلب کشورهای عرب مسلمان، فخر مؤمنان و سرزمین دین و ایمان یعنی کشور یمن است.

یمنیان از دیرباز و از همان سال­های اولین تجلی نور حق و گسترش اسلام از یاری دهندگان دین و پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده و سرزمین یمن خواستگاه عالمان و مجاهدان بزرگ و گرانقدر بوده است. این سرزمین زادگاه پیامبران، صحابه، تابعین و بزرگان بسیاریست و از این جهت برای هر مسلمانی جاذبه­های معنوی دارد. اگر بخواهیم همه­ی آنچه را که در مورد فضایل یمن در قرآن و حدیث چه به صورت صریح و یا اشاره آمده است جمع آوری کنیم بی­گمان کتاب قطوری خواهد شد؛ در فضیلت یمن و اهل آن همین بس که پیامبر امت صلی الله علیه وسلم درباره­ی آن فرموده­اند: 

«اتاکم اهل الیمین هم ارق افئده والین قلوبا الایمان یمان و الحکمه یمانیه»
«اهل یمن پیش شما آمده­اند کسانی که دلهایشان نرم است. ایمان، ایمان یمنی است. و حکمت حکمت یمنی است.»

اکنون نیز با گذشت بیش از چهارده قرن نوادگان صحابه رضی الله عنهم اجمعین به ندای حق لبیک گفته و با در پیش گرفتن راه اباء و اجدادشان قدم در صراط مستقیم نهاده و برای نصرت دین و تمکین حاکمیت قرآن، راه جهاد را در پیش گرفته و به مبارزه­ی مسلحانه روی آورده­اند.

البته مبارزات مجاهدان یمنی محدود به ماه­های اخیر نبوده و در حقیقت یمن از بدو ورود اشغالگران به خاک افغانستان و عراق، از طلیعه­داران جهاد و صادرکنندگان مجاهدین به این کشورها بوده است و بلکه سابقه­ی مبارزات مسلحانه در یمن حتی به پیش از حوادث ۱۱ سپتامبر بر می­گردد. اما شروع بهار عربی و رسیدن موج تحول خواهی به کاخ کهنه­ی دیکتاتور یمن که تا حدودی ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور را تحت تأثیر قرار داد و برخی عوامل دیگر، دلیلی شد تا تحرکات و فعالیت­های جهادی در این کشور که به دلیل برخی سیاست­های حکیمانه در لوا انجام می­گرفت و در هیاهوی برخی درگیریهای دیگر از جمله شورش حوثی­ها و استقلال­طلبان به چشم نمی­آمد از پرده برون افتاده و آشکارتر گردد.

میزان موفقیت مجاهدان در عملیات­های نظامی و شدت ضربات وارده به مزدوران امنیتی طی چند ماه گذشته، سبب چرخش دوربین­ها و تمرکز سیاست­مداران و تحلیلگران به این موضوع و موجب تمرکز آنان بر فعالیت­های برادرانمان در این منطقه شد که حتی بهار عربی و احتجاجات مردمی یمن را نیز تحت الشعاع قرار داده و از یادها برد.

همین موضوع علاوه برشگفتی جهانیان موجب ترس و نگرانی متولیان استکبار و مزدورانشان شد، به همین دلیل مثل همیشه برای توجیه شروع جنگی جدید و تمام­ عیار در این کشور با مراجعه به رسانه­های خود حملات و جنگ روانی علیه مجاهدان را در دستور کار خود قرار دادند.

در این راستا رادمردان انصارالشریعه نیز با توکل بر خداوند متعال و با بهره­گیری از برخی پارامترهای ابزاری و حمایت­های مردمی در مدت کوتاهی توانستند موفقیت­های چشم­گیری کسب کرده و حتی در برخی استان­های جنوبی از جمله ابین و شبوه برپایی امارت اسلامی را اعلام نمایند به گونه­ای که برخی اخبار رسمی حاکی از آن است که کنترل قدرت در استان­های جنوبی از دست مزدوران، خارج و توسط انصار الشریعه اداره می­شود اگرچه حکومت با استعانت از کشورهای غربی و با تکیه به نیروی هوایی و بمباران این مناطق، به صورت موقت قدرت را به دست گرفته باشد.

ادامه خواندن گذری بر خروش و غرش شیر مردان یمن و آسیب شناسی جنبش مبارک آنان

پیامی به احزاب و گروههای خود بزرگ بین میان اهل سنت ایران در مورد جریان جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم

پیامی به احزاب و گروههای خود بزرگ بین میان اهل سنت ایران در مورد جریان جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم

به قلم: کارزان شکاک

زمانی که می دانید اگر این حکومت شیعه مذهب برود امکان روی کار آمدن اهل سنت قطعاً غیر ممکن است چرا میان بد و بدتر به بدترین سیستم حکومتی یعنی حاکمیتی سکولار(مشرک) باید پناه ببریم که بدتر از آن برای مسلمین در طول تاریخ بشریت وجود نداشته؟!

دین سکولاریسم با قدرت نظامی و دیکتاتورانه هر چهار معنی و مفهوم دین را (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) از دین اسلام گرفته و چیزی توخالی و پوچ برای مسلمین باقی می گذارد که تضادی با دین سکولاریسم نداشته باشد و چون ما تابع فقه و منهج اهل سنت هستیم نه تابع دیدگاههای سکولاریستی گروههای سکولار زده ی به ظاهر مسلمان در نتیجه تراوشات فکری هیچ یک از آنها و برای ما ارزشی ندارند چون مبتنی بر فقه اسلامی مذاهب اهل سنت نیستند.

ما واضح و آشکار منهج خود را از همان تعریف دین (درس اول مقدماتی) تا ریزترین مسائل اجتماعی و حکومتی و شیوه ی برخورد با دوست و دشمن را بیان کرده ایم و به صورت مکتوب یا نوارهای صوتی یا تصویری در اختیار همه است و برای هیچ اهل تحیقی پنهان نیست که ما دنبال چه هستیم و نیازی به سیاه کاری و غیب گوئی نیست. شما هم هر نقدی دارید می توانید ارائه دهید .

مشکل تمام مخالفین (مسلمان نه سکولار) جبهه ی جهانی اسلامی ضد سکولاریسم این است که یا از نگاه دیگران و بدون تحقیق قضاوت و پیش داوری می کنند یا اینکه دچار بیماری تشکیلات زدگی و حزب زدگی و فرقه گرائی شده اند و نمی توانند غیر خود را ببینند و تحمل کنند.

اما تمام مخالفین مسلمان و سکولار(مشرک) بدانند که این جریان نیامده که برود بلکه آمده که مسلمین و جامعه ی مسلمین را از این رکودی که در آن افتاده نجات دهد و کسانی که ادعای دفاع از حقوق اهل سنت و آزادی بیان و سایر شعارهای غالباً کم محتوا را دارند باید کمی به خود آیند که چگونه با یک فکر و جریان اهل سنت که در مواردی مخالف بعضی از اندیشه های آنهاست برخورد می کنند؟

اینها که هنوز هیچ قدرت اجرائی در میان اهل سنت ایران ندارند و تنها در فضای مجازی دارای قدرت ادمینی شده و دیکتاتورانه خود را بر دیگران تحمیل می کنند و دیگران را به بهانه های واهی:

  •  مجبور به خودسانسوری می کنند
  • و حتی در مواردی آنها را در زندان انفرادی (مسدود کردن) قرار داده که تنها می توانند نگاه کنند و حق زبان باز کردن را از آنها می گیرند
  • و  در اکثرا موارد با راه انداختن جنگ روانی و سناریوهای ساختگی اقدام به اعدام  (حذف و ریمو ) مخالفین می کنند

 باید حداقل این را بدانند که  ورای شعارهای پوچی که این گروههای می دهند اهل سنت «عملکرد» آنها را نادیده نمی گیرند و لازم است اگر در فضای حقیقی ظرفیت و تحمل مخالفین خود را ندارند حداقل در آزادی بیان، آنهم در فضای مجازی، جهت حفظ ظاهر هم که شده کارنامه ای بهتر از نظام شیعه مذهب ایران با گروههای مختلف پیروان مذاهب اربعه ی اهل سنت داشته باشند که در مواردی مخالف آنها هستند.