اختلافات بین القاعده و جولانی یا اختلافات ابوقتاده و مقدسی یا فسادی داخلی و طرحی خارجی جهت نابودی ؟

اختلافات بین القاعده و جولانی یا اختلافات ابوقتاده و مقدسی یا فسادی داخلی و طرحی خارجی جهت نابودی ؟

به قلم: ابوخالد کردستانی

گروه جولانی متشکل از دسته های مختلفی است که هر کدام  مرید یکی از شیوخ و مفتی های ساکن در دارالکفر و حتی دارالحرب می باشند . گروهی مرید ابوقتاده فلسطینی ساکن در حیات خلوت اسرائیل یعنی اردن هستند و دسته ای هم مرید طارق عبدالحلیم ساکن در کانادا و عده ای هم مرید هانی السباعی ساکن در انگلیس و در نهایت گروهی نیز مرید ابومحمد مقدسی سا کن در همان حیات خلوت اسرائیل یعنی اردن شده اند .

البته در میان کسانی چون محیسنی و سایر شرعی ها موجود یا فراری هم طرفدارانی داشتند اما سهم بیشتر با همان مفتی های ساکن در دارالکفر چون ابوقتاده و ابومحمد مقدسی است که در میان زن و فرزندان خود در امنیت کامل به سر برده و با دین، خون، ناموس، مال و وطن مریدانشان و سایر مسلمین در خاک سوریه متناسب با منافع و مصالح کفار بازی می کنند.  چون اگر مخالفتی در این زمینه با منافع این طاغوتها داشته باشندو در مسیر اهداف آنها حرکت نکنند، بدون شک اینها را دوباره روانه ی زندانها می کنند .

در مراحلی مصلحت کشورهای ذی نفع در سوریه در این بود که گروه جولانی متحد بماند و حتی با سایر گروهها بر علیه دوله متحد شود، در مراحلی جنگ میان گروه جولانی با این گروهها منافع این کشورها را تأمین می کرد و هم اکنون چند دستگی میان گروه جولانی توسط این مفتی ها خدمت بیشتری به منافع این کشورها می کند .

تمام مفتی های ساکن در دارالکفر به نسبت خود تلاشهائی را صورت دادند اما بیشترین نقش را ابوقتاده و ابومحمد مقدسی  بر عهده گرفتند . در این چند روز گذشته شایعاتی بالا گرفته بود مبنی بر اینکه گروه جولانی و گروه منشق شده از وی تحت عنوان القاعده ی سوریه قصد دارند دوباره با هم متحد شوند و حتی تبلیغ می کردند که این دو شخص هم در این مبادره ی صلح شرکت دارند ، اما این نمی تواند صورت پذیرد، آنهم به سه دلیل عمده :

  • اربابان این مفتی ها به مصلحتشونه که این تفرق باقی بماند و به تدریج تبدیل به جنگ مسلحانه میان آنها شود . تا زمینه برای حمله ی نهائی به این گروه خائن هم فراهمتر شود . در نتیجه این مفتی ها در چنین مبادره ی صلحی شرکت نخواهند کرد
  • اصل اختلاف گروه جولانی با گروهی که خود را القاعده ی سوریه نامیده بر می گردد به : شکستن بیعت با القاعده ی مادر، قضیه حسام اطرش،  قضیه اتحاد با گروه  نورالدین زنکی،  مساله اشغال ادلب توسط ارتش سکولار ترکیه (نماینده ی ناتو) با همکاری جولانی، عدم ولاء و براء، و عدم تطبیق کامل شریعت . و هیچ یک از این موارد نیز حل نشده اند و اختلاف و تفرق همچنان به قوت خود باقی است.
  • گروه جولانی با آنکه خود را پیرو اهل سنت و قانون شریعت می داند اما دروغ می گوید و تابع سیاست ماکیاولیسم است و خیانت کردن برای او هم استرتژی شده هم تاکتیک . به همین دلیل معیار مشخصی ندارد که دیگر گروهها را با خود متحد کند .

زمانی که شرعی جماعت جولانی ؛ ابوشعیب طلحه المصری گفته که :” نباید در مبادره ی (والصلح خیر) بندی تحت عنوان (فصائلی که تحکیم شریعت می خواهند)  باشد چرا که موجب می شود بعضی فصائل را مخالف تحکیم شریعت دانست و برخی دیگر را موافق!”؛ این یعنی کنار نهادن آشکار شریعت الله و زمانی که ابوطلحه اردنی یکی از فرماندهان جماعت جولانی که با دخالت نظامی ترکیه در ادلب مخالف می کند، چند ساعت پیش و به صورت مشکوکی در معردبسة شرق ادلب تحت کنترل جولانی در اثر انفجار بمبی در ماشینش کشته می شود و یکی دیگر از فرماندهان مخالف جولانی با گلوله ی افراد ناشناس  در غرب  خان شيخون در حومه إدلب به قتل می سد و… ، یعنی حذف مخالف خودی به کثیف ترین شیوه ی ممکن .

در این صورت آیا امیدی به این گروههای مزدور و خائن شبهه مافیائی برای اهل سنت وجود دارد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که طرفداران  اهل سنت آنها کمی بیاندیشند و بیدار شوند؟

گروه جولانی در سوریه و استفاده ی ابزاری از ملاها و شیوخ وابسته به آن

گروه جولانی در سوریه و استفاده ی ابزاری از ملاها و شیوخ وابسته به آن

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

همه می دانند که که جولانی استراتژی مشخصی در جنگ و مبارزه ندارد . این شخص از خیانت به امرای خود در دوله و القاعده کار خود را شروع کرده  و به  صورت نوبتی با گروههائی چون حزب کارگران اوجالان pkk ، ارتش آزاد ، جیش الاسلام ، گروه نورالدین زنکی، احرار الشام  و غیره توافقاتی موقتی داشته و سپس با همه ی اینها وارد جنگ شده است .

با درع فرات که خیلی از این متحدین سابق در آن بودند به فتوای مقدسی و ابوقتاده و طارق عبدالحلیم و محیسنی و دیگران وارد جنگ شد ، آنهم به این بهانه که از ارتش سکولار ترکیه حمایت کرده اند؛ اما هم اکنون خودش زره پوشها و چکمه پوشهای ارتش سکولار ترکیه را در دو نوبت به اطراف ادلب  اسکورت می کند.

زمانی که ارتش سکولار ترکیه قصد ورود به خاک سوریه را داشت مفتی گروه  جولانی (علی الدج) از ۹۰۰ نفر بیعت مرگ گرفته بود که اگر ترکیه وارد ادلب شد همگی تا لحظه مرگ با ارتش ترکیه خواهند جنگید ! حتی می گفت؛ ای ارتش ترکیه والله جئناکم بالذبح ! . این بیچار (چون محیسنی و امثالهم)  نمی دانست که  جولانی خائن در پشت پرده توافقاتی با حکومت سکولار ترکیه کرده است و فتواهای او همگی باد هواست.

بعد از گذرِ مسیری حافل از خیانت و انحراف و کجی و دروغ و غدر، گروه جولانی پیش به سوی اموراتی رفت که حتی اعضای جماعتش و بلکه شرعی هایش نیز به انحراف و گمراهی آن پی برده اند! هرکسی که احداث و اخبار این جماعت را پیگیری و متابعت کند می داند که اختلاف و شکاف عمیق و جوهری و ریشه ای در بین کبار و قادات و شرعی های این جماعت پیش آمده است.

البته این شکاف و اختلافات میان گروه جولانی تنها به جولانی و مفتی ختم نمی شود بلکه خطیبهای وابسته به این گروه و شرعی را نیز شامل شده است . تا جاییکه؛ ابوانس مصری یکی از شرعی های جماعت و یکی از خطیب های ادلب می گوید؛وقتی که آنها را (یعنی طرف مقابل خود) مطالبه به لوازم توحید می کنی و یا اصلا آنها را به سوی اصل توحید‼️ دعوت می کنی، تو را متهم می کنند!! ادریسی (یکی دیگر از شرعی های جولانی) هم پیام او را عکس گرفته و در مورد او گفته؛ ابوانس همچون  خوارج است‼

برای جولانی هیئت شرعی و مفتی  و خطیب و ملا و شیخ تنها جهت توجیه سیاستهایش برای مریدانش است. همچون رژیم فاسد آل سعود باید مفتی توجیه گر سیاستهای شاه باشد نه شاه تابع فتواهای مفتی و شریعت. جولانی کاریکاتوری از رژیم فاسد آل سعود است که اهل سنت سوریه را قربانی سیاستهای ماکیاولیستی خود کرده است.

دفاع از جولانی و گروههائی چون گروه جولانی دفاع از خیانت و غدر و جنایت به اسم اهل سنت و ضربه زدن به اهل سنت است .

گروههای مسلح سوریه از کانال طواغیت و کفارخارجی به چه هدفی می رسند ؟

گروههای مسلح سوریه از کانال طواغیت و کفارخارجی به چه هدفی می رسند ؟

به قلم: ابوخالد کردستانی

سید قطب رحمه الله می گوید:  “با یک روش خبیثانه و پلید نمی توان به یک هدف شریف رسید” .

ما در سوریه شاهد گروههای مسلح مختلفی بوده ایم که چنین به مردم گفته اند که هدف آنها جهاد در راه الله و تشکیل حکومت اسلامی است ، اما عملا دیده ایم که روشی که این گروهها برای رسیدن به چنان هدفی از خود نشان داده اند از طریق کفر و شرک سکولاریسم ، قانون سکولاریستی جامعه ی عرب و از طریق کفار و طاغوتهایی چون ترکیه و رژیم فاسد آل سعود و سایر طاغوتهای دست نشانده ی خلیج و اردن بوده است .

آنچه که مسلمین در این بازی جنون آمیز از این گروهها دیده اند این بوده است که علاوه بر آنکه هدفی که می گفتند فراموش شده و کنار نهاده شده است، بلکه علاوه بر آن، هزاران کشته و زخمی و بیوه زن و یتیم و مفقودالاثر و پایمال شدن نوامیس و ویرانی سرزمین مسلمین از ثمرات ابتدائی این شعارهای دروغین آنها بوده است .

به این هم بسنده نکردند و هم اکنون حاضر شده اند که شرافت خود را نیز به طاغوتهائی بدتر از بشار اسد چون رژیم فاسد آل سعود و حکومت سکولار ترکیه بفروشند. این گروهها مگر نمی دانستند که حکومت سکولار ترکیه به عنوان بخشی از ارتش کفری ناتو در افغانستان و صومالی و لیبی چه جنایاتی کرده است؟ این گروهها مگر نمی دانند که رژیم فاسد آل سعود مرتکب چه جنایاتی در سراسر جهان اسلام شده است ؟ مگر با هزینه ی آل سعود آمریکا و انگلیس به عراق حمله نکردند؟ مگر با هزینه ی آل سعود و امارات فرانسه به مالی حمله نکرد؟ مگر با هزینه ی آل سعود آمریکا در صومالی و یمن و لیبی و افغانستان و… مسلمین را قتل عام نمی کند؟

آیا این گروهها می خواهند از کانال کفار و مرتدین، و یا روشنتر، از کانال شیطان به هدفی چون حکومت اسلامی دست یابند؟  اینها خود را فریب می دهند یا مردم را احمق فرض کرده اند.

 

 

گروههای تحت پوشش «دار العدل الحوران» و تلاش جهت تحکیم قانون سکولاریستی عربی موحد

گروههای تحت پوشش «دار العدل الحوران» و تلاش جهت تحکیم قانون سکولاریستی عربی موحد

به قلم : عبدالله مهاجر

اخیرا مشاهده نمودیم که گروههائی در بیانیه‌ای که دار العدل الحوران که بهتر است بگوییم دار الظلم الحوران، منتشر کرده است، بیان می‌کنند که دار العدل در الحوران به قانون عربی موحد به عنوان مرجعی عام اعتماد کرده و به آن حکم می‌کنند. سپس در بیانیه‌ای دیگر اعلام می‌دارند که هرگونه اعتراض و مخالفت با دار العدل الحوران یعنی اعلان جنگ با کسانی که به این قانون اعتماد کرده‌اند.

گروه‌های جیش الیرموک، احرار الشام، لواء المهاجرین و الأنصار، جیش الاسلام و الویة الفرقان که زیر این بیانیه را امضا و مهر نموده‌اند، همه‌ی نیروهای انسانی وسربازی خود را تحت تصرف دار العدل قرار داده‌اند.

کتاب القانون العربی الموحد که دار العدل حوران به آن تحکیم می‌کند کتابی مخالف شرع است و شرع اسلام را تغییر و تبدیل و تعطیل نموده و با قوانین سکولاریستی و کفری ترکیب کرده است که جالب است بدانید شخصی همچون  ابو بصیر الطرطوسی که یکی از مفتی های ساکن در دارالکفر انگلیس و مورد بعضی از دشمنان مجاهدین است  نیز در کتاب  دَفتر الثَّورة والثُّوار  جلد دوم درباره کتاب « القانون العربي الموحَّد » بر مخالف بودن این کتاب با شرع شهادت می‌دهد و چنین می‌گوید:

جهات خارجی در ائتلاف سعی در راضی نمودن  سیستم‌های عربی و غیر آنها دارند، با فرض گرداندن کتاب قانون عربی موحد در محاکم شرعی در سوریه و اعتماد نمودن به احکام و مراجع آن و فیصله نمودن مشکلات در بین مردم با این کتاب؛ به اعتبار اینکه این قانون برگرفته از شریعت اسلامی‌است! ادامه خواندن گروههای تحت پوشش «دار العدل الحوران» و تلاش جهت تحکیم قانون سکولاریستی عربی موحد

گروههای مسلح سوریه به دنبال قانون شریعت الله هستند یا تحکیم قانون سکولاریسم؟

گروههای مسلح سوریه به دنبال قانون شریعت الله هستند یا تحکیم قانون سکولاریسم؟

به قلم: اسعد کردستانی

زمانی بود که تحت تأثیر شبکه های کلمه و نور و وصال و… خیال می کردم که گروههای مسلح سوریه چون ارتش آزاد، جیش الاسلام، گروه نورالدین زنکی ، احرار شام و غیره به دلیل برپائی حکومت اسلامی و تحکیم قانون شریعت الله قیام کرده اند و اینهمه ویرانی و نابودی را به وجود آورده اند . اما هم اکنون متوجه می شوم که اینها خواهان تحکیم قانون سکولاریستی به سبک آمریکائی و سرمایه داری آن هستند آنهم تحت شعار قانون مدنی جامعه ی عربی و دموکراسی .!!

برایم جالب بود زمانی که از آنها پرسیده می شود که در سرزمینهای تحت حاکمیت خود که توانائی دارید چرا قانون شریعت الله را اجراء نمی کنید؟ در پاسخ می گویند: ما توانائی و تمکین نداریم! و هنوز واجد شرایط تمکین و تحکیم نشدیم .

اگر این گروههای وابسته به ترکیه ی سکولار و حکومت دست نشانده ی آل سعود و قطر و … راست می گویند که توانائی و تمکین قوانین شریعت الله را ندارند پس چرا واجد شرایط تمکین قوانین وضعی سکولاریستی  آستانه و مؤتمر ریاض و قانون سکولاریستی عربی موحد هستند؟!!  این نشان می دهد که راستگو نیستند.  چون اگر قرار باشد تمکین برای اجرای قوانین وجود نداشته باشد نباید بین قوانین الله با قوانین کفار فرقی وجود داشته باشد و نباید هر دو اجراء شوند ؛ اما می بینیم که این تمکین تنها شامل قوانین الله نمی شود و شامل تمام قوانین کفری دیگر می گردد .

پس شبهه شان از اساس باطل است. برای اینکه آنها مادام قدرت و تمکین تحکیم قوانین غیر شرعی را دارند، پس قدرت تحکیم شرع را هم داشتند ولی نکرده اند. و اگر به بهانه عدم تمکین ، تحکیم شریعت را متوقف می کردند، باز مجال داشت، ولی اینها با متوقف کردن تحکیم شریعت، قوانین وضعی سکولاریستی کفری دیگر را تحکیم کردند.

همه ی ما می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه تمکین داشت بلافاصله حکم الله را اجرا می کرد. الان هر یک از این گروهها ده ها برابر مدینه آن زمان، زمین در دست دارند اما حکم الله را در آن اجرا نمی کنند. کسی که می گوید پس از تسلط بر اینهمه سرزمین مسلمان نشین تمکین ندارد خودش را هم فریب می دهد دیگر چه برسد به بقیه.

عده ای از این گروههای مسلح در سوریه  نه تنها به قانون شریعت عمل نمی کنند، بلکه بسیاری از آنها اصلا اعتقادی به تحکیم شریعت الله ندارند، بلکه برای دین سکولاریسم و دموکراسی می جنگند. مثل ارتش آزاد .

درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

ارائه دهنده :  معتصم  هورامی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش مخصوص خداوند بی همتاست و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و سلم)، اما بعد؛

کلمه ی  ترکستان مصطلحی است که از دو بخش « ترک » و « ستان » به معنی «سرزمین ترک» تشکیل می شود كه این سرزمین به دو قسمت ترکستان شرقی و ترکستان غربی تقسیم شده است. در حال حاضر ترکستان شرقی تحت اشغال نیروهای اشغالگر چین سکولار ـ  سوسیالیست قرار گرفته است و چینی ها نام جدیدی با عنوان «سین کیانگ» به معنای «تبعه ی جدید» به آن داده اند.

ترکستان شرقی سرزمینی است واقع در وسط آسیا که از شمال با روسیه و از جنوب با افغانستان و پاکستان و کشمیر و تبت و از شرق با جمهوری خلق چین و از غرب با جماهیر  تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بالاخره از شمال شرق با مغولستان هم مرز می باشد.

ترکستان شرقی دارای مساحتی بالغ بر ۱،۸۲۸،۴۱۷ کیلومتر مربع می باشد که  ۵۱ مساحت کشور چین را تشکیل می دهد . زبانی که غالب مردم مسلمان ترکستان شرقی با آن صحبت می کنند، «ایغوری» می باشد.

چین و ترکستان
در سال ۱۰۲۶ هـ (۱۶۱۶ م ) خانواده ”مانجو“ در چین به قدرت و حکومت رسیدند و بدنبال آن دورانی از آزار و شکنجه برای مسلمانان ترکستانی شروع شد، به گونه ای که مسلمانان، ناگزیر، به دفاع از خود برخاستند و این حدود ۱۳۲ سال بعد از سر کار آمدن این خانواده بود و بعد از آن هم صدها هزار مسلمان در کشتارگاههای دسته  جمعی جنگجویان و سوارکاران چینی قتل و عام شدند بدون اینکه احدی از آنها سخنی بشنود.

در سال ۱۱۷۳ هـ ( ۱۷۵۹ م) چینی ها بطور کامل بر ترکستان شرقی مسلط شدند و مسلمانان از مقابله با آنها عاجز ماندند و در خلال آن، حدود یک میلیون مسلمان کشته شدند.  چین سیاست اسکان را در پیش گرفت به گونه ای که توده ای از جمعیت چینی به سرزمین ترکستان انتقال یافتند، و بعد از آن بود که مسلمانان دست به قیام های سختی علیه چینی ها زدند که مشهورترین آنها قیام ”سعید جهانگیر خوجا“ در سال ۱۲۳۶ هـ (۱۸۲۰ م ) بود که مدت ۸ سال به طول انجامید. سپس در سال ۱۲۸۲ هـ (۱۸۶۵ م) قیام دیگری به رهبری ”یعقوب بک“ به وقوع پیوست که مدت ۱۵ سال به طول انجامید و پس از آن مسلمانان توانستند به ترکستان شرقی استقلال ببخشند اما این استقلال به دلایل متعددی کامل نشد، از جمله این دلایل

اولاً:  پیوستن ”یعقوب بک“ به خلافت عثمانی.
ثانیاً: مطلع شدن روسیه از نامه  ی”یعقوب بک“ که در آن اقدام به یاری دادن دولت  ” قوقان اسلامی“ علیه روسها کرده بود.
ثالثاً:  نگرانی انگلیسی ها از نفوذ قیام ”یعقوب بک“ در دولت های اسلامی باقی مانده تحت استعمار انگلیس و تحریک آنها برای حرکت به سمت استقلال.
ادامه خواندن درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

‌ طارق عبدالحلیم و دیگر مفتی های صحوات شام درکجا ایستاده اند؟

طارق عبدالحلیم و دیگر مفتی های صحوات شام درکجا ایستاده اند؟

به قلم : ابوخالد کردستانی

ائتلافات موقت شیوخ صحوات در دوره هایی خاص بر علیه یکی از گروههای مسلح سوریه یا بر علیه حکومت بشار اسد و سایر طرفهای درگیر در ساحه ی شام بیانگر واقعیت تلخی است که ممکن است برای عده ای از برادران آگاه قابل لمس باشد .

ما در دوره ای ابومحمد مقدسی و ابوبصیر و ابوقتاده و طارق و هانی را دریک جبهه بر علیه نیروهای دوله می بینیم، سپس ابوبصیر و عبدالرزاق مهدی را در برابر ابومحمد مقدسی و هانی و طارق ، و در مرحله ای ابوبصیر را در برابر همه و به همین ترتیب طارق را در برار همه و…

زمانی که واکنشهای متضاد و رنگارنگ این افراد را می بینیم بیشتر آن را شبیه به اعمال متغییر سیاستمداران سکولار شبیه است تا اعمال مسلمانی که از منهجی ثابت پیروی می کند. و این یعنی اینکه این مفتی ها تابع سیاستهای دولتهائی هستند که در آن ساکنند و مطابق میل سیاستمداران سکولار فتواهای خود را تنظیم می کنند و هر روز در حال تغییر و تحول می باشند . در نتیجه می توان دید اینها در همان جایی ایستاده اند که حاکمان سکولار و در نهایت اربابان این حکام چون آمریکا و ناتو از آنها می خواهند و عملا در صف آنها و بر علیه اهل سنت شام و تمام مسلمین جهان ایستاده اند .

در آخرین پیام طارق عبدالحلیم آمده است که ابومحمد مقدسی و اتباع وی چون گروه جولانی را نادان و از فلول فکری حروریه به حساب آورده است که سخنان ترکیه را حجت می دانند که کار آنها تنفیذ بندهای آستانه است. و ادامه می دهد: مثل اینکه این افراد نمی دانند که سیاستمدارها حقیقت را نمی گویند. و در پایان ابومحمد مقدسی و ابوبکر بغدادی را در یک صنف قرار داده و جزو خوارج به حساب اورده است .

حالا ممکن است عده ای تعجب کنند که این شخص در کجا ایستاده است ؟  در واقع امر افرادی همچون طارق درهمه جا ایستاده و در هیچ جا نایستاده اند. اینها تابع سیاستهای اربابان خود هستند، این اربابها هستند که به آنها می گویدند که در کجا قرار بگیرند و خودشان منهج ثابتی ندارند. تا دیروز با مقدسی بودند و… بر علیه دوله، حالا که نوبت مقدسی و اتباعش رسیده بر علیه او شده اند ..

این واقعیت علمای منتسب به اهل سنت است که یا در شبکه های ماهواره ای چون نور و کلمه و وصال و غیره فعالیت دارند و غیر مستقیم در جنگی روانی و نرم در نابودی اهل سنت مشارکت دارند، یا اینکه چون مفتی های صحوات مستقیما در کشتار و ویرانی مناطق اهل سنت مشغول انجام وظیفه هستند . اما واقعیت تلخ این است که هر دو طیف برای یک ارباب خدمت می کنند، حالا یا از کانال ترکیه باشد یا رژیم فاسد آل سعود و اردن و قطر و غیره؛ که در نهایت نوکری و خدمت رسانی آنها به آمریکا و سایر متحدین جهانی اش چون اسرائیل ختم می گردد .

گروه جولانی از دوله تا ناتو

گروه جولانی از دوله تا ناتو  

به قلم: ابوخالد کردستانی

اخیرا مشاهده کردیم که گروه جولانی نیروهای ناتو( به نمایندگی ترکیه) را جهت ورود به حوالی ادلب محافظت و پشتیبانی نمودند . این در حالی صورت گرفت که گروه جولانی قبلا کسانی را که مرتکب چنین همکاری با حکومت سکولار ترکیه شده بودند را به عنوان مناصرین طاغوت و مناصرین کفار بر علیه مسلمین تکفیر نموده و حکم ارتداد آنها را صادر نموده بودند . البته الرویبضه ی انگلیس نشین (هانی السباعی) کانادا نشین(طارق عبدالحلیم) و اردن نشین(ابومحمد مقدسی و ابوقتاده) آنها نیز به نوبه ی خود این گروهها را تکفیر کرده بودند .

به همین دلیل هم اکنون طرفداران آنها در شوک عجیبی فرو رفته اند و نمی توانند این چرخش و خیانت آشکار را توجیه کنند . اینها شاهد بودند که :

  • ابوجلیبیب خیانت جولانیِ غادر را فهمید
  • ابوخدیجه خیانت جولانیِ مکار را فهمید
  • سامی خیانت جولانیِ رنگارنک را فهمید
  • طوفان خیانت جولانیِ بیعت شکن را فهمید
  • محیسنی غوغاسالار خیانت جولانی ماکیاولیست را فهمید
  • و…

اما با اینکه همه این تاجر جهاد و تاجر خون و مال مسلمین را شناخته بودند ،با این وجود، به نام گروه مدافع اهل سنت از آن حمایت می کردند و سرشان را داخل برف کرده بودند تا حقایق اطراف را نبینند. من به کسانی که از اهل سنت ایران طرفدار این مجرم رنگ عوض کن و نان به نرخ روز خور شده اند می گویم :

بهتر است تا دیر نشده به خودتان بیائید، اینها و دهها مورد دیگر اتفاقاتی است که خودتان دیده اید؛ اما کارنامه ی این شخص زمانی که زیر مجموعه ی دوله بود هم سیاه بود . این شخص زیردست و سرباز دوله بود و دوله او را بهتر از هرکسی می شناخت و به همه گفت که این شخص چه جور آدمی است، اما به دلیل تنفر از دوله انگشت در گوش کردید تا نشنوید.

ابوعلی الانباری ۳ و نیم سال پیش غرفه های جولانی را بازررسی کرد و به ابوبکر بغدادی نامه ای نوشت که طی آن گزارش داد : حولانی با دین سربازانش بازی می کند و چیزی جز شهرت خودش برایش مهم نیست.!

بله ،این شخص برایش مهم نبود که با ایمن الظواهری و القاعده ی او هم، مثل اسباب بازی کودکانه، بازی کند. اینها فتنه گرانی هستند که در تاریخ نمونه های زیادی داشته اند و زمانی که فتنه به سراغ مسلمین می آید علمای داخل ثغور زودتر از همه به آن پی می برند، و مدتها پس از رفتن فتنه است که ملاهای خانه نشین و جهال به آن پی می برند .

برادران گرامی: ما دوتا زندگی نداریم تا یکی را برای تجربه کردن صرف کنیم ، بلکه ما تنها یک زندگی داریم ، مواظب باشید که آن را در چه راهی صرف می کنید؟  قبل از آنکه پشیمانی به سراغتان بیاید.

 

چرا شیوخ و ملاهای اهل سنت به راحتی در مسیر نقشه های کفار قرار می گیرند؟

چرا شیوخ  و ملاهای اهل سنت به راحتی در مسیر نقشه های کفار قرار می گیرند؟

به قلم : ابوابراهیم هورامی

ما افراد زیادی را دیده ایم که ادعا داشته اند بر علیه آمریکا و نوکران او در حال جنگند، یا کسان زیادی چون ابوبصیر، ابومحمد مقدسی ، ابوقتاده، هانی، عبدالرزاق، علی باپیر، عبدالحمید عالی و…  را دیده ایم که ساعتها در مورد طاغوت و کفر به طاغوت صحبت کرده اند اما در نهایت خودشان درپناه طاغوتها حامی طاغوتها شده اند و…

علاوه بر اصل «انما الاعمال بخواتیمها»، نکته ی بسیار ظریفی که در این آشفتگی عده ای دیده می شود به این قاعده ی فقهی بر می گردد که «در چیزی که علم نداری وارد نشو» . مبارزه، قیام و جهاد هم علم است همچون علم پزشکی یا مهندسی بلکه بسیار مهمتر و دقیقتر از آنها.

چون اگر کسی در علم پزشکی تخصص نداشته باشد در نهایت جان و مال یک نفر را در معرض خطر قرار می دهد اما اگر کسی در علم مبارزه، قیام و جهاد تخصص نداشته باشد به آسانی دین، جان، ناموس و مال و کاشانه ی هزاران و بلکه میلیونها انسان را طی سالیان متمادی در معرض خطر و نابودی قرار می دهد . این همان چیزی است که ما بارها و بارها در سرزمینهای مختلف شاهدش بوده ایم و هم اکنون نیز در سوریه و عراق و افغانستان و یمن و… شاهدش هستیم .

دانستن چند کلمه ی صرف و نحو وبلاغه و تاریخ چند روائی، انسان را در حد ابوجهل هم قرار نمی دهد؛ حالا چه رسد به اینکه در جایگاه رهبر مسلمین قرار دهد. زمانی که الله متعال به بی سوادهائی چون بلا و سمیه و یاسر و غیره «عالم» می گوید و پیامبرش صلی الله علیه وسلم پروفسروهای آن زمان چون ابوالحکم را ابوجهل و پدر نفهمی می نامد، از علمی غیر از صرف و نحو وبلاغه صحبت می کند؛ به همین دلیل به صراحت در هنگام مقایسه این دو دسته می پرسد :« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ» ؟

کسانی چون ابوبصیر،ابومحمد مقدسی ، ابوقتاده، علی باپیر و عبدالحمید عالی هنوز نمی دانند که چرا الله متعال دشمنان ما را دسته بندی نموده است و می فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏  …» (مائده/۸۲)

اینها نمی دانند که مشرکین اهل کتاب و غیر اهل کتاب چه جایگاهی در شریعت الله دارند؟. و نمی فهمند که در همین آیه منظور از «مشرکین» که ما بین یهود و نصارا قرار گرفته است همان مشرکین غیر اهل کتاب و به زبان امروزین همین سکولاریستها هستند. به همین دلیل به همین سادگی در دامان دشمنان شماره یک خود یعنی سکولاریستهای جهانی و سکولاریستهای مرتدی چون ترکیه قرار می گیرند و در عوض بر علیه سایر فرق اسلامی مخالف خود زبان درازی می کنند .! اینها دشمن اصلی را رها نموده و خواسته و ناخواسته در صف آن قرار گرفته اند .

اگر به آیات اولیه سوره ی روم و تفسیر علمائی چون امام شهید سید قطب – تقبله الله – نگاه کنیم متوجه می شویم که مسلمین «بی سواد» اما «عالم» عصر نبوت از دشمن شناسی بسیارعالی برخوردار بودند. و رهبریت نیز با پشتوانه ی وحی علاوه بر دشمن شناسی از دانش مبارزاتی والائی برخوردار بود؛ چیزی که این عالم نماها  و «باسوادهای جاهل» بوئی از آن نبرده اند. به همین دلیل اینهمه فاجعه می آفرینند.

اینها به چیزی که ندارند تظاهر می کنند و چنان در صف کفار و طاغوتها قرار گرفته اند که نمی توان میان آنها با منافقان و تاجران دین، جان، ناموس، مال و کاشانه ی مسلمین فرق گذاشت. اینها همگی در یک دسته بر علیه مسلمین می جنگند .

 

 

دارودسته ی هیئت جولانی و استفاده ی ابزاری از احکام شرعی

دارودسته ی هیئت جولانی و استفاده ی ابزاری از احکام شرعی

به قلم: ابوخالد کردستانی

هیئت تخریب و فروش شام با محوریت جولانی، اخیرا پس از اینکه ترکیه رسما اعلام نمود که با پشتیبانی روسیه وارد ادلب خواهد شد، بر علیه دوستان و متحدین سابق خود در  سپر فرات و ارتش آزاد به رهبری ترکیه ( ناتو) بیانیه ی صادر نموده که طی این بیانیه  آنها را  به مزدور و جیره خوار بودن و ” ارتداد از دین اسلام” متهم می کند.

نکته ی قابل توجیه اینکه  همین دوستان سابق قبلا نیز تحت پوشش و حمایت و تأیید گروه جولانی و جبهه ی آن در جاهایی چون باب و حومه ی شمالی حلب با پشتیبانی آمریکا، روسیه و ترکیه( ناتو) بر ضد مسلمین می جنگیدند . در آن زمان چون این حملات بر علیه خودشان نبود  ” ابو ماریه قحطانی ” عضو مجلس شورای هیئت جولانی بارها بر جایز بودن کار گروه های درع فرات تصریح نموده است، همانطور که مسئول شرعی سعودی “عبدالله محیسنی” پیروزی هایی را که این گروهها کسب کردند تایید نموده و آن را برای ” انقلاب و انقلابیون” یک پیروزی برشمرد .

البته آنها تنها به تأئید این ائتلاف و بازی با احکام شریعت بسنده ننمودند، بلکه از لحاظ لجستیکی، حراست و تامین امنیت برای عبور کاروان های این گروهها ( درع فرات) و متحدین آن از ادلب خدمات شایانی انجام دادند به گونه ای که فعالان آن را تناقض بزرگ و بازی با فتوای شرعی و استخدام آن برای منافع شخصی هیئت جولانی بشمار آوردند .

این یک بام و چند هوای شریعت دین فروشان و خائنینی است که دین الله و شعور زیر دستانشان را به بازی گرفته اند و سرانجام تمام کسانی است که جاهلانه با خون ، دین ، ناموس، مال و کاشانه ی مسلمین در راستای اهداف آمریکا و متحدینش در حرکت اند که جهت عوام فریبی این خیانت آشکار را با الفاظی به ظاهر شرعی پوشش می دهند .

اهل سنت تا کی قرار است توسط این مجرمین به سوی نابودی و کشت و کشتار حرکت کند؟