جنایت پشت جنایت!!!۲۱۰ کودک، زن و مرد مسلمان فلسطینی قربانی آزادی ۴ اسیر سکولار صهیونیست شدند

جنایت پشت جنایت!!!

۲۱۰ کودک، زن و مرد مسلمان فلسطینی قربانی آزادی ۴ اسیر سکولار صهیونیست شدند، دنیای سکولار هم نظاره گر و تماشاچی است و سکوت کرده.

سالهای آینده، هالیوود برای نیروهای ویژه دلتافرس آمریکا، حماسه‌ها خواهد سرایید که توانسته‌اند چهار اسیر سکولار اشغالگر را آزاد کنند، غافل از اینکه امروز فقط زن و بچه و اطفال را آنهم با فجیع‌ترین حالت به شهادت رساندند.

البته در این حمله ی مشترک آمریکا و صهیونیستها دهها نفر از دشمن نیز به هلاکت رسیدند که تلفات را پنهان کرده اتد اما :

این ۵ تا سرباز که گفته میشد بر اثر عملیات آموزشی سقوط هواپیما کشته شدند حالا روسها تایید کردند که هر ۵ نفر در غزه هلاک شده اند.


اینها از جمله مامورین پیدا کردن اسرای صهیون بوده اند و از نیروهای دلتافورس، که به درک واصل شدند

مثل برادران غزه نیستند

مثل برادران غزه نیستند

کاتب: دکتر ایمن خلیل البلوی

در فضای نماز و در سایه سوره یوسف
روانم گفت:
آیا رابطه ای بین سوره یوسف و غزه نمی بینی؟
بهش گفتم: چه رابطه ای؟
گفت: برادران یوسف علیه او توطئه کردند و او را در چاه انداختند… و همینطور برادرانِ فرضی غزه
علیه او توطئه کردند و او را در گودال قاتلان انداختند!

گفتم: نه، حاشا و کلا ، یکی از برادران یوسف گفت: یوسف را نکشید!
در مورد برادران فرضی غزه همگی گفتند: غزه را بکش!
این اولاً..

دوماً : برادران یوسف در جنایت خود می خواستند  محبت پدر را بدست آورند تا او از آنها راضی باشد و او با آنها همراه شود.
و اما برادران غزه، محبتِ آمریکا و قاتلان پیامبران را…

سوماً: برادران یوسف می‌خواستند بعد از جنایت «آدم‌های خوبی» باشند.
در مورد برادران غزّه، خواسته ی آنها پس از این جنایت، خیانتی است که “نوکرانی وفادار” باشند!

گفت: راست گفتی..
به او گفتم: اما بین داستان غزه و داستان یوسف ارتباط مطلوبی وجود دارد.
گفت: اون چیه؟
عرض کردم: از خداوند متعال می خواهم همان گونه که یوسف علیه السلام را از قعر چاه بیرون آورد تا حکومت و قضاوت را بدست گیرد، همانطور مجاهدین را از عمق توطئه بیرون بیاورد و زمام قدرت را در دست بگیرند.

گفت: به تو نمی گویم: آیا شدنی است؟ زیرا پاسخ را در سوره یوسف یافتم:
“وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ” !

ترجمه فارسی شعر سید قطب رحمه الله تحت عنوان: أخي أنت حرٌ وراء السدود

ترجمه فارسی شعر سید قطب رحمه الله تحت عنوان: أخي أنت حرٌ وراء السدود

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

■ أخي أنت حرٌ وراء السدود – أخي أنت حرٌ بتلك القيود
❖ برادرم تو آزاده‌ای پشت میله های زندان – برادرم آزاده‌ای با آن همه زنجیر ظلم و طغیان
■ إذا كنت بالله مستعصما – فماذا يضيرك كيد العبيد
❖ اگر با پروردکارت عهد و پیمان بسته‌ای – مکر و حیله برده های شیطان چه زیانی به تو رساند
■ أخي ستبيد جيوش الظلام – ويشرق في الكون فجر جديد
❖ برادرم سربازان شب سیاه به هلاکت خواهند رسید – و به زودی در جهان آفتاب نوینی طلوع خواهد کرد
■ فأطلق لروحك إشراقها – ترى الفجر يرمقنا من بعيد
❖ روحت را آزاد بکذار تا تجلی کند – و خواهی دید سییده دم امید از دور به سوی ما می‌نگرد
■ أخي قد سرت من يديك الدماء – أبت أن تُشلّ بقيد الإماء
❖ برادرم از دستانت خون بسیاری رفته – اما از اینکه قید برده‌ها بتواند آنها را از حرکت باز دارد سرباز می‌زنند
■ سترفعُ قُربانها للسماء – مخضبة بوسام الخلود
❖ قربانیشان را به سوی آسمان می‌برند – در حالیکه با خونهای جاویدان رنگ کرفته
■ أخي هل تُراك سئمت الكفاح – وألقيت عن كاهليك السلاح
❖ برادرم! آیا واقعا تو از مبارزه خسته شده‌ای؟!… – و سلاح را از شانه‌ات بر زمین گذاشته‌ای؟!
■ فمن للضحايا يواسي الجراح – ويرفع راياتها من جديد
❖ پس چه کسی زخمهای قربانیان را التیام می‌بخشد – و چه کسی پرچمهایشان را بار دگر بلند می کند؟!
■ أخي إنني اليوم صلب المراس – أدُك صخور الجبال الرواس
❖ برادرم من امروز با همتی بالا آمده‌ام – که کوهمای سخت را از جای بر می‌کنم
■ غدا سأشيح بفأس الخلاص  – رؤوس الأفاعي إلى أن تبيد
❖ فراد با تبر آزادی سر های مکر و نیرنگ را – تا نابودیشان از تن‌شان جدا می‌کنم
■ سأثأرُ لكن لربٍ و دين – وأمضي على سنتي في يقين
❖ برای پروردگار و دینم انتقام می‌گیرم – و بر راه و روشم با ایمان و اخلاص به پیش می‌ورم
■ فإما إلى النصر فوق الأنام – وإما إلى الله في الخالدين
❖ با بر جهانیان پیروز خواهم شد و یا اینکه – بسوی پروردکارم می شتایم تا جاویدان بمانم
■ أخي إنني ما سئمت الكفاح – ولا أنا أقيت عني السلاح
❖ برادرم من از مبارزه خسته نشده‌ام – و تفنگم را کنار نگذاشته‌ام
■ فإن أنا مِتّ فإني شهيد – وأنت ستمضي بنصر جديد
❖ برادر اگر من مُردم بدان که من شهیدم – و تو بایستی به سوی پیروزی بزرگ گام به پیش نهی
■ و إني على ثقة من طريقي – إلى الله رب السنا و الشروق
❖ من از ته دل بر راهی که برای رسیدن – به پروردگار زیبائیها و سپیده دم اختیار کرده‌ام مطمئنم
■ فإن عافني السَّوقُ أو عَقّنِي – فإني أمين لعهدي الوثيق
❖ و چه به هدف دست یابم یا در مقابلم سدها سبز شود – در هر حال من به پیمانی که با پروردگارم بسته‌ام پایبند خواهم ماند
■ أخي فامض لا تلتفت للوراء – طريقك قد خضبته الدماء
❖ برادرم به پیش رو و به پشت سرت نگاه مکن – و بدان که راهت با خون سرخ شهیدان گلگون گشته
■ و لا تلتفت ههنا أو هناك – ولا تتطلع لغير السماء
❖ بدینسو و آنسو منگر – و به غیر از آسمان به جای دیکر نگاه نکن
■ فلسنا بطير مهيض الجناح – ولن نستذل و لن نستباح
❖ ما پرندگان بال شکسته‌ای نسیستم – هرگز کسی را توان به بردگی گرفتن ما نیست
■ و إني لأسمع صوت الدماء – قويا ينادي الكفاحَ الكفاح
❖ من صدای شیوای خون شهیدان را می‌شنوم – که با صدای بلند شعار می دهند: مبارزه تا پیروزی
■ أخي إن ذرفت علىّ الدموع – وبللّت قبري بها في خشوع
❖ برادرم اکر در فراق من اشکها ریختی – و با فروتنی قبرم را با اشک‌هایت سیراب ساختی
■ فأوقد لهم من رفاتي الشموع – وسيروا بها نحو مجد تليد
❖ از تکه پاره های جسدم شمعهایی برگیر و راه را – برای کسانی روش ساز تا بسوی پیروزی و سعادت گام نهند
■ أخي إن نمُتْ نلقَ أحبابنا – فروْضاتُ ربي أعدت لنا
❖ برادرم اگر بمیریم در بهشت دوستانمان را خواهیم دید – و بهشتهای زیبای پروردگارمان برای ما مهیا شده است
■ و أطيارُها رفرفت حولنا – فطوبى لنا في ديار الخلود
❖ پرندگان زیبای بهشت در اطرافمان پر می‌گشایند – آه که چه با سعادت خواهیم بود در آن دیار همیشکی

در انتخابات پیش روی دارالاسلام ایران و با اینهمه شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی اخبار کدامیک را بگیریم؟

در انتخابات پیش روی دارالاسلام ایران و با اینهمه شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی اخبار کدامیک را بگیریم؟

 اخبار چون با زندگی درونی و آرامش قلبی انسانها و سپس با تنظیم روابط خارجی و رفتاری انسانها ربط دارند گرفتن آن از منبع مطمئن یا نا مطئمن می تواند بر درون و بیرون ما تاثیر مستقیم داشته باشد.

در قرآن کریم به عنوان مثال داستان هُدهُد در رساندن خبر به سلیمان علیه السلام را داریم که: فمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ﴿النمل:٢٢﴾ چندان طول نکشید (که هدهد برگشت و) گفت: من بر چیزی آگاهی یافته‌ام، که تو از آن آگاه نیستی. من برای تو از سرزمین سبا یک خبر قطعی و مورد اعتماد آورده‌ام.

هُدهُد نگفت: شنیدم  یا خواندم یا به من گفتند! بلکه گفت:(خبری قطعی و درست را برای تو آورده ام)! و سلیمان علیه السلام هنگامی که این خبر را از هُدهُد شنید چگونه با آن معامله کرد؟ آیا به سرعت و فوری همانند دوران کنونی ما بدون اینکه از صحت خبر مطمئن شوند خبر را نشر می کنند، آن را تایید کرد؟یقینا خیر، بلکه در پاسخ به هُدهُد گفت:قالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ {نمل:٢٧} (سلیمان به هدهد) گفت: تحقیق می‌کنیم تا ببینیم راست گفته‌ای یا از زمره دروغگویان بوده‌ای.‏

 به همین دلیل تحقیق و بررسی اخبار و یقین حاصل کردن از صحت آن بسیار مهم است حتی اگر از سوی مومنین باشد.

باز الله تعالی در مورد اخبار صادر شده توسط مسلمین فاسق می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (حجرات/۶) ی مؤمنان، هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت از کار خود پشیمان گردید.

در اینجا به خاطر تبعاتی که دارد تحقیق از صحت و سقم اخباری که توسط مسلمین فاسق صادر می شود بسیار مهم است، به نظر شما تحقیق در مورد اخباری که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی نشر می دهند ضرروی تر نیست؟ 

پس قبل از انتشار و نشر آن، یکی از درخواست های آیین بزرگ اسلام و منهج و سنت پیامبران علیهم السلام و بزرگان دینی اطمینان از صحت خبر بوده است و وظیفۀ هر مسلمانی است که از نشر اخبار خالی از صحت و اطمینان که از درستی و نادرستی آن مطمئن نیستند، پرهیز کنند و از شایعه پراکنی برحذر باشند.

اما چه کسی راست می گوید؟ در این جنگ روانی و مسلحانه ای که دارالاسلام با کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی درگیر است تنها به اخبار رسانه ای دارالاسلام اعتماد کن حتی اگر در مواردی مثل جنگ احزاب توسط نعیم بن مسعود اخبار نادرستی در رسانه های عمومی به کفار اصلی داده شود.

چگونه دامنه ی تجاوز به زنان و دختران اسیر اهل سنت در عراق خاتمه یافت؟

چگونه دامنه ی تجاوز به زنان و دختران اسیر اهل سنت در عراق خاتمه یافت؟

به قلم: کیوان مریوانی

زمانی که آمریکا و ناتو به بهانه ی وجود بمبهای شیمایی به عراق حمله کردند و مسلمین اهل سنت در برابر این اشغالگران وارد میدانهای جهاد شدند دسته هایی از کوردها و عربهای اهل سنت به همراه شیعیان انگلیسی در کنار آمریکا و ناتو قرار گرفتند.

در ابتدا قدرت در دست آمریکا و شیعیان انگلیسی مزدور آمریکا بود به همین دلیل دارالاسلام ایران قدرت چندانی نداشت تا اینکه جبهه ی مقاومت به رهبریت ایران به تدریج قدرت برتر شد.

در زمانی که شیعیان انگلیسی تحت پوشش آمریکا و ناتو قدرت برتر بودند بدترین جنایات را در حق مجاهدین آزادیخواه و خانواده های آنها و حتی مردم عادی اهل سنت مرتکب می شدند، در زیر به نمونه ای از هزاران جنایات این شیعیان انگلیسی، مزدوران آمریکا و ناتو اشاره می کنیم: یکی از خواهران اسیر می گوید:

دو نفر او را (یکی از خواهران اسیر و پاکدامن) گرفته و یکی پاهایش را گرفته بود و دیگری که تنها یک زیر پوش تنش بود به او تجاوز می کرد ، دعا می کرد و الله را صدا می زد، دختر دوشیزه ای بود…منظر بسیار بد، زشت و آزار دهنده‌ای بود،

بعداً خودروی زرهی آمد و مرا بردند ۵ دختر آنجا بودند و هنگام رسیدن سربازان گفتند زن‌های تروریست اومدند و ما را به دیوار بسته و تحت بدترین و سخت ترین شکنجه قرار دادند، از شدت ضربه و شکنجه رنج می بردم ،شکنجه بسیار سختی بود

همه‌ی این‌ها چیزی نبود و شکنجه سخت تر شبش شروع شد و خدا میداند که چه گذشت، دختران را بردند جای دیگه؛ انجا یه اتاقی بود و وسایل پذیرایی و..‌. بود که افرادی از خارج برای مهمانی می آمدند تا به دختران تجاوز کنند؛ گفتند معنی آزادی را بهتون نشان می دهیم

به دوستم تجاوز کردند و به دوست دیگرم که از تجاوز زیادی حامله شده بود تجاوز کرده و آنها روی شکمش پا می گذاشتند، هفت ماهه بود و دیدم که چگونه وضع حمل کرد، اگر کسی بهم این داستان را می‌گفت باور نمی‌کردم اما خودم شاهد دختر آن بودم.

به همه ما تجاوز کردند، سعی میکردم لباسم رو بپوشم ولی آنها نمی گذاشتند، هر روز مانند سال بود و دقیقه ها طولانی و گویا زمان متوقف شده است و ساعت حرکت نمی‌کرد ، هر کی داخل میشد تجاوز کرد و می‌رفت و با وجود داد و فریادم کسی پاسخ نمی‌داد، و هر کس کارش را می‌کرد و می‌رفت

احساس کنیزی داشتم که هیچ حقی ندارد، صداهای آنها را فراموش نمیکنم … بار آخر پنج نفر آمدند و نوبتی بهم تجاوز می کردند، درد و رنجی مانند درد زایمان داشتم و نمی دانستم که چه شده است…یکی می‌گفت ادامه بده چیزی نیست…نمیدانم چطوری توانستم پایین نگاه کنم و دیدم خون زیادی ازم ریخته است … ازم فاصله گرفتند… خواستم بلند شوم و به حمام بروم که نتوانستم و از هوش رفتم….”

اما بعد از قدرت گیری دارالاسلام ایران در عراق و به حاشیه رانده شدن آمریکا و ناتو و شیعیان انگلیسی، آیا شما خبری از تجاوز به نوامیس اهل سنت در زندانهای عراق تحت حاکمیت جبهه ی مقاومت وابسته به ایران دیده اید؟ قطعاً خیر.

اهل جماعت شدن ظاهری است یا باطنی؟

اهل جماعت شدن ظاهری است یا باطنی؟

به قلم: مسعود سنه ای

رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند به پیوستن به جماعت:عليْكَ بالجماعةِ،[۱]  چون جماعتی است که حمایت الله را به دست می آورد «فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ».[۲]

عمر بن خطاب هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند:«عَلَيْكُمْ بِالجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الوَاحِدِ وَهُوَ مِنَ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ»،[۳]بر شما واجب و لازم است که پایبند جماعت شوید، و برحذر باشيد از تفرق و جدائی، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دورتر است، هر کسی که خواستار وسط بهشت باشد حتماً پايبند جماعت باشد.  

واضح وروشن است که در الجماعة مساله ی ملحق شدن مومنین به همدیگر از لحاظ ظاهری و جسمی است مثل اجزای مختلف یک ساختمان «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كالْبُنْيانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا»[۴]، و از همین اجتماع ظاهری مسلمین حول یک رهبر الجماعة  تولید می شود «لاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ» و شخص با پیوستن به چنین الجماعة ای اهل الجماعة می شود و شخص با رفتن به داخل این ساختمان خودش، اهل آن ساختمان می شود.

 به همین سادگی با اهل جماعت ظاهری شدن، مومنینی با هدفی واحد تولید می شوند که از اجتماع و هم هدف بودن آنها «امت»ی واحد هم شکل می گیرد که مشمول وعده هایی می شوند که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای چنین امتی از الله تعالی گرفته است که: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ، یا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ،[۵]الله تعالی ضمانت و وعده ی سه چیز را در مورد امتم به من داده یکی اینکه امتم گرسنه نمی مانند، «لا يَجُوعُوا» دوم اینکه امتم بر گمراهی هم رأی نمی شوند «لا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ، لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ» و سوم اینکه دشمن بر امتم چیره نمی شود. لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ.

تنها با وجود این الجماعة یا حاکمیت ظاهری است که مومنین از شر کفار آشکار و پنهان و مسلمین فاسق و ظالم در امان می مانند.

باید یادآوری کنیم که در حاکمیت بر دارالسالام و جماعت افرادی از کفار اهل ذمه هم وجود دارند که اهل جماعت هستند و بر اساس پیمانی که با حاکمیت دارالاسلام بسته اند از این حاکمیت اطاعت می کنند و در این موارد حکومتی هستند، پس قرار نیست تمام اعضای اهل جماعت مسلمان یا مومن باشند بلکه هم مومن در میان آنها وجود دارد هم دارودسته ی منافقین و هم کفار اهل ذمه.  

زمانی هم که اهل جماعت شدی باید از تمام فرقه ها و گروهها و حزبها و ضرار سازها دوری کنی .

این منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی اهل جماعت شدن و دوری از فرقه بازهای ضرار ساز است.


[۱]  ابن القيم، الفروسية ۲۶۹/ عليْكَ بالجماعةِ فإنَّما يأْكلُ الذِّئبُ منَ الغنمِ القاصيةَ

[۲]– في المعجم الكبير للطبراني، ٢١٧١، ٣٤٤٠، ١٣٦٢٣، صححه الشيخ الألباني بهذا اللفظ في ظلال الجنة، ٨٠

[۳]– الترمذي، ابن ماجة (۲۳۶۳)، أحمد

[۴] مسلم۲۵۸۵/ بخاری ۴۸۱/ الزرقاني، مختصر المقاصد ۱۱۲۱

[۵]– في مسند الإمام أحمد (٢٧٢٢٤ ( عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ صَاحِبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

فلسطین را ۱۴۰ کشور جهان به رسمیت میشناسد ام ا.ا.افغانستان را هیچ کشوری به رسمیت نمی شناسد اما….

فلسطین را ۱۴۰ کشور جهان به رسمیت میشناسد ام ا.ا.افغانستان را هیچ کشوری به رسمیت نمی شناسد اما….
به قلم: مجاهد مبارز

در طول یک قرن گذشته ، سکولاریستهای داخلی همچون یک بیماری در بدن مسلمین بزرگترین ضربات را به مسلمین زده اند.
توضیح آنکه: فلسطین باوجود اینکه درسازمان ملل نماینده دارد و عملا ۱۴۰ کشور آن را برسمیت میشناسد با آنهم بیش از چندین سال های متمادی میشود که مورد تهاجم رژیم سکولار صهیونیستی و با حمایت قاطع و همه جانبه  کشورهای سکولار غرب قرار دارد.
درمدت این سالیان دراز بیش از صدها هزارفلسطینی از سوی صهیونیستهای سکولار قتل عام، هزاران نفر معلول، ده ها هزار تن مجبور به ترک کشور و مهاجرت به کشورهای دیگرشدند،
پس این رسمیت شناسی چی مزایایی دارد؟
مگر در کنوانسیونهای بین المللی ذکر نشده که هیچ کشوری حق تجاوز بر کشور دیگر را ندارد، حریم زمینی و هوایی کشورها از تجاوز مصٶن هستند، پس چرا رژیم سکولار اسراییل غاصب در جلوی چشمان تمام جهانیان بخصوص آن کشورهایکه کشور فلسطین را برسمیت شناختند به جنایات خود ادامه داده و دست به ارتکاب جنایات جنگی  را میزند؟


باید بدانیم ( رسمیت شناسی) و این حرفها همه یک خدعه و فریب بزرگی از سوی کشورهای سکولار سلطه گرا و ابرقدرت برای تسلط برکشورهای ضعیف  هست و بس،
تازمانیکه اتحاد داشتی و زور و قدرت دفاع از حریم خود را داشتی، و حمایت مردمی کشورات را داشتی دیگر رسمیت شناسی و یا به  رسمیت نشناختن کدام معنای ندارد،

افغانستان را هم با گذشت سه سال از تاسیس حکومت اسلامی و مردم و با ختم اشغال هیچ کشوری برسمیت نشناخته است، ولی هیچ کشوری جرأت مداخله در اموراتش را ندارد و مجاهدان و سربازانش آماده هرنوع فداکاری برای دفاع از خطوط و حدود دینی هستند.


فلسطینی ها خودشان به چندین حزب مختلف تقسیم شده اند و حتی در سرزمینی کوچک دو حکومت دارند که با هم دشمن هستند، سکولاریستهای فلسطینی هرگز حاکمیت مسلمین فلسطینی را قبول ندارند به همین دلیل سکولاریستهای داخلی اسباب طمع دیگران را فراهم کرده اند و اجازه نمی دهند مردم فلسطین قدرت واحدی در برابر دشمنان شوند.

آیا آیت الله خامنه ای و مُلا محمد عمر را می توان امام نامید؟

آیا آیت الله خامنه ای و مُلا محمد عمر را می توان امام نامید؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

امام طبری می آورد: «ولکلِّ قومٍ سُنَّه ٌوإمامُهَا»[۱]و هر قومی برای خودش دارای سنت، شریعت، برنامه و نظام و حاکمیت و دارای امام خاص خودش است. شخصی که در آمریکا یا اروپا یا هر یک از کشورهای سکولار زندگی می کند اهل قوانین و سنت و شریعت همان کشور است نه اهل سنت و شریعت و قوانین شریعت الله. اهل سنت هست اما اهل سنت سکولاریستها نه اهل سنت اسلام، دارای امام هم هست امام امامی که آن کشور سکولار دارد.

دارالاسلام سرزمینی است که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد و رهبر آن نیز یک مسلمان باشد، این رهبر مسلمان امام این سرزمین نامیده می شود که باید در غیر معصیت الله از آن اطاعت کرد اما امروزه چنان تفرق و فرقه بازی و دلخوش شدن به ضرار سازی مُد شده است که حتی برای عده ای جرئت گفتن اینکه فلان رهبر دارالاسلام امام محسوب می شود نیز دشوار است؛ حتی سعی می کنند فراموش کنند که امام دارالاسلام ی که امام احمد بن حنبل خود را ملزم به اطاعت از آن در غیر معصیت الله می دانست مامون و معتصم و واثق معتزلی بودند یا امام دارالاسلامی که صلاح الدین ایوبی در دورانی به آن خدمت می کرد یک شیعه فاطمی بود و…

‏امام احمد بن حنبل در جواب اسحاق بن ابراهیم بن هانیء که از معنی حدیث«مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً» می پرسد می گوید: تَدْرِي مَا الْإِمَامُ؟ الْإِمَامُ الَّذِي يُجْمِعُ عَلَيْهِ الْمُسْلِمُونَ، كُلُّهُمْ يَقُولُ: هَذَا إِمَامٌ؛ فَهَذَا مَعْنَاهُ. می دانی امام کیست؟ کسی است که مسلمانان بر امامتش اجتماع کنند، همه می گویند: این امام است؛ معنایش همین است.[۲]

کثیری می گوید: بدان که حدیث دلالت می کند بر اینکه اعتبار به بیشترین جماعت مسلمانان است بنابراین اگر یک و یا دو و یا سه نفر با کسی بیعت کنند امام نخواهد بود تا زمانیکه بیشترین آنها یا اهل حل و عقد با او بیعت نمایند.[۳] اهل فقه گفته اند: الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا. [۴] امامت موضوعی است برای جانشینی نبوت در امر حراست از دین و سیاست دنیا.

در حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی اکثراً رهبر با پشتوانه ی قدرت نظامی به حاکمیت می رسد نه با شورای اولی الامر یا خبرگان رهبری اهل حل و عقد، به همین دلیل هر کسی به حاکمیت برسد و الجماعة را در دست بگیرد رهبر است فرق ندارد نیکوکار باشد یا مسلمانی جائر و ستمکار. امام شافعی می گوید: هر کسی که با شمشیر بر حاکمیت دست پیدا کرد تا اینکه او امام نامیده می شود و مردم دور او جمع می شوند چنین شخصی امام است.[۵] و ابن حجر می گوید فقها بر واجب بودن اطاعت چنین حاکم چیره شده ای و جهاد به همراه او اجماع دارند.[۶]

قاعده و اساس بر این است که : «لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ لِلْأُمَّةِ إمَامَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ»[۷] مجاز نیست که در یک زمان برای «امت» دو رهبر وجود داشته باشد. و اتفاق تمام اهل فقه وجود دارد که: واتفقوا انه لايجوز ان يكون على المسلمين في وقت واحد في جميع الدنيا إمامان لامتفقان ولا مفترقان ولا في مكانين ولا في مكان واحد. [۸] فقهاء مسلمین اتفاق دارند که مجاز نیست در زمانی واحد در تمام دنیا دو رهبر و امام بر مسلمین حاکمیت کنند، نه با هم و نه جدا از هم، نه در دو مکان و نه در یک مکان واحد؛ پس در حالت عادی «لَا يَجُوزُ تَعَدُّدُ الإمامِ»[۹] تعدد رهبر جایز نیست و همچنانکه یک زن تنها به عقد یک نفر در می آید به همین شکل حاکمیت الجماعة مسلمین نیز تنها برای یک نفر منعقد می شود.

حالا اگر مومنین به چنین رشد منهجی نرسیده باشند و جماعتهای موازی با الجماعة ی اصلی را بر بخشهایی از سرزمینهای اسلامی تشکیل داده باشند مسلمین به حکم ضرورت و از روی ناچاری باید در غیر معصیت الله از الجماعة ای که بر سرزمین آنها تمکین دارد اطاعت کنند؛ اما هرگز فراموش نکنند که حق با الجماعة امام و اولی است و باید کل تلاش آنها ملحق شدن به الجماعة ای باشد که قبل از همه تشکیل شده است هر چند مخالف مذهب و فکر و تفسیر آنها از شریعت باشد.

با این توضیحات مختصر باید روشن شده باشد که امام دارالاسلام می تواند فردی از میان هر یک از مذاهب اسلامی باشد؛ و چنانچه «توانائی، اسباب لازم و شرایط و زمان مناسب» برای تغییر انقلابی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت وجود ندارد و هر گونه جنگی به قیام فتنه و فاجعه و ظلم و تجاوز و فساد بیشتر ختم می شود.

دین و شعایر دینی‌ات را در جامعه آشکار کن. در زمان غربت دین و منتظر عواقب جنگ روانی پس از آن نیز باش، این تبلیغ منهج صحیح اسلامی و مانند جهاد است…


[۱]  تفسير ابن جرير الطبري، ج۴ ص۶۵

[۲] ابن تيمية، منهاج السنة النبوية،‌ مؤسسة قرطبة ، الطبعة لأولى، ج۱، ص۳۶۵٫/ امام احمد در«مسائل ابن هانیء» ۲۰۱۱ /  تدری ما الامام؟ الذی یجتمع المسلمون علیه کلهم. یقول: هذا إمام، فهذا معناه

[۳]  کثیری، فیض الباری۴/۵۹ / إعلم أن الحدیث یدل علی أن العبرة بمعظم جماعة المسلمین، فلو بایعه رجل أو اثنان أو ثلاثة فإنه لا یکون إماماً ما لم یبایعه معظمهم، أو أهل الحلّ و العقد.

[۴]  الأحكام السلطانية للماوردي ص۵-۳/ الإِمَامَةُ مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا، وَعَقْدُهَا لِمَنْ يَقُومُ بِهَا فِي الأُمَّةِ وَاجِبٌ بِالإِجْمَاعِ

[۵]  مناقب الشافعي (١ / ٤٤٨) تحقيق أحمد صقر/ كل من غلب على الخلافة بالسيف حتى يسمى خليفة ويجمع الناس عليه فهو خليفة

[۶] فتح الباري (١٣ / ٧) / وقد أجمع الفقهاء على وجوب طاعة السلطان المتغلب والجهاد معه

[۷] . الماوردی، احکام السلطانیه ،۲۹ /۱

[۸] ابن حزم، علي بن أحمد بن سعيد، مراتب الاجماع فی العبادات و المعاملات و الاعتقادات، بدون ط، دار الكتب العلمية، بيروت، بدون ت، ۱ /۱۲۴ / حنفیه : ابن نجيم، زين الدين بن إبراهيم بن محمد : ،الأشباه النظائر علی مذهب ابی حنیفه النعمان ، زكريا عميرات، ط۱ ،دار الكتب العلمية، بيروت، ۱۹۹۹م، ۱ /۳۲۵ / ولا يجوز تعدده- الإمام- في عصر واحد/ مالکیه : ابن القطان، علي بن محمد بن عبد الملك، الأقناع فی مسائل الاجماع، ت: حسن فوزي الصعيدي، ط۱ ،مكتبة الفاروق الحديثة، القاهرة، ۲۰۰۴م، ۱ /۶۰ ./ :” واتفقوا أنه لا يجوز أن يكون على المسلمين في وقت واحد في جميع (أقطار الأرض) إمامان متفقان ولا مفترقان، ولا في مكانين ولا في مكان واحد” وقال:” وأجمع المسلمون على أن الإمام واحد، والخليفة واحد، والأمير واحد، والقاضي واحد /  الدسوقي، محمد بن أحمد بن عرفة، حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر، بدون ط، دار الفكر، بيروت، بدون ت، ۴ /۱۳۴ ،۱۳۵؛ والخرشي، محمد بن عبد االله، شرح مختصر خلیل ، بدون ط، دار الفكر، بيروت، بدون ت، ۷ /۱۴۴ / در حاشیه ی الدسوقي آمده است :” أشعر ما ذكره المصنف من جواز تعدد القاضي بمنع تعدد الإمام الأعظم وهو كذلك ولو تباعدت الأقطار جداً لإمكان النيابة / شافعیه : شرح صحيح مسلم للنووي (۱۲/۲۳۳). /اتفق العلماء على أنه لا يجوز أن يعقد لخليفتين في عصر واحد…/   الامام الحرمين الجويني. غياث الأمم في التياث الظلم / القرطبي الجامع لأحكام القران ٢٧٣/١ / و…

[۹] الرحيباني، مصطفى بن سعد بن عبده، مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی ، ط۲ ،المكتب الإسلامي، بيروت، ۱۹۹۴م، ۶ /۲۶۳

قبح شکنی جرمی شخصی و عمومی

قبح شکنی جرمی شخصی و عمومی

به قلم: مسعود سنه ای

امروزه صهیونیستهای سکولار با شناختی که از مسلمین متفرق و ذلیل شده دارند در حال قبح شکنی و عادی نشان دادن کشتار زنان و کودکان و نابودی سرزمینهای اسلامی هستند، تنها گزینه، حمایت از جبهه ی مقاومتی است که پرچمدار آن ایران است اما حماقت و تنفر و کینه ی جاهلانه و هوا و هوس مانع از پیوستن و متحد شدن بسیاری از مسلمین با این جبهه ی مقاومت که تنها گزینه برای جلوگیری از مفاسد و جنایتهای صهیونیستهای سکولار و حامیان آنهاست شده است.

در سطحی بسیار پائینتر هم  نوروز امسال که هماهنگ با ماه مبارک رمضان هم بود مناطق کُردهای اهل سنت شاهد فجایع و قبح شکنی هائی توسط طرفداران احزاب سکولار و مرتد کُرد و دارودسته ی منافقین بومی بود که تاریخ این ملت مسلمان به خود ندیده است؛ باز همین حماقت و جاهلیت باعث شده است که مومنین شریعت گرا جهت سرکوب این قبح شکنی های مفسدین در کنار حاکمیت و جماعت ایران قرار نگیرند و تنها با سرافکندگی و ذلیلی نظاره گری بی غیرت باشند.

مکانهائی را دیدیم که در ماه رمضان این طرفداران احزاب سکولار و مرتد بومی به صورت علنی مست کننده ها را مصرف کرده و با لخت کردن زنان و خواهرانشان به صورت مختلط رقص و پایکوبی می کردند آنهم در سکوت ذلت بار مُلای همان روستا و منطقه و تماشاچی و نظاره گر بودن سایر ماموستاها و مُلاهای مناطق اطراف و نمایش این مفاسد در فضای مجازی.  

قبح شکنی مفاسد اخلاقی و عقیدتی و رفتاری راهی برای عادی کردن مفاسد و در نهایت راهی برای آماده کردن جامعه برای پذیرش قوانین سکولاریستی و پذیرش احزاب سکولار وراهی برای  قانونی کردن تمام این مفاسد اخلاقی است که هم اکنون پیش قراولان فاسد سکولار و سکولار زده در حال آماده کردن زمینه های پذیرش و جاده صاف کن این پروسه ی خیانتکارانه هستند.

در بعد شخصی هم حتی مشاهده کردن کلیپ های فضای مجازی و ماهواره ها باعث می شود که شخص به محرماتی خوی و عادت بگیرد که خداوند در روز حساب از درباره ی آن ها سؤال خواهد کرد؛ عده ای، مردان و زنانی را با زینت کاملشان نگاه می کنند به بهانه ی اینکه که کلیپ خنده دار یا غریب و…  بعضی اوقات در بعضی کلیپ ها به عورت کامل مردان یا زنانی دیگر نگاه می کنند به اسم: کلیپی عجیب، مقطعی خنده دار، حاوی فایده یا معلومات مهم.. یا دیگر عنوان های جلب توجه کننده

 آنچه که هر صاحب غیرتی را ناراحت می کند اینست که مثل این منکرات در مجموعاتی عرضه می شود که کسانی از اهل خیر و صلاح در آن عضویت دارند اما کسی را نمی بینی که آن را انکار کند..

امید آن می رود که حال در اولین قدم وقفه ای بنماییم.. و همدیگر را نصیحت کنیم و در بیان دین خداوند شرم و خجالت  نشان ندهیم… و به کوچکی گناه نگاه نکنیم، بلکه به جایگاه و بزرگی کسی بنگریم که از او نافرمانی می کنیم..  بعد از طی این مرحله است که به نهی از منکرات موجود در خانواده و جامعه ی خود بپردازیم و با سکوت و نظاره گر بودن مرتکب خیانت سکوت نشویم.

در دارالاسلام ایران اگر خودمان بخواهیم زمینه برای برداشتن هزاران منکر فردی و اجتماعی وجود دارد، پس سهل انگار نباشیم و اجازه ندهیم که طرفداران احزاب سکولار و مرتد محلی به همراه دارودسته ی منافقین بومی و مریدان فضای مجازی و ماهواره ها با آشکار کردن مفاسد عقیدتی و رفتاری خودشان باعث قبح شکنی مفاسد در جامعه ی اسلامی ما شوند.  قبح شکنی جرمی است که ابتدا ایمان شخص را مورد هدف قرار می دهد و بعد ایمان سایر اعضای جامعه را، جرمی است که زمینه ساز قدرت گیری قوانین شیطان و کنار زدن قوانین الله در جامعه می شود.

بیائید اگر حاکمیت ایران یا هر انسان دیگری اگر می خواهد جلو این قبح شکنی را بگیرد ما هم برای این کار در کنارش باشیم، اگر می خواهد جلو بی حجابها را بگیرد ما هم با محجبه کردن اعضای خانواده ی خود و با حمایت تبلیغی و عملی از این نظام حامی اجرائی شدن این حکم الله شویم و اجازه ندهیم سکولاریستها از این کانال قبح شکنی کنند.

حجاب و عدم مصرف مسکرات و روزه گرفتن حکم الله هستند نه حکم هیچ انسانی، پس حامی حکم الله باشیم.

توطئه و خطرات جنس تقلبی از حاکمیتهای به ظاهر اسلامی

توطئه و خطرات جنس تقلبی از حاکمیتهای به ظاهر اسلامی

به قلم: سید قطب تقبله الله

استعمار گاهی اجازه میدهد که صورت بدلی از حکومت اسلامی برپا شود آن هم در نقاطی از کره زمین که بر اثر جهالت، عقب مانده است و در سایه استثمارگر و ظالم زندگی میکند؛

تا نمونه زشت و منفوری از حکومت اسلامی بلکه نمونه بدی از خود اسلام درست شود.

و در اینجاست که سر و صدای غافلین و مغرضین بلند میشود میگویند نگاه کنید اینست حکومت اسلامی که استبدادی و ظالمانه است، عقب ماندگی و انحطاط است، اینست نمونه زنده حکومت اسلامی…