ما باید بدون اتخاذ موضع عذرخواهی، واضح و روشن از حق دفاع کنیم

ما باید بدون اتخاذ موضع عذرخواهی، واضح و روشن از حق دفاع کنیم

اثر: انور العولقی ( امیر انصار الشریعه یمن)‌

“آری! ما باید قطعاً بلند شده و حق را صاف و شفاف اقرار کنیم و برای حق (در هر جبهه) بجنگیم، از سوی دیگر ما باید کاملاً مطمئن باشیم هر کاری دشمنان خدا انجام دهند باز هم در نهایت پیروزی از آن مسلمانان خواهد بود زیرا در حدیث قدسی، الله تعالی می فرماید : 

«من عادى لي وليا فقد اذنته بالحرب»
“هر  شخصی با دوستان من دشمنی بکند بنابراین من با او جنگ خواهم کرد” [بخاری]

آمريكا با دوستان الله دشمنی کرده است لهذا او (آمریکا) با الله متعال مي جنگد و نتيجه و عاقبت معلوم است كه چه خواهد شد!
اما ما چگونه باید با این وضعیت روبرو شویم؟

این در جای خود درست است که دین الله (به حکم او) پیروز خواهد بود اما ما نیز می خواهیم در این (پیروزی) سهمی داشته باشیم، ما می خواهیم در اجر سهیم باشیم! ما نمی خواهیم مثل تماشاچیان فقط در یک گوشه نشسته و تماشا کنیم …!    اگر آمریکا آشکارا بدون احساس هیچ شرمی این سخن را می گوید که می خواهد اسلام را تغییر دهد، پس وظیفه ماست که تلاش خود را برای دفاع از دین خود در برابر این فساد افزایش دهیم .

برادران و خواهران!  ما باید موضع اسلام را در مورد امور تنازع به وضوح ارائه دهیم،  ما باید در مورد موضع (صرفاً اسلامی) خود در مورد حکومت اسلامی بر روی زمین و اعلاءکلمة الله و خلافت به وضوح و آشکارا صحبت کنیم، ما باید دیدگاه خود را نسبت به دموکراسی و جایگاه آن در اسلام واضح سازیم که این یک نظام غیر اسلامی است! ما باید اسلام را برای شوری در نظر بگیریم و اینکه چه چیزی را نمایندگی می کند، در این موارد ما باید سخن بگوییم، ما باید دیدگاه خود را در مورد قانون حدود در اسلام را مطرح کنیم، ما باید در مورد مسائلی مانند تعدد زوجات، “فمینیسم”، حقوق بشر و … صحبت کنیم که موضع ما در قبال آنها چیست! ما باید بدون عذرخواهی و صادقانه در مورد این مسائل بیان کنیم و آن را برای عموم مسلمانان واضح سازیم تا مبادا چنین شود که فریب برنامه های غرب را بخورند”

پیامی مختصر به بلوچهای جاهلی که مولوی ها را به جای الله به اربابی گرفته اند و بازیچه دست آنها شده اند

پیامی مختصر به بلوچهای جاهلی که مولوی ها را به جای الله به اربابی گرفته اند و بازیچه دست آنها شده اند

به قلم: براهندک بلوچ

مدتهاست در فضای مجازی از فعالیت در هر گروهی که تابع استدلال و منهج صحیح اهل سنت و جماعت نیستند و عدالت و انصاف را کنار گذاشته اند  صرفنظر کرده ایم و هیچ تمایلی به کل کل کردن و مشاجره با هیچ اهل قبله ای نداریم؛ اما سخنان جاهلانه ی عده ای از مریدان مولوی ها من را بر آن داشت نکاتی را عرض کنم. فقط دقت کنید ببینید امام ابوحنیفه رحمه الله و دیگر بزرگان ما چه می گویند:

امام ابوحنیفه رحمه الله سخت نگران اختلافات مذهبی مسلمانان بود و ضمن دعوت مردم به تحصیل العلم (قرآن و احادیث) و فقه و بینش، آنان را از تقلید جاهلانه و کورکورانه از سران فرقه‌ها وگروه‌های مختلف برحذر می‌داشت؛ (العالم و المتعلم، ج۱، ص۳۲ به بعد،)

و در روایتی از ایشان نقل شده است: حَرامٌ عَلى مَن لَمْ يَعْرِفْ دلیلی أن يُفتَی بکلامی؛ (ابن عابدین در حاشیه اش بر «البحر الرائق» ج ۶، ص ۲۹۳ و در «رسم المفتى»، ج ۷، ص ۲۹ و ۳۰) حرام است بر كسى كه دليل مرا نداند و با اقوال من فتوى بدهد.

یا می گوید: لا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَأْخُذَ بِقَولنا مَا لَمْ يَعْلَمْ مِن أینَ أخَذناهُ؛ (ابن قیم در «اعلام الموقعین» (۲/۳۰۹)) برای احدی جایز نخواهد بود که سخن ما را بدون اینکه بداند ما آن را کجا گرفته‌ایم، بپذیرد.

به عنوان مثال اخیراً و رد بحبوحه ی جنایات رژیم صهیونیستی در غزه،  مولوی عبدالحمید زاهدان سخنانی زده که بر اساس آن حاکمیت اشغالگران سرزمینهای اسلامی در سرزمینهای اشغالی مسلمین به رسمیت شناخته می شود در حالی که بر اساس تمام مذاهب اسلامی جهاد با این اشغالگران مثل نماز و روزه فرض عین است…  

انصاف و عدالت داشته باشید؛ یا بگوئید بر اساس منهج اهل سنت و جماعت نمی دانیم حکم متجاوز و اشغالگر چه هست تا برایتان توضیح داده شود یا بگوئید می دانیم و این مولوی بر اساس این دلایل بر اساس فقه مذهب خودمان عمل کرده یا این مولوی بر اساس فقه مذهب خودمان اشتباه کرده…. مگر اینها کی هستند که سخنشان مطلق است و کسی نمی تواند به آنها ایراد بگیرد؟

به قول ابن عباس و عقبه و مجاهد و امام مالک و امام احمد بن حنبل و دیگران: لَيْسَ أَحَدٌ بَعْدَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم إلَّا وَ يُؤْخَذُ مِنْ قَوْلِهِ وَ يُتْرَكُ إلَّا النّبی صلي الله عليه و سلم. (ابن عبدالبر در «الجامع» (۲/۹۱) و ابن حزم در «اصول الأحکام» (۶/۱۴۵)) به جز شخص پیامبر صلي الله عليه و سلم ، کسی دیگری از انسان‌ها چنین نیست که حتماً سخنش پذیرفته شود، بلکه می‌توان سخنش را پذیرفت یا ترک کرد.

من دلیل شما بر اساس منابع فقهی اهل سنت و جماعت را می خواهم چون امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: حرامٌ على مَن لم يعرف دليلي أن يُفتي بكلامی؛ (الدهلوي، الإنصاف،  ص۱۰۴)حرام است بر كسى كه دليل مرا نداند و با اقوال من فتوى بدهد.

متوجه هستید حرام یعنی چه؟

یعنی امام ابوحنیفه کسانی را که دلیل او را از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم یا از اجماع یا از قول صحابی یا از قیاس صحیح نمی‌دانند از پذیرش تقلید کورکورانه آراء  خودش منع می کند چه رسد به شاگردانش یا مولوی های دست چندم قرون بعدی؛ به همین دلیل باید از مولوی ها و خطبای مساجد که تعدادی از آنها دارودسته ی منافقین مخرب هستند و از دادن دلیل فراری هستند برای هر سخنشان دلیل خواست که مرجع این سخنت از منابع مورد پذیرش خود امام ابوحنیفه چیست؟ چون خود امام ابوحنیفه باز می گوید: إِذَا قُلْتُ قَوْلاً يُخَالِفُ كِتَابَ اللهِ تَعَالَى وَ خَبَرَ الرَّسُولِ صلی الله علیه وسلم فَاتْرُكُوا قَوْلِي. (الفلانی، الایقاظ، ص ۵۰) هر گاه سخن من با کتاب الله و حدیث رسول الله صلي الله عليه و سلم، مخالفت داشت، آن را ترک کنید.

ما باید بیاموزیم که از خطبا و علما دلیل از ادله الفقه مذهب خودمان بخواهیم و گرنه به سادگی دارودسته ی منافقین با عقاید و خود ما بازی می کنند و مثل یهود و نصارا به سادگی در پرستش رهبان و احبار می افتیم . اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ (توبه/۳۱) هودیان و نصرانی ها علاوه از الله، علماء دینی و پارسایان خود را هم به خدائی پذیرفته‌اند (چرا که علماء و پارسایان، حلال الله را حرام، و حرام الله را حلال می‌کنند، و خودسرانه قانونگذاری می‌نمایند، و دیگران هم از ایشان فرمان می‌برند و سخنان آنان را دین می‌دانند و کورکورانه به دنبالشان روان می‌گردند) پناه بر الله.

آمریکا و صهیونیستها و تمام کفار سکولار جهانی و محلی بدانید: نه، ما سرخپوست نیستیم… و شما این را می‌دانید.

آمریکا و صهیونیستها و تمام کفار سکولار جهانی و محلی بدانید: نه، ما سرخپوست نیستیم… و شما این را می‌دانید.

و برای همین می‌ترسید.

ما سرخپوست نیستیم؛ برای همین هنوز در فیلم‌هایتان «آدم بد» داستانیم.

اگر سرخپوست بودیم، بعد از پاکسازی قومی و شهرک‌سازی بر روی سرزمین‌هایمان، مهربان می‌شدید… دست می‌کشیدید بر سر یتیمان ما. اما حتی یتیمان ما ترسناکند.

اینکه ما را تروریست می‌نامید نشانه‌ی خوبی است. این یعنی هنوز هستیم، خطرناکیم.

می‌دانید از این ترس شما لذت می‌بریم. اینکه برای دستگیری نوجوان ما گردان می‌فرستید باعث خرسندی است.

از این لذت می‌بریم که سرزمین نه چندان بزرگی اینطور در گلویتان گیر کرده. چون اینجا سرزمین وسیع سرخپوستان نیست و ما «گاو نشسته» نیستیم. ما «امتیم». امتی که در ضعیف‌ترین شرایطش اینقدر ترسناک است.

هنوز بخش ترسناک‌تر ماجرا مانده است.

می‌دانید که، سرخپوست‌ها آیات نبرد نداشتند،

ما داریم.

بترسید.

…………

به قلم: عبدالله. م

خطوط حرکتی «جبهه مقاومت» به رهبری دارالاسلام ایران و هدف نهائی این «جبهه»

خطوط حرکتی «جبهه مقاومت» به رهبری دارالاسلام ایران و هدف نهائی این «جبهه»

به قلم: محمد اسامه

زمانی که از «جبهه» صحبت می شود یعنی ترکیبی از جریانات و گروههای مختلف با افکار و باورهای مختلف که دارای یک هدف مشترک هستند و بر اساس این هدف مشترک و با تمرکز بر نقاط مشترکی که دارند با هم متحد شده اند.

امروز دارالاسلام ایران به سه شیوه ی مختلف رهبریت این جبهه را به پیش می برد:

  1. یا از طریق حاکمیت بر سرزمینهای تکه تکه شده مثل عراق و یمن[۱] و غزه فلسطین
  2. یا از طریق قدرتهایی که بتوانند قدرت حاکمیت را در اختیار بگیرند اما در راس قرار نگیرند مثل حزب الله لبنان[۲]
  3. یا از کانال جماعتها و گروههای مختلف فکری در تمام سرزمینهای مسلمان نشین[۳]

البته دارالاسلام ایران جهت تمرکز بر دشمن اصلی که آمریکا (به عنوان سر افعی) و متحدین آمریکا چون ناتو و رژیم صهیونیستی هستند با سایر کفار مثل چین و روسیه و… نیز پیمانهائی بر علیه این کفار و جهت تقویت و پیشیبانی و حمایت از این «جبهه مقاومت مسلمین» پیمانهائی بسته است.

اما هدف این «جبهه مقاومت» تشکیل شده از تمام مسلمین با تمام مذاهب و تفاسیر و افکاری که دارند چیست؟

« تکمیل نهضتی که حسین بن علی برای بازگرداندن حاکمیت بر منهاج و روش نبوت در زمان حاکمیت یزید شروع کرده بود»

«لبیک یا حسین» که رهروان این جبهه می گویند یعنی همین .


[۱] محجوب الزویری، “إیران والحوثیین صناعة الفوضى فی الیمن”، مجلة دارسات، البحرین، ع۱، مج۲، ۲۰۱۵، ص ص ۶۹-۷۷

[۲] محمد فوزی علی، “إیران وحزب الله: علاقة خاصة جداً”، حولیات آداب عین شمس، مصر، مج۴۴، ۲۰۱۶، ص ص ۴۴۷-۵۰۴٫

[۳] محمد فوزی علی، “إیران وحزب الله: علاقة خاصة جداً”، حولیات آداب عین شمس، مصر، مج۴۴، ۲۰۱۶، ص۳۷۷

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۳)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۳)

به قلم: م. الکوردی

امام ماوردی در کتاب احکام السلطانیه می فرماید: وَإِذَا عُقِدَتِ الْإِمَامَةُ لِإِمَامَيْنِ فِي بَلَدَيْنِ لَمْ تَنْعَقِدْ إمَامَتُهُمَا؛ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ لِلْأُمَّةِ إمَامَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ، وَإِنْ شَذَّ قَوْمٌ فَجَوَّزُوهُ.[۱]هنگامی که امامت  برای دو امام در سرزمین هایی عقد گردد هرگز امامتشان منعقد نگشته است زیر آن جایز نیست که در یک وقت واحد امامهایی وجود داشته باشد.

 امام ابن حزم اندلسی رحمه الله می فرماید: ثمَّ اتّفق من ذكرنَا مِمَّن يرى فرض الْإِمَامَة على أَنه لَا يجوز كَون إمامين فِي وَقت وَاحِد فِي الْعَالم وَلَا يجوز إِلَّا إِمَام وَاحِد. [۲]که خلاصه سخنش این است که بر این امر امامت اتفاق صورت گرفته است که جایگاه دو امام در یک زمان واحد جایز نمی باشد بلکه یک امام به تنهایی جایز است.

امام قرطبی رحمه الله نیز در تایید سخنان این علمای بزرگوار می فرماید: وَإِذَا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَالْخَلِيفَةُ الْأَوَّلُ وَقُتِلَ الْآخَرُ، وَاخْتُلِفَ فِي قَتْلِهِ هَلْ هُوَ مَحْسُوسٌ أَوْ مَعْنًى فَيَكُونُ عَزْلُهُ قَتْلَهُ وَمَوْتَهُ. وَالْأَوَّلُ أَظْهَرُ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (إِذَا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا).[۳]این عقیده جمهور اهل علم اسلام است البته عده ای هم هستند که این رای را قبول ندارند ازجمله بعضی از علمای شافعیه و مالکیه که تعدادشان خیلی کم است و رایشان هم دلیل شرعی بر آن نیست و هم چنین عده ای از اهل اصول نیز این رای را پذیرفته اند ولیکن رای قوی رای جمهور است.اما ذکر نکاتی لازم است تا شبهه ای نماند. عده ای از علما یک استثناء قایل گشته اند که تحت ظروف مکانی و زمانی خاصی هم می شود وسایلی را بر این بیعت بر یک امام اضافه نمود.مثلا اگر مکانها و سرزمین ها و اقطار اسلامی خیلی وسیع باشد و یا به علت گستردگی خاک اسلام دوری زیادی برای دسترسی به خلیفه وجود داشته باشد. پس تعدد امام تحت این ظرف مکانی وزمانی و این وسایل و شروط و استتثناء صحیح می باشد.و این رای علمایی با این وسیله و استثناء قایل گشته اند.

مثلا امام قرطبی رحمه الله می فرماید: وَهَذَا أَدَلُّ دَلِيلٍ عَلَى مَنْعِ إِقَامَةِ إِمَامَيْنِ، وَلِأَنَّ ذَلِكَ يُؤَدِّي إِلَى النِّفَاقِ وَالْمُخَالَفَةِ وَالشِّقَاقِ وَحُدُوثِ الْفِتَنِ وَزَوَالِ النِّعَمِ، لَكِنْ إِنْ تَبَاعَدَتِ الْأَقْطَارُ وَتَبَايَنَتْ كَالْأَنْدَلُسِ وَخُرَاسَانَ جَازَ ذَلِكَ.[۴]این ادله دلیل بر منع اقامه دو امام می باشد زیرا این موید است به سوی نفاق و مخالفت و سختی ها و فتنه آفرینی و زوال و نابودی نعمتها اما اگر چنانچه اقطار دوری در آن باشد مانند اندلس و خراسان بر آن جواز وجود دارد.

 صاوي المالكي (متوفى: ۱۲۴۱هـ) می گوید: وَلَا يَجُوزُ تَعَدُّدُ الْخَلِيفَةِ إلَّا إذَا اتَّسَعَتْ وَبَعُدَتْ الْأَقْطَارُ(بلغة السالك لأقرب المسالك المعروف بحاشية الصاوي على الشرح الصغير ۴/۱۹۰- الناشر: دار المعارف)يعني: تعدد خلیفه جایز نیست مگر اینکه سرزمین وسیع گردد و اقطار از هم دور گردند  و دور شود. شيخ  دسوقی مالكي  هم این سخن صاوی را مشابها می آورد و با تعلیق بیشتر اینگونه تایید می نماید ومی گوید: مَا ذَكَرَهُ الْمُصَنِّفُ مِنْ جَوَازِ تَعَدُّدِ الْقَاضِي بِمَنْعِ تَعَدُّدِ الْإِمَامِ الْأَعْظَمِ وَهُوَ كَذَلِكَ وَلَوْ تَبَاعَدَتْ الْأَقْطَارُ جِدًّا لِإِمْكَانِ النِّيَابَةِ وَقِيلَ بِالْجَوَازِ إذَا كَانَ لَا يُمْكِنُ النِّيَابَةُ لِتَبَاعُدِ الْأَقْطَارِ جِدًّا وَاقْتَصَرَ عَلَيْهِ ابْنُ عَرَفَةَ.[۵]

نتیجه:

  1. اقامه دو امام یا سه امام در یک سرزمین واحد و یک عصر واحد جایز نمی باشد
  2.   عقد امامت به بیشتر از یک امام در یک سرزمین واحد و یکپارچه و سرزمین های متقارب و نزدیک به همدیگر، عقد صحیح امام برای آن به این صورت است که به امام اول بیعت داده شود و باطل است به مخالف این امر عقد امامت داده شود و بیعتی به بیش از دو خلیفه در یک سرزمین متقارت و واحد صورت بگیرد
  3. ۳-     اما اگر متباعد و با اقطار وسیع باشد در این صورت استثنایی قایل شده اند و کثرت بیعت را جواز دانسته اند(باز این قول هم محل اختلاف است).الله اعلم.

در وضع موجود مسلمین باید با اتحادی اسلامی یک «جبهه» ی واحد بر علیه دشمنان اشغالگر و مزدوران آنها تشکیل دهند. هم اکنون دارالاسلام ایران قویترین ابزار جهت تشکیل این جبهه است و تنها حسادت و کسنه ی نابجا و جهل مانع از پیوستن عده ای به این جماعت و اهل جماعت شدن شده است نه دلیلی شرعی از یکی از مذاهب اسلامی.


[۱] الأحكام السلطانية۱/۲۹-الناشر: دار الحديث – القاهرة

[۲] الفصل في الملل والأهواء والنحل۴/۷۴-الناشر: مكتبة الخانجي – القاهرة

[۳] الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي۱/۲۷۲-الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة-الطبعة: الثانية، ۱۳۸۴هـ – ۱۹۶۴ م

[۴] تفسیر قرطبی ۱/۲۷۳- الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة-الطبعة: الثانية، ۱۳۸۴هـ – ۱۹۶۴ م

[۵] حاشية الدسوقي على الشرح الكبير۴/۱۲۵- الناشر: دار الفكر

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۲)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۲)

به قلم: م. الکوردی

ذکر یک شبهه: شاید عده ای از مخالفین دارالاسلام ایران  بگویند که این شما هستید که بین مسلمین اختلاف ایجاد کرده اید. در پاسخ می گوییم:سبحان الله از کسانی که اندیشه نمی کنند. دارالاسلام ایران شما را به جماعت شدن تشویق می کند و می گوید ای مسلمین دیگر خواب گران بس است و باید دست از فرقه بازی و جنگ مذهبی کشید و این کفاری که وارد سرزمین اسلامی شده اند بیایید بیرونشان کنیم و دهها ولی امر خائن و دست نشانده و مزدور که علم کرده اید از سرزمینهایتان تحت یک «جبهه» ی واحد ،متحدانه ساقطشان کنید.

دارالاسلام ایران به عنوان جماعتی قدرتمند که در حال جهاد با آمریکا «سر افعی» و متحدانش چون ناتو و صهیونیستهاست می گوید: الله فرموده است که: [إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ] {الرعد:۱۱}: خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه خود آنها سرنوشت خود را تغيير دهند.می گویند ای مسلمین شما قوم و امتی هستید که خود باید سرنوشت خود را تغییر دهید آن هم با جهاد و کتاب و الجماعة؛ که:قوام الدین بکتاب یهدی و بسیف ینصر.استحکام دین به کتابی است که هدایت می کند و شمشیری که نصرت می دهد. دارالاسلام ایران می گوید در برابر جبهه ی کفار ما هم یک «جبهه»ی واحد داشته باشیم همانند زمان خلفای راشدین و شما می روید جماعت بودن را بیعت به طواغیتی که شریعت را نصفه و بنا به هوای نفسانی خود قبول دارند و کفر جحود و کفر استحلال و کفر بواح و انواع نواقض اسلام را مرتکب می شوند،می دانید؟!شما جماعت بودن را در حزبهای فاسد سکولار و سکولار زده و دارودسته ی منافقین  می دانید که سلمیه و دموکراسی غربی را سرلوحه خود امور خود قرار داده اند. شما جماعت بودن را در جدایی شریعت الله از حاکمیت می دانید و آن را به سلف صالح امت هم ربط می دهید؟!امثال لاجهادی ها که بنام سلف صالح نان می خورند و تفرقه سازی می نمایند و همه امت را بدعت چی و گمراه و رافضی و خوارج و … می دانند الا حزب فاسد خودشان.و امثال این نمونه ها بسیار است.ای مسلمان بیدار شو.اسلام یک دین رادیکال و انقلابی و با روح حماسی و جهادی است و هیچ گاه ذلت در زیر دست کفار و مرتدین و مزدورین را نمی پذیرد و تا اعلای کلمه الله این اسلام از پای نخواهد نشست. ای مسلمان جماعت در یک دولت اسلامی و در یک «جبهه» واحد محقق می شود هر چند اعضای این جماعت دارای مذاهب مختلف حنفی و زیدی و جعفری و شافعی و مالکی و حنبلی و غیره باشند نه در زیر پرچمهای فرقه های مختلف یا زیر پرچم طاغوتی که شرع الله را به زیر پایشان انداخته و خود دست به تشریع و به پا داشت احکام مدنی و نه احکام الهی ،کرده اند.سخن بسیار است و اگر در این مورد سخن بگوییم شاید روزها درد دل و زخمهای بسته نشده داشته باشیم و لذا به همین اشارت اکتفا می کنیم چرا که عاقلان را اشارتی کافیست).

هم چنین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّهُ سَتَكُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ، فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ، فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا مَنْ كَانَ. [۱]براستي بعد از من درميان شما شر و فتنه ها و فسادها و تباهيها بوجود ميآيد، پس هركس خواست وحدت مسلمين را بهم بزند وجمع آنان را پراكنده سازد او را با شمشيرگردن بزنيد هركس ميخواهد باشد”.

رسول الله به شدت از تفرقه بیزاری جسته است و هم چنین می فرماید: إذا بويع لخليفتين فاقتلوا الآخر منهما.[۲] وقتي با دو خليفه بيعت شد آخري را بکشيد. هم چنین رسول الله می فرمایند: مَنْ بَايَعَ إِمَاماً فَأَعْطَاهُ صَفْقَةَ يَدِهِ وَثَمَرَةَ قَلْبِهِ فَلْيُطِعْهُ مَا اسْتَطَاعَ َإِنْ جِاءَ آخَرُ يُنَازِعُهُ فَاضْرِبُوا عُنُقَ الآخَرِ. [۳]کسي که با امامي بيعت نمايد، و با او پيمان بندد، و ثمرة دلش را به او بدهد بايد در حد توان از او اطاعت نمايد، و هرگاه ديگري با او دعوا و کشمکش نمايد پس گردن دومي را بزنيد”.

همه این احادیث منقول دلالت بر تاکید رسول الله بر یک رهبر واحد و التزام امت به جماعت بودن تحت نظر یک رهبر و جماعت دلالت دارد . صحابه پیامبر هم بر عدم جواز بیعت به بیش از یک امام تاکید ورزیده اند و این اجماع را علمای مسلمین در کتبشان به صراحت ذکر نموده اند:امام ماوردی رحمه الله می فرماید: فَأَمَّا إقَامَةُ إمَامَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ فِي عَصْرٍ وَاحِدٍ، وَبَلَدٍ وَاحِدٍ فَلَا يَجُوزُ إجْمَاعًا.[۴] اما اقامه دو امام یا سه امام در یک عصر واحد و در یک سرزمین واحد به اجماع جایز نمی باشد.


[۱] صحيح مسلم ۳/۱۴۷۹-الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت-باب في الإمارة: باب حكم من فرق أمر المسلمين وهو مجتمع-مسند أحمد ۴/۲۶۱ و۳۴۱ و۵/۲۳-سنن أبو داود ۴۷۶۲- السنن الکبری النسائي ۷/۹۳ في تحريم الدم: باب قتل من فارق الجماعة-الطبراني في “الكبير” ۱۷/۳۶۱-البيهقي ۸/۱۶۸

[۲] صحيح مسلم ۳/۱۴۸۰

[۳] صحیح مسلم۳/۲۰۱-  كتاب الإمارة، شماره ي۱۸۵۱

[۴] أدب الدنيا والدين۱/۱۳۶-الناشر: دار مكتبة الحياة-تاريخ النشر: ۱۹۸۶م

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۱)

حکم تعدد بیعت به بیشتر از یک امام و رهبر دارالاسلام و الجماعة در شریعت (۱)

به قلم: م. الکوردی

چرا همه برای اینکه اهل جماعت شویم بایستی یک امام و ولی امر واحد داشته باشیم و چرا در صورت بودن ولاه امر زیاد بیعت بر آنان جواز شرعی ندارد و بایستی فقط بر یک امام و یک جماعت و یک دارالاسلام بیعت نمود؟ این سوالی است که باید پاسخ شرعی و نقلی و عقلی بدان داده شود. چرا که تعدد امامان مصیبت و تفرقه و فساد در آن نهفته است.

در سقیفه که عده ای از مهاجرین و انصار جمع گشتند تا امامی منعقد کنند. انصار گفتند که بایستی امامی از ما و امامی از شما برای منصب خلافت منعقد گردد.اماعمر از شدت خوف از تفرقه و تفرق جماعت مسلمین و ظهور فساد و اختلاف و هرج و مرج می گوید: فَإِمَّا بَايَعْنَاهُمْ عَلَى مَا لاَ نَرْضَى، وَإِمَّا نُخَالِفُهُمْ فَيَكُونُ فَسَادٌ، فَمَنْ بَايَعَ رَجُلًا عَلَى غَيْرِ مَشُورَةٍ مِنَ المُسْلِمِينَ، فَلاَ يُتَابَعُ هُوَ وَلاَ الَّذِي بَايَعَهُ[۱]. عمر از این امر خوف داشتند که مبادا در نبود آنان (مهاجرین)، انصار بیعت خود را به امامی بدهند و به این واسطه امت محمد صلی الله علیه وسلم مانند ادیان دیگر و امتهای پیشین روی به سوی اضمحلال و نابودی بگزارند.لذا به آنجا رفتند تا یک امام واحد و مورد توافق و اجماع همه شان منعقد گردد و امت محمد تقسیم نگردد و تفرقه و فساد حاصل نشود.

هدف از بیعت در واقع اجتماع امر مسلمین، رسیدن مسلمین به مصالحشان ، اقامه حکم عدل بین مسلمانان و پاسخگویی به نیازهای مسلمین و وحدت صفوف بین آنان با یک امام واحد است و امر بیعت بر یک امام واحد در زیر یک پرچم توحیدی باعث جلوگیری از تفرقه می گردد.

خداوند بسیار تفرقه را زشت شمرده است.آنجا که می فرماید: وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(آل عمران۱۰۵) و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند (آن هم) پس از آن كه نشانه هاي روشن (پروردگارشان) به آنان رسيد، و ايشان را عذاب بزرگي است.

هم چنین می فرماید: وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ(انفال ۴۶) و (در ميان خود اختلاف و) كشمكش مكنيد، (كه اگر كشمكش كنيد) درمانده و ناتوان مي شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي رود (و ترس و هراسي از شما نمي شود). شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است.

هم چنین می فرماید: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ(انبیا۹۲) اين ملّت يگانه اي بوده (و آئين واحد و برنامه يكتائي دارند) و من پروردگار همه شما هستم، پس تنها مرا پرستش كنيد (چرا كه ملّت واحد، با برنامه واحد، بايد روبه خداي واحد كند).این آیه اخیر به صراحت به امت واحد بودن مسلمین اشاره می نماید و آیات متعددی اختلاف و تفرقه بین امت واحده را مذموم شمرده است.تنها راه حل بیرون آمدن مسلمین از ذلتی که بدان دچار گشته اند:جهاد در راه الله برای به پا داشتن یک دولت اسلامی در زیر یک پرچم واحد با یک توحید خالص و یک رهبر و امام واحد و بیعت مسلمین به این امام است. چرا که این راه است که ذلتی که بدان دچار شده ایم را به عزت مبدل می نماید و هم ضرورت دینی و هم ضرورت دنیوی مسلمین با آن محقق می گردد و هم کفار را وادار به قهر خواهیم نمود و هم اختلافها با حاکمیت شورا از بین می رود و یا کم رنگ می شود.

پیامبر به شدت از تفرقه بیزار بوده اند و امت را به جماعت واحد بودن سوق داده اند و تا حدی این امر جماعت برایشان مهم بوده که اگر کسی بخواهد جماعت مسلمین را متفرق نماید حکم قتل را برایش در نظر گرفته است: عَنْ عَرْفَجَةَ بنِ شُريحٍ رضي الله عَنْهُ قَالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَقُولُ : ” مَنْ أَتَاكُمْ وَأَمَرُكُم جمِيعٌ يُريدُ أَنْ يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ فَاقْتُلُوهُ “[۲] از عرفجه بن شريح روايت است که گفت : شنيدم رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم فرمود :هر کس نزدتان آمد؛ در حالي که شما جماعت متحدي هستيد، و خواست که جماعت شما را متفرق کند، او را بکشيد .


[۱] صحيح البخاري ۸/۱۶۸-مسند احمد۱/۴۵۳-مصنف عبدالرزاق ۵/۴۳۹-صحیح ابن حبان۲/۱۵۲-شرح اصول اعتقاد اهل السنه و الجماعه ۷/۱۳۶۰)

[۲] صحيح مسلم شماره حديث(۱۸۵۲)

تفرقه اندازان در دین الله پیوند خود با پیامبر را لرزان و گاه نابود می کنند

تفرقه اندازان در دین الله پیوند خود با پیامبر را لرزان و گاه نابود می کنند

 به قلم: محمد اسامه

عده ای می گویند در اطراف ما گروهها و جماعتهایی وجود دارند که «اهل جماعت» نیستند اما بسیار اهل تقوا و پرهیزکاری و غیره هستند پس می توان اهل جماعت نبود و به راه خود ادامه داد.

خدمت این دوستان و سایر عزیزان باید عرض شود قضاوت در مورد اینکه چه کسی به الله نزدیک است یا دور کار بنده نیست بلکه الله تعالی خودش باید این را مشخص کرده باشد.

دین معرفی شده توسط الله به بندگانش اسلام نام دارد و در طول تاریخ بشریت تمام کسانی که تسلیم و تابع دین الله شده اند را مسلمان نامیده است.  

اسلام دین وحدت و یگانگی است و از هر گونه تفرقه و انشعابهای مذهی مبراست و ربطی به آن ندارد؛ بر این اساس الله متعال می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینهُمْ وَ کانُوا شِیعاً لَّست مِنهُمْ فی شی ءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلی اللَّهِ ثُمَّ ینَبِّئُهُم بمَا کانُوا یفْعَلُونَ (انعام/۱۵۹) در حقیقت کسانی که دینشان را پراکنده ساختند، و گروه گروه گردیدند، تو هیچ چیزی (از رابطه) با آنان نداری؛ کارشان تنها با خداست؛ سپس [خدا] از آنچه همواره انجام می دادند، با خبرشان می سازد.

تفرق در دین هم یعنی جدا شدن از جماعت و اهل جماعت نشدن که در سخنان ام المومنین ام سلمه رضی الله عنها در زمان قیام شورشیان بر علیه عثمان بن عفان واضح و روشن می شود.

ام المومنین ام سلمة رضی الله عنها در هنگام فتنه ی اغتشاشگران بر علیه حاکمیت عثمان و الجماعة می گوید: إِنَّ نَبِيَّكُمْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ بَرِئَ مِمَّنْ فَرَّقَ دِينَهُ وَاحْتَزَبَ.[۱] پیامبرتان  صلی الله علیه وسلم بریء است از آنکه دینش را فرقه فرقه کرده و حزب گرایی کند. یا در لفظی دیگر آمده است زمانی که قاتلین عثمان در مسجد جمع شده بودند در یکی از منازل رسول الله صلی الله علیه وسلم ام سلمة رضی الله عنها قرآن را برداشت و فریاد زد: يُعْلَم أنَّ محمَّدًا بَرِيءٌ ممَّن فرق دينه، وكان شِيَعًا؛[۲]بدانید که محمد از کسی که دینش را پراکنده و فرقه فرقه کند و گروه گروه شود بیزار وبری است. یا با لفظ: ألمْ تَعْلموا أنَّ محمَّدًا بَرِيءٌ ممَّن فارَقَ دِينَه وكانوا شِيَعًا؟ مگر نمی دانید که محمد از کسی که دینش را پراکنده و فرقه فرقه کند و گروه گروه شود بری و بیزار است؟ و بعد آیه ی: إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ (انعام/۱۵۹) را قرائت کرد. [۳] كسانى كه دين خود را پراكنده کردند و فرقه فرقه شدند تو به هیچ وجه از آنان نیستی و (حساب تو از آنان جداست) .

در این سخنان ام المومنین رضی الله عنها دقت و تامل کنید. در زمان قتل عثمان، آشوبگران فتنه گر با ترکیب مختلفی که داشتند مذهبی جداگانه و مختص به خود و جدای از احکام فقهی حاکم بر حاکمیت و عموم مسلمین و مثل آنچه که عموماً در مورد مذاهب تصور می کنند نداشتند و یا حزبی بر اساس آنچه ما تصور می کنیم به وجود نیامد بلکه اطاعت خودشان را از رهبر جماعت گرفتند و از جماعت جدا شدند

حالا الله تعالی می فرماید که پیامبرش و قطعاً الله تعالی با این فرقه بازها و حزب سازها و ضرار سازها هیچ رابطه ای ندارد و آنها را تهدید می کند آنوقت عده ای برای این اهل تفرق  کرامات می بافند؟


[۱]  احمد بن حنبل، الجامع في العلل ومعرفة الرجال، ۳۳۴ / (۵۴۸/۲ رقم: ۳۵۹۷)

[۲]  رواه ابن شبة في «تاريخ المدينة»

[۳]   رواه ابن عساكر في «تاريخ دمشق» (۳۹/۲۳۵) من طريق شيبان، حدثنا أبو الأشهب، عن الحسنِ، قال: لقد رأيْتُ الَّذين تَكلَّموا في عُثمانَ وتخاصَموا في المسجِدِ حتَّى ما أرى أديمَ السَّماءِ، وإنَّ إنسانًا مِن حُجَرِ النَّبيِّ صَلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ أشار بمُصحَفٍ، وقال: ألمْ تَعْلموا أنَّ محمَّدًا بَرِيءٌ ممَّن فارَقَ دِينَه وكانوا شِيَعًا؛ {إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ} [الأنعام: ۱۵۹].

دیدگاه آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

دیدگاه آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

به قلم: شیعه علی

آیت الله خامنه ای رهبر ایران که از مترجمین آثار سید قطب در قبل از انقلاب اسلامی هستند بر این باور است که اگر عزت واقعی می خواهیم باید در راه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اصحاب ایشان قدم بگذاریم و می گوید:

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله ده سال حکومت کرد، اما اگر بخواهیم عملی را که در این ده سال انجام گرفته، به یک مجموعه پُرکار بدهیم تا آن را انجام دهند، در طی صد سال هم نمی توانند آن همه کار و تلاش و خدمت را انجام دهند! اگر ما کارهای امروزمان را با آنچه که پیغمبر انجام داد، مقایسه کنیم، آنگاه می فهمیم که پیغمبر چه کرده است. اداره آن حکومت و ایجاد آن جامعه و ایجاد آن الگو، یکی از معجزات پیغمبر است.

آن مردمی که ده سال با او زندگی کردند، روزبه‌روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دلهایشان عمیقتر شد. وقتی در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عبّاس – عموی پیغمبر – به اردوگاه آن حضرت آمد تا امان بگیرد، صبح دید که پیغمبر وضو میگیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده‌اند تا قطرات آبی را که از صورت و دست ایشان میچکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسری و قیصر – این پادشاهان بزرگ و مقتدر دنیا – را دیده‌ام؛ اما چنین عزّتی را در آنها ندیده‌ام.

آری؛ عزّت معنوی، عزّت واقعی است؛ «وللَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؛ مؤمنین هم اگر آن راه را بروند، عزّت دارند.(۸۰/۲/۲۸)

این دیدگاه آیت الله خامنه ای در مورد ثمره ی دعوت پیامبر و پیمودن راه آنهاست که راه عزت است.

مولوی ها و مغولهای قدیم و جدید

مولوی ها و مغولهای قدیم و جدید

به قلم: براهندک بلوچ

این روزها در کمال تعجب می بینیم که مولوی هایی عوام فریب و حقه باز پیدا شده اند که برای سکولاریسم و داشتن حاکمیت و مسئولینی لائیک و سکولار تبلیغ می کنند و بلندگوی رسانه ای کفار سکولار و احزاب سکولار و مرتد محلی در بخش جنگ روانی آنها شده اند.

اما این را بدانیم که در برابر تهاجمات آمریکا و ناتو و سایر کفار مثل گذشته های دور و نزدیک همیشه دو طیف از این مولوی ها و آخندها و مُلاها وجود داشته اند.

هنگامی که خبر تصرف دروازه‌های شرقی مصر توسط مغولها (تاتار) به مردم رسید علما به دو دسته تقسیم شدند:

دسته‌ای از علما سکوت را برگزیدند چون می‌گفتند این امر فتنه است زیرا تاتارها هرگز توسط کسی شکست نخورده‌اند و دعوت برای جنگ با آنان مانند خودکشی کردن است.

دسته‌ی دیگری از علما فکر کردند که اشغال مصر توسط مغولها امری قطعی می‌باشد بنابراین تصمیم گرفتند که نصیحت کردن و روشنگری را ادامه دهند تا نسل جدیدی از جوانان را پرورش دهند که توانایی آزادسازی مصر را بعد از اشغال قطعی آن توسط مغولها داشته باشند و خود را «علمای تجدید» نام نهادند.

اما در آنجا فقط یک عالم وجود داشت که با هیچکدام از آن علما موافق نبود و دریافت که ترک مصر و تحویل دادن آن به مغولها، خیانت بزرگی است و سخن گفتن را در هیچ موردی از دین در این لحظه جایز نمی‌دانست مگر اینکه مردم را بدون هیچ ترسی برای جهاد و جنگ با مغولها وادارد زیرا جهاد در این شرایط بر تمامی مسلمانان فرض عین است. این عالم به تنهایی، فرماندهی این جنگ فکری و روانی را بر عهده گرفت تا ذلت و بی‌تفاوتی را از وجود مردم و ترس را از قلب‌هایشان و دنیادوستی را از ذهن‌هایشان بیرون بکشد.

 اینگونه شد که تاریخ، علمایی را که در انجام وظایفشان کوتاهی کرده‌اند به فراموشی می‌سپارد در حالی که نام آن یک عالم را در بینشان جاودانه می‌کند، او «عز بن عبدالسلام» ملقب به «سلطان العلماء» است؛ کسی که فرمود: «هر کس در سرزمینی که زنا در آن رواج یافته است از حرام بودن ربا برای مردم حرف بزند خیانت کرده است».

نقش‌آفرینی علمای ربانی اسلام در هر مکان و زمانی این چنین است.

سکولاریستها اخلاق و ناموس و غیرت و دین و عقیده و … تو را تاراج کرده و همچون بلا بر سر تو و خانواده و اطرافیان و مردمت فرود آمده اند اما تو داری در مورد اختلافات ریز مذهبی با صوفی و شیعه و حنفی و درویش و سایر مذاهب صحبت می کنی؟ شک نکن که خائنی بیش نیستی.

و زمانی که بر علیه جماعت مسلمین و دارالاسلام با دامن زدن به این اختلافات در صف آمریکا و ناتو و کفار سکولار قرار گرفته ای بدان که نفاق و خیانت خود را آشکار کرده ای .

شهید باذن الله سید قطب رحمه الله می گوید:

“ملیت مسلمان، عقیده اوست،

برادری حقیقی، برادری عقیده است،

وطن مسلمان، جایی است که شریعت خداوند در آنجا حکم می‌کند

وهر گونه تصور و نگرش دیگری در قبال وطن، تصوری جاهلی است که اسلام آن را به رسمیت نمی‌شناسد”.