جهـــاد؛ تنهــا راه پـیروزی و تاثیر ات آن در بازگرداندن عزت و ابهت مسلمین

جهـــاد؛ تنهــا راه پـیروزی و تاثیر ات آن در بازگرداندن عزت و ابهت مسلمین

مؤلف: شیخ محمد خطیب

ارائه دهنده : ابوعبدالله هورامی پاوه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) حج ۷۷ و ۷۸

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! (براي آفريدگار خويش) ركوع و سجده كنيد و پروردگار خود را پرستش نمایيد و كارهاي نيك انجام دهيد، تا اين كه رستگار شويد * و در راه خدا جهاد و تلاش كنيد آنگونه كه شايسته جهاد و بايسته تلاش در راه او است. خدا شما را (از ميان مردم براي ياري دين خود) برگزيده است و در دين كارهاي دشوار و سنگين را بر دوش شما نگذاشته است. (اين دين همان) آئين پدرتان ابراهيم است. خدا شما را قبلاً (در كتابهاي پيشين) و در اين (واپسين كتاب) مسلمين ناميده است (و افتخار تسليم در برابر فرمانهاي الهي را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّتهاي ديگر كرده است) تا پيغمبر (با شهادت عملي خود) گواه بر شما باشد (و در روز قيامت رفتار و كردارش مقياس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد) و شما هم (با شهادت عملي خود) گواه بر مردمان باشيد (و رفتار و كردارتان به عنوان امت نمونه، محكّ سنجش اعمال سايرين، و الگوي بارز خداپرستان راستين گردد). پس (براي حصول اين منظور) نماز را بخوانيد و زكات مال به در كنيد و به خدا چنگ زنيد كه سرپرست و ياور شما او است، و چه سرور و ياور نيك و چه مددكار و كمك‌كننده خوبي است!»

(كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى * أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى * إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى) علق ۶ ـ ۸

«قطعاً (اغلب) انسانها سركشي و تمرّد خواهند کرد ‏*‏ اگر خود را دارا و بي‌نياز ببينند ‏*‏ مسلّماً بازگشت (همگان در آن جهان) به سوي پروردگار تو خواهد بود. (و او سركشان و متمرّدان را به كيفر اعمالشان مي‌رساند.)»­

امروز یکی از امور واجب بر مسلمانان، توجه به قانون جاودانشان است تا بتوانند براساس سفارشات و رهنمودهای آن، عمل کنند و اوامر آن را به طور کامل در زندگیشان پیاده کنند. چرا که سرانجام و عاقبت این امت اصلاح نمی­گردد مگر با تمسک و چنگ زدن به آن چیزی که ابتدا و آغاز این امت را اصلاح کرده است. و این حقیقتی است که هیچ بحث و نزاعی در آن وجود ندارد. آنگونه که خداوند ما را متوجه آن می­سازد و می­فرماید:

(قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ)‏ أنعام ۱۱

«بگو: در زمين بگرديد و سپس بنگريد و دقّت كنيد كه سرانجام آنان كه (پيغمبران خود را) تكذيب مي‌كرده‌اند چه شده است‌؟!»

از جمله ثمرات و نتایج جست وجو در زمین، بررسی و عبرت از تاریخ و شناخت سنت تغییر ناپذیر خداوند و نیز دیدن سرنگونی طواغیت دروغگو و خوشگذران (عیاش) می­باشد. همانا خداوند قبل از ما امت­هایی را بازخواست کرده است که بسیار توانمندتر، مسلط­تر و در ثروت و رفاه بیشتری بودند. اما تکبر ورزیده و ظلم و ستم نمودند، و به همین دلیل دچار عاقبت و سرانجام دردناکی شدند. ادامه خواندن جهـــاد؛ تنهــا راه پـیروزی و تاثیر ات آن در بازگرداندن عزت و ابهت مسلمین

میثاق امت   / قسمت سوم و پایانی  : ( اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه )

میثاق امت   / قسمت سوم و پایانی  : ( اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه )

نویسنده : جماعت بین المللی حزب آزادی

برگردان به فارسی روان : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بیساران

 

دولت

۶۲-  قدرت ازآن امت و یا از آن نیرومند ترین گروه امت است، اما تنها یک نفر است که آن را تمثیل می کند که همانا امیر می باشد. قدرت وجود عملی نخواهد داشت تا آنگاه که امیر وجود نداشته باشد ، از آنجا که قدرت به معنی سر پرستی از امور مردم و اداره مصالح شان می باشد و مردم نمی توانند از نگهداری منافع و مصالح خویش چشم پوشی نماید، پس درست نیست تا امت بدون امیر باشد و وجود امیر در یک امت یک امر واجب و لازمی است، چگونگی و طبیعت زندگی امت وجود امیر را لازم و حتمی می گرداند ، بر همین اساس است که وجود امیر واجب و حتمی است و نداشتن امیر در هیچ حالی از احوال درست نیست.

شریعت وجوب برگزیدن و تعیین امیر را ابراز نموده ، اصحاب پیامبر  صلی الله علیه و سلم   بر این اتفاق نظر دارند که امت نباید بدون امیر باشد، از عبدالله بن عمر روایت است که پیامبر اکرم      فرمود:

( لا یحل لثلاثه نفر یکونون بأرض فلاه إلا أمروا علیهم أحدهم )

« رواه نیست برای سه نفری که در بیابان لا مزروعی قرار بگیرند مگر این که یکی از مجموع خویش امیر برگزیند»

و از ابو سعید روایت است که پیامبر اکرم   صلی الله علیه و سلم  فرمود:

( إذا خرج ثلاثه فی سفر فلیؤمروا احرهم )

« هر گاه سه نفر به قصد سفر بیرون می روند یکی از جمع خویش را باید امیر برگزینند.

هم چنین بزار روایتی را با اسناد صحیح از حدیث عمر بن خطاب نقل کرده که پیامبر اکرم   صلی الله علیه و سلم چنین فرمودند:

( إذا کنتم ثلاثه فی سفر فأمروا أحدکم)

« هر گاه سه نفر در سفری قرار گرفتید یکی را به صفت امیر برگزینید»

احادیث یادشده دلالت بر فرضیت تعیین امیری بر امت اسلامی می کند.

و اما در خصوص این که رواه نیست تا امت بدون رهبر و امیر به سر برد دلیل روشنی از اجماع صحابه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین داریم، یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم  بر این اجماع نمودند که امت نباید بیشتر از سه روز بدون امیر به سر برد ، پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم    اصحاب کرام بدون وقفه در مکانی به نام سقیفه گرد هم آمدند تا در مورد تعیین جانشین پیامبر  صلی الله علیه و سلم    گفت و گو نمایند ، بحث و مناقشه را در سقیفه هم چنان دادمه دادند تا آن که در روز دوم مردم در مسجد جمع شدند، یعنی انتخاب جانشین برای پیامبر صلی الله علیه و سلم   دو شب و سه روز را در بر گرفت.

ادامه خواندن میثاق امت   / قسمت سوم و پایانی  : ( اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه )

میثاق امت   / قسمت   دوم  : (اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه  )

میثاق امت  / قسمت  دوم  : ( اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه  )

نویسنده : جماعت بین المللی حزب آزادی

برگردان به فارسی روان : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بیساران

سنت

۳۱- هر آن چه اعم از قول ، عمل و تقریر ( سکوت پیامبر صلی الله علیه وسلم    در برابر عملکرد دیگران) که از پیامبر صلی الله علیه وسلم    صادر گردیده سنت  نامیده می شود.

سنت وحی الهی است، الله    می فرماید:

وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَی ( ۳) إِن هُوَ إِلاَّ وَحیٌ یُوحَی (۴)

« پیامبر از هوای نفسش سخن نمی گوید بلکه هر آن چه می گوید وحی است که بر او می رسد» النجم ، ۴-۳

و می فرماید:

… إِن أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ …

« به جز وحی که بر من می رسد چیز دیگری را پیروی نمی کنم» الانعام ، ۵۰

و می فرماید:

… قُل إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا یُوحَی إِلَیَّ …

« بگو ای پیامبر تنها از وحیی که بر من می رسد پیروی می نمایم» الاعراف ، ۵۰

و می فرماید:

قُل إِنَّمَآ أُنذِرُکُم بِالوَحیِ …

« من تنها با وحی ( الهی ) شما را بیم می دهم.» الانبیا ، ۴۵

۳۲- سنت از دیدگاه این که وحی الهی است و همچنین شریعت الله   است هیچ تفاوتی با قرآن کریم ندارد ، هر دو وحی است که از جانب الله    نازل گردیده و هر دوی آن ها شریعت الله   به شمار می روند ، پس هر یک از آن ها خطاب شارع است، چنان چه الله      می فرماید:

… وَ مَآ ءَاتَکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَکُم عَنهُ فَانتَهُوا …

« هر آنچه را فرستاده ی (خدا) به شما داد ، بر گیرید و از آنچه شما را باز داشته ، باز ایستید.» الحشر ، ۷

کلمه ( ما ) لفظ عام است ، یعنی ( هر آن چه). همچنین می فرماید:

مَّن یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَد أَطَاعَ اللهَ …

« هر آن که از رسول فرمانبرداری نمود در حقیقت از الله فرمان برده است.» النساء ، ۸۰

و هم چنین می فرماید:

فَإِن تَنَزَعتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللهِ وَ الرَّسُولِ إِن کُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَالیَؤمِ الأَخِرِ …

« و چون در مسئله ایی کارتان به گفتگو و منازعه کشد به سوی الله و رسول باز گردید اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید» النساء ، ۵۹

بنابر این سنت درست مانند قرآن دلیل شرعی محسوب می گردد و هیچ تفاوتی از این ناحیه با قرآن ندارد. ادامه خواندن میثاق امت   / قسمت   دوم  : (اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه  )

میثاق امت   / قسمت اول  : (اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه)

میثاق امت   / قسمت اول  : (اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه)

نویسنده : جماعت بین المللی حزب آزادی

برگردان به فارسی روان : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بیساران

بسم الله الرحمن الرحیم

میثاق  از نظر و شرعاً به معنی عهد است، الله    می فرماید:

إِلاَّ الَّذِینَ یَصِلُونَ إِلَی قَومِ بَینَکُم وَ بَینَهُم مِّیثَاقٌ …

« مگر کسانی که با گروهی که میان شما ومیان آنان میثاقی است» النسا، ۹۰

و می فرماید:

… وِ إِن کَانَ مِن قَومِ بَینَکُم وَ بَینَهُم مِّیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ إلَی أَهلِهِ

« و اگر [ مقتول ] از گروهی است که میان شما ومیان آنان میثاقی است باید به خانواده وی خونبها پرداخت نماید»        النسا، ۹۲

و می فرماید:

… أَلَم یُوءخَذ عَلَیهِم مِّیثَاقُ الکِتَابِ أَن لاَّ یَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلاَّ الحَقَّ …

« آیا از آنان میثاق کتاب [ آسمانی ] گرفته نشده که جز به حق نسبت به الله سخن نگویند» الاعراف ، ۱۶۹

وَ إِذ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیّـنَ لَمَا ءَاتَیتُکُم مِّن کِتَبٍ وَ حِکمَهٍ ثَمَّ جَاءَکُم رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُم لَتُوءمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرُنَّهُ…

« و[ یاد کن ] هنگامی را که الله از پیامبران میثاق گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتی دادم سپس شما را فرستاده که آن چه را با شماست تصدیق کرده  البته به او ایمان بیاورید و حتماً یاری اش کنید» آل عمران ، ۸۱

و اصطلاحاً در عصر حاضر به مجموعه قواعدی اطلاق می شود که ملتی به آن باور داشته آن را دیدگاه خویش نسبت به زندگی قرار داده و مصدر دستور و قوانین خویش می گرداند.

هر ملتی که برایش میثاقی می سازد، ملتی نو پا و تازه تاسیس شده است که به تازگی برای خود دولت بنا کرده و زندگی جدیدی غیر از زندگی گذشته اش را آغاز نموده ، مانند دولت های آفریقایی و هر گونه دولت نوپا و تازه تاسیس یافته ای که زندگی جدیدی غیر از زندگی پیشینش را آغاز نموده باشد.

بعد از جنگ جهانی اول ، آنگاه که کشورهای عربی از پیکر خلافت عثمانی جدا شدند، هر کشوری که استقلال خودش را حاصل نمود ، فوراً در تلاش این بر آمد تا برای خود میثاقی وضع نموده آن را میثاق ملی نام نهد . چنانچه به عنوان مثال در کشورهای عراق و سوریه اتفاق افتاد.

اما ملت ها و امت هایی که دارای وجودی کهن و دیرین می باشند به ساختن میثاق نمی اندیشند، زیرا این چنین ملت ها و امت ها دارای عقیده سیاسی مشخصی می باشند که اساس و بنیاد آن مستحکم شده و قوانین معینی را در آن ها نهادینه گردیده است به گونه ای که اگر این ملت ها دستور وقوانینی نداشته باشند، این قوانین را دیدگاه خویش در زندگی قرار داده مصدر احکامی به شمار می برند که جایگزین آن دستور و قوانین می شود ، و اگر دستور و قوانینی داشته باشند ، این قوانین نهادینه شده مصدر و اساس دستور و قوانین شان می گردد.

قوانین یاد شده بدون اینکه نوشته شود و یا از آن به نام میثاق امت یا میثاق قومی و ملی یاد گردد، همواره محفوظ، شناخته شده و متفق علیه باقی می ماند و این وضعیت تمام دولت های اصیل و پایدار است. ادامه خواندن میثاق امت   / قسمت اول  : (اعتبار دار و وطن  بر مبنای سلطه ، امان ، تحکیم قانون و رهبریت جامعه)

چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد که دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله  می باشد که  دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

سلام علیکم

سوال :

از یکی از دانشجویان دانشگاه …… که ازطرفداران جریان شماست با  گوشهای  خودم شنیدم که در جروبحث با یکی از طرفداران اوجالان وپژا ک گفت: هم اکنون که  آمریکاوناتو با پشتیبانی سازمان ملل و همکاری مرتدین محلی سکولار به سرزمینهای مسلمین یورش آورده اند فرض عین ترین واجب اللهی جهاد با این متجاوزین است که حتی نماز وروزه ودیگر عبادات وفرایض را نیزتحت الشعاع خود قرار می دهد . من چون در حال شکست آن کمونیست پژاکی بود چیزی نگفتم. اما باید به این برادرانمان  تاکید کنید که قبل از دعوت دنبال علم خاص آن بروند. چون سکولاریستها سالهاست که در مناطق ما فعالیت دارند وهمه ی آنها پخمه نیستند بلکه بیشتر آنها از احکام اسلامی چیزهایی بلدند وممکن است در مواردی جهل مبارزین ودعوتگران به ضرر مسلمین تمام شود .آخر چگونه میشود که جهاد نمازی که ستون دین است را تحت تا ثیر قرار دهد وی گفته الان جهاد واجب عینی همچون نماز گشته است . شما چه توضیعی  برای این دانشوی  ما دارید ؟

م.خسروی

جواب :

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته

قبل از هر چیزی باید به عرض مبارکتان برسانیم که ما خوشبختانه ازخطاهایمان دفاع نمی کنیم .بلکه مشتاق دریافت نقدهای دیگر برادران وخواهرانمان نیز هستیم . ازاینکه هم نقد کرده اید هم راهنمائی ونصیت واینکه در برابر مرتدین سکولار پژاک و… جانب برادرتان را گرفته اید، نشان از دلسوزی وخیرخواهی شما از یکسو ودشمن شناسی صحیح شما را می دهد واینکه شما در درجه بندی مخالفا نتان راه درست را رفته اید . اما درمورد اینکه الان جهاد فرض عین است یا نه ؟ و چه جایگاهی در شریعت اسلامی دارد با اجازه ی شما موضوع را با هم پی می گیریم و در نهایت باهمدیگر نتیجه گیری می نمائیم .وآنوقت خودتان در مورد گفته های آن دوست مبارزمجاهدمان قضاوت خواهید کرد .انشاء الله .[ماعمداً درپیامتان اسم دانشگاه را نیاورده ایم وآن را از متن شماحذف نموده ایم.]

 

در صحیحین از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت:پیامبرصلی الله علیه وسلم روز فتح مکه فرمود:”لاهجرة بعد الفتح ولکن جهاد ونیة وإذا استنفرتم فانفروا”:(بعد از فتح،هجرتی نیست،اما جهاد ونیت باقی است وهرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد ،به سوی جهاد حرکت کنید)، و این لفظ روایت بخاری در باب الجهاد والسیر ازکتاب جهاد،می باشد. ادامه خواندن چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد که دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

به قلم: مجاهد دین

وقتی به عمل ختم نمی‌شود، و تنها در حد نظریات و افکار باقی می‌ماند، در این صورت مشغول تبدیع و تخریب و تفرقه است و مذاهب اربعه را به بهانۀ تبعیت از قول صحیح و تبعیت از سلف صالح، مردود می‌کند و افرادی که متسلّف می‌نمایانند در مساجد از دور دیده می‌شوند که خود را تافته‌ای جدا بافته نشان می‌دهند که انگار آنها بر سنّت و بقیه بر بدعت قرار دارند. و نه تنها من، بلکه اکثر شما تاثیر سوء جوانان حماسی بر اهل مسجد را دیده‌اید که چهار مقاله خوانده است و گمان می‌کند مجتهد شده  و مشغول تبدیع دیگران است!

اما وقتی که تفکر نجدیه به عرصۀ عمل وارد می‌شود، موضوع خطرناک‌تر می‌شود، آنها بخاطر فهم کج از نصوص و برداشت اشتباه از شرک و توحید، اگر قدرتی به دست گیرند، اهل قبله را قبل از هرکسی دیگر می‌کشند، علما و ماموستایان را قبل از هرکسی ترور می‌کنند، گمان می‌کنند بهترین کار را برای خدمت به دین و توحید می‌کنند اما نمی‌دانند که اخسرین اعمال هستند. مشابهش را در نحوۀ عملکرد دولت اسلامی ‌که خاستگاهش دعوت نجدیه است، مشاهده کردیم. و به اذن الله هربار در طول تاریخ چنین تفکر خارجی سر برمی‌آورد خداوند سرش را قطع می‌کند. و این بار متاسفانه با دست خودشان، خودشان را قلع و قمع و نابود کردند و با تکفیر یکدیگرشان، صفوفشان را منقرض نمودند. و کسانی از آنان را که خداوند به آنان ارادۀ خیر داشت، به سوی حق ارشاد نمود.

الغرض، ای برادر کریم، بدان که غلو نتیجه‌ای حتمی‌ دارد و آن شکست است. و اگر تمام دنیا برای جنگیدن با مجاهدان فی سبیل الله جمع شوند، باز الله با آنان است و پیروزی با مومنان است و شکست با کافران. و هرگز تعداد عِده و عُده ملاکی برای برتری بر دشمن نیست، بلکه ایمان و یقین و توکل و صبر است که پیروزی را به ارمغان می‌آورد. اما انحراف از مسیر اهل سنّت و جماعت و افتادن در دام عقاید خوارج و تکفیر به ناحق و غلو در دشمنی با مخالفان، نهایتا به این انجامید که خود اعضای دوله در طی اختلافات عقیدتی، همدیگر را تکفیر و سپس تصفیه کردند. به این شکل شکست بر آنان رقم خورد و الله متعال بدون شک بهتر از آنان را خواهد آورد. پس از تجربه‌ها استفاده کنید و خطای گذشته را تکرار نکنید. انسان عاقل از یک سوراخ سه بار نیش نمی‌خورد.

ادامه خواندن تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

سید قطب، اصطلاح اسلام آمریکائی  تلاشی جهت دشمن شناسی شرعی و  درجه بندی شرعی دشمنان

سید قطب، اصطلاح اسلام آمریکائی  تلاشی جهت دشمن شناسی شرعی و  درجه بندی شرعی دشمنان

به قلم: مسعود سنه ای

سید قطب تقبله الله  با آن درک بالا و سواد و معلوماتی که نسبت به اوضاع جهان اسلام و منطقه داشت و همچنین شناخت صحیحی که از دشمن اصلی که آمریکا باشد پیدا کرده بود، این واژه را ابداع کرد و فرمود هرکسی که بر این روش عمل کند، همان کاری را انجام می دهد که آمریکایی ها می خواهند.

اما سوال اینجاست که چرا از لقب آمریکایی برای اسلام استفاده کرد و مثلا نگفت که اسلام  نجدی ؟! با آنکه در آن زمان سلفیت درباری خاص نجدیت نمایانگر ظاهری این نوع از اسلام مسخ شده بود .

پر واضح و آشکار است که مقصود وی این نبوده که با «سلفیت درباری خاص نجدیت» هم مسیر هستیم، یا مثلا اگر نامی از انگلیس و اسرائیل و روسیه و چین و … نیاورده است، معنایش این نیست که آنها جزء کفار نیستند؛ بلکه این نکته را می فهماند که او به درستی دین سکولاریسم و آمریکا به عنوان پرچمدار و رهبر اصلی دین سکولاریسم و دشمن اصلی را شناخته است و آنرا نشانه گرفته است که مسلمانان را بیدار کند تا دشمن اصلی خود را بشناسند و با اتحاد فراگیر میلیونی ریشه کفر و بی دینی و دشمنی با الله تعالی را بخشکانند و از اینکه  خود را به معلولها و مسائل فقهی جزئی همدیگر و بر هم زدن دشمن شناسی شرعی و بر هم زدن درجه بندی شرعی دشمنان مشغول کنند بر حذر دارد .

کسانی که تفسیر آیات اولیه ی سوره ی روم را از اثر ماندگار سید قطب (فی ظلال القرآن) مطالعه کنند متوجه خواهند شد که این عالم بزرگوار  به صورت ساده و مختصر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان را با آیات قرآن و سیره ی صحابه تبیین و روشن می گرداند و مسلمین را هوشیار می گرداند که اسلام قبل از تعلیم آداب مهمی چون زکات و جهاد و حدود و هزاران سنت دیگر دشمن شناسی شرعی  درجه بندی شرعی دشمنان را به مسلمین آموزش می دهد .

این بود سیره و منهج بزرگان و علمای جهاد ما همچون سید قطب رحمه الله …

آیا ما امروز به سیره آنها عمل می کنیم، یا هر کدام می خواهیم  طبق نقشه ی دشمنان و علمای سوء یا طبق خواهشهای نفسانی خود بازیگری سناریوی دشمنان اصلی اسلام باشیم ؟

آیا واقعا خواست آنها و حتی خود رسول الله صلی الله علیه و سلم این بود که نوک پیکانهای شمشیر به سمت مسلمانان برود و مسلمین به هم مشغول شوند و کفار مشرک (سکولار) با خیال آسوده و راحت به اشغال و تاراج سرزمینهای مسلمین بپردازند و در کمال آرامش از طریق علمای سوء به ایجاد نفاق بین صفوف مسلمین بپردازند و مسلمین روز به روز در مسیر تفرق بیشتر و ذلیلی در حرکت باشند یا اینکه تلاش آنها این بود که با حفظ دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به صورت شرعی از کفر به طاغوت و ولاء و براء خود محافظت کنیم و در مسیر عزت و قدرت و پیروزی در حرکت باشیم؟!

 

به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟

به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟

ارائه دهنده : نذیر احمد البلوشی [۱]

می دانیم که اسماعیلی های شیعه مذهب طوایفی از غلات شیعه بودند که خودشان به خالصه و مبارکیه و این هم به سه شاخه ی عمده ی نزاری و دروزی و مستعلی و هم اکنون به آغاجانیه و بُهره تقسیم می شوند و هر کدام از اینها هم به چندین فرقه ی مختلف تقسیم می شوند، از قرامطه بگیرید تا آنچه که ما هم اکنون در افغانستان و ایران می بینیم تا اسماعیلی هایی که در شمال آفریقا و بخصوص در مصر در اواخر عمر این حکومت دارای کتب فقهی خاص خودشان بودند و دانشگاههائی مثل الازهر و سایر مدارس را برای تدریس فقهشان تأسیس کردند.

اسماعیلی ها تا جعفر صادق را قبول داشتند و بعد از آن اسماعیل را قبول دارند. به همین دلیل به آنان میگویند۶ امامی . عقاید غالی گرایانه ی آنهاهم بر باطنی گری و تأویل باطنی از منابع شرعی و بر ۷ رکن استوار بود .

  • ولایت . پذیرش سرپرستی و دوستی با خدا و پیامبرا ن و امامان و مبلغین . اینان می گفتند خدا می تواند در پیامبران و امامان تجلی کند .
  • طهارت . اما دروزیان این را رکن دین نمی دانند
  • نماز. که تعیین شیوه و روش آن بر عهده ی امام حاضر است. اینان نماز خواندن به سبک مسلمانان دیگر را شیوه ی جهال می دانند. برای همین است می بینم که حسن صباح نماز و روزه را از گردن پیروانش بر می دارد.
  • زکات. آنها ۱۲ درصد درآمد ماهیانه ی خودشان را به امام حاضرشان می دهند. غیر از دروزیها
  • روزه . آنها پایبند به روزه رمضان نیستند.
  • حج . قائل به حج مکه نیستند و دیدار امام و داعیان خودشان را بالاتر از حج می دانند.
  • جهاد. این را مبارزه با نفس می دانند.

غیر از این موارد به بهشت و دوزخ جسمانی اعتقادی ندارند و به بهانه ی امر به معروف و نهی از منکر مخالفین خودشان را ترور می کردند که ترور خواجه نظام الملک مشهوراست. البته این اسماعیلی های غالی هر کدام که تحت تأثیر عقاید هندیان یا مزدکیان یا نصرانیها و غیره قرار گرفته بودند به نسبتهائی با همدیگر مختلف بودند. اکثریت اینها توسط شیعیان ۱۲ امامی و فرق معروف به اهل سنت تکفیر شدند. اما دسته هایی از آنها که بر ملتی مسلمان و ریشه دار مثل مصر حکم می کردند بعضی از آداب ظاهری چون نماز و روزه و غیره را در دورانهائی به جای می آوردند و تا حدودی در ظاهر – عده ای می گویند به خاطر تقیه – خودشان را از سایر فرق اسماعیلی غالی جدا کرده بودند. به هر دلیلی که بوده باشد بخشی از اینان کتبی در فقه ظاهر هم برای خودشان در اواخر حکومت فاطمیان مصر داشتند و در ظاهر با تمام آلودگیهائی که داشتند حکم اهل قبله بر آنها صادر می شد.

این اسماعیلی ها با چنین عقاید و رفتار های آلوده ای در شمال آفریقا حکومتی تحت عنوان عبیدی ها یا فاطمیون را بر اساس فقه اسماعیلی  تشکیل دادند. در دوران این دسته از فاطمی ها بود که از مناسبتهائی که الان می بینیم برای تبلیغ شیعه ی اسماعیلی استفاده می شد، برگزاری مراسم عاشورا و عید غدیر و عید ولادت ائمه و فاطمه زهراء رضی الله عنها و مراسم مولود و نیمه ی شعبان از جمله ی این موارد بود. ادامه خواندن به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟

آموزش موحدین در رد شبهات  دموکراسی خواهان

آموزش موحدین در رد شبهات  دموکراسی خواهان

نویسنده  : تنظيم قاعده الجهاد في بلاد الرافدين

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

اگر گفتند…بگو!

بسم الله الرحمن الرحيم

اگر به تو گفتند؛ شرکت در انتخابات پارلمان سکولاریستها واجب دینی ست.

به آن ها بگو آیا منظور تان این است که فاعل این کار مأجور و تارکش گناه کار خواهد بود؟!

اگر گفتند؛ بله!

به آن ها بگو؛ اصل در  عبادات بر حرمت است مگر اینکه  از کتاب و سنت دلیلی شرعی بر آن­ها اقامه شود و سپس از ایشان سوال کن که دلیل شرعی آن­ها برای واجب بودن این عبادت چیست؟!

اگر متذکر شدند که  در کتاب و سنت به “شوری” اشاره می کند، در جوابشان بگو: شوری با دموکراسی تفاوت دارد.

و اگر گفتند تفاوتشان چیست؟

در جوابشان بگو: دموکراسی بر اساس سکولاریسم بنا شده و مفهوم صحیح شوری را از بین می­برد، حال آن که شوری با دموکراسی چند تفاوت محوری دارد، از جمله…

۱؛ در شوری حاکمیت از آن خداست، همانطور که او تعالی می فرماید: « إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ» «حکم تنها از آن خداست» (انعام/۵۷). اما در دموکراسی، برخلاف این، حکم از آن غیر خداست- سکولاریسم و اکثریت ملت-

۲؛ شوری در مسائل اجتهادی که هیچ نص و اجماعی بر آن وجود ندارد، شکل می گیرد اما دموکراسی بر خلاف آن در همه ی مسائل از جمله تحریم خمر –به عنوان نمونه- اگر اکثریت ملت بر جواز آن اتفاق کنند،حکم می دهد و هیچ اعتباری برای قوانین الهی قائل نیست.

۳؛ شوری در اسلام بر اهل حل و عقد و نخبگان و متخصصان محصور است اما در دموکراسی چنین نیست.

ادامه خواندن آموزش موحدین در رد شبهات  دموکراسی خواهان

جنگ مسلحانه ی فی سبیل الله برای تحقق عدالت اجتماعی

جنگ مسلحانه ی فی سبیل الله برای تحقق عدالت اجتماعی

به قلم: سید قطب – تقبله الله –

ارائه دهنده : مسعود سنندجی هورامی

لازم است تنها جنگي را كه اسلام مشروع دانسته و به آن اعتراف ميكند و لازم مي داند، مورد گفتگو و بيان قرار دهيم:

پيامبر فرمود: ” آنكه براي اعلاي كلمه خدا مبارزه مي كند، در طريق خدا است”. آن كلمه خدايي كه اگر كسي در راه آن مبارزه كند مبارزه اش در راه خدا به شمار مي آيد ،‌كدام است؟

مقصود از ” كلمه خدا “ كه از آن تعبير به اراده خدا ميشود و براي ما افراد بشر آشكار است، عبارت از آن حقيقتي است كه با ناموس و سنت خلل ناپذيري كه براي جهان آفرينش و انسان قرار داده شده، موافقت دارد.

سابقاً گفتيم: همبستگي در طبيعت جهان آفرينش، و همكاري در زندگي افراد بشر، دو قانوني هستند كه خداوند آنها را براي ادامه زندگي ميخواهد. آن نظم متناسبي كه در ساختمان جهان آفرينش به كار برده شده و مانع از فساد و از هم گسيختگي عالم است، و به زندگي نيرويي بخشيده كه همواره به طرف ترقي و تكامل پيش ميرود، و تعاون و همكاري را كه موجب برقراري خير عمومي براي جميع افراد بشر در طول تاريخ است، برقرار ميسازد:

مائده ۲ نسبت به نيكو كاري و پرهيز كاري معاونت داشته باشيد و هيچگاه نسبت به گناه و دشمني يار و همكار نباشيد.

اسلام براي هدايت تمام اين مردم آمده است، بنا بر اين از آثار واقعيت “كلمه خدا” و اراده خدا، اينست كه اين خير عمومي را كه اسلام آورده، به جميع مردم برساند و از هرگونه عواملي كه بين مردم و آن، حايل شود، جلوگيري نمايد.

از اين جهت، چنانچه كسي كه بخواهد سنگ راه اين خير عمومي نسبت به مردم شود و با نيرو و قدرت بين آن و مردم حايل گردد، چنين كسي دشمن خدا و متجاوز به كلمه خدا و اراده عمومي اوست، و بايستي از راه دعوت و تبليغ اين خار سر راه برداشت و دوباره “كلمه خدا” را تحقق بخشيد.

البته منظور اين نيست كه اسلام را به زور به آنها بقبولانيم و بر آنها واجب كنيم، بلكه منظور اين است كه به آنها آزادي فكر و وسعت اطلاعات كه موجب هدايت و رسيدن به خير عمومي است، داده شود، تا در نتيجه آنها هم هدايت شوند، وگرنه اسلام هيچكس را مجبور نميكند كه در مقابل او سر تسليم فرود آورد و جبراً به آن معتقد شود، بلكه كساني را كه در سر راهش قرار دارند و مردم را از طريق حق منحرف ميكنند، مانند خار از سر راه دور ميكند:

انفال ۳۹ با آنها كار زار كنيد تا فتنه نمانند و دين يكسره خاص خدا شود. ادامه خواندن جنگ مسلحانه ی فی سبیل الله برای تحقق عدالت اجتماعی