پیام شیخ عبدالرزاق المهدی به جولانی پیمان شکن (ناکث)

پیام شیخ عبدالرزاق المهدی به جولانی پیمان شکن (ناکث)

ترجمه : کارزان شکاک

خداوند متعال ما را به وفای به عهد و پیمان‌هایمان فرمان داده و فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌هایتان وفا کنید.»

و همچنین فرموده است: «و به پیمان وفا کنید، زیرا از پیمان پرسش خواهد شد.»

جاسم الشمسی مسلمانی است که در کنار مردم سوریه و انقلاب آنها علیه بشار اسد و رژیمش ایستاد. علما به اتفاق آرا توافق کرده‌اند که تحویل دادن مسلمان به کافر یا فرد شرور و فاسقی که نه از خدا می‌ترسد و نه به هیچ پیمان و تعهدی با مؤمنان احترام می‌گذارد، جایز نیست. این امر به ویژه از زمانی که او با احساس امنیت و اطمینان به برادری ایمانی وارد کشور ما شد، صادق است. اگر این مرد بیچاره غیر از این باور داشت، هرگز از ابتدا وارد کشور ما نمی‌شد.

مسلم از ابوهریره از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «به یکدیگر حسادت نورزید و به یکدیگر پشت نکنید… و ای بندگان خدا، برادران هم باشید. مسلمان برادر مسلمان دیگر است؛ به او ظلم نمی‌کند، او را رها نمی‌کند و او را تحقیر نمی‌کند. تقوا همین است… برای انسان همین شر است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند. هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر مصون است: خونش، مالش و آبرویش.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از رها کردن و ظلم به مسلمان نهی فرمود. و چه ظلم و ستمی بزرگتر از این است که مسلمانی را به کسی بسپارند که زنده زنده پوستش را بکند و استخوان‌هایش را خرد کند؟!

در دو صحیح (بخاری و مسلم)، به نقل از علی، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «عهد مسلمانان یکی است؛ حتی پست‌ترین آنها می‌تواند امان دهد. هر کس عهد مسلمانی را بشکند، لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم بر او باد. خداوند هیچ کفاره یا فدیه‌ای از او نمی‌پذیرد.»

ابن بطال در شرح خود بر بخاری می‌گوید: «هر کس به یکی از جنگجویان دشمن امان دهد، امان او بر همه مسلمانان واجب است و آنها مجاز به شکستن آن نیستند.» بخاری از انس، رضی الله عنه، روایت می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«هر کس نماز ما را بخواند، رو به قبله ما باشد و گوشت ذبح شده ما را بخورد، او مسلمانی است که در امان خدا و رسولش است. پس عهد خدا را با او نشکنید.»

مسلم در صحیح خود به نقل از جندب رضی الله عنه روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«هر کس نماز صبح را بخواند، در پناه خداست. پس خدا تو را به خاطر شکستن پیمانش مؤاخذه نکند، مبادا تو را بگیرد و به آتش جهنم بیندازد.»

در دو صحیح (بخاری و مسلم) از ام هانی بنت ابی طالب روایت شده است که گفت: «در روز فتح مکه، دو مرد به سوی من گریختند و من به آنها امان دادم. سپس یکی از آنها نزد من آمد و گفت: «آنها را بکش.» پس من نزد رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، که در قسمت بالای مکه بود، رفتم. وقتی مرا دید، به من خوشامد گفت و گفت: «ام هانی، چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟» گفتم: «ای رسول خدا، من به دو نفر از خویشاوندانم امان داده بودم و او می‌خواست آنها را بکشد.» او، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود: «ای ام هانی، ما به هر کسی که تو امان داده‌ای، امان داده‌ایم.»

این مرد با ضمانت امنیت و پیمانی از سوی دولت سوریه وارد خاک سوریه شد و با یک زن سوری ازدواج کرده است. علاوه بر این، او هیچ اقدام یا فعالیتی که بتواند تحریک‌آمیز یا مضر برای هر کشور یا دولتی تلقی شود، یا به منافع و روابط خارجی سوریه آسیب برساند، انجام نداده است.

به اعضای مجلس مردم مسئولیت مستقیمشان را برای پیگیری پرونده برادر الشمسی، مشخص کردن جزئیات آن و اطمینان دادن به خانواده، عزیزان، دوستان و همه مردم سوریه یادآوری می‌کنم. این وظیفه آنهاست که باید به طور کامل آن را انجام دهند.

از وزیر دادگستری، دکتر مظهر الویس، به عنوان رئیس بالاترین مقام قضایی در دولت سوریه، درخواست می‌کنم که شخصاً پرونده برادر الشمسی را به شیوه‌ای که مورد رضایت خدا و رسولش باشد و به گونه‌ای که منعکس کننده اصول والای انقلاب مبارک ما و مردم آزاد و شریف آن باشد، پیگیری کند.

اگر دولت در انجام وظیفه خود کوتاهی کند، مردم سوریه باید از برادر الشمسی محافظت کنند، همانطور که ام هانی، رضی الله عنها، انجام داد.

ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.

ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.

 شیخ عبدالرزاق المهدی

پیامی به حسن صوفان که هم اکنون ذلیل دست جولانی و تحالف تحت پرچم آمریکا شده و به آداب حیض و نفاس و … مشغول است

پیامی به حسن صوفان که هم اکنون ذلیل دست جولانی و تحالف تحت پرچم آمریکا شده و به آداب حیض و نفاس و … مشغول است

ترجمه: کارزان شکاک

ای بیچاره!

یادت هست زمانی را که ما تو را با فشار و اصرار وادار کردیم تا رهبری «أحرار الشام» را بپذیری؟

آن روز به من گفتی: «به من رسیده که جولانی گفته است: از هیچ‌کس در احرار نمی‌ترسم جز حسن صوفان.»

به تو گفتم: «جولانی تو را به کنار رود عاصی می‌برد و تشنه بازمی‌گرداند!»

و از من رنجیدی.

اما بااین‌حال، تو در برابر تجاوز و ظلم او ایستادی و به‌خوبی هم موفق شدی، و توانستید این مناطق را از او پس بگیرید: معرة النعمان، خان العسل، دارة عزة و به‌عنوان «جبهة تحریر سوریه» (احرار الشام – صقور الشام – الزنکی) نوعی توازن در برابر هیئت جولانی ایجاد کردید.

امّا بعد چه شد؟ چه بر سرت آمد؟

آمدی و بهترین الگوی احیای شورا در یک جماعت اسلامی، از زمان پایان خلافت راشده تا امروز ــ یعنی حدود ۱۴۲۰ سال ــ را درهم شکستی.

در حرکت أحرار الشام، مجلس شورا قدرت برتر بود و «امیر» تنها یک مجری بود که بدون رجوع به شورا نمی‌توانست تصمیم‌گیری کند.

ولی تو آمدی و شورا را مصادره کردی و راه و روش جولانی را پیش گرفتی، با بهانه‌هایی سست و بی‌پایه.

پس از آنکه مجلس شورا سه بار به تو هشدار داد و تو همه را رد کردی، در نهایت تو را عزل کردند.

تا این‌جا هنوز فاجعه‌ای نبود.

اما بعد چه کردی؟

به هیئت (تحریر الشام) پناه بردی و با کمک آن‌ها علیه رهبری أحرار الشام کودتای نظامی انجام دادی.

ابو عبیده را به‌صورت صوری در رأس گذاشتی، امّا چند ماه بعد کار أحرار الشام پایان یافت و تبدیل شد به یک «لشکر» کوچک درون هیئت.

و خودت نیز شدی یک فرمانده درجهٔ پنجم زیر دست احمدالشرع.

پس از «آزادسازی» نیز، الشرع تو را فریب داد: به شما گفت: «شما کمیتهٔ مشورتی هستید.»

سپس شما را در «کمیتهٔ صلح اجتماعی» گذاشت؛ آن‌هم بدون هیچ اختیار و صلاحیتی.

و در پایان، تنها مقام باقی‌مانده برایت ــ مهر ختم‌شده ــ این شد که خطيب جمعه باشی.

این سرنوشتِ هر کسی است که پیش از «تحریر» با یک ظالم و باغی همراه شود

و در برابر ظلم، زندانی‌کردن و ساکت‌کردن ۲۱۰ زندانی ادلب خاموش بماند.

تو به نزدیکان خود می‌گویی:

«این مرد، تمام کشور را بلعیده؛ نمی‌دانیم با دولت‌ها چه می‌کند. در داخل هم هر کاری دلش بخواهد از سر خودش انجام می‌دهد.»

به سوی پروردگارت توبه کن و به حقّ بلند بگو.

تو خوب می‌دانی: جایز نیست زیر ولایتِ ظالم قرار بگیری، وقتی توان کاهش ظلم او را هم نداری.

امارات متحده عربی؛ دجّالِ عربی و کارگزار هر فتنه در جهان اسلام

امارات متحده عربی؛ دجّالِ عربی و کارگزار هر فتنه در جهان اسلام

به قلم: ابراهیم یعقوبی

اگر در سرزمینهای اسلامی که تحرکات جهادی بر ضد آمریکا و غرب و جود دارد یا قرار است غربیها منابع آن کشور را با آتش فتنه، کودتا، اشغال، جنگ نیابتی، فساد سیاسی و خیانت غارت کنند به دقت نگاه کنید متوجه خواهید شد یا دلارها و دیپلماسی آل سعود در آن وجود دارد یا دلارها و حتی قدرت نظامی و مزدوران امارات متحده عربی؛ همان دجّالِ عربی که در چهرهٔ یک دولت کوچک، اما در باطن، پروژه‌ای خطرناک‌تر از اسرائیل را پیش می‌برد.

این رژیم کوچک صهیونیست عرب نفتی، با پول‌های سیاه و حمایت قدرت‌های استعماری، همچون اختاپوسی که شاخک‌های خود را در سرزمین‌های مسلمانان گسترده، امروز بر نیمی از لیبی، هفتاد درصد سودان، نیمی از سومالی، بخشی از یمن، جزایر قمر، بنادر مراکش، اقتصاد مصر و دریای موریتانیا نفوذ و کنترل دارد.

اما این تنها ظاهر ماجراست؛ امارات حکومتی نیست که به تنهایی وارد عمل شود و ضعیف تصور شود؛ امارات همچون رژیم عبری صهیونیستی یعنی یک صهیونیست عرب که آمریکا و ناتو را پشت سر خود دارد و مجری طرحهها و برنامه های آنها در سرزمینهای اسلامی است.  

حتی از سوی غربیها بر علیه دوستان خود نیز جهت مدیریت بیشتر و هشدا به کار می رود؛ در سال ۲۰۱۶، همین رژیم بود که کودتای خونین علیه اردوغان را رهبری کرد.

نفوذ آن در کاخ سفید چیزی کمتر از نفوذ اسرائیل نیست.

حاکمانش عرب اصیل نیستند؛ از خاندان‌های مهاجر هندی‌اند و ارتشی از مزدوران خارجی دارند که به‌جای آنان می‌جنگند.

در میانۀ این خیانت‌ها، امارات در کنار چین علیه مسلمانان اویغور و روهینگیا ایستاد، در نزاع حساس پاکستان و هند جانب هند را گرفت، در آفریقای مرکزی از مسیحیان علیه مسلمانان حمایت کرد و در مالی به‌صورت مستقیم در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر ارتش مسلمان ازواد قرار گرفت.

خلاصهٔ ماجرا این است:

پشت هر فتنه، پشت هر توطئه، پشت هر خون ریخته‌شده در جهان اسلام، ردّی از آل سعود و امارات دیده می‌شود؛ امارات، کشوری کوچک با قلبی که از تل‌آویو دستور می‌گیرد.

بن سلمان و جولانی مُلا فتاحی؛ دو روی یک سکه در خدمت آمریکا

بن سلمان و جولانی مُلا فتاحی؛ دو روی یک سکه در خدمت آمریکا

به قلم: خالد سیف الله المسلول

بعضی از مردم تعجب می کردند که چگونه علمای درباری آل سعود در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی ها فتوای جهاد با کفار اشغالگر صادر می کردند و مردم را به دادن کمکهای مالی به مجاهدین دعوت می کردند و مجاهدینی چون شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آزادانه به عربستان می رفتند و مورد استقبال کسانی چون بن باز و دیگران قرار می گرفتند اما به محض اینکه جای اشغالگر عوض شد و آمریکا جای شوروی ها را در اشغال افغانستان گرفت به ناگاه جهاد در افغانستان نامشروع شد و کسانی چون اسامه بن لادن نیز تبدیل شدند به خوارج!

عین این اتفاق در سوریه رخ داده است، زمانی که نیروهای مخالف آمریکا و غرب در سوریه حضور داشتند عده ای جهاد را در سوریه فرض عین اعلام کردند اما با آمدن آمریکا و غرب و صهیونیستها به سوریه، جهاد نامشروع  و تمام شده اعلام شد و مجاهدین نیز برچسب خوارج خورده اند.

مُلا عبدالرحمن فتاحی نیز که یک عمر جوانان مردم را به نام «جهاد» به سوریه کشاند، دیدار احمد شرع با ترامپ را زیرکی سیاسی می‌نامند، در حالی که دیدار محمد بن سلمان با همان ترامپ را خیانت و وابستگی می‌خواند.

اما حقیقت ساده است:

کاخ سفید همان کاخ سفید است، خط سیاسی آمریکا همان خط سیاسی آمریکا است، رئیس جمهور همان ترامپ است؛ تنها چیزی که تغییر کرده هوای دل مردم و گرایش نجدی های درباری است، نه داده‌های واقعی سیاسی.

نجدی درباری که از بن سلمان متنفر است، هر حرکت او را خیانت می‌نامد. و نجدی درباری که به احمد شرع گرایش دارد، همان حرکت را هوشمندی و زرنگی می‌خواند.

واقعیت تلخ اما این است که هر دو، در تسلیم در برابر آمریکا، یک مسیر را پیش گرفته‌اند:

بن سلمان با میلیاردها دلار پول نزد ترامپ رفت و گفت: «ما پول می‌دهیم، شما حمایت کنید».

جولانی اما پولی نداشت؛ پس به جای آن، وفاداری و تسلیم کامل به آمریکا آورد و گفت: «دستور شما، قانون من است؛ سوریه را به نفع منافع شما بازسازی می‌کنم و جلوی مجاهدین و بیداری اسلامی جبهه ی مقاومت اسلامی حماس و تمام نیروها و قدرتهای همسو با آن را در سوریه می‌گیرم».

هم بن سلمان و هم احمد شرع، ترستی و هراس خود را در برابر قدرت آمریکا نشان دادند: ترس از سقوط، ترس از از دست دادن حکومت و منافع، و ترس از نابودی موقعیت سیاسی.

و در کنار این دو، نجدی تازه درباری شده، ملا فتاحی به‌عنوان مربی فکری و تبلیغاتی، نسل‌ها از جوانان مسلمان کُرد را به جنگ نیابتی و جهاد تحریف‌شده هدایت کرد، و با توجیه حرکت جولانی، چهره خیانت و تسلیم را به زیرکی سیاسی تبدیل کرد.

واضح است که فرقی میان آنان نیست؛ بن سلمان، جولانی و شاگردان و نوچه های درباری همچون مُلا فتاحی، همه شرط بقا و قدرت را در اطاعت و خدمت به آمریکا می‌دانند و با نام دین، امت را قربانی منافع شخصی و قدرت غرب می‌کنند.

پنهانکاری‌ها و توجیهات نجدی های درباری، حقیقت را تغییر نمی‌دهد؛ بن سلمان و احمد شرع دو روی یک سکه‌اند؛ یک سکه در خدمت سیاست آمریکا و علیه امت اسلامی.

دشمن صهیونیستی تا بیخِ گوش دمشق و «مُلا عبدالرحمن فتاحی» در پناه تلبیس و نفاق

دشمن صهیونیستی تا بیخِ گوش دمشق و «مُلا عبدالرحمن فتاحی» در پناه تلبیس و نفاق

به قلم: محمد اسامه

دشمن صهیونیستی امروز در جنوب سوریه به دروازه‌های دمشق پایتخت امویان رسیده است. امویانی که باند جولانی خود را زنده کننده ی حاکمیت آنها بر سوریه می دانستند.

رژیم صهیونیستی از قنیطره تا کوه حرمون پایگاه زده، پیش‌روی کرده، و پست‌های نظامی ساخته است؛ تا جایی که گزارش‌ها می‌گویند تا نزدیکی های دمشق هم آمده و به‌صورت رسمی می‌گوید که «تا هر زمان لازم باشد» همچون فلسطین اشغالی در این بخش از سرزمین مسلمانان خواهد ماند.

این یعنی اشغال آشکارِ بخشی دیگر از زمین مسلمین.

اما سؤال بزرگ اینجاست:

پس کجاست ملا فتاحی؟

آن‌کسی که ادعای غیرت، جهاد، عدالت و دفاع از مردم فلسطین و غزه می‌کرد؟

چطور شد که وقتی دشمن خون آشام اسلام تا بیخ گوشش رسید، به‌جای فریاد زدن، به‌جای دفاع از سرزمین شام، به‌جای ایستادن برابر اشغالگران، به نفاق، دروغ، تلبیس، و سخنان منافقانه در توجیه کفرهای بواح و ارتداد جولانی در پیوستن به تحالف تحت پرچم آمریکا و عدم تشکیل حکومت اسلامی و عدم تطبیق شریعت الله و اینهمه سیاستهای ضد اسلامی جولانی پناه برد؟

فتاحی امروز نه صدای جهاد دارد، نه غیرت، نه درد امت. فقط بهانه‌های منافقین را تکرار می‌کند، به مردم همان حرف‌هایی را می‌خوراند که دشمن می‌خواهد، و هر روز با توجیهات سست، سعی در سفید شوئی جولانی و عادی نشان دادن اشغالگری کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیست و اعضای ناتو چون فرانسه و ترکیه و… دارد.

آخر شرم نداری؟

این همان روزی نیست که باید آزمایش می‌شدی؟

این همان لحظه نبود که باید صدای جهادت بلند می‌شد؟

پس چه شد؟

قدرت؟

پست؟

وسوسه؟

تجارت با جهاد؟

تجارت با خون جوانان ؟

یا همان تفکر اشتباه و انحرافی که امروز با ماندگار کردنت کنار مرتدین و خائنین به اهل دعوت و جهاد و امت رسوایت کرده؟

وقتی آمریکا برای سوریه حکم صادر می‌کند و هنوز مُلا فتاحی در فکر خودفریبی است

وقتی آمریکا برای سوریه حکم صادر می‌کند و هنوز مُلا فتاحی در فکر خودفریبی است

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

چرا در همین ابتدای امر خطاب به مُلا عبالرحمن فتاحی گفتیم خودفریبی؟ چون آنچه امروز در سوریه جریان دارد، نه سیاست است و نه مدیریت بحران؛ این نمایشِ کاملِ ذلت و بردگی سیاسی و انحراف آشکار از شریعت الله و افتادن در کفر بواح است؛ پس برای مُلا فتاحی امکان عوام فریبی باقی نمانده است چه رسد به این با سر هم کردن ناشیانه و قیچی کاری شده ی چند داستان تاریخی بخواهد آگاهان اهل دعوت و جهاد را فریب دهد.

 جایی که آمریکا به عنوان اربابا و کافری محارب و اشغالگر آشکارا تعیین می‌کند که چه کسی در سرزمین شام چه کاری باید بکند و چه کاری نباید بکند، و مدعی می‌شود که حق دارد برای خاکی که متعلق به امت اسلام است، داوری و تصمیم‌گیری کند چه جایی برای جوجه مریدان جولانی چون مُلا فتاحی باقی می ماند؟

در چنین فضایی، اگر عبدالرحمن فتاحی و پیروانش اندکی غیرت، شهامت یا حسّ مسئولیت نسبت به امت مسلمان داشتند، باید امروز از این پیروی کورکورانه‌ای که مردم ساده‌دل را به چاه تاریک وابستگی آمریکایی انداخت، خون گریه می‌کردند.

فتاحی، اگر ذره‌ای شرم در وجودت مانده، اگر اندکی شرف از گذشته برایت باقی است، راهی جز این نداری که توبه کنی، کنار بروی، و اجازه بدهی مردم مسلمان بیش از این از سیاست‌های پر از خیانت و وابستگی آسیب نبینند.

تاریخ، امت و سرزمین شام هرگز این سقوط را فراموش نخواهد کرد. و رسوایی خیانت، از هر مجازات دنیوی سنگین‌تر است.

و این خیانت محدود به فتاحی و همراهانش نیست؛ امروز واشنگتن علناً اعلام کرده که دمشق در نابودی نیروهای مقاومت مشارکت «فعال» می‌کند.

آمریکا همچنین اعلام کرده است:

• قسد باید بندهای توافق با دمشق را تسریع کند

• پیش از پایان سال قدم‌های ملموس برداشته شود

• نشست مشترک میان دمشق، قسد و ادارهٔ خودگردان برگزار شود

• ادغام قسد در ارتش سوریه، نفت، گذرگاه‌ها و فرودگاه قامشلی بررسی شود

• هرگونه درگیری میان قسد و دمشق ممنوع است

• و فرستادهٔ آمریکا و فرماندهٔ سنتکام شخصاً در این نشست حضور خواهند داشت

یعنی آمریکا رسماً و بی‌پرده برای سرزمین شام حکم صادر می‌کند.

و جولانی و طبیعاً نوچه اش مُلا فتاحی به بهانه ی مبارزه با تروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده اند؛ البته لازم است بدانید که حماس و جهاد اسلامی فلسطین و هر کسی مخالف آمریکا و غرب باشد جزو تروریستهایی است که سگهای بوکش جولانی در کنار سایر مرتدین و کفار اصلی باید در کنار آمریکا و تحت فرمان آمریکا و به انتخاب آمریکا وارد عمل شوند.

شیخ فاتحِ سیاست‌مدار و دست و پا زدن مُلا عبدالرحمن فتاحی در بن بست منهجی و واقع سوریه

شیخ فاتحِ سیاست‌مدار و دست و پا زدن مُلا عبدالرحمن فتاحی در بن بست منهجی و واقع سوریه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در این روزها که «شیخ فاتح» ما، جناب احمد الشرع شده، علاوه بر خیانتهای پنهانی که در دوران ابومحمد الجولانی داشت، چند جلسهٔ پرهیاهو با سرسخت ترین دشمنان و قاتلین مسلمین برگزار کرده‌اند، ملت شام شاهد سیاست‌های تازه و بی‌سابقه‌ای است.

ایشان برای مصلحت، و به نام سیاست، (اما در اصل به خاطر موجودیت در تحالف ضد تروریستی تحت پرچم آمریکا بر ضد اهل دعوت و جهاد و گروههای مخالف با آمریکا و غرب) گروه‌های مجاهد فلسطینی چون حماس و جهاد اسلامی را از سوریه اخراج کردند، چون لابد مبارزه با صهیونیستهای جنایتکار و دفاع از قبلهٔ اول مسلمین دیگر سیاسی نیست.

و در سخنرانی فرمودند: «ما اسلام‌گرا نیستیم»، چرا که گویا علت موفقیت «الشیبانی» در عراق هم همین بی‌اسلامی بوده است.

و از نشانه‌های «حکمت سیاسی» ایشان این بود که با فرماندهان آمریکایی بسکتبال بازی کردند، مهم این است که در بازی کم نیاوردند.

آمریکا هم دیگر قدمش نحس نیست؛ فقط اشتباهی در مانور هوایی، چند تن از فرماندهان اصلی مخالفش را کشت؛ چه اشتباه با برکتی.

از شدت مهربانی هم، ده‌ها مهاجر مسلمان منتقد را همراه با زنان و فرزندانشان به زندان انداختند تا مبادا در زمستان سرما بخورند.

از فرانسه هم دستور گرفتند تا بر مسلمانان فرانسوی در سوریه حمله کنند، چون اطاعت از غرب امروز عین بصیرت است.

و تازه، فقط یک پایگاه آمریکایی در فرودگاه المِزه دمشق افتتاح شد، نه بیشتر، و فقط برای مبارزه با «تروریسم» ( یعنی همان اهل دعوت و جهاد راستین و گروههای مخالف آمریکا و غرب) عضو ائتلاف غربی تحت پرچم آمریکا شدند.

برای آزادی هم سنگ تمام گذاشتند: چند مشروب‌فروشی و رقاص‌خانه را آزاد گذاشتند تا مردم لذت آزادی را بچشند؛ ان‌شاءالله که زیاد نمی‌شود.

در بخش فرهنگ هم چند مبحث اسلامی از کتاب‌ها حذف شد و به جایش موسیقی و رقص اضافه شد، چون به قول ایشان، «بچه‌ها باید درست تربیت شوند»

پس نگران نباشید، همه‌چیز زیر کنترل است. شیخ فاتح حتماً سیاست دارد، فقط شما نمی‌فهمید.

سلفیت مدخلی و درباری راه حق است، هرچند مقصدش در آغوش واشنگتن و پاریس باشد.

حالا ملا فتاحی در آخرین پستی که گذاشته است با آوردن نمونه هایی از کارهایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان حاکمیتش انجام نداد می گوید این کارهای جولانی ما را هم نگران کرده اما فعلاً صبر می کنیم و امیدواریم ما را ناامید نکند.

بلکه، صبر کنید، چون اگر حرفی مخالف جولانی بزنید مثل ابودرداء الکوردی رحمه الله از فرماندهان انصار حذف می شوید یا همچون ابوشعیب المصری باید زندان بروید.علت صبر تو همین است جناب به بن بست رسیده.

تنها به تو و امثال تو در برابر تمام شبهاتی که ساختی بگویم: رسول الله صلی الله علیه و سلم حکومت اسلامی و دارالاسلام مستقل خودش را داشت که در آن قانون شریعت الله به صورت کامل تطبیق می شد و تمام کارهایی که در حالتهای عادی و ضرورت انجام در چنین حاکمیتی بود. دقت کردی جناب مُلا؟

اما جولانی حاکمیتی دست نشانده و سکولار دارد که ربطی به حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله ندارد که برای مومنین اهل دعوت و جهاد و شریعت الله، اصل است.

مورد دوم اینکه، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار(مشرک) قریش بر علیه جماعت ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه که عملیاتهای چریکی مستقلی بر علیه کاروانهای قریش انجام می دادند متحد نشد اما جولانی رسما جهت مبارزه با گروههای جهادی مثل حماس و جهاد اسلامی و … تحت شعار مبارزه با تروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده است. همین یک مورد بر اساس عقاید نجدیت خودت از نواقض اسلام نیست جناب مُلا؟

اصلا نگی که جولانی که با عراق بوده و سرباز ابوبکر بغدادی بوده و …. جاهل است و عذر دارد هاااا و گرنه ناراحت میشم.

تو و امثال تو به بن رسیده اید و به جای دست و پا زدن و گمراه کردن بیشتر دیگران سکوت کنید، البته بهترین گزینه بازگشت و توبه است نه ادامه ی مسیر با مرتدین.

شبکه‌های ماهوره ای نجدی منتسب به اهل سنت و جماعت؛ ابزار تفرقه، نه دعوت به توحید

شبکه‌های ماهوره ای نجدی منتسب به اهل سنت و جماعت؛ ابزار تفرقه، نه دعوت به توحید

به قلم: صلاح الدین مجاهد

تفکر نجدیت یعنی تفکر شیخ محمد بن عبدالوهاب در سرزمین نجد که تحت عنوان «الدعوة النجدیة» از خود نام برده اند و بسیاری از پیروان آنها خود را سلفی نیز می نامند و مرد عوام به آنها وهابی هم می گویند؛ اما گزینه ی بهتر همان نجدیت یا «الدعوة النجدیة» است که خودشان برای خود انتخاب کرده اند.

این فکر که با شعار از بین بردن مذاهب سنتی سربرآورده خودش به شاخه های مختلفی تقسیم شده است، نجدیت درباری و رسمی آن که توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و طاغوتهای حاکم بر مسلمین مورد استفاده قرار می گیرد دارای رسانه های مختلف ماهواره ای و کاناهل و گروههای مختلف در فضای مجازی است که شغل اصلی آن مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اشغالگر خارجی و مزدوران آنها در سرزمینهای اسلامی است .

 هم اکنون کافی است بپرسید زمانی که امت اسلامی زیر تیغ ظلم و ستم کفار شاغالگر خارجی و دست نشانده های آنها در سودان و فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی خون می‌ریزد، شبکه‌هایی چون کلمه، نور، توحید و امثال آنان، که خود را پیروان «منهج محمد بن عبدالوهاب نجدی» می‌خوانند، کجا هستند؟

چرا در برابر طاغوت‌های زمان و حاکمان خائن که خون مسلمانان را در یمن، فلسطین، سومال و سودان می‌ریزند، خاموش‌اند؟

این شبکه‌ها که نام توحید را بر خود نهاده‌اند، امروز به ابزار تفرقه بدل شده‌اند.هر روز زبانشان برای طعن و دشنام به شیعه، صوفی و سایر مسلمانان باز است،اما در برابر کفار آشکار اشغالگر، در برابر ظلم طاغوت‌های حاکم بر سرزمینهای اسلامی  چون امارات و آل‌سعود، چون مردگان خاموش‌اند.

آیا این است دعوت به توحید؟

آیا این است پیروی از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمود: «أفضل الجهاد كلمة حق عند سلطان جائر»؟

به خدا سوگند، اینان نه دعوتگران به توحید، که خادمان طاغوت‌اند.

زبانشان علیه مظلومان تیز است و در برابر ظالمان بسته.

دعوتشان نه برای وحدت امت، بلکه برای دامن زدن به تفرق بیشتر و فروپاشی آن است.

آنان که سکوت در برابر ظلم اصلی را برگزیدند، شریک همان ظالمانی‌اند که خون مسلمانان را می‌ریزند.

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

باز هم خون بی‌گناهان بر زمین ریخت، و باز هم سکوت مرگ‌بار جهان اسلام در برابر جنایتکارانی که خود را “دوست امت اسلامی” می‌نامند. در شهر الفاشرِ سودان، نیروهای موسوم به «قوات الدعم السریع» تحت فرمان حمیدتی، در کمتر از چند ساعت بیش از دو هزار انسان را قتل‌عام کردند. خون مردم در خیابان‌ها جاری شد، تا آن‌جا که لکه‌های خون در تصاویر ماهواره‌ای قابل مشاهده است — فاجعه‌ای که تاریخ آن را هرگز فراموش نخواهد کرد.

اما پرسش اینجاست: چه کسانی پشت این جنایت‌اند؟

آیا حمیدتی بدون پشتیبانی بن‌زاید خبیث، امارات و اربابان آمریکایی‌اش می‌توانست چنین جنایتی مرتکب شود؟

همان دستانی که در یمن، لیبیا و فلسطین خون مسلمانان را ریختند، امروز در سودان مشغول نسل‌کشی‌اند.

ای بن‌زاید!

با پول و حمایت تو، مزدورانی چون حمیدتی مردم مسلمان را قتل‌عام می‌کنند، و تو در برابر جهان با چهره‌ای فریب‌کارانه از “صلح و پیشرفت” سخن می‌گویی!

اما چگونه از اماراتی که در آغوش اسرائیل خفته، انتظار دلسوزی برای قدس و امت اسلامی می‌رود؟

خون الفاشر گواهی است بر چهره واقعی محور کفر و فساد — محور واشنگتن، ابوظبی و تل‌آویو.

فاجعه ی منهج و تفکر اشتباه نجدی در امت اسلام را همچون سایر گروههای اهل بدعت جدی بگیریم

فاجعه ی منهج و تفکر اشتباه نجدی در امت اسلام را همچون سایر گروههای اهل بدعت جدی بگیریم

به قلم: ابومحمود کندزی

 همیشه لازم می دانم یادآوری کنم که نجدیت یعنی پیروان محمد بن عبدالوهاب که برداشتی از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله است و خودشان این برداشت را «الدعوة النجدیة» نامیده اند.

لازم است بدانید که در دو سه قرن گذشته، بلایی بر پیکر امت اسلامی افتاد، آن‌هم با این تفکرات و منهج گمراه و اشتباه محمد بن عبدالوهاب نجدی.

اینان فرقی بین اصطلاح مشرک و مشرکین از لحاظ لغوی و از لحاظ شرعی قائل نیستند و با مشرک دانستن مسلمانان، به‌ویژه شیعه و صوفیه، اکثریت قاطع مسلمین جهان غیر از خودشان را یا در گروه کفار مشرک قرار دادند یا اهل بدعت و به این شکل با بر هم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، مسیر جهاد را از هدف اصلی منحرف کردند و به جای تمرکز جنگ بر دشمنان اصلی، انرژی مسلمین را صرف جنگهای داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین کردند.

به جای آن‌که صفوف امت را متحد سازند و در برابر کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و بخصوصودر برابر صهیونیستهای سکولار اشغالگر و جنایت پیشه بایستند، شمشیر خویش را به روی اهل قبله کشیدند.

این تفکر منحرف چه آورد؟

  • خون‌ریزی در میان اهل اسلام،
  • تکفیر و حلال دانستن خون، مال و ناموس مسلمانان،
  • جنگ‌های خانمان‌سوز در الجزایر، چچن، سومال، لیبی، افغانستان، مالی، بورکینافاسو، نیجریه، عراق و شام و هر جائی که ندای جهاد بلند شده بود تا شعله های جهاد را به نفع دشمنان خاموش کنند.

واقعیت این است از روزی که این تفکر نجدی به دنیا آمد، جز مصیبت، تفرقه، ویرانی و انحراف از جهاد راستین چیزی برای امت نداشت.

جهاد یعنی مبارزه با طاغوتهای اشغالگر و مزدوران داخلی آنها و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله و آزاد سازی زمین، نه این‌که برادر مسلمان خود را به ناحق «مشرک» بخوانیم و خونش را بریزیم و با دور کردن مسلمین از جهاد، جبهه ی دشمنان اشغالگر و مرتدین داخلی را تقویت کنیم.