نجدیت درباری آل سعود و سکوت در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی

نجدیت درباری آل سعود و سکوت در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی

به قلم: ابومحمود کندزی

صهیونیستها با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا و مرتدین محلی چون محمود عباس و شاه اردن و مصر و آل سعود و امارات متحده عربی و… در حال جنایت در غزه هستند اما سوال اینجاست که چرا علمای درباری نجدی در برابر خون‌های ریخته‌شده در غزه و فریادهای فلسطین خاموش‌اند؟!

زیرا این خائنان، ابن‌سلمانِ سکولار مرتد را ولی‌امر خود می‌دانند؛ همان کسی که در سرزمین وحی، قانون کفر و سکولار را حاکم ساخته، دست دوستی به آمریکا و اسرائیل داده و در جنگ علیه مسلمین شریک است!

ای علمای درباری!

شما کورید، شما کرّید، شما لالید!

شما نه صدای مظلوم را می‌شنوید، نه غیرت اسلام را دارید، و نه عزت امت را می‌شناسید.

تاریخ شهادت می‌دهد:

تفکر نجدی جز نفاق و تفرقه چیزی برای امت نداشت!

جز ذلت و خفت چیزی نیاورد!

جز خیانت و مزدوری چیزی به جا نگذاشت!

بله، ابن‌سلمان «ولی‌امر» آنهاست که با آمریکا و اسرائیل ـ سرکردگان کفر در منطقه ـ روابط دوستانه برقرار نموده و در جنگ علیه مسلمین شریک شده است به همین دلیل است که این علمای سوء و درباریان خائن، نه غیرت اسلامی دارند، نه درد امت را احساس می‌کنند. تاریخ گواه است که این تفکر نجدی و علمای وابسته‌اش هیچ سودی برای امت اسلامی نداشت، جز مصیبت، نفاق و ذلت.

ننگ و لعنت بر چنین علمای مزدور که لباس دین پوشیده‌اند اما در حقیقت، خنجری زهرآگین بر پشت امت اسلامی‌اند.

اما گوشه ای از کارنامه ی آل سعود:

سال‌هاست که خاندان آل‌سعود با زور و زر و تکیه بر علمای سوء درباری، بر سرزمین وحی و مدینهٔ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم حکمرانی می‌کنند.

این خاندان مجعول، با حمایت انگلیس و آمریکا و غرب بر تخت نشسته است؛شریک خونریزی در بلاد مسلمین است؛شریک اشغال و جنایت علیه امت اسلامی است؛شریک کفر و طاغوت پرستی در هر جنگ و خیانت است.

آل‌سعود دست در دست آمریکا و اسرائیل است که بمب بر سر کودکان یمن فرو می‌ریزند،و در جنایت‌های غزه سکوت و خیانت پیشه می‌کنند.

اینان نان و نفت امت را به دشمن می‌دهند،و خون مسلمین را برای بقای تخت خود می‌فروشند.

تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی از آل سعود و نجدیت در سرزمین وحی که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد

تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی از آل سعود و نجدیت در سرزمین وحی که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد

به قلم: ابواسامه محمود

در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و حاکمیت غلامان مرتدی چون کرزای و غنی و عبدالله عبدالله و دوستم و سایر جزایر قدرت در افغانستان، تفکر نجدیت درباری هم (که شغل آن مشغول کردن مسلمین به مسلمین با مسائل ریز فقهی مورد اختلاف و رها کردن دشمنان اصلی اشغالگر و مرتدین حاکم بر مسلمین است) پا به پای این اشغالگران و غلامانشان در افغانستان فعالیت داشتند.

البته ناگفته نماند در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی ها و همچنین در زمان جنگ عمرسوم رحمه الله با احزاب مزدور اتحاد شمال، دسته هائی از نجدیت جهادی در کنار سایر مسلمین وجود داشتند اما در دوران ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و به دلایل مختلف شرعی، این دسته هم در افغانستان نتوانستند فعالیت کنند و تنها نجدیت درباری یا به اصطلاح خودشان نجدیت مدخلی فرصت فعالیت پیدا کرد.

لازم است بدانیم از روزی که تفکر نجدی محمد بن عبدالوهاب در سرزمین وحی سر برآورد، امت اسلام جز فتنه، خون‌ریزی و خیانت در سرزمین وحی و سرزمینهائی که نجدیت درباری آل سعود در آن نفوذ کرد چیزی ندید. این اندیشه، نه پرچم عزت اسلام را برافراشت، نه پرچم جهاد علیه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را، بلکه اولین ثمره‌اش این بود که یک خاندان مجعول و بی‌ریشه بر حرمین شریفین مسلط شد: خاندان آل‌سعود.

این پیوند شوم میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود، به زودی به خنجری در پشت خلافت اسلامی عثمانی بدل شد. در حالی که خلافت عثمانی ـ با تمام ضعف‌هایش ـ هنوز پرچم اسلام را در برابر استعمار غرب برافراشته بود، نجدیان به جای یاری، شمشیر بر روی آن کشیدند. آنان با نام توحید، به قتل مسلمانان پرداختند؛ شهرها را به خاک و خون کشیدند و در نهایت، با دستان خود راه نفوذ استعمار انگلیس و سپس آمریکا را به سرزمین وحی و سرزمینهای اطراف باز کردند.

ثمره این تفکر چه بود؟

۱. سقوط اقتدار خلافت عثمانی در حجاز.

۲. حاکم شدن آل‌سعود به پشتوانه انگلیس و سپس آمریکا.

۳. تبدیل سرزمین وحی به پایگاه نظامی و سیاسی کفار.

۴. خاموش شدن صدای جهاد علیه استعمار، و آغاز جنگ علیه خود مسلمانان.

پس ای مسلمانان! تاریخ گواهی می‌دهد که از روزی که این تفکر نجدی بر حرمین حاکم شد، دیگر خبری از عزت اسلام و وحدت امت نبود؛ بلکه تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی شد که امت تا امروز بهای سنگین آن را می‌پردازد.

شیخ عبدالرزاق المهدی خطاب به دولت احمد الشرع: «از خدا بترسید، دولت…!»

شیخ عبدالرزاق المهدی خطاب به دولت احمد الشرع: «از خدا بترسید، دولت…!»

به قلم: ابوخالد کردستانی

روندهای منفی در سوریه در ارتباط با سیاست تحمیل لیبرالیسم اقتدارگرا و دخالت اسدی‌ها و شبیحه ها در قدرت توسط دولت احمد الشرع در پس زمینه به حاشیه راندن شرکت‌کنندگان در انقلاب سوریه (دمشق ترجیح می‌دهد جهاد سوریه را انقلاب بنامد)، برخی از علمای اسلامی را مجبور می‌کند تا به طور فزاینده‌ای با انتقاد آشکار از دولت فعلی صحبت کنند که آشکارا ابزار دست آمریکا شده و همسو با ترکیه و صهیونیستها در حرکت است.

شیخ عبدالرزاق المهدی، محقق مشهور اسلامی حدیث در سوریه، که اخیراً از ورود به ترکیه منع شد، یکی از معدود علمایی است که این مشکل را «به خاطر منافع دولت» پنهان نمی‌کند، بلکه آشکارا در مورد آن صحبت می‌کند و به خطر قریب‌الوقوع اشاره می‌کند.

شیخ عبدالرزاق المهدی بار دیگر از مقامات سوریه خواست تا سیاست به حاشیه راندن شرکت‌کنندگان در انقلاب سوریه و گشودن درهای قدرت و رسانه‌ها برای اسدی‌ها و شبیحه‌ها را کنار بگذارند.

شیخ عبدالرزاق المهدی می گوید:

– ای دولت، از خدا بترسید! ای مسئولان، از خدا بترسید!

معلوم، مجهول و مجهول، معلوم شده است. چگونه می‌توان آنها را «نفوذ» نامید؟

آنها تفاله‌های جامعه هستند و برخی از آنها نماز را در ملاء عام مسخره می‌کردند. حکم کسانی که نماز را مسخره می‌کنند، کاملاً مشخص است!

در حالی که افراد تأثیرگذار واقعی، جوانانی هستند که خود را وقف خدا کردند و برای حفظ کلام خدا و اجرای شریعت او با دشمن جنگیدند.

مردانی که نماز خواندند، از خدا ترسیدند، شبانه‌روز در سنگرها، سنگرها و غارها در سرمای شدید زمستان و در گرمای سوزان تابستان جنگیدند و از مرزها محافظت کردند.

برخی از آنها معلول شدند. یکی پایش قطع شد، دیگری دستش بریده شد، دیگری چشمش از حدقه بیرون آمد، و دیگری، و دیگری…

با این حال، آنها به حاشیه رانده شدند، نادیده گرفته شدند و مورد بی‌توجهی قرار گرفتند، گویی هیچ کاری نکرده‌اند و هیچ چیزی ارائه نداده‌اند. در حالی که منفعت واقعی در جذب نقاط قوت و توانایی‌های آنهاست!!

همچنین جذب مردان و زنانی از رسانه‌های شبیحه که برای ماهر، بشار و همسرش اسماء کار می‌کردند، تحت پرچم “صلح مدنی” عجیب است!

ای حاکم، از خدا بترس.

ای حاکم، از خدا بترس، زیرا در روز قیامت از تو در این مورد سوال خواهد شد.

بیایید همه ما قبل از اینکه عذاب و بلا را بر ما و شما نازل کند، به سوی خدا توبه کنیم.

ای خداوند، ما را ببخش، توبه ما را بپذیر و ما را به رحمت خود ببخش، ای پروردگار جهانیان…!

این نتیجه و ثمره ی تبلیغاتی جهادی نجدی امثال ملافتاحی است که آنهمه جوان را فی سبیل آمریکا و ناتو و در راستای منافع صهیونیستها خرج کردند در حالی که خودشان هرگز یک سنگر و میدان جنگ را ندیدند و هم اکنون نیز از ثمرات خون این جوانان و در زیر پرچم آمریکا و تحت شعار مبارزه با تروریسم بهره مند می شوند.

مفتی مُلا فتاحی فتوا داد: خون سوری بر سوری حرام؛ پس بر صهیونیستها چه؟

مفتی مُلا فتاحی فتوا داد: خون سوری بر سوری حرام؛ پس بر صهیونیستها چه؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

از زمان پیدا شدن گروهک چند نفره ی مُلا فتاحی که در اختیار جولانی بودند با دلایل و مستندات کافی در همین پایگاه رسانه ای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» ثابت کردیم که باند جولانی که مُلا فتاحی جزئی از این باند است در راه آمریکا و ناتو در حال قتال است و جنگ آنها ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد تا اینکه این حقیقت بعد از حاکمیت آنها بر ادلب و تسلیم دمشق به آنها برای کم هوش ترین انسان هم واضح و آشکار شده است.

هم اکنون که جولانی به بهانه ی مبارزه با گروههای تروریستی (اهل جهاد چون حماس و جهاد اسلامی و …) به صورت رسمی و آشکار زیر پرچم آمریکا قرار گرفته و علاوه بر آن تبدیل به یکی دیگر از صهیونیستهای عرب شده و از مرزهای رژیم صهیونیستی محافظت می کند و نه تنها درهای جهاد را بسته است بلکه به جای حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله حاکمیتی قومیت گرای عربی در سوریه را اعلام کرده است برای همه واضح شده است که ماهیت باند جولانی چیست؟

مفتی عام سوریه ی تحت اشغال آمریکا و غرب و صهیونیستها شخصی به اسم شیخ أسامه رفاعی است که فتوا داد: «دم السوري على السوري حرام»!! یعنی خون سوری بر سوری حرام است.!

این فتوای مفتی مُلا فتاحی در برابر این حکم شریعت الله است که می گوید: شریعت به روشنی می گوید «دم المسلم على المسلم حرام! » یعنی خون مسلمان بر مسلمان حرام است.

یعنی حتی یک طلبه ی علم شرعی یا کسی که تنها یک کتاب در زمینه ی شریعت خوانده باشد می داند که باند جولانی که مُلا فتاحی هم جزئی از آن است چگونه با مفاهیم شرعی بازی می کنند و دست به تحریف و تبدیل در شریعت می زنند

در میان جنگ بین کفر و ایمان، این مسائل قومیتی و نژادی اصلا مطرح نیست بخصوص زمانی که این قوم از مسلمین و مرتدین و کفار اصلی و خائنین به دین و ملت تشکیل شده باشد.

برای هیچ یک از ما قابل تصور نیست که رسول الله صل یالله علیه وسلم فرموده باشد«خون مکی بر مکی حرام است» یا فرموده باشد«خون مدنی بر مدنی حرام است».

این حکم مفتی مُلا فتاحی است که مُلا فتاحی تا کنون در برابر آن سکوت کرده است، حکم جاهلیت و قوم پرستانی شبیه سکولاریستهای مرتد تُرک و عرب و کُرد و فارس و … که خون هم نژاد خود را حرام می دانند که بیشترین کشتار را از هم نژادان خود در خدمت به بیگانگان مرتکب شده اند.

البته همه می بینیم که اراذل و اوباش صهیونیست با جنون شیطانی به کشتن کودکان و نوزادان فلسطینی با تمام ابزارها و روش‌های ممکن ادامه می‌دهند و باند جولانی و مُلا فتاحی نیز فقط تماشا می کنند وبا آنکه همسایه ی اهل غزه هستند و بر سرزمین حیاتی و بزرگی در شام مسلط هستند این سخن ابوعبیده نیز هیچ تاثیری در آنها ندارد که می گوید: «حاکمان مسلمان نظاره‌گر کشته شدن برادران و خواهران خود در غزه هستند. آیا این امت دو میلیارد نفری نمی‌تواند به برادران گرسنه خود غذا و دارو برساند؟ خون صدها هزار بی‌گناه، گردن رهبران و علمای امت را سنگین کرده است. ما در روز قیامت از شما بازخواست خواهیم کرد.»

علاوه بر این، صهیونیستها بخشهای زیادی از سوریه را به اشغال خود درآورده اند و روزانه افرادی از مسلمین سوریه را به قتل می رسانند و ما به صورت مستمر شاهد کشتار مسلمین سوریه توسط صهیونیستها هستیم بدون آنکه شاهد واکنشی از سوی باند جولانی باشیم و به صورت عملی این یعنی خون مسلمین سوریه برای صهیونیستها حلال است.

به راستی که این ضلالت و گمراهی است که مُلا فتاحی سالهاست در آن افتاده و به خاطر چنین هدف پستی دهها جوان اهل سنت ایران را با شعارهای شبه جهادی به کشتن داد تا اینکه سوریه را برده و زیر دست آمریکا و ناتو و صهیونیستها کنند.

اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچها بار دیگر در معرض آزمایش دیگری شبیه به آنچه مُلا فتاحی انجام داد قرار گرفته اند؛ فتنه ی «قتال الفتنه»ی گروههایی چون جیش العدل در میان بلوچهای حنفی مذهب که دقیقا با همان شعارهای شبه جهادی همان مسیر مُلا فتاحی آمریکا و ناتو را می روند.

بیدار شویم و فریب شعارهای شبه جهادی این گروهکها را نخوریم.

ای امت اسلام!  ثمره ی تفکر نجدیت درباری آل سعود چه بوده؟

ای امت اسلام!  ثمره ی تفکر نجدیت درباری آل سعود چه بوده؟

به قلم: ابومحمود کندزی

بپرسید از پیروان محمد بن عبدالوهاب نجدی:

از روزی که این تفکر منشعب شده از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله در سرزمین وحی سر برآورد، چه ثمره‌ای برای امت داشت؟

آیا جز این بود که یک خاندان مجعول و بی‌ریشه بر حرمین شریفین مسلط شد؟

آیا جز این بود که در همان زمان، خنجری از پشت بر قلب خلافت عثمانی زدند؟

ای مسلمانان!

نجدیت نه پرچم جهاد علیه کفار سکولار و نه علیه صلیبی‌ها و صهیونیست‌ها برافراشت، نه عزت امت را بازگرداند؛

بلکه:

خون مسلمانان را با تاویلات اشتباه حلال دانست،

برادرکشی را با تکفیر نابجای مسلمین فریضه ساخت،

و دروازه‌های سرزمین وحی را به روی استعمار انگلیس و سپس آمریکا باز کرد!

ثمره این تفکر چه بود؟

۱. سقوط خلافت عثمانی در حجاز!

۲. تسلط آل‌سعود مزدور بر حرمین شریفین!

۳. تبدیل قبله‌گاه مسلمانان به پایگاه کفار!

۴. خاموش شدن صدای جهاد علیه استعمار، و شعله‌ور شدن آتش جنگ میان خود مسلمانان!

ای امت محمد ﷺ!

امروز باید فریاد زد:

نه به نجدیت درباری آل سعود!

نه به آل‌سعود خائن!

نه به سرزمین وحی در اسارت آمریکا و انگلیس!

و باید گفت:

آری به قرآن!

آری به سنت صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم!

آری به وحدت امت!

آری به آزادسازی حرمین شریفین از چنگال آل‌سعود و نجدی‌های مزدور!

غوغاسالاری شبکه های کلمه و نور و… در دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعی- سنی را حقه بازی بدانید

غوغاسالاری شبکه های کلمه و نور و… در دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعی- سنی را حقه بازی بدانید

به قلم: صلاح الدین یعقوبی

امروزه شبکه های ماهواره ای نور و کلمه و توحید و صدها گروه و کانال منتسب به اهل سنت وجود دارند که سعی دارند با چنگ زدن به عقاید شاذ بعضی از علمای گذشته ی شیعه ۱۲ امامی که هم اکنون در ایران کابردی ندارند و دیدگاههای دیگری جایگزین آنها شده است، و یا با چنگ زدن به عقاید و رفتارهای غلاة میان شیعه به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی در ایران دامن بزنند؛ سوال اینجاست که آیا در بین خود اهل سنت چنین دیدگاههای شاذی و یا غلاتی وجود ندارند که بدترین انحرافات عقیدتی و فکری و رفتاری داشته باشند؟ قطعا وجود دارد.

 پس اگر دسته ای از منتسبین به شیعه به این آراء مراجعه کردند این دسته از منتسبین به تسنن حق مظلوم‌نمایی ندارند.

به عنوان مثال ما شخصی چون امام فخر رازی (۶۰۶ ه‍ــ) شافعی مذهب را داریم که در مفاتیح (۲۷/۵۸۲) درباره‌ی کتاب التوحید اثر امام ابن خزیمه (۳۱۱ ه‍ــ) محدث بزرگ شافعی مذهب گفته است: «هو في الحقيقة كتاب الشرك!»، یعنی: این کتاب در حقیقت کتاب شرک است، و محمدزاهد کوثری (۱۳۷۱ ه‍ــ) نیز در مقالات (ص/۳۰۱) این را نظر محققان مذهبش می‌داند! پس توحید این دسته از اهل سنت نزد  این دسته از اهل سنت شرک است و آنها را اهل شرک می‌دانند، و قضیه به همین ختم نمی‌شود!

وقتی الأزهر نشر کتاب امام دارمی نویسندهٔ کتاب سنن دارمی که امام مسلم و امام احمد بن حنبل و.. از او حدیث روایت کرده اند را مجاز دانست، کوثری محتوای این کتاب را از «الوثنیات» (یعنی بت‌پرستی) برشمرد چنانکه در مقالات (ص/۲۶۷) آمده، و در (ص/۲۷۹) می‌گوید: «ولعل هذا الاعتقاد ورثه هذا السجزي من جيرانه عباد البقر»، یعنی: شاید اعتقاداتش را از همسایه‌های گاوپرستش به ارث برده باشد!

بلکه در (ص/۳۰۶) آمده است: «…وكذلك يكافح عن أقانيمه الثلاثة ويقول هم أئمة السنة»، یعنی: …همچنین از اقانیم سه‌گانه‌اش دفاع می‌کند و می‌گوید که آنها امامان سنت هستند!

مقصودش از اقانیم سه‌گانه (=پدر، پسر، روح‌القدس!)، امام عبدالله بن احمد، امام دارمی و امام ابن خزیمه رحمهم الله است و با این لفظ، پیروان سلف را به نصاری تشبیه می‌کند!

و چنانکه در تاریخ الإسلام ذهبی (۱۱/۴۰۸) آمده، ابن تومرت (۵۲۴ ه‍ــ) «سمّى أصحابه وأتباعه بالموحدين، والمخالفين أمره: مجسّمين»، یعنی: اصحاب و پیروان خود را موحد نامید و مخالفین خود را مجسمه نام نهاد!

در الدرر الکامنة ابن حجر (۱/۱۷۱) نیز آمده که «نودي بدمشق من اعتقد عقيدة ابن تيمية حل دمه وماله!»، یعنی: در دمشق ندا دادند که هرکس عقیده‌ی ابن تیمیه را داشته باشد، خون و مالش حلال است!

اینها تنها مشتی از خروار اختلافات موجود در میان شخصیتهای مختلف اهل سنت نسبت به هم است، به نظر شما اگر کسانی با نبش قبر افکار و رفتارها و عقاید شخصیتهای گذشته ی تاریخ که اکثرا بر اثر تاویل بوده و هم اکنون پیروان این مذاهب چنین دیگاهی را قبول ندارند بخواهند بین مذاهب اسلامی کنونی تفرقه و جنگ داخلی تولید کنند خادم مسلمین هستند یا دشمن مسلمین و نفوذی دشمنان؟

پس غوغاسالاری شبکه های نور و کلمه و نور و … در برجسته کردن و بزرگ نمائی برخی از افکار مرده ی گذشته و برخی از رفتارهای عوام شیعه جهت تولید تفرق میان مسلمین را نوعی حقه بازی سازماندهی شده ی دشمنان بدانید نه مسیری جهت اصلاح .

اقدامات اعتمادساز جولانی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی، شکست اخلاقی و اشتباهی استراتژیک

اقدامات اعتمادساز جولانی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی، شکست اخلاقی و اشتباهی استراتژیک

رویکرد جولانی در پیگیری عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی نه تنها از منظر اخلاقی و در قبال مردم فلسطین محکوم است، بلکه از دیدگاه منافع ملی سوریه نیز یک اشتباه استراتژیک به شمار می‌رود.

این اقدام هیچ تضمینی برای ایجاد امنیت و یکپارچگی و تشکیل حاکمیتی اسلامی یا بهبود وضعیت اقتصادی سوریه ارائه نمی‌دهد.

چنین رویکردی علاوه بر اینکه سوریه را در جنایات اشغالگران علیه فلسطینیان شریک می‌کند، احتمال از دست دادن سرزمین‌هایش را افزایش می‌دهد.

شاید به قول عده ای مردم سوریه از جنگ خسته باشند اما عادی‌سازی با اشغالگران، صلح و ثبات را به ارمغان نخواهد آورد.

این یک بازی باخت – باخت برای سوریه است که تنها در راستای اهداف منطقه‌ای رژیم ‎صهیونیستی و احتمالاً تثبت موقعیت شخصی جولانی است.

مُلا فتاحی و تلاشی نازل جهت نشان دادن رژیم صهیونیستی به عنوان یک دشمن خارجی

مُلا فتاحی و تلاشی نازل جهت نشان دادن رژیم صهیونیستی به عنوان یک دشمن خارجی

مُلا فتاحی از صهیونیستهای عجم تحت پوشش جولانی (صهیوینست عرب) در سوریه  می گوید: چرا رژیم صهیوینستی از همان روز اول سقوط حکومت بشار در سوریه، ماجراجویی می کند تلاش دارد از طریق نیروهای متلاشی شده ی نظام گذشته و برخی عناصر خودفروخته و حلقه به گوش دشمنان اسلام، مانع از استقرار و ثبات کشور شود؟

و بعد در تائید سخنش این ایه ی قرآن را می آورد که الله تعالی می فرماید: لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ (حشر/۱۳)

اولاً این آیه در مورد کفار اصلی آشکار نیست بلکه در مورد «الَّذِينَ نَافَقُوا»  (حشر/۱۱) دارودسته ی منافقینی است که در میان مسلمین زندگی می کنند و با آنکه در قیامت « فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ» (نساء/۱۴۵) هستند اما در دنیا حکم مسلمین را دارند.

به نظر شما رژیم اشغالگر صهیونیستی در دنیا مثل گروه منافقین جزو مسلمین محسوب می شود؟ مُلا فتاحی سطح هوش شرعی مخاطبینش را تا چه اندازه نازل می داند که چنین با شعور آنها بازی می کند؟

در مورد رژیم صهیونیستی هم بر همه واضح و آشکار است که رژیم صهیونیستی قبل از تحویل دمشق به احمد الشرع به همراه آمریکا و ترکیه و خود جولانی جهت نابودی زیر ساختهای سوریه و اشغال جولان و بخشهای دیگری از خاک سوریه به توافق رسیده اند به همین دلیل ما شاهد واکنشی جدی از سوی گروه جولانی در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی نبوده ایم.

جولانی خودش اقرار می کند که از ابتدای انقلاب با سازمان امنیت ترکیه همکاری داشته است و نخست وزیر و رئیس استخبارات و امنیت ترکیه هم به چنین همکاری اساسی گواهی می دهد و سفیر سابق آمریکا در دمشق هم شهادت می دهد که به پیشنهاد انگیس، احمد الشرع را از یک تروریست تبدیل می کند به رهبری برای سوریه.

پس احمد الشرع سرباز و رهبری دست نشانده و تولید شده توسط دشمنان برای سوریه است و تصمیم گیری در مورد مسائل داخلی و خارجی سوریه نیز توسط سازندگان احمد الشرع و خارج از سوریه صورت می گیرد.

در این صورت اگر در سوریه مخالفتی با سیاستهای دیکته شده به جولانی دیده شد:

۱-  یا مخالفت از سوی مزدوران اربابان خارجی جولانی صورت می گیرد که اربابان یا مشترکا در پی پیاده کردن سناریوی جدیدی در سوریه هستند یا اینکه سهم بیشتری می خواهند.

۲-  یا مخالفت از سوی مومنین و آزادی خواهانی است که مخالف اشغالگران خارجی و مزدوران محلی آنها هستند.

جولانی و نوچه هایش چون مُلا فتاحی خودفروخته و حلقه به گوش دشمنان اسلام و جزو دسته ی اول هستند، و به بهانه ی مزدور بودن امثال الهجری دروزی یا نصیری ها و مرتدین سکولار قسد و …. نمی توانند ماهیت و ماموریت خود را بپوشانند و از اقدامات آنها گله ای داشته باشند.

مهاجرین و انصاری که سالها به خاطر تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و وفاداری به آرمان فلسطین و یاری رساندن به مظلومین غزه و فلسطین و جهاد با صهیونیستهای وحشی وارد میدانهای جهاد شده و عده ای حتی به جولانی اعتماد کردند اما هم اکنون تمام اهداف و اصول جهاد توسط جولانی به فروش رفته و جولانی تبدیل به صهیونیست عرب دیگری چون طاغوتهای حاکم بر اردن و مصر و… شده است و می بینند که به آنها و خون شهداء و اهداف جهاد خیانت شده، باعث سرخوردگی آنها شده و تعداد زیادی از آنها به جای گوشه گیری و دلسردی به ادامه ی جهاد با کفار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها می پردازند.

اینها جزو گروه دومی هستند که قصد دارند به مسیر صحیح برگردند هر چند مزدورانی چون مُلافتاحی و سایر نوچه های جولانی آنها را به صفاتی که در خودشان هست متهم کنند.

جنگ دروزی‌ها؛ سناریویی ساختگی میان اسرائیل و احمد الشرع برای فریب و مصرف مجاهدین

جنگ دروزی‌ها؛ سناریویی ساختگی میان اسرائیل و احمد الشرع برای فریب و مصرف مجاهدین

جنگی که به نام دروزی‌ها در جریان است، در واقع بیشتر شبیه به یک نمایش سیاسی برنامه‌ریزی‌شده توسط اسرائیل و احمد الشرع   و الهجری است تا یک درگیری واقعی و عقیدتی.

 به نظر می‌رسد این سناریو برای فریب افکار عمومی طراحی شده تا چنین وانمود شود که چهره ی الشرع و جریان وابسته به او که  به عنوان صهیونیست عرب جدیدی به امت اسلامی آشکار شده، در حال مقابله با رژیم صهیونیستی هستند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.

در این نمایش، دشمنی با اسرائیل تنها یک نقاب است برای پنهان‌کردن نوعی همکاری پنهانی یا حداقل هماهنگی غیرمستقیم. هدف از این اقدام می‌تواند منحرف‌کردن اذهان عمومی از هم‌پیمانی‌های پنهان و تضعیف جبهه‌ی مقاومت واقعی باشد.

از سوی دیگر، یکی از اهداف پنهان این‌گونه جنگ‌های ساختگی، مشغول‌کردن و حتی “مصرف‌کردن” مجاهدین مهاجر در سوریه است؛ مجاهدانی که از سرزمین‌های مختلف اسلامی به نیت جهاد فی‌سبیل‌الله آمده‌اند، اما اکنون با این سناریوها درگیر جنگ‌هایی می‌شوند که یا از اساس بی‌فایده‌اند یا حتی در راستای منافع دشمنان اسلام هدایت می‌شوند.

در واقع، این جنگ‌ها به ابزار پاکسازی و حذف تدریجی مجاهدین واقعی تبدیل شده‌اند، بدون آن‌که مستقیماً از سوی دشمن اعلام شود.

این جنگ هم در نهایت پس از پایان سناریوی مشترک مثلث احمد الشرع – رژیم صهیونیستی – الهجری بدون کوچکترین دستاوردی برای نابودی و پاکسازی گروه الهجری دروزی خاتمه پیدا می کند و باز السویداء تحویل نیروهای همسو با الهجری داده می شود.

مُلا فتاحی از تبار بلعم باعورا و توجیه گر خیانت های جولانی، از صهیونیستهای تازه  تولید شده عرب

مُلا فتاحی از تبار بلعم باعورا و توجیه گر خیانت های جولانی، از صهیونیستهای تازه  تولید شده عرب

اگر در گذشته تنها عقلای اهل دعوت و جهاد ماهیت جولانی را متوجه شده بودند اما در این مدتی که دمشق را تحویلش داده اند نقاب جولانی در خیانت به اهل دعوت و جهاد و تبدیل شدنش به یکی دیگر از صهیونیستهای عرب بر امت اسلامی برداشته شده است.

هر چند سناریوی مسخره ی کنونی استان السویداء سوریه در سوریه توسط صهیونیستها و الهجری و جولانی و حملات صهیونیستها به لواء ۱۲ حومه  یدرعا و… قصد دارد این واقعیت را بپوشاند، اما زیر پرچم آمریکا و غرب قرار گرفتن جولانی به بهانه ی مبارزه با گروههای تروریستی، سفرهایش به سرزمنیهای تحت حاکمیت صهیونیستهای عرب و عجم چون امارات متحده عربی و اردن و استان باکو آذربایجان و … و دیدارهای مختلف او با مسئولین امنیتی و حکومتی رژیم صهیونیستی که آشکار شده، جبهه ی این دست نشانده ی تازه تولید شده ی آمریکا و صهیونیستها را نیز بر همگان واضح کرده است.

در این جبهه و در بخش جنگ روانی، بوقها و بلعمهای باعورا و مجریان جنگ روانی اطراف جولانی نیز در توجیه این خیانت آشکار و متوجه کردن نگاه مسلمین به شیعه و جنگ با ایران (به عنوان دشمن اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی و حامی اصلی جهاد اهل غزه) از هیچ مکر و فریبی دریغ نمی کنند.

مُلا عبدالرحمن فتاحی یکی از این صهیونیستهای عجم تحت نظارت جولانی است که جهت توجیه همسو شدن جولانی با رژیم صهیونیستی، سعی دارد شیعه و ایران را به عنوان دشمن اصلی معرفی کند نه رژیم صهیونیستی را و می گوید:

“طمع ایران برای اشغال کامل سوریه بیشتر است یا رژیم صهیونیستی؟ و در صورت اشغال، احتمال گسترش مذهب روافض در میان مردم سوریه بیشتر است یا یهودیت صهیونیستی؟ و با توجه به میزان خطر هر یک، باید تمرکز و اهتمام ما بیشتر متوجه کدامیک از این دو دشمن باشد! و برای دفع تهدید آن، چگونه باید برنامه ریزی کرد؟”

در این زمینه لازم است به صورت مختصر چند نکته ی مهم گفته شود:

  1. حاکمیت صهیونیستها، حاکمیتی سکولار است و بر اساس قوانین سکولاریستی اداره می شود نه یهودی و نه بر اسا قوانین تورات؛ این چیزی است که امثال مُلافتاحی از درک آن عاجزند، چون حاکمیت سکولاریستی بشار اسد را نیز نصیری می نامیدند تا جنگ را متوجه یهود و نصیریها کنند و مسلمین متوجه نشوند که دشمن اصلی سکولاریستها هستند.
  2. الله می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۖ (مائده/۸۲)  یهود و سکولاریستها دشمنان شماره یک مومنین هستند؛ اما مُلا فتاحی می گوید شیعه که مذهبی اسلامی است دشمن شماره یک ماست؛ الله راست می گوید یا این بلعم باعورا؟
  3. در طول بیشتر از ۴۰ سال موجودیت ایران در سوریه، چند نفر از اهل سنت شیعه شدند؟ و چند نفر سکولار کمونیست و لیبرال و…؛ اما در صورت حاکمیت صهیونیستهای سکولار چند درصد مردم مجبور به پذیرش دین سکولاریسم و قوانین کفری سکولاریستی و حاکمیت مرتدین سکولار می شوند که جولانی هم در حال پیاده کردن تدریجی سکولاریسم در سوریه است؟
  4. منهج اهل سنت و جماعت بر این است که هر مسلمانی از هر کافری بهتر است و از هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفری باید حمایت شود.

از شیخ الاسلام ابن تیمیه درباره ی مردی سوال شد که یهود و نصاری را بر شیعه برتری میدهد. جواب می دهد: الحمد لله،هرکسی که به آنچه که محمد صلی الله علیه وسلم آورده است مومن باشد، چنین کسی بهتر است از هرکسی که به آن کافر باشد. هرچند هم که در آن مومن نوعی از بدعت وجود داشته باشد. فرقی ندارد بدعتش از نوع خوارج باشد یا شیعه یا مرجئه یا قدریه یا غیر آنان. برای اینکه یهود و نصاری کافر هستند و کفرشان به اضطرار از دین اسلام معلوم می باشد. ( فتاوی الکبری، ج ۳ ص ۵۱۶ و مجموع الفتاوی ج ۳۵ ص ۲۰۱)

به همین دلیل بود زمانی که ابو محمد حسن بن علی، مشهور به اطروش از نوادگان امام سجاد در قرن سوم به طبرستان و گیلان که هنوز مسلمان نشده بودند مهاجرت کرد و به ترویج مذهب شیعی زیدی در این مناطق پرداخت، علمای اهل سنت و جماعت اعلام کردند مردم کافر اگر مسلمان اهل بدعت شوند بهتر از آن است که کافر بمانند و بر این اساس بود که صلاح الدین ایوبی به همراه عمویش شیرکوه و به دستور نورالدین زنکی به حمایت از حاکمیت اهل بدعت شیعیان فاطمی مصر بر علیه کفار مهاجم نصرانی می شتابد.

  • حتی اگر بین دو کافر اصلی جنگی رخ دهد موضع مسلمان واضح است و به پیروزی آن کافری خوشحال است که دینش به او نزدیکتر باشد. عبدالله بن مسعود رضی الله عنه می گوید : كَانَتْ فَارِس ظَاهِرَة عَلَى الرُّوم وَكَانَ الْمُشْرِكُونَ يُحِبُّونَ أَنْ تَظْهَر فَارِس عَلَى الرُّوم. وَكَانَ الْمُسْلِمُونَ يُحِبُّونَ أَنْ تَظْهَر الرُّوم عَلَى فَارِس لِأَنَّهُمْ أَهْل كِتَاب . وَهُمْ أَقْرَب إِلَى دِينهمْ: «فارسها بر روميان پيروز شده بودند، مشركان(سکولاریستها) دوست داشتند كه ايرانيان بر روميان پيروز شوند، و مسلمین هم دوست داشتند که روم بر فارسها پیروز بشوند، چون روميان اهل كتاب بودند و به دین مسلمانان نزديكتر بودند. با این مضمون از ابن عباس و دیگران هم روایت شده است.

به نظر شما دین مُلا فتاحی چیست که به یهود و صهیونیستهای سکولار نزدیکتر است؟

اگر به این سخنان مُلا فتاحی دقت کنید متوجه خواهید شد که ما با گروه منافقین داخلی طرفیم که در ظاهر شعارهای اسلامی می دهند اما «أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره/۲۰۴) سرسخت ترین دشمنان اصلی اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام هستند و خروجی تمام فعالیتهای آنها به نفع کفار هستند.

در این صورت و با توجه به میزان خطر و آلودگی مردم به دین سکولاریسم و حاکمیت سکولاریستها (مشرکین=احزاب) و اینکه اگر کفار اشغالگر خارجی سکولار و غیر سکولار به سرزمینهای اسلامی حمله کنند و آن را اشغال کنند این سرزمین تبدیل به دارالکفر طاری می شود که جهاد بر علیه این اشغالگران «فرض عین» می شود، اما اگر به فرض محال مسلمین مخالف مذهب ما چون شیعه ی ۱۲ امامی و یا حتی مسلمین اهل بدعت سرزمینی را به تصرف خود در بیاورند این سرزمین همچنان دارالاسلام باقی می ماند، شریعت اسلام به ما می گوید در برابر صهیونیستهای اشغالگر چگونه برنامه ریزی کنیم؟