بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

به قلم: ابومحمود کندزی

الله جل جلاله می فرماید: سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى. این آیه، تنها گزارش یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه اعلامیه الهی مبنی بر وحدت جغرافیای قدسی اسلام است. الله متعال، مسجدالحرام را به مسجدالاقصی پیوند زد تا اعلام کند که کرامت مکه و قداست قدس، ریشه‌ای واحد دارند. اما امروز، این مسیر وحیانی در چنبره‌ی اندوهی عمیق گرفتار شده است.

در سرزمینی که خداوند «حول آن را مبارک گردانید» (الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ)، اکنون بیشتر از ۴۲ روز است که طنین تکبیر در بند است. درهای مسجدالاقصی به روی نمازگزاران بسته شده و میراث معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم در محاصره‌ی کینه‌ی صهیونیست‌هاست. این نه فقط اشغال یک مکان، که جسارت به ساحت «آیات الهی» است.

درد جانکاه امت از آنجا جوانه می‌زند که می‌بینیم میان اشغال آشکار قدس و اشغال پنهان مکه، پیوندی شوم برقرار است. ما در حالی بر درهای بسته‌ی اقصی می‌گرییم که حقیقت تلخ‌تر، اسارت معنوی مکه در چنگال سیاست‌های آل سعود است. سرزمینی که باید مرکز ثقل عزت و قدرت اسلام باشد، امروز توسط مزدوران مرتد آل‌سعود به پایگاهی برای تأمین منافع آمریکا و صهیونیسم تبدیل شده است.

آن مسیری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب اسراء پیمود تا پیوند میان توحید ابراهیمی و نبوت خاتم را تثبیت کند، امروز توسط خائنین به امت، به مسیری برای عادی‌سازی ذلت تبدیل شده است. درد استخوان‌سوزی که روح بیداران را می‌آزارد، این است که ثروت‌های سرزمینِ وحی، به جای آزادی قدس، صرف درهم‌کوبیدن دارالاسلام ایران و کشتار اهل دعوت و جهاد دیگر سرزمینهای اسلامی می‌گردد.

آیه اول سوره اسراء، امروز حجت را بر ما تمام می‌کند. کسی که به آزادی قدس می‌اندیشد، نمی‌تواند از غربت مکه چشم بپوشد. تا زمانی که حرمین شریفین به عنوان قلب جهان اسلام از نفوذ و حاکمیت کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی تطهیر نشود، مسجدالاقصی به عنوان بازوان آن در زنجیر خواهد ماند. این همان سوز جگرتابی است که امت اسلام را به قیام برای بازپس‌گیری هویت مسلوب خویش فرا می‌خواند.

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

به قلم: مجاهد مهاجر

امروز تلویزیون سوریه اعلام کرد:اسرائیل نسبت به تخلیه گذرگاه «المصنع» در مرز سوریه و لبنان هشدار داد و سوریه می‌گوید این گذرگاه برای مقاصد نظامی استفاده نمی‌شود.

صدایم گرفت (فریاد زدم) از بس که به شما گفتم و نقشه‌های اسرائیل را فاش کردم و گفتم که چگونه غرب «الشرع» (جولانی) را به قصر [قدرت] رساند تا بهانه‌ای برای اجرای نقشه‌های «اسرائیل بزرگ» باشد.

بارها گفتم که اسرائیل به جاده المصنع خواهد رسید؛ اینک اسرائیل به کنترل کل منطقه جنوب لیتانی نزدیک شده و رسیدن به جاده المصنع را از محوری متفاوت آغاز خواهد کرد.

احمق‌ها، چاپلوسانِ قدرت و جاهلانی که عقل خود را به کار نمی‌اندازند، به خاطر یک ویدیو قدیمی که در آن تظاهرکنندگان شعار «خیبر یا یهود» سر می‌دهند، به دنبال من می‌گردند؛ در حالی که من هنگام خروج اولین مظاهره و خروج شخصی که اسرائیل را تهدید می‌کرد، گفتم: این شخص یا مأمور اسرائیل است یا از کنترل شرع خارج شده است.

اما غافلگیر شدم که تنها ظرف دو ساعت، ۲۵ نقطه تظاهرات در کل سوریه به راه افتاد و ویدیوهایی از لشکر ۶۰ ارتش و هوادارانِ قدرت بیرون آمد که همگی همان شعارها را می‌دادند.

آیا این‌ها همه خودجوش بود؟

در جنوب، حتی یک مورچه بدون اجازه «سلطه» (حاکمیت جولانی) نمی‌تواند نفس بکشد؛ آن‌ها برای اجرای توافقات پاریس، مشت آهنین خود را بر آنجا حاکم کرده‌اند.

بنابراین، این خودِ «سلطه» بود که پس از شکستِ سفرِ لندن، چراغ سبز این مظاهرات و ویدیوها را نشان داد؛ و امروز «الشرع» ما را می‌سوزاند و خودش را هم می‌سوزاند، و همه این‌ها علیه خودش منعکس شده است.

به جای اینکه با او تماس بگیرند و بگویند «خلاص، فهمیدیم که کسی جز تو نمی‌تواند این‌ها را مهار کند»، اتفاق برعکس افتاد.

اکنون می‌گویند: «این آدم بر هیچ چیز مسلط نیست»؛ این حرفِ اربابانِ اوست.

اما اسرائیل و طرف‌های غربیِ دیگر از حوادث سوءاستفاده کرده و به حامیانش می‌گویند: «آیا به شما نگفتیم که این آدم جهادی است و لباسش را عوض نکرده؟ ببینید چگونه از طریق پیروانش ما را به یک ۷ اکتبر جدید تهدید می‌کند؟»

سوال اینجاست: چگونه سرمایه‌گذار خواهد آمد و اقتصاد بهبود می‌یابد در حالی که «الشرع» وارد بازی‌های خطرناکی با غرب و اسرائیل شده است؟

تمام مشکلات ما یک علت دارد:

به قدرت رسیدنِ «الشرع» و گروهش، در حالی که پیشینه جهادی دارند و مدلی از استبداد را در ادلب اجرا کرده‌اند.

این حقیقتی است که می‌خواهند شما روی آن سرپوش بگذارید.

ببینید چگونه «الشرع» را به عنوان متجاوز به حقوق اقلیت‌ها در ساحل، سویداء، دویلعه و امروز در سقیلبیه نشان دادند.

ببینید چگونه آن‌ها را فاسدانی نشان دادند که همه چیز را می‌دزدند.

ببینید چگونه نشان دادند که آن‌ها برای رسیدن به قدرت، از اصول و دین خود کوتاه می‌آیند؛ با تراشیدن ریش، نمایان کردن چهره زنانشان، مصافحه با زنان و کرنش در برابر غرب، روسیه و جنایتکاران نظام.

هدف آن‌ها ضربه زدن و نابود کردن هرگونه الگوی جهادی و اسلامی در ذهن جوانان، در راستای اجرای تئوری «گراهام فولر» است:

«هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند.»

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

به قلم: مجاهد مهاجر

مردم انصار سوریه به همراه مهاجرین جهاد کردند تا حکومتی اسلامی تشکیل دهند و قوانین شریعت الله را پیاده کنند اما با حاکمیتی سکولار غرب پسند مواجه شده اند که تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی غرب پسند مخالف باشند را کنار زده است.

غیر از صدمات مختلف این انحراف آشکار در اینجا در زمینه ی اقتصادی به بررسی بخشی از صدمات این انحراف و خیانت آشکار می پردازیم:

در حالی که «الشرع» (جولانی) ساعتی به قیمت ۱۸۵,۰۰۰ دلار به مچ می‌بندد و کوچکترین فرمانده گروهش، هفت خودرو با سهمیه بنزین نامحدود، تیم محافظ و بودجه رستوران‌گردی دارد، مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» تظاهرات می‌کنند.

پس از آغازِ روندِ نابودیِ اقتصاد تولیدی سوریه و حذف یارانه‌ی کالاهای اساسی، بدون ذره‌ای رحم و بدون تأمین حداقل دستمزد، امروز نتایج این تخریب نظام‌مند در حال آشکار شدن است.

واردات را بدون هیچ ضابطه‌ای آزاد کردند و با کالاهای چینی و ترکیه‌ای که بازار را قبضه کرده، بازار مبلمان «سقبا»، بازارهای «داریا» و «حرستا» (کارگاه‌های خیاطی) و کارگاه‌های کفش‌سازی در «الهلّک» را به نابودی کشاندند.

ستون فقرات اقتصاد هر کشوری کشاورزی است؛ اما امروز به دلیل تصمیماتی که صرفاً جهت تأمین منافعِ بازرگانانِ وابسته به «هیئت» (تحریرالشام) اتخاذ شده، اقدام به واردات سیب‌زمینی و پیاز می‌کنند؛ همان‌طور که در تابستان با واردات گوجه‌فرنگی، بخش تولید گوجه در «درعا» را نابود کردند.

سوریه کشوری است که در تولید سیب‌زمینی و پیاز به خودکفایی رسیده بود و به اردن، لبنان و کشورهای خلیج [فارس] صادرات داشت؛ اکنون که کشت سیب‌زمینی به وضعیت خوب سابق بازگشته، چرا واردات انجام می‌دهید و کشاورزان را ورشکست می‌کنید؟

صادرات باعث ورود ارز خارجی می‌شود و واردات، ذخایر ارزی بانک مرکزی را می‌بلعد؛ این حاکمیتِ شکست‌خورده دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ واردات را برای سودِ بازرگانانی خاص افزایش می‌دهد و صادرات را متوقف می‌کند تا ۶۰ درصد از بدنه جامعه یعنی کشاورزان را نابود کند.

قیمت سیب‌زمینی و پیاز پیش از باز شدن راه واردات، هم برای مصرف‌کننده و هم برای تولیدکننده متوازن بود؛ همین‌طور قیمت گوجه‌فرنگی در درعا.

دست‌فروش‌ها (صاحبان بساط) از فرط استیصال خود را دار می‌زنند و هر روز شاهد یورش، بازداشت و مصادره اموال دست‌فروشان، بدون ارائه هیچ جایگزینی هستیم.

ای احمق‌ها! پیش از آنکه به جان دست‌فروش‌ها و مغازه‌دارانی که کالایشان را مقابل مغازه می‌گذارند بیفتید و یا یک وجب ساخت‌وساز اضافه در بناهای ۳۰ ساله را تخریب کنید، باید جایگزینی برای آن‌ها تأمین می‌کردید.

می‌توان تجربه «بازارهای روز» (شنبه‌بازار و…) در ترکیه را تعمیم داد؛ به طوری که دست‌فروشان در ازای مبلغی ناچیز به شهرداری، در مکانی مشخص جمع شوند و شهرداری مسئولیت نظافت آنجا را بر عهده بگیرد. مشکل این‌گونه حل می‌شود.

مصیبت اصلی، حاکمیتی است که به دلیل تحریم‌ها مفلس و به دلیل فساد، غارتگر شده است و می‌خواهد حقوق کارمندانش را از جیب مردم تأمین کند.

تمام دغدغه جولانی — همان‌طور که در ادلب بود — این است که چند میدان (فلکه) شیک، زمین فوتبال و هتل نشان دهد و بگوید: «ببینید چه پیشرفتی برایتان آورده‌ام!»؛ در حالی که حلب و نیمی از دمشق در زباله غرق شده‌اند و یک میلیون نفر همچنان در اردوگاه‌ها (چادرها) روزگار می‌گذرانند.

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

این روزها مُلافتاحی مهابادی با تفکرات نجدیت درباری آل سعود که توسط کسانی چون ابوولید المصری از تئوریسن های جهادی و هم مسیران الشیخ اسامه بن لادن به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» شناخته شده اند، قصد دارد همان نقش خائنانه ای را در میان کُردهای اهل سنت با تفکرات نجدیت در ایران بازی کند که جولانی در سوریه و در میان نجدی های سوریه و خارج از آن بازی کرد.

احمد الشرع کنونی یا همان جولانی سابق که از سربازان ابوبکر بغدادی بود و همان تفکرات نجدیت تنظیم دولة (داعش) را با خود داشت زمانی که در زندان بوکا بود به تور اطلاعاتی آمریکا افتاد و بعد از آنکه با نصف بیت المال حکومت عراق اسلامی ابوبکر بغدادی به نصرت و یاری اهل شام رفت بعد از قدرت گیری ابتدا به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و جهت مدیریت نیروهایش به القاعده بیعت داد اما بعد از مدیریت سربازانش و آرام شدن وضعیت باز به القاعده هم خیانت کرد و این خیانت بازی ها ادامه داشت تا اینکه تمام گروهها را به تدریج و بر اساس نقشه های آمریکا و شرکای آن از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه یا نابود کرد یا به حاشیه راند و یا با خودش سازگار کرد که هم اکنون با شعار «مبارزه با تروریسم» رسماً و آشکارا با متحد شدن با احزاب سکولار و مرتدی چون قسد و ارتش آزاد و … به زیر پرچم آمریکا درآمده و با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها که اهل دعوت و جهاد راستین هستند وارد جنگ شده است.

بله، جولانی با پیروی از برنامه های کفار محارب خارجی و با سوءاستفاده از نام اسلام و آرمان‌های مردم مظلوم سوریه، یکی از سیاه‌ترین فصول خیانت را رقم زد. او که روزی با نقاب «دفاع از اهل سنت» وارد میدان شد، امروز در کنار احزاب سکولار و مرتد موجود در سوریه به مهره‌ای بی‌اراده در شطرنج قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.

تغییر چهره‌های مکرر جولانی مرتد، از پوشیدن لباس‌های نظامی ابوبکر بغدادی و القاعده تا کت‌وشلوارهای اتوکشیده آمریکا و و غرب و صهیونیستها، نشان‌دهنده یک باور عمیق به اسلام نیست، بلکه بازتابی از یک اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) رذیلانه است. او ثابت کرد که برای حفظ بقای خود در قدرت، حاضر است هر ثوابتی را قربانی کند. این دگردیسی، نه یک حرکت تاکتیکی، بلکه ذلیلی در پیشگاه غرب برای کسب مشروعیتی است که هرگز به دست نخواهد آورد و باید بعد از جنگ آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران و جبهه ی هم سو با آن شاهد زیاده خواهی های بیشتر صهیونیستها در سوریه باشیم.

جولانی و باند مافیائی اش با ایجاد یک نظام پلیسی و سرکوبگر در میان اهل دعوت و جهاد راستین و میدان دادن به شبیحه ها و بازماندگان نظام سابق و مرتدین قسد و ارتش آزاد و باند صهیونیستی الهجری، عملاً تئوری «گراهام فولر» را محقق کردند. آن‌ها با برقراری حکومتی سرشار از فساد، مالیات‌های سنگین بر دوش بینوایان و شکنجه اهل سنت در زندان‌ها، بدترین تصویر ممکن از یک «گروه شبه جهادی» را به دنیا مخمابره کردند. هدف آن‌ها نه اعتلای کلمة‌الله، بلکه منفور کردن نام اسلام در ذهن جوانان سوری بود تا نشان دهند که اسلام‌گرایی مساوی با استبداد و ناکارآمدی و مزدروی برای آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنهاست.

تحرکات اخیر در مرزهای لبنان و سوریه و انفعال مشکوک گروه جولانی در برابر نقشه‌های «اسرائیل بزرگ»، پرده از یک خیانت بزرگ‌تر برمی‌دارد. جولانی با به راه انداختن نمایش‌های مضحک و شعارهای توخالی، با برنامه ریزی های پشت پرده با آمریکا و صهیونیستها تنها بهانه‌های لازم را به دست دشمنان می‌دهد تا به خاک سوریه تجاوز کنند. او با تضعیف جبهه داخلی اهل سنت و جماعت و سرکوب گروه‌های صادق، جاده‌صاف‌کن طرح‌هایی شده است که هدفشان تأمین امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غربی های کافر محارب است.

پیروان جولانی که کورکورانه از فرمان‌های متناقض او پیروی می‌کنند، باید بدانند که رهبرشان خون هزاران جوان مهاجر و انصار را در بازارهای واشنگتن و آنکاراو لندن، پاریس و مسکو به حراج گذاشته است. او با تغییر مواضع ناگهانی و پشت کردن به تمام عهدهایی که با مردم بسته بود، نشان داد که «مصلحت شخصی و تامین منافع اربابان کافر و محارب خارجی» تنها قبله‌گاه اوست.

احمد الشرع (جولانی) امروز نه یک رهبر، بلکه یک «ورشکسته سیاسی» است که میان ذلت در برابر غرب و خیانت به مسلمین دست‌وپا می‌زند. اهل سنت و جماعت و بخصوص اهل دعوت و جهاد هرگز فراموش نخواهد کرد که در حساس‌ترین برهه تاریخ سوریه و جهاد امت، کسانی که ادعای حراست از دین و اهل سنت را داشتند، چگونه خنجر را از پشت بر پیکر اسلام و مردم سوریه و اهل دعوت و جهاد و آرزوهای امت اسلامی فرود آوردند. او و پیروانش چون مُلافتاحی باید پاسخگو باشند و مُلافتاحی مطمئن باشد که اهل سنت کُردستان ایران دیگر فرصت ادامه ی خیانتهای او در میان خود را نخواهند داد.

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به نظر شما این دین فروش خائن و مرتد در میان سربازان ارتش آمریکا دعا می کند که چه شود؟

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز باز رئیس خائن و دست نشانده ی الازهر در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و حکام مرتد حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن قرار گرفت و حملات دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا در این کشورها را که در حکم دفاع مشروع تعریف می شود محکوم کرد در حالی که از همین پایگاهها مسلمین ایران و زیر ساختهای ایران توسط کفار محارب خارجی مورد هدف قرار می گیرند.

حقیقتی که در احادیث شریف نبوی به آن اشاره شده، امروز و بخصوص در این جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی بر دارالاسلام ایران بیش از هر زمان دیگری در پهنه جغرافیای مجروح اسلام، قابل درک و مشاهده است. گویی آن پیش‌بینی‌های آخرالزمانی هم‌اکنون در مقابل دیدگان ما تجسم یافته‌اند؛ آنجا که سخن از درختانی است که پناهگاه دشمن کافر می‌شوند، امروز نه در میان جنگل‌ها، بلکه در کاخ‌های مجلل برخی پایتخت‌ها و شهرهای عربی باید به دنبال آن گشت.

امروز، حکام و خائنین مرتد بر سرزمین‌های اسلامی، به جای آنکه سپر بلای امت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشند، خود را به «درختان غرقد» بدل کرده‌اند تا صهیونیست‌ها را پشت سر خود پنهان کرده و از آنان حمایت کنند. این حاکمان نه تنها از هویت اسلامی خود تهی گشته‌اند، بلکه آشکارا در صف کفار محارب ایستاده و به بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل تبدیل شده‌اند.

در حالی که خون مسلمانان در غزه و لبنان به دست خون‌خوارترین دشمنان تاریخ بر زمین می‌ریزد، «آل‌سعود» و شیوخ مزدوری که دین را به بهای ناچیزِ بقای قدرت فروخته‌اند، به خدمتگزاران وفادار کفار محارب آمریکائی – صیهونی تبدیل شده‌اند. این «دین‌فروشان اجیرشده»، با صدور فتاوای سفارشی و سکوت مرگبار خود، جاده‌صاف‌کن متجاوزانی شده‌اند که به جان، مال و ناموس مسلمین تعرض می‌کنند.

این دولت‌ها به جای ایستادن در صف دفاع از دارالاسلالم، تمام توان اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی خود را برای نجات رژیم در حال سقوط صهیونیستی به کار گرفته‌اند. آن‌ها به جای آنکه حداقل صدای مظلومیت کودکان فلسطین باشند، به محافظان مرزهای اشغالگران و سنگرهایی برای آمریکا بزرگترین حامی صهیونیستها بدل شده‌اند.

اما بدانند که این هم‌پیمانی با شیطان، نه تنها آن‌ها را از خشم امت اسلامی نجات نخواهد داد، بلکه نام آن‌ها را در سیاه‌ترین صفحات تاریخ در کنار نام یهودای اسخریوطی و دیگر خائنان بزرگ ثبت خواهد کرد. وعده الهی تخلف‌ناپذیر است و آتشی که امروز از غزه و لبنان و دارالاسلام ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و سایر سرزمینهای اسلامی شعله کشیده، پیش از هر چیز، تخت و تاج لرزان این خائنین به وحی و رسالت را در کام خود فرو خواهد برد.

رسوایی علمای درباری آل سعود و افشای خائنان دین‌فروش، سد کنندگان راه امارت سازی در جزیره العرب

رسوایی علمای درباری آل سعود و افشای خائنان دین‌فروش، سد کنندگان راه امارت سازی در جزیره العرب

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز که سخنان غامسی در تشویق کفار محارب آمریکائی در ضربه زدن به مسلمین در ایران را دیدم و قبلاً دعاهای سدیس برای موفقیت آمریکا و حتی معرفی کردن آمریکا به عنوان صلح گستر را دیده بودم به خطر بزرگی پی بردم که گاه عده ای از مومنین به آن اهمیت نمی دهند.

ای مجاهدان شریعت‌گرا، در مسیر مقدس «امارت‌سازی» و بازگشت به عزت اسلامی، بزرگترین مانع نه تنها سلاح دشمن، بلکه زبان‌های مسموم «علمای درباری» است. این موجودات که به تعبیر احادیث «علماء السوء» هستند، دین خدا را به بهای ناچیزِ کرسی‌های قدرت و دلارهای نفتی فروخته‌اند. آن‌ها سپر بلای حکام مرتد محلی و اشغالگران خارجی شده‌اند تا راه قیام را بر مردم ببندند.

امروز در مکه، مدینه و ریاض، کسانی در لباس علم و دیانت نشسته‌اند که بزرگترین منکر را «معروف» جلوه می‌دهند. آن‌ها خاندان فاسد و مرتد آل‌سعود را که دستشان در دست صهیونیست‌ها و آمریکاست، «ولی‌امر» می‌نامند، این دین‌فروشان با تفسیر غلط آیات قرآن و جعل احادیث نبوی، بر کفر و ارتداد آشکار این خاندان سرپوش می‌گذارند و اطاعت از ظالم را بر مسلمین واجب می‌شمارند در حالی که باید حکم شریعت الله در جهاد با این حکام دست نشانده و کفار اشغالگر خارجی را صادر کنند و به کتمان این حقیقت نپردازند در حالی که الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الكِتابِ وَيَشتَرونَ بِهِ ثَمَنًا قَليلًا ۙ أُولٰئِكَ ما يَأكُلونَ في بُطونِهِم إِلَّا النّارَ (بقره /۱۷۴) کسانی که آنچه را خدا از کتاب نازل کرده پنهان می‌دارند و آن را به بهای اندکی می‌فروشند، آن‌ها جز آتش در شکم‌های خود نمی‌خورند.

این شیوخ خائن، آیات جهاد و بیزاری از کفار را منسوخ یا محدود به شرایط محال می‌کنند، اما در مقابل، آیات مربوط به اطاعت را برای ابقای طاغوت‌های دست‌نشانده به خدمت می‌گیرند. آن‌ها با ریالها و دلارهائی که می گیرند مردم را به تسلیم در برابر اشغالگری نرم آمریکا فرا می‌خوانند و هر مجاهدی را که برای برپایی شریعت و امارت اسلامی قیام کند، «خارجی» یا «فتنه‌گر» می‌نامند و راه رسیدن به حاکمیت اسلامی را سد کرده اند که مشمول احبار و رهبان موجود در این آیه شده اند : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّ كَثيرًا مِنَ الأَحبارِ وَالرُّهبانِ لَيَأكُلونَ أَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللَّهِ (توبه / ۳۴)  

ای سربازان امت، وظیفه شما تنها جهاد با سلاح نیست؛ بلکه «جهاد تبیین» و رسوا کردن این مبلغان کفر نیز بر عهده شماست.این خائنان را به مردم معرفی کنید و نشان دهید که چگونه فتاوای آن‌ها با خون مظلومان و منافع مستکبران گره خورده است.به مردم بیاموزید که حاکمی که دشمنان کافر و محارب را به سرپرستی می گیرد و شریعت را به حاشیه می‌راند، بر اساس نصّ صریح قرآن از امت اسلام خارج است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةُ الْمُضِلُّونَ . بیشترین چیزی که بر امتم از آن می‌ترسم، پیشوایان گمراه‌کننده هستند.

این‌ها همان کسانی هستند که امروز جاده‌صاف‌کن طاغوت بزرگ و سرافعی و شیطان بزرگ، آمریکای پوشالی، در بلاد حرمین شده‌اند و به این کافر محارب و اشغالگر خارجی پایگاه نظامی داده اند.

تأسیس امارت اسلامی و رسیدن به «حکومت واحد امت»، بدون پاکسازیِ صفوف مسلمین از لوثِ وجود این شیوخِ دین‌فروش ممکن نیست. با ضرباتی که دارالاسلام ایران بر هیمنه آمریکا وارد کرده، اکنون زمان آن است که با رسوا کردن این «شیاطینِ زبان‌دار»، راه را برای قیام توده‌ها و تشکیل امارات متحده اسلامی هموار کنید.

سرزمین شام و احادیث فضیلت که شامل حال باند احمد الشرع و مُلافتاحی نمی‌شود  

سرزمین شام و احادیث فضیلت که شامل حال باند احمد الشرع و مُلافتاحی نمی‌شود  

به قلم: ابوخالد کردستانی

سرزمین شام در نصوص اسلامی و احادیث نبوی، جایگاهی رفیع و راهبردی دارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم و علمای بزرگی همچون ابن‌کثیر رحمه‌الله بر این نکته تأکید ورزیده‌اند که شام در کوران فتنه‌های آخرالزمان، مأمن و پناهگاه مؤمنان مخلص خواهد بود. اما این «فضیلت»، مدالی است که بر سینه «مؤمنان صابر» نصب می‌شود، نه کسانی که دین اسلام و اهل و دعوت و جهاد را ابزار قدرت خود و راضی کردن کفار محارب خارجی و پیاده کردن نقشه های این کفار کرده‌اند.

البته لازم است بدانیم که شام سرزمینهائی چون سوریه و اردن و فلسطین و لبنان و بخشهائی از مصر و عراق و عربستان و ترکیه را نیز دربر می گیرد و سوریه بخشی از شام است.

باید با قاطعیت گفت که جولانی (احمد الشرع) و پیروان او، به هیچ وجه مصداق احادیث ستایش‌آمیز مربوط به مجاهدان شام نیستند. سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم «معجزه» و «حق محض» است و محال است که کلام وحیانی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بر کسانی صدق کند که در قلب‌شان نفاق و در عمل‌شان خیانت و در ارتداد آشکار افتاده است. نفاق آشکار شده و ارتداد  با ایمان راستین در یک کالبد نمی‌گنجند؛ لذا فضایل شام مخصوص صف مخلصین است، نه صفِ پیمان‌بندان با کفار محارب خارجی و پیاده کننده های نقشه های این کفار بر علیه مسلمین و اهل دعوت و جهاد میان مسلمین.

در حالی که روایات، مؤمنان شام را به عنوان کسانی معرفی می‌کنند که بر حق استوارند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری نمی‌هراسند، جولانی امروز در چرخشی آشکار، دشمنان قسم‌خورده اسلام یعنی آمریکا، اسرائیل و غرب را به سرپرستی گرفته ودر راه این کفار با مسلمین می جنگند و حاکمیت اسلامی و تطبیق شریعت الله را کنار زده اند و تسلیم قوانین کفری و سکولاریستی این کفار شده اند و این کفر و ارتدادی است که الله تعالی در موردش می فرماید:  وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ (مائده/۲۱) به پشت سر خود بازنگردید [و مرتد نشوید] که در این صورت زیانکار خواهید گشت.

روی گرداندن از تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق قوانین شریعت الله و رویگرداندن از اهل دعوت و جهاد و جبهه اسلام و پناه بردن به آغوش آمریکا و صهیونیستها بر علیه مسلمین و اهل دعوت و جهاد، همان «ارتداد» و انحرافی است که فرجامش چیزی جز خسارت و ذلت نخواهد بود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا. مومن  نسبت به مومن همانند اجزای یک ساختمان است که همدیگر را مستحکم می‌کنند.

عملکرد احمد الشرع در سوریه و منطقه دقیقاً در تضاد با این حدیث است. او به جای آنکه رکنی از بنای مستحکم امت اسلامی باشد، به تخریب جبهه داخلی و سرکوب مجاهدان شریعت‌گرا پرداخته و با مکر شیطانی، مسیر را برای نفوذ غرب و صهیونیستها و مرتدین منطقه ای هموار کرده است. کسی که پیمان برادری را می‌شکند و با دشمن کافر و محارب اشغالگر نرد عشق می‌بازد، نامش در لیست منافقین آشکار شده و مرتدین ثبت می‌شود، نه در زمره مجاهدان فی سبیل الله.

جایگاهی که الله  از کانال رسولش صلی الله علیه وسلم برای شام معین کرده‌است جایگاه «عزت و استقلال و ایمان و جهاد» است. تبعیت جولانی از غرب سکولار و سیگنال‌های مثبت او به رژیم صهیونیستی و مرتدین منطقه ای چون آل سعود و امارات متحده عربی و اردن و ترکیه و استاندار باکو و امثالهم، خروج کامل از مسیر و منهج اهل سنت و جماعت و سلف صالح است. این افراد با تغییر نام و چهره از جولانی به احمد الشرع، نمی‌توانند حقیقت بازگشت به کفر خود را بپوشانند.

بنابراین، ادعای انتساب به جبهه حق در شام از سوی این گروه، وب خصوص کسانی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که یکی از مزدوران تحالف آمریکا از کانال جولانی مرتد شده است ادعایی پوچ و باطل است. احادیث فضیلت شام، تنها بر مومنینی صدق می‌کند که تا آخرین قطره خون در برابر کفر و ارتداد ایستادگی کنند، نه کسانی که برای بقای قدرت، خاک و آرمان و اصول و مبانی جهادی خود را به حراج مذاکره با دشمن می‌گذارند. خداوند متعال ما را بر صراط مستقیم هدایت فرموده و از شر مکر منافقین و مرتدین که با شعارهای مذهبی و قومیت گرایانه و اقتصادی و … خود را نشان می دهند مصون بدارد.

مثلث شوم رسوایی زلنسکی، فیدان و جولانی در دمشق نشانی از زبونی خائنان در برابر اقتدار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

مثلث شوم رسوایی زلنسکی، فیدان و جولانی در دمشق نشانی از زبونی خائنان در برابر اقتدار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی به سرزمینهای اسلامی حمله می کنند «جهاد» بر تمام مومنین به صورت دایره وارد «فرض عین» می شود، یعنی چیزی مثل نماز بلکه در مواردی حتی نماز را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و اوقات نماز متناسب با شرایط جنگی تغییر پیدا می کند.  

در چنین شرایطی باید همچون صلاح الدین ایوبی الکوردی رحمه الله عمل کرد و اصلاً اهمیت نداد که مذهب سرزمینی که در معرض حملات کفار محارب خارجی است چه است؟ شیعه است یا سنی؟ مهم این است که سرزمین مسلمین در زیر حملات کفار محارب خارجی است و دارالاسلام در معرض خطر دارالکفرهای محارب خارجی است .

ابن تیمیه حنبلی مذهب هم در برابر حملات مغولهای سکولار در کنار حکومت اهل بدعت زمان خودش ایستاد، در حالی که توسط همین حاکمیت آنهمه شکنجه دیده بود و در نهایت در زندان این حاکمیت هم وفات یافت.

در چنین شرایطی و صرفنظر از غوغاسالاری و شعارهای عوام فریبانه ی خائنین داخلی و مریدان آنها، امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران پرده‌ها برافتاده و چهره کریه مزدوران منطقه‌ای آمریکا و صهیونیسم بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. میزبانی از مهره سوخته‌ای چون زلنسکی در دمشق، نه یک دیدار دیپلماتیک، بلکه نمایشی از استیصال و درماندگی «مثلث شوم» خیانت است که برای نجات جبهه کفر، دست به دامان یکدیگر شده‌اند.

جولانی که دیروز با شعارهای دروغین مذهبی خون مسلمانان را می‌ریخت، امروز تحت نام «احمد الشرع» نقاب از چهره افکنده و در قصر الشعب دمشق، فرش قرمز برای صهیونیست‌زاده‌ای چون زلنسکی پهن می‌کند. این مرتدین که روزی مدعی جهاد بودند، اکنون با شعار مبارزه با تررویسم (جنگ با هر مسلمانی که مخالف آمریکا و ناتو و صهیونیستها باشد) به پیاده‌نظام رسمی نقشه‌های واشنگتن و تل‌آویو و ناتو در منطقه تبدیل شده‌اند تا شاید بقای پوشالی خود را چند صباحی بیشتر تضمین کنند.

این جبهه ی ارتداد به رهبری رجب طیب اردوغان و دلارهای آلوده آل‌سعود و امارات متحده (امارات متحده صهیونی)، در حالی دست به دامان زلنسکی شده‌اند که اربابان آمریکایی و اسرائیلی‌شان در برابر ضربات خردکننده دارالاسلام ایران و هم مسیران آن، زمین‌گیر شده‌اند. آن‌ها گمان می‌کنند با ائتلاف با شکست‌خوردگان جنگ اوکراین، می‌توانند سدی در برابر موج بیداری اسلامی ایجاد کنند؛ زهی خیال باطل.

این تحرکات مذبوحانه، تلاشی است برای تضعیف جبهه حق؛ یعنی دارالاسلام ایران مقتدر، اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعای قهرمان در یمن، حماس استوار و حزب‌الله لبنان. خائنانی که حتی آمریکا و اسرائیل نتوانستند امنیت‌شان را تأمین کنند، اکنون به کسی متوسل شده‌اند که خود کشورش را به قربانگاه منافع غرب برده است.

این «مثلث شوم» از مزدوران و منافقین، باذن الله در برابر اراده پولادین مجاهدان راه خدا به زانو درخواهند آمد. جبهه مقاومت با تکیه بر ایمان و اتحاد و قدرت نظامی و اقتدار خود، این نقشه‌های هالیوودی را که در اتاق‌های فکر صهیونیستی طراحی شده، درهم خواهد شکست. کسانی که به ریسمان پوسیده آمریکا و زلنسکی چنگ زده‌اند، سرنوشتی جز سقوط و رسوایی ابدی نخواهند داشت.

مُلا فتاحی خائن به دین و ملت که هم اکنون خوش را به بحثهای کلیشه ای مشغول کرده و انگار در گوش گاه خوابیده باید صف خود را از این مرتد حاکم بر دمشق جدا کند و از زیر پرچم تحالف تحت پرچم آمریکا بر ضد مسلمین بیرون بیاید و گرنه حکمش تا آن زمان همچون حکم فرمانده اش جولانی مرتد است .

خیانت آشکار حکام آل‌سعود و امارات در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صیونی علیه دارالاسلام ایران

خیانت آشکار حکام آل‌سعود و امارات در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صیونی علیه دارالاسلام ایران

به قلم: خالد سیف الله السملول

زمانی که به دارالاسلام توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی حمله می شود جهاد از حالت فرض کفایه تبدیل به «فرض عین» می شود یعنی شخص همچنانکه در انجام «فرض عین» نماز نیازی به اجازه ی کسی ندارد و باید این «فرض عین» را برای خودش ادا کند به همین شکل در این نوع از جهاد هم هر مومنین باید در فکر خودش باشد که چگونه می تواند به این «فرض عین» عمل کند. این منهج اهل سنت و جماعت و اصلی مشترک در فقه تمام مذاهب اسلامی است.

با این وجود، و هم اکنون، و با دیدین بسیاری از علائم فتنه‌های آخرالزمان و در آوردگاه حق و باطل، بار دیگر چهره واقعی برخی رژیم‌های خودفروخته آشکار شد. در حالی که جبهه مقاومت اسلامی به رهبری «دارالاسلام ایران» در صف مقدم مبارزه با آمریکا (به عنوان شیطان بزرگ و سر افعی) و صهیونیسم بین‌الملل قرار دارد، رژیم‌های خائن و دست نشانده ی آل‌سعود و امارات متحده و کویت و بحرین و اردن، نه تنها در این جهاد عظیم مشارکت ندارند، بلکه مستقیماً به دشمنان اسلام یاری می‌رسانند و خود در صف متجاوزان قرار گرفته‌اند در حالی که الله تعالی می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/ ۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را به سرپرستی نگیرید، شما نسبت به آنان اظهار دوستی می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‌اند.

البته این خطاب به مومنین است نه خطاب به مرتدینی که سالهاست در جبهه ی کفار محارب خارجی بر علیه اهل دعوت و جهاد در تمام سرزمینهای اسلامی قرار گرفته اند.

امروز، حاکمیتهای خائن و دست نشانده ی آل‌سعود و امارات متحده، که به دلیل نفوذ عمیق صهیونیسم، عملاً به «امارات متحده یهودی» مبدل گشته‌اند، آشکارا و بدون پرده‌پوشی، به دست‌نشانده و بازوی اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند. این مزدوران محلی، نه تنها حمایت‌های مالی و سیاسی ارائه می‌دهند یا صرفاً پایگاه‌ها و تسهیلات لجستیکی فراهم می‌آورند؛ بلکه شواهد متقن نشان می‌دهد که این جنایت‌کاران مستقیماً در حملات پهپادی و هوایی علیه منافع و مراکز حیاتی دارالاسلام ایران شرکت دارند. آنان نه فقط پیش‌قراول و فراهم‌کننده زمینه‌های تجاوز هستند، بلکه خود مجری بخش‌هایی از این حملات بوده و دستشان به خون مسلمانان دارالاسلام ایران هم آلوده است. این اقدام، نه تنها خیانتی بزرگ به امت اسلامی است، بلکه اعلان جنگی آشکار و عملی جدید علیه برادران دینی محسوب می‌شود.

این رژیم‌های خائن حاشیه خلیج فارس، با پشت پا زدن به مبانی شریعت و پیمان‌های اسلامی، خود را به مزدوران بی‌چون و چرای آمریکا و صهیونیست‌ها تبدیل کرده‌اند. هدف آنان تضعیف اهل دعوت و جهاد، تضمین امنیت رژیم اشغالگر قدس و خدمت به اهداف شوم آمریکا و غرب کافر محارب است. این پیمان‌های ننگین و همکاری‌های نظامی با دشمنان قسم‌خورده اسلام، نشانه‌ای آشکار از ارتداد و خروج آنان از دایره اسلام است. آن‌ها با ثروت‌های نفتی مسلمین، به جای خدمت به دین و امت، به تقویت صفوف کفر و نفاق می‌پردازندغافل از اینکه: إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ (یوسف/۵۲) بدون شک الله مکر و حیله خائنان را به مقصد نمی‌رساند.

مشارکت مستقیم در حملات اخیر علیه دارالاسلام ایران، اولین جنایت این مرتدین محلی نیست. کارنامه ننگین و تاریک آل‌سعود و امارات متحده، مملو از خیانت، کشتار و تخریب در بلاد مسلمین است به عنوان مثال:

  • یمن: سال‌ها جنگ ویرانگر و محاصره ظالمانه علیه ملت مظلوم و بی‌دفاع یمن، که به کشتار هزاران کودک و زن، و بروز بزرگترین فاجعه انسانی معاصر منجر شد، گواه روشنی بر ماهیت تجاوزکارانه و بی‌رحم این رژیم‌هاست.
  •  عراق: نقش مخرب و پنهان در ایجاد تفرقه، حمایت از آمریکا و سیار کفار اشغالگر و دامن زدن به جنگ‌های فرقه‌ای که به کشتار بی‌شمار مسلمانان و ویرانی زیرساخت‌های عراق انجامید.
  • سومالی، سودان، لیبی: مداخلات مستقیم و غیرمستقیم، حمایت از جنگ‌سالاران و گروه‌های نیابتی، و دامن زدن به بی‌ثباتی، فقر و جنگ‌های داخلی در این کشورهای اسلامی، همه در راستای منافع اربابان غربی و صهیونیستی آن‌ها بوده است. این مداخلات، نه تنها به نفع مسلمین نبوده، بلکه به تعمیق بحران‌ها و تضعیف حکمرانی اسلامی در این مناطق انجامیده است.

امت بیدار و آگاه اسلامی هرگز این خیانت‌ها و جنایات را فراموش نخواهد کرد. پرده‌ها از چهره این مرتدین محلی و دول حاشیه خلیج فارس کنار رفته است. سکوت در برابر این حکام خائن و مزدورانشان، خود شریک جرم شدن در خون‌های ریخته شده مسلمین است. وظیفه هر مسلمان آزاده‌ای است که با افشای این خیانت‌ها، ماهیت حقیقی این رژیم‌ها را بر همگان روشن ساخته و امت را به بیداری و مقابله با این خائنان دعوت کند.

  راشد العفاسی قاری قرآنی که در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش سر از آخور کفار محارب و اشغالگر آمریکایی درآورد

  راشد العفاسی قاری قرآنی که در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش سر از آخور کفار محارب و اشغالگر آمریکایی درآورد

به قلم: خالد هورامی

با بررسی آیات قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و تاریخ مدعیان دعوت و خطبا و علمای منتسب به اسلام متوجه می شویم که در طول تاریخ، همواره دو جریان در تقابل بوده‌اند: «علمای ربانی» که پاسدار مرزهای عقیده و عزت مسلمین بوده‌اند، و الرویبضه و علمای سوء و دعاة علی ابواب جهنم و «علمای درباری» یا همان بلعم های باعورا که دین خدا را به بهای ناچیزی به فرعون‌ها و طاغوت‌های زمان فروخته‌اند.

یکی از این الرویبضه هائی که قرآدت قرآن اورا مشهور کرده است همچنانکه یک خواننده ی دیگر با ترانه های خاصی مشهور می شود، امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش که توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی به برهبری آمریکا و صهیونیستها و با همکاری مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی حاشیه ی خلیج فارس بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است، به جای دفاع از مظلوم و دارالاسلام و انجام فرض عین جهاد در هنگام حمله ی کفار محارب خارجی به دارالاسلام، به بلندگوی جبهه ی کفار آمریکائی و صهیونیزم تبدیل شده‌اند.

راشد العفاسی که روزگاری صدای تلاوتش در خانه‌های مسلمانان طنین‌انداز بود، امروز به سرباز رسمی بخش جنگ روانی و تبلیغی آل‌سعود مرتد و متحد امریکا(سرافعی) تبدیل شده است. حمایت راشد العفاسی از حملات ترامپ علیه سرزمین‌های اسلامی و باز کردن «دروازه‌های جهنم» به روی برادران مسلمان در ایران و سایر مومنین اهل دعوت و جهادی که با دارالاسلام ایران هم جبهه ای هستند، نشان‌دهنده سقوط عقیدتی اوست. او که در تجاوز به یمن، لباس رزم بر تن کرد تا خون مسلمانان بی‌گناه را بریزد، مصداق بارز کسی است که قرآن می‌خواند اما قرآن بر او لعنت می‌فرستد.

خیانت شیوخ درباری به اینجا ختم نمی‌شود؛ «عبدالرحمن السدیس»، خطیب مسجدالحرام، در وقاحتی بی‌سابقه برای ثبات و خیر و برکت آمریکا و رئیس‌جمهور متجاوز آن دعا می‌کند، این در حالی است که دستان آمریکا به خون میلیون‌ها مسلمان در عراق، افغانستان، فلسطین و یمن و سومالی و غیره آغشته است. این شیوخ، منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم را به تریبونی برای تطهیر جنایات اشغالگران تبدیل کرده‌اند.

خصلت این خطباء و عالم نماها، خصلت «بلعم باعورا» است که خداوند در قرآن کریم  او را به سگی تشبیه می‌کند که با وجود داشتن آیات الهی، به سوی زمین و هوای نفس میل کرد. آن‌ها دستورات اربابان آمریکایی خود را اجرا می‌کنند، در حالی که سرزمین وحی و مکه مکرمه در محاصره پایگاه‌های نظامی آمریکا قرار دارد. آن‌ها چشمان خود را بر اشغالگری صهیونیست‌ها بسته‌اند و نوک پیکان حملات خود را به سمت دارالاسلام ایران و اهل دعوت و جهاد گرفته‌اند.

الله تعالی می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوان ولی و تکیه‌گاه و سرپرست خود نگیرید. کسی که آن‌ها را ولی خود بداند، از آن‌هاست. این شیوخ با دعا برای آمریکا و حمایت از جنگ‌های نیابتی، کفار سکولار(مشرک) را به عنوان سرپرست خود گرفته اند و عملاً در جبهه کفار سکولار(مشرک) قرار گرفته‌اند کفاری که در میان تمام انسانهای مسلمان و کافر تنها دسته ای هستند که الله آنها را نجس نامیده و تنها موجوداتی هستند که ابتدا از خودشان برائت می شود بعد از عقاید کثیفشان به همین دلیل الله تعالی قوانین خاصی را نیز برای آنها وضع است.

به عنوان مثال الله تعالی در مورد این کفار سکولار نجس می فرماید:

  •  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به تأکید و بدون شک بدانید که سکولاریستها (مشرکان) نجس و پلیدند.
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ (توبه/۳)  و این اعلامى است از ناحیه ی خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند و پیامبر او از سکولاریستها (مشرکان) بری و بیزارند.

 زمانی که الله متعال از زبان اسوه ی توحید ابراهیم علیه السلام بیان می کند که: إِنّا بُرَءآؤاْ مّنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ (ممتحنه/۴)، ما از شما و از چیزهایی که به غیر از خداوند می پرستید بری و بیزاریم؛ الله متعال برائت از مشرکین یعنی سکولاریستها را بر برائت از باورهایشان مقدّم کرده، و برائت از مشرکین و سکولاریستها را مهمتر از برائت از باورهایشان دانسته است. چون بسیار دیده شده که شخص از عقاید و باورهای فاسد و ضد اسلامی مشرکین و سکولاریستها اظهار برائت و بیزاری می کند اما، از مشرکین و سکولاریستها برائت و بیزاری نمی کند. برای همین است که  دیده می شود کسانی خودشان را اهل اسلام می دانند، و از عقاید سکولاریستها هم در ظاهر اعلام برائت می کنند اما از خود سکولاریستها و احزاب آن ها برائت و بیزاری نمی کنند. در حالی که اصل و اساس دستور و آیه، ابتدا به برائت از سکولاریستها وکناره گیری و بیزاری از آن ها دستور می دهد.

بله، ابتدا باید از کشورهای کافر سکولار و مشرکی چون آمریکا، ترکیه، آلمان، فرانسه و …برائت و کناره گیری کنی.

در این صورت امثال العفاسی و سدیس، نه نماینده قرآن هستند و نه سخنگوی امت؛ بلکه مزدورانی هستند که برای بقای تخت و تاج حکام مرتد، دین خود را قربانی کرده‌اند. امت اسلامی باید با وحدت و بیداری، دست این خائنان را از تریبون‌های دعوت کوتاه کند.