مرگ دختر بد حجاب سقزی بهانه ای دیگر در دست دارودسته ی منافقین داخلی و کفار خارجی

مرگ دختر بد حجاب سقزی بهانه ای دیگر در دست دارودسته ی منافقین داخلی و کفار خارجی

به قلم: کیوان مریوانی

دختری به نام .م. امینی اهل شهرستان سقز کردستان دارای سابقه ی بیماری دیابت نوع یک و همچنین تومور مغزی که در سن ۵ سالگی مورد جراحی مغز قرار می گیرد؛ به گواهی سگی به اسم کاوه (که در مراسم خاکسپاری برای مُلایی که قصد داشت نماز جنازه ی این دختر را بخواند پارس می کرد و می خواست پاچه ی این مُلا را بگیرد،) این دختر اعتقادی به اسلام نداشته و طبعاً یکی از طرفداران احزاب سکولار بوده؛ حالا چنین دختری با چنین سابقه ای در میان آنهمه بدحجاب تهران به عنوان بدحجاب ترین آنها دستگیر می شود. آیا برای خانواده و … که یک زره غیرت و شرافت در آنها باقی مانده باشد ننگی بالاتر از این می تواند وجود داشته باشد؟!

به هر حال این دختر بدحجاب که تهران را مثل سایر مفسدین فارس و تورک و غیره با اروپا و ترکیه و سلیمانیه عراق اشتباه گرفته بود به همراه چند بی حجاب دیگر دستگیر می شود که در نهایت بر اثر فشاری که به خودش وارد می کند در مرکز ارشاد در خیابان وزرای تهران سکته می کند و به هلاکت می رسد و هلاکت او ابزاری می شود در دست کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین (سکولار زده) داخلی جهت ضربه زدن به چند دستاورد و ارزش مهم که یکی از آنها حمله به حجاب اسلامی است به گونه ای که حتی مشاورامنیت ملی آمریکا و نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران و مجازی های آل سعود و بهائی ها و ربع پهلوی و دارودسته ی جنایتکار رجوی و سایر احزاب سکولار ریز و درشت دیگر به همراه فرصت طلبان و دارودسته ی منافقین داخلی یکی پس از دیگری بیانیه و تویت و غیره صادر کردند و حتی عده ای مفسد داخلی هم یا موهای خود را تراشیدند یا عکس بیحجابی نشر دادند و یا….

لازم است از میان صدها نمونه به سه نمونه اشاره شود و بدانیم که چند روز قبل از این، خانم شلیر هورامی چشمیدری توسط یک کورد سکولار گوشخانی مورد تهدید جهت تعرض قرار می گیرد که جهت محافظت از ناموس و پاکدامنی خودش از طبقه ۲ منزلش در مریوان بیرون می پرد که باعث مرگ این بزرگوار می شود اما هرگز خبر این زن مسلمان پاکدامن بولد و رسانه ای نشد.

همین دیروز ساعت ۱۴:۲۰ بود که یک خانم محجبه که به دو زن بدحجاب تذکر می دهد این دو بدحجاب با ضربات چاقو سرش را مورد حمله قرار می دهند که توسط کلانتری ۱۵۹ بیسیم تهران دستگیر می شوند اما باز خبر مصدومیت این خواهر مسلمان توسط این دو زن بدحجاب هرگز رسانه ای نمی شود و..

در همین کُردستان عراق که توسط همین کوردهای سکولار اداره می شود به گواهی رئیس اتحادیه ی مردان، در آن عوض کردن زنان و همسران توسط شوهران سکولار در حال تبدیل شدن به مُد است، و در برابر، قبرستانی تحت عنوان «گورستان سیوان سلیمانیه» وجود دارد که مدفن سه هزار زن و کودک است که توسط اطرافیان خود به قتل رسیده اند که سنگ قبر ندارند و بستگان‌ شان از خاکسپاری آنها ابا کرده ‌و کار را به شهرداری سپرده‌ اند و با شماره معرفی می شوند؛ از بین  سه هزار قبر، ۷۰ درصد گورها متعلق به زنانی ‌است که به دلایل بی عفتی توسط خانواده‌ هایشان به قتل رسیده‌ اند؛ سایر گورها متعلق به کودکانی است که در اثر تجاوز یا رابطه جنسی نامشروع به دنیا آمده‌اند اما به دست خانواده زن کشته شده‌ اند و….

این تنها یکی از ثمرات این کوردهای سکولار برای ملت مسلمان ما بوده است که عده ای سکولار و سکولار زده  قصد پیاده سازی این پروژه ی ننگین را در میان کوردهای مسلمان و باغیرت و باشرف ایران هم دارند و جرقه های آنرا با مبارزه با قوانین شریعت الله و بخصوص با مبارزه با حجاب زده اند و هم عقیده های اینها در میان فارسها و تورکها و غیره با قرآن سوزی و غیره با این موجودات سکولار همصدا شده اند.

  در اینجا چون بحث سر حجاب است باید گفته شود که حجاب حکم پدر یا مادر یا حکومت ایران یا فلان حکومت و فلان انسان نیست که جهت مخالفت با آنها بتوان با حجاب هم مخالفت کرد، بلکه حجاب حکم الله است که هر شخص یا خانواده یا قوم و مجتمع و حاکمیتی یا آنرا مثل سایر احکام قبول می کند و تسلیم این حکم الله می شود و رعایتش می کند یا این حکم الله را مثل سایر احکام نمی پذیرد و با آن مبارزه می کند.

اگر کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی با این حکم مثل سایر احکام مبارزه کنند و یا دارودسته ی منافقین ( سکولار زده های) داخلی اگر فرصتی برایشان پیش بیاید و احساس کنند قدرت نظامی حکومتی و قدرت بازدارندگی اجتماعی به آنها اجازه ی ابراز وجود داده و با این قوانین مخالفت کنند امر عجیبی نیست؛ اینها در طول تاریخ همینگونه بوده اند، اما عجیب کار آن مُلائی است که بر لاشه ی چنین اشخاصی نماز می خواند، عجیب کار فلان مومنی است که هنوز ماهیت این دشمنان آشکار و پنهان داخلی و خارجی را نشناخته و در مواردی به بهانه های دروغین فریب آنها را می خورد و در اغتشاشات آنها مشارکت می کند یا حتی  در برابر تخریبات این دشمنان فاسد و مفسد بی طرف می ماند و تنها نظاره گر شده است!

پس فریب نخور، گشت ارشاد و این دخترک بهانه است، زدن حیاء و اصل اسلام و قوانین شریعت الله نشانه است.

مختصری از زندگی نامه مولوی مجیب الرحمن انصاری رحمه الله

مختصری از زندگی نامه مولوی مجیب الرحمن انصاری رحمة‌الله‌عليه

به قلم: ابوعمر کندزی

مولانا  مجیب الرحمن انصاری فرزند خواجه محمد رفیق انصاری ولدیت خواجه محمد صدیق انصاری، در سال ۱۳۶۲ در یك خانواده متدین در گازرگاه شریف هرات دیده به جهان گشود.

مولانا مجیب الرحمن انصاری از لحاظ نسب به خواجه عبدالله انصاری هروی و سرانجام به ابو ایوب انصاری می رسد.

مولانا انصاری در سن ۱۳ سالگی مشغول حفظ كلام الله و در سن ۱۵  سالگی، حفظ كلام خدا را به اتمام رسانیده است. او با هوش و ذكاوت خدا دادی كه داشت در مدت دو سال حفظ كلام پاك الله را به اتمام رسانید. بعد به فراگرفتن علوم دیگر دینی و اجتماعی پرداخت  و در سن ۱۹ سالگی بصفت خطیب مسجد جامع گازرگاه شریف از جانب مردم و جامعه‌ی روحانیت برگزیده شد.

مولانا انصاری در سال ۱۳۸۴ از فرا گیری علوم دینی و اجتماعی فارغ شد و در همان سال عازم خانه خداوند (جل‌جلاله) گردید و بعد از برگشت این سفر مبارك در دارالعلوم عالی انصار مشغول خواندن علم حدیث شد. كه این روند تا سال ۱۳۸۹ دوام نمود

الحاج مولانا  مجیب الرحمان انصاری  مصروف تدریس در دارالعلوم عالی انصار واقع در گازرگاه شریف بوده و تبلیغ مسایل و احكام دینی از طرف وی برای شهروندان كشور به‌گونه جدی به جریان بود  هم‌چنان بكار تبلیغ دین اسلام پرداخته بود

مولوی مجیب الرحمن انصاری در روز جمعه  (۱۱ سنبله ۱۴۰۱ش) پیش از رسیدن به مسجد جامع گازرگاه شریف توسط یکی از نیروهای گروه داعش که به منظور احوال‌پرسی نزد ایشان آمده و خود را منفجر کردند به شهادت رسانیدند.

دواعش – پیروان بی تقیه نجدیه – بعد از جنایاتی که در افغانستان انجام دادند و مولوی مجیب الرحمن انصاری و جمعی از مسلمانان را شهید کردند ، به شادی و خوشحالی پرداخته و افتراق خود با اهل سنت را بیش از گذشته بر همه ی مسلمانان مشخص کردند.

اواسط مرداد ماه نیز در یک حمله انتحاری، که داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، رحیم‌الله حقانی از علمای برجسته امارت اسلامی شهید شد.

إنا لله وإنا اليه راجعون

ترور ماموستا مادح محمودی امام مسجد تازه آباد مریوان کردستان توسط اشرار خودسر بومی

ترور ماموستا مادح محمودی امام مسجد تازه آباد مریوان کردستان توسط اشرار خودسر بومی

به قلم: کیوان مریوانی

امروز صبح ۱۴۰۱/۵/۲۷ ش عده ای خودسر و اشراری که خارج از مرزهای ایران و در اقلیم کردستان عراق مدیریت وهدایت می شوند با چاقو و قمه به ماموستا و عالم محبوب تازه آباد مریوان حمله کردند که به شدت مجروح شده است و در وضعیت وخیمی قرار گرفته است.

به دنبال این اتفاق عده ی کثیری از علمایان منطقه بیشتر از ۲ ساعت در جلو فرمانداری شهرستان مریوان تجمع کردند تا با فرماندار این شهرستان در این مورد دیداری ۵ دقیقه ای داشته باشند اما فرماندار با این علمایان محترم دیدار نکرد. این علمای محترم تنها ۵ دقیقه وقت خواسته بودند که به سخنان آنها گوش داده شود نه بیشتر.

بر اساس ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ درباره مجازات جرم چاقوکشی آمده است: هر کس به وسیله چاقو و یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر یا قدرت‌نمایی کند. یا آن را وسیله مزاحمت اشخاص یا اخاذی یا تهدید قرار دهد. ‌یا با کسی گلاویز شود در صورتی که از مصادیق محارب نباشد به حبس از شش ماه تا دو سال و تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

حالا این اشرار بدون توجه به قوانین کشوری و از روی قلدری و خیره سری به کم دفاع ترین طبقه در میان کوردها یعنی طبقه ی مبلغین و خطباء و علمای دینی حمله کرده اند که غیر از الله و سپس قدرت بازدارنگی حکومتی کسی نیست که از آنها دفاع کند و هر شرور و پستی می تواند آنها را مورد اذیت و آزار زبانی و جسمی قرار دهد.

این اتفاق برای ملا محمد علوی بانه ای و چند عالم دیگر نیز رخ داد، انتظار تمام علمایان و ائمه و خطبای مساجد از نیروهای امنیتی تنها برخورد مناسب بر اساس قوانین حاکم برکشور با این اشرار و پاسخگو بودن مسئولین است.

آیا این انتظار بزرگی است که فرماندار شهرستان مریوان مدت ۲ ساعت آنهمه عالم و خطیب را پشت در منتظر گذاشته و حاضر نشده است ۵ دقیقه از وقت خود را به آنها بدهد و به سخنان این علماء محترم گوش دهد؟

صرفنظر از واکنش فرماندار، از مسئولین امنیتی و قضائی شهرستان مریوان خواسته می شود طبق قانون و بدون چشم پوشی و صرفنظر از مجرمین، چنان واکنشی نشان دهند که همچون یک عامل بازدارنده عبرتی باشد جهت عدم تکرار چنین جرمی.

از امام جمعه ی محترم مریوان نیز خواسته می شود همچنانکه به دفاع از توهین کننده ی به الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن و کعبه و ناموس پیامبر به منزلش رفت، اینبار نیز در برابر این حمله ی وحشیانه به ماموستا مادح محمودی احساس مسئولیت نموده و در چارچوب اختیاراتی که دارد از این ماموستای محترم و فعال دفاع و دلجوئی نماید و در اقدامی حمایتکارانه به این عالم شریف سربزند و با دلجوئی از او و خانواده اش و جامعه ی اهل دعوت، سخنانش را از نزدیک بشنود.

به عالیجنابانی چون حسن امینی و  اقمارش که برای دفاع از مفسدین سکولار بیانیه پشت بیانیه صادر می کنند می گوئیم چرا سکوت کرده اید؟ یعنی  نزد شما دفاع از سکولاریستهای مفسد تحت عنوان حقوق بشر سکولاریستی واجبتر از دفاع از حقوق اسلامی اهل دعوت است؟  شعار دفاع از ستم قومی و مذهبی و طبقاتی شما کجا پرکشید؟ آیا اهل دعوتی که مخالف افکار آلوده ی شما باشند مشمول قوم و مذهب و طبقه ای نمی شوند که شما به دفاع از آنها زبان باز کنید؟!!!

مهدی لندغر بلخابی از جمله شورشیان اهل بغی در مرز هرات بعد از دستگیری اعدام شد

مهدی لندغر بلخابی از جمله شورشیان اهل بغی در مرز هرات بعد از دستگیری اعدام شد

به قلم: فضل احمد هراتی

امارت اسلامی به عنوان دارالاسلام جدیدی که یک سال از عمر آن می گذرد بارها اعلام کرده است که افغانستان سقفی برای تمام مذاهب اسلامی است و برای تمام مذاهب اسلامی شیعی و حنفی و غیره به یکسان نگاه می کند.

 در دارالاسلام هر گروهی مسلمان که اهل تفرق باشد و دست به جنگ مسلحانه بزند اهل بغی است و باید توسط دارالاسلام سرکوب شود . مهدی بلخابی یکی از شیعیان است که در ابتدا با امارت اسلامی همراه شد و حتی به عنوان رئیس استخبارات ولایت بامیان تعیین شده بود، اما این همراهی نه به خاطر دین و ملت بلکه به خاطر مقام و موقعیت و چوکی بود . به همین دلیل فریب خورد و جزو اهل بغی شد.

وزارات دفاع امارت اسلامی اعلام کرد که :” سرکرده شورشیان در شهرستان بلخاب سرپل کشته شد. نیروهای مرزی امارت اسلامی، مهدی سرکرده شورشیان برای شهرستان “بلخاب” ولایت سرپل را در نقاط مرزی  ولایت هرات و ایران، در حالی که می‌خواست به طرف ایران فرار کند، کشتند.

مهدی، پس از شورش علیه امارت اسلامی در بلخاب ولایت سرپل با چندتن از همراهانش به کوه‌ها متواری شده بود که وی طی روزهای گذشته به قصد فرار به کشور ایران، توسط نیروهای تجسس و اطلاعاتی در نقاط مزری بین ولایت هرات و ایران، شناسایی و به جزای اعمالش رسید.”

این حق دارالاسلام ایران یا افغانستان است که با مخالفین مسلح خودش برخوردی مسلحانه داشته باشد همچنانکه سیدنا علی رضی الله عنه به عنوان رهبر دارالاسلام با اهل بغی جنگ مسلحانه کرد.

جنگ با مهدی بلخابی شیعه مذهب یا جنگ با احمد مسعود حنفی مذهب یا جنگ با فرقه داعش نجدی مذهب  به خاطر مذهب آنها نیست بلکه به خاطر بغی و جنگ مسلحانه آنهاست .

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر: پیامی که ترور سلمان رشدی در قلب آمریکا در برداشت

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر: پیامی که ترور سلمان رشدی در قلب آمریکا در برداشت

به قلم: کیوان مریوانی

در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ / ۷ رجب ۱۴۰۹ آیت الله خمینی بنیانگذار دارالاسلام ایران طی فتوائی حکم اعدام و قتل سلمان رشدی را به مسلمانان جهان‏ صادر کرد که به شرح زیر است:

بسمه تعالی‏

إنا لله و إنا إلیه راجعون‏

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‏ رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می ‏باشند. از مسلمانان غیور می‏ خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

روح الله الموسوی الخمینی‏

بعد از چندین سال از تاریخ صدور فتوا و حتی بعد از وفات آیت الله خمینی امروز یک جوان ۲۴ ساله اهل فر ویو نیوجرسی آمریکا به اسم هادی مطر فتوای او را عملی می کند. این پیامی است برای تمام دشمنان اسلام که ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم و بدون شک در زمان مناسبش باید حساب پس بدهند. بعد از چندین سال از وفات آیت الله خمینی امروز یک جوان فتوای او را عملی می کند. این پیامی است برای تمام دشمنان اسلام که ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم و بدون شک در زمان مناسبش باید حساب پس بدهند.

زمانی که سلمان رشدی مرتد در یک سالن سخنرانی در نیویورک بود در هنگام شروع سخنرانی هادی مطر به او حمله می کند و موفق می شود با ضربات چاقو او را به زمین بیندازد.

حساب شخصی هادی مطر مجاهد استشهادی

به این شکل باید با مرتدین توهین کننده برخورد کرد تا چنان خوف و وحشتی در قلوب دشمنان اسلام قرار گیرد تا دیگر در مجله و مقاله هایشان به رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن مجید و سایر مقدسات اسلامی اهانت نکنند.

در میان کوردهای سکولار نیز دهها مرتد مثل سلمان رشدی و حتی بدتر از او وجود دارند (مثل مریوان حلبچه ای و…) که توهین اینها به قرآن و سایر مقدسات اسلامی بسیار بیشتر بوده است و غیر از ماموستا کریکار فک الله اسره، تمام دین فروشان و خائنین بی غیرت داخلی میان کوردها در برابر این توهین کننده ها سکوت کرده اند.

 از الله تعالی می خواهیم که بار دیگر کوردها را از شر سکولاریسم و نژاد پرستی نجات دهد و با برگشت به عقیده ی صحیح اسلامی غیرت اسلامی را به کوردها برگرداند تا یکبار برای همیشه حسابهای خود را با تمام سکولاریستهای مرتد و خائن داخلی پاک و تسویه کنند که با نام دموکراسی و آزادی های شخصی و غیره زمینه سازان اصلی این توهینها و بی اخلاقیها و مفاسد فکری و رفتاری در میان کوردهای مسلمان بوده اند.  

ترور شیخ رحیم الله حقانی در کابل، ترور منهج صحیح اسلامی توسط نجدیت

ترور شیخ رحیم الله حقانی در کابل، ترور منهج صحیح اسلامی توسط نجدیت

به قلم: عبدالرحمن براهویی / سراوان

امروز در مدرسه ی دینی احناف در محله شش درک واقع در منطقه دوم شهر کابل فرقه نجدی دوله (داعش) یکی از افرادش را منفجر کرد که طی آن مولانا شیخ رحیم الله حقانی رئیس این مدرسه و از نزدیکان سراج الدین حقانی به همراه برادر و دو تا از فرزندانش و طلبه ی دیگر قتل عام شدند.

خالد لوگری که خودش را منفجر کرده است با یک پای مصنوعی به شکل یک فقیر به مدت دو ماه به این مدرسه رفت و آمد داشت که امروز داخل پای مصنوعی خودش مواد منفجره را جاساز کرده بود بعد از فراغت درس داخل اتاق شخصی شیخ شده بود و با شیخ گفت و گو می‌کرد همینکه پای خودش را جلوی آورد منفجر شد.

فرقه نجدی در مجله ی رسمی خود (مجله النبا شماره ۲۵۰) رسما با مرتد نامیدن مخالفین فکری خود فتوای کشتن آنها را صادر می کند و می گوید: ” ما به مسلمانان در سراسر جهان توصیه میکنیم که آزارشان را بر مرتدان افزایش دهند مخصوصا پیشوایان و امامان کفر که در میانشان علمای سوء و حامیان فتنه که دین و آئین الله تعالی را تحریف میکنند”

به دنبال این رسانه ی رسمی فرقه نجدی دوله(داعش) در بیانیه ی خود علت قتل این شخص را اینگونه توضیح می دهد و می گوید: « بدلیل فتواهای تحریک آمیز برای ریختن خون جنگجویان دولت و  توصیف کردن انها به ” وهابی” و ” خارجی” شهرت داشت.»

شیخ رحیم الله حقانی یکی از مبارزین و روشنگران بر علیه تفکرات اهل بدعتی چون صوفی های غالی سیفی و بریلوی ها و  تفکرات نجدیت و همچنین تفکرات کفری سکولاریستها بود و بر اساس منابع رسمی فرقه نجدی دوله(داعش) علت مرتد نامیدن این عالم علم حدیث و ترور آن این بوده که او گروه نجدی دوله(داعش) را وهابی و جزو خوارج می نامیده . یعنی یکی از مخالفین فکری آنها بوده؛ اما آیا واقعاً این فرقه وهابی و یا دقیقتر نجدی نیستند؟ آیا اگر کسی حتی به ناحق به آنها گفت خوارج یا حتی به فرض محال به آنها گفت کافر، چنین شخصی فوراً مرتد می شود و باید کشته شود؟

اگر کسی به منابع فکری فرقه نجدی دوله(داعش) و فتواهای آنها نگاهی بیندازد به سادگی متوجه خواهد شد که این فرقه مقلد مخلص تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است که غیر اهل دعوت و جهاد حتی عادل کلبانی امام سابق مسجد الحرام نیز که خودش از نجدی های رسمی و درباری آل سعود به شمار می رود به این حقیقت اعتراف می کند.

پس نجدی یا وهابی نامیدن فرقه نجدی دوله(داعش) واقعیتی غیر قابل انکار است. نجدیت با تعریف اشتباه و حتی با برداشتی یهودی از مساله ی توحید که آن یهودی اشکالاتی در باب توحید و سوگند خوردن به رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب او می گرفتند و آنها را به شرک متهم می کردند (سلسله الحادیث صحیحه البانی ج ۳ ص ۱۵۴) به همین شکل نجدیت از توحید مسلمین ایراد می گیرند و مسلمین را به ناحق «مشرک» می نامند و بعد از آن با تکفیر این مسلمین، حکم کفار مشرک و مرتدین را بر آنها تطبیق می دهند.

تفکرات نجدیت به این شکل در مساله ی تعریف اصطلاحات و مفاهیمی چون شرک و عبادت و توحید و عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و درجه بندی شرعی دشمنان و غیره با منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب او و سایر مذاهب اسلامی فرق دارد و فرقه ای است که با شعار توحید و مبارزه با شرک و بدعت به مبارزه با اهل توحید و مومنین برخاسته است و

پس اگر امروز کسی چون شیخ رحیم الله حقانی را به عنوان یکی از علمای اهل حدیث و اطرافیانش به این شیوه قتل عام می کنند در یمن و سومالی و غزه و کردستان ایران و… نیز شافعی را و در الجزائر و لیبی و مالی و … مالکی ها را و در یمن زیدی ها را و در افغانستان و پاکستان و بخشهایی از سوریه نیز حنفی ها را و در عراق و ایران و افغانستان و پاکستان نیز شیعیان را به همین بهانه های غیر شرعی قتل عام می کنند که در واقع دست به ترور منهج اسلامی زده اند. 

در این صورت مشکل تنها در فرقه نجدی دوله(داعش) یا فرقه نجدی جولانی در شمال سوریه و صدها فرقه ی نجدی دیگر نیست، بلکه مشکل در اساس تفکرات نجدیت است و با از بین رفتن فرقه نجدی دوله(داعش) یا گروه جولانی ما نباید انتظار داشته باشیم این جنایات خاتمه پیدا کنند تا زمانی که تفکرات نجدیت وجود دارد.

تفکرات اشتباه محمد بن عبدالوهاب از زمان خودش تا کنون مثل کارخانه ای، صدها فرقه و گروه را تولید کرده است که در اطراف خود هزاران مسلمان را قتل عام کرده اند؛(شما تصور کنید که تنها در انقلاب سوریه بیشتر از ۸۰۰ فرقه و گروه و دسته نجدی وجود داشتند که همدیگر را خوردند تا اینکه به این چند فرقه در ادلب رسیده اند و تحت فرماندهی ناتو و ترکیه و با انتخاب حکومتی دموکراسی خواه در حال فعالیت هستند) پس مسلمین لازم است به دور از خشونت و با اندیشه و منهج صحیح اسلامی به روشنگری در باره ی این تفکر مخرب و ضد اسلامی بپردازند.  

کمک نظامی حکومت سکولار ترکیه به اوکراین در زمانی که رژیم صهیونیستی مسلمین را فلسطین قتل عام می کند

کمک نظامی حکومت سکولار ترکیه به اوکراین در زمانی که رژیم صهیونیستی مسلمین را فلسطین قتل عام می کند

حکومت سکولار ترکیه به عنوان یکی از بازوهای ناتو همیشه در زمان قدرت گیری امثال اردوغان سعی کرده است با تبلیغات و شعارهای شبه اسلامی خود را مسلمان نشان دهد در حالی برای هیچ مسلمان آگاهی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمانده است که حکومتهای سکولار به صورت عام و بخصوص سکولاریستهای حاکم بر مسلمین که بخشی از ارتش کفار بر علیه مسلمین شده اند کافر هستند.

حکومت سکولار ترکیه که یکی از شرکای امنیتی و اقتصادی رژیم سکولار صهیونیستها هم هست هنگامی که این کفار سکولار و صهیونیست در حال قتل عام مسلمین غزه بودند  منابع اوکراینی از ورود ۵۰ خودروی زرهی BMC از ترکیه به نیروهای سکولار و مسلح اوکراین خبر دادند. ارتش حکومت سکولار اوکراین اعلام کرده است که از ۲۰۰ خودرو زرهی ترکی ۵۰ وسیله نقلیه را دریافت کرده است، که بقیه در آینده نزدیک می رسند.

اگر دارالاسلام ایران به حکومت سکولار روسیه در جنگ اوکراین کمک نظامی می کند و پهبادهای نظامی در اختیار آنها قرار می دهد و حکومت سکولار ترکیه و آمریکا و سایر دول سکولار اروپائی هم کمکهای خود را به اوکراین ارائه می دهند باید برای هر عاقلی مشخص شده باشد که در اینجا جنگ بین دو جناح در جریان است : آمریکا و ناتو از یکطرف و روسیه و ایران از سوی دیگر.

این دقیقاً وضعیت جنگ در شمال سوریه در حال حاضر است که ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه حتی وارد ادلب هم شده است.

به هلاکت رسیدن ۶ سرباز حکومت سکولار پاکستان در عملیاتی استشهادی

به هلاکت رسیدن ۶ سرباز حکومت سکولار پاکستان در عملیاتی استشهادی

به قلم: عبدالرحمان براهویی/ سراوان

حکومت سکولار پاکستان حکومتی است که بر اساس دموکراسی و فدرالیسم اداره می شود. این حکومت که بیشتر از ۸ دهه است توسط حکومت سکولار انگلیس و جهت تضعیف مسلمین شبه قاره هند تشکیل شده است با سیستم مدیریتی فاسدی که دارند کشوری ساخته شبیه آشغالدانی به تمام معنا.

این کشور که یکی از پایگاههای اصلی حکومت سکولار پاکستان و آل سعود در منطقه است مرتکب جنایات بیشماری در حق مسلمین شده است به همین دلیل مسلمین به شیوه های مختلفی در برابر این خائنین سکولار ایستاده اند.

امروز در حمله استشهادی به شبه نظامیان وابسته در وزیرستان شمالی ۶ سرباز بهلاک رسیدند و ۱۳ سرباز دیگر مجروح شدند. الحمد لله.

عبدالمالک ریگی هم در مصاحبه خود با شبکه رنگارنگ به صراحت اعلام کرد که برای حکومتی دموکراسی خواه و فدرال می جنگد یعنی برای چیزی فاسد مثل حکومت فعلی پاکستان!

حبیب سربازی سکولار و مرتد هم آشکارا برای حکومتی سکولار تبلیغ می کند و در شبکه های مجازی و ماهواره ای وابسته به آل سعود مثل کلمه و نور در راستای کفر آشکار و اهداف آمریکا و ناتو در حرکت است.

بگذار مرتدین سکولار به همراه نجدیت متحجر بدانند که اهل سنت به صورت عام و بلوچهای حنفی مذهب به صورت خاص تحت هیچ شرایطی فریب تبلیغاتهای دروغین آنها به نام قومیت و نزاد یا به نامهای دفاع اهل سنت و غیره را نخواهند خورد و شک نداشته باشند چنانچه سکولارهای قومیت گرا مثل حکومت خائنین پاکستان یا گروههای نجدی مثل گروه داعش قدرتی هم داشته باشند باز با عملیاتهای جهادی اهل سنت مواجه خواهند شد.

تکرار قتل عام شیعیان : تفکر نجدیت بار دیگر از کانال گروه دوله در غرب کابل فاجعه آفرید

تکرار قتل عام شیعیان : تفکر نجدیت بار دیگر از کانال گروه دوله در غرب کابل فاجعه آفرید

به قلم: فضل احمد هراتی

الله تعالی در آیات زیادی و از جمله در آیه ۱۷ سوره حج علاوه بر ذکر مومنین کفار را به ۵ دسته تقسیم می کند و می فرماید : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ (حج/۱۷) البته خدا بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و گبران و مشرکین محققا روز قیامت جدایی می اندازد .

 پس مشرکین که به صورت مستقل قوانینی غیر از قوانین شریعتهای آسمانی را دارند و امروزه به خودشان می گویند سکولاریست تنها یک دسته از کفار هستند نه همه ی آنها، اما نجدیت می گوید : نه، انسانها یا مثل من اهل توحید هستند یا همگی مشرک هستند!! و حکم کفار مشرک را بر آنها تطبیق می دهد.

 به این شکل نجدیت در مورد دسته ی مشرک و مشرکین که یکی از کفار ۵گانه ی اصلی هستند اشتباه می کنند و به راحتی نه تنها کفار اهل کتاب و شبه ها کتاب را مشرک می دانند و مشمول حکم مشرکین می کنند بلکه حتی مسلمین مخالف خود را به نام تصوف و شیعه و …. مشرک می دانند البته مشرکین منتسب به اسلام و باید تکفیر شوند و حکم مشرکین را بر آنها تطبیق می دهند و کسی که این مسلمین بیچاره را تکفیر نکند و هم فکر خودشان هم باشد می گویند بعد از اقامه حجت خودش هم تکفیر می شود!!. این عقیده ی تمام پیروان محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است چه مسلحش و چه غیر مسلحش . فقط کافی است از آنها سوال شود و البته از آنها خواسته شود بر اساس منابع خودشان پاسخ دهند نه بر اساس ریا و تقیه وووو.

فرق گروه دوله یا همان چیزی که در میان مردم به داعش معروف شده با گروههای دیگری که ادعای نجدیت و پیروی از تفکرات محمد بن عبدالوهاب را دارند در این است که گروه دوله در تطبیق این تفکر صادق است و آنرا اجرا می کند اما دیگران تقیه می کنند و منتظر فرصت هستند و ممکن است یا سکوت کنند یا در زبان چیزی بگویند و در آثار و کتبی که دارند و تدریس می کنند چیز دیگری بگویند که همان عقیده ی ثابت نجدیت و محمد بن عبدالوهاب است.

امروز جمعه (۱۴ اسد/مرداد) در منطقه‌ سرکاریز غرب کابل پایتخت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان گروه دوله یک تجمع شیعیان را با بمب مغناطیسی که در یک گاری جاسازی کرده بودند هدف قرار دادند که منجر به کشته و زخمی شدن بیشتر ۲۰ تن از این مسلمین شد.

بعد از آنکه گروه دوله مسئولیت این جنایت را پذیرفت ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی هم گفت: امروز در مربوطات حوزه شش شهرکابل در یک کراچی دستی مردم ملکی، انفجار صورت گرفت که ۸ تن هموطنان ما شهید و۱۸ تن زخمی شدند.امارت اسلامی افغانستان این عمل بزدلانه با شدیدترین الفاظ نکوهش می نماید.چنین اعمال کار آن افراد از دشمنان دین وکشور است که امنیت و خرسندی ملت ما را نمی خواهند.

این موقف امارت اسلامی بود اما عده ای نجدی و اکثراً طرفدار جولانی خائن و سایر گروههای خائن شمال سوریه در فضای مجازی و در گروهها و کالهای مختلف آنهم به نام امارت اسلامی و طرفداری از امارت اسلامی هستند که همان عقاید نجدیت را دارند و همان سخنان دوله را در مورد شیعیان تکرار می کنند و سخنان ابومصعب زرقاوی و دیگران را رد مورد شیعه بازنشر می کنند و… امارت اسلامی باید در بخش رسانه هم تکلیف خودش را با این مروجین جنایت و خشونت روشن کند و….

در اینجا نکته ای که برای اهل عقل جالبه و عده ای جاهل در آن افتاده اند این است که دوله ی نجدی دقیقاً همان کارهایی را می کند که ابومصعب زرقاوی نجدی و ابوعمربغدادی نجدی و سایر نجدی ها انجام میدادند.

حالا چطور آنها نزد این عده مثل دارودسته ی جولانی و سایر نجدی های ریاکار مشمول رحمه الله و تقبله الله و تعریف و تمجید هستند اما یکهویی بغدادی خوارج می شود و….؟! چطور وقتی زرقاوی مساجد شیعه ها رو منفجر میکرد و حتی مدارس و بازارهای پرجمعیت و مکانهای عمومی آنها را منفجر می کرد و حتی قبور امامان شیعه در سامرا را منفجر کرد خوارج نشد اما گروه دوله که با همان تفکرات همان جنایات را مرتکب می شود فوراً می شود خوارج و ووو . ؟!!

کمی عقل برای هر اهل سنتی که فریب شعارهای دفاع از توحید و اهل سنت و غیره اینها را خورده لازم است که برای یکبار هم که شده این نجدیت را به زباله دانی تاریخ بریزند .

این جنایات که از زمان محمد بن عبدالوهاب با بهانه کردن دفاع از توحید و مبارزه با مشرکین و رها کردن کفار اصلی اهل کتاب و… بر علیه مسلمین شروع شده تا زمانی که نجدیت به ناحق به مسلمین می گوید مشرک و احکام مشرکین را بر آنها تطبیق می دهد ادامه دارد و با از بین رفتن زرقاوی و یا گروه دوله و صدها گروه دیگر نباید توقع داشت که این جنایات خاتمه می یابند بلکه تنها با از بین رفتن این تفکر با گفتگوی شرعی و مستدل و آگاهی بخشی به پیروان این فرقه است که می توان انتظار داشت جنایات نجدیت در حق مسلمین خاتمه یابد.

حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا«سرافعی» در کابل پایتخت امارت اسلامی افغانستان

حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا«سرافعی» در کابل پایتخت امارت اسلامی افغانستان

به قلم: عبدالباری کابلی

با آنکه حکومت سکولارآمریکا به عنوان «سر افعی» ذلیلانه به همراه سایر کشورهای سکولار عضو ناتو افغانستان را ترک کردند اما آمریکا دیروز حوالی ساعت شش صبح به خانه ای خالی در ناحیه دیپلمات نشین شیرپور کابل پایتخت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و در نزدیکی منزل ملا زین الدین رئیس دفتر وزارت داخله امارت اسلامی و ملا حمزه فرمانده پولیس امارت اسلامی عملیاتی را انجام داد که «پیامهای خطرناکی» را در بر داشت.  

در واکنش به این تجاوز آشکار آمریکا، ذبیح‌الله مجاهد، تأیید کرد که یک خانه‌ مسکونی اوایل صبح روز یک‌شنبه هفته‌ جاری در شهر کابل هدف حملات هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی قرار گرفته است.مجاهد دوشنبه شب (۱۰ مرداد) در رشته توییتی نوشت که در اوایل نوع این حمله مشخص نشده بود، اما یافته‌های ابتدایی ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی امارت اسلامی نشان می‌دهد که این حمله توسط هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی انجام شده است.

مجاهد افزود که این حمله به هر هدف و بهانه‌ای که انجام شده باشد، از طرف امارت اسلامی محکوم است و خلاف اصول بین‌المللی و سرپیچی از توافق‌نامه‌ دوحه است. این رفتار نشان‌دهنده‌ تکرار تجربه‌های ناکام ۲۰ سال گذشته‌ آمریکا و خلاف منافع افغانستان و منطقه است. تکرار چنین اقداماتی، به فرصت‌های موجود آسیب می‌رساند.”

این است کشور سکولار آمریکا پرچمدار کفار سکولار(مشرک) در عصر ما و «سر افعی»، طلب صلح از آمریکا مثل طلب صلح از شیطان است؛ آمریکای زورگو و قلدر و پیمان شکن تنها زبان اسلحه و زور را متوجه می شود نه گفتگو و صلح را. باید با زبان قدرت شرایط خود را بر آمریکا تحمیل کرد.

مسلمین حق تکرار اینهمه تجربیات خونین اما گرانبها را ندارند و باید موضع خود را در برابر این «وحشی ضعیف» مشخص کنند.