‍ اخبار رسانه های خبری کفار سکولار در مورد مومنین را بایکوت کنید

اخبار رسانه های خبری کفار سکولار در مورد مومنین را بایکوت کنید

به قلم کارزان شکاک

بر هر مسلمانی لازم است که اخبار متعلق به مومنین و دارالاسلام و گروههای جهادی را از زبان دشمنان دين باور نكند و با مراجعه ي به رسانه های متعلق به مومنین خبر صحيح را به گوش همگان رسانده و در اين جنگ رواني كمك و ياور شريعت الله و دارالاسلام باشيد نه ياري دهنده ي شيطان و يارانش  برعليه مسلمين.

الله تعالی می فرماید: ‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ‏‏[حجرات/۶].ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی – بدون آگاهی ( از حال و احوالشان و شناخت راستین ایشان‌ – ) آسیب برسانید ، و از کرده خود پشیمان شوید .
در این آیه می بینیم که الله عزو جل ما را از پذیرفتن اخبار از فاسقان نهی کرده و فرمان داده که مؤمنان درباره اخباری که فساق به آنها می رسانند باید تحقیق کنند و قبل ازتحقیق و ثبوت خبر، اقدامی نکنند.
برادر وخواهرگرامی….بدان که ما در عصری زندگی می کنیم که هیچ حکومت اسلامی قدرتمند فراگیری در روی زمین وجود ندارد و حکومت اسلامی یکپارچه قصه ای شده که در کتابها خوانده می شود. عصری که غیر از دارالاسلام ایران و اخیرا دارالاسلام افغانستان، تمام سرزمینهای اسلامی از فلسطین گرفته تا ترکستان شرقی در چین و اندلس(اسپانیای امروزی) تحت اشغال کفار سکولار خارجی و یا مزدوران داخلی آنهاست.

در عصری زندگی می کنیم که جان ومال وناموس مسلمین مورد تجاوز کفار قرار می گیرد. و این همه ذلتی که دچار آن شده ایم بی شک یک علت بیش ندارد و آن، همانطور که رسول الله صلی الله علیه و سلم برایمان بیان کرده اند، ترک جهاد می باشد. و بدان که متأسفانه بسیاری ازمسلمین در این جرم بزرگ شریکند. اما از دو دهه پیش به این سو اندک اندک امت اسلام بیدار شده و روز به روز مسلمانهای بیشتری به جهاد ایمان آورده واز کانال یکی از «۳ابزار»برتربه مجاهدین می پیوندند.

 و این را بدان که کفار بسیار وحشت دارند از اینکه مسلمین از کانال دارالاسلام متحدا و یکپارچه فریضه جهاد را احیا کنند. و یکی از توطئه های آنان برای خاموش ماندن شعله جهاد، و دورکردن مسلمانان از مجاهدین،استخدام رسانه های جمعی است تا با تبلیغات منفی و خبر سازی های دروغین و تحریف اخبار دارالاسلام و جهاد و مجاهدین،مسلمانان را از دارالاسلام و مجاهدین متنفر کنند.

آنها با استفاده از این رسانه ها مانند ماهواره وتلویزیون واینترنت و روزنامه و…مسئولین دارالاسلام و مجاهدین را قاتلانی بی رحم جلوه می دهند که مسلمین و زنان وکودکان را می کشند، در بازارها بمب گذاری میکنند و مردم کوچه وخیابان را به قتل می رسانند. تروریستهای وحشی که به هیچ قاعده واصولی پایبند نیستند. هر گاه که مجاهدین عملیاتی انجام می دهند حتی اگراین عملیات در صحرایی خارج از منطقه مسکونی صورت گرفته باشد، خبرگذاریها و رسانه ها،در پایان نقل خبر اضافه می کنند،”درمیان کشته شدگان چند زن وکودک نیزدیده می شد”! به همین سادگی مردم را فریب میدهند و کمتر کسی هم به صداقت آنها شک می کند.

اگردارالاسلام به قدرتی نظامی یا علمی یا پیشرفت در یکی از شاخه های مختلف فنی و تکنولوژیک دست پیدا کند یا مجاهدین عملیات بزرگ ومهمی انجام بدهند که ضربه بزرگی برای کفار باشد و نشانه قدرت مجاهدین و ضعف کفار درمقابشان باشد، یا کلاً این خبر را مسکوت می گذارند یا با گفتن چند جمله مختصر آن را بی اهمیت جلوه می دهند و یا اگر صدای آن پیشرفت و قدرت یا عملیات چنان بزرگ بوده باشد که گوش کفار را کرکرده باشد وهمه دنیا از اهمیت آن مطلع شده باشند، با تحریف خبر اذهان عمومی را از اصل ماجرا منحرف کرده و آنطور که خود می پسندند،به مردم می فهمانند.
یکی از عوامل اصلی نپیوستن مسلمین(در حد وسیع)به دارالاسلام و مجاهدین، باور کردن اخبار و تحلیلهای این رسانه ها می باشد و تبعاً تا زمانی که به اربابان این رسانه ها کافر نشویم، نجات امت اسلام از این ذلتی که در آن بسر می برد ممکن نخواهد بود.
چنانکه در قرآن می بینیم، قبول خبر از یک مسلمان فاسق هم جایز نمی باشد چه برسد به کافر. چه برسد به اینکه این کافر در خدمت کفار متجاوز به مسلمانان،باشد. کفاری که بزرگترین جنایتها را در حق مسلمین مرتکب شده اند و دشمنی شان با خدا و قرآن و پیامبرصلی الله علیه وسلم از روز روشن است. طبق این آیه قبول خبر کفار(آن هم در مورد مسلمانان و آن هم در مورد دارالاسلام و مجاهدینی که با آنها مشغول جنگند)، نافرمانی از الله محسوب شده و حرام می باشد.

چهار دشمن اصلی مسلمین

چهار دشمن اصلی مسلمین
به قلم: عبدالرحمن الله وردی/ سراوان
فردمسلمان برای رضای خدا با دشمنان خدا و پیامبر صلی الله علیه وسلم ومسلمانان دشمنی می کند واز ایشان پشتیبانی نمی کند هرچنداین دشمنان خویشان و نزدیکان اوباشند. پیامبرصلی الله علیه وسلم می فرماید: «اوثق عری الایمان .الموالاه فی الله والمعاداه فی الله والحب فی الله والبغض فی الله» یعنی. پابرجاترین پیوند ومیثاق میان ایمانداران آن دوستی ودشمنی است که درراه خداباشد. دوست داشتن درراه خدا وکینه توزی در راه خداست.
امام نسفی رحمه الله می گوید:«دوستی ودشمنی درراه خدا بخشی بزرگی ازایمان است». دوست ما تنها خدا وپیامبر صلی الله علیه وسلم ومسلمانانند. پس ایشان را دوست بداریم وازایشان پشتیبانی کنیم. خداوندمی فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (۵۵) المائده.یعنی .دوستان شماتنهاخداوپیامبرصلی الله علیه وسلم وایماندارانی هستندکه نماز گذارند وزکات می دهند وگردن کج فرمان خدا وپیامبرند صلی الله علیه وسلم.
مسلمان باید چهارکس یا گروه را دشمن بداند؛
۱- کافران که به ۵ دسته ی اصلی تقسیم می شوند ۱- الَّذِينَ هَادُوا (یهودی ها) ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا سکولاریستها).
خداونددرباره ی کفارمی فرمايد : إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا ( النساء۱۰۱ ) همانا کافران دشمنان آشکارشمایند. دراینجا تفاوتی میان یهودیان ونصرانی ها ویاگونه های دیگرکفارنیست. پس بدان که احزاب سکولار (مشرک) محلی هم با تمام رنگها و تنوعهائی که دارند از دشمنان مسلمین هستند و باید همچون دشمن با آنها معامله شود.
۲- ستمکاران. خداونددرباره ی ستمکاران می فرماید : وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ (هود) دلهایتان به سوی ستمکاران نگراید مبادا آتش دوزخ شمارا دربگیرد
۳ – شیطان. خداوند درباره ی شیطان می فرماید : إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا . بی گمان شیطان دشمن آشکارانسان است
۴ – هوای نفس . خداونددرباره ی نفس می فرماید : وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ . یعنی : دنبال هوای نفس مرو مباداکه ازراه خدا منحرفت کرده وگمراهت نماید
یادآوری
آشکاراست انسان تنها یک دل دارد که تنها باید جایگاه ایمان باشد.پس هرگزنمی گنجد که دوستی خداوپیامبر صلی الله علیه وسلم بادوستی کفاروستمکاران وشیطان وهوای نفس باهم درون یک دل جای گیرد چنانکه خداوند می فرماید :لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ) المجادله ‍) هیچ گروهی رانخواهی یافت که به خداوواپسین روزباورداشته باشند درحالیکه کسانی رادوست داشته باشند که باخدا وپیامبرصلی الله علیه وسلم.دشمنی می کنند اگرچه این دشمنان پدران یابرادران یاخویشان ایشان باشند.

زمزمه های هجرت مجاهدین افغان به میدانهای جهاد خارج از افغانستان

زمزمه های هجرت مجاهدین افغان به میدانهای جهاد خارج از افغانستان

به قلم: منصور امارتی

برادران ما باید دقت داشته باشند که در این جنگ روانی و فکری وسیعی که از سوی دشمنان مختلف به راه افتاده است فقط با عاطفه و حماسه گری توخالی با اخبار و امور برخورد نکنند.

همچنانکه دشمنان دروغهای رسانه ای مختلفی بر علیه مجاهدین ساخته اند و هزاران جوان را با شعارهای وطن و ملیت و مبارزه با تروریزم و…فریب داده اند تا بر علیه مجریان قانون شریعت الله وارد جنگ فکری یا حتی نظامی شوند به همین شکل سعی می کنند که مجاهدین صادق را نیز با شعارهای دفاع از اهل سنت و مبارزه با اهل بدعت و مشرکین و غیره به جنگهای بکشانند که این جنگها تماماً در خدمت نقشه ها و اهداف این کفار است.

زمانی که تنها عاطفه و حماسه گری حاکم باشد ثمره ای جز ثمره ی اعمال داعش در برندارد. داعش گروهی است که همه ی دشمنان می توانند چنان برایش برنامه ریزی کنند که اعمالش بر اساس نقشه های آنها و در مسیر خدمت به اهداف آنها باشد.

امروز در شمال سوریه گروههائی در فضای مجازی فعالیت می کنند و می خواهند نشان دهند که در حال جهاد فی سبیل الله با روسیه و بشار اسد هستند اما واقعیت نشان می دهد که در آنجا جهادی درکار نیست بلکه چند گروهک مختلف وجود دارد که در جبهه آمریکا و ناتو بر علیه جبهه ایران و روسیه می جنگند. 

مجاهدی که دیروز در افغانستان جهاد کرده دوست دارد فردا به چچن نقل مکان کند و یا ممکن است او را می­بینی که در ایران یا پاکستان مشغول طلب علم است و سپس یکدفعه دوست دارد به قتال در سومالی، فیلیپین و یمن روی می­آورد و به همین شیوه، او سربازی از سربازان اسلام است که هر جا ندای جهاد و دفاع از مسلمین در برابر کفار را بشنود برای نصرت دین و طلب شهادت و ضربه زدن به دشمنان دین در هرکجا که باشند، به سوی آن می­شتابد.

هیچ شکی نیست که این امر، از بهترین اعمال است و صاحب آن از انصار دین به شمار می­آید،اما باید دقت داشته باشد که ندا دهنده ی اصلی کیست؟ باید بداند که در پشت این شیخ یا مولوی یا جماعت کدام قدرت و حاکمیت وجود دارد؟ چون ندا دهنده ی اصلی همین حاکمیت است و آن شیخص یا مولوی یا جماعت تنها ابزار و وسیله ی این حکومت هستند.

مسلمان باید به واقع و احوال روز نگاه کند و تیز بین و دور اندیش باشد و صحیح نیست که جانش را در راه اهداف دشمنان اسلام فدا کند. در سوریه ما شکست و فرقه فرقه­ شدن گروهکهای مختلف و در نهایت پراکندگی افراد آنها و بخصوص مهاجرین میان آنها و در نهایت به زندان و اسارت کشیده شدن آنها را بارها و بارها دیده ایم و باید از چنین تجاربی عبرت بگیریم و اجازه ندهیم عده ای از برادران ما فریب تبلیغات رسانه های مجازی این گروههای متفرق را خورده و کورکورانه و بدون برنامه عمل کنند؛ در حالیکه موفق و رستگار آن کسی است که عمر خود را تلف نکرده و از تجارب دیگران و اشتباهات آنها استفاده نموده و عبرت بگیرد.

بیائید به کمک هم اجازه ندهیم دشمنان با نام جهاد و دفاع از اهل سنت جوانان ما را تحریک کرده و در راه اهداف آمریکا و ناتو و ترکیه و اسرائیل در خاک سوریه فدا کنند.

چرا کفار سکولار جهانی هم بلوچهای سکولار زده را نادیده گرفته اند؟

چرا کفار سکولار جهانی هم بلوچهای سکولار زده  را نادیده گرفته اند؟

به قلم: براهندک بلوچ

این روزها در رسانه های متعلق به گروههای مختلف دارودسته ی منافقین یا سکولار زده های بلوچ شاهد نوعی اقرار به یأس و ناامیدی و دلسردی هستیم که قادر به پنهان کردن آن نیستند.

اینها بیشتر از این بابت نگران هستند که مردم بلوچ مسلمان و پایبند به شریعت الله هستند به همین دلیل پایگاه مردمی در میان مردم ندارند و علاوه بر آن تمام روزنه های امید خود را از دست داده اند که چرا جهان سکولار به آنها توجهی ندارد؟!

همه می دانیم که کفار سکولار جهانی نمی توانند از دزدی و غارت سرزمینهای اسلامی و سایر ملل ضعیف چشم پوشی کنند و خائنین سکولار و سکولار زده ی بلوچ هم این حس دزدی این کفار را برجسته کرده و با برجسته کردن استراتژیک بودن بوچستان و اهمیت چابهار ایران و بندر گْوادر در جنوب ایالت بلوچستان در پاکستان می گویند: “منابع بکر و دست نخورده نفت و گاز و معادن طلا، مس و عناصر نایاب در بلوچستان که چشمان قدرت های برتر جهان را به خود معطوف ساخته است، اما با وجود همه اینها، در سطح جهانی تاکنون به گونه ای برخورد می‌شود که گویا نه بلوچی وجود دارد و نه بلوچستانی؛ رسانه های جهانی از کوچکترین مسایل تا قتل ها و… را در کشورهای آفریقایی و آسیایی پوشش میدهند، اما بلوچستان این میان به فراموشی سپرده شده است، طالبان اگر یک نیروی پاکستانی را به قتل برساند رسانه های معتبر جهانی فوراً به آن پرداخته و دهها و صدها تحلیل بر آن نوشته میشود اما در بلوچستان شرقی که سالهاست بلوچها در جنگ با نیروهای پاکستان هم کشته شده و هم می‌کشند و موضع تظاهرات های گسترده گوادر اما هیچ خبری در سطح جهانی منتشر نمیشود… اینجا یک سوال اساسی میتوان مطرح کرد؛ چرا جهان به مسئله بلوچ و بلوچستان نمیپردازد؟”

در اینجا باید پاسخ را در قرآن کریم و شریعت الله پیدا کرد که ملت بلوچ به این شریعت پایبند هستند . سکولارزده ها و منافقین دروغگویان منفعت طلبی هستند که هیچ پای بندی به عهد و پیمان های خود ندارند و نمی توان به پیمان هایشان هم اعتماد کرد الله. جل جلاله می فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (مجادله/۱۴)، آیا آگاهی از کسانی که گروهی را به دوستی می‌گیرند که خدا بر آنان  غضب گرفته. اینان منافقانی بیش نبوده و نه از شما هستند و نه از آنان (یعنی کفار اصلی)چنین کسانی به گونه ای آگاهانه سوگند دروغ یاد می‌کنند!‏.

«مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ» نه از مؤمنین و مسلمین هستند و نه از کفار اصلی هستند و بدون یار و یاور بین کفار (مغضوبین) و مؤمنین (أنعمت علیهم) سرگردان اند. آیا دارودسته ای بیچاره تر از این سکولارزده های خائنِ فاسد می تواند وجود داشته باشد؟

سکولاریست های آشکار و کفار اصلی  به عهد و پیمان های این ها باور ندارند. چون این ها از جنس خودشان هستند و طبیعی است که بهتر از دیگران آن ها را می شناسند برای همین از آنان به عنوان یک ابزار استفاده می نمایند و با آن ها بیش از اندازه احتیاط می کنند، تا زمانی مثل یک دستمال توالت از آن ها استفاده می کنند. برای آن ها مثل یک ابزار هستند. به هیچ چیز این سکولارزده ها اعتماد ندارند.

چیزی که باعث می شود سکولارزده ها و منافقین با دیگران رابطه ی دوستی برقرار کنند منافعشان است:«وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ یُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ» ‏(توبه/۵۸)

این همان واقعیتی است که این بلوچهای گمراه به آن اقرار دارند و می گویند: ” اختلاف در آرا و نظرات امری بدیهی است اما ضعف های شخصیتی، منفعت طلبی های فردی و گروهی و.. مانع از اتحاد برای یک هدف واحد میشود”

دارودسته ی شکست خورده و نا امید سکولار زده ی بلوچ مثل سایر همقطاران خود با کارهایی که می کنند در واقع، نه در میان مسلمین و نه در میان کفار آشکار یار و یاوری ندارند و کسی به آن ها تکیه نمی کند و به آن ها بهایی نمی دهد و از آن ها حمایت هم نمی کند: «…وَمَا لَهُمْ فِی الأَرْضِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیر» (توبه/۷۴)، و در سراسر روی زمین دوستی و یاوری نخواهند داشت.‏

این چیزی است که این بلوچهای سرگردان سکولار زده که به دهها فرقه و حزب تقسیم شده اند از درکش عاجز هستند. پاسخ اینجاست.

مدافعین دروغین مسلمین ترکستان شرقی تحت اشغال حکومت سکولار چین

مدافعین دروغین مسلمین ترکستان شرقی تحت اشغال حکومت سکولار چین

به قلم: محمد طاهر

ترکستان شرقی که مرکب از مسلمین اویغور و قزاق و تاجیک و تاتار و … است یکی از مراکز قدرت و فرهنگ دینی مسلمین بود که چند دهه است با همکاری حکومت روسیه و انگلیس و خائنین داخلی  به اشغال حکومت سکولار چین و در آمده است.

 حکومت سکولار چین علاوه بر آنکه مسلمین را از تمام حقوق اجتماعی و دینی خود محروم کرده است در کنار آن تلاش دارد با برهم زدن ترکیب جمعیتی سرزمینهای مسلمین و ایجاد زندانها مخوف و تفتیش عقاید و محدودیتهای کاملاً فردی، هویت اسلامی مسلمین را تغییر دهد و ریشه های اسلام را در سرزمینهای اشغالی ترکستان شرقی بخشکاند. این جنایات حکومت سکولار چین بر کسی پوشیده نیست. در برابر این جنایات ما شاهد سه واکنش مختلف هستیم :

  1. کشورهای سکولار وابسته به آمریکا و ناتو که خودشان کثیفترین جنایات را در حق مسلمین مرتکب می شوند و دست کمی از حکومت سکولار چین ندارند که نمونه بارز آن حمایت از رژیم اشغالگر قدس و ارتکاب هزاران جنایات نابخشودنی در سومالی و مالی و الجزائر و نیجریه و سوریه و عراق و افغانستان و … بوده است. این حکومتهای سکولار گاهگاهی به دلایل رقابتهای سیاسی که با چین دارند در رسانه های تبلیغی خود از مسلمین ترکستان شرقی حمایت می کنند. واضح است که حمایت این جانیان سکولار غربی فقط خوراک تبلیغاتی دارد و هیچ ارزشی نداشته و ندارد.
  2. حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر مسلمین که اینها نیز یکی از کثیفترین دشمنان داخلی مسلمین در این یکی دو قرن گذشته بوده اند که تمام جنایات کفار سکولار و اشغالگر خارجی در سرزمینهای اسلامی از کانال این موجودات صورت گرفته است. چند مدت پیش که ۴۳ کشور در برابر ظلم و تجاوز چین علیه مسلمانان اویغور ابراز نگرانی کرده بودند و از چین خواسته‌ بودند که به حقوق مسلمین ترکستان شرقی احترام بگذارد ۱۴ کشور عربی از جمله عربستان سعودی، امارات، مصر، سودان، مراکش، الجزایر، عراق، لبنان، فلسطین، تونس، یمن، موریتانی، سومالی و لیبی در کنار حکومت چین قرار گرفتند.
  3. ۳-      دارالاسلام ایران و افغانستان که به دلیل تمرکز بر آمریکا و ناتو به عنوان «قریشِ مشرکِ زمانِ حاضر» و «سر افعی» و «شیطان بزرگ» مجبور به عدم واکنش در این زمینه شده اند. یعنی گاه دارالاسلام مجبور به بستن قراردادهائی چون «صلح حدیبیه» می شود که ممکن است حتی مجبور به دادن امتیازات و تنازلاتی هم شود که تنها مومنین واقعی می توانند این ظروف و موقعیتها را تحمل کرده و تابع رای دارالاسلام شوند همچنانکه در بیعت رضوان و صلح حدیبیه هیچ منافقی حضور نداشت و دارودسته ی منافقین در مدینه بودند.

بدون شک دارالاسلام در چنین وضعیت «اضطرار و ضرورتی» که قرار گرفته است به مشکلاتی که برای امثال ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه و سایر فراری های کنار دریای سرخ که گروه چریکی تشکیل داده بودند پیش آمده بود و یا به جنایاتی که قریش در حق امثال خبیب رضی الله عنه مرتکب می شوند راضی نیست، و اینکه نمی تواند واکنشی نشان دهد دلیل بر رضایت از این سختی هائی که برای مسلمین پیش می آید نیست بلکه دلیل آن «ضرورت»ی است که این عدم واکنش را بر دارالاسلام تحمیل کرده است.  

 به امید روزی که دارالاسلام در چنان موضع قدرتی قرار بگیرد و مسلمین بار دیگر به چنان وحدت فراگیری دست پیدا کنند که این حالت «ضرورت» برداشته شده و ما شاهد فتحهائی چون فتح مکه و آزادسازی تمام سرزمینهای اسلامی باشیم.

در این صورت مسلمینی که خواهان از بین رفتن اینهمه جنایت در سرزمینهای مختلف اسلامی هستند نباید به شعارهای تبلیغاتی رسانه های مختلف کفار سکولار اعتماد داشته باشند، همچنین نباید از حکومتهای دست نشانده ی خائن هم انتظار نصرت مسلمین را داشته باشند که همچون رژیم فاسد آل سعود و سایر حکومتهای فاسد و دست نشانده در کنار همین کفار سکولار جهانی قرار گرفته اند، بلکه تنها گزینه ی حقیقی برای تمام مسلمین در اتحاد و وحدت اسلامی و تقویت دارالاسلام است.

جنایت آمریکا و کوردهای سکولار در باغوز سوریه نه فراموش شدنی و نه بخشیدنی

جنایت آمریکا و کوردهای سکولار در باغوز سوریه نه فراموش شدنی و نه بخشیدنی

به قلم: مجاهد مهاجر

آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی هرگز بدون حمایت مزدوران داخلی و منطقه ای نتوانسته اند بر سرزمینی از سرزمینهای اسلامی و حتی غیر اسلامی تسلط پیدا کنند؛ اما سرانجام تمام مزدوران یکی است، چه در ویتنام و چه در الجزایر و چه در افغانستان و چه سایر سرزمینهای تحت اشغال کفار سکولار خارجی.

زمانی که این اشغالگران تصمیم می گیرند که نیروهای خود را خارج کنند یا به دلیل مبارزات آزادیخواهان مجبور به فرار می شوند سرنوشت مزدوران یکی است؛ این مزدوران می مانند و ملتشان که به آنها خیانت کرده اند و در حق آنها مرتکب جنایت شده اند.

یکی از این جریانات مزدور، کوردهای سکولار هستند که تاریخ پیدایش آنها با خیانت به دین و ملت خودشان شروع شده است. ابتدای کوردهای سکولار و مرتد در کوردستان با قاضی محمد مرتد شروع می شود که مزدور مستقیم استالین یکی از خونخوارترین حاکمان تاریخ بود.

قاضی محمد مرتد به دستور استالین و به واسطه ی باقراف توانست جماعت اسلامی کوردها (ژ-ک) را نابود و اولین حزب سکولاریستی را در میان کوردها تاسیس کند. اما در نهایت این مزدور مثل سایر مزدوران توسط استالین به فروش می رسد و چون توسط علمای آنزمان چون ملا خلیل حکم ارتداد او صادر شده بود کوردها نیز او را رها کردند و با فرار مزدوران بارزانی به شوروی این مزدور تنها می ماند و به درخواست کوردها توسط  حاکمیت آنزمان ایران اعدام می شود.

این سرنوشت بنیانگذار سکولاریستهای مزدور و خائن در کوردستان است که پس مانده هایش به صدها حزب ضد هم تقسیم شده اند که هیچ یک آن دیگری را قبول ندارد.

در کوردستان ایران کومله ها و دمکراتها ابتدا برای صدام حسین مزدوری کردند و الان هم با واسطه هائی مزدور آمریکا و ناتو شده اند. احزاب سکولار کوردستان عراق و سوریه و ترکیه هم چنین وضعیتی دارند اما جالب است بدانید که در کوردستان عراق چند روز آمریکا سکولاریستهای مزدور کورد را رها کرد و حشد شعبی ۵۱ درصد خاکشان را گرفت. در کوردستان سوریه هم آمریکا چند روز این مزدوران سکولار کورد را رها کرد و باز دیدیم که ترکیه (ناتو) و مزدورانش از عفرین تا راس العین (سریکانی) را تصرف کردند.

پس موجودیت مزدوران به تصمیم و موجودیت اربابان آنها بستگی دارد. چون از حمایت مردمی برخوردار نیستند و تنها با قدرت نظامی اشغالگران خود را بر ملت مظلوم خود تحمیل کرده اند.

یکی از جنایات مشترک آمریکا و کوردهای سکولار در سوریه جنایت باغوز است. در سال ٢٠١٩ در چنین روزهائی بود که آمریکا و متحدینش از طریق هوائی و مزدوران سکولار کورد از طریق زمینی با وحشیّتِ تمام، وحشیّتی که حیوانات درنده نیز از آن شرم دارند با انواع سلاح‌ها و بمبهای خوشه ای فسفری و… بر مسلمین در بخش کوچکی از سرزمینِ سوریه یورش بردند و حدود ٣٠٠٠ نفر از آنان را به قتل رسانده و سوزاندند… آمریکا و ناتو و کوردهای سکولار با قتل ۶۵٠ زن، ٩٢٠ کودک و ١۴٠٠ مرد آنهم در یک شبِ واحد، یکی از بزرگترین جرائم تاریخ را با شعار «جنگ با تروریسم و نشر دموکراسی» مرتکب شدند! لِلَّه الْمُشْتَكَى !

برای این شهدا می گوئیم : لِلّهِ دَرّهُمْ وَعَلَى اللَّهِ أَجْرَهُم، اما برای آمریکا و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مزدوران محلی آنها می گوئیم: اگر شما قادر به نابودی زنان و کودکان و مردهای زخمی و محاصره شده و گروههای متفرق اسلامی باشید اما بدانید که با قدرت شگفت انگیز حکومت اسلامی و دارالاسلام طرف هستید که خاری در چَشم و خنجری در سینه‌ی آمریکا و سایر کفار و مزدوران محلی آنها در این چند دهه گذشته شده است. پس بدانید نه جنایات شما را فراموش می کنیم، نه می بخشیم: والله والله سننتقم دماء شهدائنا.

ترس دارودسته ی منافقین و سکولار زده های غرب ایران از بازداشت سکولارها

با سکولاریستها ( مشرکین = سکولاریستها) با مال و دست و زبان جهاد کنید

 ترس دارودسته ی منافقین و سکولار زده های غرب ایران از بازداشت سکولارها

به قلم: کیوان مریوانی

این روزها ما شاهد دستگیری دسته هائی از طرفداران احزاب سکولارخائن درغرب دارالاسلام ایران هستیم که این احزاب سکولار کارنامه ای روشن در خیانت به دین و کشور در طول این چند دهه ی گذشته داشته اند. این احزاب سکولار در زمان جنگ ایران و عراق مزدوران صدام حسین بودند و بعد از صدام حسین نیز مزدوران مستقیم آمریکا و ناتو و سایر دشمنان ملت ما شده اند.

این احزاب سکولار مسلح توسط دارالاسلام ایران جارو شده و به عراق و سوریه و اروپا و کوههای قندیل ریخته شده اند اما دارای رسانه های مختلف ماهواره ای و مجازی هستند که سعی دارند با بهانه های ملی گرائی و سوسیالیستی جوانانی ناآگاه در داخل ایران را نیز به خود جذب کنند.

مفاسد و صدماتی که این احزاب سکولار در جنگ روانی و سرد خود بر سر عقاید و فرهنگ و حیاء و ناموس ملت مسلمان ما وارد کرده اند در طول تاریخ بی سابقه بوده است، در کنار این به دلیل ناامن کردن منطقه و ترورهای کور از مسلمین منطقه و به دلیل باجگیرهای مختلف از صاحبان سرمایه و فرار سرمایه گذاران بومی به داخل ایران جهت سرمایه گذاری، به اقتصاد مردم نیز صدمات جدی وارد کرده اند. با این وجود صدماتی که به دین و عقاید اسلامی و فرهنگ اسلامی مردم زده اند بسیار سنگین تر از صدمات مادی و حتی جانی بوده است.

حالا دارالاسلام ایران تصمیم گرفته است که دسته هائی از طرفداران این احزاب سکولار و خائن خارج نشین را به خاطر حفظ امنیت شهروندان کنترل و مدیریت کند، فوراً دارودسته ی منافقین و سکولارزده های داخلی بیانیه صادر کرده و با بافتن آسمان به ریسمان و زدن به درو دیوار با ادبیاتی سکولارسوسیالیستی به فرا افکنی و انحراف افکار عمومی دست می زنند.

این گروه که در راس آنها اشخاصی چون حسن امینی(رهبر یکی از شاخه های مکتب مفتی زاده) و حشمت الله طبرزدی(دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران) قرار گرفته اند در بیاینه خود بازداشت این فریب خورده های احزاب سکولار خارج نشین را باعث نگرانی«جامعه کوردستان»  دانسته اند در حالی که مدیریت این فریب خورده ها تنها باعث ایجاد ترس و نگرانی در میان خودشان شده است و تمام مومنین کوردستان از بازداشت این چند فریب خورده ی سکولار بسیار خوشحال و راضی هستند.

علاوه بر این دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها در بیاینه خود دستگیری این افراد فریب خورده را  « فشارهای خارج از قاعده و قانون امنیتی» توصیف کرده اند که «عرصه را تنگ تر و فشارهای روحی و روانی را بر همگان تشدید کرده است».

بدون شک دستگیری فریب خوردگان طرفدار احزاب سکولار خائنی که دستشان به خون هزاران مسلمان شیعه و سنی آلوده شده و این روزها نیز هر چند وقت یکبار ما در مناطق سنی نشین شاهد ترور یکی از مسلمین منطقه هستیم، خارج از قاعده و قوانین امنیتی دارالاسلام ایران و هر کشوری که به امنیت مردمش اهمیت می دهد نیست و فشار بر این هسته های فریب خورده ی داخلی که در اختیار احزاب سکولار و مسلح خارج نشنین هستند تنها بر دشمنان ملت فشار روحی و روانی وارد می کند و تنها عرصه را بر فعالیت این احزاب خارج نشین در میان مردم و فریب خوردگان داخلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها تنگ تر کرده است.

ملت کورد سالهاست خواهان برخورد جدی با پس مانده های احزاب سکولار مسلح خارج نشین و فریب خورده های داخلی و سکولار زده های هستند به همین دلیل هر اقدام امنیتی که بتواند این موجودات خائن به دین و خاک را مدیریت و کنترل و منقبض کند مورد رضایت و حمایت ملت مسلمان کورد است.  

امارات در جنگ احتمالی رژیم صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران در کنار کفار ایستاد سنگر تو کجاست؟

امارات در جنگ احتمالی رژیم صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران در کنار کفار ایستاد سنگر تو کجاست؟

به قلم: شاهو سنه ای

این روزها جبهات به اندازه ای واضح هستند که باعث شده اند ما به راحتی دوستان و دشمنان خود را از هم تشخیص دهیم و حتی زبان دارودسته ی منافقین هم لال و بند شده است و نمی توانند مکر و حیله ای برای فریب مسلمین پیدا کنند جز اینکه مردم را با نژاد و مسائل نژادی سرگرم کنند در حالی سرنوشت همین مردم نیز با سرنوشت کل دارالاسلام ایران و سایر مومنین گره خورده است.

رژیم صهیونیستی به عنوان یک حکومت سکولار و اشعالگر که بر مسائل نژادی قوم یهود و قوانین سکولاریستی متمرکز شده است و با هر گونه مخالفتی از سوی یهودیان یا نصرانی ها یا مسلمین با قوانین سکولاریستی خود به شدن مخالفت می کند، این روزها توانسته است تعدادی از مزدوران سکولار عرب و کورد و تورک را نیز با خود همراه کند و با همراهی این مزدوران این توهم او را برداشته است که می تواند در برابر دارالاسلام ایران کاری انجام دهد.

واقعیتها نشان داده است که آمریکا به عنوان ارباب همه ی اینها نتوانسته است هیچ غلطی بکند در این صورت اینها نیز در برابر قدرت نظامی و مردمی غیر قابل کتمان دارالاسلام ایران عددی نیستند.  

در این راستا علی راشد النعیمی از مقامات کمیته دفاع داخلی و روابط خارجه در شورای ملی امارات طی گفت‌وگو با روزنامه صهیونیستی «گلوبز» گفت: “این جنگِ شما نیست، برای همه ماست. شما پشت پرده کارهای زیادی انجام می‌دهید، بیایید تا بتوانیم شریک باشیم و به صورت مشترک و برابر در جنگی مشترک با استفاده از یک زبان مشترک، علیه تروریسمی مشترک حضور یابیم.”

این موضع آشکار مزدوران عرب و طبعاً سایر متحدین امنیتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی چون ترکیه و بحرین و مصر و آل سعود و… است.

این جبهه ی آشکار آنها در مورد دارالاسلام ایران است؛ در برابر این جبهه ی آشکار دارالکفرهای اصلی و مرتدین منطقه ای و داخلی و دارودسته ی منافقین بومی جبهه ی دارالاسلام ایران وجود دارد.

غیر از این دو صف و دو جبهه، صف و جبهه دیگری وجود ندارد؛ سنگر و جبهه ی تو کدام است؟  

امریکا؛ غیر قابل اعتماد، خاین و جهانخوار

امریکا؛ غیر قابل اعتماد، خاین و جهانخوار

ارائه : ملا نور احمد فراهی (زید)

خروج و شکست مفتضحانه از افغانستان، رها کردن متحدان خود در خاور میانه و اینک عقد پیمان «آکوس» با بریتانیا و استرالیا و خارج کردن سامانه دفاع موشکی از عربستان سعودی، مسایلی است که نه تنها چهره امریکا را برای جهان نشان داد، بلکه تشت رسوایی این کشور نزد متحدانش نیز از بام افتاده و دیگر کسی به آن اعتماد نخواهد کرد.

در موضوع خروج از افغانستان، اتحادیه اروپا با امریکا که به طور سنتی پس از جنگ جهانی دوم متحد بوده، اختلافات افزایش یافت و رفته رفته در مسئله عقد پیمان آکوس به حدی رسیده که احتمال می‌رود کل پیمان ناتو از هم بپاشد.

چند باری جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته است که پس از این نمی‌توان به امریکا برای حفظ امنیت اروپا اعتماد کرد. امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه نیز موضوع خروج از ناتو را مطرح کرده و امریکا را خیانت متهم کرد.

به تازگی نیز برونو لومر وزیر اقتصاد فرانسه گفته: امریکا یک وسواس زیادی برای مهار افزایش قدرت چین دارد تصور اینکه امریکا به محافظت از ما ادامه می‌دهد، یک اشتباه بزرگ است و ما فقط می‌توانیم به خودمان تکیه کنیم. بحران زیردریایی ها نشان داد که اتحادیه اروپا نمی‌تواند برای حفاظت از خود به ایالات متحده اعتماد کند

نکته مبهم موضوع این است که یا اروپا به تازگی متوجه این نکته شده که امریکا قابل اعتماد نیست، یا این که امریکا به تازگی متحدان خود را نیش می‌زند. در هردو حالت اما یک چیز عیان است و آن غیر قابل اعتماد بودن، جهانخواری به سود خود، پشت کردن به متحدان و استفاده ابزاری از کشورها و دولت‌های برای رسیدن به مقاصد خود است که امریکا تمام این مشخصات و اوصاف شریف را دارد.

همین اکنون ایالات متحده با ترکیه مشکل دارد، شیر عربستان را دوشیده و در پی رها کردنش است، با اروپا مشکل دارد، با روسیه و چین و ایران که از سابق نیز مشکل داشت، با کوریای شمالی مشکل دارد، افغانستان و عراق و لیبی و یمن و سومالی را کاملاً نابود کرد و ….

به غیر متحدان امریکا کاری ندارم، فقط خیانت‌های امریکا به متحدانش مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. اگر به دو دهه پسین قرن حاضر دقت کنیم، دیده می‌شود که ایالات متحده دست کم دو کشور افغانستان و عراق را اشغال نظامی کرد، با در دادن اختلافات مصنوعی در خاور میانه، از جنگ یمن حمایت کرد و میلیاردها دالر سلاح به درد نخور به عربستان سعودی فروخت، در جنگ سوریه مداخله کرد و گروههائی را فرصت داد که  سرزمینهای مسلمین را به نابودی بکشانند.

در حوزه شرق اروپا با روسیه درگیر شد و اکراین را وارد جنگ کرد، با دخالت در امور شبه جزیره کوریا، پیونگ یانگ را تحریک کرده و حضور نظامی خود را در کوریای جنوبی استحکام بخشید، پیمان ناتو را تضعیف کرده و اروپا را بی پناه در برابر روسیه رها کرد و سرانجام نیز با عقد پیمان «آکوس»، ضربه نهایی را به هرچه اتحاد و اعتماد و تعهدات است وارد کرده و یک تنه روی هرچه سازمان تروریستی و نفاق افکن است، سفید کرد. بگذریم از این که داعش و القاعده و ده‌ها سازمان تروریستی جهانی نیز دم شان به واشنگتن می‌رسد.

امریکا در هیچ مقطع قابل اعتماد نبوده و نیست. این موضوع را برخی کشورها به خوبی درک کرده بودند و برخی رهبران از نیم قرن پیش بیان می‌کردند که امریکا قابل اعتماد نیست: مثال بارز آن اتخاذ سیاست ضد امریکایی سید قطب در میان اهل سنت و امام خمینی بنیان گذار نظام دارالاسلام ایران در میان شیعیان است که اصطلاح «امریکا شیطان بزرگ» و «آمریکا جهانخوار» را نخستین بار به کار بردند. در آن مقطع خیلی کشورها و سازمان‌ها فکر می‌کردند که این مسئله برخاسته از تضاد ایدئولوژیک میان اسلام و امریکا است، ولی گذر زمان نشان داد که موضع این دو رهبر بزرگ چقدر اصولی و بنیادی و مبتنی بر شناخت دقیق از امریکا بوده است.

بنا بر این، اعتماد به امریکا، تعهد با این کشور، رفتن در راهی که امریکا ترسیم می‌کند و تکیه بر آن، از اشتباهاتی است که هر رهبر و هر کشور دچار آن شده‌، سرانجامی شبیه گوسفندی داشته که خود با پای خود به مسلخ می‌رود.

استفاده از تجربه و توان سکولاریستهای کافر در چه صورتی؟

استفاده از تجربه و توان سکولاریستهای کافر در چه صورتی؟

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی

رسول الله صلی الله علیه و سلم و ابوبکر صدیق، عبدالله بن اریقط را طبق قرارداد قبلی اجیر کردند تا آنها را از راههای مخفی به مدینه راهنمایی کند،  و او هر چند مشرک (سکولار) و کافر اصلی بود اما مردی نجیب و امین بود و خبر مسلمانان را به سکولاریستهای قریش انتقال نمی داد. این کار به معنای آن است که در هنگام ضرورت استفاده از تجربه و توان سکولاریستها ی کافر در صورت امین بودن از شخصیت آنها اشکالی ندارد.

مورد دیگر اینکه : کفار عموماً چون از افکار و عقاید مختلفی پیروی می کنند دارای قلبهای مختلفی هستند، و هرگز یک دل و متحد نخواهند شد . الله تعالی می فرماید: تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ (حشر/۱۴) شما آنها را جمع و متّفق می‌پندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.

بر این اساس کفار همیشه بین خود به خاطر منافع دنیوی و عقاید مختلفی که دارند همیشه با هم درگیر بوده اند، در چنین حالاتی اگر رهبر دارالاسلام جهت تجزیه ی دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی با بخشی از اینها پیمانی ببندد و حتی امتیازی بدهد طبق شریعت الله عمل کرده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبایل مختلف سکولار (به زبان عربی = مشرک) بنی خزاعه و بنی فزاره و… پیمان بست و حتی با یهودیان اطراف مدینه و مجوس الاحساء و نصرانی های نجران هم پیمان بست تا مانع از اتحاد آنها توسط سکولاریستهای قریش شود و با تجزیه ی دشمنان راحتتر بتواند بر دشمن اصلی و سر افعی تمرکز داشته باشد.

در اینجا رهبر «دارالاسلام» با حاکمیتهای کوچک کفار پیمان بسته است و «دارالاسلام» یعنی : سرزمینی که «قانون اساسی» آن بر اساس شریعت الله باشد و رهبر آن هم مسلمان باشد .

در این صورت پیمان طاغوتها با طاغوتها را نمی توان با پیمان دارالاسلام با طاغوتهای خارجی مقایسه کرد. یعنی اگر طاغوتی چون آل سعود یا امارات یا بحرین و ترکیه و… با رژیم صهیونیستی یا آمریکا و ناتو و … پیمانی بر علیه مسلمین می بندد هرگز قابل قیاس با پیمان «دارالاسلام» با حکومتهای کافر بر علیه سایر کفار نیست.