
الله دعای اعراب را با جبهه ی مقاومت اسلامی در مورد فلسطین مستجاب کرد و آنها در برابرش ایستاده اند
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
با کمی دقت در مورد قضیه فلسطین و واکنش اعراب در برابر حامیان فلسطین ما شاهد پارادوکس عجیبی بین دعا و عمل هستیم.
بیشتر از هفت دهه است که از صدای گریه و زاری برای آزادی قدس، صدای مسلمانان برخاسته است. هفت دهه است که در محرابها، از خداوند خواستهاند که لشکری از جانب خود بفرستد تا ظالم را در هم بشکند. اما یک حقیقت تلخ و تکاندهنده در این مسیر آشکار شد: خداوند دعای آنها را مستجاب کرد؛ اما نه با معجزهای که در رویاهای آنان بود، بلکه با بیداریِ خونین «مقاومت اسلامی».
خداوند با ظهور جبههی مقاومت، پاسخ ندای مستضعفان را در فلسطین و مجاور آن داد، اما آنچه در پی آمد، شوکهی بزرگ تاریخ بود: کسانی که دههها برای نابودی صهیونیسم دعا میکردند، اکنون در برابر همان مقاومت، با صهیونیسم پیمان دوستی و همپیمانی بستهاند و حتی در برابر موشکهای ایران و جبهه مقاومت که به سمت صهیونیستها در حرکت بودند مانع شده اند، شما اسم این کار را چه می گذارید؟ زمانی که زبان مردم به دعا مشغول است، اما دست حکامشان در پی پیوند با دشمن خداست و سرزمین خود را تبدیل به پایگاه دشمن کرده اند.
در روایات نیز آمده است که دشمن، امت را از هر سو محاصره کرده است (مانند کفِ روی آب دریا). اما درد اصلی، محاصرهی خارجی نیست؛ درد اصلی، «وهن» و «تزلزل» درونی است. آنها دعا کردند تا خدا کمک کند، اما وقتی خدا از طریق مبارزان حق، کمک را فرستاد، آنها برای حفظ صندلیهای خود، جبههی حق را مایه تهدید دیدند و با دشمن متحد شدند. این بزرگترین انحراف از مسیر توحید است: جنگیدن با ابزار رحمت الهی.
بله زمانی که مسلمانان از خدا میخواهند: «خدایا، شر اسرائیل را از ما بگیر» خداوند هم مستجاب کرد؛ اما پاسخ او، «مقاومت» بود؛ خون، جهاد و ایستادگی.
اما رهبران همان کسانی که دعا میکردند، با اسرائیل همپیمان شده اند تا مقاومت را سرکوب کنند.
آیا میتوان از خدا خواست که دشمن را نابود کند، اما وقتی خداوند ابزار نابودی دشمن (مقاومت) را فرستاد، با خود آن ابزار جنگید؟
باید پرسید: اگر دعای شما برای آزادی فلسطین صادقانه بود، چرا وقتی مقاومت شکل گرفت، با آن دشمنی کردید؟
این یعنی ما از خدا چیزی میخواستیم که با خواستهی واقعیِ خودمان در تضاد بود.
خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (خداوند چیزی را که در خودِ قومی است تغییر نمیدهد، مگر اینکه آنها خودشان در درونشان تغییر ایجاد کنند) [رعد: ۱۱]. تغییرِ واقعی با مقاومت آغاز شد، اما خیانت حکام، راه رسیدن مسلمین به آن تغییر را بسته است و باید ابتدا این موانع چون توله های بن زاید و آل صبح و آل سعود و جولانی و ملک عبدالله برداشته شوند.