جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۲)

جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۲)

در بیان موجبات قتال فی سبیل الله

به قلم:ابوالولید الأنصاری

نکته:

از جمله مواقعی که قتال در آن براهل اسلام واجب می شود،هنگامی است که حاکم مسلمان دچار کفرشده واز دایره اسلام خارج شود واین همان چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را کفر بواح نامیده است.

همانطورکه در صحیح بخاری از عبادة بن الصامت رضی الله عنه روایت است که گفت:” دعانا النبيّ صلى الله عليه وسلم فبايعناه فقال فيما أخذ علينا أن بايعنا على السمع والطاعة في منشطنا ومكرهنا وعسرنا ويسرنا وأثرة علينا وأن لا ننازع الأمر أهله، إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان”:( رسول الله صلي الله عليه وسلم ما را به نزد خود خواند وما با ايشان بيعت كرديم واز جمله شروط بيعت اين بود كه بيعت كرديم بر سمع وطاعت در با نشاطي و بی حالی ، سختي وآساني و در حالتي كه درحق ما بي عدالتي هم شود،واينكه با امراء نزاع نكنيم مگر اينكه كفر بواحی(آشکار) از آنها ببينيم كه از نزد الله تعالي برهاني بر آن داشته باشيم).

ابن التین از داودی -همانطور که درفتح الباری ذکر شده –قول به وجوب قیام علیه حاکم در صورتی که کافر شود،را نقل کرده است .ومانند این قول را امام نووی ودیگرعلمای اسلام رحمهم الله تعالی عنوان کرده اند وبلکه بسیاری از آنها ،اتفاق تمامی علماء براین قول، را حکایت کرده است.والله اعلم.

دلیل آنچه گذشت:

بدان که هرگاه حاکم مسلمین دچار کفروارتداد ازدین شد بر اهل حل وعقد امت(بزرگان دینی ونظامی وسیاسی)،واجب است که قیام کرده واو را خلع کنند وبه هیچ وجه برای آنها جایزنیست که او را به حال خود بگذارند،اگر درتوانشان بود که او را بدون جنگ وقتال خلع کنند این کاربرآنها واجب است واگر خلع او جز با قتال واعلان جنگ علیه او و طرفدارانش،ممکن نبود،این کار بر آنها وبر تمام اهل اسلام واجب می شود همانطور که خداوند متعال می فرماید:” وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه”:( و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌اي باقي نماند و دين خالصانه از آن خدا گردد.انفال/۳۹).

و هیچ فتنه ای درنزد الله تعالی ودردینش،بزرگترازکفربه او نیست،همانطورکه در صحیحین از حدیث ابن مسعود رضی الله عنه وارد شده که گفت:(گفتم:ای رسول خدا،بزرگترین گناه کدام است؟فرمود:اینکه برای الله همتایی قراردهی در حالیکه او تو را خلق کرده است).والله تعالی می فرماید:”والفتنة أکبرمن القتل”:( و قتنه بدترازکشتن است،بقره/۲۱۷).. نیز می فرماید:”والفتنة أشد من القتل”:(وفتنه ازکشتن بدتراست،بقره/۱۹۱).

واگر علاوه برآن، برای کفرواهل کفر، مکنت وشوکت وقدرتی بود که با آن با اهل دین می جنگیدند ومذاهب باطلشان را انتشار می دادند وبلاد وعباد را به دخول دردین باطلشان وتحاکم به قوانین وضعی شان ملزم می کردند، در آن صورت دیگر نپرس که چه خطر عظیم وشر همه گیری بر سر دیار مسلمین وارد شده است واگردر آن هنگام تمام مردم به قیام وجنگ وقتال برخیزند طوری که تا آخرین نفرشان از بین برود برای بازگردانیدن حکومت اسلامی وحکم به شریعت الله چیزی نیست.

و اگر می خواهی دراین مورد از موضع ابوبکر صدیق رضی الله عنه در قتال با مانعین زکات عبرت بگیر طوریکه استقامت او در این جنگ، ازبزرگترین فضائلش رضی الله عنه به شمارمی رود،تا آنجا که به عمر رضی الله عنه گفت:(سوگند به الله اگرریسمانی را که به عنوان زکات به رسول الله صلی الله علیه وسلم پرداخت می کردند از من باز بدارند به خاطر این کار با آنها خواهم جنگید)،وعمررضی الله عنه بعداز آن بود که گفت:(سوگند به الله جزاین نبودکه الله شرح صدری برای این جنگ به ابوبکر عطا کرده بود به طوری که دانستم او بر حق است).

نکته مهم:

واز جمله دلایلی که نشان می دهد که جنگ با مرتدین از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد این است که اشتغال به ارسال لشکراسامه برای جنگ روم همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم امرکرده بودند، صدیق رضی الله عنه را از جنگ با مرتدین عرب بازنداشت،بلکه برای جنگ با آنها مجهز شد ووسائل لازم را آماده کرد تا اینکه وقتی اسامه ازجنگ روم بازگشت خود برای جهاد با مرتدین خارج شدواسامه را بر جای خود در مدینه نشاند ورفت تا اینکه به منطقه ربذه رسید وبنی عبس وذبیان وجماعتی از بنی عبد مناة بن کنانة را در أبرق دید وبا آنها جنگید وشکستشان داد وهمگیشان را نابود کرد سپس به مدینه بازگشت وهنگامی که لشکراسامه رسید واطراف مدینه اردو زد به سوی منطقه ذی القصه رفت و لشکر را آنجا تقسیم بندی کرده وپرچمها را بست طوریکه یازده پرچم برای قتال مرتدین بسته شد

تذکر:

اگرگفته شد: پس چرا علماء رحمهم الله تعالی این نوع از قتال را از جمله مواقعی که در آن جهاد فی سبیل الله فرض عین می شود،ذکرنکرده اند؟!

درجواب گفته می شود،به دو علت:

اول؛چون این سخنشان که(هر گاه کفار وارد شهری شدند بر اهل آن قتال ودفعشان فرض عین است)شامل این نوع قتال می شود.

دوم؛چون این نوع قتال احکام مخصوص زیادی دارد که به بیان همه آنها نیازاست به خاطرهمین کتب مستقلی را درباره آن تآلیف کرده اند.

والله اعلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *