
از مفاسد حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی بر سوریه
به قلم: مجاهد مهاجر
حتی بر اساس تفکرات مُلافتاحی که منشعب از تفکرات نجدیت است کسی چون اربابش جولانی که هم اکنون به صورت رسمی به پیمان کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای با شعار مبارزه با تروریسم جهت جنگ با مومنین اهل دعوت و جهاد و دشمنان آمریکا پیوسته اند، چنین کسانی مرتد از اسلام هستند و هر کسی که تحت فرمان کفار محارب خارجی بر علیه مومنین وارد جنگ شود چنین شخصی مرتدی است که اجماع اهل سنت و جماعت بر آن قرار داد.
مُلا فتاحی هم اکنون در بخش تبلیغی و جنگ روانی بخشی از این جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی شده است.
مُلافتاحی عاقبت به شر به چنین جایگاهی رسیده است.
با این وجود اجازه دهید در گزارشی مستند به یکی از مفاسد دیگر حاکمیت سکولار و ارتدادی جولانی در سوریه اشاره کنیم:
«باسم یاخور» شبیح و جنایتکار، بار دیگر به سوریه بازمیگردد؛ با وجود اینکه اتحادیه وکلای آزاد علیه او شکایتی ثبت کرده است. دلیل آن، یک فرد امنیتیِ جنایتکار تونسی به نام «عبدالرحمن ادریسی» است که برای او روند سازش را انجام داد و مبلغ مورد نظر را دریافت کرد.
«عبدالرحمن الغافقی» مسئول ارتباطات است و افراد شایسته را هر طور که بخواهد منصوب و برکنار میکند؛ او نیز تونسی است.
«ابوحسین اردنی» صاحب بالاترین تصمیم در ارتش است و بهطور کامل بر آن مسلط است.
«ابومریم استرالیایی» کسی است که بر صندوق حاکمیتی کنترل دارد و ۵۴ شرکت پوششی تأسیس کرده تا همه قراردادها را دریافت کنند؛ در حالی که همه این شرکتها وابسته به باند جولانی هستند.
در هر وزارتخانه یک شیخ از باند وجود دارد و بیشتر آنان از مهاجران هستند؛ آنان بهطور کامل بر وزارتخانه کنترل دارند. یک هفته پیش، دوستی از من خواست برای قاضیای نزد یک شیخ مهاجر توصیهنامه بدهم. او به من گفت: این قاضی بدون توصیه این فرد شرعی، نمیتواند منصوب یا ارتقا یابد.
مصیبت این است که مردم سوریه دروغ و نفاق جهادیهای سوری را پیش از مهاجران کشف کردند. چگونه شما میخواستید شریعت را حاکم کنید و پارلمانهای سکولاریستی را کفر میدانستید، پیوستن به سازمان ملل سکولاریستی و پذیرفتن قوانین آنرا کفر میدانستید، برافراشتن پرچم انقلابیون سکولار را کفر میدانستید، و حتی کسانی که در بهترین حالت بودند میگفتند این کار بدعت است؛ دریافت حمایت از آمریکا را کفر میدانستید و ورود زیر پرچم ائتلاف بینالمللی علیه تروریسم را «کفر آشکار» میدانستید؛ اما امروز فقط با اندکی از مناصب، همه این شعارهای توخالی را فروختید.
بر شماست که تصمیم بگیرید: یا حکومت شما یک امارت اسلامی است؛ در این صورت باید الزامات این امارت را بپذیرید؛ از جمله شورا، اجرای شریعت، دستگاه حسبه، انکار منکر و به رسمیت نشناختن جامعه بینالمللی و نظامهای آن.
یا اینکه به یک نظام سکولار رسمی عربی تبدیل شدهاید، مرزهای سوریه که توسط سایکس–پیکو ساخته شده را به رسمیت میشناسید و قبول دارید که این یک دولت ملی سکولار است؛ در این صورت، با چه عنوانی رهبران مهاجر باند جولانی بر بخشهای اصلی این دولت ملی کنترل دارند؟
حقیقت این است که هرچقدر اسلامگرایان آن را انکار کنند، کاری که «الشرع» در تخریب چهره جنبش اسلامی بهطور کلی و جریان جهادی بهطور خاص انجام داده، از کاری که «پولس رسول» در مسیحیت و در تحریف دعوت عیسی بن مریم علیهالسلام انجام داد، بیشتر است.
البته این یکی از مهمترین مأموریتهایی است که «الشرع» را برای آن آوردند؛ وگرنه این مرد هیچ ارتباطی با ما، اسلام، دعوت دینی و حتی زندگی مردم ندارد. و کسانی که او را آوردند، سه فرمانده را که تنها کسانی بودند که میتوانستند در برابر او بایستند، کشتند؛ آنان:
رهبران مخلص جهادی را کشتند تا راه برای او باز شود و به جایگاهی که امروز رسیده است، برسد. آیا انسان نادانی وجود دارد که باور کند روسیه او را بمباران نمیکرد، در حالی که روسیه نیروهای مجاهد را حتی روی موتورسیکلت، بیمارستانها، انسانها، درختان و سنگها هدف قرار میداد؛ در حالی که او هر روز بین گذرگاه بابالهوى و شهر ادلب رفتوآمد میکرد؟
پاسخ این است که یک تصمیم بینالمللی برای هدف قرار ندادن او وجود داشت؛ به همین دلیل تا امروز زنده مانده است.
مُلا فتاحی سرباز این مرتد خائن در سوریه شده است.