فاکس نیوز در تحلیلی با اشاره به «آسیبپذیریهای ناوگان دریایی آمریکا» نوشته است: کارشناسان دفاعی هشدار میدهند که پهپادهای ایرانی تهدیدی جدی برای داراییهای باارزش نیروی دریایی آمریکا (از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن) به شمار میروند.
ایران میتواند تعداد زیادی پهپاد را به صورت هماهنگ به سوی شناورهای نظامی شلیک کند و با ایجاد حملات اشباعی، سامانههای دفاعی سنتی را از کار بیندازد.
اگر صدها پهپاد در مدت زمان کوتاه پرتاب شوند، تقریباً قطعی است که برخی از آنها از سد دفاعی ناوها عبور خواهند کرد.
قدرت ایران در سامانههای پهپادی کمهزینه و پرتعداد نهفته است؛ بهویژه پهپادهای انتحاری که برای برخورد با هدف و انفجار طراحی شدهاند.
جبهه واحد منطقهای و موج گسترده حمایت از ایران در منطقه غرب آسیا در مقابل تهدیدات آمریکا
نقل از : روزنامه اینترنتی صدایایران
در هفتههای اخیر مقامات مختلف آمریکا با توسل به روشهای گوناگون اقدام به طرح تهدیدات متنوعی علیه ایران کردهاند. در مقابل این تهدیدات جدای از واکنش قاطع مقامات جمهوری اسلامی ایران، موج گستردهای در منطقه غرب آسیا نیز در حمایت از ایران به راه افتاده است. شخصیتها وگروههایی مانند شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزبالله لبنان، آیتالله شیخ عیسی قاسم عالم برجسته بحرینی، کتائب حزبالله عراق و… با ادبیات محکم و قاطع، حمایت خود را از جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب در برابر هر تهدیدی اعلام کردند. این موج حمایتها نشاندهنده تحکیم یک پیوند راهبردی عمیق میان ایران و محیط پیرامونی آن است.
ایران در این منظومه، یک حامی مالی یا سیاسی نیست، بلکه به ستون مرکزی یک نظم امنیتی غیر رسمی تبدیل شده که هر تهدیدی علیه آن به طور خودکار تهدیدی علیه کل این ساختار تلقی میشود. نظمی که طی چند دهه گذشته در واکنش به مداخلات نظامی آمریکا و سیاستهای بیثباتساز رژیم صهیونیستی شکل گرفته و اکنون به سطحی از بلوغ و خودآگاهی رسیده است. در چنین چارچوبی، هر تهدید علیه ایران بهطور واضحی تهدید علیه این نظم تلقی میشود و همین امر، دامنه پاسخ و هزینه هرگونه اقدام خصمانه را بهشدت افزایش میدهد.
حمایتهای اعلامشده از ایران را باید بهمثابه اجزای یک منطق «بازدارندگی جمعی» تحلیل کرد. بازدارندگیای که برخلاف الگوهای کلاسیک، بر تمرکز قدرت در یک نقطه تکیه ندارد، بلکه بر شبکهای از بازیگران، جغرافیا و ظرفیتهای متکثر استوار است. این شبکه، نوعی عمق استراتژیک پراکنده ایجاد کرده که محاسبات نظامی و سیاسی آمریکا را بهمراتب پیچیدهتر از گذشته میسازد؛ چراکه هرگونه اقدام علیه ایران، دیگر محدود به یک جبهه یا یک پاسخ قابل پیشبینی نخواهد بود.
در کنار این بُعد سخت، موضعگیری شخصیتهای دینی و اجتماعی منطقه، لایه نرم و هویتی این بازدارندگی را برجسته میکند. هنگامی که تهدید علیه ایران در قالب تهدید علیه یک مرجعیت دینی و نماد استقلال سیاسی طرح میشود، مسئله از سطح منازعه دولتها فراتر میرود و به یک چالش هویتی تبدیل میشود. در این وضعیت، هزینههای سیاسی، اجتماعی و حتی اخلاقی هرگونه اقدام نظامی بهشدت افزایش مییابد، زیرا واکنشها تنها از سوی دولتها یا گروههای مسلح نخواهد بود، بلکه بدنههای اجتماعی گستردهتری را در بر میگیرد.
نکته کلیدی آن است که این همگرایی برخلاف برداشت رایج در واشنگتن، محصول «دستور» یا «تحمیل» نیست، بلکه نتیجه یک همبستگی و تجربه تاریخی مشترک است؛ تجربهای که از جنگها، تحریمها، فشارهای اقتصادی و پروژههای براندازی عبور کرده و به این جمعبندی رسیده است که تضعیف ایران، بهمعنای گشودن درهای بیثباتی فراگیر در کل منطقه خواهد بود. از همین رو حتی اشارههای نمادین به حمایت از ایران، حامل پیامهای سنگین راهبردی است.
در کل، واکنشهای منطقهای به تهدیدهای ترامپ نشان میدهد که ایران امروز نهتنها بهعنوان یک بازیگر ملّی، بلکه بهعنوان محور یک موازنه منطقهای شناخته میشود؛ موازنهای که هرچه تهدید آشکارتر میشود، انسجام آن نیز بیشتر خود را نشان میدهد. این واقعیت مهمترین متغیری است که آیندهی هرگونه تقابل یا تعامل با ایران را رقم خواهد زد.
معاون نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران: بر آسمان، سطح و زیر آبهای تنگه هرمز احاطۀ کامل داریم
ایران بهصورت لحظهای از آسمان، سطح و زیر دریای تنگۀ هرمز اطلاعات دریافت میکند و امنیت این گذرگاه راهبردی به تصمیمات تهران وابسته است. ایران دنبال جنگ نیست، اما آمادگی کامل دارد / اگر جنگی آغاز شود، حتی یک میلیمتر عقبنشینی نخواهد شد و حرکت ایران روبهجلو خواهد بود. مدیریت تنگه هرمز از حالت سنتی خارج شده و کاملاً هوشمند است / ایران لحظهای بر تمام تحرکات دریایی، سطحی و زیرسطحی اشراف دارد. تشخیص عبور یا عدم عبور شناورها با پرچمهای مختلف، در کنترل کامل ایران است. کشورهای همسایه دوست ما هستند، اما اگر از خاک، آسمان یا آبهایشان علیه ایران استفاده شود، متخاصم تلقی خواهند شد / این پیام به طرفهای منطقه منتقل شده است. ما نمیخواهیم اقتصاد دنیا آسیب ببیند، اما قرار هم نیست آمریکاییها و حامیانشان از جنگی که آغاز کردهاند، سودی ببرند. علاوه بر مواردی که گفته شد، توانمندیهای دیگری وجود دارد که در زمان مناسب مطرح خواهد شد.
تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۲)
به قلم: کارزان شکاک
پیروزی از جانب خداست، همانطور که شکست. او با حکمت خود تصمیم گرفت ما را بیازماید، ایمان ما را تقویت کند و صفوف ما را از منافقان پاک کند. علاوه بر این، خداوند ما را از فتنهای که در صورت پیروزی، با توجه به وضعیت قبلیمان، میتوانست بر ما وارد شود، نجات داد. در هر صورت، ما از تصمیم خداوند راضی هستیم.
“اگر زخمی به شما وارد شده است، زخمی مشابه قبلاً بر آن مردم وارد شده است. ما روزها (پیروزی و شکست) را برای مردم عوض میکنیم تا خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند بشناسد و از میان شما شهیدانی برگزیند – زیرا خداوند ستمگران را دوست ندارد – و خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند پاک کند و کافران را نابود کند. آیا گمان کردید که وارد بهشت خواهید شد تا اینکه خداوند مجاهدان و صابران شما را مشخص کند؟» (آل عمران ۳: ۱۴۰-۱۴۲)
«چه بسیار پیامبرانی که بسیاری از مؤمنان نیکوکار در کنارشان جنگیدند! آنها از آنچه در راه خدا به آنها رسید، سست نشدند و سستی و تسلیم نشان ندادند. خداوند صابران را دوست دارد.» (آل عمران/ ۱۴۶)
شامیل باسایف :
«هدف این عملیات، وارد کردن ضربهای به دشمن بود. در واقع، این تا حدودی قیام مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا برای آزادسازی نالچیک از کفار و مرتدانی بود که توسط سیاستهای نئوامپریالیستی و شیطانی روسها به این نقطه رانده شده بودند.
دو سال پیش، من در کاباردینو-بالکاریا بودم و هیچ وجه مشترکی با اکثریت مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا پیدا نکردم، اما بهار امسال خودشان مرا دعوت کردند…
دستاورد اصلی این عملیات، انجام آگاهانه وظیفه اسلامی (فرض عین) مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا در برابر خداوند متعال و انجام وظیفه جهاد برای ایمان، آزادی و شرفشان بود.
ما ۲۱۷ مجاهد در این عملیات تهاجمی شرکت داشتیم و نتوانستیم ۱۵۰ مجاهد دیگر را که قرار بود تقاطعهای اصلی در مرکز نالچیک را مسدود کنند، مستقر کنیم.
ما این کار را نکردیم وقت داریم آنها را از کاشخاتائو به داخل شهر بیاوریم، زیرا جادههای خسانیا و بلایا رچکا به دلیل کشف یکی از گروههای ما در اوایل صبح ۱۳ اکتبر توسط کفار و مرتدان مسدود شده بود و ما قادر به ارسال وسایل نقلیه برای آنها نبودیم.
تلفات ما به ۳۷ مجاهد کشته شده میرسد. چهار مجاهد که قبلاً مرده فرض میشدند، زنده پیدا شدند. کفار و منافقین «یک و نیم کشته و یک زخمی بسیار سطحی» از دست دادند. (طبق گفته ستاد جبهه قفقاز، کل تلفات دشمن در کشتهها و زخمیها بیش از ۳۰۰ نفر بوده است. “KC”).
در مورد غیرنظامیان، بر کسی پوشیده نیست که نیروهای امنیتی روسیه برنامه خاصی برای بازداشت مجاهدین دارند. به عنوان مثال، در چچن، اگر هر نیروی امنیتی اشغالگر به مدت یک هفته یک مجاهد را بازداشت یا نکشد، از بخشی از پاداش حقوق خود محروم میشود. بنابراین، جای تعجب نیست که تعداد زیادی «شبه نظامیان کشته و بازداشت شده» در … وجود دارد. نالچیک.
به همین دلیل است که آنها انواع و اقسام “تابستانهای آتشین” را به نام من اعلام میکنند (اگرچه من چنین اظهاراتی نکردم) و سپس “با موفقیت از آنها جلوگیری میکنند.”
البته، از نظر تاکتیکی، ما در این عملیات شکست خوردیم، زیرا نتوانستیم به هدف خود برسیم. اما از نظر استراتژیک، این یک پیروزی بزرگ برای ماست، حتی اگر هر ۴۰۰ مجاهد شرکت کننده در این عملیات کشته شده باشند.
غیرت و بصیرت در برابر تهدیدات آمریکا در منطقه و فرا رسیدن زمان تمایز صفوف حق و باطل
به قلم: صلاح الدین مجاهد
الله تعالی بعد از توضیحاتی در مورد روش عمل کفار سکولار (= مشرک) و پیروزی مومنین در غزوه ی بدر می فرماید: لِیَمِیزَ اللّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَیَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (انفال/۳۷) تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد و برخی از ناپاکان را بر برخی دیگر بیفزاید و جملگی ایشان را روی هم انباشته کند و آن گاه به دوزخشان بیندازد . آنان ( در دنیا و آخرت ) زیانکارند .
امروز خاورمیانه بار دیگر شاهد لشکرکشی فرعون زمان، شیطان بزرگ آمریکا، است. ورود ناوهای جنگی و غرش آهنپارههای استکبار در خلیج اسلام، نه نشانهی قدرت، بلکه آزمونی بزرگ برای ایمانِ مومنان است. اکنون زمان آن است که مدعیان اسلام و توحید، مرزهای خود را با جبهه کفر مشخص کنند.
مومنین می دانند که در کسب توحید؛ نفی طاغوت پیش از ایمان به الله نهفته است و رکن رکین توحید، «لا اله الا الله» است. هیچ ایمانی پذیرفته نیست مگر آنکه ابتدا کفر به طاغوت محقق شود: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ (بقره/ ۲۵۶).
کسی که در برابر عربدهکشی آمریکا سکوت کند یا به حمایت حاکمان مزدور و خائن دلخوش باشد، در حقیقت توحید خود را لکهدار کرده است. مومن واقعی کسی است که آمریکا را به عنوان «طاغوت اعظم» شناخته و برائت خود را از آن فریاد بزند.
اینجاست که مساله ی دشمنشناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و شناخت مکر شیطان و فریبِ نفاق به عنوان یک ضرورت خودش را نشان می دهد.
امروز دشمن تنها در ناوهای جنگی خلاصه نمیشود؛ دشمن همان حاکمان فاسد همچون آل سعود و امارات و اردن و علیف استان باکو، علماء سوء دربار و رسانههایی چون کلمه و صدها شبکه ی سکولار و ارتدادی چون عنتر یهودی (ایران اینترنشنال و…) هستند که میخواهند هیبت پوشالی آمریکا را در دل مومنان بزرگ جلوه دهند. بصیرت یعنی دانستن این حقیقت که قدرت آمریکا در مقابل اراده الهی و امتی متحد و اهل جهاد، همچون سرابی در بیابان است.
آمریکا نه تنها در ویتنام بلکه در افغانستان نیز نشان داده که در برابر اراده ی ملتی که تصمیم به جنگیدن و نابودی آن در سرزمینشان را دارند پوشالی و ببری کاغذی است.
ما در برابر این پهلوان پنبه ای که قدرتش تنها در عملیاتهای هوائی و مزدوران داخلی است نیاز به جهاد و ایستادگی در جبهه ای متحد داریم.
امروز «دارالاسلام ایران» به عنوان خیمهگاه مقاومت، پرچم ایستادگی را برافراشته است. مومنان نباید در برابر سرنوشت امت اسلام بیتفاوت باشند. از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد جهاد با کفار سکولار(مشرک) و سکولاریستها(مشرکین) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ.[۱]با مال و جان و زبان تان به جهاد مشرکان بروید».
• مجاهد بودن یعنی حضور در میدان (چه با قلم، چه با قدم و چه با سلاح).
• مشخص کردن صفوف یعنی جدا کردن راه خود از کسانی که برای رضایت آمریکا، نه تنها قبله اول مسلمین را بلکه سایر سرزمینهای اسلامی را نیز وجهالمصالحه قرار دادهاند.
غیر از مرتدین سکولار و خائنی که آشکارا در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند کسانی که به ظاهر خود را مسلمان می نامند همچون موجوداتی که در شبکه ی کلمه هستند و به جای تکیه بر قدرت خدا، به ناوهای آمریکایی و وعدههای شیطان دل بستهاند، بدانند که طبق وعده قرآن: بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا * الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹). عزت تنها نزد خداست، نه در کاخ سفید و پایگاههای نظامی استکبار و این خائنین در نهایت هم در دنیا و هم در قیامت دچار حسرت و عذابی دردناک خواهند شد.
ای مومنین، هم اکنون که می بینید دنیا کفر سکولاریسم به پرچمداری آمریکا در حال عربده کشی و تهدید دارالاسلام ایران است، هنگام انتخاب است؛ یا در صفِ مجاهدان جبهه حق و زیر پرچم اهل قبله، یا در حاشیه ذلت و در کنار مزدورانِ منطقه.
زیرپای آمریکا و فرعون زمان در منطقه لرزان است و غرق شدن او در نیلِ خشم ملتها حتمی است. و وعده ی الله حق است و صبح پیروزی نزدیک و به این دو نکته ی مهم و راهنمای عمل دقت داشته باشید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/۷) ای مؤمنان ! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند (و بر دشمنانتان پیروز میگرداند) و گامهایتان را استوار میدارد (و کار و بارتان را استقرار میبخشد) . وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/۲۲) هنگامی که مؤمنان احزاب (سکولاریستها)[۲] را دیدند ، گفتند : این همان چیزی است که خدا و پیغمبرش به ما وعده فرموده بودند . ( خدا و رسول او به ما وعده داده بودند که نخست سختیها و رنجها ، و به دنبال آن خوشیها و گنجها است ) و خدا و پیغمبرش راست فرمودهاند . این سختیها جز بر ایمان ( به خدا ) و تسلیم ( قضا و قدر شدن ) ایشان نمیافزاید .
این است مسیر ما در برابر آمریکا و تمام شرکای جهانی و منطقه ای و محلی جنایتکارش.
[۱] أخرجه أبو داود (۲۵۰۴)، وأحمد (۱۲۲۶۸) واللفظ لهما، والنسائي (۳۰۹۶)
[۲] هر جای قرآن و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم و تمام آثار ائمه ی بزرگوار و سلف صالح تا زمان ابن تیمیمه و ابن قیم و ابن کثیر و مدتها بعد از آن از لحاظ «شرعی نه لغوی و لفظی» اسمی از احزاب یا مشرکین آمده است مراد سکولاریستها هستند. مشرک = سکولار ، مشرکین یا احزاب = سکولاریستها.
عملیات جهانی جهت آتشزدن بر پیکر آمریکا (ببر کاغذی) و سقوط فرعون زمان
به قلم: خالد سیف الله المسلول
مومنین اهل دعوت و جهاد به صورت فرامذهبی و در «جبهه» ای واحد نیاز به استراتژی هجوم فراگیر به آمریکا به عنوان «سرافعی» از سرزمینهای اسلامی تا عمق جبهه کفر و ارتداد دارند.
امروز بر تمامی مجاهدین شریعتگرا و بیداردلان امت فرض است که میدان نبرد را گسترش دهند. نبرد با آمریکا و صهیونیتسها و شرکای آنها به عنوان دشمنان مستکبر نباید به مرزهای جغرافیایی خاصی محدود شود؛ بلکه منافع «آمریکای متجاوز» در سراسر جهان چه در بلاد اسلامی و چه در دیگر نقاط باید به بانک اهداف مجاهدین تبدیل شود. هر پایگاه، هر مرکز اقتصادی و هر شریان حیاتی متعلق به این طاغوت، هدفی مشروع برای درهمکوبیدن هیمنه استکبار است.
آمریکا دهههاست که با ابزار ارعاب و تبلیغات، خود را قدرتی شکستناپذیر جلوه داده است. اما حقیقت این است که این قدرت، تنها یک «ببر کاغذی» است که با جرقهی ایمان و ضربات کوبنده مجاهدین، به سرعت آتش میگیرد. وارد آوردن ضربات پیدرپی بر منافع جهانی این دشمن، پوشالی بودن این قدرت را به جهانیان ثابت خواهد کرد و نقاب ترس را از چهره ملتهای مظلوم بر خواهد داشت.
مردم دارالاسلام ایران در این اغتاشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش باید لمس کرده باشند که آمریکا بدون وجود خائنین داخلی هیچی نیست و اگر خائنین داخلی نباشند آمریکا جرئت نزدیک شدن به قدرتهای اسلامی و حتی کفری را ندارد.
مومنین اهل دعوت و جهاد باید نسبت به احیای روحیه امت و شکستن طلسم فرعونی تلاشی هماهنگ داشته باشند و حتی اگر امکان اتحادی همچون «ناتو» یا «جبهه مقاومت اسلامی» را ندارند به صورت موازی و در یک «جبهه» و همسو با هم بر آمریکا به عنوان «سرافعی» تمرکز کنند.
هدف از این حملات هدفمند، تنها خسارت مادی به دشمن نیست؛ بلکه هدف والاتر، تزریق خون تازه در رگهای امت اسلامی است. هنگامی که مسلمین شاهد سقوط ابهت آمریکا در نقاط مختلف جهان باشند:
• روحیه مقاومت و شجاعت در میان جوانان بیدار خواهد شد.
• طلسم ترس از نظامهای فرعونی و طاغوتی شکسته میشود.
• امید به پیروزی نهایی جایگزین یأس و ناامیدی خواهد گشت.
این یک واقعیت تاریخی و ملموس است که نجات از چنگال این «طاغوت فرعونی» که جهان را به بند کشیده است، تنها با زبانِ زور و جهاد میسر است. با بیرون راندن اشغالگران سکولار خارجی و برچیدن سلطه آمریکا، راه برای استقرار عدالت واقعی و آرامش پایدار هموار خواهد شد. این تنها مسیر برای پایان دادن به قرنها ظلم و استثمار کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی و بازگشت عزت به سرزمینهای اسلامی است.
به خود بیائیم و یکبار برای همیشه بگوئیم که زمان انتظار به پایان رسیده است. امروز جهان صحنهی تقابل حق و باطل است. با سوزاندن ریشههای نفوذ آمریکا در هر گوشه از کره زمین، مقدمات سقوط کامل این بت مدرن فراهم میشود تا امت اسلامی در پناه شریعت و استقلال، به آرامش و تمدن اصیل خود بازگردد.
پیش بهسوی نابودی منافع جهانی استکبار و آزادی امت از اسارت فرعون
استراتژی صفِ واحد مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان و منطقه در برابر فتنهی آمریکا و مزدوران منطقهای
به قلم: ابومحمود کندزی
امروز امت اسلام در پیچ تاریخی سرنوشتسازی قرار دارد. نبرد میان «حق و باطل» مرزهای قراردادی را درنوردیده است. مجاهدین غیور در صفوف «تیتیپی» باید بدانند که نبردی که امروز در قلب خاورمیانه علیه دارالاسلام ایران در جریان است و توطئههایی که علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان طراحی میشود، دو روی یک سکه هستند. سنگر یکی است و دشمن، همان شیطان بزرگی است که ۲۰ سال خاک افغانستان را به توبره کشید.
آمریکا پس از شکست خفتبار در افغانستان و از دست دادن پایگاه استراتژیک «بگرام»، اکنون به دنبال راهی برای بازگشت و انتقام است. نخبگان نظامی واشنگتن، جغرافیای پاکستان و مزدوران محلی را بهترین ابزار برای فشار بردارلاسلام امارت اسلامی افغانستان و محاصرهی ایران میدانند. مجاهدین تیتیپی باید آگاه باشند که هرگونه فشار بر منافع آمریکا در پاکستان، در حقیقت دفاع از کیانِ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.
برادران مجاهد، تمرکز بر اهداف مرتبط با منافع آمریکا و مزدوران محلی که جادهصافکنِ سیاستهای پنتاگون هستند، ضرورتی شرعی و استراتژیک است. وقتی فشار بر مزدورانِ آمریکا در پاکستان افزایش یابد، توانِ لجستیکی و تمرکزِ شیطان بزرگ برای جنگافروزی علیه ایران و توطئه علیه کابل درهم میشکند. شما بازوی توانمندِ امت در جبهه شرقی هستید؛ ضربات کاری شما، محاسبات آمریکا را در کل منطقه دگرگون خواهد کرد.
در هر دو سرزمین (ایران و افغانستان) و همچنین در خاک پاکستان، نفوذیها و منافقینی در کمین هستند که بقای خود را در خدمت به کاخ سفید میبینند. این مزدوران مأموریت دارند تا میان صفوف مجاهدین تفرقه بیندازند و ذهنها را از دشمن اصلی منحرف کنند. هوشیاری نسبت به این «جاسوسانِ بومی» نیمی از پیروزی است. نباید اجازه داد آدرسِ دشمن گم شود؛ دشمن اصلی همان است که بگرام را میخواهد و ایران را تهدید میکند.
ما هم اکنون نیاز به وحدتِ سرنوشت داریم؛ از تهران تا کابل و وزیرستان ئاکستان و تمام سرزمینهای اسلامی مجاهد خیز.
جنگ با دارالاسلام ایران، مستقیماً به معنای جنگ با دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان و نابودی امنیت منطقه است. اگر سنگر ایران آسیب ببیند، آمریکا با تکیه بر مزدورانش در پاکستان، بار دیگر برای اشغال بگرام و به زانو درآوردن مجاهدین افغان هجوم خواهد آورد. لذا بر مجاهدین تیتیپی لازم است که با تشدید عملیاتها علیه منافع استکبار، مجالی برای طراحی نقشههای جدید به آمریکا ندهند.
امروز زمانِ اتحاد عمل است. ما در یک کشتی نشستهایم. پیروزی در این معرکه، در گروی ضربات هماهنگ به پیکرهی استکبار و مزدوران محلی آن است. بگذارید آمریکا بداند که اگر بگرام را از دست داده، در هیچ نقطهای از این جغرافیا رنگ آرامش را نخواهد دید. اتحاد میان دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران،مجاهدین منطقه، سدّی است که هیچ قدرت صلیبی توان عبور از آن را نخواهد داشت.
نیاز به بازگشت به منهجِ «شیخ اسامه» در تولید صفِ واحد در برابر آمریکا «سرافعی» و رأس الکفر
به قلم: خالد سیف الله المسلول
در اینجا به صورت عام تمام مومنین اهل دعوت و جهاد و به صورت مشخص کسانی را خطاب قرار می دهیم که خود را بخشی از اهل دعوت و جهاد معاصر اهل سنت می دانند که بلا استثناء همگی شیخ اسامه بن لادن را به عنوان الگوی خود قبول دارند.
پس ای برادران اهل دعوت و جهاد زمان آن فرا رسیده است که با نگاهی به سیره و منهجِ شیخ اسامه بن لادن (تقبلهالله)، بار دیگر قطبنمای جهاد را به سمت دشمن اصلی و واقعی امت یعنی «آمریکای مستکبر و صهیونیسم بینالملل» تنظیم کنید. منهجی که شیخ اسامه بر آن تأکید داشت، وحدت کلمه و دوری از فتنههای داخلی برای درهم کوبیدنِ آمریکا به عنوان «سرافعی» و «رأس الکفر» بود.
الله تعالی به چنین اتحادی سفارش کرده و مجاهدین موجود در چنین صف واحدی را دوست دارد و در کتاب خود مسیر پیروزی را تنها در سایه وحدت و دوری از تفرقه دانسته است چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۴) خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او بهصورت صفی (متحد) جنگ مسلحانه میکنند، گویی بنایی آهنین و استوار هستند.
هم اکنون که آمریکا سایه ی جنگ خود را بر منطقه و بخصوص در اطراف دارالاسلام ایران گسترانده مومنین مجاهدین باید بدانند که تفرقه مذهبی میان حنفی و جعفری و زیدی و شافعی و … تنها باعث سستی نیروها و شادی دشمنان میشود.
الله امر می کند که: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید.
منهجِ اصیل جهادی هم به ما میآموزد که در هنگام هجوم کفرِ جهانی به بلاد مسلمین، اختلافات فرعی مذهبی باید به حاشیه برود. رسول الله صل یالله علیه وسلم می فرماید: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً» مؤمن برای مؤمن همانند بنایی است که اجزای آن یکدیگر را محکم میکنند.
امروز تمام مومنین حنفی و جعفری و شافعی و حتی غیر مسلمین ساکن در دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات نظامی و توطئههای آمریکا در یک سنگر قرار دارند. هرگونه دامن زدن به اختلافات مذهبی، خروج از منهجِ حکیمانهای است که شیخ اسامه برای اتحاد امت ترسیم کرده بود.
شیخ اسامه همواره تأکید داشت که تا زمانی که «رأس الکفر» (آمریکا) سرنگون نشود، شاخههای آن در سرزمینهای اسلامی جولان خواهند داد. مجاهدین شریعتگرا باید با عبور از منازعات کوچک و داخلی، تمام توان عملیاتی، اطلاعاتی و نظامی خود را برای ضربه زدن به منافع استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی به کار گیرند. نبرد در در تمام سرزمینهایی که به آمریکا از نظر نظامی یا اقتصادی ضربه ای وارد می کند یا امنیت آن و مزدورانش را متزلزل می کند، همان جهادِ نابی است که پشتِ کاخ سفید را میلرزاند.
پس آمریکار همچون صهیونیستها کافری محارب و اشغالگر است و در کشتن آمریکائی ها تعلل نکنید، نه نیاز به فتوا است نه سهل انگاری.
اتحاد مجاهدین سراسر سرزمینهای اسلامی حول محور جهاد با این دشمن اصلی به عنوان «سرافعی» نه تنها باعث آزادی سرزمینهای اسلامی میشود، بلکه سپری مستحکم برای حمایت از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات صهیونیستی-آمریکایی خواهد بود. دشمن میخواهد ما را در جنگهای داخلیِ مذهبی غرق کند تا نسیانِ قدس و بگرام و کابل حاصل شود.
ای مجاهدین و ای مومنین اهل دعوت و جهاد به منهجی بازگردید که در آن شریعت حاکم است و وحدت، فریضه. بگذارید گلولههای شما تنها سینهی اشغالگران آمریکایی و متجاوزان صهیونیست را بشکافد. با اتحادِ با تمام برادران مجاهد مخلص، سرزمینهای اسلامی را به گورستانِ آرزوهای پنتاگون تبدیل کنید.
فراموش نکنیم که: وحدت ما، زوالِ حتمی آمریکا و اسرائیل است.
آلسعود؛ یک قرن خدمت به استعمار، از عبدالعزیز تا بن سلمان
به قلم: ابوابراهیم هورامی
تاریخ معاصر جهان اسلام گواهی میدهد که خاندان آلسعود ـ از پدران و اجدادشان تا نسل امروز به رهبری محمد بن سلمان ـ همواره در خدمت مستقیم استعمار غرب بودهاند؛
ابتدا در رکاب انگلیس، سپس در آغوش آمریکا و امروز بهعنوان یکی از ستونهای اصلی نظم غربی–صهیونیستی در منطقه.
دقت کنید که عبدالعزیز آلسعود از همان ابتدای قدرتگیری:
▪️ با انگلیس بر علیه مسلمین پیمان بست
▪️ از آن پول، سلاح و مشروعیت سیاسی گرفت
▪️ و در مقابل، شمشیر را علیه خلافت عثمانی ـ دارالاسلام زمان ـ از نیام کشید
سقوط خلافت عثمانی نه صرفاً نتیجهٔ قدرت نظامی غرب،بلکه محصول خیانت داخلیِ حاکمان عربِ دستنشانده بود؛ و آلسعود در رأس این خیانت ایستاده بود.
اگر پوشش دینیِ ساختگی و توجیه شرعیِ قلابی وجود نداشت، نه انگلیس و نه آمریکا هرگز نمیتوانستند نقشههای خود را در قلب سرزمینهای اسلامی به سرانجام برسانند.
اینجاست که نقش:
▪️ اسلام آمریکایی
▪️ و قرائت خشک، تکفیری و سیاسیشدهٔ منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی
آشکار میشود؛ قرائتی که:
• شمشیرش علیه مسلمانان بود
• و سکوتش در برابر کفار اشغالگر
این تفسیرِ تحریفشده، مُهر شرعی بر پروژههای استعمار زد و راه را برای نفوذ انگلیس و سپس آمریکا هموار کرد.
بر این اساس می توان گفت آل سعود از انگلیس تا آمریکا یک مسیر ثابتی را طی کرده اند و پس از افول انگلیس:
▪️ آلسعود بیدرنگ به دامان آمریکا رفت
▪️ پایگاههای نظامی آمریکا را در حرمین پذیرفت
▪️ در اشغال عراق، ویرانی یمن، محاصرهٔ غزه و عادیسازی با صهیونیستها نقش ایفا کرد
امروز محمد بن سلمان همان مسیر پدرانش را ادامه میدهد؛اما عریانتر، بیپردهتر و با افتخار:
• اسلام را به «افراطگرایی» متهم میکند
• جهاد را «تروریسم» مینامد
• و دوستی با آمریکا و اسرائیل را «مصلحت» معرفی میکند
این حقیقتی است که نباید فراموش شود و امت اسلامی باید بداند غرب بدون سربازان بومیِ ارزان و مفت هرگز پیروز نمیشد و آلسعود و دیگر حاکمان عربِ خائن، همین نقش را بازی کردند
خیانت اینان به اسلام، از بسیاری لشکرهای کافر و اشغالگر، ضربهزنندهتر بود؛ زیرا دشمن بیرونی را با نقاب دین به درون امت آوردند.