معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا و وزیر امور خارجه دارالاسلام  افغانستان در مراسم جنازه  عالیقدر سید علی خامنه‌ای شرکت می‌کنند

معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا و وزیر امور خارجه دارالاسلام  افغانستان در مراسم جنازه  عالیقدر سید علی خامنه‌ای شرکت می‌کنند

امیرخان متقی، وزیر خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که به منظور شرکت در مراسم وداع با پیکر رهبردارالاسلام ایران به تهران سفر کرده بود، امروز پنجشنبه با سید عباس عراقچی، وزیر خارجه دارالاسلام ایران دیدار و رایزنی کرد.

به گفتهٔ حافظ ضیاء احمد تکل، رییس اطلاعات و نشرات وزارت امور خارجه، ملا عبدالغنی برادر آخوند (معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا) و مولوی امیرخان متقی (وزیر امور خارجه) به همراه هیأتی در مراسم تشییع شهید سيد  علی خامنه‌ای، رهبر پیشین دارالاسلام ایران، شرکت خواهند کرد.

مراسم تشییع رهبر پیشین ایران از تاریخ ۱۳ تا ۱۶ سرطان در شهرهای تهران و قم برگزار می‌شود.

در این مراسم، معاون ریاست‌الوزرا (ملا عبدالغنی برادر آخوند) و وزیر امور خارجه (مولوی امیرخان متقی) دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حضور خواهند یافت.

دعوت دارالاسلام ایران از ریس وزیرای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برای تشییع رهبر

دعوت دارالاسلام ایران از ریس وزیرای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برای تشییع رهبر دارالاسلام ایران

به قلم: فیض احمد

دارالاسلام ایران از ریس‌الوزرای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین رهبرانقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران، عالیقدر سید علی خامنه‌ای، دعوت رسمی به عمل آورده است.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، این دعوت‌نامه طی دیدار سفیر ایران در کابل با مقامات دفتر ریاست‌الوزرای امارت اسلامی افغانستان تقدیم شده است. در این دیدار، دو طرف ضمن تأکید بر اهمیت ادامه روابط سیاسی و اقتصادی میان ایران و افغانستان، بر گسترش همکاری‌های دوجانبه در زمینه‌های مختلف نیز توافق کردند.

مراسم تشییع و تدفین رهبر فقید ایران قرار است با حضور شخصیت‌های داخلی و خارجی برگزار شود و انتظار می‌رود هیئت عالی‌رتبه‌ای از امارت اسلامی افغانستان در این مراسم شرکت کند.

ضرورت وحدت میان دارالاسلام افغانستان و ایران در برابر سیاست‌های کفار محارب آمریکائی – صهیونی

ضرورت وحدت میان دارالاسلام افغانستان و ایران در برابر سیاست‌های کفار محارب آمریکائی – صهیونی

به قلم: ابومحمود کندزی

اگر کسی تاریخ را نخوانده باشد و حتی به اتفاقات چند دهه ی اخیر و جنایات کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی آگاهی نداشته باشد و تنها این جنگ تحمیلی اخیر رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران که هنوز ادامه دارد و جنگ غلامان پاکستانی بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان را ببیند متوجه خواهد شد که این قدرتهای ضد آمریکائی با فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی غرب وحشی روبه‌رو است، و بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت، همگرایی و همکاری میان این دو دارالاسلام احساس می‌شود.

امروز دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران، به‌عنوان دو کشور مسلمان و همسایه، اگر هنوز نمی توانند یکی شوند و مرزها را بردارند اما می‌توانند با حفظ احترام متقابل و همکاری منطقه‌ای، در برابر سیاست‌های سلطه‌جویانه و مداخلات آمریکا و صهیونیستها و غلامانشان موضعی هماهنگ و مستقل داشته باشند.

اگر الله تعالی با آیاتی چون آیه ی : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل‌عمران/ ۱۰۳) ما را به وحدت دعوت می کند در کنار آن نیز می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/ ۴) بدون شک الله کسانی را دوست دارد که در راه او همچون بنیانی استوار و فشرده جنگ مسلحانه و قتال می‌کنند.

پس عزت و قدرت امت اسلامی در اتحاد، انسجام و همکاری است؛ نه در اختلاف، دشمنی و تفرقه.

سیاست‌های قدرت‌های کافر سکولار و محارب جهانی، به‌ویژه آمریکا و برخی متحدان غربی آن، در دهه‌های گذشته موجب جنگ‌ها، بی‌ثباتی‌ها و فشارهای گسترده بر کشورهای اسلامی شده است. از همین رو، همکاری و همبستگی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان می‌تواند به کاهش تنش‌ها و تقویت استقلال منطقه کمک کند.

وعده الهی نیز برای اهل ایمان و استقامت روشن است:إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/ ۷) اگر الله را یاری کنید، او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.

دیدیم که الله جل جلاله چگونه دارالاسلام ایران را در همین جنگ رمضان ۱۴۰۴ش یاری کرد، پس همچنانکه دارالاسلام ایران قوی و برتر است، به همان شکل دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز این برتری خود را بر آمریکا و کشورهای کافر محارب هم پیمانش و غلامان داخلی اش ثابت کرده است پس : وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل‌عمران:/ ۱۳۹) سست نشوید و اندوهگین نگردید؛ اگر مؤمن باشید، شما برترید.

امروز بیش از هر زمان، جهان اسلام و بخصوص دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان نیازمند عقلانیت، وحدت، همکاری و دوری از اختلافات داخلی هستند تا بتوانند در برابر چالش‌های منطقه‌ای و جهانی با قدرت و عزت ایستادگی کنند.

تأکید دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر عدم استفاده از خاک افغانستان علیه دارالاسلام ایران

تأکید دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر عدم استفاده از خاک افغانستان علیه دارالاسلام ایران

در دیدار میان مولوی محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع امارت اسلامی افغانستان، و علی باقری، معاون شورای عالی امنیت ایران، که در حاشیه نشست امنیتی مسکو برگزار شد، بر اهمیت امنیت منطقه‌ای و همکاری میان کشورهای اسلامی تأکید گردید.

وزیر دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان تصریح کرد که از خاک، حریم هوایی و مرزهای افغانستان علیه دارالاسلام ایران استفاده نشده و در آینده نیز اجازه چنین اقدامی داده نخواهد شد.

در این دیدار، دو طرف درباره:

– مسائل امنیتی

– روابط دوجانبه

– تحولات منطقه‌ای

تبادل نظر کردند.

همچنین بر این نکته تأکید شد که کشورهای منطقه باید بدون دخالت قدرت‌های خارجی، برای حل مشکلات امنیتی و حفظ ثبات همکاری کنند.

این موضع، نشان‌دهنده تلاش برای جلوگیری از گسترش تنش‌ها و حفظ روابط میان دو کشور مسلمان و همسایه است؛ به‌ویژه در شرایطی که منطقه با تحولات و بحران‌های امنیتی متعددی روبه‌رو است.

ضرورت  ایجاد بازارچه مرزی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

ضرورت  ایجاد بازارچه مرزی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

مقامات عالی دارالاسلام ایران، به نمایندگی از استاندار خراسان رضوی، از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان خواسته‌اند که زمینه ایجاد بازارچه آزاد مرزی در دو سوی مرز اسلام قلعه (دوغارون) را فراهم کند.

ایجاد یک بازارچه مشترک مرزی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان، یک امر ضروری برای اقتصاد مردم هر دو کشور است. این اقدام می‌تواند به رفاه معیشت مردم، رونق اقتصادی، و تسهیل تبادل اجناس صنعتی، کشاورزی، صنایع دستی و دیگر محصولات میان دو دارالاسلام کمک شایانی نماید.

شایان ذکر است که در حال حاضر بازارچه‌های مشابهی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با کشورهایی نظیر ازبکستان و تاجیکستان فعال است. این بازارچه‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی چنین مراکزی برای تبادل تجاری و توسعه منطقه‌ای می‌باشد. بنابراین، ایجاد یک بازارچه آزاد مرزی میان دو کشور برادر و مسلمان ایران و افغانستان، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک الزام فرهنگی و دینی برای نزدیکی قلوب مسلمانان و همکاری متقابل به شمار می‌رود.

امید است که با همکاری و هماهنگی میان مسئولان دو طرف، این پروژه مهم هرچه زودتر عملیاتی شود و شاهد شکوفایی اقتصاد و بهبود معیشت مردم دو دارالاسلام باشیم.

بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

هنگامی که امارت اسلامی افغانستان بارها اعلام کرده است که ارتباطی با القاعدة ندارد اما زمانی که پاکستان جنگ خود را به بهانه ی وجود گروههای تروریستی در افغانستان به ا.ا.افغانستان تحمیل کرده است بیانیه ای منسوب به القاعده در حمایت از ا.ا.افغانستان نشر می شود، آنهم از منبعی غیر از منبع رسمی القاعدة.

اگرچه نویسنده ی بیانیه در تشخیص دشمنی «نظم صهیونیستی-صلیبی» با امارت اسلامی مسیر درستی را رفته‌است، اما سکوت معنادار و نابیناییِ سیاسی نسبت به تحولات کلان منطقه، نشان از یک «عیب بزرگ» دیگر در بیانیه دارد.

امروز امت اسلامی درگیر بزرگترین نبرد قرن، جنگ رمضان۱۴۰۴ش است که در آن «سرافعی» آمریکا و «سگ هار» او، رژیم صهیونیستی، تمام قد برای نابودی دارالاسلام ایران و جغرافیای مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی ایستاده‌اند.

حملات پاکستان به دارالاسلام افغانستان به دستور واشنگتن، و حملات صهیونیست‌ها به زیرساخت‌ها و فرماندهان در «دارالاسلام ایران»، دو لبه‌ی یک قیچی هستند. چگونه است که این بیانیه از تجاوزات پاکستان سخن می‌گوید، اما چشم خود را بر روی نبردِ مستقیم جبهه‌ی ایران با صهیونیسم بسته‌است؟ در حالی که دشمن مشترک (آمریکا)، هر دو بال قدرت منطقه (امارت اسلامی و ایران) را از کانال مزدورانش در پاکستان و تل‌آویو مورد هدف قرار داده است.

اسامه بن لادن تقبله‌الله با نگاهی راهبردی، بر تمرکز علیه «آمریکا» به عنوان سر افعی تأکید داشت. او به دنبال وحدت امت برای ضربه زدن به دشمن اصلی بود، اما نویسنده ی این بیانیه با نادیده گرفتن جبهه‌ی ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها، عملاً در مسیرِ نقشه‌ی آمریکا حرکت می‌کند. آمریکا می‌خواهد جهان اسلام را به قطعات مذهبی شیعه و سنی و بعد سلفی و صوفی و اخوانی و … تقسیم کند تا با ضعیف کردن آنها توسط همدیگر در مرحله ی بعدی به ترتیب همه را نابود کند.

نادیده گرفتنِ نبردِ ایران با اسرائیل، یعنی نادیده گرفتن بخش بزرگی از قوای امت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیستها. این دقیقاً همان چیزی است که سیا و موساد می‌خواهند.

در این بیانیه آمده است که پاکستان به دستور آمریکا به افغانستان حمله کرده است؛ کاملاً درست است. اما چرا نمی‌گوید همین پاکستان، همزمان به عنوان پایگاه و مسیر ترانزیت توطئه علیه ایران نیز عمل می‌کند؟

دشمن یکی است، اتاق فکر یکی است و هدف تضعیف هر دولتی که در برابر نظم صهیونیستی تسلیم نمی‌شود یکی است. تفکیک این دو جبهه از هم، نشان‌دهنده ناتوانی در تحلیل راهبردی است و نشان می دهد که نویسنده ی بیانیه جاهل به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن بوده است.

مومنین با هوشیاری در برابر توطئه های دشمنان حق ندارند در پیله‌ی «فرقه گرائی و تفرق» بمانند و از واقعیت‌های میدان عقب بمانند بلکه وقت آن است که به «منهج اصیل وحدت گرای اسلامی» بازگردند؛ منهجی که بر «وحدت تمام مسلمین در جبهه‌ی واحد علیه دشمن واحد» تأکید دارد.

۱٫ هدف واحد: آزادی قدس و نابودی هژمونی آمریکا.

۲٫ جبهه واحد: هماهنگی میان تمام نیروهایی که با صهیونیسم می‌جنگند، چه در کابل، چه در تهران و چه در غزه.

۳٫ نصرت اسلام: شریعتِ الهی تنها زمانی حاکم می‌شود که امت از تفرقه‌ی مذهبی عبور کند و دست در دست هم، «بنیان مرصوص» (دیوار استوار) را در برابر کفار سکولار محارب خارجی تشکیل دهد.

ای مومنین دست از نادیده گرفتن حقایق بردارید. دشمن میان ما فرقی نمی‌گذارد؛ آن‌ها به دنبال نابودی هرگونه نشانی از عزتِ اسلامی هستند. یا در جبهه‌ای واحد متحد می‌شویم، یا در سلول‌های تفرقه، یکی پس از دیگری توسط کفار خمحارب خارجی و «سگان هار» آنها دریده خواهیم شد.

بازگردید به آرمانِ اسامه؛ پیش به سوی وحدتِ امت برای فتحِ قدس.

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

به قلم: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه یکی از قدرتمندترین اعضای ارتش ناتو است که شما حتی یک ساعت پیدا نمی کنید که یکی از اعضای ناتو در نقطه ای از سرزمینهای اسلامی در حال قتال با مسلمین نباشد؛ همچنین بر کسی نیست که حکومت سکولار پاکستان نیز دست نشانده و بخشی از مزدوران ناتو است که اخیرا با آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بسته است.

در کنار این می بینیم امروز که پرچم شریعت در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برافراشته شده و دارالاسلام ایران نیز در برابر کفار محارب آمریکائی صهیونی و غلامان منطقه ای آنها ایستاده است، جبهه نفاق و کفر در لباس رژیم‌های دست‌نشانده‌ای چون پاکستان و ترکیه، کمر به نابودی این نهال نوپا بسته‌اند. بر این دو قطب اقتدار اسلامی واجب است که با هشیاری کامل، مرزهای خود را از نفوذ و دسیسه‌های «این دو خائن» مصون بدارند.

در حالی که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در آغاز راه تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم سکولار ترکیه با اتخاذ سیاستی منافقانه، به مأمنی برای فراریان و خائنان به ملت افغانستان تبدیل شده است.

مهره‌های سوخته‌ای چون عبدالرشید دستم، محقق، سیاف و دیگر مزدوران سابق که دستشان به خون و مال مردم آلوده است، تحت حمایت حکومت سکولار ترکیه به طراحی توطئه مشغولند. این افراد خائن به دین و وطن از تریبون‌های استانبول و آنکارا علیه نظام اسلامی اعلام جنگ کرده و با حمایت‌های لوجستیک و سیاسی رژیم سکولار ترکیه، قصد تضعیف پایه های دارالاسلام را دارند.

نمونه بارز این دسیسه‌ها، اظهارات اخیر «محقق» در خاک ترکیه است که با بی‌شرمی تمام، خط فرضی و استعماری «دیورند» را مرز رسمی میان دارالاسلام افغانستان و دارالکفر طاری پاکستان خواند. این سخنان نه تنها یک ابزار تبلیغاتی برای رژیم سکولار پاکستان، بلکه تعرضی آشکار به تمامیت ارضی و عزت دارالاسلام است. رژیم سکولار ترکیه باید پاسخگو باشد که چرا اجازه می‌دهد از خاکش برای رسمیت بخشیدن به نقشه‌های استعماری و تجزیه‌طلبانه استفاده شود؟

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید در عرصه بین‌الملل، از موضع قدرت و عزت (العزة لله و لرسوله و للمؤمنین) با این تهدیدات برخورد کند. باید به رژیم ترکیه تفهیم شود که اگر یکی از مخالفان نظام لائیک ترکیه در خاک امارت اسلامی افغانستان ساکن می‌شد و علیه آن نظام سخن می‌گفت، آیا آن‌ها سکوت می‌کردند؟ قطعاً خیر. پس چرا امارت اسلامی در برابر پناه دادن به باغیان و مفسدان خاموش بماند؟

وزارت امور خارجه باید با سیاستی صریح و سخت، ترکیه را میان «رابطه با نظام اسلامی» یا «حمایت از خائنان فراری» مخیر سازد. جلوگیری از فعالیت سیاسی مخالفان، کمترین مطالبه بر حق دارالاسلام است.

دو حکومت سکولار و خادم دشمنان یعنی پاکستان و ترکیه با هماهنگی جبهه کفر غربی، به دنبال ایجاد آشوب در مرزهای افغانستان و ایران هستند؛ آنچه گروه مزدور جبهه مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان و با حمایت استخبارات نظامی پاکستان انجام می دهد مثل همان حملاتی است که دیروز پاکستان به ولایت کُنر افغانستان انجام داد؛ پس هوشیاری در برابر دسیسه‌های اطلاعاتی پاکستان و بازی‌های سیاسی ترکیه، یک ضرورت شرعی است. امارت اسلامی نباید اجازه دهد که «خط دیورند» یا «فتنه‌های قومی» توسط مهره‌های مقیم ترکیه به ابزاری برای فشار تبدیل شود.

زمانِ مماشات با رژیم‌هایی که در ظاهر ادعای دوستی و در باطن به دشمنان اسلام پناه می‌دهند، به پایان رسیده است. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با تکیه بر قدرت الهی و اتخاذ سیاست خارجی قاطع، رژیمهای سکولار پاکستان و ترکیه را وادار به پاسخگویی نموده و ریشه‌های مداخله را از بن برکند و در حد توان با پاکستان مقابله کند همان کاری که دارالاسلام ایران با دولتهای خائن اطراف خلیج فارس در زمان جنگ رمضان ۱۴۰۴ انجام داد.

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به منابع شرعی خود نگاهی بیندازیم پُر است از دلایل و مستنداتی که مومنین را به اتحاد و وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق دعوت می کند و حتی در جاهایی به عنوان عبرتگیری و تهدید می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال/ ۷۳)و کسانی که کافر شدند، یاران و پیوند‌دهندگان یکدیگرند؛ اگر شما (مؤمنان) چنین نکنید (و با یکدیگر متحد نشوید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

آیا فساد ناشی از اتحاد کفار سکولار جهانی و منطقه ای و تفرق میان مومنین را با چشم سر نمی بینی؟

به عنوان نمونه ای نزدیک و زنده، امروز جغرافیای اسلام شاهد توطئه‌ای پیچیده و خطرناک است. در حالی که «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلامِ ایران» به عنوان دو دژ مستحکم در برابر کفار محارب آمریکائی و صهیونی ایستاده‌اند، مثلث شومِ «آمریکا، صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای آن‌ها» درصدد گشودن جبهه‌ای تازه برای ضربه زدن به دارالاسلام هستند.

دیدیم و اخبار و شواهد میدانی نیز نشان داده اند که مزدوران «پاکستان» و «سعودی» زیر سایه‌ی فرماندهی شیطان بزرگ (آمریکا)، پیمان‌های نظامی و امنیتی بستند. این توافقات نه برای امنیت منطقه، بلکه دقیقاً برای هدف قرار دادن نظام‌های اسلامی در افغانستان و ایران طراحی شده است.

پاکستان به عنوان «سگ شکاری آمریکا» و عربستان به عنوان «خزانه‌دار و گاو شیرده کفر»، مأموریت دارند تا با حمایت لجستیکی و مالی از گروه‌های فتنه‌گر و ایجاد درگیری‌های مرزی، تمرکزِ دو کشور مسلمان را برهم زده و زمینه‌ی بازگشت نفوذِ آمریکا را فراهم کنند. حملات اخیر و بخصوص حملات دیروز پاکستان به کُنَر در ا.ا.افغانستان، سرآغاز این نقشه‌یِ شوم است که از اتاق‌های فکر واشنگتن هدایت می‌شود.

در برابر جبهه‌ی متحد کفر و نفاق، هیچ راهی جز اتحاد راهبردی و فوری وجود ندارد. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی، دارای دشمن مشترک، مرزهای مشترک و آرمان‌های مشترک هستند.

بستن یک «پیمان جامع امنیتی و دفاعی» میان این دو نظام، یک ضرورتِ شرعی و عقلی است. این پیمان باید شامل موارد زیر باشد:

  • دفاع مشترک: هرگونه تجاوز به خاک افغانستان یا ایران، تجاوز به کل جبهه‌ی توحید تلقی شود.
  • همکاری اطلاعاتی: برای شناسایی و سرکوب مهره‌های ستون پنجمِ دشمن که از سوی پاکستان و سعودی تغذیه می‌شوند.
  • سد محکم در برابر غلامان مسلح صادراتی: مقابله با فتنه‌هایی که تحت عناوین مختلف از سوی سازمان‌های جاسوسی غرب در مرزها ایجاد می‌شود.

باید به خود یاد آوری کنیم که هرگاه مسلمین در برابر دشمن واحد، پراکنده شده‌اند، دشمن از شکاف میان آن‌ها برای نابودی هر دو استفاده کرده است. پاکستان و سعودی بارها نشان داده‌اند که در لحظات حساس، قبله‌ی خود را به سمت کاخ سفید کج می‌کنند.

امروز که امارت اسلامی افغانستان پس از دهه‌ها جهاد، پرچم اسلام را برافراشته و دارالاسلام ایران به عنوان قدرت بلامنازع ضدِ صهیونیستی در منطقه می‌درخشد، دشمن قصد دارد با استفاده از «غلامان حلقه به گوشِ» خود در منطقه، این دو قدرت را ضعیف کند.

حفظ «نظام اسلامی» از اوجب واجبات است. برای صیانت از خون شهدای جهاد افغانستان و پاسداری از عزت مردم مسلمان، مقامات امارت اسلامی باید هرچه سریع‌تر مواضع هم‌پیمانی خود را به صورت رسمی و عملی با همسایه‌ی مقتدر خود (ایران) مستحکم کنند.

این اتحاد، پیامی لرزاننده به ریاض و اسلام‌آباد خواهد بود که بدانند: «عصر یکه‌تازی مزدوران آمریکا به پایان رسیده است.»

همچنین این اتحاد می تواند سببی شود که الله در جهاد دارالاسلام برکت بیندازد و این مومنین مجاهد متحد را دوست داشته باشد چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف:/ ۴) به راستی که خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی (واحد) می‌جنگند، گویی آنان بنایی استوار و پولادین هستند.

زمان، زمان بیداری و اقدام است. پیش از آنکه فتنه‌ی دشمن مشترک شعله‌ور شود، باید «اتحادِ دو دارالاسلام» را به امضا رساند.

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز اگر شاهد هجمه‌ها و تجاوزات هوایی و امنیتیِ آمریکا و صهیونیست‌ها از خاک «پاکستان» به حریم «دارالاسلام افغانستان» هستیم، ریشه در یک حقیقت دارد: عزت و استقلال امارتِ اسلامی.

آمریکا پس از شکست ننگین، خواهان در اختیار گرفتن پایگاهِ استراتژیک بگرام بود تا نفوذ خود را در قلب آسیا حفظ کند، اما پاسخ قاطع مجاهدین امارت اسلامی، نقشه‌های کفار محارب آمریکائی را بر آب کرد. این حملات، انتقام حقارت‌آمیز آمریکا از ملتی است که تسلیم خواسته‌های زورگویان حیوان صفت آمریکائی نشد.

حکام مرتد پاکستان امروز نه به عنوان مدیران یک دولت اسلامی، بلکه به عنوان مزدوران محلی آمریکا، آل‌سعود و امارات متحده صهیونی عمل می‌کنند. آن‌ها با بستن پیمان‌های امنیتی ننگین با آل‌سعود، عملاً به بخشی از ساختار نظامی کفر جهانی و مرتدین محلی تبدیل شده‌اند.

علاوه بر این، دولتِ پاکستان با اسکان دادن و حمایت از گروه‌های فتنه‌گر و مزدوری همچون «جیش‌العدل و انصارالفرقان و…» در ایالت بلوچستان، خنجری از پشت به دارالاسلامِ ایران می‌زند تا امنیت مرزهای برادران مسلمان را به دستور اربابانِ آمریکایی-سعودی خود مختل کند.

نکته ای که اوج حقارت مزدوران پاکستانی را نسبت به مردم پاکستان نشان داد به رگبار بستن شیعیان و تظاهرکنندگان در کراچی بود که به خونخواهی رهبران مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم برخاسته بودند، که برای چندمین بار نشان داد که ارتش و امنیت پاکستان تنها برای محافظت از منافع آمریکا و صهیونیسم ماشه می‌چکانند و حتی حاضر هستند مردم بومی پاکستان را نیز به خاطر این کفار خارجی قربانی کنند.

این حکام سکولار خائن که نیمی از وجودشان در گرو دلارهای سعودی و نیمی دیگر در ترس از تشر آمریکاست، تنها نقش «سگ‌های شکاری» را ایفا می‌کنند که هرگاه ارباب اراده کند، آن‌ها را به جان مسلمانان می‌اندازند. اما واقعیت میدان تغییر کرده است. پیوند میان مجاهدان راستین و بیداری ملت‌ها، این حصار کفر و نفاق را خواهد شکست.

در کنار این، همان‌گونه که از پایگاه‌های موجود در قطر، بحرین، کویت و امارات و عربستان برای حمله به دارالاسلام ایران استفاده می‌شد، همین زیرساخت‌ها برای تحت فشار قرار دادن امارتِ اسلامیِ افغانستان نیز به کار گرفته می‌شوند.

حکام عرب اطراف خلیج فارس با در اختیار گذاشتن خاک خود به جنگنده‌های آمریکایی، رسماً در خون مسلمانان و تجاوز به بلاد اسلامی شریک هستند. آن‌ها محکوم‌کننده‌ی حملاتِ تدافعی دارالاسلام ایران به پایگاه‌های آمریکا هستند، اما در برابر جنایات آمریکائی ها و صهیونیست‌ها سکوت یا همکاری می‌کنند.

در نهایت باید گفته شود که رفتارهای پاکستان و حکام مرتد منطقه در برابر ملت مسلمان خود و منطقه، نه از روی قدرت، بلکه از روی حقارت و وابستگی است. ایستادگی امارت اسلامی در برابرِ زیاده‌خواهیِ آمریکا در بگرام و ثباتِ دارالاسلامِ ایران در برابر تهدیدات آمریکا و  صهیونیستها، نویدبخش عصری جدید است که در آن «مزدوران محلی» جایی در جغرافیای سیاسی امت نخواهند داشت.

د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:باور یې سخت دی…

‏د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:


باور یې سخت دی…
د افغانستان حکومت، د خپلو اقتصادي ستونزو په اوج کې او د غیر عادلانه بندیزونو تر سیوري لاندې، پداسې حال کې چې ډیری اسلامي هیوادونه حتی د افغان حکومت د رسمیت پیژندلو‎‏
جرئت نه کوي، غزې ته د ۵۳۰ ټنو بشري مرستو بار لیږلی دی.
طالبانو وښودله چې غیرت په ځواک او شتمنۍ پورې اړه نلري.

‏باورش سخت است…
حکومت ‎افغانستان در اوج مشکلات اقتصادی و زیر سایه تحریم‌های ناعادلانه، در حالی‌که بسیاری از کشورهای اسلامی حتی جرأت به‌رسمیت‌شناختن آن را ندارند،
محموله‌ای ۵۳۰ تُنی از کمک‌های بشردوستانه به غزه ارسال کرده است.

طالبان نشان داد که غیرت، وابسته به قدرت و ثروت نیست.