هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیل دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیلِ دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

کاتب: ابومحمود کندزی

امروز وزیر جنگ پاکستان جهت پیش برد مذاکرات به دارالاسلام ایران آمد و قبل از آن دیدیم که نیروهایش را جهت محافظت از آل سعود خائن به عربستان فرستاد و شریک امنیتی آن است و همزمان با آن تماس تلفنی شهباز شریف با محمد بن سلمان و محکومیت حملات به منافع آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، پرده از چهره‌ی واقعی حکام «خائنین پاکستان» برداشت.

در حالی که آمریکا و صهیونیسم عامل اصلی ناامنی در بلاد اسلامی هستند، نخست‌وزیر پاکستان به‌جای دفاع از حریم اسلام، نقش وکیل مدافع منافعِ آمریکا را ایفا می‌کند. این اقدام نشان‌دهنده‌ی آن است که اراده‌ی سیاسی در اسلام‌آباد، نه در پارلمان، بلکه در کاخ سفید و دیوان سعودی دیکته می‌شود.

در حالی که ملتِ مظلوم پاکستان با فقر، تورم و کمبودِ شدید ارزاق دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، شهباز شریف و ارتش این کشور (به فرماندهی عاصم منیر)  برنامه‌ریزی برای صادرات ۴۰ قلم ماده‌ی غذایی اساسی به کشورهای خلیج فارس کردند.

این اقدام نه یک تجارت آزاد، بلکه یک «باج‌دهی استراتژیک» است. پاکستان عملاً به «مزرعه‌ی اختصاصی» آل‌سعود و امارات تبدیل شده تا در شرایطی که زنجیره‌ی تأمین جهانی مختل است، شکم حکام مرفه خلیجی سیر بماند، حتی اگر به قیمت گرسنگی مردم خود پاکستان باشد.

حضورِ مستقیمِ فرمانده کل ارتش (عاصم منیر) در نشست‌های اقتصادی و صادراتی، ثابت می‌کند که ساختار قدرت در پاکستان یک ساختار نظامی-امنیتی در خدمت پروژه‌های اربابان آمریکائی – صهیونی است. آن‌ها وظیفه دارند امنیت منافع آمریکا را در منطقه تأمین کنند و هرگونه حرکت آزادی‌خواهانه و دفاعی «دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان» را محکوم نمایند تا دلارهای سعودی و تضمین‌های آمریکایی را دریافت کنند.

همان‌گونه که رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه خط مقدم غرب در قلب خاورمیانه عمل می‌کند، دولت سکولار و ارتش پاکستان نیز نقش «اسرائیلِ شرقی» را ایفا می‌کنند. وظیفه‌ی آن‌ها ایجاد خلل در امنیت مرزهای ایران و امارت اسلامی افغانستان، حمایت از گروه‌های فتنه و تأمین لجستیک دارالکفرهای منطقه است. تقابل آن‌ها با منافع ایران و افغانستان و جبهه‌ی مقاومت، مأموریتی است که از سوی اتاق‌های فکر صهیونیستی به آن‌ها ابلاغ شده است.

اتحاد میان «حکام مرتد پاکستان» و «سرسپردگان سعودی»، چیزی جز تلاش برای حفظ بقای آمریکا و شرکایش در منطقه نیست. اما بیداری امت اسلامی و قدرت روزافزون جبهه‌ی حق، این مثلث نفاق (آمریکا-آل‌سعود-پاکستان) را درهم خواهد شکست. باذن الله.

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به عنوان نظامی که بر پایه‌ی شریعت غرای محمدی و فقه اصیل امام همام، ابوحنیفه رحمه‌الله استوار است، وظیفه خود می‌داند تا مرز میان «ایمان» و «کفر» را مطابق با ترازوی دقیق شریعت تبیین نماید. امروز بر تمامی مجاهدین، علما و مسئولان نظام فرض است که صفوف خود را از افکار انحرافی و تکفیری که میراث جریان‌های بیگانه که نجدیت آل سعود و اسلام لیبرال آمریکائی است، پاکسازی کنند.

اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله بر این اساس است که هر کسی که به سوی قبله نماز می‌گزارد و به وحدانیت الله و نبوت خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم گواهی می‌دهد، مسلمان است.

اهل تشیع افغانستان، به عنوان بخشی از امت اسلامی و اهل قبله، مشمول این قاعده هستند. برچسب «مشرک» زدن به برادران شیعه، نه تنها با روح فقه حنفی در تضاد است، بلکه خروج از جاده‌ی اعتدال سلف صالح محسوب می‌شود.

مشرک یعنی شخص کافر و جزو دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی است که در آیه ۱۷ سوره ی حج و آیات دیگر قرآن از آنها در کنار سایر کفار نام برده شده است.

متأسفانه، نفوذ افکار خشک و افراطی که ریشه در منهج «محمد بن عبدالوهاب نجدی» دارد، باعث شده است که حتی برخی از منسوبین به فقه حنفی، برادران شیعه را به بهانه‌های واهی مشرک بپندارند.

امارت اسلامی با جرأت تمام اعلام می‌کند که تفاوت در برداشت‌های کلامی یا تاریخی، هرگز به معنای خروج از اسلام نیست.

بسیاری از اعمالی که برخی تندروها آن را شرک می‌نامند (مانند توسل یا زیارت)، در نگاه فقه حنفی و مذهب ماتریدی، لزوماً موجب خروج از دین نمی‌شود. لذا انتساب شرک به اهل تشیع، برداشتی غلط، غیرعلمی و مخالف با مذهب امام ابوحنیفه است.

رابطه‌ی امارت اسلامی با اهل تشیع، نه یک معامله‌ی سیاسی، بلکه یک «پیوند ایمانی» است.

قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». این اخوت شامل تمام مذاهبی است که بر توحید استوارند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که میان منهج امام ابوحنیفه رحمه الله و افکار تکفیری داعش (سربازان مسلح منهج نجدیت آل سعود) تفاوت ماهوی وجود دارد. داعش خون مسلمان را حلال می‌شمارد، اما فقه حنفی خون «اهل قبله» را خط قرمز و غیرقابل تعرض می‌داند.

بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ابلاغ می‌نماید در مساجد و مدارس دینی، برادری و اخوت میان حنفی‌ها و شیعیان را ترویج کرده و از هرگونه سخنان تفرقه‌افکنانه و مشرک خواندن مسلمانان به شدت پرهیز کنند و دستگاه‌های امنیتی نیز صیانت از جان، مال و کرامت انسانی برادران تشیع را به عنوان یک وظیفه‌ی شرعی و حکومتی دنبال کنند و جهت اصلاح تفکر بعضی از مجاهدین، فرماندهان و مربیان عقیدتی مکلف‌اند به مجاهدین آموزش دهند که دشمن اصلی، آمریکا و صهیونیسم و کفار سکولار خارجی و داخلی هستند که جریان «تکفیری ها» که می‌خواهد با مشرک خواندن شیعیان و اهل تصوف میان اهل سنت، در افغانستان فتنه و جنگ داخلی به راه اندازد به عنوان ابزار پیشبرد اهداف خود به کار گرفته اند.

پس همه بدانند که هویت ما در دارالاسلام، هویت «اعتدال حنفی» است. ما اجازه نخواهیم داد افکار بیگانه و وارداتی نجدیت آل سعود  که توسط سربازان جهل (داعش) ترویج می‌شود، پیوند اخوت اسلامی ما را با برادران تشیع سست کند. اهل تشیع، مسلمان و مؤمن هستند و هرگونه تعدی به آن‌ها به بهانه‌ی شرک، جنایت علیه شریعت و دهن‌کجی به منهج امام ابوحنیفه رحمه الله است.

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز تاریخ اسلام شاهد ورق خوردن صفحه‌ای زرین است. پس از چند قرن افول و سلطه کفار سکولار و اشغالگر غربی، بار دیگر «دارالاسلام ایران» توانسته است به چنان عزت و اقتداری دست یابد که به عنوان یک دارالاسلام مقتدر، در برابر بزرگترین قدرت‌های کفر جهانی و در رأس آن‌ها آمریکای مستکبر و متحدانش، سینه سپر کند. این ایستادگی و مقابله‌به‌مثل، تنها پیروزی یک جغرافیا نیست، بلکه بازگشت شکوه از دست رفته کل امت اسلام است.

در منطق عزت، آنچه اهمیت دارد اهتزاز پرچم «لا اله الا الله» است. فرقی نمی‌کند که این پرچم به دست کدام یک از فرق اسلامی برافراشته شده باشد؛ مهم این است که ماهیت این قدرت، اسلامی است.

خواه حکومت حنفی‌مذهب در افغانستان باشد؛خواه مجاهدان زیدی و شافعی در یمن؛ و خواه هر گروه شریعت‌گرای دیگری که در گوشه و کنار جهان برای اعلای کلمه حق جهاد می‌کند.

در برابر جبهه متحد کفر، نام مذهب باید در سایه نام بلند اسلام قرار گیرد تا لرزه بر اندام دشمنان بیفتد.

حقیقت امروز این است که حکومت شیعه در ایران، به اقتداری دست یافته که مایه مباهات هر مسلمانی است که دل در گرو عزت دین دارد. بر ماست که از این اقتدار حمایت و نگهداری کنیم؛ چرا که تضعیف این سنگر، تضعیف تمام نهضت‌های اسلامی است. این حمایت، نه به معنای دست کشیدن از مذهب خود، بلکه به معنای صیانت از «عزت مشترک» است.

حمایت از اقتدار کنونی، راه را برای گسترش حاکمیت‌های اسلامی در دیگر نقاط جهان هموار می‌کند. هدف نهایی، ایجاد زنجیره‌ای از حکومت‌های الله بر روی زمین است تا برادران حنفی در افغانستان امارت خود را مستحکم‌تر سازند؛ تا پیروان مذاهب مالکی، حنبلی و شافعی در نجد، مصر، ترکیه، پاکستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی، با الگوگیری از این ایستادگی، به سوی تشکیل حکومت‌های مبتنی بر شریعت و عدل الهی حرکت کنند.

زمان آن فرا رسیده است که تمام فرقه‌های اسلامی، فراتر از اختلافات فقهی، به عنوان یک «امت واحده» در کنار هم بایستند. هر سرزمین اسلامی که به حاکمیت شریعت دست یابد، پاره‌ای از تن واحد امت است. بیایید با پشتیبانی از اقتدار موجود، زمینه‌ساز بیداری عمومی و تشکیل امارات و حکومت‌های اسلامی در سراسر بلاد باشیم تا عزت اسلام برای همیشه در جهان پایدار بماند.

در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی به دارالاسلام ایران، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از ایران حمایت می کند

در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی به دارالاسلام ایران، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از ایران حمایت می کند

مولوی امان‌الدین، رهبر ارشد امارت اسلامی افغانستان و والی هلمند، از دارالاسلام ایران تمجید کرده و گفته است که این کشور در برابر کفر محکم ایستاده و ما از موفقیت‌های آن خوشحالیم.

او تنظیم دوله(داعش) و حزب التحریر را به دلیل تکفیر نابجای شیعه و دارالاسلام ایران ، تکفیری خواند و گفت کسانی که حمایت ایران را درک نمی‌کنند، داعشی‌های تکفیری با ایدئولوژی‌های انحرافی هستند.

مولوی امان‌الدین گفت که امروز ایران علیه کفر می‌جنگد و شما آن را کافر می‌نامید.

نکته ای مهم در محکوم کردنهای صدور حکم اعدام برای زندانیان فلسطینی توسط وزارت خارجه سه دارالاسلام ا. ا. افغانستان و ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدیهای حاکم بر صنعا

نکته ای مهم در محکوم کردنهای صدور حکم اعدام برای زندانیان فلسطینی توسط وزارت خارجه سه دارالاسلام ا. ا. افغانستان و ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدیهای حاکم بر صنعا

به قلم: ابوبکر الخراسانی

کنست رژیم صهیونیستی با ۶۲ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف و یک رای ممتنع با تصویب قانون اعدام اسرای فلسطینی موافقت کرد.

این قانون که مجازات اعدام را به روش دار زدن بدون نیاز به اجماع قضایی و امکان عفو ظرف ۹۰ روز به امری قانونی مبدل می‌سازد، مستقیماً اسیران فلسطینی را هدف قرار می‌دهد.

وزارت امور خارجه ا.ا.افغانستان طی بیانیه ای ضمن محکومیت تصمیم پارلمان اسرائیل می گوید : «این اقدام ادامه‌ای بر ظلم‌های مکرر است و نقض آشکار حقوق اساسی مردم فلسطین و در تضاد با اصول عدالت و حقوق بشر است و به طور تبعیض‌آمیز، یک ملت مظلوم را هدف قرار می‌دهد.»

وزارت خارجه امارت اسلامی از نهادهای بین‌المللی خواسته است که برای جلوگیری از چنین اقداماتی، گام‌های لازم و فوری اتخاذ کنند.

سخنگوی وزارت خارجه دارالاسلام ایران نیز اعلام کرد:

«این اقدام، ضربه‌ای مهلک و بی‌سابقه به اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بین‌المللی و کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹، به‌ویژه ماده مشترک ۳ است.

این قانون، عقب‌گردی خطرناک و بی‌سابقه به سوی بربریت و بازگشت به «قانون جنگل» است.

آیا هیچ کس متوجه انحطاط عمیقی که به اصطلاح “تمدن انسانی” به دلیل بی‌عملی در برابر قانون‌شکنی‌ها و جنایات اسرائیل با آن مواجه است، می‌باشد؟»

…..

وزرای امور خارجه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران باید از مومنین اهل دعوت و جهاد و آزادگان جهان چنین درخواستی داشته باشند نه نهادهای کفری و سکولاریستی بین المللی که خودشان از پدید آورندگان و رسمیت دهندگان به این اشغالگران در فلسطین بوده اند و در برابر آنهمه جنایت صهیونیستها عملی بازدارنده انجام نداده اند.

کفار سکولار به همراه گروه منافقین تنها زبان قدرت اسلحه را متوجه می شوند که هم اکنون و در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش دارالاسلام ایران در حال گفتگوی قدرتمندانه با آنهاست.

بر همین اساس است که دفتر سیاسی اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر یمن اعلام می کنند: تصویب آنچه در “کنست رژیم صهیونیستی” مبنی بر قانون اعدام اسرای فلسطینی صورت گرفت، به شدیدترین وجه محکوم می‌کنیم.

بر همبستگی کامل با ملت فلسطین و با تمامی اسرا در زندان‌های دشمن (صهیونیست) تاکید می‌کنیم.

از آزادگان جهان می‌خواهیم برای نجات اسرای فلسطینی و رد مطلق این قانون و سیاست‌های جنایتکارانه دشمن اعتراض کنند.

شبهاتی حول حملات دارالاسلام ایران به پایگاه های آمریکایی در سرزمین وحی نزد مسلمین اهل سنت امارت اسلامی افغانستان و جهان

شبهاتی حول حملات دارالاسلام ایران به پایگاه های آمریکایی در سرزمین وحی نزد مسلمین اهل سنت امارت اسلامی افغانستان و جهان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

اگر در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به حملات موشکی و پهپادی دارالاسلام ایران دقت داشته باشیم متوجه می شویم که بیشترین حملات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اردن بوده است و همین مساله ابزاری در دست گروه منافقین شده است که شایع کنند ایران با عربهای اهل سنت و سرزمین وحی دشمنتر است تا اسرائیل!

واقعیت این است که ما اگر اسرائیل را یکی از پادگانهای آمریکا بدانیم در کنار آن می بینیم که آمریکا در اردن و عربستان و قطر و بحرین و امارات متحده عربی هم دهها پادگان نظامی و مراکز امنیتی و رادارهای رهگیری نظامی و جاسوسی و شرکت‌های اقتصادی و راهبردی دارد و این طبیعی خواهد بود که تعداد حملات دارالاسلام ایران به این مراکز آمریکا در کشورهای دست نشانده ی عربی بیشتر از حمله به مرکز آمریکا در اسرائیل باشد، اسرائیل یکی است و اینها چند تا.

مثلا زمانی که از کویت همچنان موشک‌های اتکامز به سمت مناطقی در جنوب غرب و مرکز دارالاسلام ایران شلیک می‌شود ما چه انتظاری از فرماندهان نظامی ایرانی و هر انسان باغیرتی باید داشته باشیم که با این موشک‌ها هم وطنانش قتل عام و سرزمینش نابود می شود؟

پس باید روش شده باشد که حملات دارالاسلام ایران به سرزمین‌های عربی حاشیه خلیج فارس و اردن حمله به مسلمین اهل سنت نیست بلکه حمله به مراکز آمریکائی ها است ، و جالب است بدانید که مردم اهل سنت و شیعه ی این کشورها همچون مردم اهل سنت فلسطین همگی در جبهه ی ایران هستند بر علیه جبهه آمریکا و صهیونیستها و مرتدین حاکم برخود و آدرس پناهگاه‌ها و هتل‌های محل اختفای سربازان آمریکایی را نیز به دارالاسلام ایران می دهند تا این کفار را مورد حمله قرار دهند.

در اینجا یکی از آموزه‌های اصیل اسلامی این است که نقش عالمان دین فراتر از بیان احکام فردی و طهارت است؛ عالم واقعی کسی است که در برابر انحرافات سیاسی و عقیدتی امت اسلام، به‌ویژه زمانی که کیان دین و مقدسات و دارالاسلام در خطر است، ایستادگی کند. اما امروز پرسشی اساسی ذهن بسیاری از جوانان غیور و باایمان را به خود مشغول کرده است: چرا جریانی که مدعی پیروی از سنت نبوی و فقه حنفی است، در برابر حضور نیروهای بیگانه در قلب جهان اسلام سکوت کرده است؟
بسیاری از مراجع مذهبی، وقت و توان خود را صرف آموزش دقیق‌ترین جزئیات طهارت، غسل و احکام فردی می‌کنند که در جای خود ارزشمند است. اما تعجب‌آور است که همین مراجع، در برابر نفوذ نظامی و سیاسی دشمنان قسم‌خورده اسلام در سرزمین وحی (حجاز) و استقرار پایگاه‌های آمریکایی در کنار قبله مسلمین و مدینه منوره، مهر سکوت بر لب زده‌اند. آیا آگاهی از اموری که ایمان و حاکمیت اسلام را متزلزل می‌کند، برای جوان مسلمان ضروری‌تر نیست؟
طبق نص صریح قرآن کریم و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، به سرپرستی گرفتن و سپردن زمام امور سرزمین‌های اسلامی به نیروهای کافر محارب و اشغالگر، با اصل “تولی و تبری” در تضاد است.

در فقه امام ابوحنیفه رحمه‌الله نیز بر عزت واقتدار امت اسلامی و حرمت تسلط کفار بر مقدرات مسلمین تأکید فراوان شده است و جهاد امارت اسلامی افغانستان از ابتدا تا کنون به همین منظور بوده است.
سکوت در برابر حاکمانی که خاک اسلام را به پایگاه نظامی اشغالگران کافر محارب خارجی تبدیل کرده‌اند، با کدام بخش از میراث امام ابوحنیفه سازگار است؟ چگونه می‌توان خود را پیرو ایشان دانست اما در برابر نقض حاکمیت اسلام در مکه و مدینه سکوت کرد؟
جوان باایمان و غیرتمند اهل سنت امارات اسلامی افغانستان و جهان باید بداند که اسلام تنها در آداب ظاهری خلاصه نمی‌شود. اسلام واقعی یعنی ایستادگی در برابر نفاق و خیانت. واگذاری سرزمین‌های اسلامی (از عربستان گرفته تا امارات و بحرین و قطر و کویت و اردن) به نیروهای کافر محارب بیگانه خدشه‌ای جدی به ایمان و وفاداری به عهد الهی و غیرت دینی است.
از کسانی که تریبون‌های نماز جمعه را در اختیار دارند باید پرسید:

  • چرا از خیانت‌های آشکار برخی حاکمان منطقه در همکاری با دشمنان اسلام و کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی سخن نمی‌گویید؟
  • چرا جوانان را از خطرات ارتداد که ریشه در وابستگی به بیگانه دارد، آگاه نمی‌کنید؟
  • آیا حفظ مصلحت‌های شخصی و جناحی، مهم‌تر از صیانت از حریم خانه خدا و حرم نبوی است؟

امروز زمان آن رسیده است که مردم، به‌ویژه نسل جوان، از علمای خود مطالبه‌گری کنند. دینی که تنها به مسائل طهارت بپردازد و در برابر اشغالگری کافر و محارب خارجی و خیانت حاکمان دست نشانده و مزدور سکوت کند، دینی است که از محتوای ظلم‌ستیزی خود تهی شده است. برای حفظ ایمان و غیرت اسلامی، باید پرده‌های نفاق را کنار زد و حقیقتِ آنچه در سرزمین‌های اسلامی می‌گذرد را با صدای بلند فریاد زد.


اتحاد شوم استکبار و نفاق، تحلیل نقشه‌ی واحد آمریکایی-صهیونیستی علیه دارالاسلام ایران و افغانستان

اتحاد شوم استکبار و نفاق، تحلیل نقشه‌ی واحد آمریکایی-صهیونیستی علیه دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

هشدار اخیر نخست‌وزیر «دارالاسلام امارت اسلامیِ افغانستان»، ملا محمد حسن آخند، در گفتگو با نخست‌وزیر مالزی، فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک، در واقع یک «روشنگری راهبردی» است. این سخنان نشان‌دهنده‌ی آن است که رهبری امارت اسلامی به خوبی از پشت‌پرده‌یِ فتنه آگاه است: جنگی که امروز علیه افغانستان و ایران جریان دارد، دو جبهه‌ی جداگانه نیست، بلکه یک نقشه‌ی واحد با مدیریت واحد واشنگتن و تل‌آویو است که ابعاد این جنایت و هم‌سویی مزدوران محلی و منطقه ای با اربابان کفر جهانی مبین این واقعیت است.

الله جل جلاله درباره‌ی این هماهنگی کفار می‌فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال/ ۷۳) کسانی که کافر شدند، یاران و سرپرستان یکدیگرند؛ اگر شما [وحدت نداشته باشید و] این کار را نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین پدید می‌آید.

حملات تروریستی و فشارهای نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه «دارالاسلام ایران»، دقیقاً همزمان و هم‌راستا با تشدید تنش‌آفرینی‌های حکومتِ پاکستان علیه «دارالاسلام افغانستان» صورت می‌گیرد. این تقارن زمانی اتفاقی نیست؛ بلکه قطعات یک پازل بزرگ برای مهار قدرت دارالاسلام و جلوگیری از شکل‌گیری یک قطب قدرتمند اسلامی در منطقه است.

 پاکستان به عنوان بازوی منطقه‌ایِ پنتاگون و موساد و ارتش اجاره‌ای آن به سرکردگی ژنرال‌های مرتد، امروز همان نقشی را در قبال افغانستان ایفا می‌کند که آمریکا و رژیم صهیونیستی و دولتهای خائن خلیج فارس در قبال ایران دارند.

  1.  سناریوی تکراری: آمریکا ایران را متهم به حمایت از مقاومت می‌کند تا به آن حمله کند؛ پاکستان نیز امارت اسلامی را متهم به حمایت از مخالفان خود (TTP) می‌کند تا تجاوزات مرزی خود را توجیه نماید.
  2. هدفِ مشترک: هدف هر دو، تضعیف حاکمیت شریعت و ایجاد ناامنی در مرزهای دارالاسلام است تا فرصت سازندگی و اقتدار از مسلمین گرفته شود.

در این میان، نقش مخربِ «حکام مرتد آل‌سعود» و دلارهایِ نفتی آل‌سعود و سوخت ماشین جنگی کفر نباید نادیده گرفته شود. این حکام که قبله‌ی دوم مسلمین (قدس) را به صهیونیست‌ها و قبله‌ی اول (مکه) را به نفوذ آمریکا فروخته‌اند، با پول‌های خود از ارتش پاکستان به عنوان یک «سگ شکاری» استفاده می‌کنند.

آن‌ها از یک سو هزینه‌ی گروه‌هایِ تروریستی جیش‌العدل  و خائنان احمد مسعود را در پاکستان تأمین می‌کنند تا به جان مردم افغانستان و ایران بیفتند، و از سوی دیگر با حمایت از ژنرال‌های مرتد، مانع از نفوذ تفکر «مجاهدین شریعت‌گرا» به جزیرة‌العرب می‌شوند. این یک «سد دفاعی» برای بقای تخت و تاج لرزان آن‌هاست.

آنچه امروز در مرزهای تورخم و اسپین‌بولدک می‌گذرد و آنچه در آسمان ایران و فلسطین رخ می‌دهد، ریشه در یک اتاق فکر دارد.

  •  مزدوران محلی پاکستان و حکام خلیج مأموریت دارند با ایجاد جنگ‌های مذهبی و مرزی، انرژی امت را مستهلک کنند.
  • اربابان جهانی آمریکا و اسرائیل مأموریت دارند تا در بستر این اختلافات، منابع مسلمین را غارت کرده و بقای رژیم صهیونیستی را تضمین کنند.

هشدارِ نخست‌وزیرِ امارت اسلامی نشان‌دهنده‌ی بیداری سیاسی مومنین است. برای خنثی‌سازی این نقشه‌ی آمریکایی-صهیونیستی:

  1. اتحاد راهبردی: دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران باید در برابر فتنه‌انگیزی پاکستان و اربابانش، جبهه‌ای واحد تشکیل دهند.
  2. افشای نفاق: باید چهره‌ی حقیقیِ ارتش مزدور پاکستان و حکام مرتدِ حجاز که در حال خدمت به کیان صهیونیستی و آمریکا و سایر کفار محارب غربی هستند، برای تمام ملت‌های مسلمان افشا شود.

شکست آمریکا در افغانستان، آغازی بر پایان هژمونی کفر جهانی مهاجم سکولاریستی به پرچمداری آمریکا و غرب بود؛ و امروز، ایستادگی متحدانه‌ی افغانستان و ایران، پایانی بر فتنه‌های مزدوران منطقه‌ای و آزادی کاملِ قدس و مکه از چنگال کفار سکولار و اشغالگر خارجی خواهد بود و همچنانکه الله جل جلاله فرموده است:  إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (صافات/ ۱۷۳) و قطعاً سپاه ما پیروزند.

فاش‌سازی خیانت «ارتش اجاره‌ای» پاکستان، لانه‌ی فتنه و آلت دست آمریکا در مرزهای دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان

فاش‌سازی خیانت «ارتش اجاره‌ای» پاکستان، لانه‌ی فتنه و آلت دست آمریکا در مرزهای دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان

به قلم: خالد سیف الله المسلول

قرار است که فردا وزرای خارجه ی حکومت سکولار و مرتد ترکیه و مصر و پاکستانو خائنین مرتد آل سعود در پاکستان جلسه ای برای بررسی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار آمریکائی و صهیونی برپاکنند که با دعوت و هزینه و چراغ سبز همین مرتدین این جنگ بر علیه دارالاسلام ایران شروع شده است.

خداوند متعال درباره‌ی این‌گونه هم‌ مسیری با کفار توسط کسانی که خود را مسلمان نشان می دهند می‌فرماید:الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹) همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند؛ آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که عزت همگی از آنِ خداست.

در این میان و به صورت موردی، امروز بر هر صاحب بصیرتی آشکار گشته است که نظام سکولار حاکم بر پاکستان، نه تنها حامی مصالح مسلمین نیست، بلکه به عنوان یک «لانه‌ی فساد شیطانی» و ابزاری در دستِ محور آمریکایی-صهیونیستی برای تضعیف پیکره‌ی امت اسلام عمل می‌کند. جنگی که امروز پاکستان علیه «دارالاسلام افغانستان» به راه انداخته، کپی‌برداری دقیقی از سناریوهای استکباری آمریکا و صهیونیستها علیه «دارالاسلام ایران» در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی کنونی رمضان ۱۴۰۴ش است.

عجیب نیست که بهانه‌های پاکستان برای حمله به مرزهای امارت اسلامی افغانستان، دقیقاً همان کلمات و ادبیاتی است که آمریکا برای توجیه تجاوزات خود علیه دارالاسلام ایران به کار می‌برد. این یک «سیاست دیکته شده» است.

پاکستان با ادعای مبارزه با تروریسم و گروههای نیابتی امارت اسلامی افغانستان، در پی اجرای فرامین پنتاگون برای بی‌ثبات‌سازی منطقه است.

حاکمان پاکستان در حالی «امارت اسلامی افغانستان» را متهم به حمایت از TTP (تحریک طالبان پاکستان) می‌کنند که این گروه هیچ پیوند تشکیلاتی با امارت اسلامی ندارد. اما در مقابل، «دارالکفر طاری پاکستان» به پناهگاهی امن برای دشمنان واقعی دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان تبدیل شده است:

 گروه‌های نجدی مانند «داعش خراسان» و گروه‌های مزدور و هدایت شده ای نظیر «جیش‌العدل» در خاک پاکستان آموزش می‌بینند.

این مزدوران جیش العدل و خائنین احمد مسعود از همان‌جا حملات بزدلانه‌ی خود را علیه مردم و مجاهدین در افغانستان و ایران سازماندهی می‌کنندو داعش خراسان نیز زمینه برایش فراهم می شود که به تخریبات خود در دو دارالاسلام بپردازد.  

رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره‌ی نشانه‌های منافق فرمودند:آیَةُ الْمُنافِقِ ثَلاثٌ: إِذا حَدَّثَ کَذِبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خانَ (صحیح بخاری) نشانه‌یِ منافق سه چیز است: هرگاه سخن گوید دروغ گوید، هرگاه وعده دهد خلاف کند، و هرگاه به او اعتماد شود خیانت کند.

دولت و ارتش سکولار و اجاره‌ای با دلارهای آل‌سعود که تبدیل به سگ‌های شکاری آمریکا شده اند مصداق عینی این خیانت و دروغ‌گویی در حق همسایگان مسلمان خود هستند.

ژنرال‌های سکولار و مرتد پاکستان، ارتش این کشور را به یک «آژانس نظامی اجاره‌ای» تبدیل کرده‌اند که با پول‌های آل‌سعود و فرمان آمریکا به حرکت در می‌آید. آل‌سعود از این ژنرال‌ها به عنوان «سگ‌های شکاری» برای رسیدن به دو هدف استفاده می‌کند:

۱- تأمین امنیت منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه.

۲- مهار و سرکوب «مجاهدین شریعت‌گرا» تا مبادا شعله‌های توحید و جهاد واقعی به مرزهای قدرت پوشالی آل‌سعود نزدیک شود.

آن‌ها اموال مسلمانان را خرج کشتن مسلمانان می‌کنند تا رضایت اربابان غربیِ خود را جلب کنند.

باید با صراحت گفت که ساختار سکولار فعلی پاکستان از ابتدا برای تضعیف قدرت مسلمین در شبه‌قاره‌ی هند و آسیای مرکزی طراحی شده است. این سرزمین که باید دژ اسلام می‌بود، توسط سران سکولار خائن به سنگر نفوذ بریتانیا و سپس آمریکا بدل گشت.

امروز وظیفه‌ی شرعی هر مجاهد و مؤمنی است که در برابر این نفاق آشکار شده بایستد. اتحاد بین دارالاسلام افغانستان و ایران و حمایت از جبهه‌های اصیل مقاومت، تنها راه خنثی‌سازی فتنه‌های این «لانه‌ی جاسوسی» است.

ضرورت بیداری و برخورد با این غده های سرطانی مثل حاکمیتهای ترکیه و آل سعود و مصر و پاکستان و بحرین و قطر و کویت و اردن و امثالهم هم اکنون بیشتر از هر زمانی برجسته شده است و لازم است که به مومنین اهل دعوت و جهاد گفته شود که فریب شعارهای شبه اسلامی و انتساب دروغین آنها به اهل سنت این ارتش و جبهه ی سکولار و مرتد مزدور را نخورید. دستی که در دست صهیونیسم و آمریکا باشد، لایق قطع شدن است.

ما با تکیه بر ایمان و وحدت کلمه، نقشه‌های شوم آل‌سعود و نوکران پاکستانی‌شان را در هم خواهیم شکست و سرزمین‌های اسلامی را از لوث وجود این مزدوران پاک خواهیم کرد. باذن الله.

نگرانی آمریکا از احتمال همراهی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دارالاسلام ایران در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی- صهیونیستی

نگرانی آمریکا از احتمال همراهی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دارالاسلام ایران در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی- صهیونیستی

جان بولتون گفته بود طالبان برای بهبود روابط با واشنگتن باید در تغییر حکومت ایران نقش‌آفرینی کند اما تحلیلگر افغانی می گوید: ایالات متحده در میان همسایگان ایران، بیش از همه از وضعیت افغانستانِ تحت کنترل طالبان ابراز نگرانی می‌کند.

به گفته وی، این نگرانی به‌ویژه در شرایطی که احتمال وقوع حمله زمینی به ایران افزایش یافته، شدت گرفته است؛ زیرا واشنگتن بیم دارد طالبان در چنین سناریویی با ایران همکاری کند. طالبان نیز تجربه‌ای طولانی در جنگ‌های چریکی علیه آمریکا دارد.

وی تأکید کرد: این نخستین بار است که یک چهره برجسته سیاسی آمریکایی به‌صراحت از طالبان می‌خواهد در صورت تمایل به بهبود روابط با واشنگتن، در سرنگونی حکومت ایران مشارکت داشته باشد.

ضرورت شکل گیری پیمان امنیتی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار مهاجم آمریکائی – صهیونی

ضرورت شکل گیری پیمان امنیتی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار مهاجم آمریکائی – صهیونی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در اخبار رسانه های مختلف متوجه شدیم که قرار است دومین دور کنفرانس غلامان افغان با غلامان پاکستانی در اسلام‌آباد روز سه‌شنبه در لندن برگزار شودکه در این نشست شماری از چهره‌های مزدور و دشمن امارت اسلامی افغانستان با شخصیت‌های غلام و نزدیک به دارالکفر طاری پاکستان گفت‌وگو خواهند کرد.دور اول نشست اپوزیسیون مرتد مخالف امارت اسلامی افغانستان در اسلام‌آباد در ماه میزان ۱۴۰۴ برگزار شد.

علاوه بر این قبلتر دیدیم که دو حاکمیت دست نشانده و مزدور آل سعود و پاکستان با همدیگر پیمان امنیتی و دفاع مشترک بستند و پس از دیدار وزیر جنگ پاکستان با مقامات آل سعود و قبل از جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی در رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و به دلیل عدم تحویل پایگاه بگرام به آمریکائی ها و حمایت آشکار امارت اسلامی افغانستان از دارالاسلام ایران در صورت حمله ی این کفار به ایران، حکومت دست نشانده ی پاکستان به نمایندگی از آمریکا و آل سعود به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حمله کرده است.

علاوه بر این و از کانال حاکمیت غلامان آمریکا در پاکستان تحرکاتی بر علیه دارالاسلام ایران شکل گرفت که حادثه ی تفتان یکی از این حوادث بود و زمزمه های تولید فتنه در ولایت سیستان و بلوچستان ایران از کانال غلامان محلی کنترل شده توسط پاکستان نیز می رود.

بر این اساس مجاهدین امارت اسلامی افغانستان و مومنین عادی افغانستان و ایران که وقایع را از نزدیک می بینند ضرورت شکل گیری پیمان امنیتی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار مهاجم آمریکائی – صهیونی را به شدت احساس می کنند و از مسئولین حکومتی دو دارالاسلام می خواهند اگر همچون قبل از دوران جداسازی افغانستان از ایران توسط انگلیسی ها مرزها را بر نمی دارند و دوباره ملت واحدی نمی شوند فعلاً در قالب پیمانهای امنیتی و دفاع مشترک قدرت بزرگتری برای دو دارالاسلام ایران و افغانستان در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی و غلامان منطقه ای و محلی شوند.

اگر آل سعود و پاکستان جهت خدمت به آمریکا و صهیونیستها توانسته اند چنین پیمانی ببندند، دارالاسلامهای ایران و افغانستان جهت خدمت به دین الله و مومنینی که چشم حمایت آنها دوخته اند باید قدمهای بزرگتری در زمینه ی اتحاد و وحدت اسلامی در تمام ابعاد نظامی و امنیتی و اقتصادی و … با هم بردارند.