پس از پایان جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی صهیونیستی در رمضان۱۴۴۷ق، روابط کابل-تهران وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد

پس از پایان جنگ، روابط کابل-تهران وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد

«علیرضا بیکدلی»، سرپرست سفارت ایران در کابل با قدردانی از موضوع حکومت طالبان در قبال تحولات اخیر منطقه، گفت این مواضع می‌تواند در آینده راهنمای روابط دو کشور باشد.

وی اظهار داشت: پس از پایان جنگ با افغانستان وارد مرحله جدیدی از روابط خواهیم شد. مواضعی که در این مدت میان دو طرف اتخاذ شد، به‌ویژه موضع «امارت اسلامی افغانستان»، برای ما چراغ راهنمای روابط آینده خواهد بود. ایران و افغانستان می‌توانند در آینده نقش مهمی در تقویت وحدت اسلامی و گسترش برادری میان کشورهای مسلمان، میان شیعه و سنی و اقوام مختلف ایفا کنند.

بیکدلی با اشاره به پیامدهای جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی برای افغانستان گفت هر جنگی برای کشورهای همسایه پیامدهای مثبت و منفی دارد، اما ایستادگی ایران می‌تواند از تلاش‌ها برای بی‌ثبات کردن افغانستان جلوگیری کند و به کاهش ناامنی در منطقه کمک کند.

سرپرست سفارت ایران افزود: «بالاخره این ایستادگی می‌تواند ماشین جنگی آنان را در ادامه تلاش برای بی‌ثبات کردن کشوری مثل افغانستان متوقف کند. من قبلاً هم عرض کردم یکی از نگرانی‌های ما در موضوع افغانستان، کشوری که امروز امنیت‌اش نوپاست، و تلاش مسئولانش برای مبارزه با فساد و ایجاد ثبات نسبی است؛ پس باید این کشور مورد حمایت کشورهای منطقه و کشورهای جهان قرار بگیرد».

وی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت جنگ و تداوم آن نیز تصریح کرد: «فعلاً صحبت از پایان جنگ نیست. آنچه اکنون مطرح است، شدیدترین تنبیه ممکن برای متجاوزان است. تمرکز ایران بر وارد کردن ضرباتی است که نشان دهد نمی‌توان با کشوری که طرفدار صلح، امنیت و دیپلماسی است، هر طور که بخواهند رفتار کنند».

تشکر ی ویژه عراقچی وزیر امور خارجه دارالاسلام ایران از حاکمیت و مردم افغانستان

تشکر ی ویژه عراقچی وزیر امور خارجه دارالاسلام ایران از حاکمیت و مردم افغانستان

‌در این ماه پُربرکت رمضان، با جانِ دل از حکومت و مردم افغانستان متشکرم. آنها تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل را محکوم، و با مردم و دولت ایران همدلی و حمایت کردند.
ما با توکل بر خداوند، با استواری و پایداری در برابر تجاوز ایستاده‌ایم. امیدوارم صلح و آرامش در افغانستان نیز پایدار ماند.

واکنش مقتدرانه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» در قبال تجاوزات «دارالکفر طاری پاکستان» و افشای سناریوی واشنگتن

واکنش مقتدرانه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» در قبال تجاوزات «دارالکفر طاری پاکستان» و افشای سناریوی واشنگتن

به قلم: ابومحمود کندزی

الله جل جلاله می فرماید: وَلَن یَجعَلَ اللَّهُ لِلکافِرینَ عَلَى المُؤمِنینَ سَبیلاً (نساء/۱۴۱) و خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راه [تسلّطی] قرار نداده است.

امروز جغرافیای منطقه شاهد تقابل آشکار میان «دارالاسلام» و ایادی «دارالکفر»های محارب و اشغالگر خارجی است. در حالی که امارت اسلامی افغانستان به عنوان یکی از دژهای مستحکم شریعت در حال تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم‌های دست‌نشانده به اشاره‌ی اربابان غربی خود، آلت دست توطئه‌های پیچیده علیه امت واحده شده‌اند.

مولوی امیرخان متقی، وزیر امور خارجه امارت اسلامی افغانستان، در نشستی دیپلماتیک در کابل، ضمن محکوم کردن تجاوزات نظامی رژیم پاکستان، پیامی صریح به جهانیان مخابره کرد:

  • تسلیم‌ناپذیری: ملت مسلمان افغانستان که طعم شکست را به ابرقدرت‌های شرق و غرب چشانده است، هرگز در برابر فشارها و تجاوزات نظامی رژیم پاکستان سر خم نخواهد کرد.
  • دفاع مشروع: اقدامات امارت اسلامی صرفاً در راستای حفاظت از حریم هوایی، حاکمیت ملی و صیانت از مرزهای دارالاسلام است.
  • شکست منطق زور: استفاده از اهرم نظامی توسط پاکستان، نه تنها گره‌ای از مشکلات نمی‌گشاید، بلکه شعله‌های مقاومت و ایثار را در دل ملت مجاهد افغانستان فروزان‌تر خواهد کرد.

تجاوزات اخیر رژیم پاکستان را نباید یک درگیری مرزی ساده انگاشت؛ این حملات بخشی از «سناریوی توطئه واشنگتن» برای بی‌ثبات‌سازی منطقه است

حملات رژیم پاکستان به مرزهای افغانستان، به‌طور کاملاً هماهنگ با تحرکات نظامی و امنیتی آمریکا (سرافعی)، صهیونیسم بین‌الملل و دارالکفر طاری سعودی علیه «دارالاسلام ایران» صورت می‌گیرد.

واشنگتن با به خط کردن مهره‌های منطقه‌ای خود (از اسلام‌آباد تا ریاض)، به دنبال ایجاد درگیری در مرزهای دو کشور مسلمان و مستقل (ایران و افغانستان) است تا مانع از شکل‌گیری یک جبهه متحد اسلامی شود.

تضعیف و در نهایت از بین بردن دو نظام حاکم در ایران و افغانستان که خارج از اراده‌ی کاخ سفید فعالیت می‌کنند، هدف اصلی این برنامه از پیش تعیین شده است.

رژیم پاکستان و متحدان سعودی‌اش باید بدانند که بازی در زمین آمریکا و صهیونیست‌ها، عاقبتی جز نابودی نخواهد داشت. حملات هماهنگ علیه دارالاسلام ایران و افغانستان، نه نشانه‌ی قدرت، بلکه علامت هراس جبهه ی آمریکائی صهیونی از بیداری اسلامی است.

ملت‌های بیدار در ایران و افغانستان باید با درک این توطئه‌ی مشترک، صفوف خود را در برابر شیطان بزرگ و ایادی منطقه‌ای‌اش مستحکم کنند. استقلال این دو سرزمین، بهایی است که با خون پاک مجاهدین به دست آمده و با هیچ فشار نظامی یا توطئه سیاسی از دست نخواهد رفت.

دارالاسلام ایران در جنگ رمضان با مردم و دولتهای عربی سر جنگ دارد یا ….؟

دارالاسلام ایران در جنگ رمضان با مردم و دولتهای عربی سر جنگ دارد یا ….؟

به قلم: ابومحمود کندزی

یکی از برادران موجود در امارت اسلامی افغانستان نوشته بود:

“اول صبح امروز زیر ساخت ها ونیرو گاهای تهران توسط آمریکا و اسرائیل متجاوز مورد حمله قرار گرفت، آمریکا و اسرائیل از طریق دریاها بالای شهرها وزیر بناهای ایران حمله وتجاوز دارد؛ وایران بالای ممالک عربی حمله دارد. این مسئله زهن هر مسلمان را به تشویش می آورد؛ نميدانم چرا دولت ایران با دولت های عربی نسبت به دولت های یهودی دشمنی اضافه دارد.

این سوالی میباشد همیشه در زهنم

در حال که کشور های اسلامی عربی به خاطر حفاظت از سرزمین مقدس عربستان با جهانیان سازگاری دارند”

اجازه دهید پاسخ به این شبهه را از آخر آن شروع کنیم تا به تدریج پاسخ بخش اول هم دست پیدا کنیم:

بر کسی پوشیده نیست که هواپیماهای حکومت مرتد امارات متحده عربی در کنار اشغالگران کافر و محارب آمریکائی و ناتو در افغانستان جنگیدند و فقط الله می داند چند زن و بچه و طالب مدرسه و پیر و جوان حنفی مذهب را قتل عام کردند؛ آیا این کار به خاطر حفظ سرزمین عربستان است؟

امارات متحده عربی باز از کثیفترین موجودات مرتد در سودان حمایت می کند که تاکنون باعث قتل عام هزاران مسلمان مالکی مذهب در سودان شده است؛ آیا این کار به خاطر حفظ سرزمین عربستان است؟

امارات متحده عربی در کنار ترکیه و آمریکا و ناتو تا کنون باعث قتل عام هزاران مسلمان شافعی مذهب سومالی شده است؛ آیا این کار به خاطر حفظ سرزمین عربستان است؟

امارات متحده عربی و آل سعود باعث کودتا بر محمد مُرسی در مصر شدند و تمام هزینه های قتل عام اهل غزه در فلسطین را پرداخت کردند؛ آیا این کار به خاطر حفظ سرزمین عربستان است؟

امارات متحده عربی و آل سعود و بحرین و کویت و اردن و قطر بعد از قرنها، ارتشهای کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و فرانسه و غیره را به سرزمینهای اسلامی و جزیره العرب وارد کرده اند و این کفار محارب هم انواع رادارهای جاسوسی را نیز در این کشورها ساخته اند که تمام تحرکات کشورهای اسلامی و حتی کفری تا وسطهای روسیه و چین را نیز تحت نظارت می گیرند؛ آیا این کار به خاطر حفظ سرزمین عربستان است؟

آیا در این کشورهای حاکم بر جزیره العرب که همگی مزدور آمریکا و شرکای آمریکا چون صهیونیستها و غربی هستند همچون ا.ا.افغانستان قانون شریعت الله حاکم است یا قوانین کفری سکولاریستی؟

هم اکنون هم تمام حملات ایران به پایگاههای این کفار اشغالگر خارجی است یا به ادارات دولتی این حکومتهای فاسد و دست نشانده؟ قطعا تمام حملات به پایگاهها و مراکز اقتصادی و محل اختفای سربازان آمریکا بوده است، در حالی که می بایست ابتدا مراکز این حکومتهای دست نشانده را مورد هدف قرار می داد تا شر این مفسدین از سر مسلمین برداشته شود.

پس ابتدا مشخص کنید که ایران بالای کدام مراکز کشورهای عربی حمله می کند تا دچار دغل بازی در رساندن خبر نشوید.

البته اگر این حکومت‌های فاسد و مرتد سربازان آمریکایی و نیروهای صهیونیستی را در هتل‌ها و مراکز مسکونی نزدیک به مردم عادی اسکان داد و در اثر حمله به این کفار چند نفر ملکی هم صدمه دیدند مقصر حاکمیت عربهای خائن است که مردم خودش را سپر انسانی این کفار اصلی کرده نه ایران.

علاوه بر این، شما گفته اید که آمریکا و صهیونیستها زیر ساختهای ایران را مورد حمله قرار داده اند، بدون شک و بر اساس حق مقابله به مثل، ایران هم می بایست زیر ساختهای این کشور ها مورد حمله قرار می داد که متاسفانه تاکنون غیر از دو مورد در بحرین، زیر ساختهای این خائنین را مورد حمله قرار نداده است.

نکته ی آخر اینکه چرا تعداد حملات ایران به پایگاههای موجود در سرزمینهای عربی بیشتر از تعداد حملات آن به صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی است؟

چون:

  • ابتدا می بایست چشمهای این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی که همان رادارها بودند کور می شدند تا موشکها به سلامت و به صورت غافلگیرانه به صهیونیستها برخورد کنند
  • تعداد پایگاههای آمریکائی ها در کشورهای دست نشانده ی عربی بیشتر است، رژیم صهیونیستی یکی است و این دولتها چندین دولت با پایگاههای مختلف نظامی و استخباراتی و اقتصادی

بر این اساس طبیعی است که تعداد موشکها و پهبادها (بزبزک ها)ی بیشتری به سمت این حکومتهای دست نشانده ی عربی شلیک شود.

واکنش مجاهدین امارت اسلامی افغانستان در تجاوز مشترک جبهه کفر و آغاز حملات بزدلانه آمریکا و صهیونیست‌ها به خاک مقدس دارالاسلام ایران

واکنش مجاهدین امارت اسلامی افغانستان در تجاوز مشترک جبهه کفر و آغاز حملات بزدلانه آمریکا و صهیونیست‌ها به خاک مقدس دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

دو روز است که می بینیم نیروهای متجاوز کافر و محارب اشغالگر آمریکا و رژیم صهیونیستی در اقدامی هماهنگ و مشترک، حملات و تجاوزات وحشیانه خود را علیه قلمرو دارالاسلام ایران آغاز کرده‌اند.

جزئیات این اقدام متجاوزانه:

• اتحاد شوم: ارتش تروریست آمریکا و نیروهای صهیونیستی با نادیده گرفتن تمامی موازین بین‌المللی، عملیات مشترکی را علیه اهدافی در خاک دارالاسلام ایران به راه انداخته‌اند.

• آغاز تجاوزات: این حملات که از دور روز پیش آغاز شده، نشان‌دهنده اوج خصومت و کینه جبهه استکبار علیه ملت‌های مسلمان و اقتدار دارالاسلام است.

• نقض حاکمیت: تجاوز اخیر آمریکا و صهیونیست‌ها به خاک دارالاسلام ایران، توطئه‌ای آشکار برای برهم زدن ثبات منطقه و ضربه زدن به کیان امت اسلامی تلقی می‌شود.

پیام جبهه مقاومت:

بی‌شک این اقدامات تجاوزکارانه و بزدلانه که در سایه همکاری مستقیم واشنگتن و تل‌آویو صورت گرفته است، بدون پاسخ نخواهد ماند. ملت‌های مسلمان جهان با خشم و انزجار، این تجاوز مستقیم به حریم دارالاسلام ایران را محکوم کرده و بر حق دفاع مشروع در برابر اشغالگران و متجاوزان تأکید می‌ورزند.

مجاهدین امارت اسلامی افغانستان بارها اعلام کرده اند چنانچه دارالاسلام ایران از آنها بخواهند با کمال میل در این جنگ بر علیه این کفار محارب و اشغالگر خارجی در کنار دارالاسلام ایران قرار خواهند گرفت و جبهه مومنین در برابر جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی تقویت و حمایت خواهند کرد.

منتظر اخبار تکمیلی از پاسخ کوبنده به این تجاوزات باشید.

تسلیت حکومت طالبان به ایران در پی شهادت عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

تسلیت حکومت طالبان به ایران در پی شهادت عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

«امیرخان متقی» وزیر خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در تماس تلفنی با «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه دارالاسلام ایران، شهادت افتخار آمیز رهبر انقلاب اسلامی ایران را به دولت و ملت ایران تسلیت گفت و همدردی خود را ابراز کرد.

در این گفت‌وگو، وزیر خارجه حکومت امارت اسلامی افغانستان ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به تحولات اخیر، تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را محکوم کرد

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

با نگرشی به تحرکات کنونی آمریکا و بخصوص ترامپ در خاورمیانه و سرزمینهای اسلامی متوجه می شویم که انگار تاریخ بار دیگر در حال تکرار است و دشمنان اسلام با ابزارهای قدیمی اما در جغرافیایی جدید، به میدان آمده‌اند. بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد که رژیم نظامی «دارالکفر طاری پاکستان» دقیقاً همان نقشی را در برابر «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» ایفا می‌کند که صدام حسین در دهه‌ی ۸۰ میلادی در برابر نظام نوپای اسلامی ایران بر عهده داشت.

پس از سقوط نظام سکولاریستی شاهنشاهی و مزدور آمریکا در ایران و تأسیس دارالاسلام ایران، جبهه‌ی سکولار غرب به سرکردگی آمریکا، صدام حسین سکولار را تحریک و تجهیز کرد تا با حمله‌ای همه‌جانبه، نظام نوپای اسلامی را از بین ببرد. امروز نیز پس از پیروزی بزرگ مجاهدین و تأسیس دارالاسلام در افغانستان، شاهد هستیم که نظامیان سکولار پاکستان به عنوان پیاده‌نظام و مزدوران گوش‌به‌فرمان آمریکا، آل‌سعود و غرب، مأموریت یافته‌اند تا به حریم امارت اسلامی تجاوز کرده و سد راه استحکام این نظام اسلامی شوند.

همان‌گونه که صدام حسین با چراغ سبز و حمایت‌های مالی و تسلیحاتی غرب سکولار و قدرت‌های دست نشانده ی منطقه‌ای به خاک ایران تعرض کرد، امروزه نیز نظامیان سکولار پاکستان که ریشه در وابستگی به آمریکا و حکومتهای دستد نشانده ی منطقه ای  دارند، به خواست و اراده‌ی آمریکا و دیگر ستمگران سکولار بین‌المللی، حملات و تجاوزات خود را علیه امارت اسلامی افغانستان سازماندهی می‌کنند. این تجاوزات نه یک اقدام مستقل، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر برای تضعیف حاکمیت‌های مستقل و اسلامی در منطقه است.

دارالکفر طاری پاکستان با این اقدامات، عملاً ثابت کرد که حافظ منافع بیگانگان کافر سکولار و اشغالگر خارجی در منطقه است. آن‌ها با حمله به خانه‌های مسلمانان و به شهادت رساندن زنان و کودکان، همان مسیری را می‌روند که صدام با بمباران شهرهای ایران پیمود. اما همان‌گونه که آن توطئه‌ی بزرگ نتوانست نظام اسلامی ایران را ساقط کند، تجاوزات فعلی نیز در برابر ایمان و پایداری ملت افغانستان و مجاهدین امارت اسلامی به شکستی مفتضحانه منجر خواهد شد.

باید این حقیت را دوباره تکرار کرد که جهان اسلام باید بیدار باشد که رژیم نظامی و سکولار پاکستان، امروز نقش «صدام سکولار منطقه» را بازی می‌کند. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با بصیرت کامل نسبت به این سناریوی آمریکایی-صهیونیستی، از حاکمیت ملی و اراضی خود دفاع خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مزدوران غرب، امنیت و ثبات این دارالاسلام را خدشه‌دار کنند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

به قلم: محمد اسامه

اساس رابطه میان نظام‌های اسلامی، بر پایه‌ی منهج و مبانی اسلامی و در نصرت مظلوم و ایستادگی در برابر کفر جهانی بنا شده است. امارت اسلامی افغانستان همواره ثابت کرده است که مصالح امت اسلامی را بر محاسبات خرد سیاسی ترجیح می‌دهد. اما تداوم این مسیر، نیازمند صداقت و اقدام متقابل از سوی همسایگان است.

در هفته‌های اخیر، جهان شاهد موضع‌گیری قاطع و برادرانه‌ی سخنگوی امارت اسلامی افغانستان در حمایت از دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات آمریکا نماد استکبار جهانی به همراه رژیم صهیونیستی بود. این حمایت، برخاسته از نگاه راهبردی کابل به وحدت «دارالاسلام» در برابر جبهه‌ی کفر است؛ حمایتی که بدون چشم‌داشت و تنها بر اساس اصول اصیل اسلامی صورت گرفت.

علیرغم حملات تروریستی و تجاوزات آشکار جکومت دست نشانده آمریکا در پاکستان به خاک افغانستان که منجر به شهادت مظلومانه‌ی مسلمانان شده است، انتظار می رود دارالاسلام ایران اگر در حین مذاکرات با آمریکا از محکومیت صریح این جنایات خودداری می کند اما از کمکهای پنهانی خود به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان دریغ نکند. دارالاسلام ایران در سخت‌ترین شرایط جهاد ۲۰ ساله از راههای شایسته به امارت اسلامی افغانستان کمک رسانده و حتی مولوی اختر منصور نیز در راه بازگشت از دارالاسلام ایران توسط آمریکای جنایتکار در خاک پاکستان ترور شد، و هر دو دارالاسلام هزینه‌ی حمایت از همدیگر را پرداخته اند.

عده ای با نادیده گرفتن این پیشنه ی جهادی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران قصد دارند این شبهه را در میان افغانها ترویج دهند که “نفوذ و سلطه‌ی دیپلماتیک سفارت پاکستان در تهران، بر استقلال سیاسی ایران سایه انداخته است و ملاحظات تحمیلی بیگانگان، بر آرمان دفاع از مظلوم و همبستگیِ اسلامی چربیده است و..”

فقط با نگاهی به واقعیتهای گذشته و سالهای پس از حاکمیت مجدد امارت اسلامی افغانستان متوجه توهمی بودن این شبهه خواهیم شد و می دانیم که دیپلماسی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران یک‌سویه و تک بعدی نبوده و نیست و مقامات تهران و کابل می دانند که بی واکنشی آنها در برابر تجاوزات آمریکا و مزدورانش به هر یک از سرزمینهای اسلامی برای تمام مومنین هزینه بردار خواهد بود و سکوت امروز آن‌ها در برابر تجاوز به حریم ایران یا افغانستان در حافظه‌ی تاریخی ملتها نیز ثبت خواهد شد و سکوت و بی تحرکی در برابر ظلم آمریکا و مزدورانش، راه را برای تکرار آن در خانه‌ی همسایه باز خواهد کرد.

ما از مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان انتظار داریم با خروج از زیر سایه‌ی نفوذ شبهات بدخواهان، استقلال دارالاسلام ایران و افغانستان را زیر سوال نبرند و به سخنان رسمی مقامات حاکم بر دارالاسلام اهمیت دهند نه شایعات دیگران و بر اساس واکنش رسمی مسئولین حکومتی دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزاتی که خاک ایران و افغانستان را نشانه رفته است، موضعی صریح و شجاعانه اتخاذ کنند و بدانند که پیوند میان دو دارالاسلام، تنها با صداقت و حمایت دوجانبه مستحکم می‌ماند.

همه بدانیم که :

“جبهه ی ما جائی است که بر آمریکا و شرکا و مزدروانش جهاد و جنگ می شود”

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

اجازه دهید به صورت مختصر به بررسی تطبیقی این دو چهره (یکی در ایران و دیگری در افغانستان) بپردازیم که با دلالی برای جبهه کفر، مصداق بارز «مفتونین» و «خائنین به امت» گشته‌اند.

  •  مولوی عبدالحمید؛ از ادعای مذهب تا خدمت به سکولاریسم و صهیونیسم

کفار به مؤمنان می‌گویند: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/۱۲) ‏کافران به مؤمنان می‌گویند : از راه و روش و مکتب و آئین ما پیروی کنید ( و اگر رستاخیز و حساب و کتابی در میان بود ، مسؤولیّت آن را ما می‌پذیریم ) و قطعاً گناهان شما را به عهده می‌گیریم ! ولی آنان هرگز گناهان ایشان را به گردن نمی‌گیرند ( و اصلاً کسی گناهان کسی را نمی‌تواند تقبّل کند ، و بلکه هر کسی در گرو اعمال خویش است ) و آنان قطعاً دروغ می‌گویند .‏

بله آنها می گویند: «از راه ما پیروی کنید، گناهانتان بر گردن ما»؛ امروز مولوی عبدالحمید در زاهدان دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. او با ایستادن در کنار جریان‌های سکولار و مرتدی که علناً به مقدسات و قرآن‌سوزی دست زدند (اغتشاشات جدی/ دی ماه ۱۴۰۴)، عملاً پیروان خود را به مسیری فراخواند که انتهای آن، نه رستگاری، بلکه تأمین منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مرتدین سکولار داخلی ایران است.

او با صدور بیانیه‌هایی که با مبانی صریح شریعت در تضاد است (مانند حمایت از بهاییت و پذیرش نظم سکولار غربی و سفید شوئی مرتدین سکولار)، مصداق همان کسی است که بار گناه گمراهی دیگران را نیز بر دوش خواهد کشید.

او با تضعیف صفوف مسلمین در برابر جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، راه را برای نفوذ اطلاعاتی و سیاسی دشمنان (آمریکا و موساد و مرتدین داخلی ایران) هموار می‌کند تا بار دیگر سناریوی لیبی و افغانستان را در ایران تکرار کنند.

  •  عبدالرب رسول سیاف؛ الگوی «مفتی ناتو» در افغانستان

در تاریخ معاصر افغانستان، مصداق اتمّ این خیانت، «عبدالرب رسول سیاف» است. او که زمانی ادعای مجاهدت داشت، در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و ۴۰ کشور کافر دیگر، تمام قد در خدمت اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفت.

سیاف با استفاده از نفوذ مذهبی خود، حضور نیروهای اشغالگر و سکولار ناتو در خاک یک کشور اسلامی را شرعی جلوه داد. او با همان منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا» (راه ما را دنبال کنید)، جوانان را به خدمت در ارتشِ تحت حمایت آمریکای کافر اشغالگر خارجی  فراخواند.

به دلیل فتواهای او که کشتار مجاهدین واقعی را حلال و حضور اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی را «تعاون» می‌نامید، در میان امت به «مفتی ناتو» شهرت یافت. حکم او از یک آمریکایی جنایتکار سنگین‌تر است، چرا که او با لباس دین، ایمان مردم را ذبح کرد.

این افراد (عبدالحمید و سیاف) مصداق کسانی هستند که الله تعالی درباره آن‌ها فرمود: «إنّهم لکاذبون» (قطعاً آن‌ها دروغ می‌گویند). آن‌ها ادعا می‌کنند که با این رویکردهای سکولاریستی و غرب‌گرایانه، مردم را به رفاه و آزادی می‌رسانند، اما در حقیقت آن‌ها علاوه بر گناه خیانت خود، بار گناه تمام کسانی را که به واسطه فتواهایشان گمراه شده و به دامن آمریکا و صهیونیسم و مرتدین سکولار داخلی پناه برده‌اند، بر دوش خواهند کشید. نامیدن راهِ کفر و سکولاریسم به عنوان «حقوق بشر» یا «مصلحت امت»، افترا به دین خداست که در روز قیامت بابت آن بازخواست سختی خواهند شد.

در اینصورت جریان «مفتونین داخلی» چه در زاهدان باشد و چه در کابل، یک ریشه واحد دارد و آنهم مزدوری پنهان برای آمریکا. آن‌ها دیواری هستند که به ظاهر نشان دین دارند، اما در پشت آن‌ها، لشکر کفر پناه گرفته است. شناخت این‌ها از شناخت دشمن آشکار (سرباز آمریکایی) مهم‌تر است، زیرا ضربه‌ی منافق از درون، کاری‌تر و مهلک‌تر است.

  مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۱)

 مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۱)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

در صف‌بندی میان مومنین شریعت گرا و کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی، خطرناک‌ترین مهره‌ها کسانی هستند که با لباس دین و ادعای هدایت، امت را به سمت آرمان‌های کفر و سکولاریسم سوق می‌دهند. این افراد مصداق عینی کسانی هستند که راه کفر را تزیین کرده و مسئولیت ضلالت مردم را بر عهده می‌گیرند، در حالی که خود غرق در دروغ و خیانت‌اند.

مولوی عبدالحمید نمونه بارز نفاق مدرن در پوشش مذهب است که آگاهانه در زمین دشمن سکولار خارجی و داخلی بازی می‌کند که با  حمایت از هتاکان و قرآن‌سوزان در جریان اغتشاشات، به جای ایستادن در صف مدافعان اسلام، در کنار کسانی ایستاد که قرآن و مساجد را به آتش کشیدند. این اقدام او عملاً رسمیت بخشیدن به جریان‌های سکولار و مرتد بود.

 همچنین او با تئوریزه کردن نفوذ صهیونیسم و با طرح مباحثی همچون سازش و پذیرش رژیم صهیونیستی و حمایت از فرقه‌های انحرافی (مانند بهائیت)، جاده‌صاف‌کن نرم برای ورود تفکرات مخرب و ارتدادی به قلب جامعه اسلامی شده است.

علاوه بر این مولوی عبدالحمید با  فریب پیروان و با ادعای احقاق حقوق، پیروان خود را به مسیری هدایت می‌کند که خروجی آن تنها تضعیف اقتدار اسلام و تقویت جبهه سکولاریسم و آمریکا در منطقه است؛ او مصداق کسی است که می‌گوید «از من پیروی کنید» اما در حقیقت بار سنگین گناه ویرانی و فتنه را بر دوش می‌کشد.

هم مسیر با مولوی عبدالحمید و در میان حنفی های افغانستان شخصی به اسم عبدالرب رسول سیاف «مفتی ناتو» و توجیه‌گر اشغالگری کافار محارب خارجی به رهبری آمریکا و ناتو است که در تاریخ معاصر افغانستان، نماد بارز فروختن دین به بهای خدمت به ارتش‌های متجاوز است

سیاف با شرعی‌ و عادی سازی اشغالگری کفار خارجی و با سوءاستفاده از جایگاه علمی خود، حضور ۴۰ کشور کافر به سرکردگی آمریکا در خاک افغانستان را توجیه شرعی کرد. او جنایات ناتو را «کمک‌های بین‌المللی» نامید و عملاً به بازوی مذهبی اشغالگران کافر سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل شد.

سیاف با خیانت به مفهوم جهاد که روزی ادعای جهاد داشت، سلاح خود را به سمت مجاهدین واقعی برگرداند و فتوای حلال بودن خون کسانی را داد که در برابر آمریکا ایستادگی می‌کردند. به همین دلیل، لکه ننگ «مفتی ناتو» تا ابد بر پیشانی او باقی ماند.

اگر به سنگینی جرم این شخص نگاه کنیم، طبق شریعت الله، گناه چنین فردی از سرباز متجاوز آمریکایی سنگین‌تر است؛ زیرا سرباز آمریکایی با سلاح و بر علیه جسم مومنین می‌جنگد، اما سیاف با «دین» به جنگ دین رفت و ایمان مردم را به قربانگاه منافع واشنگتن برد.

ادعای این افراد مبنی بر اینکه راه آن‌ها به رستگاری و آزادی ختم می‌شود، دروغی آشکار است. آن‌ها تنها به دنبال حفظ جایگاه خود در سایه قدرت‌های حاکمه هستند و برایشان فرق ندارد این حاکم با چه عقایدی باشد.  

این مفتی‌های سکولارزده و رهبرانِ گمراه، نه تنها بار گناهان خود را حمل می‌کنند، بلکه مسئولیت تمام خون‌های ریخته شده و انحرافاتی که به واسطه فتواهایشان رخ داده را نیز بر عهده خواهند داشت.آن‌ها که امروز به آمریکا و صهیونیسم تکیه کرده‌اند، در روز حساب بابت تمامی افتراهایی که به اسم دین برای فریب مردم بافته‌اند، بازخواست خواهند شد و هیچ‌یک از اربابان آمریکایی‌شان قدرت حمایت از آن‌ها را نخواهند داشت.

هر کسی که آگاهانه راه نفوذ آمریکا و دشمنان خدا را به بلاد اسلامی هموار کند، چه در زاهدان باشد و چه در کابل، از دایره امت خارج و در صف اول محاربان با الله قرار دارد.