تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن  

امروز جهان اسلام در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ جیوپولیتیک و دفاعی خود قرار گرفته است. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی سنگرهای استراتژیک مسلمین، نشان از یک نقشه‌ی پیچیده دارد که هدف آن فروپاشی اقتدار امت اسلامی از درون و بیرون است.

منطقه‌ی شام (سوریه) که همواره به عنوان سنگر مستحکم در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم شناخته می‌شد، امروز با توطئه‌ی مشترک آمریکا، اسرائیل و مهره‌های منطقه‌ای، در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تسلط جریان‌هایی تحت هدایت افرادی چون احمد الشرع که با حمایت محور غربی-سعودی-ترکی عمل می‌کنند، عملاً این منطقه را برای صهیونیست‌ها امن کرده است. اینان همان کسانی هستند که با نام اسلام، مسیر را برای نفوذ آمریکا و شرکایش هموار کردند.

با تضعیف جبهه‌ی شام، اکنون تمام تمرکز آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها  بر جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان معطوف شده است. ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و همزمان، فتنه‌های داخلی با هدایت عناصر سکولار و مرتد و مرزداران فکری غرب در حال بازتولید است. از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز که بر پایه‌ی شریعت بنا شده، هدف تهاجم نرم و سخت دشمن قرار دارد تا ثبات این منطقه برهم خورد.

در این میان، ظهور چهره‌هایی که تحت پوشش عالم دین، عملاً در زمین سیاست‌های آمریکا بازی می‌کنند، خطرناک‌تر از هر تجاوز نظامی است. افرادی همچون «مولوی عبدالحمید زاهدانی» که با مواضع دوپهلوی خود به نفع سکولاریسم جهانی و لابی‌های غربی عمل می‌کنند، نسخه‌ی دیگری از « شرعی های اطراف جولانی» در شرق جهان اسلام هستند. این جریان، نه تنها ثبات ایران، بلکه اقتدار امارت اسلامی افغانستان و کل منطقه را هدف قرار داده است.

اینان مصداق فتنه‌گرانی هستند که قرآن کریم درباره‌شان می‌فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (بقره/ ۱۱-۱۲). هدف این جریان ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت‌های اسلامی (دارالاسلام) و ترویج «اسلام آمریکایی» است که در آن شریعت فدای خوشامد غرب و قوانین سکولاریستی می‌شود.

بر عموم مسلمین، علما و مجاهدان در ایران و افغانستان واجب است که نسبت به این «نفوذ مذهبی» هوشیار باشند. هرگاه عالمی (خواه مولوی، شیخ، ماموستا یا آخوند) آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ایجاد فتنه‌ و تضعیف پایه‌های دفاعی امت اسلامی گام برداشت، باید طبق سنت الهی با او برخورد کرد، باید با استناد به کتاب و سنت، انحراف این افراد از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای مسلمین روشن شود و با آرای علمای راستین اسلام باید در برابر این نفاق قد علم کرد تا نگذاشت «نفاق مذهبی» باعث خلاء امنیتی و نفوذ آمریکا شود و شناسایی این مهره‌ها برای جلوگیری از شکاف میان ملت و دولت‌های اسلامی ضروری است، چرا که فتنه از قتل شدیدتر است (الفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

با این وصف متوجه هستیم، دشمن دریافته است که از طریق جنگ مستقیم نمی‌تواند بر ایمان مسلمین پیروز شود، لذا به «استحاله از درون» روی آورده است. صیانت از «دارالاسلامِ» ایران و افغانستان، در گرو مبارزه‌ی بی‌امان با مهره‌های سکولاریسم و افشای چهره‌ی کسانی است که محراب و منبر را به تریبون واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده‌اند.

حماسه‌ی جاویدِ نصرت و وحدتِ بین دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر حمله احتمالی کفر جهانی به دارالاسلام ایران

حماسه‌ی جاویدِ نصرت و وحدتِ بین دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر حمله احتمالی کفر جهانی به دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

تاریخِ پُرافتخار اسلام گواه است که هرگاه پاره‌ای از تنِ امت اسلامی (دارالاسلام) مورد تجاوز قرار گرفته، مؤمنان حقیقی بی‌توجه به مرزهای جغرافیایی و تفاوت‌های مذهبی، به فرمان الهیِ «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ» لبیک گفته و به یاری برادران خود شتافته‌اند. این روحیه، ریشه در سیره بزرگان و مجاهدان تاریخ دارد که «دفاع از اسلام» را فراتر از هر مصلحتی می‌دانستند.

۱. صلاح‌الدین ایوبی و نجاتِ مصر: وحدت برای سدِّ نفوذِ صلیبیون

در قرن ششم هجری، زمانی که پادشاهیِ صلیبیِ بیت‌المقدس به سوی مصر (تحت حاکمیت فاطمیان) دندان تیز کرده بود، سلطان صلاح‌الدین ایوبی (رحمه‌الله) علی‌رغم تفاوت‌های مذهبی با خلافت فاطمی، به نصرت برادران خود در مصر شتافت. او درک کرده بود که سقوطِ قاهره به دست صلیبیون، به معنای سقوطِ کلِ جهان اسلام است. او با شعار وحدت، نیروهای شام و مصر را متحد کرد و نه تنها مصر را از چنگال کفار نجات داد، بلکه راه را برای فتحِ بزرگِ قدس هموار کرد. این درس بزرگی است که در برابر دشمنِ خارجی، صفوفِ مسلمین باید همچون «بنیانٍ مرصوص» در هم تنیده شود.

۲. حماسه مجاهدین افغانستان در آذربایجان: شکوهِ اخوت فراتر از مذهب

در اوایل دهه ۹۰ میلادی، زمانی که سرزمین‌های اسلامی در منطقه قره‌باغِ آذربایجان مورد تجاوز و اشغالگری قرار گرفت، حماسه‌ای بی‌نظیر رقم خورد. در آن زمان، ملت افغانستان خود درگیر نبردی سخت با آثارِ تجاوزِ اتحاد جماهیر شوروی بود، اما با این وجود، هزاران تن از مجاهدین غیور افغانستان به ندای مظلومیت ملت آذربایجان (که اکثریت آن‌ها از پیروان مکتب تشیع هستند) لبیک گفتند.

آن‌ها به جبهه‌های قفقاز شتافتند و خونِ مجاهدِ سنیِ افغان با خونِ برادرِ شیعه‌ی آذری در راه دفاع از خاکِ اسلام درآمیخت. این حضورِ مقتدرانه ثابت کرد که برای مجاهدِ راه خدا، «مذهب» مانعِ «نصرتِ مظلوم» نیست و هر جا کفر به دارالاسلام حمله کند، مرزهای مذهبی فروریخته و تنها پرچمِ توحید برافراشته می‌ماند.

۳. مبانی فقهی و قرآنی: وجوبِ دفاعِ دسته‌جمعی

خداوند متعال می‌فرماید: وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ (انفال/ ۷۲) اگر برادران دینی از شما یاری طلبیدند، بر شما واجب است که آن‌ها را یاری کنید.

در متون فقهی احناف تصریح شده است که اگر دشمن به سرزمینی از بلاد مسلمین حمله کند، بر تمام مسلمانانِ توانمند در شرق و غربِ عالم واجب است (فرض کفایی که گاه فرض عین می‌شود) تا برای دفع شرِّ کفار اقدام کنند.

بنابراین، حمایتِ امروزِ مجاهدانِ افغانستان از ملت ایران در برابرِ تهدیداتِ آمریکا یا صهیونیسم، ریشه در همان منهجی دارد که صلاح‌الدین‌ها و مجاهدانِ راهِ آزادیِ قره‌باغ بر بر آن استوار بودند.

امروز که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، سرزمین‌های اسلامی از جمله ایران، فلسطین، سومالی، یمن، مالی و لبنان را تهدید می‌کند، تکرارِ تاریخِ نصرت، یک ضرورتِ شرعی است.

اتحادِ میانِ «امارت اسلامی افغانستان» و «جمهوری اسلامی ایران» در برابر متجاوز، تحققِ عملیِ آرزویِ تمامِ صالحان و مجاهدانِ تاریخ است. هر دستی که برای دفاع از دارالاسلام بلند شود، دستِ قدرتِ الهی است که بر سرِ کفار فرود خواهد آمد.

بیانات وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام ا. ا. افغانستان در تمجید از استقلال  دارالاسلام ایران و انتقاد از سیاست‌های دوگانه آمریکا

بیانات وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام ا. ا. افغانستان در تمجید از استقلال  دارالاسلام ایران و انتقاد از سیاست‌های دوگانه آمریکا

به قلم: فضل احمد هراتی

 محترم شیخ نداء محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در نشست صمیمانه با جمعی از اساتید دانشگاه‌های خصوصی در کابل، ضمن تحلیل اوضاع منطقه، از ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های ایالات متحده تمجید کرد.

محورهای اصلی سخنان وزیر تحصیلات عالی:

۱. نقد سستی برخی کشورهای اسلامی:

شیخ نداء محمد ندیم با انتقاد از رویکرد منفعلانه برخی کشورهای مسلمان در برابر سیاست‌های واشنگتن، تأکید کرد که فشارهای همه‌جانبه بر ایران، هزینه‌ی مستقیم حفظ «عزت، استقلال و عدم اطاعت» از فرامین استکباری آمریکا است.

۲. تبعیض در توان دفاعی و حمایت از رژیم صهیونیستی:

وی با اشاره به برخوردهای دوگانه در حوزه نظامی اظهار داشت: «آمریکا با وقاحت از ایران می‌خواهد بُرد موشک‌های خود را محدود کند تا خطری متوجه رژیم صهیونیستی نشود، اما هم‌زمان به صهیونیست‌ها اجازه می‌دهد که امنیت ایران را هدف قرار دهند.»

۳. افشای ریاکاری در موضوع حقوق بشر:

وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام امارت اسلامی با اشاره به حوادث و اغتشاشات، استاندارد دوگانه غرب را به چالش کشید و افزود: «زمانی که ایران با اخلال‌گران امنیت برخورد می‌کند، آمریکا مدعی نقض حقوق بشر می‌شود؛ اما در مقابل، تظاهرات مسالمت‌آمیز در خاک خود را با خشونت بی‌رحمانه سرکوب می‌کند. این تناقض آشکار، نشان‌دهنده هراس عمیق آن‌هاست.»

۴. محاصره نظامی و نفوذ منطقه‌ای:

ایشان خاطرنشان کرد که آمریکا در حالی برای جلوگیری از نفوذ ایران تلاش می‌کند که خود در حریم آبی و خاک کشورهای اسلامی پیرامون ایران، پایگاه نظامی مستقر کرده است.

در پایان، محترم شیخ نداء محمد ندیم تأکید ورزید که سرمایه‌گذاری ایران بر روی «عزت و اقتدار» خود، مسأله‌ای است که برای آمریکا قابل تحمل نیست و ریشه اصلی تمام فشارها در همین استقلال‌طلبی نهفته است.

 علاوه بر این و در مراسمی که به مناسبت ۲۲ بهمن، روز پیروزی انقلاب و استقلال دارالاسلام ایران در کابل برگزار شد معین وزارت خارجه امارت اسلامی  در سخنانی به مناسبت این روز گفت:

  •  جمهوری اسلامی ایران با مردم افغانستان ریشه‌های فرهنگی و اسلامی مشترک دارد و پیوند ما با ایران، پیوندی اصیل و اسلامی است.
  • ما در سال‌های گذشته با ایران همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های اقتصادی و مبارزه با تروریسم،  «داعش» داشته‌ایم.
  • انقلاب اسلامی ایران نه تنها سرنوشت ایران را تغییر داد، بلکه پیام‌های استقلال، ایستادگی و عزت را برای تمامی ملت‌های مسلمان الهام‌بخش کرده است.

علاوه بر این، سفیر امارت اسلامی افغانستان در تهران، در مراسم بزرگداشت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران شرکت کرد.

تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام  ایران

تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام ایران

محمد اکبری، معاون شورای علمای شیعه افغانستان، در سخنانی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بر اهمیت این انقلاب و تأثیر آن در تقویت اسلام سیاسی تأکید کرد. وی اظهار داشت که انقلاب اسلامی ایران با رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تکیه بر اراده ملت مسلمان ایران، به موفقیت رسید و برخلاف جریان‌های جهانی، نه وابسته به غرب بود و نه تحت نفوذ کمونیسم شرق قرار داشت.
اکبری همچنین با اشاره به شباهت‌ها و مشترکات دینی و تمدنی میان ایران و افغانستان، خواستار گسترش روابط دوستانه، همکاری‌های برادرانه و تحکیم اتحاد میان دو کشور شد. او ابراز امیدواری کرد که این تعامل‌ها به احیای تمدن اسلامی، تقویت امت اسلامی و دفاع از اصول شریعت منجر شود.
علما شیعه دارالاسلام افغانستان:

  • بر تقویت پیوندهای برادرانه با دارلاسلام ایران تأکید دارند
  • موفقیت انقلاب اسلامی ایران را الگویی روشن برای ملت‌های مسلمان می‌دانند
  • همکاری و وحدت میان دارالاسلام‌ها را مسیر تقویت امت اسلامی و احیای شریعت می‌دانند

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

عبداللطیف نظری، معاون وزارت اقتصادی حکومت دارالاسلام افغانستان، تأکید کرد که تحولات منطقه و جهان اسلام تنها مسائل سیاسی و ژئوپولیتیک نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی تقابل ساختاری میان جبهه حق و جبهه باطل است.

وی با اشاره به نقش دارالاسلام ایران افزود: ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر نظام سلطه به سرکردگی آمریکا، بخشی از یک مبارزه تاریخی، تمدنی و فراتر از مرزهای جغرافیایی است.

نظری در ادامه با تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به ملت دارالاسلام ایران، روابط میان افغانستان و ایران را مبتنی بر اشتراکات عمیق تاریخی، فرهنگی و تمدنی دانست و گفت: پیوند میان دو ملت، فراتر از روابط رسمی دیپلماتیک بوده و یک پیوند طبیعی و ارگانیک است که هیچ توطئه‌ای قادر به تضعیف آن نخواهد بود.

معاون وزارت اقتصاد دارالاسلام افغانستان تصریح کرد که روابط کابل و تهران پس از استقرار امارت اسلامی به‌تدریج توسعه یافته و امروز بر پایه برادری، همسایگی نیک و احترام متقابل استوار است.

وی افزود که دارالاسلام ایران یکی از شریکان مهم تجاری افغانستان و از کریدورهای کلیدی ترانزیتی این کشور به شمار می‌رود.

دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

ارائه دهنده: ابوهاجر خان آبادی

در مراسمی که به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در محل سفارت این کشور در کابل برگزار شد، مقامات ارشد امارت اسلامی بر عمق روابط استراتژیک و دینی میان دو کشور تأکید کردند. این نشست تجلی اراده دو کشور برای تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود.

«محمد نعیم»، معاون اداری و مالی وزارت خارجه امارت اسلامی، با تبریک این روز به دولت و ملت ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را فراتر از مرزهای جغرافیایی توصیف کرد. وی اظهار داشت:

«این مناسبت تاریخی نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای همه ملت‌های آزادی‌خواه جهان الهام‌بخش بوده است.»

معاون وزارت خارجه امارت اسلامی با اشاره به اشتراکات بنیادین میان دو ملت، تصریح کرد که ایران و افغانستان به عنوان دو کشور همسایه و مسلمان، دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی و انسانی هستند. وی تأکید کرد که این مشترکات، دو ملت را به شکلی ناگسستنی به هم پیوند زده است و می‌تواند الگویی موفق از همکاری منطقه‌ای و حل مسالمت‌آمیز مسائل را به جهان ارائه دهد.

بخش بزرگی از سخنان محمد نعیم به روابط تجاری اختصاص داشت. وی با اشاره به اینکه ایران یکی از بزرگترین شرکای تجاری افغانستان است، خاطرنشان کرد:

• مناسبات دوجانبه وارد مرحله تازه‌ای شده است.

• این مرحله نیازمند واقع‌گرایی، احترام متقابل و تمرکز بر منافع مشترک است.

• نگاه امارت اسلامی به آینده روابط با ایران، نگاهی کاملاً عمل‌گرایانه است.

در حوزه امنیت، مقامات امارت اسلامی بر این باورند که ثبات منطقه‌ای بدون هماهنگی میان کابل و تهران امکان‌پذیر نیست. محورهای اصلی این همکاری عبارتند از:

• درک مشترک در خصوص تأمین امنیت مرزها.

• مبارزه جدی و مشترک با مواد مخدر.

• مقابله با جرایم سازمان‌یافته در سطح منطقه.

«علیرضا بیکدلی»، سرپرست سفارت ایران در کابل، در این مراسم ضمن قدردانی از حضور مقامات امارت اسلامی، به حمایت‌های سیاسی اخیر افغانستان اشاره کرد. وی اظهار داشت که دولت و ملت افغانستان با محکومیت تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، بار دیگر مواضع برادرانه خود را اعلام کرده‌اند که این موضوع مورد تقدیر ویژه جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

رسواییِ مدعیانِ دروغین و فتنه گران افغان و ضرورتِ پاک‌سازیِ ساحتِ دارالاسلام ایران از آنها

رسواییِ مدعیانِ دروغین و فتنه گران افغان و ضرورتِ پاک‌سازیِ ساحتِ دارالاسلام ایران از آنها

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

کسانی که امروز در زیر پرچمِ «جبهه فتنه» به رهبری احمد مسعود و دیگر منافقینِ فراری پناه گرفته‌اند، بار دیگر ثابت کردند که مزدورانِ حلقه‌به‌گوشی هستند که تنها برای خوش‌رقصی در برابر اربابان غربی خود قد علم می‌کنند. این بغاوت‌گرانِ مرتد که با دلارهای ناتو رشد کرده‌اند، اکنون در لایه‌های نفاق خود فرو رفته‌اند.

این مدعیانِ دروغین کجا بودند وقتی «دارالاسلام ایران» در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد تجاوز قرار گرفت؟ چرا زبانِ نفاقِ این جبهه‌ی وابسته، در برابر دفاع از کیانِ اسلام لال شد؟ حقیقت آن است که جیره‌خوارِ غرب هرگز نمی‌تواند در برابر متجاوز بایستد؛ چرا که خود پادویِ همان نظامِ سلطه است.

امروز که تهدیداتِ آمریکا و شخص «ترامپ»  با آن کارنامه‌ی سیاه در تجاوز به حقوق کودکان و انسان‌ها علیه دارالاسلام ایران شدت یافته، جبهه فتنه نه تنها موضعی نمی‌گیرد، بلکه در انتظارِ سفره‌ای است که از پسِ این تهدیدات برایشان پهن شود. این سکوت، نشان‌دهنده ارتداد فکری و سقوط اخلاقی این جریان است.

نکته‌ی حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی این است که ساحتِ «دارالاسلام ایران» جایگاهِ امنی برای منافقین و مزدورانِ مرتد نیست. پذیرفتنی نیست افرادی که در قلبِ ایران سکونت دارند یا به این خاک رفت‌وآمد می‌کنند، هم‌زمان در خدمتِ اهدافِ شومِ «جبهه فتنه» و اربابانِ خارجی‌شان باشند.

دستگاه‌های امنیتی و قضایی باید با قاطعیت عمل کرده و این عناصرِ خائن را که نمک می‌خورند و نمکدان می‌شکنند، شناسایی و از خاکِ دارالاسلام ایران اخراج کنند. کسی که در صفِ دشمنِ اسلام ایستاده، حقِ بهره‌مندی از امنیت و برکاتِ دارالاسلام را ندارد.

این جریانات نفاق، با سوءاستفاده از نام «جهاد»، بزرگترین خیانت را به امت اسلامی روا داشته‌اند. آن‌ها به جای ایستادن در کنار برادرانِ ایمانی خود، مسیرِ بغاوت را برگزیدند تا جاده‌صاف‌کنِ نفوذِ دوباره‌ی متجاوزان کافر سکولار و اشغالگر خارجی باشند.

باید بدانیم که سرنوشتِ منافقین، چیزی جز ذلت نیست. کسانی که به جای تکیه بر قدرتِ الهی، به دامنِ آمریکای وحشی و غرب جنایتکار پناه می‌برند و در عین حال قصد رخنه در صفوفِ مسلمین در ایران را دارند، بزودی با خشمِ امت و قاطعیتِ قانون مواجه شده و طومارِ ننگین‌شان در هم پیچیده خواهد شد.

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

به قلم: فضل احمد هراتی

شکست مفتضحانه آمریکا در افغانستان و خروج لرزان آن‌ها از پایگاه راهبردی «بگرام»، پایانِ کارِ شیطان بزرگ در منطقه نبود؛ بلکه آغازِ فازِ جدیدی از جنگ‌های نیابتی و فتنه‌های مذهبی است. امروز مقامات «امارت اسلامی افغانستان» و مجاهدین غیور باید بدانند که جغرافیای «دارالاسلام» در این منطقه، از کابل تا تهران، یک پیکر واحد است. آمریکا اگر امروز دارالاسلام ایران را هدف گرفته، در واقع به دنبال بریدنِ بازوی قدرتمندِ منطقه است تا دوباره مسیر بازگشت خود به بگرام و کابل را هموار کند. پس آمریکا نرفته است، تغییر چهره داده است

فراموش نکنیم که آمریکا میلیاردها دالر تجهیزات و سال‌ها اعتبار بین‌المللی خود را در خاک افغانستان دفن کرد. آن‌ها هرگز با این شکست کنار نخواهند آمد. هدفِ نهایی واشنگتن از فشار بر ایران، تضعیف جبهه مقاومت است تا در خلأ قدرتِ منطقه‌ای، بار دیگر مزدوران خود را بر سرنوشت ملت‌های مسلمان حاکم کند. جنگ با ایران، مقدمه‌ی بازپس‌گیری «بگرام» و انتقام از شکستی است که در قندهار و هلمند متحمل شدند.

در این میان، بزرگترین خطر، دشمنِ بیرونی نیست؛ بلکه «منافقین» و مزدوران محلی هستند که در هر دو سرزمین در کمین ایستاده‌اند. کسانی که در افغانستان به دنبال ایجاد آشوب و ناامنی هستند و کسانی که در ایران سودای وابستگی به غرب را دارند، از یک منبع تغذیه می‌شوند. این منافقین ماموریت دارند تا با ایجاد تنش میان دو دارالاسلام، تمرکز مجاهدین را از دشمن اصلی (آمریکا) منحرف کرده و جبهه اسلام را به درگیری‌های داخلی مشغول کنند.

واضح است که هشیاری سیاسی و شرعی حکم می‌کند که بدانیم مرزهای جغرافیایی نباید مانع از درک «سنگر واحد» شود. امروز ایرانِ تشیع، هدفِ همان گلوله‌هایی است که ۲۰ سال سینه جوانانِ حنفی افغان را می‌درید. تضعیف ایران در برابر آمریکا، به معنای چراغ سبز به تروریسمِ تحت حمایت غرب برای نفوذ به قلب افغانستان است. هرگونه تعرض به دارالاسلام ایران، مستقیماً امنیتِ ملی و بقای دارالاسلام افغانستان را به خطر می‌اندازد.

امروز وقتِ آن است که نخبگان و رهبران امارت اسلامی با نگاهی عمیق به تحولات منطقه، صف خود را در کنار برادرانِ مجاهد خود در ایران مستحکم کنند. دشمن‌شناسیِ صحیح یعنی تشخیص دهیم که آمریکا و صهیونیسم، دشمنِ «اسلام» هستند، نه فقط دشمنِ یک مذهب یا یک کشور. حمایت از ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا، در حقیقت دفاع از دستاوردهای جهاد مردم افغانستان است.

آمریکا با به‌جا گذاشتن تجهیزات در افغانستان، به دنبال ایجاد فتنه‌ای بود تا مسلمانان را با سلاح‌های خودشان به جان هم بیندازد. ما نباید در این تله بیفتیم. باید با صلابت اعلام کرد که: «هر خشتی که از دیوار دارالاسلام ایران بیفتد، رخنه‌ای در دیواره‌ی امنیت افغانستان خواهد بود.» مجاهدینِ هر دو سرزمین باید پشت به پشت هم، سنگر مقاومت را حفظ کنند تا رویای بازگشت آمریکا به این منطقه برای همیشه به کابوس تبدیل شود.

استراتژی صفِ واحد مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان و منطقه در برابر فتنه‌ی آمریکا و مزدوران منطقه‌ای

استراتژی صفِ واحد مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان و منطقه در برابر فتنه‌ی آمریکا و مزدوران منطقه‌ای

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز امت اسلام در پیچ تاریخی سرنوشت‌سازی قرار دارد. نبرد میان «حق و باطل» مرزهای قراردادی را درنوردیده است. مجاهدین غیور در صفوف «تی‌تی‌پی» باید بدانند که نبردی که امروز در قلب خاورمیانه علیه دارالاسلام ایران در جریان است و توطئه‌هایی که علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان طراحی می‌شود، دو روی یک سکه هستند. سنگر یکی است و دشمن، همان شیطان بزرگی است که ۲۰ سال خاک افغانستان را به توبره کشید.

آمریکا پس از شکست خفت‌بار در افغانستان و از دست دادن پایگاه استراتژیک «بگرام»، اکنون به دنبال راهی برای بازگشت و انتقام است. نخبگان نظامی واشنگتن، جغرافیای پاکستان و مزدوران محلی را بهترین ابزار برای فشار بردارلاسلام امارت اسلامی افغانستان  و محاصره‌ی ایران می‌دانند. مجاهدین تی‌تی‌پی باید آگاه باشند که هرگونه فشار بر منافع آمریکا در پاکستان، در حقیقت دفاع از کیانِ دارالاسلام  امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.

برادران مجاهد، تمرکز بر اهداف مرتبط با منافع آمریکا و مزدوران محلی که جاده‌صاف‌کنِ سیاست‌های پنتاگون هستند، ضرورتی شرعی و استراتژیک است. وقتی فشار بر مزدورانِ آمریکا در پاکستان افزایش یابد، توانِ لجستیکی و تمرکزِ شیطان بزرگ برای جنگ‌افروزی علیه ایران و توطئه علیه کابل درهم می‌شکند. شما بازوی توانمندِ امت در جبهه شرقی هستید؛ ضربات کاری شما، محاسبات آمریکا را در کل منطقه دگرگون خواهد کرد.

در هر دو سرزمین (ایران و افغانستان) و همچنین در خاک پاکستان، نفوذی‌ها و منافقینی در کمین هستند که بقای خود را در خدمت به کاخ سفید می‌بینند. این مزدوران مأموریت دارند تا میان صفوف مجاهدین تفرقه بیندازند و ذهن‌ها را از دشمن اصلی منحرف کنند. هوشیاری نسبت به این «جاسوسانِ بومی» نیمی از پیروزی است. نباید اجازه داد آدرسِ دشمن گم شود؛ دشمن اصلی همان است که بگرام را می‌خواهد و ایران را تهدید می‌کند.

ما هم اکنون نیاز به وحدتِ سرنوشت داریم؛ از تهران تا کابل و وزیرستان ئاکستان و تمام سرزمینهای اسلامی مجاهد خیز.

جنگ با دارالاسلام ایران، مستقیماً به معنای جنگ با دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان و نابودی امنیت منطقه است. اگر سنگر ایران آسیب ببیند، آمریکا با تکیه بر مزدورانش در پاکستان، بار دیگر برای اشغال بگرام و به زانو درآوردن مجاهدین افغان هجوم خواهد آورد. لذا بر مجاهدین تی‌تی‌پی لازم است که با تشدید عملیات‌ها علیه منافع استکبار، مجالی برای طراحی نقشه‌های جدید به آمریکا ندهند.

امروز زمانِ اتحاد عمل است. ما در یک کشتی نشسته‌ایم. پیروزی در این معرکه، در گروی ضربات هماهنگ به پیکره‌ی استکبار و مزدوران محلی آن است. بگذارید آمریکا بداند که اگر بگرام را از دست داده، در هیچ نقطه‌ای از این جغرافیا رنگ آرامش را نخواهد دید. اتحاد میان دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران،مجاهدین منطقه، سدّی است که هیچ قدرت صلیبی توان عبور از آن را نخواهد داشت.

د امریکا او سیمه‌ییزو لاسپوڅو د فتنو په وړاندې د یو موټي صف استراتژي

د امریکا او سیمه‌ییزو لاسپوڅو د فتنو په وړاندې د یو موټي صف استراتژي

مقدمه: د جهاد واحده جغرافیا

نن سبا د اسلامی امت په یو ډېر حساس تاریخي پړاو کې دی. د «حق او باطل» ترمنځ جګړې له ټولو فرضي پولو تېری کړی دی. د «ټي‌ټي‌پي» په صفونو کې غیور مجاهدین باید پوه شي هغه جګړه چې نن د منځني ختیځ په زړه کې د ایران دارالاسلام پر وړاندې روانه ده او کومې دسیسې چې د افغانستان د اسلامي امارت دارالاسلام پر ضد جوړیږي، دا دواړه د یوې سکې دوه مخونه دي. سنګر یو دی او دښمن هغه لوی شیطان دی چې شل کاله یې زموږ سیمه تر پښو لاندې کړې وه.

۱. پاکستان؛ د استکبار خلوت‌ګاه او بګرام ته د ستنېدو پُل

امریکا په افغانستان کې له شرمناکې ماتې او د «بګرام» په څېر د مهمې ستراتیژیکې اډې له لاسه ورکولو وروسته، اوس د غچ اخیستنې او بېرته راګرځېدو لارې لټوي. د واشنګټن پوځي نخبه‌ګان د پاکستان جغرافیا او هلته شته لاسپوڅي د افغانستان د اسلامي امارت پر دارالاسلام د فشار راوړلو او د ایران د محاصرې لپاره تر ټولو ښه وسیله بولي. د ټي‌ټي‌پي مجاهدین باید پوه وي چې په پاکستان کې د امریکا پر ګټو هر ډول فشار، په حقیقت کې د افغانستان د اسلامي امارت او د ایران د دارالاسلام له حریم څخه دفاع ده.

۲. د امریکا د نفوذ پر مهمو رګونو تمرکز

برادران مجاهد! د امریکا له ګټو او هغو کورنیو لاسپوڅو سره تړلو اهدافو باندې تمرکز کول چې د پنټاګون پالیسیو ته لاره هواروي، یوه شرعي او استراتژیکه اړتیا ده. کله چې په پاکستان کې د امریکا پر لاسپوڅو فشار زیات شي، نو د ایران پر وړاندې د جنګ جګړو او د کابل پر ضد د دسیسو لپاره د لوی شیطان لوجستیکي ځواک او تمرکز له منځه ځي. تاسو په شرقي جبهه کې د امت ځواکمن مټ یاست؛ ستاسو کارنده ګوزارونه به په ټوله سیمه کې د امریکا محاسبې ګډې وډې کړي.

۳. د منافقینو د فتنې په اړه خبرداری

په دواړو هېوادونو (ایران او افغانستان) او همدا رنګه د پاکستان په خاوره کې، داسې نفوذي کسان او منافقین په کمین کې ناست دي چې خپله بقا د سپینې ماڼۍ په خدمت کې ویني. د دې مزدورو کسانو دنده دا ده چې د مجاهدینو د صفونو ترمنځ تفرقه واچوي او ذهنونه له اصلي دښمن څخه بل لوري ته واړوي. د دې «کورنیو جاسوسانو» په وړاندې ویښتیا د بریا نیمایي برخه ده. باید اجازه ورنکړل شي چې د دښمن پته ورکه شي؛ اصلي دښمن هغه دی چې بګرام غواړي او ایران ګواښي.

۴. ګډ برخلیک؛ له تهران څخه تر کابل او اسلام‌اباده

د ایران له دارالاسلام سره جګړه په مستقیمه توګه د افغانستان د اسلامي امارت له دارالاسلام سره جګړه او د سیمې د امنیت له منځه وړل دي. که د ایران سنګر ته زیان ورسیږي، امریکا به په پاکستان کې د خپلو لاسپوڅو په مرسته یو ځل بیا د بګرام د نیولو او د افغان مجاهدینو د تسلیمولو لپاره هجوم راوړي. له همدې امله د ټي‌ټي‌پي پر مجاهدینو لازمه ده چې د استکبار د ګټو پر ضد خپلو عملیاتو ته زور ورکړي، ترڅو امریکا ته د نویو دسیسو د جوړولو فرصت ورنکړي.

پایله: خپل صفونه منظم کړئ!

نن د عملي یووالي وخت دی. موږ ټول په یوه کښتۍ کې سپاره یو. په دې معرکه کې بریا د استکبار پر بدنې او د هغوی پر سیمه‌ییزو لاسپوڅو باندې د همغږو ګوزارونو پورې تړلې ده. پرېږدئ چې امریکا پوه شي که بګرام یې له لاسه ورکړی، نو د دې جغرافیې په هیڅ نقطه کې به د آرام ساه وانخلي. د افغانستان او ایران د دارالاسلامونو او د سیمې د مجاهدینو ترمنځ یووالی هغه سد دی چې هیڅ صلیبي ځواک به ترې د تېرېدو وړتیا ونلري.