به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

با دستگیری چند نفر از ارازل و اوباش با تابعیت افغانی لازم است با احترام به روابط برادرانه و راهبردی میان دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به یک نگرانی امنیتی مشترک اشاره شود.

 حضور عناصر وابسته به جمهوریت بیست‌سالهٔ مورد حمایت امریکا و ناتوکه کارنامه‌ای روشن از اختلافات درون‌گروهی، قانون‌گریزی و فساد دارند می‌تواند ناخواسته موجب انتقال تنش و بی‌ثباتی اجتماعی شود و در هر جغرافیایی که مستقر شوند، پتانسیل ایجاد تنش را به همراه می‌آورد.

از منظر مسئولیت مشترک منطقه‌ای و صیانت از امنیت اجتماعی، توصیه می‌شود تمایز روشنی میان پناهجویان واقعی و عناصر وابسته به پروژه‌های شکست‌خورده اشغالگری آمریکا در افغانستان قائل شده و در چارچوب همکاری‌های دوجانبه، نسبت به بازگشت این افراد به افغانستان و رسیدگی مسئولانه به وضعیت آنان اقدام گردد. این رویکرد در راستای تقویت ثبات، اعتماد متقابل و حسن همجواری خواهد بود.

در این صورت پیشنهاد ما به عنوان مهمانان افغانی و مهاجر دارالاسلام ایران که خود را از مجاهدین صف مقدم در برابر آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها می دانیم این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را از ایران بیرون کنید این‌ها پناهجو نیستند، اینها همان مزدوران فراری از افغانستان هستند که به مدت ۲۰ سال در اختیار آمریکا و در خیانت به ملت و دین خود فعالیت کردند که ملت افغانستان بیست سال با همین عناصر سیاه‌روز شد؛ اگر از افراد خانواده های این مزدوران مشخص شود که افرادی در اغتشاشات غلامان آمریکا در ایران شرکت داشته اند برای شما هم روشن می شود که آرامش منطقه با اخراج این فاسدین حفظ می‌شود، نه با پناه‌دادن به آنان اینها حسابشان با مردم شریف افغانستان و مهاجرین افغانا کاملاً جداست اینها حتی در غربت هم تولید ناامنی می کنند بخصوص اگر پای منافع اربابشان آمریکا در میان باشد.

از مسئولین و مردم دارالاسلام ایران می خواهیم اگر در میان هزاران ایرانی فریب خورده یا خائن و مزدور چند جوان فریب خورده ی افغان دیدند ابتدا مشخص کنند اینها به مزدوران فراری ربط دارند یا خیر و به دنبال آن، حساب این چند نفر انگشت شمار را از مردم ضد آمریکائی و ضد صهیونیستی افغانستان خارج کنند.

به خاطر بیاروریم که امارت اسلامی افغانستان نزدیکترین افراد رهبر جیش العدل را به قتل رساند و تا کنون اجازه نداده است حتی یک نفر از دشمنان ایران در افغانستان حضور داشته باشد چه رسد به اینکه از مرزهای طولانی امارت اسلامی افغانستان به ایران خطری متوجه شود.

دو دارالاسلام ایران و افغانستان از حامیان اصلی جهاد فلسطین و غزه هستند و در جنگ با آمریکا و اسرائیل در یک جبهه و در یک سنگر به سر می برند.

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

به قلم: ابومحود کندزی

اخیراً و در این اغتشاشات جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و هرزه های فاسد ایرانی  در دارالاسلام ایران چند تبعه ی افغان هم وجود دارند که توسط استخبارات و نیروهای امنیتی و انتظامی ایران دستگیر شدند.

توصیه ما به عنوان مومنین دارالاسلام ا.ا.افغانستان به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را هرچه زودتر از خاک ایران خارج کند و به افغانستان بازگرداند یا کلاً از خاکش خارج کند که به هر گوری رفتند بروند؛ چرا که حضور این عناصر فاسد، نه از سر مظلومیت، بلکه نتیجه فرار از حساب‌رسی و پیامد اختلافات درون‌حزبی و گروهی خودشان است. اینان حتی در مهاجرت نیز منشأ رعب، وحشت و ناامنی پنهان می‌شوند و آرامش اجتماعی را تهدید می‌کنند.

ملت افغانستان بیست سال تمام، سیاه‌ترین روزگار خود را با همین چهره‌ها سپری کرد؛ افرادی که با حزب‌گرایی، سمت‌گرایی و تفرقه‌افکنی فرامنطقی، جامعه را به آشوب کشاندند. این اختلافات نه بومی بود و نه مردمی، بلکه ریشه در پروژه‌های امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان داشت و همگی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به استخبارات امریکا، غرب و ناتو بودند.

این ارازل جمهوریت ۲۰ سال در خدمت اشغالگران آمریکائی و غربی عمل کردند و هرگونه جنایت، بربریت و فساد را علیه مردم خود روا داشتند و کرامت انسانی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی را قربانی منافع اربابان خارجی کردند و امروز نیز همان اختلافات درونی و تسویه‌حساب‌ها را به بیرون از افغانستان منتقل کرده‌اند.

حضور آنان در هر کشوری، نه فرصت است و نه پناه، بلکه انتقال بحران و فساد است.

امنیت منطقه‌ای اقتضا می‌کند که میان مظلوم و پناهجوی واقعی و مزدور فراری تفاوت گذاشته شود. این عناصر نه نماینده مردم افغانستان‌اند و نه قربانی وضعیت؛ بلکه بازماندگان پروژه شکست‌خورده اشغالگری آمریکا هستند که اکنون می‌کوشند هزینه فساد خود را به دیگران تحمیل کنند.

پس مشکل، افغانستان یا امارت اسلامی نیست بلکه مشکل، ماهیت فاسد و وابسته این خائنین است.

آرامش واقعی زمانی تأمین می‌شود که این عناصر از محیط‌های امن خارج شده و مسئولیت اعمال بیست‌ساله خود را بپذیرند، نه آن‌که با نام پناهجو، ناامنی و اختلاف را صادر کنند.

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

به قلم: فضل احمد هراتی

در اخبار دیدیم که ملا عبدالمنان عمری، وزیر کار و امور اجتماعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در دیدار با سید مالک حسینی، معاون وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی دارالاسلام ایران، درباره‌ی تقویت روابط دوجانبه کاری و اقتصادی، تبادل نیروی کار، و گسترش آموزش‌های فن و حرفه‌ای گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، وزیر کار امارت اسلامی بر ضرورت همکاری مشترک برای صدور مجوزهای کاری قانونی برای مهاجران افغان و تضمین حقوق انسانی و شغلی کارگران—به‌ویژه در زمینه‌ی پرداخت عادلانه دست‌مزدها—تأکید نمود.

در مقابل، سید مالک حسینی اعلام کرد که ایران آمادگی دارد تا در:

 ▪️ اجرای پروژه‌های مشترک کاری

▪️ تبادل کارگران ماهر

▪️ انتقال منظم و قانونی نیروی کار

▪️ راه‌اندازی برنامه‌های آموزش فن و حرفه

با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همکاری گسترده داشته باشد.

وی همچنین از وزیر کار و امور اجتماعی افغانستان برای سفر رسمی به ایران و پیگیری موضوعات دوجانبه دعوت کرد.

این اتفاق مبارکی است اما دو دارالاسلام باید بکوشند تا:

▪️ کار و معیشت شرافتمندانه برای قشر مستضعفین فراهم شود

▪️ نیروی کار مسلمان با کرامت، امنیت و حقوق عادلانه فعالیت کند

▪️ فقر و بی‌عدالتی به ابزار فشار دشمنان تبدیل نشود

زیرا مستضعفینِ برخوردار از کار و عدالت، پشتوانه‌ی واقعی دارالاسلام‌اند، نه باری بر دوش آن.

این همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان نشان داد که کار یکی از اسباب عزت مومنین و عدالت از اسباب مهم ثبات در دارالاسلامها و میان مومنین و همکاری اسلامی در نهایت و باذن الله به قدرت امت اسلامی منجر خواهد شد.

وقتی حاکمیت اسلامی واقعی حاکم باشد، به تدریج باید از شعب ابی طالب و اصحاب صفه عبور کند و ثمره‌اش باید در امنیت معیشت و کرامت نیروی کار دیده شود.

در این صورت همکاری وزارت‌های کار دو دارالاسلام افغانستان و ایران،

گامی در مسیرحمایت از مستضعفین و تقویت عدالت اجتماعی و تحکیم پیوندهای امت اسلامی است؛ مسیری که به سرافرازی مردم و استحکام دارالاسلام‌ها می‌انجامد. باذن الله.

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

خبرگزاری های ایران گزارش دادند که نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران موفق به دستگیری یک جاسوس صهیونیستی در میان مظاهره‌چیان شده‌اند.

به گفته منابع رسمی، این فرد در پوشش اعتراضات مردمی فعالیت می‌کرده و مأموریت او هدایت، تشدید و منحرف‌سازی تحرکات به‌سوی بی‌ثباتی بوده است.

این رخداد بار دیگر حقیقتی را آشکار می‌سازد که در تجربه‌های گذشته نیز تکرار شده است و آنهم اینکه پشت بسیاری از فتنه‌ها، آشوب‌ها و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، شبکه‌های نفوذ صهیونیستی و حامیان غربی آنان قرار دارند؛ شبکه‌هایی که با سوءاستفاده از مطالبات واقعی مردم، مسیر اعتراض را به اغتشاش و ناامنی سوق می‌دهند.

در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز، تجربه تلخ دوران حاکمیت حکومت‌های مزدور امریکا نشان داد که چگونه عناصر خارجی و وابسته، در کنار مهره‌های داخلی عمل می‌کردند.

در همان دوره، برنارد-آنری لِوی، چهره شناخته‌شده یهودی و وابسته به محافل صهیونیستی، در کنار مسعود پدر و سپس احمد مسعود پسر در صحنه‌های سیاسی و میدانی دیده شد؛ حضوری که ماهیت آن چیزی جز نقش‌آفرینی اطلاعاتی و پروژه‌ای در چارچوب منافع امریکا و صهیونیسم نبود.

حضور چنین چهره‌هایی در کنار جریان‌های مسلح و شورشی، نه تصادفی بود و نه فرهنگی؛ بلکه بخشی از طرح نفوذ و بی‌ثبات‌سازی علیه دارالاسلام و حاکمیت اسلامی به‌شمار می‌رفت.

در این صورت تجربه ایران و افغانستان نشان می‌دهد که دشمن خارجی بدون خائنان داخلی قادر به پیشبرد فتنه نیست و جاسوسان صهیونیستی همواره در پوشش «حقوق بشر»، «اعتراض مردمی» یا «مبارزه سیاسی» وارد میدان می‌شوند و هوشیاری امنیتی و بصیرت مردمی، مهم‌ترین سد در برابر این پروژه‌هاست.

دارالاسلام، چه در ایران و چه در افغانستان، زمانی امن می‌ماند که نفوذی ها شناسایی شودند، خائن افشا گردد و فتنه در نطفه خفه شود.

به عنوان مجاهد امارت اسلامی افغانستان به تمام برادران و خواهران اهل سنت خود می گوئیم هرگز با این اغتشاگران و فتنه چی های میان شیعه ها و فتنه چی های میان سنی ها که همگی شان سکولار و خائن به دین وملت هستند هم قدم نشوید که خسران دنیا و آخرت در آن است.

اهل سنت و جماعت برای اعتراض به حق خود راه و منهج روشن دارد که در قواعد «امر به معروف و نهی از منکر» به روشنی بیان شده است، هوشیار باشیم که بر اساس نقشه های کفار اشغالگر خارجی و نفوذی ها و خائنین داخلی حرکت نکنیم.

این حقیقت را فراموش نکنیم که امروز دارالاسلام ایران هر ضربه ی امنیتی یا اقتصادی بخورد سودش مکمل و بالکل به جیب اسرائیل و آمریکا می رود و ضررش به مردم ایران و منطقه می رسد.

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در اخبار امروز دیدیم که امارت اسلامی افغانستان تسهیلات ویژه ای برای سرمایه‌گذاری دارالاسلام ایران در بخش زراعت امارت اسلامی افغانستان قرار داده است .

باز محمد فیضان، معاون آب و منابع طبیعی وزارت زراعت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در جریان سفر رسمی به دارالاسلام ایران با صفدر نیازی شهرکی، معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، دو طرف بر گسترش همکاری‌های فنی، تبادل تجربیات تخصصی و مدیریت مؤثر منابع آب تأکید کردند.

محورهای اصلی گفت‌وگوی این دو مسول بر این موارد بود:

▪️ استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری قطره‌ای و بارانی به‌منظور صرفه‌جویی در منابع آب

▪️ افزایش بهره‌وری زراعت و پایداری تولیدات کشاورزی

▪️ فراهم‌سازی تسهیلات ویژه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی دارالاسلام ایران در حوزه زراعت و دامداری افغانستان

▪️ بررسی راه‌های بازاریابی و عرضه محصولات زراعتی و دامداری افغانستان در بازار ایران

دو دارالاسلام باید با تکیه بر برادری ایمانی، منافع مشترک و استقلال اقتصادی، برای تقویت بنیه اقتصادی امت اسلامی تلاش کنند؛ زیرا:

▪️ ضعف اقتصادی و زراعتی همواره یکی از ابزارهای فشار دشمنان دارالاسلام بوده است

▪️ خودکفایی در زراعت، مالداری و منابع حیاتی، سپر مستحکم در برابر توطئه‌هاست

▪️ همکاری‌های اقتصادی سالم، دشمن را از سوءاستفاده از فقر و وابستگی ناتوان می‌سازد

این تعاملات باید:

 ▪️ موجب بالندگی اقتصادی شود

▪️ به رفاه و عزت مردم دارالاسلام‌ها بینجامد

▪️ استقلال، ثبات و سرافرازی امت اسلامی را تقویت کند

▪️ الگویی از همکاری اسلامیِ به‌دور از سلطه بیگانگان ارائه دهد

در این صورت همکاری میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران در عرصه زراعت، گامی مهم در مسیر:

  •  خودکفایی
  • همبستگی اسلامی
  • مصون‌سازی امت در برابر فشار دشمنان است؛ مسیری که ثمره آن، عزت و پیشرفت ملت‌های مسلمان خواهد بود.

حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حق دارد و لازم است از سخنان ترامپ کافر شرابی انتقاد کند، که حمایت آشکار خود را از اغتشاشگران داخلی ایران اعلام کرد.

این حمایت آشکار، تنها یک نمونه از روش‌های قدیمی و تکراری استعمار آمریکا و غرب است چون از زمان تشکیل آمریکا که بر کشتار ملیونها بومی سرخپوست تاسیس شد و بعد از  تشکیل امپراتوری اقتصادی و نظامی، سیاست آمریکا همواره بر پایه دخالت، اغتشاش و براندازی حکومت‌های اسلامی و مستقل بوده است.

فقط کافی است نگاهی به قرن بیستم بیاندازیم که استعمار غرب و آمریکا با کودتاها، ترور و حمایت از گروه‌های خاین داخلی، قصد تخریب و تضعیف کشورهای اسلامی را داشته که دارالاسلام ایران نمونه ی نزدیک و همسایه ی ماست که قصد تضعیف آنرا داشته است تا بتواند در فرصت مناسب به اصل حاکمیت آن صدمه بزند اما در زمان حاکمیت عمر سوم رحمه الله در امارت اسلامی افغانستان چون قدرت بازدارندگی همچون قدرت بازدارندگی ایران را نداشت کل حاکمیت را با کمک خیانتکاران داخلی از بین برد و این غیر از نابودی حاکمیتهای سکولاری چون عراق و لیبی و تونس و مصر و یمن و… است که زمانی از مزدوران و غلامان خودش بودند.

اما نمونه اخیر و خیلی مهم برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، حمایت ترامپ و کاخ سفید و صهیونیستها از اغتشاشگران ایرانی است که نشان می‌دهد دشمن هیچ خط قرمزی برای دخالت در امور اسلامی و ملی ندارد.

پیام آشکار برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان این است که فردا همان حربه ممکن است علیه شما نیز به کار گرفته شود که شامل اغتشاش، فشار اقتصادی، جنگ روانی و حمایت از مزدوران داخلی خواهد بود.

مسلمانان با چنین حیوان وحشی طرف هستند و باید هشیار باشند که دشمنان اسلامی، هرجا موفق شوند، به سرعت به سرزمین‌های دیگر اسلامی چشم دوخته و سیاست‌های یکسان خود را اعمال می‌کنند و تکیه بر دشمنان و اعتماد به آمریکا و غرب، جز ذلت و خیانت برای امت اسلامی نخواهد داشت و تاریخ معاصر نشان داده که هر کشوری که به این وعده‌های ظاهری اعتماد کرده، مانند عراق، لیبی، سوریه و یمن، به آشوب، ویرانی و تضعیف شدید ملت خود دچار شده است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید از همان ابتدا هوشیار، متحد و مستقل باشد و صفوف امت را از فتنه و مزدوران داخلی جدا کند.

همکاری و تنازل هر طیفی از داخل دارالاسلام با دشمن، حتی در ظاهر و به نام مردم، خیانت آشکار است و باید با آن مقابله شود.

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به قلم: ابومحمود کندزی

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با انتشار پیامی هشداردهنده تأکید کرد که جهان امروز به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که قانون، احترام به انسان، حقوق بشر و احترام به مرزها، چیزی جز شعارهای فریب‌کارانه قدرت‌های متجاوز نیست.

او نوشت: «اگر شیر نشوی، شغال‌ها تو را خواهند خورد»؛ و ونزوئلا را نمونه‌ی تازه‌ای از این واقعیت تلخ دانست.»

این پیام مسپول اقتصادی ا.ا.افغانستان به ما می گوید ما در جهانی زندگی می کنیم که امریکا، غرب و صهیونیسم و مشابهین آنها تنها زبان قدرت را می‌فهمند و هر ملتی که ضعیف، وابسته و بی‌دفاع باشد، هدف تجاوز و تحقیر قرار می‌گیرد و شعارهای حقوق بشر و قانون بین‌الملل، ابزار توجیه جنایت و اشغال هستند.

اگر به واقعیت جهان سکولار امروز نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در این جهان سکولار بی‌رحم نه قانون حافظ ملت‌هاست ، نه سازمان‌های بین‌المللی پناه مظلومان‌اند، نه تعهدات جهانی مانع تجاوز می‌شود، بلکه تنها اقتدار، ایستادگی و آمادگی است که دشمن را متوقف می‌کند.

امت اسلامی به صورت عام و دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان باید بداند که امنیت بدون قدرت، توهم است و استقلال بدون آمادگی، شعار است و عزت بدون ایستادگی، محال است.

دارالاسلامی که می‌خواهد بماند، باید قوی، هوشیار و آماده باشد؛ وگرنه قربانی پروژه‌های تجاوزکارانه امریکا و هم‌پیمانان سکولارش خواهد شد.

پس هشدار ا.ا.افغانستان از کانال عبدالله عزام، یک پیام ساده نیست بلکه این زنگ خطر برای همه ملت‌های آزاده است که یا در این جهانِ سکولار گرگ‌ صفت اهل اقتدار و مقاومت می‌شوی، یا طعمه‌ی شغال‌های متجاوز.

امثال مولوی عبدالحمید در ایران هم بدانند و هوشیار شوند که قدرت بازدارندگی نظامی ایران است که مانع زیاده خواهی های آمریکا و صهیونیستها و سیار شرکای آنها شده است نه علم و تقوا و ادب و احترام و نصیحتهای مادرانه و….

امثال مولوی عبدالحمید زاهدان بدانند که هر گونه اعتراضی که باعث شود به اقدار دارالاسلام ایران ضربه وارد شود و جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را تقویت کند خیانت محض است به دارالاسلام و مومنین حالا چه رسد به اینکه افرادی دچار اغتشاش شوند که مفسد فی الارض هستند و باید بر اساس فقه اسلامی مجازات شوند.

امثال مولوی عبدالحمید باید مواظب کلماتی باشند که بر زبان می آورند و بدانند در این جنگلی که سکولاریستهایی چون آمریکا و صهیونیستها فعال هستند تنها قدرت بازدارندگی در خدمت امور نظامی است که مومنین و دارالاسلام را از توحش آنها محافظت می کند .

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

۱. آب؛ ملک امت، نه ابزار فشار

در منطق اسلام، آب در سرزمین‌های اسلامی ملک شخص یا دولت نیست، بلکه نعمتی عمومی برای امت است. اگر آب در این‌سو جریان دارد، به آن‌سو نیز خواهد رسید؛ و اگر کاهش می‌یابد، ریشه‌اش طبیعی و اقلیمی است، نه سیاسی.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد دریغ‌کردن آب از برادران مسلمان خود را ندارد؛ زیرا تقسیم آب در میان مسلمانان نه امتیازدهی است و نه لطف، بلکه حکم شرعی اخوت اسلامی است.

کشاندن مسئلهٔ آب به ادبیات تهدید و «فشار همه‌جانبه»، دقیقاً همان مسیری است که دشمنان امت می‌خواهند تا دو دارالاسلام را به نزاع فرسایشی مشغول کنند.

۲. پناهجو یا عنصر نفوذی؟ تفکیک ضروری

اسلام، پناه دادن به مظلوم را واجب می‌داند؛ اما اعتماد امنیتی به عناصر وابسته به اشغال، هرگز واجب و حتی جایز نیست.

افرادی که:

• در ساختارهای آمریکا و ناتو پرورش یافته‌اند،

• یا با شبکه‌های استخباراتی غربی ارتباط داشته‌اند،

• یا هنوز معیشت و پیوند فکری‌شان به غرب وصل است،

برای هیچ دارالاسلامی قابل اعتماد نیستند؛ نه برای افغانستان، نه برای ایران.

دادن پناه انسانی یک چیز است؛ دادن حاشیهٔ امن امنیتی به مزدوران سابق، چیز دیگر.

۳. قتل‌ها؛ حادثه یا پروژه؟

کشته‌شدن افراد وابسته به ساختارهای پیشین اشغال، نباید ساده‌انگارانه تحلیل شود.

تجربهٔ منطقه نشان داده است که استخبارات آمریکا و صهیونیسم بارها با حذف هدفمند یا صحنه‌سازی امنیتی، اختلاف میان کشورهای اسلامی را شعله‌ور کرده‌اند.

هدف روشن است:

• تخریب اعتماد متقابل،

• متهم‌سازی متقابل،

• و کشاندن دو دارالاسلام به تنش مصنوعی.

این‌گونه حوادث، بیش از آنکه «موضوع جنایی» باشند، پروندهٔ امنیتی و استخباراتی‌اند.

۴. ضرورت پالایش امنیتی

امروز وظیفهٔ هر دارالاسلام روشن است:

• پالایش ساختارهای امنیتی از نفوذی‌ها،

• بستن راه بازگشت شبکه‌های وابسته به غرب،

• و جلوگیری از استفادهٔ مزدوران از خاک اسلامی برای فتنه‌سازی.

اختلاف میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران، نه به نفع اسلام است و نه به نفع امت؛ تنها آمریکا و هم‌پیمانانش از آن سود می‌برند.

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

پروژهٔ فتنه‌افکنی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران با محوریت احمد مسعود و باند خائن او مدتهاست در دستور کار دشمنان امارت اسلامی افغانستان و ایران قرار گرفته است.

بر اساس اطلاعات و تحلیل‌های امنیتی، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پس از آن‌که در جذب و به‌کارگیری عساکر، افسران و جنرالان پیشین جمهوریت افغانستان ناکام ماند، به گزینهٔ حذف فیزیکی و ترور هدفمند روی آورده است؛ ترورهایی که هدف اصلی آن‌ها نه افراد، بلکه ایجاد فتنه، بی‌اعتمادی و تنش میان دو دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.

ترور قوماندان اکرام‌الدین سریع در تهران

در روز چهارشنبه، سوم ماه جدی سال ۱۴۰۴، در ساحهٔ امام حسین شهر تهران، قوماندان اکرام‌الدین سریع همراه با فردی به‌نام الماس در یک حمله مسلحانه کشته شد و یک تن دیگر زخمی گردید.

بلافاصله پس از این رویداد، گروه موسوم به مقاومت به رهبری احمد مسعود و شماری از چهره‌های فراری، بدون هیچ تحقیق رسمی، امارت اسلامی افغانستان را متهم کردند؛ اقدامی شتاب‌زده که خود پرسش‌های جدی را برمی‌انگیزد:

• این اطلاعات چگونه در چنین زمان کوتاهی به‌دست آمد؟

• چه کسی از پیش آمادهٔ فضاسازی رسانه‌ای بود؟

• چرا انگشت اتهام فوراً به‌سوی افغانستان نشانه رفت؟

نقش آی‌اس‌آی و پروژهٔ جذب افسران جمهوریت

بر پایهٔ منابع آگاه در ایران، قوماندان اکرام‌الدین سریع با قرارگاه انصار وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چارچوب رسیدگی به وضعیت افسران نظامی دورهٔ جمهوریت همکاری داشت و تلاش می‌کرد این افراد در ایران سازمان‌دهی شوند.

در مقابل، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پروژهٔ موازی‌ای را آغاز کرده بود تا جنرالان و افسران پیشین جمهوریت را به پاکستان منتقل و تحت مدیریت خود قرار دهد. در این پروژه، جنرال عبدالمتین حسین‌خیل و جنرال جرأت نقش کلیدی دارند. هدف این طرح:

• اخلال در امنیت افغانستان،

• جاسوسی در میان مهاجران،

• و استفاده ابزاری از بقایای جمهوریت برای اهداف منطقه‌ای پاکستان است.

قوماندان اکرام‌الدین سریع مانع جدی این پروژهٔ آی‌اس‌آی بود و اجازه نمی‌داد افسران مقیم ایران به پاکستان منتقل شوند. همین مخالفت، او را به هدف مستقیم آی‌اس‌آی تبدیل کرد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی با استفاده از اختلافات داخلی، زمینهٔ ترور او را فراهم کرده و هم‌زمان، سناریوی اتهام‌زنی به افغانستان را از پیش طراحی نموده بود.

تأیید رسمی: امارت اسلامی دخالتی ندارد

یک منبع در حکومت افغانستان به رسانهٔ «المرصاد» تأیید کرده است:

• این حمله توسط افرادی از حلقهٔ وابسته به خود قوماندان سریع و گروه احمد مسعود که با او اختلاف داخلی داشتند، انجام شده است.

• امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گونه برنامهٔ ترور برون‌مرزی ندارد؛ نه در دوران جهاد بیست‌ساله و نه اکنون.

• امارت اسلامی به عفو عمومی پایبند است و هر فردی که احساس خطر می‌کند، می‌تواند به افغانستان بازگردد و در امنیت زندگی کند.

پروندهٔ غلام معروف در مشهد

در مورد قتل غلام معروف (معروف لَنگ) در مشهد نیز منابع امنیتی اعلام کرده‌اند که عامل آن فردی به‌نام جاوید، عضو گروه احمد مسعود و باشندۀ ولسوالی کوهسان هرات بوده است.

سوابق این فرد شامل:

• عضویت در باند احمد مسعود،

• دست‌داشتن در پرتاب نارنجک در داخل افغانستان،

• ارتکاب قتل، اختطاف و سرقت‌های مسلحانه،

• اختطاف احمد سدیس و مطالبهٔ ۱۰۰ هزار دالر فدیه.

جاوید پس از کشته‌شدن برادرش در عملیات نهادهای امنیتی امارت اسلامی، به ایران فرار کرده و در آن‌جا پنهان شده بود. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که قتل غلام معروف ریشه در اختلافات داخلی همین باندهای وابسته دارد.

دامن‌زدن آی‌اس‌آی به جنگ داخلی میان اربکی‌ها

اسناد نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی به‌طور سیستماتیک در حال دامن‌زدن به اختلاف و درگیری میان قوماندانان نظام پیشین در خارج از افغانستان است.

نمونهٔ روشن آن، درگیری شدید فزیکی در ۲۳ قوس ۱۴۰۴ میان دو گروه از قوماندانان جمهوریت مقیم ایران است که با چاقو و سلاح سرد انجام شد و هدف آن ترور قوماندان رحیم‌الله خان بود.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد:

• قوماندان هاشم ریگوال از طریق ولی‌جان (مقیم کویته) با آی‌اس‌آی ارتباط مستقیم دارد.

• خانوادهٔ جنرال رازق اخیراً به خواسته‌های پاکستان پاسخ منفی داده‌اند.

• تلاش برای ترور رحیم‌الله خان، پاسخ آی‌اس‌آی به این نافرمانی بوده است.

هدف نهایی: تخریب روابط ایران و افغانستان

جمع‌بندی این اطلاعات نشان می‌دهد که:

• آی‌اس‌آی می‌کوشد از طریق عناصر وابسته‌اش، عملیات تخریبی را از خاک افغانستان یا در داخل ایران انجام دهد؛

• ترور در تهران و مشهد و تبلیغات پیرامون آن، پروژه‌ای برای ایجاد بی‌اعتمادی میان ایران و افغانستان است؛

• احمد مسعود و باند خائن او آگاهانه یا ناآگاهانه، ابزار رسانه‌ای و میدانی این پروژه شده‌اند.

پیام روشن

رژیم پنجاب بداند:

ما شما را می‌بینیم.

فتنه‌هایی که امروز با ترور، دروغ و عملیات استخباراتی می‌سازید، می‌تواند در یک شب و در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو بریزد.

دارالاسلام‌ها دشمن مشترک دارند و این دشمن، استخبارات دارالکفر و مزدوران داخلی آن است، نه یکدیگر.

آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

مسئلهٔ آب میان افغانستان و ایران، نه یک منازعهٔ اعتقادی است و نه موضوعی برای التهاب‌آفرینی سیاسی. در منطق اسلام، آب نعمتی عمومی در سرزمین اسلامی است و اصل بر انتفاع متقابل و عدم اضرار است.

هرگاه آب در این‌سوی  جریان داشته باشد، به آن‌سوی نیز خواهد رسید؛ و این امری طبیعی، فنی و وابسته به شرایط اقلیمی است، نه ابزاری برای فشار یا امتیازگیری.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد محروم‌سازی برادران مسلمان خود را نداشته و تقسیم آب را نه از سر منت، بلکه از باب اخوت اسلامی می‌داند.

کشاندن این موضوع به سطح تهدید و «استفاده از همه ظرفیت‌ها»، تنها به نفع جریان‌های ثالثی است که از اختلاف میان دو دارالاسلام کشور اسلامی سود می‌برند.

اصل اسلامی روشن است: پناه دادن به مظلوم و مصتضعف، واجب است؛ اما اعتماد  به خائنان اسلام ومسلمین مرتدین  امنیتی،  است.

در دو دههٔ گذشته، تجربهٔ تلخی به‌جا مانده است: افرادی که در ساختارهای اشغال، نهادهای وابسته به آمریکا و ناتو، یا شبکه‌های اطلاعاتی غربی پرورش یافته‌اند، قابل اعتماد امنیتی نیستند؛ نه برای دارالاسلام فغانستان و نه برای دارالاسلام ایران.

پس،مسئله این است که نفوذی‌ها، جاسوسان و عناصر آموزش‌دیدهٔ دشمن نباید در هیچ دارالاسلامی، حاشیهٔ امن پیدا کنند.

هرگونه قتل، ناامنی یا حادثهٔ مشکوک در خاک کشورهای اسلامی، پیش از هر چیز باید با نگاه امنیتیِ هوشیارانه بررسی شود؛ زیرا تجربه نشان داده است که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم بارها از چنین حوادثی برای ایجاد تنش دیپلماتیک و تخریب اعتماد متقابل و تحریک افکار عمومی استفاده کرده‌اند.

تبدیل این حوادث به ابزار فشار سیاسی یا رسانه‌ای، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان امت به دنبال آن‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگر،

دو دارالاسلام — افغانستان و ایران — نیازمند پالایش جدی ساختارهای امنیتی و شناسایی عناصر نفوذی و همکاری اطلاعاتی برای خنثی‌سازی فتنه‌ها هستند.

اختلاف‌افکنی میان مسلمانان، پروژهٔ آمریکا است و امنیت دارالاسلام، با هوشیاری، نه هیجان حفظ می‌شود.