پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

به قلم: فضل احمد هراتی

در یکی‌دو ماه اخیر، هم‌زمان با قطع روابط دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دارالکفر طاری پاکستان و در مقابل، گسترش تبادلات تجاری و ترانزیتی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران، تحرکات مشکوکی در عرصه ی رسانه‌ای و امنیتی پدیدار شده است که نمی‌توان آن را تصادفی دانست.

این تحرکات، بیش از هر چیز، نشانه ی فعال‌شدن شبکه‌های نفوذی شناخته‌شده همسو با سیاتهای غربی در داخل دارالاسلام ایران است؛ عناصری که مأموریت اصلی‌شان ایجاد تنش مصنوعی، بزرگ‌نمایی اختلافات، و انتقال بحران‌های ساختگی به حوزه ی آب و امنیت می‌باشد.

چرا اکنون؟ زمان‌بندی این تنش‌ها معنادار است چون پاکستان، پس از ناکامی در فشار مستقیم بر امارت اسلامی، عملاً از معادله کنار زده شده و مسیرهای اقتصادی و ترانزیتی افغانستان به سوی ایران فعال‌تر شده و همین مسئله، منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش را به‌طور جدی تهدید کرده است.

در چنین شرایطی، تنش‌سازی میان دو دارالاسلام بهترین ابزار برای برهم‌زدن این همگرایی است.

تنش سازی با ابزارهای مختلفی و اینبار ابزار فتنه سوءاستفاده از موضوع آب و تبدیل یک مسئله ی طبیعی و فنی به بحران سیاسی، یا پرونده‌سازی‌های امنیتی مشکوک برای القای بی‌اعتمادی، یا تحریک افکار عمومی از طریق رسانه‌ها و عناصر نفوذی و القای این تصور که گویا میان دو دارالاسلام تضاد منافع بنیادین وجود دارد.

این دقیقاً همان الگوی کلاسیک آمریکا و پاکستان در منطقه است جهت ایجاد اختلاف، سپس مدیریت بحران، و در نهایت بازگشت به صحنه به‌عنوان «میانجی».

در این مقطع حساس، مسئولیت دارالاسلام ایران سنگین و روشن است، مثل شناسایی و مهار عناصر نفوذی شناخته‌شده و جلوگیری از تبدیل مسائل فنی به بحران سیاسی و بستن راه فتنه‌گرانی که مأموریت‌شان اختلاف‌افکنی میان دو دارالاسلام است.

نباید اجازه داده شود دست‌های آلوده ی دارالکفر طاری پاکستان و دارالکفر محارب و اصلی آمریکا، از درون ساختارها یا رسانه‌ها، پیوندهای اسلامی و منافع مشترک دو ملت مسلمان را هدف قرار دهند.

پس باید هوشیار باشیم و فریب نخوریم و بدانیم که تنش‌های اخیر تصادفی نیست و پشت این تحرکات، نقشه ی مشترک آمریکا و پاکستان دیده می‌شود که هدف، برهم‌زدن همگرایی اقتصادی و سیاسی میان افغانستان و ایران است، و ابزار آن، نفوذی‌ها و فعلا بحران‌سازی مصنوعی در حوزه ی آب و امنیت است.

هوشیاری، پالایش امنیتی و تکیه بر منطق اخوت اسلامی، تنها راه خنثی‌سازی این توطئه است.

مسئولین اجرائی دارالاسلامهای ایران و ا.ا.اافغانستان: ظلم به مستضعفین کوتاه‌ترین راه برای خدمت به پروژه ی دشمن

مسئولین اجرائی دارالاسلامهای ایران و ا.ا.اافغانستان: ظلم به مستضعفین کوتاه‌ترین راه برای خدمت به پروژه ی دشمن

به قلم: فضل احمد هراتی

یکی از خطرناک‌ترین سیاست‌هایی که امروز در سرزمین‌های اسلامی در حال اجراست، سیاست‌هایی است که ناخواسته یا آگاهانه، مستضعفین مسلمان را نسبت به حاکمیت بد بین کرده و حتی عده ای را به‌سوی مسیرهای انحرافی سوق می‌دهد، مسیرهایی که در نهایت دشمنان اسلام از آن بیشترین سود را می‌برند.

این یک قاعده ی روشن تاریخی و شرعی است که ظلمِ مستمر، تفرقگرای می‌زاید، و تفرقگرای، بهانه ی اشغال و سرکوب می‌شود.

در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، وضع قوانینی که مستضعف نتواند کار کند و دربازار با گاری چیزی بفروشد مامورین شاروالی ممانعت کنند و بنام مالیات از مصتضعف پول اخذ گردد و راه حلالِ تأمین نان بسته شود و فقر به جرم تبدیل گردد نه با مقاصد شریعت سازگار است، نه با سیره ی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین.

در دارالاسلام ایران نیزمسئولین اجرائی باید سیاستهای کلی نظام حاکم بر کشور اهمیت دهند و در مسائل اجرائی کاری نکنند که با سیاستهای کلی نظام مغایرت داشته باشد. اجرای سیاست‌هایی که پناه‌جوی مسلمان را تحقیر می‌کند و به بهانهٔ «مدرک اقامت» زن و کودک و پیرمرد را بازداشت می‌نماید و به خانه‌ها هجوم می‌برد و خانواده‌ها را به اردوگاه و اخراج اجباری می‌کشاند، هیچ نسبتی با حرمتِ مؤمن، کرامت انسان و اخوت اسلامی و سیاستهای کلی و اساسی حاکم بر دارالاسلام ایران ندارد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا یَظْلِمُهُ وَلَا یَخْذُلُهُ،وَلَا یَکْذِبُهُ ، وَلَا یَحْقِرُهُ.[۱] مسلمان برادرمسلمان است، نه به او ظلم می کند و نه اورا تحقیر کرده و نه یاری نکرده ودر زمان مشکلات تنها رها می نماید .

در این صورت هر سیاستی که مؤمن را خوار کند و مستضعف را بی‌پناه سازد و زندگی حلال را بر او ببندد خلاف حدیث، خلاف مقاصد شریعت و خلاف عدالت اسلامی است.

وقتی عدالت تعطیل شود و کرامت لگدمال گردد و صدای مظلوم شنیده نشود طبیعی است که برخی جوانانِ خسته و تحقیرشده، به هر شعاری که وعدهٔ عدالت، قدرت یا انتقام بدهد گوش بسپارند؛ حتی اگر آن مسیر، در نهایت به انحراف و ویرانی بیشتر بینجامد.و این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا، غرب و نظام استکبار می‌خواهند.

آن‌ها با تحریم، فشار و نفوذ و با سیاست‌های غلط داخلی و با تحریک تضادها امت را از درون می‌سوزانند و سپس از آتشِ تفرقه گرای به‌عنوان بهانهٔ سرکوب استفاده می‌کنند.

ما هم اکنون دو دارالاسلام بزرگ ایران و افغانستان که با فقه حنفی و جعفری اداره می شوند را داریم و خطاب به این امرای حاکم بر مسلمین می توانیم به عنوان شهروندان این دارالاسلامها بگوئیم اگر به نام امنیت، عدالت را قربانی کنید و به نام قانون، مستضعف را له نمایید و به نام دین، کرامت مسلمان را نادیده بگیرید بدانید که شما ناخواسته در حال اجرای همان سناریویی هستید که دشمنان اسلام سال‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند.

باید یقین داشته باشیم که امت اسلامی امروز، بیش از هر زمان، به عدالت، رحمت، عقلانیت فقهی و شنیدن صدای مظلوم نیاز دارد؛ نه فشار، تحقیر و سیاست‌هایی که امت را از هم بیگانه می‌کند.

ظلم، امنیت نمی‌آورد بلکه بی امنیتی می‌آورد و هر نظامی که این حقیقت را نبیند، خواسته یا ناخواسته، در زمین دشمن بازی کرده است.


[۱]  بخاری ۲۴۴۲- مسلم  2580

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

کاتب: فضل احمد هراتی

مولوی عبدالسلام حنفی در سخنانش پالیسی دارالاسلام اسلامی افغانستان تعامل بر اساس احترام متقابل معرفی می‌کند، اما واقعیت تلخ‌تر از این شعارهاست. دارالکفر طاری پاکستان امروز نه یک همسایهٔ عادی، بلکه یک عامل مستقیم و آشکار برای پیشبرد نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها در منطقه است. این کشور با دستور آمریکا و حمایت طاغوت‌های عربی مانند امارات و سعودی‌ها، هر روز علیه دارالاسلام افغانستان تهدید و تجاوز می‌کند و درگیری‌های بی‌رحمانه‌ای بین ملت‌های مسلمان ایجاد می‌کند.

فقط کافی است بدانید در عرض شش ماه گذشته وزیر دفاع پاکستان سه بار به واشنگتن احضار شده و توجیهات و هدایتهای لازمه به او داده شده است.

پس این تجاوزات پاکستان و این فتنه گری های او به صو.رت مستقیم یا از کانال گروههای نیابتی چون جیش العدل برای دارالاسلامهای ایران و افغانستان تنها نقض حریم و خاک نیست؛ بلکه خیانت آشکار به امت اسلامی است و نشان می‌دهد که کشورهای ظاهراً اسلامی عربی، در واقع ستون‌های نظام سلطه و ابزار جنگ علیه مسلمانان شده‌اند. دفاع از خاک و استقلال دارالاسلام، حق اسلامی و وظیفه‌ای  شرعی ما است، زیرا اجازه دادن به این تجاوزات، مشروعیت دشمنان و خیانتکاران منطقه را تقویت می‌کند.

پالیسی تعامل با دارالکفرها هرگز نباید به معنای چشم‌بستن بر تجاوز، خیانت و تحقیر امت اسلامی باشد. باید آگاه بود که طاغوت‌های عربی منطقه و ستون‌های صهیونیستی‌شان، همواره در کمین هستند تا ضعف و سستی ما را به بازی بگیرند.

دارالاسلام امارت اسلامی باید با اقتدار و آمادگی کامل، نه تنها در برابر تجاوز پاکستان، بلکه در برابر تمام نقشه‌های صهیونیستی و خیانت‌های منطقه‌ای، ایستادگی کند.

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

به قلم: محمد اسامه

در نشست اخیر شورای امنیت، دو نگاه کاملاً متفاوت به افغانستان دیده شد. نماینده پاکستان گفت:

خاک افغانستان تبدیل به بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی ما شده است.

نماینده ایران تأکید کرد:

تعامل با افغانستان یک ضرورت است، کمک‌های بشر دوستانه نباید سیاسی شوند و دارایی‌های افغانستان باید آزاد شوند.

این دو رویکرد، تفاوت سیاست در دارالاسلام و دارالکفر را آشکار می‌کند:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

نگرانی اصلی: تهدید امنیت ملی خود.

نگاه مبتنی بر منافع و تهدیدات سیاسی، نه بر اصول و اخلاق.

افغانستان را به چشم ابزار فشار می‌بیند و امنیت خود را بر جان مسلمانان ترجیح می‌دهد.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

نگرانی اصلی: رعایت حقوق مردم و حفظ ثبات منطقه.

کمک‌های بشر دوستانه و تعامل سیاسی را با هدف خدمت به امت و رعایت اصول اسلامی تعریف می‌کند.

سیاست، ابزار حمایت و همبستگی اسلامی است، نه ابزار فشار و تهدید.

درس روشن از این دو واکنش دارالاسلام ایران و دارالکفر طاری پاکستان این است که:

در دارالاسلام، سیاست خدمت به مردم و شریعت است.

در دارالکفر، سیاست ابزار منافع شخصی، زور و سلطه بر دیگران است.

ای اهل ایمان، نگاه کنید و تفاوت‌ها را دریابید: کدام کشور سیاست خود را بر خدمت به امت و دین می‌چرخاند و کدام بر ترس و تهدید؟

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

په وروستۍ ناسته کې د امنیت شورا، دوه بیخي جلا لیدل شوي.

د پاکستان استازي وویل

:د افغانستان خاوره زموږ د ملي امنیت لپاره لویه ګواښ ګرځېدلې ده.

د ایران استازي ټینګار وکړ:

له افغانستان سره تعامل یو اړتیا ده، بشري مرستې باید سیاسي نه شي او د افغانستان شتمنۍ باید آزادې شي.

دغه دوه لیدلوري د دارالاسلام او دارالکفر سیاستونو توپیر روښانه کوي:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

اصلي اندېښنه: د خپل ملي امنیت ساتنه.

سیاست د ګټو او ګواښونو پر اساس، نه د اصولو او اخلاقو.

افغانستان د فشار او کنټرول وسیله ګڼي، او خپل امنیت د مسلمانانو پر ژوند ترجیح ورکوي.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

اصلي اندېښنه: د خلکو حقونه او سیمه‌ییز ثبات ساتل.

بشري مرستې او سیاسي تعامل د امت خدمت او د اسلامي اصولو رعایت لپاره وي.

سیاست د ملاتړ او اسلامي همغږۍ وسیله ده، نه د فشار او ګواښ لپاره.

روښانه درس:

په دارالاسلام کې سیاست د خلکو او شریعت خدمت لپاره دی.

په دارالکفر کې سیاست د شخصي ګټو، زور او نورو باندې د واک لپاره کارول کیږي.

ای د ایمان خاوندانو، وګورئ او توپیرونه درک کړئ:

کوم هېواد خپل سیاست د امت او دین د خدمت لپاره کاروي او کوم د وېرې او ګواښ لپاره؟

گسترش همکاری‌های علمی میان دو دارالاسلام؛ امارت اسلامی افغانستان و ایران

  گسترش همکاری‌های علمی میان دو دارالاسلام؛ امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران

هیأت بلندپایه وزارت تحصیلات عالی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به‌ ریاست شیخ ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی، به دعوت رسمی دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران به تهران سفر کرد.

حافظ ضیاءالله هاشمی، سخن‌گوی وزارت تحصیلات عالی، می‌گوید که این سفر با هدف تقویت و توسعه روابط علمی میان دو دارالاسلام انجام شده است. قرار است وزیر تحصیلات عالی در جریان سفر، با مقامات علمی و دولتی ایران دیدار و گفت‌وگو کرده و از پوهنتون‌ها و مراکز آموزشی مختلف این کشور بازدید نماید.

این سفر زمینه‌ساز همکاری‌های مشترک علمی، تبادل تجارب اکادمیک و ایجاد پروژه‌های تحقیقی میان دو کشور اسلامی خواهد بود.

 دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران؛ هوشیاری در برابر پروژه‌های تفرقه‌افکن

 دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران؛ هوشیاری در برابر پروژه‌های تفرقه‌افکن

کاتب: فضل احمد هراتی

در روزهایی که در مرزهای افغانستان با ایران رخدادهای ناگوار امنیتی گزارش می‌شود، بعضی‌ها گمان می‌کنند سکوت حکومت امارت اسلامی به معنای بی‌تفاوتی است؛ در حالی‌که این سکوت، سیاست خویشتنداری و تدبیر در روابط است، نه عقب‌نشینی و نه انفعال.

همزمانی ناامنی‌ها در مرزهای ایران و تاجیکستان و همچنین بسته شدن مرز با پاکستان، اتفاقی ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از تحرک شبکه‌هایی است که مأموریت‌شان تخریب روابط دو دارالاسلام یعنی امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران است.

دست‌هایی که سال‌هاست از لاهور و دیگر اتاق‌های تاریک سیاست، برای شعله‌ور کردن اختلاف میان مسلمانان منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند، امروز نیز در تلاش‌اند جنگ روانی، ناامنی مرزی و بدبینی متقابل ایجاد کنند تا راه‌ ارتباط و همسویی مسلمانان بسته بماند.

این پروژه‌ها، همان پیمانکاران ترامپ و محور آمریکا هستند که نمی‌خواهند دو کشور مسلمان با هم همسو باشند، چون یک پارچگی امت اسلامی بزرگ‌ترین تهدید برای منافع کفر جهانی است.

بنابراین بر دولت ایران نیز واجب است با دقت، نفوذ جریانات خرابکار و مشکوک را که به نام دفاع از وطن اما با هدف ایجاد تفرقه میان دو دارالاسلام عمل می‌کنند شناسایی و مهار کند.

چرا که دشمن امروز نه فقط با توپ و تانک، بلکه با فتنه، تحریک رسانه‌ای و عملیات مرزی نیابتی وارد می‌شود.

باذن الله، افغانستان و ایران اگر با هم باشند، محور شر نمی‌تواند هیچ‌کدام را بشکند و تقابل دو کشور خواست واشنگتن و اسلام آباد است، نه خواست امت اسلام و آینده منطقه را عقلانیت، اتحاد و بستن راه نفوذ بیگانگان تعیین خواهد کرد.

در سالروز عملیات مبارک یازده سپتامبر: خطاب به دارالاسلام ایران،دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و یمن

در سالروز عملیات مبارک یازده سپتامبر: خطاب به دارالاسلام ایران،دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و یمن

کاتب: ابومحمود کندزی

همه می دانیم که شیخ اسامه بن لادن رحمه الله دارای تفکرات اخوان المسلمین تحریف نشده ی سید قطب رحمه الله بود که با وجود اختلافات فقهی و مذهبی که با امارت اسلامی افغانستان داشت اما به امیر آن در جهاد با کفار اشغالگر و مزدوران داخلی آنها بیعت داد.

اسامه بن لادن مثل سید قطب شدیدا به وحدت اسلامی تمام مذاهب اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی که آمریکا و صهیونیستها هستند اعتقاد داشت، ای دارالاسلام ایران، ای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، ای دارالاسلام یمنِ مقاوم، قرآن می‌فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (حجرات/۱۰) بی‌گمان  تنها مؤمنان با هم برادرند.»

دشمن شما یکی است؛ آمریکا، صهیونیسم اشغالگر و مزدوران غربی.

پس چرا از این برادری الهی بهره نبریم؟

چرا دست در دست هم نگذاریم و یک صف واحد در برابر متجاوز نسازیم؟

ای رهبران ایران، افغانستان و یمن!

به وعدهٔ الهی اعتماد کنید و صف‌های خود را یکی کنید.

اتحاد بر محور قرآن و عدالت، بزرگ‌ترین سلاح شما در برابر استکبار و اشغالگر است.

هرچه این وحدت عمیق‌تر شود، دشمن مشترک ضعیف‌تر و امت اسلامی نیرومندتر خواهد شد.

این وظیفه ی خطیر اتحاد و وحدت اسلامی بیشتر بر دوش دارالاسلام ایران سنگینی می کند چون از نظر زمانی قبل از همه تشکیل شده است و از نظر فقهی و شرعی نیز مسلمین وظایف سنگین تری در برابر آن دارند.

دشمن اصلی ما آمریکاست و رژیم صهیونیستی و تمام حکام دست نشانده تابع این دشمن اصلی هستند به همین دلیل بود که شیخ اسامه بن لادن آمریکا را سر افعی نامگذاری کرده بود. یعنی با نابودی سر افعی سایر اعضای بدن او نیز خود به خود نابود می شوند.

شیخ اسامه بن لادن در ۱۱ سپتامبر با حمله ی مستقیم به آمریکا به سر افعی حمله کرد.

هم اکنون که دارالاسلام ایران به همراه جماعتهایی چون حماس و جهاد اسلامی و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و… پرچمدار جهاد با آمریکا و صهیونیستها است بر مسولین امارت اسلامی لازم است همچنانکه تا کنون به حمایت آشکار از جهاد اهل غزه در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی ایستاده اند به این راه مبارک ادامه دهند و اتحاد خود با اعضای جبهه ی مقاومت ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی را مستحکمتر کنند تا به ادن الله به وحدت اسلامی برسند.

هشدار جدی به مهاجرین افغانستان در ایران: خود را قربانی اربکی های خاین فراری نکنید

هشدار جدی به مهاجرین افغانستان در ایران: خود را قربانی اربکی های خاین فراری نکنید

به قلم: ابومحمود کندزی

قبلا منابعی از رسانه های افغان خبر دادند که نمایندگان اداره استخبارات نظامی اسرائیل «موساد» از چند روز به این‌سو در فرانسه و ترکیه به صورت پنهانی با نمایندگان مهم و مسئولین استخباراتی گروه‌های اربکی و فراری از افغانستان دیدار و گفتگو کرده‌اند و از آنها خواسته اند با استفاده از نفوذ موجود در ایران و روابط با حکومت ایران، در زمینه جمع‌آوری معلومات در ایران با آن‌ها همکاری کنند.

منابع افغان گفته اند این معلومات به طور کلی در دو بخش خواسته شده است: اول، معلومات در مورد موقعیت و تغییر مکان افراد مهم ایرانی و دوم اینکه پس از حملات اسرائیل، تا حد امکان معلومات از ساحه و از طریق روابط با افراد امنیتی ایران جمع‌آوری و با موساد شریک ساخته شود.

بر اساس معلومات دقیق و موثق که صبغت الله احمدی سخنگوی جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود نیز به آن اقرار کرد، چند ماه پیش نیز نمایندگان برخی از ادارات استخباراتی آمریکا (هیات مربوط به مرکز امنیت جدید امریکا CNAS) و غرب با رهبران شورای مقاومت (شورای ملی نجات افغانستان) در ترکیه دیدار کرده و در بدل برخی امتیازات به توافقی رسیده بودند تا در بخش استخباراتی در مورد ایران با آن‌ها همکاری کنند.

این واقعیت اربکی های خاینی است که ۲۰ سال برای آمریکا و ناتو غلامی کردند و تاهنوز به خیانت خود ادامه می دهند.

برادران ایرانی باید در میان اتباعی که در ایران هستند فرق بین این غلامان را با مردم مسلمان و ضد آمریکایی افغانستان بدانند.

این غلامان برای ایران و هر سرزمین اسلامی مثل بمب ساعتی هستند و خطرناک.

سفارت امارت اسلامی افغانستان در ایران که به این خیانت اربکی های غلام آمریکا و غرب پی برده است به مهاجران افغان هشدار داده که «از نزدیک شدن به اماکن نظامی و شرکت در مباحث سیاسی یا مذهبی حساس در فضاهای عمومی خودداری کنند.

همچنین توصیه شده از حضور در تجمعات سیاسی و انتشار مطالب مرتبط در فضای مجازی پرهیز شود تا از بروز مشکلات قانونی و سوء تفاهم‌ ها جلوگیری شود. این اقدامات برای حفظ امنیت و آرامش مهاجران در ایران ضروری است.»

مسلمانان مهاجر افغانستان که در ایران زندگی می کنند متوجه هستند که امنیت و آسایش آنها با امنیت و آسایش تمام مردم ایران گره خورده است و خیانتکاران و غلامان غرب دشمن همه ی مسلمین هستند چه ایرانی چه افغان و … پس از این غلامان دوری کنید و اگر حرکت مشکوکی از جانب این غلامان افغان و ایرانی دیدید با استخبارات ایران شریک سازید و جلو فتنه گران را بگیرید.

ایران ۲۵۰ افغانی را از مرگ حتمی در مرز تایباد نجات داد

ایران ۲۵۰ افغانی را از مرگ حتمی در مرز تایباد نجات داد

کاتب: فضل احمد هراتی

بیاد داریم که چند ماه قبل، رسانه های مختلف مجازی و حتی شبکه های معلوم الحال اعلام کردند که ایران ۲۵۰ افغانی را هنگام ورود غیر قانونی به ایران در مرز به رگبار بسته و کشت؛ کار بجایی رسید که گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل سکولار نیز که منتظر ایرادی از ایران بود فوراً اعلام موضع کرد و….

تمام این توهمات را رسانه ها نشر دادند و عوام جاهل نیز این دروغ رسانه ها را دست به دست کردند تا اینکه با موضع گیری مسئولین ا. ا.افغانستان و ایران مشخص شد که این خبر در اساس دروغ بود.

اما نکته ی جالب این است که رسانه های وابسته به ا. ا.افغانستان با یاد آوری آن دروغ طی خبری اعلام کردند که آن ۲۵۰ نفر کشته چند ماه قبل امروز همه زنده شدند و بعد از ایران به عنوان همسایه تشکری کردند…

بله، این حقیقتی است که متاسفانه حتی د رسانه های اهل سنت ایران یا رسانه های ماهواره ای و خارجی که آنهمه بر دروغ چند ماه پیش مانور دادند پوشش داده نشد و…

۲۵۰ مهاجر غیر قانونی افغانی بدون سند روز سه‌شنبه ۲۳ دلو هنگام عبور از مرز ولایت خراسان، شهر تایباد در کولاک و یخبندان گرفتار می شوند و در حالی که چیزی به مرگ آنها باقی نمانده بود قدر الله بر این بود که توسط مرزبانی ایران از مرگ حتمی نجات یافتند و پس از درمان و تغذیه به افغانستان بازگشتند.

این خبر، خبر کوچکی نیست؛ خبر از نجات ۲۵۰ مرد افغانی است که توانائی کار برای خانواده های خود را دارند و هر کدام نیز قطعا دارای فامیل و اعضای زیادی هستند و به این شکل ایران شادی را به این افراد و فامیل این افراد و مردم افغانستان هدیه داد.

جا دارد بار دیگر از ایران تشکری کنیم هر چند عده ای مغرض و بیمار دل منتسب به اهل سنت حتی از بیان این خبر نیز عصبانی هستند چه رسد به تشکری.

نکته ای که همه لازم است از بطن اینگونه خبرها متوجه شوند این است که مسئولین رده بالای ایران و افغانستان در بالاترین هماهنگی و تفاهم به سر می برند و این به دلخواه آمریکا و اسرائیل و مزدوران داخلی آنها و همچنین سنی های آمریکائی وشیعیان انگلیسی نیست.