گسترش اسلام در زندان‌های ایالات متحده: زمینه‌ها و پیامدها

گسترش اسلام در زندان‌های ایالات متحده: زمینه‌ها و پیامدها

به قلم: کارزان شکاک

در سال‌های اخیر، مقامات آمریکایی نگران افزایش تعداد مسلمانان در زندان‌های این کشور بوده‌اند. بر اساس برخی گزارش‌ها، اسلام به سرعت در میان زندانیان گسترش یافته و این پدیده تبدیل به موضوعی جدی برای مسئولان امنیتی و اجتماعی شده است. این مقاله به بررسی دلایل و پیامدهای این روند می‌پردازد.

 دلایل گسترش اسلام در زندان‌ها

۱٫ جستجوی معنا و روحیه: بسیاری از افراد که به زندان افتاده‌اند، به دنبال معنای عمیق‌تر و راهی برای فهم بهتر زندگی هستند. شرایط سخت زندان، افراد را به تفکر در مورد باورها و ارزش‌های خود سوق می‌دهد و تعداد زیادی از آن‌ها به دین اسلام روی می‌آورند.

۲٫ جامعه و هم‌بستگی: افراد مسلمان در زندان‌ها معمولاً از یک حس جامعه و هم‌بستگی برخوردارند. این شبکه اجتماعی می‌تواند به عنوان منبع حمایتی برای زندانیان عمل کند و احساس تنهایی و جدایی آن‌ها را کاهش دهد.

۳٫ محیط آموزشی: زندان‌ها می‌توانند به محیط‌هایی برای تبادل ایده‌ها و آموزش تبدیل شوند. بسیاری از زندانیان از طریق مطالعه و یادگیری درباره اسلام، به این دین گرایش پیدا می‌کنند.

 نگرانی‌های مقامات آمریکایی

افزایش تعداد مسلمانان در زندان‌ها موجب نگرانی مقامات آمریکایی شده است که به دنبال درک علت‌ها و پیامدهای این پدیده هستند. نگرانی‌های اصلی آن‌ها شامل:

– افزایش افراط‌گرایی: برخی مقامات از احتمال تبدیل شدن گروه‌هایی از زندانیان به بستری برای افراط‌گرایی و جذب افراد به سمت گروه‌های تندرو نگران هستند. این نگرانی موجب می‌شود که آن‌ها به دنبال راهکارهایی برای نظارت بر فعالیت‌های دینی در زندان‌ها بگردند.

– کاهش امنیت: تغییر در دین و باورهای زندانیان می‌تواند روابط میان زندانیان را تغییر داده و به ایجاد تنش و ناامنی منجر شود.

گسترش اسلام در زندان‌های ایالات متحده فصلی جدید از دیالوگ‌ها و چالش‌ها را به وجود آورده است. در حالی که دین می‌تواند در سخت‌ترین شرایط تسکین‌دهنده و روحیه‌افزا باشد، همزمان باید به تأثیرات اجتماعی و امنیتی آن نیز توجه شود. در نهایت، برخورد واقع‌بینانه و متفکرانه با این پدیده می‌تواند به درک بهتر جامعه از دین و معنویت در زندگی افرادی که با چالش‌های خاصی روبرو هستند، منجر شود.

بررسی تاکتیک‌های ترس و وحشت: نگاهی به ادعاهای درباره «تروریسم اسلامی» و تأثیر آن بر جامعه جهانی

بررسی تاکتیک‌های ترس و وحشت: نگاهی به ادعاهای درباره «تروریسم اسلامی» و تأثیر آن بر جامعه جهانی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

در این بحث تروریسم را در برداشت جهانی از آن بررسی می کنیم نه در مفهوم اسلامی آن که در آیه ی: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/۶۰) بیان شده است.

 در دنیای امروز، ترس و وحشت از دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب یکی از موضوعات پرچالش و بحث‌برانگیز است. یکی از این بحث‌ها ادعاهایی است که به «تروریسم اسلامی» نسبت داده می‌شود و گاهی به‌عنوان یک ابزار سیاسی برای ایجاد ترس و تفرقه در جوامع مختلف به کار می‌رود.

طی چهار دهه گذشته، برخی از گروه‌ها و کشورهای خاص تلاش کرده‌اند تا از مفهوم «تروریسم اسلامی» به‌عنوان ابزاری برای توجیه جنگ‌ها و سیاست‌های خود بهره‌برداری کنند. این رویکرد نه تنها موجب تشدید تنش‌ها در جوامع مختلف شده، بلکه بر دیدگاه عمومی مردم نسبت به مسلمانان و فرهنگ‌های اسلامی تأثیر منفی گذاشته است. به تدریج، این ادعا به یک روایت غالب تبدیل شده که موجب تفرقه و خصومت در سطح جهانی گردیده است.

با این حال، واقعیت ترور به‌سادگی در قالب یک مذهب یا فرهنگ گنجانده نمی‌شود. ترور ریشه‌های پیچیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارد که در بسیاری از موارد فراتر از اعتقادات مذهبی است. به همین دلیل، نسبت دادن تروریسم به یک مذهب خاص، نه‌تنها نادرست است، بلکه به تضاد و بی‌اعتمادی نیز دامن می‌زند.

ادعاهای واژه‌سازی‌شده درباره «تروریسم اسلامی» به وضوح می‌تواند منجر به تفرقه بین جوامع مختلف و افزایش تنش‌ها شود. این وضعیت، بر توافق‌نامه‌های بین‌المللی، همکاری‌های اجتماعی و همچنین امنیت جهانی تأثیر منفی دارد. این در حالی است که همکاری، همزیستی مسالمت‌آمیز و درک متقابل میان فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف می‌تواند به حل بسیاری از مشکلات و درگیری‌ها کمک کند.

سیاست‌های مبتنی بر ترس و وحشت، به‌ویژه در رابطه با موضوعاتی مانند «تروریسم اسلامی»، نه‌تنها به تفرقه میان جوامع منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به دور کردن بشر از مسیر همزیستی مسالمت‌آمیز و تفاهم فرهنگی کمک کند. در عوض، به‌جای تقویت تصورات منفی و دروغین، باید بر محوریت ارزش‌های اسلامی و ارتقاء گفت‌وگو و تعامل میان فرهنگ‌ها تمرکز کنیم. در نهایت، همگان باید با ممانعت از جنگ افروزانی چون آمریکا و ناتو و صهیونیستها و چین و روسیه و مزدورانشان، برای یک دنیای عاری از ترس و سوءتفاهم تلاش کنند که تنها با منهج اسلامی امکان پذیر است.

آمریکا از سرزمنیهای اسلامی مزدور می خواهد نه متحد و هرگز نمی توان به آمریکا اعتماد کرد

آمریکا از سرزمنیهای اسلامی مزدور می خواهد نه متحد و هرگز نمی توان به آمریکا اعتماد کرد

به قلم: کارزان شکاک

به یاد بیاورید که قطر یک بوئینگ ۷۴۷-۸ طلایی به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار به عنوان هواپیمای ریاست جمهوری در ماه مه ۲۰۲۵ به ترامپ داد.

ترامپ در عوض، حملات هوایی باند صهیونیستی کودک‌کش «اسرائیل» به دوحه را تأیید کرد که این حمله هوایی تضعیف حاکمیت قطر است.

روز قبل، صهیونیست‌ها مجموعه‌ای از حملات را به سوریه انجام دادند. آکادمی نظامی حمص و پایگاه‌های نظامی در لاذقیه و پالمیرا بمباران شدند. در نتیجه این بمباران‌ها، در میان سربازان نیروهای مسلح جولانی خائن تعدادی کشته و زخمی شده‌اند.

بمباران دوحه را باید در چارچوب مخالفت غیرمنتظره رژیم‌های عربی با بیانیه نتانیاهو در مورد برنامه‌های الحاق کرانه باختری و اتهامات علیه مصر که «اجازه نمی‌دهد ساکنان غزه داوطلبانه به مصر نقل مکان کنند» نیز دید.

رهبر صهیونیست، بدون هیچ تردیدی اعلام کرد که فلسطینی‌ها می‌خواهند غزه را ترک کنند، اما «کشورهای عربی اجازه نمی‌دهند این اتفاق بیفتد». صهیونیست کودک کش همچنین با تمسخر شکایت کرد که با این کار، «اعراب حقوق بشر را نقض می‌کنند» و به فلسطینی‌ها اجازه نمی‌دهند «داوطلبانه» به کشورهای دیگر بروند.

در پاسخ به این بیانیه، تقریباً همه رژیم‌های عربی نتانیاهو را محکوم کردند و امارات متحده عربی حتی تهدید کرد که اگر باند صهیونیستی کرانه باختری را الحاق کند، به اصطلاح «توافق ابراهیمی» را رد خواهد کرد. نوچه‌های عرب تهدید کرده‌اند که اخراج فلسطینی‌ها از غزه به «خط قرمز» تبدیل خواهد شد.

بنابراین، حملات به دوحه را می‌توان هشداری به رژیم‌های عربی نیز دانست که «آرام بنشینند و تکان نخورند»، همانطور که نتانیاهو در روزهای اول قتل عام غزه اعلام کرد.

در همین حال، تل آویو در حال اعلام «عملیات ویژه علیه حماس» در قطر است. اعتراضات دوحه نادیده گرفته شده است. علاوه بر این، با توجه به لفاظی‌های رهبران صهیونیستی، بمباران قطر به بهانه «مبارزه با حماس» ادامه خواهد یافت.

به یاد داشته باشید که یک دفتر بزرگ حماس نیز در ترکیه واقع شده است. بنابراین ممکن است که باند صهیونیستی کودک‌کش «اسرائیل» حمله تروریستی بعدی را به استانبول انجام دهد.

در این صورت، ترکیه، هر چقدر هم که بخواهد، باید وارد جنگی شود که نتانیاهو چندین ماه است اردوغان را به آن فرا می‌خواند. لفاظی به تنهایی برای آنکارا کافی نیست.

با تمام این احوال می توان یقین پیدا کرد که آمریکا از سرزمینهای اسلامی هرگز متحد نمی خواهد بلکه تنها مزدور می خواهد و آمریکا برای خودفروخته ترین افراد از میان مسلمین نیز قابل اعتماد نیست.

چالش‌های فناوری‌های نظامی در شرایط بیابانی: بررسی استقرار سامانه‌های دفاع هوایی لیزری در عربستان سعودی

چالش‌های فناوری‌های نظامی در شرایط بیابانی: بررسی استقرار سامانه‌های دفاع هوایی لیزری در عربستان سعودی

به قلم: کارزان شکاک

عربستان سعودی علاوه بر سرمایه‌گذاری‌های کلان در زمینه‌های نظامی، به تازگی اقدام به استقرار ۸ سامانه دفاع هوایی لیزری به نام “Silent Hunter” از چین کرده است. هدف از این اقدام، مقابله با تهدیدات جدیدی نظیر پهبادهای مهاجم است که در ارتفاعات پایین به پرواز در می‌آیند. اما آنچه که به عنوان یک پیشرفت نظامی در نظر گرفته می‌شود، با چالش‌های مهمی در شرایط بیابانی روبرو است، که به نظر می‌رسد کارایی این سامانه‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در استفاده از سامانه‌های دفاع هوایی لیزری، شرایط جوی و محیطی است. بیابان‌ها معمولاً با شرایطی چون گرد و غبار و طوفان‌های شنی همراه هستند که می‌تواند به شدت بر کارایی سیستم‌های اپتیکی اثر بگذارد. در این شرایط، فناوری‌های لیزری که نیاز به دید مستقیم و شفاف دارند، به وضوح از کارایی لازم برخوردار نخواهند بود.

گرد و غبار به طور طبیعی می‌تواند پرتوهای لیزری را پخش کرده و کیفیت تصویر را کاهش دهد. این پدیده می‌تواند مانع از شناسایی دقیق هدف شده و دقت در هدف‌گیری را به شدت کاهش دهد. علاوه بر این، وجود گرد و غبار می‌تواند موجب آسیب به حسگرها و سیستم‌های اپتیکی شود و عمر مفید آنها را کاهش دهد.

در حالی که عربستان سعودی با هدف تقویت امنیت ملی خود به سمت فناوری‌های نوین رفته است، چالش‌های ناشی از شرایط محیطی می‌تواند موجب ناکارآمدی دفاعی شود.

به وضوح، برای اهل فن ضروری است که نه تنها بر روی فناوری‌های پیشرفته سرمایه‌گذاری کنند، بلکه به درک کامل شرایط محیطی و تطبیق فناوری‌ها با آن نیاز دارند. در نهایت، تنها با درک درست از این چالش‌ها می‌توان به کارایی و اثربخشی سیستم‌های دفاعی دست یافت.

شی جین پینگ، پوتین و کیم جونگ اون درباره چگونگی جاودانه شدن بحث می‌کنند

شی جین پینگ، پوتین و کیم جونگ اون درباره چگونگی جاودانه شدن بحث می‌کنند

به قلم: کارزان شکاک

رسانه‌های غربی گزارش می‌دهند که میکروفونی که به طور تصادفی روشن شده بود، صحبت‌های شی جین پینگ، پوتین و کیم جونگ اون را در مورد «پیوند اعضای ابدی» و عمر ۱۵۰ ساله ضبط کرد.

گفتگوی بین شی جین پینگ، رهبر کمونیست، و همتایان روسی و کره شمالی‌اش، پوتین و کیم جونگ اون، در حالی که برای مراسمی به مناسبت هشتادمین سالگرد تسلیم ژاپن در جنگ جهانی دوم به سمت دروازه تیان آن من در پکن می‌رفتند، در یک ویدئو ضبط شد.

بلومبرگ می‌نویسد، ضبط صوتی مکالمه درباره طول عمر کمتر از یک دقیقه طول می‌کشد و فقط بخش‌هایی از آن قابل شنیدن است. به طور خاص، شی جین پینگ به زبان چینی «این روزها» و «۷۰ سال» صحبت کرد.

سپس می‌توان شنید که مترجم ظاهراً سخنان شی جین‌پینگ را به روسی برای پوتین ترجمه می‌کند: «در گذشته، مردم به ندرت تا ۷۰ سالگی عمر می‌کردند، اما اکنون در ۷۰ سالگی نیز می‌توان جوان ماند.»

مترجم شی جین‌پینگ سپس سخنان پوتین را به زبان چینی برای او بازگو کرد: «با توسعه بیوتکنولوژی، می‌توان اعضای بدن انسان را به طور مداوم پیوند زد و مردم قادر خواهند بود جوان‌تر و جوان‌تر بمانند و حتی به جاودانگی دست یابند.»

شی جین‌پینگ به زبان چینی پاسخ داد: «طبق پیش‌بینی‌ها، در این قرن شانسی برای زندگی تا ۱۵۰ سالگی وجود دارد.»

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۳)

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۳)

به قلم: کارزان شکاک

واکنش‌های تحلیلگران آمریکایی و اروپایی

آمریکایی‌ها: نیویورک تایمز و واشنگتن پست «نشانه‌ای از یک بحران سیستماتیک» می‌بینند: ترامپ از ارتش برای «جنگ‌های» داخلی (علیه اعتراضات «بیدار») استفاده می‌کند و رهبری جهانی را تضعیف می‌کند.

پولیتیکو: «آنها می‌توانستند همه این کارها را با یک ایمیل انجام دهند – به جای آن، یک سیرک از تهدیدها.»

CSIS در مورد «هرج و مرج در زنجیره فرماندهی» هشدار می‌دهد: اخراج‌ها آمادگی برای رویارویی با چین/روسیه را تضعیف می‌کند.

واکس: «این اصلاحات نیست، بلکه جنگ حزبی است – ترامپ در حال آزمایش این است که چه کسی طرف اوست.»

ژنرال‌های بازنشسته (در PBS) می‌گویند: «دشمن خوشحال است – این نشانه ضعف است.»

اروپایی: گاردین (بریتانیا) با طعنه: «دیگر خبری از «بیداری» در ارتش نیست: هگزت «به طور مهلکی» نیروها را کاهش می‌دهد در حالی که جهان در تهدیدهای واقعی غرق است.»

الجزیره (قطر): «ترامپ به سربازان در ایالات متحده اشاره می‌کند – پژواکی از رژیم‌های اقتدارگرا که در آنها ارتش شهروندان را سرکوب می‌کند.»

رویترز (اتحادیه اروپا): «هگزت سربازان «چاق» را سرزنش می‌کند – اما کاهش بودجه برای مرز را نادیده می‌گیرد.»

تحلیلگران اروپایی (در موسسه بروگل) متفق‌القول هستند: این «فرسایش اتحاد ترانس آتلانتیک» است – ناتو نگران یک ارتش «سیاسی‌شده» ایالات متحده است.

مفهوم «بدترین سطح فکری دولت ایالات متحده در تاریخ» اغراق‌آمیز است، اما بی‌دلیل نیست. ترامپ و هگزت احمق نیستند (ترامپ یک فریبکار است، هگزت یک تاکتیک‌پرداز رسانه‌ای)، اما رویکرد آنها قدیمی است.

بحران سیستمی در واقع در حال رشد است – قطبی شدن، تعطیلی‌ها، پاکسازی‌ها – اما مقایسه آن با “بدترین” (مانند نیکسون) زودهنگام است؛ این بیشتر شبیه “پوپولیسم ۲.۰” است.

آیا جلسه ژنرال‌ها نشان دهنده تهدید یک جنگ بزرگ جدید است؟ به احتمال زیاد این یک جنگ خارجی نیست، اگرچه به دلیل پویایی سریع در حال تغییر رویدادهای جهانی نمی‌توان آن را کاملاً رد کرد. ترامپ ادعا می‌کند که می‌خواهد از “جنگ‌های بی‌پایان” جلوگیری کند (اما اوکراین و تایوان هنوز در افق هستند).

بلکه، این نشانه ای است که مشکلات درون ایالات متحده به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شوند. نشانه‌هایی از “آموزش داخلی” – در مورد سرکوب اعتراضات/مهاجرت، مانند سال ۲۰۲۰.

محرمانه: برنامه‌هایی برای “Posse Comitatus 2.0” برای شهرها (لس‌آنجلس، شیکاگو به عنوان “میدان‌های آزمایش”). چشم‌انداز تیره و تار است: پاکسازی‌ها پنتاگون را تضعیف می‌کنند (تخلیه استعدادها) و بحران روحیه وجود خواهد داشت (طبق پیش‌بینی‌های RAND، استخدام ۲۰ درصد کاهش می‌یابد). در سطح جهانی، چین/روسیه از «هرج و مرج در واشنگتن» سود خواهند برد؛ ناتو ممکن است «خود را منزوی کند».

برای ایالات متحده، خطر کودتای نظامی بعید است، اما فرسایش اعتماد واقعی است. اگر ترامپ با اخراج بیش از ۱۰ ژنرال، پاکسازی را آغاز کند، سیستم را از هم خواهد پاشید. بنابراین، باید مراقب کنگره باشیم – اطلاعات فاش شده نشان می‌دهد که روند استیضاح به دلیل «نظامی‌سازی» در آنجا در حال شکل‌گیری است.

آمریکا، اگرچه هنوز قوی است، اما ابدی نیست و شاید آنچه امروز در بالاترین سطوح قدرت اتفاق می‌افتد، اولین نشانه از این باشد که مسیر تاریخی این کشور به سمت زوال تغییر کرده است!

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۲)

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

واکنش ارتش ایالات متحده

ارتش در شوک و شورش خاموش است. نظرسنجی‌های ناشناس در میان افسران (که به منابع وست پوینت درز کرده است) نشان می‌دهد که ۷۰٪ آن را “ضربه‌ای به روحیه” و ۴۰٪ “خطری برای اثربخشی مبارزه” می‌دانند.

طبق گزارش‌ها، ژنرال بازنشسته ارتش، مارک میلی، این سخنرانی را “مایه خنده دشمن” خواند: “آنها احتمالاً در مسکو و پکن می‌خندند.”

دان بیکن، نماینده کنگره (جمهوری‌خواه-شمال شرقی)، یک کهنه سرباز نیروی هوایی، علناً از ترامپ خواست که “لحن خود را ملایم‌تر کند”: “انتقاد از افسران ارشد، انگیزه سربازان را از بین می‌برد.”

میم‌هایی درباره «ژنرال‌های چاق» در پنتاگون در حال پخش شدن است، اما در چت‌های داخلی، این ترس را می‌پوشاند: «بعد از میلی و کریگ نفر بعدی کیست؟»

مأموران حقوقی نظامی کلیدی (JAGs) قبلاً اخراج شده‌اند که طبق گزارش‌های محرمانه، نظارت بر قانونی بودن عملیات را تضعیف می‌کند.

ارزیابی سخنرانی ترامپ: تهدید به اخراج به عنوان «خط قرمز»

سخنرانی ترامپ لفاظی نیست، بلکه نقض عملی اصل کنترل غیرنظامیان بدون وفاداری سیاسی است (قانون Posse Comitatus در معرض تهدید است). کارشناسان CSIS (مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی) این را «آزمون وفاداری به سبک استالین» می‌نامند: تهدید به «آتش در محل» زنجیره فرماندهی و معیارهای عملکرد را نادیده می‌گیرد.

آتلانتیک می‌نویسد: «ژنرال‌ها به سختی می‌توانستند چهره خود را صاف نگه دارند – این رهبری نیست، بلکه یک نمایش است.» دانشمندان علوم سیاسی آن را در مقیاس «اقتدارگرایی» نمره ۸ از ۱۰ می‌دهند: این امر پایگاه ترامپ (نظامی MAGA) را تقویت می‌کند، اما متخصصان را فراری می‌دهد.

محرمانه: ناتو در حال حاضر در حال بحث در مورد «خطر نشت اطلاعات محرمانه» به دلیل پاکسازی‌ها است.

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۱)

ژنرال‌های آمریکایی در شوک. آیا ترامپ در حال انجام یک آزمون وفاداری بود، یا چه بود؟ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

تقریباً همه مفسران به غیرمعمول بودن شدید «گردهمایی» ژنرال‌ها و دریاسالارهای آمریکایی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، در پایگاه نیروی دریایی کوانتیکو، ویرجینیا، ایالات متحده آمریکا اشاره می‌کنند.

این جلسه که از نظر مقیاس و لحن بی‌سابقه بود، توسط وزیر جنگ پیت هگست و به دستور مستقیم رئیس جمهور دونالد ترامپ تشکیل شد.

بیش از ۸۰۰ ژنرال و دریاسالار – عملاً تمام ستاد فرماندهی ارشد ایالات متحده، از فرماندهان گروه‌های رزمی گرفته تا روسای ستاد – علیرغم تعطیلی قریب‌الوقوع دولت و فقدان بهانه‌ای روشن، فوراً از پایگاه‌های سراسر جهان فراخوانده شدند.

تخمین زده می‌شود که تدارکات ورود آنها به ایالات متحده میلیون‌ها دلار هزینه داشته باشد و باعث نارضایتی داخلی در وزارت دفاع شود. یادداشت‌های محرمانه‌ای که در پنتاگون در گردش است، این را “آزمون وفاداری” و “پاکسازی پیشگیرانه” توصیف می‌کند و به اخراج‌های قبلی افسران ارشد (از جمله رئیس ستاد آمریکایی آفریقایی‌تبار و رئیس زن عملیات دریایی) اشاره می‌کند.

واقعاً چه بود؟

رسماً، “برنامه اولویت‌دار” برای “بازسازی فرهنگ نظامی”. هگزت، مجری سابق فاکس نیوز و کهنه سرباز جنگ عراق، ابتدا صحبت کرد و ۱۰ دستورالعمل جدید را با هدف “پایان دادن به جنگ علیه جنگجویان” اعلام کرد.

نکات کلیدی: لغو سیاست‌های «بیداری»: DEI (تنوع، برابری، شمول) یک «ویروس» اعلام شد، ارتقاء بر اساس نژاد/جنسیت «رهبری سمی» نامیده شد. بازگشت به «استانداردهای مردانه» برای نقش‌های رزمی.

آمادگی جسمانی: «از دیدن سربازان چاق و به خصوص ژنرال‌های چاق خسته شده‌ام – آنها مایه شرمساری هستند.» آزمایش‌های اجباری تناسب اندام، قوانین جدید بهداشت و آراستگی (ممنوعیت مدل موهای «غیرجنگی»).

تهدیدات داخلی: ترامپ به استفاده از سربازان برای «مبارزه با جرم در شهرهای خطرناک» به عنوان «میدان‌های آموزشی» اشاره کرد و «جرایم شهری» را به عنوان تهاجم ذکر کرد.

ترامپ که یک ساعت بیشتر از زمان برنامه‌ریزی شده صحبت می‌کرد، جلسه را به یک تجمع بداهه تبدیل کرد: او «قوی‌ترین ارتش تاریخ» خود را ستود، «خائنان» دولت قبلی را سرزنش کرد و صریحاً اعلام کرد: «اگر کسی اینجا از من خوشش نمی‌آید، برود – اما با رتبه و حرفه خود خداحافظی کند.»

فایل‌های صوتی محرمانه (از منابع حاضر در اتاق) تأیید می‌کنند که این فقط یک سخنرانی نبود، بلکه یک اولتیماتوم بود: «تشویق کنید، یا بروید.» حضار – صدها افسر با لباس فرم – واکنش حداقلی نشان دادند: گهگاه دست می‌زدند، بی‌قراری می‌کردند و «چهره‌های بی‌حالت»، همانطور که شاهدان عینی اشاره کردند.

پنتاگون از قبل دستورالعمل‌هایی ارسال کرده بود: «واکنش احساسی نشان ندهید، عجولانه تشویق نکنید.»

این جلسه یک جلسه توجیهی معمولی نبود – بلکه نمایش قدرت بود. افراد نزدیک به کاخ سفید زمزمه می‌کنند که هدف، شناسایی افراد بی‌وفا به موج اخراج‌ها است (تا ۲۰ ژنرال در حال حاضر در “لیست سیاه” قرار دارند).

این جلسه مخفیانه و بدون تأیید کنگره و به بهانه “تحکیم فرماندهی” آماده شده بود.

زمانی که صهیونیستها در مورد ایران به آمریکائی ها دستور می دهند

زمانی که صهیونیستها در مورد ایران به آمریکائی ها دستور می دهند

به قلم: صلاح الدین مجاهد

تاکر کارلسون: «افسران ارتش اسرائیل به جلسات پنتاگون هجوم آوردند و به نیروهای ما دستور دادند»

تاکر کارلسون رهبری ایالات متحده را متهم کرد که به افسران نظامی «اسرائیلی» اجازه داده است تا در طول جنگ با ایران به جلسات پنتاگون هجوم آورند و با گستاخی به ژنرال‌های آمریکایی دستور دهند.

او گزارش داد که در طول این جنگ کوتاه، افسران ارتش اسرائیل با ورود به جلسات، دادن دستور و طرح خواسته‌ها، ژنرال‌های پنتاگون را خشمگین کردند. و هیچ کس اقدامی نکرد.

«چطور یک افسر نظامی خارجی می‌تواند به مقرهای نظامی هجوم آورد… و درخواست کند که ‘ما این را می‌خواهیم، ما آن را می‌خواهیم’؟ ها؟

تاکر کارلسون اظهار داشت: به دلیل ضعف رهبرانمان، ما شکارچیان یک کشور خارجی را تشویق کردیم تا از ما سوءاستفاده کنند.»

واشنگتن نمایشی برای احمق‌ها اجرا کرد

واشنگتن نمایشی برای احمق‌ها اجرا کرد

به قلم: کارزان شکاک

بعد از حمله ی هماهنگ شده ی صهیونیستها به محل اقامت رهبران حماس، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، به خبرنگاران گفت: «حمله اسرائیل به دوحه احتمالاً چند نفر از افراد بسیار بد حماس را از بین برد. بنابراین نکته مثبتی وجود دارد.» به یاد بیاورید که ترامپ گفت از این حمله ناراضی است، آن را بد می‌داند و از این حمله خبر نداشته است.

«حمله ساعت ۳:۴۶ اتفاق افتاد. اولین تماس از یک مقام آمریکایی ساعت ۳:۵۶ بود – یعنی ۱۰ دقیقه پس از حمله.»

غرغرهای ناکافی ترامپ در مورد بمباران قطر توسط اسرائیل، سوالاتی را در مورد وضعیت روانی او مطرح می‌کند.. او می‌گوید بمباران قطر شرط خوبی برای صلح خواهد بود و دیگر چنین اتفاقی نخواهد افتاد…!

منابع تل آویو گفتند که این هواپیماها برای بمباران دوحه از حریم هوایی اردن و عربستان سعودی پرواز کردند و توسط تانکرهای آمریکایی از پایگاهی در قطر در هوا سوخت‌گیری مجدد شدند.

ترامپ: «تصمیم حمله به دوحه توسط نخست وزیر نتانیاهو گرفته شد، این تصمیم من نبود.» با این حال، او چیزی در مورد اینکه نتانیاهو ترامپ را در مورد برنامه‌های بمباران مطلع کرده و ترامپ به این ترتیب به رهبر صهیونیست‌ها چراغ سبز عملی برای حمله داده است، نگفت.

بمباران قطر توسط صهیونیستها با هدف کشتن کل هیئت مذاکره‌کننده حماس، از جمله رهبران آنها، انجام شد. صهیونیست‌ها ابتدا در مورد مکان و زمان جلسه با آمریکائی ها توافق کردند و سپس محل مذاکرات برنامه‌ریزی شده را تحت پوشش پایگاه العدید آمریکا در قطر بمباران کردند.

واشنگتن در حال اجرای نمایشی برای احمق‌ها است. وایت دی‌ام ادعا می‌کند که ویتکوف قطر را از حمله قریب‌الوقوع مطلع کرده است. و به گفته آنها، ترامپ بسیار ناراضی است. در عین حال، ترامپ معتقد است که این بمباران «می‌تواند فرصتی برای صلح باشد» و به قطر اطمینان داده است که چنین حمله‌ای دیگر اتفاق نخواهد افتاد.

یک هواپیمای تانکر بریتانیایی از پایگاه خود در قطر برخاست، به جنگنده‌های «اسرائیلی» که قطر را بمباران می‌کردند سوخت‌رسانی کرد و سپس در قطر فرود آمد.

در پس‌زمینه آنچه در ۳۰ سال گذشته، به ویژه در سال‌های اخیر، در جهان اتفاق افتاده است، احمق‌ترین و نادان‌ترین افراد، دموکرات‌های چچنی هستند که در مورد حقوق بین‌الملل، قانون اساسی و اکنون در مورد به اصطلاح «کشور تحت‌الحمایه» شعار می‌دهند.

دوستان و همدستان کودک‌کش‌های صهیونیست، نوچه‌های حاکم بر امارات، پس از بمباران قطر، بیانیه‌ای غافلگیرکننده صادر کردند. نقل قول: «این گستاخانه و بزدلانه است، ما همبستگی کامل خود را با قطر ابراز می‌کنیم.» چنین سرکشی برای امارات کاملاً بی‌سابقه است. ببینیم بعداً چه می‌شود…!

امیر اوحانا، رهبر باند صهیونیستی «کنست اسرائیل»، گفت که بمباران قطر «پیامی به کل خاورمیانه» است. صهیونیستهای کودک کش، کشورهای عربی و ترکیه را به قتل عام عمومی تهدید می‌کنند.

باند کودک‌کش صهیونیستی «اسرائیل» قطر را بمباران کرد. گروه جرایم سازمان‌یافته قومی صهیونیست به بهانه مبارزه با حماس، منطقه جنگی را گسترش می‌دهد. من تعجب می‌کنم که اگر «اسرائیل» دفتر حماس در استانبول را بمباران کند، ترکیه چه خواهد کرد؟