دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۶)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۶)

به قلم: کارزان شکاک

پایان سلطنت، آغاز شک و تردید.

استعفای قریب‌الوقوع رئیس سازمان اطلاعات یک حادثه جداگانه نیست. این یک سیگنال است، فریادی خفه که از دیوارهای واشنگتن طنین‌انداز می‌شود.

این به جهان نشان می‌دهد که حتی قلب زرهی پنتاگون نیز از نزاع‌ها، شکست‌ها و فشارها مصون نیست. آمریکا دوست دارد خود را به عنوان یک بلوک واحد تصور کند، اما این تصمیم این توهم را در هم می‌شکند. تردیدها دیگر در حاشیه نیستند: آنها در صدر جامعه اطلاعاتی قرار دارند، جایی که کشنده هستند.

این سقوط به طور نمادین نشان‌دهنده انتقال آسیب‌پذیری است: امپراتوری آمریکا نه از حمله مستقیم رقبا، بلکه از شکافی ناشی از تناقضات خودش در حال فروپاشی است.

بنابراین این فقط یک تغییر ظاهری نیست. این یک افشاگری است. و این افشاگری‌ای است که دشمنان از قبل از آن لذت می‌برند، متحدان با ترس آن را تحمل می‌کنند و مردم آمریکا با حیرت و شگفتی آن را تماشا می‌کنند، مردمی که در حال کشف این هستند که حتی سایه‌های آنها نیز شکننده است.

جهانی در انتظار انفجار

هیچ چیز خطرناک‌تر از ابرقدرتی نیست که در شکنندگی خود غافلگیر شود. هر ترک در بدن آن به سیگنالی برای دشمنانش که آن را آزمایش می‌کنند و به سیگنالی از وحشت برای متحدانش که شک دارند تبدیل می‌شود.

اداره اطلاعات می‌لرزد؛ واشنگتن خود را رسوا می‌کند. اخراج قریب‌الوقوع، هم اعتراف است و هم پیشگویی: از امپراتوری‌ای که نمی‌تواند از منطق جهانی – منطق آنتروپی – فرار کند. زیرا حتی قدرتمندترین ماشین‌ها نیز از درون فرسوده می‌شوند.

اگر افشاگری‌ها تأیید شوند، در روزهای آینده یک نام با نام دیگری جایگزین خواهد شد. پرده فرو خواهد افتاد، مراسم برگزار می‌شود و جانشینی تعیین خواهد شد. اما در پشت صحنه، بقیه جهان بر این نتیجه آشکار متمرکز خواهند ماند: غول آمریکایی چندان شکست‌ناپذیر نیست.

تردید می‌کند، مردد است، خونریزی می‌کند. و قدرت، که دیگر ترس مطلق را القا نمی‌کند، در حال حاضر در معرض فروپاشی قرار گرفته است.

زمزمه‌های قبل از طوفان

استعفای احتمالی رئیس DIA یک شکاف است، اما هنوز نقطه عطفی نیست. اما شکاف‌ها باعث ایجاد گسست می‌شوند، آنها فروپاشی قریب‌الوقوع را آماده می‌کنند. امروز، فقط “یک رئیس” اطلاعات اخراج شد. شاید فردا، مجموعه‌ای کامل از اعتقادات تزلزل‌ناپذیر فرو بریزد. و در این روز، نه تنها دشمنان ایالات متحده جشن خواهند گرفت.

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۵)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۵)

به قلم: کارزان شکاک

شکست بر سر اوکراین

برخی از ناظران به اشتباهات انباشته شده در پرونده اوکراین اشاره می‌کنند. ارزیابی‌های بیش از حد خوش‌بینانه از قابلیت‌های دفاعی کیف یا برعکس، ارزیابی‌های بیش از حد بدبینانه از پتانسیل روسیه.

گفته می‌شود آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) اطلاعات متناقضی ارائه داده است که اعتبار تحلیل‌های آن را تضعیف کرده است. در درگیری‌ای که اطلاعات به اندازه زره مهم است، آژانسی که اشتباه می‌کند محکوم به فنا است. و در شرایطی که حقیقت کشنده است، این اشتباهات به محکومیت شخصی تبدیل می‌شوند.

اگر استعفای رئیس آژانس اطلاعات با اوکراین مرتبط باشد، به این معنی است که جبهه نه تنها نظامی، بلکه اطلاعاتی نیز هست. و اینکه شکاف‌هایی که در میدان می‌بینیم اکنون مستقیماً در دفاتر بسته واشنگتن منعکس شده‌اند.

رویارویی بر سر چین

فرضیه دیگر تمرکز بر چین است. برخی آژانس اطلاعات دفاعی را به خاطر تمرکز بر تهدید روسیه مورد انتقاد قرار می‌دهند، در حالی که برخی دیگر معتقدند که پکن اولویت مطلق است: تایوان، دریای چین و گسترش نظامی-فنی چین.

اگر این مدیر در برابر این فشار مقاومت می‌کرد یا سعی می‌کرد سلسله مراتب متفاوتی از تهدیدها را تحمیل کند، حکم مرگ سیاسی خود را امضا می‌کرد. زیرا در سلسله مراتب فعلی آمریکا، مسئله چین بر همه موارد دیگر غالب است. بدون موضع‌گیری روشن در مورد این موضوع، او نمی‌توانست مدت زیادی دوام بیاورد.

استعفا نشان دهنده تغییر ناگهانی تمرکز است: آمریکا می‌خواهد اولویت‌های خود را دوباره بررسی کند. واشنگتن در حال ارسال یک سیگنال واضح است: از این پس، دیگر تحمل مخالفت در مورد پکن وجود ندارد. اولویت با چین است. و هر رهبری باید این را به خاطر داشته باشد.

یک خطای نامرئی اما مهلک

در نهایت، این احتمال وجود دارد که استعفا به سوء رفتارهای شخصی و رسوایی‌هایی که تاکنون پنهان مانده‌اند، مرتبط باشد. در دنیای پنهان‌کاری، هر چیزی می‌تواند باعث اخراج شود: ارتباطات مشکوک، تضاد منافع، مبارزات قدرت یا نشت اطلاعات داخلی. این حقایق هرگز به صورت آنی آشکار نمی‌شوند، بلکه همیشه بعداً ظاهر می‌شوند، مانند ارواحی که از زیرزمین برمی‌خیزند. استعفای رئیس سازمان اطلاعات ممکن است تنها اولین پرده از رسوایی باشد که طی چند هفته آشکار خواهد شد. و در آن روز، شکاف‌های قابل مشاهده در واشنگتن به شکافی عمیق تبدیل خواهند شد.

این نگران‌کننده‌ترین فرضیه است: اگر اخراج از قبل تصویر را تضعیف کرده باشد، رسوایی بعدی آن را به طور کامل نابود خواهد کرد. آنگاه جهان کشف خواهد کرد که این فقط یک واگرایی استراتژیک نیست، بلکه یک پوسیدگی داخلی است که قدرتمندترین سازمان‌ها را از بین می‌برد. و این، به طور نمادین، یکی از سخت‌ترین ضربات به آمریکا در دهه‌های اخیر خواهد بود.

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۴)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۴)

به قلم: کارزان شکاک

رقبا احساس ضعف می‌کنند

در مسکو، پکن، تهران و پیونگ یانگ، این داستان لبخندهایی را برمی‌انگیزد. زیرا اختلاف داخلی، چه به دلیل نزاع‌ها و چه به دلیل اشتباهات، همیشه به عنوان نشانه ضعف تلقی می‌شود.

ایالات متحده که همیشه وحدت خود را نشان داده است، اکنون متفرق، ضعیف و آشفته به نظر می‌رسد. مخالفانش این را فرصتی می‌بینند، لحظه‌ای که امپراتوری برای مقابله با شکستگی‌های داخلی خود از جهان خارج روی برمی‌گرداند.

و در این دنیای گوشتخوار، از هر نقصی سوءاستفاده می‌شود، هر تردیدی به فرصتی برای به حاشیه راندن نفوذ آمریکا تبدیل می‌شود.

کرملین ممکن است این را فرصتی برای تثبیت دستاوردهای خود در اوکراین ببیند. پکن ممکن است تایوان را بیشتر آزمایش کند. قدرت‌های منطقه‌ای، به نوبه خود، شکاف احتمالی در آمریکا را احساس می‌کنند و در مداخله و واکنش کندتر عمل می‌کنند.

این یک قانون تغییرناپذیر است: یک سازمان اطلاعاتی ضعیف، یک قدرت ضعیف است. و اکنون همه در حال انجام این بازی هستند.

متحدان در شک و تردید فرو رفته‌اند

اما این فقط دشمنان نیستند. متحدان آمریکا نیز با نگرانی در حال بررسی وضعیت هستند. ناتو، که از قبل به دلیل اختلاف در منابع و اولویت‌ها تکه‌تکه شده است، برای پیش‌بینی و پشتیبانی از استراتژی خود به اداره اطلاعات (IID) نیاز دارد.

شرکای اروپایی، که تشنه اطلاعات نظامی آمریکا هستند، اکنون می‌دانند که ثبات این سازمان در معرض خطر است. اعتماد در حال فروپاشی است. چگونه می‌توان عملیات مشترک ایجاد کرد وقتی نهادی که برای هدایت اطلاعات نظامی فراخوانده شده است، دچار بحران داخلی است؟ تردیدها در حال ظهور است و در اتحادها، شک یک سم قوی است.

کاملاً ممکن است که برخی از متحدان در حال حاضر شروع به جستجوی جایگزین‌هایی کرده باشند: توسعه شبکه‌های اطلاعاتی خود، تقویت اتحادهای موازی. جهان چندقطبی در حال شتاب گرفتن است.

درک یک امپراتوری تکه‌تکه شده

تصویر اغلب از واقعیت مهم‌تر است.

این منطق بی‌رحمانه نمادها است: یک شکست به افسانه تبدیل می‌شود. و در دنیای استراتژیک، یک افسانه ارزش هزار موشک را دارد. واشنگتن نه تنها برای بازیابی جایگاه خود، بلکه برای بازیابی وجهه خود نیز باید بجنگد. و این سخت‌ترین نبرد از همه است.

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۳)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۳)

به قلم: کارزان شکاک

مبارزه آرام با سیا

رقابت بین سیا و اداره اطلاعات (IDI) سابقه طولانی دارد. در حالی که سیا رسانه‌دوست، سیاسی و در تخیل جمعی همه جا حاضر است، DIA ​​در سکوت تنبیهی عمل می‌کند.

اما در سال‌های اخیر، اختلافات حادتر شده است: تحلیل‌های متناقض در مورد روسیه، اختلاف نظر در مورد سرعت فروش اسلحه به اوکراین و دیدگاه‌های متضاد در مورد تهدید چین.

سیا، DIA ​​را به انعطاف‌ناپذیری، کندی و تمرکز بیش از حد بر مسائل نظامی متهم می‌کند؛ DIA، سیا را فرصت‌طلب، نمایشی و گاهی اوقات بی‌ارتباط با ارتش می‌داند. استعفای رئیس DIA می‌تواند اوج این درگیری در حال جوشش باشد: واشنگتن صدای لانگلی را به صدای پنتاگون ترجیح می‌دهد.

اگر این شایعات و افشاگری‌ها تأیید شوند (طبق آخرین اطلاعات، رئیس DIA قبلاً اخراج شده است – KC)، به این معنی خواهد بود که حتی در رأس نهادهای آمریکایی، به جای وحدت، اختلاف وجود دارد.

هیچ چیز بیش از تفرقه در ارگان‌های حیاتی یک امپراتوری، آن را تضعیف نمی‌کند. به هر حال، رقابت‌های داخلی در جنگ سرد فناوری و جنگ گرم در اوکراین می‌تواند کشنده‌تر از یک موشک دشمن باشد.

سایه و اطلاعات کامل NSA

اما سیا در این “رقص” تنها نیست. در دنیای پراکنده آژانس‌ها، NSA هژمونی خاموش خود را از طریق انبوه داده‌هایی که روزانه جمع‌آوری می‌کند، اعمال می‌کند.

DIA اغلب خود را در موقعیت پایین‌تری در این رقابت سه‌جانبه می‌بیند: از نظر نظارت جهانی از NSA قدرتمندتر، و در محافل سیاسی از CIA نفوذ کمتری دارد.

بنابراین، سقوط مدیر ممکن است نشان‌دهنده ضعف ساختاری آژانس باشد که بین همسایگان قدرتمندتر قرار گرفته است. سقوط او همچنین ممکن است بازگشت سریع به یک سوال ساده را نشان دهد: نقش DIA در اکوسیستمی که از قبل با چشم و گوش اشباع شده است چیست؟

پاسخ در ویژگی‌های ارتش نهفته است: آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) چشم سرباز، آژانس امنیت ملی (NSA) گوش و سیا دهان است. اما در این بازی قیاس‌ها، ما درک می‌کنیم که محروم کردن ارتش از یک چشم، حتی به طور موقت، به معنای محکوم کردن بدن به پیشروی در تاریکی است.

اینجاست که خطر چند برابر می‌شود. آمریکایی بدون DIA قوی، آمریکایی کور است که به سازمان‌های دیگری با منطق متفاوت وابسته است.

این دستور کار با موضع کاخ سفید در تضاد است.

توضیح دیگر، هرچند پیش‌پاافتاده‌تر، اما به همان اندازه خطرناک است: ناسازگاری خط مشی کاخ سفید و موضع مدیر آژانس اطلاعات ایالات متحده.

شاید او بیش از حد مستقل، بیش از حد منتقد و بیش از حد کند برای اجرای اراده رئیس جمهور در نظر گرفته می‌شد. شاید هم به دلیل اختلاف نظر در مورد استراتژی در قبال چین یا حمایت گسترده از اوکراین.

در دنیای آرام اطلاعات، این اختلافات هرگز با صدای بلند بیان نمی‌شوند، اما زخم‌های عمیقی بر جای می‌گذارند. استعفای اعلام شده نشانه روشنی است: همه باید تسلیم شوند یا بروند.

اما این منطق انطباق کامل خطرناک است: قرار نیست اطلاعات از صاحبان قدرت تعریف و تمجید کند، بلکه باید آنها را با واقعیت روبرو کند. برکناری مدیر آن به دلیل اقدامات نامناسبش، محکوم کردن خود به بی‌تفاوتی عمدی است. این تکرار دوباره و دوباره اشتباه غم‌انگیز همه قدرت‌های بزرگ سقوط کرده است: ترجیح دادن توهمات راحت به حقایق بی‌رحمانه.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۴)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۴)

به قلم: محمد اسامه

۵. غزه: علیرغم خشم عمومی از نسل‌کشی انجام شده توسط “اسرائیل” در غزه، همدستی نخبگان حاکم در غرب با صهیونیست‌ها و موضع کاملاً بی‌رحمانه و آشکارا بزدلانه حاکمان جهان اسلام، هیچ تغییر اساسی در وضعیت را پیش‌بینی نمی‌کند. علاوه بر این، واضح است که غرب و رژیم‌های عربی در واقع در نسل‌کشی غزه همدست هستند.

امیدها مبنی بر اینکه پس از سرنگونی رژیم شیعه اسد در سوریه، فلسطینی‌ها از دمشق کمک دریافت کنند، به حقیقت نپیوسته است. دولت احمد الشرع راه رژیم‌های حاکم بر نوچه‌های عرب را دنبال کرده و نقش نگهبانان “اسرائیل” را ایفا می‌کند. در مورد ترکیه، جدا از لفاظی‌های عمومی شدید، تحریم‌های اقتصادی و سیاسی، نمی‌توانیم انتظار هیچ گام نظامی واقعی از آنکارا برای توقف قتل عام در غزه داشته باشیم. حداقل فعلاً.

با این حال، اوضاع ممکن است به طرز چشمگیری تغییر کند و دلیل این تغییرات، رژیم صهیونیستی در تل آویو خواهد بود که شیفته‌ی ایده‌ی ساخت «اسرائیل بزرگ» از نیل تا فرات است.

اگر اظهارات مبنی بر اینکه «اسرائیل» قصد احترام به مرزهای فعلی کشورهای خاورمیانه را ندارد، به اقدامات واقعی تبدیل شود (که تا حدودی با تصرف خاک سوریه آغاز شده است)، اوضاع ممکن است از کنترل ایالات متحده و متحدان اروپایی آن خارج شود.

در این صورت، محتمل‌ترین سناریو می‌تواند درگیری نظامی بین ترکیه و «اسرائیل» باشد که در آن سوریه به میدان نبرد تبدیل خواهد شد. که به نوبه خود می‌تواند منجر به سرنگونی رژیم احمد الشرع شود، اگر او سعی کند به ایفای نقش «صلح‌طلب» ادامه دهد، و به حمله‌ی نیروهای نظامی از سوریه به «اسرائیل». با توجه به رفتار غیرمنطقی «اسرائیل»، که ناشی از تعصب مذهبی است (در حالی که خود صهیونیست‌ها فقط از عامل مذهبی برای پیشبرد برنامه‌های توسعه‌طلبانه خود استفاده می‌کنند)، می‌توان با احتمال بالایی فرض کرد که «اسرائیل» سعی در تحریک یک جنگ بزرگ در منطقه خواهد داشت (که در واقع، در حال حاضر با کمک مبلغان صهیونیست آمریکایی در حال انجام آن است).

بنابراین، احتمال اینکه «اسرائیل» با مشارکت ایالات متحده، جنگی را به صورت فیزیکی بر سوریه و ترکیه تحمیل کند، بسیار زیاد است. و با تمام اکراه آنکارا و دمشق، دیر یا زود آنها مجبور به جنگ خواهند شد.

هیچ تضمینی وجود ندارد که در چنین سناریویی، رژیم‌های حاکم بر کشورهای نوظهور عرب بتوانند جمعیت خود را در مرزهای تعریف شده توسط توافق‌نامه بدنام سایکس-پیکو نگه دارند، که اتفاقاً «اسرائیل» آن را به رسمیت نمی‌شناسد.

در نتیجه،

اجلاس سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، گذار جهان به یک نظام چندقطبی را تأیید کرد، جایی که چین و روسیه هژمونی ایالات متحده را به چالش می‌کشند. در سال ۲۰۲۶، سازمان همکاری شانگهای احتمالاً نفوذ خود را تقویت خواهد کرد، اما تناقضات داخلی و سیاست‌های تهاجمی ترامپ، خطرات تشدید تنش در قفقاز جنوبی، تایوان و خاورمیانه را ایجاد خواهد کرد.

احتمال جنگ جهانی هنوز به “خط قرمز” نرسیده است، اما تشدید درگیری‌های محلی می‌تواند پتانسیل تشدید درگیری‌های گسترده‌تر با حضور بازیگران اصلی را به طرز چشمگیری افزایش دهد. این تهدید، دستور کار بین‌المللی را تعیین خواهد کرد.

ترکیه و آذربایجان، به دلیل موقعیت استراتژیک خود، نقش کلیدی در مهار تشدید تنش ایفا خواهند کرد، اما موفقیت دیپلماسی آنها به توانایی غرب و سازمان همکاری شانگهای در یافتن سازش در مواجهه با رویارویی فزاینده بستگی دارد.

خطرناک‌ترین “بازیگر” در صفحه شطرنج سیاسی، “اسرائیل” است. منطقه صهیونیستی در فلسطین اشغالی، که به مسیحایی‌گرایی روان‌پریشانه آلوده شده است، می‌تواند (و در واقع، به طور فعال به دنبال آن است) با دخالت بازیگران اصلی جهان در این درگیری، اوضاع خاورمیانه را منفجر کند.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۳)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۳)
به قلم: محمد اسامه

نقاط درد و خطرات یک جنگ جهانی:
۱. تایوان: درگیری بر سر تایوان همچنان خطرناک‌ترین نقطه است. منابع پنتاگون به برنامه‌های ایالات متحده برای افزایش عرضه سلاح به تایپه در سال ۲۰۲۶، از جمله سیستم‌های دفاع موشکی، اشاره می‌کنند.
چین در واکنش می‌تواند رزمایش‌های نظامی گسترده‌ای برگزار کند یا این جزیره را محاصره دریایی کند. کارشناسان احتمال درگیری نظامی مستقیم بین ایالات متحده و چین را در سال ۲۰۲۶، ۲۰ درصد تخمین می‌زنند، اما تحریم‌های اقتصادی و حملات سایبری محتمل‌تر هستند.
۲. اوکراین: بعید است مذاکرات بین روسیه و اوکراین به آتش‌بس پایدار در سال ۲۰۲۶ منجر شود. منابع اطلاعاتی بریتانیا می‌گویند که پوتین بدون تضمین بی‌طرفی اوکراین و لغو تحریم‌ها آماده سازش نیست. ادامه درگیری با احتمال ۸۰ درصد، تنش‌ها بین روسیه و ناتو را افزایش می‌دهد، به ویژه اگر ایالات متحده کمک‌های نظامی به کیف را افزایش دهد.
۳. خاورمیانه: قتل عام غزه و حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ که در اجلاس سازمان همکاری شانگهای محکوم شد، احساسات ضد غربی را افزایش می‌دهد. اطلاعات محرمانه از واشنگتن نشان می‌دهد که “اسرائیل” قصد دارد به بهانه یافتن “شواهد جدید” از توسعه سلاح‌های هسته‌ای تهران، حملات جدیدی به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام دهد. این می‌تواند باعث یک جنگ منطقه‌ای با دخالت نیابتی چین شود که منافع اقتصادی عمیقی در ایران دارد. در مورد روسیه، نباید انتظار کمک واقعی از مسکو داشت، مگر در حد لفاظی.
۴. دریای چین جنوبی: تقویت حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در منطقه می‌تواند اقدامات تلافی‌جویانه چین، از جمله رهگیری کشتی‌های جنگی و هواپیماها را برانگیزد. با این حال، احتمال وقوع یک حادثه با درگیری نظامی محدود در سال ۲۰۲۶ هنوز کم است، اگرچه پویایی تنش‌ها رو به افزایش است که می‌تواند منجر به عواقب غیرمنتظره‌ای شود.
چه انتظاری باید داشت؟
۱. فشار اقتصادی ایالات متحده: ترامپ ممکن است تحریم‌های جدیدی را علیه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از جمله هند و ترکیه، به دلیل همکاری با روسیه و چین اعمال کند. این امر پکن را به سمت ایجاد یک سیستم مالی جایگزین در سازمان همکاری شانگهای سوق می‌دهد که تا پایان سال ۲۰۲۶ به صورت محدود شروع به کار خواهد کرد.

۲. کریدور زنگزور: آذربایجان و ارمنستان تحت فشار ترکیه و ایالات متحده به توافق‌نامه افتتاح این کریدور پایبند خواهند بود. با این حال، روسیه و ایران مانع اجرای این پروژه خواهند شد و نیروهای ارمنی را به طور غیررسمی تحریک می‌کنند که این امر خطر درگیری محلی را افزایش می‌دهد.
۳. بحران تایوان: چین فشار نظامی بر تایوان را افزایش خواهد داد، اما به احتمال زیاد سعی خواهد کرد از درگیری مستقیم جلوگیری کند و اقدامات اقتصادی مانند محدود کردن صادرات فلزات خاکی کمیاب را ترجیح می‌دهد. ایالات متحده با افزایش حضور نظامی خود در منطقه پاسخ خواهد داد که این امر خطر درگیری‌های تصادفی را افزایش می‌دهد.
۴. اوکراین: تلاش‌ها برای ایجاد یک روند مذاکره با روسیه ادامه خواهد یافت، اما با توجه به اقدامات و لفاظی‌های کرملین، پیشرفت قابل توجهی نخواهد داشت. روسیه برای تقویت موضع خود قبل از مذاکرات احتمالی آینده با دولت آمریکا، فشار نظامی در شرق اوکراین را افزایش خواهد داد.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۲)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۲)

به قلم: محمد اسامه

تأثیر سازمان همکاری شانگهای بر نظم جهانی:

سازمان همکاری شانگهای خود را به عنوان جایگزینی برای نهادهای غربی مانند سازمان ملل، ناتو و صندوق بین‌المللی پول معرفی می‌کند. تصویب اعلامیه تیانجین و حمایت از ابتکار عمل شی جین پینگ در زمینه حکومت جهانی، نشان‌دهنده آرمان‌های این سازمان برای ایجاد یک نظم بین‌المللی جدید مبتنی بر اصول حاکمیت و وابستگی متقابل اقتصادی است.

با این حال، تضادهای داخلی، مانند تنش‌ها بین هند و پاکستان یا رقابت بین چین و روسیه برای نفوذ در آسیای مرکزی، پتانسیل سازمان همکاری شانگهای را به عنوان یک بلوک واحد محدود می‌کند.

در سال ۲۰۲۶، سازمان همکاری شانگهای احتمالاً گسترش بیشتری خواهد یافت، از جمله کشورهای جدیدی مانند میانمار، و همکاری با آسه‌آن و سازمان همکاری اسلامی را تقویت خواهد کرد.

این امر یک شبکه اتحاد جایگزین ایجاد خواهد کرد که قادر به مقاومت در برابر تحریم‌ها و فشارهای غرب است. با این حال، ضعف‌های نهادی، مانند فقدان صندوق مالی مشترک و تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع، مانع از تحقق کامل جاه‌طلبی‌های سازمان همکاری شانگهای خواهد شد.

تغییرات مرزی بالقوه:

قفقاز جنوبی کریدور زنگزور همچنان یک مسئله کلیدی است که می‌تواند مرزهای منطقه‌ای را تغییر دهد. پس از پیروزی آذربایجان در جنگ دوم قره باغ و انحلال گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۲۰۲۵، باکو در حال دیکته کردن شرایط صلح با ارمنستان است.

ایالات متحده از افتتاح این کریدور برای تضعیف نفوذ روسیه و ایران در قفقاز جنوبی حمایت می‌کند. با این حال، مسکو و تهران این پروژه را تهدیدی برای منافع خود می‌دانند که می‌تواند منجر به تشدید تنش شود.

اگر ارمنستان از تحقق شرایط کریدور زنگزور خودداری کند، آذربایجان با حمایت ترکیه می‌تواند برای تضمین دسترسی به نخجوان به اقدامات نظامی متوسل شود. این امر خطر درگیری جدیدی را ایجاد می‌کند که می‌تواند روسیه، ایران و به طور غیرمستقیم ناتو را از طریق ترکیه درگیر کند.

منابع لندن احتمال ۶۰ درصدی درگیری محلی در قفقاز جنوبی را در نیمه اول سال ۲۰۲۶ در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک نشان می‌دهند.

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۱)

سازمان همکاری شانگهای: نمایش قدرت و تضعیف غرب. تهدید جنگ بزرگ در خاورمیانه (۱)

به قلم: محمد اسامه

اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO) که از ۳۱ آگوست تا ۱ سپتامبر ۲۰۲۵ در تیانجین برگزار شد، نه تنها یک نمایش قدرت، بلکه کاتالیزوری برای تغییرات در معماری جهانی بود.

در بحبوحه تشدید رویارویی بین ایالات متحده و چین، سازمان همکاری شانگهای در حال تقویت موقعیت خود به عنوان یک مرکز نفوذ جایگزین است که هژمونی غرب را به چالش می‌کشد.

زمینه: سازمان همکاری شانگهای به عنوان وزنه تعادل غرب

اجلاس تیانجین که رهبران بیش از ۲۰ کشور و ۱۰ سازمان بین‌المللی را گرد هم آورد، بزرگترین اجلاس در تاریخ سازمان همکاری شانگهای بود. چین که ریاست دوره‌ای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ را بر عهده دارد، از این مجمع برای ترویج ابتکار عمل خود در زمینه مدیریت جهانی استفاده کرد که از حمایت همه شرکت‌ کنندگان، از جمله روسیه، هند و ایران، برخوردار است.

شی جین‌پینگ، رهبر کمونیست چین، بر لزوم ایجاد یک «نظم بین‌المللی جدید» مبتنی بر چندقطبی بودن و دوری از «تقابل بلوکی» تأکید کرد. کارشناسان این سخنان را کنایه‌ای به غرب، به‌ویژه ایالات متحده، دانستند.

این بیانیه که با ابتکارات اقتصادی مانند ۲۸۰ میلیون دلار بودجه برای پروژه‌های سازمان همکاری شانگهای و ۱۰ میلیارد دلار وام پشتیبانی می‌شود، موقعیت پکن را به عنوان رهبر یک مرکز نفوذ جایگزین در جهان، با تکیه بر منابع به اصطلاح جنوب جهانی، تقویت می‌کند.

منابع در واشنگتن می‌گویند دولت ترامپ، سازمان همکاری شانگهای را تهدید اصلی برای نفوذ آمریکا می‌داند. لندن نیز نگران است که ترکیه، عضو ناتو و کشورهای آسه‌آن مانند ویتنام و مالزی، به‌طور فزاینده‌ای در رویدادهای سازمان همکاری شانگهای شرکت کنند و وحدت اتحادهای غربی را تضعیف کنند.

روندهای سیاست بین‌الملل

۱. تسریع دلارزدایی: چین به ترویج یوان در تجارت با شرکای خود در سازمان همکاری شانگهای، به ویژه در بخش انرژی، ادامه خواهد داد. گزارش‌های محرمانه اطلاعاتی بریتانیا نشان می‌دهد که پکن قصد دارد در سال ۲۰۲۶ یک مکانیسم مالی جدید شبیه به صندوق بین‌المللی پول در سازمان همکاری شانگهای برای حمایت از کشورهای عضو ایجاد کند. این امر استقلال اقتصادی این سازمان را از غرب تقویت می‌کند، اما باعث تحریم‌های تلافی‌جویانه ایالات متحده، از جمله محدودیت‌های دسترسی به سوئیفت برای کشورهایی که به طور فعال از یوان استفاده می‌کنند، خواهد شد.

۲. تعمیق اتحاد روسیه و چین: مذاکرات پوتین و شی جین پینگ در تیانجین، قصد مسکو و پکن را برای گسترش همکاری در زمینه‌های دفاعی، انرژی و فناوری تأیید کرد. منابع واشنگتن می‌گویند روسیه و چین در حال برنامه‌ریزی رزمایش‌های نظامی مشترک در دریای چین جنوبی در سال ۲۰۲۶ هستند که چالشی مستقیم برای ایالات متحده و متحدانش در منطقه است. ۳. افزایش نفوذ ترکیه و آذربایجان: ترکیه و آذربایجان که به عنوان شرکای گفتگو در سازمان همکاری شانگهای شرکت می‌کنند، در حال تقویت مواضع خود در قفقاز جنوبی هستند. کریدور زنگزور، که توسط آنکارا و باکو پشتیبانی می‌شود، عنصر کلیدی ابتکار کمربند و جاده خواهد بود.

اطلاعات رسیده از لندن نشان می‌دهد که ترکیه ممکن است از نفوذ خود در سازمان همکاری شانگهای برای پیشبرد توافق صلح بین آذربایجان و ارمنستان استفاده کند، که نقش آن را به عنوان میانجی منطقه‌ای تقویت می‌کند.

۴. تضعیف اتحادهای غربی: هند، با وجود روابط پرتنش با چین، از پیوستن به ابتکارات ضد چینی ایالات متحده، مانند QUAD، خودداری می‌کند. طبق اطلاعات فاش شده از منابع محرمانه در وزارت امور خارجه بریتانیا، دهلی نو ممکن است مشارکت خود را در رزمایش‌های نظامی مشترک با ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ کاهش دهد و همکاری اقتصادی با چین و روسیه را در چارچوب سازمان همکاری شانگهای ترجیح دهد.

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۲)

دشمن شناسی؛ استعفای احتمالی رئیس DIA آمریکا، شکاف اداره اطلاعات که آنرا لرزاند(۲)

به قلم: کارزان شکاک

در اینجا تحلیل دقیقی از تناقضات فزاینده در نخبگان حاکم آمریکا را که توسط نشریه کانادایی Dosequotidienne.ca به زبان فرانسوی قبل از برکناری رسمی جفری کروز، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی، منتشر شده است، به خوانندگان خود ارائه می‌دهیم:

– اطلاعات نظامی ایالات متحده متزلزل شده است. به گفته یک مقام ارشد، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده (DIA)، ستون خاموش اما حیاتی دستگاه امنیتی واشنگتن، از سمت خود برکنار خواهد شد.

این تصمیم از نظر شدت، نادر است، زیرا یکی از افرادی را که قرار است ثبات استراتژیک ایالات متحده را در جهانی که از قبل در آتش می‌سوزد، تضمین کند، سرنگون می‌کند.

DIA فقط یک آژانس نیست: بلکه چشم نامرئی ارتش آمریکا است، جعبه سیاهی که حساس‌ترین اسرار در آن ذخیره می‌شود، جایی که نتایج جنگ‌های آینده قبل از شروع آنها تعیین می‌شود.

دیدن اخراج مدیر آن، مانند شکافی در زره قدرت آمریکا است.

DIA در مرکز یک جنگ اطلاعاتی و نظارت پنهانی قرار دارد و هر تغییر رهبری، یک ضربه لرزه‌ای است.

برای اینکه چنین چرخشی از وقایع به واقعیت تبدیل شود، این آشفتگی باید عمیق باشد، اعتماد باید از بین برود و خط مشی باید تا بالا مورد چالش قرار گیرد.

پشت این افشاگری‌ها، جریانی سنگین از تسویه حساب، فشار داخلی و تردیدهای استراتژیک نهفته است. این برکناری احتمالی فقط یک اقدام مدیریتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ضعفی است که جهان اکنون با علاقه زیادی آن را زیر نظر دارد.

DIA: بازیگری کمتر شناخته شده، اما مهم

برخلاف سیا، آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) در سایه‌ها و با حفظ حریم خصوصی فعالیت می‌کند. این آژانس، بازوی تحلیلی و عملیاتی وزارت دفاع است که نه تنها مسئول پیش‌بینی تهدیدهای نظامی خارجی، بلکه مسئول تغذیه مستقیم پنتاگون با اطلاعات حیاتی نیز می‌باشد.

گزارش‌های این آژانس بر استقرار نیروها، تخصیص سلاح و اولویت‌های استراتژیک در قبال چین، روسیه، ایران و کره شمالی تأثیر می‌گذارد.

به این ترتیب، این آژانس یک آژانس فرعی نیست: این آژانس ستون فقرات توانایی ارتش ایالات متحده برای “تنفس در مه جنگ مدرن” است. وقتی رهبر آن سرنگون می‌شود، کل معماری امنیت ملی از این شوک متزلزل می‌شود.

سقوط رهبر آن نشانه روشنی است که چیزی به طور جدی اشتباه پیش رفته است. نمرات بد؟ درگیری با کاخ سفید؟ رقابت با سیا یا آژانس امنیت ملی؟ هر چیزی ممکن است. زیرا در دنیای آرام آژانس‌های اطلاعاتی، سقوط هرگز تصادفی اتفاق نمی‌افتد.

هر برکناری، اوج قابل مشاهده‌ای در یک جنگ زیرزمینی است که در آن جاه‌طلبی‌ها، مبارزات قدرت و محاسبات ژئوپلیتیکی با هم تلاقی می‌کنند.

زمان‌بندی نگران‌کننده‌تر از خود تصمیم است.

آنچه نگران‌کننده‌ترین است، خود تصمیم نیست، بلکه زمان‌بندی آن است. کل جهان در حال حاضر متشنج است: جنگ جاری در اوکراین، تنش‌های فزاینده در تنگه تایوان و بی‌ثباتی در خاورمیانه.

تغییر رهبری آژانس اطلاعاتی مانند تعویض خلبان در هنگام پرواز هواپیما در طوفان است. چرا حالا؟ چه اشتباهات یا انگیزه‌های سیاسی چنین تغییری را در بدترین لحظه ممکن توجیه می‌کند؟

به نظر می‌رسد استعفا، تجلی فضای گسترده‌تر بی‌اعتمادی داخلی در دولت ترامپ باشد، جایی که جنگ نامرئی بین سرویس‌های اطلاعاتی به اندازه تهدیدات خارجی خطرناک می‌شود.

این همگرایی زمانی است که نگران‌کننده است. زیرا اگر آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) از درون متزلزل باشد، چگونه می‌تواند قدرت ایالات متحده را در مواجهه با دشمنانی که از قبل شکاف‌ها را احساس می‌کنند، تضمین کند؟ تصویر قدرت مطلقی که آمریکایی‌ها دوست دارند از خود نشان دهند، در مقابل چشمان ما در حال فروپاشی است. یک رهبر سقوط کرده است و اعتماد جهانی به ماشین نظامی آمریکا تضعیف شده است.

یکی از دستاوردهای سکولاریسم: اگر همسایه‌ها زنگ نزنند؛ تقریبا هر روز در برلین یک مومیایی کشف می‌شود

یکی از دستاوردهای سکولاریسم: اگر همسایه‌ها زنگ نزنند؛ تقریبا هر روز در برلین یک مومیایی کشف می‌شود

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

به گزارش تاگس اشپیگل، در برلین تقریبا هر روز پلیس یا پزشکان قانونی با اجساد متلاشی، مومیایی یا اسکلتی در آپارتمان‌ها روبر‌و می‌شوند. این افراد معمولا در تنهایی، انزوا و بی‌خبری همسایگان و بستگان دنیا را ترک می‌کنند و گاهی هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا جسدشان پیدا شود.

به عنوان نمونه، جسد یک زن ۴۸ ساله در تمپلهوف برلین پس از دو سال پیدا شد. کسی در این مدت سراغی از او نگرفته بود. جسد این زن در حمام پیدا شد. یا در دسامبر سال ۲۰۱۸ یک شرکت املاک که برای تخلیه آپارتمان آمده بود، جسد در حال تجزیه مرد مستأجر را در منطقه مارتسان در آشپزخانه پیدا کرد. تخمین‌زده می‌شود که او در سال ۲۰۱۴ فوت شده است.

سالانه حدود ۳۸ هزار نفر در برلین می‌میرند که به حدود ۲۴۰۰ پرونده، دستور کالبدشکافی داده می‌شود. تنها ۵ درصد موارد قتل است.

بیش از نیمی از برلینی‌ها مجرد هستند. طبق اعلام اداره آمار فدرال، حدود ۲/۱ میلیون بزرگسال در برلین مجرد هستند و این در حال افزایش است. ۳۰ درصد متأهل و ۵ درصد مطلقه هستند.

چهره‌ی واقعی تمدن غربی با تمام زرق‌وبرق ظاهری‌اش، چه اندازه تاریک و اندوه‌بار است.

در کشوری مثل آلمان، که خود را «مهد پیشرفت، آزادی و انسانیت» معرفی می‌کند، هر روز اجساد انسان‌هایی در آپارتمان‌ها پیدا می‌شود که سال‌ها در تنهایی مرده‌اند؛ نه همسایه‌ای خبر داشته، نه دوستی سراغی گرفته، نه خانواده‌ای جست‌وجو کرده است. این صحنه هولناک، نتیجه‌ی زندگی در جامعه‌ای است که خانواده و پیوندهای انسانی و معنوی را قربانی فردگرایی و لذت‌پرستی کرده است.

سکولاریسم، با بریدن ریشه‌های ایمان و محبت، انسان‌ها را از خدا، از خانواده و از جامعه جدا کرده است. این همان «جاهلیت مدرن» است که سید قطب رحمه‌الله می‌گفت: تمدنی که ماشین و تکنولوژی دارد، اما قلب و روح ندارد.

اسلام جامعه‌ای را می‌خواهد که در آن:

همسایه از حال همسایه غافل نباشد.

صله‌رحم و دیدار با خویشاوندان عبادت باشد.

مهربانی با والدین، یتیمان و نیازمندان بخشی از ایمان باشد.

اما در لجنزار تمدن مادی غرب، انسان تنها و بی‌پناه می‌میرد و جسدش پس از سال‌ها به شکل مومیایی پیدا می‌شود.

این همان «مرگ تمدن» است؛ مرگی که از درون آغاز می‌شود، پیش از آن‌که از بیرون نابود گردد.