مدیر MI6، بلیز مترولی: روسیه عمداً هرج و مرج را به جهان صادر می‌کند

مدیر MI6، بلیز مترولی: روسیه عمداً هرج و مرج را به جهان صادر می‌کند

به قلم: کارزان شکاک

بلیز مترولی، رئیس جدید سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا MI6 (سرویس اطلاعات مخفی)، اولین زنی که این سمت را بر عهده دارد، اولین سخنرانی عمومی خود را ایراد کرد.

او به شدت روسیه را به “صدور عمدی هرج و مرج” در سراسر جهان از طریق تهدیدات ترکیبی متهم کرد.

دفتر مرکزی MI6 (ساختمان SIS) در واکسهال، لندن، محل سخنرانی بود.

بیانات کلیدی مترولی (از متن سخنرانی منتشر شده در gov.uk و نقل شده در NYT، گاردین، رویترز، بی‌بی‌سی و منابع دیگر):

– “صدور هرج و مرج یک ویژگی است، نه یک اشکال، در رویکرد روسیه به همکاری بین‌المللی. ما باید برای ادامه این روند تا زمانی که پوتین مجبور به تغییر محاسبات خود شود، آماده باشیم.”

– روسیه به عنوان یک دولت «متجاوز، توسعه‌طلب و تجدیدنظرطلب» یک «تهدید حاد» محسوب می‌شود.

– خطوط مقدم اکنون همه جا هستند – به دلیل روش‌های ترکیبی: حملات سایبری، خرابکاری، اطلاعات نادرست، استفاده از نیروهای نیابتی، دستکاری اطلاعات و سایر عملیات‌های پایین‌تر از آستانه جنگ آشکار.

بریتانیا حمایت بی‌دریغ خود از اوکراین را مجدداً تأیید می‌کند: «پوتین نباید شک داشته باشد: حمایت ما پایدار است. فشار بر روسیه ادامه خواهد داشت.»

تصاویری از تهدیدات ترکیبی که مترولی در مورد آنها هشدار داد:

زمینه سخنرانی:

– مترولی در اکتبر ۲۰۲۵ به عنوان رئیس MI6 منصوب شد و جایگزین ریچارد مور شد.

این سخنرانی در بحبوحه تلاش‌های دیپلماتیک در مورد اوکراین (از جمله مذاکرات در اروپا) و مجموعه‌ای از هشدارها از سوی سازمان‌های اطلاعاتی غربی در مورد تهدیدات فزاینده از سوی روسیه، ایران و چین انجام می‌شود.

در همان زمان، ریچارد نایتون، رئیس ستاد دفاع بریتانیا، سخنرانی کرد و اعلام کرد که هدف پوتین «تفرقه انداختن و در نهایت نابودی ناتو» است.

این بیانیه بخشی از موضع ثابت دولت بریتانیا در مورد اقدامات متقابل سختگیرانه علیه حملات هیبریدی روسیه است.

ریچارد نایتون در اولین سخنرانی سالانه خود هشدار داد که کرملین آشکارا قصد خود را برای “به چالش کشیدن، محدود کردن، تفرقه انداختن و در نهایت نابودی ناتو” اعلام می‌کند.

نایتتون تأکید کرد: “اقدامات پوتین در اوکراین نشان‌دهنده تمایل به حمله به کشورهای همسایه، از جمله غیرنظامیان است. این امر کل اتحاد، از جمله بریتانیا را تهدید می‌کند.”

او خواستار “رویکردی تمام‌عیار” در دفاع شد: “دوران جدید مستلزم آن است که تمام ملت – نه فقط ارتش و دولت، بلکه کل جامعه – پا پیش بگذارند.”

این بیانیه در بحبوحه افزایش تهدیدات هیبریدی از سوی روسیه و تأکید مجدد بر حمایت بریتانیا از اوکراین منتشر می‌شود.

پیمان ابراهیمی؛ نقابِ فریبکارانه ی سکولاریسم برای بلعیدن شریعتهای آسمانی

«پیمان ابراهیمی؛ نقابِ فریبکارانه ی سکولاریسم برای بلعیدن شریعتهای آسمانی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

پیمان ابراهیمی را به‌نام «همزیستیِ سه دین آسمانی» معرفی می‌کنند؛ اسلام، مسیحیت و یهودیت. اما حقیقت چیز دیگری است. این پیمان نه از آسمان آمده، نه ریشه در وحی دارد، و نه پیام آن دعوت به ایمان است.

این پیمان، یکی از ترفندهای ساخت ی سکولاریسم غربی است؛ همان دینی که خداوند در قرآن پیروانش را مشرک (سکولار) نامیده، زیرا قانون و داوری را از خدا گرفته و به خلق سپرده‌اند.

سکولاریسم امروز می‌خواهد با نقاب «شریعتهای آسمانی» وارد میدان شود؛ خود را در ردیف اسلام و یهودیت و مسیحیت جا بزند، در حالی که خود دشمن سرسخت همان ادیان آسمانی است.

نگاه کنید به غرب و آمریکا؛آیا آنها پیرو توراتند؟آیا به انجیل عمل می‌کنند؟ آیا از شریعت موسی و عیسی پیروی دارند؟

هرگز!

آنها پیرو دین سکولاریسم‌اند؛ قوانینی که صد درصد ساختهٔ انسان است و هیچ ربطی به هدایت الهی ندارد. هرچه هست ستیزه‌جویی با دین، جنگ با حیا، و مبارزه با توحید است.

امروز متأسفانه در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی همین سکولاریسم بر گرده ی مردم حاکم است.

تنها استثناها اندک‌اند: افغانستان، ایران، بخش‌هایی از یمن، و مناطق محدودی در آفریقا که مجاهدان واقعی اداره می‌کنند.

در باقی کشورها، قوانین سکولار – نه قرآن، نه تورات، نه انجیل – حاکم بر مدارس، محاکم، سیاست و زندگی مردم است.

پیمان ابراهیمی نیز ادامهٔ همین پروژه است:

می‌خواهند مسلمانان را از عقیده ی اسلامی‌شان جدا کنند، خطوط حق و باطل را محو نمایند، دشمنی‌های اعتقادی را تبدیل به «وحدت مصنوعی» کنند، و در نهایت امت اسلام را در قالب یک دینِ ساختۀ بشر هضم و بی‌خاصیت سازند.

سکولاریسم می‌خواهد خود را «هم‌تراز شریعتهای آسمانی» معرفی کند، در حالی که ذاتاً دشمن همه ی آنهاست؛ دشمن اسلام، دشمن یهودیت، و دشمن مسیحیت.

این وظیفه ی ماست که فریب این نقاب‌ها را نخوریم.

امت اسلامی باید بداند آنچه امروز به نام «پیمان ادیان» تبلیغ می‌شود، در حقیقت «توطئه ی نابودی شریعتهای آسمانی» است.

دینی که نه از آسمان آمده و نه به آسمان می‌رود، نمی‌تواند زیر سایه ی اسم انبیا پنهان شود.

بیداری امروز، حفظ توحید فرداست.

نمونه ی یمن و مزدوری آل‌سعود و امارات صهیونیستی و جنگ‌های ساختگی در خدمت آمریکا و اسرائیل

نمونه ی یمن و مزدوری آل‌سعود و امارات صهیونیستی و جنگ‌های ساختگی در خدمت آمریکا و اسرائیل

به قلم: خالد سیف الله المسلول

آنچه امروز در یمن، سودان و دیگر سرزمین‌های اسلامی جریان دارد، نه جنگ‌هایی برای دفاع از ملت‌های مسلمان، بلکه درگیری‌های مهندسی‌شده و ساختگی در چارچوب پروژه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آل‌سعود و امارات متحده عربیِ هم‌پیمان با صهیونیسم، نقش بازوی اجرایی این پروژه‌ها را بر عهده دارند؛ پروژه‌هایی که هدفشان تخریب، مشغول‌سازی مسلمین به هم و کنترل گذرگاه‌ها و مسیرهای راهبردی منطقه است.

تقسیم کشورهای مسلمان نشین منطقه، ایجاد و حمایت از نیروها و موجودیت‌های وابسته، و شعله‌ور نگه‌داشتن بحران‌ها، سیاستی است که مستقیماً امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین می‌کند. این سیاست نه‌تنها به مسلمین عوام، بلکه حتی به دولت‌های منطقه حتی دولت‌های مستبد نیز آسیب می‌زند و منطقه را در چرخه‌ای پایان‌ناپذیر از بی‌ثباتی نگه می‌دارد.

در یمن، آل‌سعود و امارات با محاصره، بمباران و جنگ نیابتی، عملاً در خدمت نقشه‌های آمریکا و صهیونیسم عمل کرده‌اند. در چنین شرایطی لازم است اهل دعوت و جهاد از خود بپرسند که جریان القاعده ای که خود را ادامه دهنده  یمنهج جهادی اسامه بن لادن می داند کجاست و چرا در برابر این توطئه‌ها نقشی بازدارنده ایفا نکرده است؟ چرا القاعده در جنوب یمن ناکام ماند؟

در حالی که دو مذهب زیدی و شافعی با وجود اختلافات اعتقادی توانستند ساختار قدرت و حاکمیت ایجاد کنند، القاعده در جنوب یمن نتوانست به موفقیتی مشابه دست یابد. این ناکامی را باید در چند عامل اساسی جست‌وجو کرد:

• نبود پروژه سیاسی–اجتماعی فراگیر: تمرکز صرف بر درگیری نظامی، بدون ارائه طرح حکمرانی قابل قبول برای جامعه.

• نزاع‌های درون‌امت و مذهبی: به‌جای تمرکز بر دشمن خارجی (آل‌سعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم)، با تمرکز بر تفکرات نجدیت که قباله یتفرق و جنگ داخلی در میان مسلمین است انرژی‌ها صرف اختلافات داخلی شد.

• ناتوانی در ائتلاف‌سازی بومی: عدم پیوند و اتحاد با شافعی‌ها و زیدی‌ها که می‌توانست جبهه‌ای اسلامی برای دفاع از یمن در برابر تجاوز خارجی شکل دهد.

بدون شک زیدی ها و شافعی های یمن در بسیاری از مسائل از صوفی های افغانستان و پاکستان که شیخ اسامه بن لادن با آنها متحد شد به ادله الفقه مذاهب اسلالمی نزدیکترند اما می یبینم که تفکر نجدیت چنین اجازه ای را به القاعده ی یمن نمی دهد که با این شافعی ها و زیدی ها در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی متحد یا حداقل «هم جبهه ای» شود در حالی که شیخ اسامه بن لادن تقبله الله با تفکرات اخوانی سید قطب تقبله الله با تمام اهل قبله بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی متحد و هم جبهه ای شد.

اگر در یمن اتحاد بومی میان شافعی‌ها و زیدی‌ها شکل می‌گرفت، امکان سدّ کردن توطئه‌های آل‌سعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم بسیار بیشتر بود. تجربه منطقه نشان می‌دهد هرجا اتحاد و یا وحدت اسلامی شکل گرفته، پروژه‌های خارجی عقب‌نشینی کرده‌اند؛ و هرجا تفرقه و جنگ مذهبی غلبه یافته، میدان به‌راحتی به نیروهای وابسته واگذار شده است.

در این صورت و با در نظر گرفتن مشکلات داخلی میان مسلمین می توانیم بگوئیم که جنگ‌های امروز سرزمینهای اسلامی، بیش از آنکه جنگ ملت‌ها باشد، جنگ پروژه‌هاست. آل‌سعود و امارات صهیونیستی با جنگ‌های ساختگی در یمن، سودان و دیگر سرزمین‌های اسلامی، عملاً امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین می‌کنند.

راه برون‌رفت، نه در تکرار نزاع‌های مذهبی، بلکه در اتحاد یا وحدت اسلامی، دشمن‌شناسی دقیق، و افشای نقش مزدوران منطقه‌ای است. بدون این سه، هر جریانی حتی با شعارهای بزرگ  جهادی در نهایت میدان را به پروژه‌های آمریکائی – صهیونیستی واگذار خواهد کرد.

عمر جبرائیلوف در پرونده‌های رسواکننده اپستین پیدا شد

عمر جبرائیلوف در پرونده‌های رسواکننده اپستین پیدا شد

به قلم: کارزان شکاک

عکسی از عمر جبرائیلوف، تاجر روس متولد چچن، در پرونده‌های رسواکننده جفری اپستین ظاهر شده است. جبرائیلوف، یک معتاد به مواد مخدر شناخته شده، ادعا می‌کند که نمی‌فهمد چگونه این عکس در این اسناد قرار گرفته است.

وزارت دادگستری ایالات متحده برخی از پرونده‌های پرونده اپستین را که به قاچاق انسان با انگیزه جنسی، از جمله افراد زیر سن قانونی متهم شده است، منتشر کرده است. روزنامه‌نگاران عکسی از جبرائیلوف را در آنها کشف کردند.

این عکس جبرائیلوف را در حالی نشان می‌دهد که بدون پیراهن، با شلوار سفید و کمربند روی چمن ایستاده است. او ادعا می‌کند که این عکس در دهه ۱۹۹۰ در طول یک جلسه تمرین کاراته گرفته شده است، اما نمی‌تواند به یاد بیاورد که چه کسی یا کجا آن را گرفته است.

جبرائیلوف اعتراف کرد که اپستین را می‌شناخته است، اما ادعا می‌کند که رابطه نزدیکی با او نداشته است.

پرونده اپستین شامل تقریباً ۳۰۰ گیگابایت اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط اف‌بی‌آی و وزارت دادگستری ایالات متحده در طول تحقیقات است. این اطلاعات شامل ویدیوها و عکس‌هایی از خود مجرم و قربانیانش، از جمله ضبط‌های متعدد از کودک‌آزاری، می‌شود.

متهمان این پرونده شامل بسیاری از سیاستمداران، سران کشورها، چهره‌های برجسته عمومی و دیگران هستند.

تاریخچه ی نگرش واقعی کفار سکولار جهانی نسبت به مردمان سرزمینهای اشغال شده ی اسلامی  

تاریخچه ی نگرش واقعی کفار سکولار جهانی نسبت به مردمان سرزمینهای اشغال شده ی اسلامی  

به قلم: مسعود سنه ای

از ۱۸۷۷ تا ۱۹۵۸، تمدن سکولاری که امروز با ژست «حقوق بشر» سخن می‌گوید، ده‌ها هزار انسان آفریقایی و بومی را در اروپا و آمریکا در قالب «نمایشگاه» و «دهکده انسانی» در قفس به تماشا گذاشت.

پاریس، بروکسل، هامبورگ، نیویورک؛ با حمایت دولت‌ها، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها؛ با توجیه «داروینیسم» و «برتری نژادی». در باغ‌وحش برانکس، انسان را کنار اورانگوتان نشاندند.

در نمایشگاه‌های جهانی پاریس و بروکسل، کودکان از سرما و گرسنگی مردند و تماشاگران لبخند زدند.

این جنایات نه در قرون وسطی، بلکه در قرن بیستم و هم‌زمان با ادعای «تمدن» رخ داد.

به دنبال این لازم است به استعمارِ واقعی سکولاریستهای اشغالگر غربی وقتی قفس به قتل‌عام تبدیل شد نظری بیاندازیم:

الجزایر (۱۸۳۰–۱۹۶۲):

فرانسه بیش از یک میلیون مسلمان الجزایری را کشت.روستاها سوزانده شد، مردم زنده‌زنده در غارها خفه شدند، شکنجهٔ سیستماتیک—برق، غرق مصنوعی، تجاوز—به «رویهٔ اداری» بدل شد. این «تمدن» بود که برای حفظ اشغال، نسل‌کشی کرد.

کنگوی بلژیک:

میلیون‌ها آفریقایی به‌خاطر لاستیک و طلا با قطع دست، کار اجباری و گرسنگی نابود شدند. بدن انسان، ابزار سود بود.

کنیا (دوران بریتانیا):

اردوگاه‌های کار اجباری، شکنجه و اعدام‌های جمعی برای شکستن مقاومت مسلمانان و بومیان.

لیبی (دوران ایتالیا):

کوچ اجباری، اردوگاه‌های مرگ و اعدام علما و مجاهدان؛ عمر مختار به دار کشیده شد تا «امنیت» برقرار شود. این‌ها حاشیهٔ تاریخ نیست؛متنِ تمدنِ استعمارگر است.

امروز قفسها عوض شده اند اما تحقیر باقی مانده است و امروز قفسِ آهنی نیست؛ اما قفس‌ها مدرن شده‌اند: مرز، ویزا، نژاد، تحریم، اشغال نظامی،و «ائتلاف بین‌المللی».

همان نگاهِ بالا به پایین، همان مسلمانِ «قابل بمباران»، با نام‌های شیک‌تر.

فرق حاکمیت مستقلی چون ایران و حاکمیت دست نشانده ای چون جولانی در سوریه

فرق حاکمیت مستقلی چون ایران و حاکمیت دست نشانده ای چون جولانی در سوریه

به قلم: خالد سیف الله المسلول

خطرِ نظام‌ها و ارتش‌های کارگزار فقط به این محدود نمی‌شود که اشغال را تثبیت می‌کنند و با مجاهدان آزاد می‌جنگند؛

بلکه خطرِ واقعی در نگاهِ دشمن به آن‌هاست؛ دشمن این نظام‌ها و ارتش‌ها را دارایی‌های نظامیِ خود می‌داند که آن‌ها را ایجاد کرده، حمایت کرده و میلیاردها دلار برایشان هزینه نموده است(برای نمونه: تأمین مالی ارتش مصر با حدود ۲ میلیارد دلار در سال).

به همین دلیل، اگر کشوری بخواهد آزاد شود و عواملِ وابسته به اشغالگر را سرنگون کند،دشمن بازمی‌گردد و همان وفاداری‌ای را مطالبه می‌کند که طاغوتِ ساقط‌ شده در برابر مشروعیت و قراردادهای بازسازی به او می‌داد(سوریه نمونه‌ای روشن است).

یا خواستار بازپس‌گیری پایگاه‌ها و سکوهای نفتی خود می‌شود و آن‌ها را «دارایی‌های قانونی» خویش می‌داند؛ همان‌گونه که در افغانستان و ونزوئلا دیده شد.

اگر هم از بازپس‌گیری این دارایی‌ها ناامید شوند،با ارتش‌های خود می‌آیند تا ارتش‌ها و نظام‌هایی را که دهه‌ها برایشان هزینه کرده‌اند، منحل و نابود کنند؛ مانند ارتش عراق در دوران صدام. و هر کس نپذیرد، همه‌چیز را بر سر صاحبانش ویران می‌کنند؛ چرا که از نگاه آنان، این سرزمین و زیرساخت‌ها مالِ مردمش نیست، بلکه مالِ خودشان است که با حمایت و تأمین مالی آن را ساخته‌اند.

پس هرچه بیشتر اجازه دهیم حکومت‌ها از قراردادهای بازسازی و شبکه‌های حمایت بین‌المللی بهره‌مند شوند،کشور را بیشتر در معرض ویرانیِ فراگیر قرار می‌دهیم؛روزی که زمانِ رویاروییِ واقعی فرا برسد.

این واقعیت را نیز فراموش نکنیم که حکام و ارتش‌های مزدور هرگاه تاریخ مصرف‌شان تمام شود، توسط همان اربابان خارجی کنار گذاشته یا نابود می‌شوند که تجربه ی تاریخی بارها آن را ثابت کرده است.

احمدالشرع که در سوریه نیز نه یک بازیگر مستقل و نه صاحب تصمیم و نه دارای اختیار سیاسی یا نظامی واقعی است و به‌صورت آشکار در چارچوب اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و غرب عمل می‌کند و با واشنگتن و صهیونیستها«مبارزه ی مشترک با دشمن مشترک از میان مسلمین» تعریف می‌کند و در برابر اشغال اسرائیل سکوت مطلق دارد اصلاً مجالی برای خیانت مستقل هم ندارد چرا که حاکم مزدور، اختیار خیانت یا تصمیم سرخود ندارد اربابان خارجی حتی اجازه ی آن را هم نمی‌دهند.

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

آمریکا برای پیشبرد منافع خود در جهان اسلام، فقط به «پایگاه دائمی» اکتفا نکرده است؛ بلکه با سه ابزار هم‌زمان عمل می‌کند:

۱-            پایگاه‌های نظامی دائمی

۲-            همکاری و آموزش نظامی–امنیتی

۳-            عملیات مستقیم یا غیرمستقیم (پهپادی/اطلاعاتی)

کشورهایی با پایگاه نظامی دائمی یا حضور ثابت

جنوب و خلیج

• قطر: Al Udeid Air Base (فرماندهی هوایی منطقه)

• بحرین: پایگاه ناوگان پنجم دریایی

• امارات: Al Dhafra Air Base

• عربستان سعودی: Prince Sultan Air Base

شرق و مرکز

• کویت: Camp Arifjan، Ali Al Salem، Camp Buehring

• عراق: Ain al‑Asad، Erbil، Balad، Taji، حضور در منطقهٔ سبز بغداد

غرب (شامات)

• سوریه: Al‑Tanf، حسکه، رمیلان، دیرالزور

• اردن: Muwaffaq al‑Salti (Azraq)

شمال

• ترکیه: Incirlik Air Base (کشورعضو ناتو)

کشورهایی بدون پایگاه دائمی اما با رابطه ی نظامی، آموزشی یا عملیاتی

پاکستان (جنوب آسیا)

• همکاری نظامی و اطلاعاتی طولانی‌مدت

• آموزش نیروها، کمک‌های تسلیحاتی

استفاده ی گسترده از حریم هوایی/اطلاعاتی برای عملیات یعنی پایگاه دائمی رسمی ندارد، اما رابطه ی امنیتی عمیق دارد

اندونزی (جنوب شرق آسیا)

• آموزش نیروهای ویژه

• رزمایش‌های مشترک

همکاری امنیتی–دریایی. بدون پایگاه دائمی، اما پیوند نظامی فعال

سومالی (شرق آفریقا)

• آموزش ارتش سومالی توسط آمریکا

• حضور مستشاران نظامی

• عملیات هوایی و پهپادی

پیشنهاد و توافق برای استفاده از پایگاه‌ها . حضور نظامی فعال بدون پایگاه رسمی بزرگ

یمن

• عملیات هوایی و پهپادی علیه گروه‌ها

• پشتیبانی اطلاعاتی و دریایی

استفاده از پایگاه‌های اطراف (عمان، جیبوتی) . پایگاه دائمی ندارد، اما حضور عملیاتی مستقیم دارد

مصر

• همکاری نظامی گسترده

• کمک‌های نظامی سالانه

آموزش و رزمایش مشترک . بدون پایگاه دائمی، ولی متحد نظامی اصلی

عمان

• دسترسی لجستیکی و هوایی

توافقات استفاده ی موقت از فرودگاه‌ها . پشتیبانی لجستیکی بدون پایگاه بزرگ

متوجه شدیم که آمریکا در اکثریت سرزمین‌های اسلامی:

• یا با پایگاه‌های دائمی مستقر است،

• یا با آموزش، تسلیح، اطلاعات و عملیات نفوذ دارد.

در هر دو حالت، هدف یکی است: پشتیبانی از نیروها و ساختارهای وابسته برای مهار بیداری اسلامی و فشار بر مسلمانان جهان.

نبودِ «پایگاه دائمی» به‌معنای نبودِ نفوذ نیست؛ در بسیاری از کشورها، نفوذِ نظامیِ بدون پایگاه، مؤثرتر و پنهان‌تر عمل می‌کند.

پول بو ندارد. اروپا بیشتر از آنچه به اوکراین می‌دهد، به روسیه پول می‌دهد.

پول بو ندارد. اروپا بیشتر از آنچه به اوکراین می‌دهد، به روسیه پول می‌دهد.

به قلم: کارزان شکاک

وزارت امور خارجه ایالات متحده فهرستی از کشورهای اروپایی که به اوکراین کمک کرده‌اند و به همراه آن، از روسیه انرژی خریداری کرده‌اند، تهیه کرده است. این داده‌ها واقعاً چشمگیر است!

طبق این داده‌ها، تنها پنج کشور از ۲۴ کشور اروپایی، بیش از پرداخت‌های روسیه برای نفت و گاز، به اوکراین کمک مالی (کمک‌های بلاعوض و وام) ارائه داده‌اند: بریتانیا، دانمارک، سوئد، نروژ و سوئیس.

آلمان، بزرگترین اهداکننده اروپایی اوکراین (تقریباً ۱۷.۵ میلیارد دلار)، تقریباً ۲۰ میلیارد دلار نفت و گاز روسیه خریداری کرده است.

بریتانیا، دومین کشور در فهرست وزارت امور خارجه، تقریباً ۳.۵ میلیارد دلار برای هیدروکربن به روسیه پرداخت کرد، در حالی که تقریباً ۱۵ میلیارد دلار به اوکراین کمک مالی ارائه داد.

هلند، چهارمین کشور در فهرست کمک‌های وزارت امور خارجه با تقریباً ۸.۵ میلیارد دلار، تقریباً ۲۵ میلیارد دلار هیدروکربن از روسیه وارد کرد.

در فرانسه (پنجمین کشور در فهرست)، این نسبت تقریباً ۶ میلیارد دلار در مقابل بیش از ۲۰ میلیارد دلار است؛ در

لهستان (هفتمین کشور در فهرست) – ۵٫۵ میلیارد دلار در مقابل ۱۲ میلیارد دلار؛ و در ایتالیا (دهمین کشور در فهرست)، تقریباً ۳ میلیارد دلار در مقابل تقریباً ۲۷٫۵ میلیارد دلار (دومین واردکننده بزرگ از روسیه).

ترکیه رکورددار مطلق در فهرست وزارت امور خارجه است. تخمین حمایت مالی آنکارا از اوکراین در نمودار حتی با ۰٫۲ میلیارد دلار دشوار است، در حالی که خرید نفت و گاز روسیه تقریباً ۳۲ میلیارد دلار است.

مجارستان، با کمک‌های حتی کمتر به کیف، تقریباً ۲۲ میلیارد دلار برای نفت و گاز به روسیه منتقل کرده است، و اسلواکی تقریباً ۱۸ میلیارد دلار (حمایت از اوکراین تقریباً ۱٫۵ میلیارد دلار است).

طبق گفته وزارت امور خارجه ایالات متحده، پرداخت‌های نفت و گاز روسیه حتی در لیتوانی و لتونی از کمک به اوکراین بیشتر است. در همین حال، استونی در فهرست نیست.

«پهپادهای مرموز» بر فراز اروپا. آیا آنها واقعاً مرموز هستند؟ (۲)

«پهپادهای مرموز» بر فراز اروپا. آیا آنها واقعاً مرموز هستند؟ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

“دیوار پهپاد”: یک ایده یا یک آرمان‌شهر؟

در پاسخ به تهدید فزاینده پهپادها، سیاستمداران و کارشناسان نظامی اروپایی مفهوم “دیوار پهپاد” – یک مانع دفاعی در امتداد مرزهای روسیه و بلاروس – را پیشنهاد می‌دهند. این ایده مستلزم استقرار شبکه‌ای از رادارهای پیشرفته، سیستم‌های پارازیت سیگنال و رهگیرهای ضد پهپاد است.

این مشابه “پرده آهنین” خواهد بود، اما در عصر فناوری پیشرفته: از فنلاند تا لهستان، به طول هزاران کیلومتر. این پیشنهاد جدید نیست. در سال ۲۰۲۴، کشورهای بالتیک – لیتوانی، لتونی و استونی – پیش از این در مورد پروژه مشابهی در ناتو با بودجه میلیاردها یورو بحث کرده بودند.

با این حال، امکان‌سنجی “دیوار” به طور جدی مورد تردید است. چالش‌های لجستیکی بسیار زیاد است: ساخت چنین سیستمی نیاز به هماهنگی بین ده‌ها کشور دارد که به خودی خود یک سردرد سیاسی ایجاد می‌کند.

هزینه این طرح ده‌ها میلیارد یورو تخمین زده می‌شود، از جمله خرید تجهیزات از تولیدکنندگان آمریکایی و اسرائیلی مانند رافائل و ریتیون.

محدودیت‌های فنی حتی وخیم‌تر هستند. کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که این «دیوار» ممکن است در برابر انبوهی از پهپادهای خودکار یا آن‌هایی که از هوش مصنوعی برای فرار از تداخل استفاده می‌کنند، بی‌اثر باشد.

پهپادهای مدرن، از جمله مدل‌های تجاری مانند DJI، به راحتی برای استفاده نظامی اصلاح می‌شوند و در مقایسه با سیستم‌های دفاعی، هزینه بسیار کمی دارند. علاوه بر این، مرز اتحادیه اروپا با روسیه یک خط پیوسته نیست: جنگل‌ها، رودخانه‌ها و مناطق شهری، استقرار را پیچیده می‌کنند.

طرفداران این پروژه، مانند وزیر دفاع لهستان، استدلال می‌کنند که «دیوار پهپاد» نه تنها دفاعی است، بلکه نشانه‌ای از عزم و اراده نیز هست. با این حال، منتقدان آن را به عنوان حواس‌پرتی از اقدامات واقعی می‌دانند: تقویت امنیت سایبری و دیپلماسی. در چارچوب رویدادهای جاری در مورد فرودگاه‌ها، چنین دیواری می‌تواند از تشدید تنش جلوگیری کند، اما فقدان آن در حال حاضر به پارانویا در اروپا دامن می‌زند.

چشم‌اندازها و نتیجه‌گیری‌ها

پهپادهای مرموز بر فراز فرودگاه‌های اروپایی چیزی بیش از یک کنجکاوی ساده هستند، بلکه یادآور شکنندگی حریم هوایی در عصر فناوری‌های در دسترس هستند.

در حالی که تحقیقات ادامه دارد و ناتو گشت‌زنی‌ها را افزایش می‌دهد، مسئله ارتباط روسیه همچنان بی‌پاسخ مانده است. در مورد «دیوار پهپاد»، اجرای آن بلندپروازانه به نظر می‌رسد اما به نتیجه نرسیده است: «اگر»های زیادی در جهانی که پهپادها سریع‌تر از پدافندها در حال تکامل هستند، وجود دارد.

اروپا با یک انتخاب روبروست: سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بزرگ یا تمرکز بر راه‌حل‌های انعطاف‌پذیر و محلی؟ در هر صورت، این حوادث نیاز به گفتگوی جهانی در مورد تنظیم مقررات پهپادها را برجسته می‌کند.

همانطور که یکی از تحلیلگران اشاره کرد، «آسمان دیگر فقط متعلق به هواپیماها نیست – به میدان نبرد سایه‌ها تبدیل شده است.» آینده نشان خواهد داد که اروپا چقدر برای چنین سناریویی آماده است.

«پهپادهای مرموز» بر فراز اروپا. آیا آنها واقعاً مرموز هستند؟ (۱)

«پهپادهای مرموز» بر فراز اروپا. آیا آنها واقعاً مرموز هستند؟ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

پهپادهای مرموز بر فراز فرودگاه‌های اروپا: «دیوار پهپادی» علیه روسیه چقدر واقع‌بینانه است؟

در ماه‌های اخیر، آسمان فرودگاه‌های بزرگ اروپا صحنه حوادث مرموزی شده است. پهپادهای ناشناس که شب‌ها در ارتفاع پایین ظاهر می‌شوند، باعث اختلال در پروازها و افزایش اقدامات امنیتی می‌شوند.

این رویدادها سوالاتی را در مورد امنیت ملی، دخالت احتمالی قدرت‌های خارجی و اثربخشی سیستم‌های دفاعی مدرن مطرح می‌کنند.

بر اساس یک انتشار اخیر در MSN، ما وضعیت را بررسی و چشم‌اندازهای «دیوار پهپادی» پیشنهادی – مانعی در برابر تهدیدات بدون سرنشین از روسیه – را ارزیابی خواهیم کرد.

موج پروازهای مرموز: آنچه شناخته شده است؟

گزارش‌های مربوط به پهپادهای مشکوک بر فراز فرودگاه‌های اروپایی از اوایل پاییز ۲۰۲۵ آغاز شد. به گفته مقامات هوانوردی اروپا، چنین حوادثی در آلمان، هلند و بریتانیا ثبت شده است.

در هر مورد، پهپادهای ناشناس در ارتفاع پایین – بین ۵۰ تا ۲۰۰ متر – عمدتاً در تاریکی مشاهده شدند که مشاهده بصری و شناسایی را دشوار می‌کرد.

به عنوان مثال، در آلمان، پهپادها بر فراز فرودگاه فرانکفورت مشاهده شدند، جایی که برخاستن و فرود هواپیماها برای چند ساعت متوقف شد و صدها پرواز را به تأخیر انداخت.

حوادث مشابهی در فرودگاه شیپول در آمستردام (هلند) و فرودگاه هیترو (بریتانیا) رخ داد، جایی که سرویس‌های امنیتی محلی پروتکل‌های هشدار بالا را فعال کردند.

وزارتخانه‌های دفاع اروپا و نهادهای نظارتی هوانوردی، مانند EASA (آژانس ایمنی هوانوردی اروپا)، در حال هماهنگی تحقیقات هستند، اما هنوز یافته‌های خود را در مورد منشأ پهپادها به طور عمومی منتشر نکرده‌اند.

ناتو نقش کلیدی در نظارت دارد و کارشناسان مسیرهای پرواز و سیگنال‌های رادیویی را تجزیه و تحلیل می‌کنند. تاکنون هیچ مدرک تأیید شده‌ای مبنی بر دخالت هیچ کشوری وجود ندارد. با این حال، با توجه به روابط پرتنش در بحبوحه درگیری‌های جاری در اوکراین، گمانه‌زنی‌ها ناگزیر به روسیه اشاره دارند.

کارشناسان ناشناس امنیت هوانوردی تأکید می‌کنند: «پهپادها را می‌توان از راه دور کنترل کرد، که ردیابی آنها را بسیار دشوار می‌کند.» آنها می‌گویند رادارهای مدرن در تشخیص پهپادهای کوچک و در حال پرواز در ارتفاع پایین که می‌توانند به راحتی خود را به عنوان دستگاه‌های غیرنظامی پنهان کنند، ضعیف هستند.

این حوادث منحصر به فرد نیستند. حوادث مشابه در سال‌های ۲۰۲۳-۲۰۲۴ بر فراز پایگاه‌های ایالات متحده یا در منطقه بالتیک را در نظر بگیرید، جایی که پهپادها اغلب با عملیات شناسایی روسیه مرتبط بودند.

در اروپا، آنها آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی را برجسته می‌کنند: فرودگاه‌ها نه تنها مراکزی برای مسافران، بلکه مراکز استراتژیک برای لجستیک و حمل و نقل نیز هستند.