الگوی صداقت از شیخ اسامه

الگوی صداقت از شیخ اسامه

به قلم: شیخ أبو یحیی اللیبی

بیایید به این نکته عمیق تفکر کنیم که چگونه خداوند متعال قلوب مردم را به سوی شیخ اسامه رحمه الله جذب کرد و زبان‌هایشان را از هرگونه نقد و طعنه به ایشان بازداشت.
این امر به دلیل صداقت و پاکی زبان ایشان بود که به گمان ما از بارزترین ویژگی‌های ایشان به شمار می‌رفت.

شیخ اسامه هرگز درگیر دفاع از خود و پاسخگویی به اتهامات مخالفانش نمی‌شد، بلکه با نقد و انتقاد سازنده از خود به دنبال ارتقای جایگاه و منزلت یاران و جماعتش بود. هدف ایشان هدایت و رهبری جامعه ای بود که به سوی مسیر کمال و فضیلت گام بردارند نه اینکه مشغول درگیری در جدل‌های بی‌حاصل و پاسخگویی به هجومات مخالفان باشند.

منبع: الأعمال الکاملة – ص۲۶۵۲

دادن اطلاعات به اندازه‌ی نیاز است نه به اندازه‌ی اعتماد

دادن اطلاعات به اندازه‌ی نیاز است نه به اندازه‌ی اعتماد

به قلم: خالد سیف الله المسلول

هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و سلم اراده کردند که برای فتح مکه خارج شوند به همسران و نزدیکانشان دستور دادند که آماده سفر شوند ولی آنها را از مقصد آگاه نکردند، حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به خانه‌ی، ام المؤمنین عایشه صدیقه طاهره رضی الله عنها رفته و سؤال کردند از مقصد رسول الله صلی الله علیه و سلم آگاه هستی؟

عایشه صدیقه رضی الله عنها پاسخ دادند:

لا والله ما أدري

قسم به الله که خبر ندارم.

نزدیک‌ترین فرد به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و محبوب‌ترین آنها، سیدنا ابوبکر صدیق رضی الله عنه و دخترشان عایشه صدیقه رضی الله عنها بودند، آنها از سفر هجرت خبردار بودند ولی اینجا خبر نداشتند، در سفر هجرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه همسفر و یار غار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بودند و خبر شدند.

دادن اطلاعات به اندازه‌ی نیاز است نه به اندازه‌ی اعتماد… جایی که نیاز نیست فرد خبردار شود او را خبردار نکن.

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

به قلم: داد الله خراسانی

عده ای وجود دارند که نیمچه قدرتی به هم رسانده اند اما سخنانشان را اعمالشان مخالف است و به بهانه های دروغین خوارج بودن و رافضی بودن و غیره اهل دعوت و جهاد مخالف خودشان را با سخنانشان یا اعمالشان آزار می دهند و حتی اقدام به کشتن آنها می کنند!

من به پیروان این صاحبان نیمچه قدرت می گویم دنبال گروهی که درآن هستی تحقیق کن ببین با چه کسانی (نمی گویم تحالف چون به مزاج شماسازگارنیست می گویم)هم پیمان شده است برضدمجاهدان الله که شما به انها می گوید خوارج پناه برالله آنها ازاین صفت برئ هستن ببین هم پیمانتان بیشترشان یا نوکر آمریکا و ترکیه و قطر و عربستان هستند یا ادعای همکاری با کفار علیه تروریسم (اهل جهاد) می کنند و کفار هم بعد از این معامله، دروازه های کمکهای میلیونی و انواع کمکهای خودشان را برایشان باز کرده اند.

 یک سئوال دارم آیا در ترکیه و در زمان کرزای و غنی حزبهای دمکراسی خواه وجود داشتند که می گفتند بر علیه تروریسم با آمریکا و ناتو و سایر کفار همکاری می کنند آیا بیشترانها نمازنمی خوانند چرا آنها را تکفیرمی کنید اما این صحوات را نه؟ مگر چه فرقی باهم دارند؟

ازالله بترسید و برسرراه مستقیم یعنی ملت ابراهیم بازگردید و از این دامی که آمریکا و ناتو برایتان پهن کرده اند خود را نجات دهید.

شما می گوییدعلما، کدام علما؟ آیا ابوبصیرطرطوسی و هانی السباعی ساکن انگلیس یا طارق عبدالحلیم ساکن کانادا یا ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی ساکن حیاط خلوت اسرائیل (اردن) را می گویید؟ پس چرا کتاب ملت ابراهیم را نگاه نمی کنید که می گوید درست نیست دررسانه های کفری درباره برادرمجاهدت حرف بزنی اگر هم خوارج باشد؛ انصاف داشته باشید تاچه حدتناقض درحرفهاتان و اعمالتان وجوددارد

الله تعالی منت گذاشته برسرمسلمانان چنین بیداری اسلامی و اینهمه آگاهی شرعی را توسط اینهمه رسانه اینترنتی و مجازی و حتی ماهواره ای را در اختیارمان قرار داده تا با چشم سر واقعیتها را ببینیم ولی شما قدرآن را نمی دانید وبا آمریکا و ناتو تحالف کرده اید ببخشید هم پیمان شده اید آنهم بر علیه سایر اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان و مخالف این کفار. اتقی الله

لطفا بیدار شوید، عده ای در حال بازی با شعور و در حال معامله بر سر شما هستند، آنهم بر علیه سایر برادران و خواهران مسلمانتان

کتاب و سیف

کتاب و سیف

به قلم: خالد سیف الله المسلول

یکی از برادران در گروهی اسلامی نوشت: ” دوستان دنبال قدرت باشید تا بتونید خدمت کنید(عاشقان قدرت نباشید) بدون قدرت هیچ کاری نمیتونی کنید واسه اسلام.”

واقعیت این است که اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز قومی بودند که در یک دستشان قران بود. و در دست دیگر شمشیر.
هیچ کافری نتوانست بر انها چیره شود. نیمی از جهان را فتح کردند. و حکومت ابرقدرتمندترین پادشاهان جهان را درهم کوبیدند.
تنها رمز پیروزی آنها قرآن و شمشیر بود. که هر دو را محکم گرفته بودند؛ اما قبل از در دست گرفتن شمشیر و بعد از در دست داشتن قرآن “اهل جماعت” شده بودند.
یعنی در دارالاسلام و حاکمیت بر دارالاسلام در غیر معصیت الله تابع جماعت حاکم بر مسلمین بودند و به این شکل اهل جماعت شده بودند و از تفرق و فرقه بازی دوری می کردند.

ولی ما قومی اهل تفرق و فرقه باز دور از حاکمیت بر دارالاسلام و دور از اهل جماعت هستیم و در کنار این، اکثریت ما هر دو دست های ما خالی هستند. نه قرآن در دست داریم و نه شمشر.!
دسته از اهل تفرق ما هم که شمشیر در دست دارند باز ثمره جهاد اهل جماعت را ندارند و در نهایت برای مسلمین جنگ داخلی و تفرق بیشتر و شکست می آورند و ذلیلی و یاس و نا امیدی .
به همین دلیل تبدیل به قومی ضعیف شدیم که هیچ هیبتی در دل های دشمنان خود نداریم. جهان با تمام فراخی اش برای ما به تنگ امده.
چقدر زیباست که صحابه گونه ابتدا اهل جماعت شویم و سپس قران و شمشیر را محکم بگیریم. و دوباره عزت از دست رفته خود را باری دیگر پس بگیریم. باذن الله تعالی.

امروز در مناطق ما تنها دارالاسلام ایران است که پرچم جهاد و شمشیر را در جماعت و جبهه مقاومتی واحد بر علیه آمریکا (سرافعی) و متحدین آمریکا چون ناتو و رژیم صهیونیستی برداشته است، آیا اهل جماعت هستی؟

جنگ بین رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار قریش بر سر چه بود؟

جنگ بین رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار قریش بر سر چه بود؟

به قلم: محمد قطب رحمه الله

محمد قطب رحمه الله در ” کیف ندعو الناس” می گوید:

صراع و كشمكشِ حاصل بین قریش و بین مؤمنان نه به خاطر سلطه بر تکه‌ای خاک بود و نه به خاطر سلطه‌ی سیاسی (و سلطه‌ی سیاسی به رسول خدا صلی الله علیه و سلم پیشنهاد شد اما از پذیرش آن خودداری کرد، و بر دعوتش به لا إله إلا الله اصرار كرد، و مؤمنان هم كه در پیرامون قریشیان بودند یک قدم نیز برنداشتند که هدف از آن تسلط و نفوذ سیاسی باشد.)

صراع و نبرد بين آنان نه براى به دست آوردن شَرَف عُهده‌دارى خانه‌ى خدا و نه مكانتِ خدمت به حاجيان بود.

همچنین این صراع بر سر قدرتِ اقتصادى كه قریش ثروتمند بودند و از خلال آن با تحریم و گرسنه کردن به جنگ اهل ایمان می پرداختند نبود، و مؤمنان نه از نزدیک و نه از دور به این قدرت و نفوذ اقتصادی آنان متعرض نشدند.

این صراع و نبرد همه‌اش بر سر بزرگترین قضیه بود – که واجب است پیوسته قضيه‌ى اول و بزرگترین قضیه در زندگی انسان باشد – این قضیه که چه کسی معبود است؟ (اصل توحید)
و بر همین اساس  چه کسی صاحب امر است؟ و قانونگذار کیست؟ چه کسی منهج و برنامه زندگی را وضع می کند؟

قریشیان هوا و هوس‌ها و خیالات و میراث پدران و رسم و رسوم‌هایشان را معبود، صاحب امر و قانونگذار  می‌خواستند، اما مؤمنان در پیرامون رسول خدا صلی الله علیه وسلم این‌ها را برای خداوند می‌خواستند.

فاجعه ای بسیار وحشتناکتر از غزه در سودان توسط مزدوران امارات و آل سعود

فاجعه ای بسیار وحشتناکتر از غزه در سودان توسط مزدوران امارات و آل سعود

به قلم: مسعود سنه ای

امارات متحده عربی به همراه آل سعود با دلار و اسلحه در خدمت برآورده کردن اهداف و مروژه های مورد نیاز آمریکا و ناتو در منطقه هستند.
این موجودات علاوه بر این از متحدین ترکیه و رژیم صهیونیستی هم به شمار می روند.
نیروهای واکنش سریع ابزار جنایات این خائنین در سودان هستند که در این مدت کوتاه چند ماهه چنین فجایعی را برای مردم مسلمان و مالکی مذهب سودان به وجود آورده اند:

۱۲میلیون سودانی خانه های خود را ترک کرده اند

۱۵۰ هزار مسلمان سودانی کشته شدند

۲۰ میلیون نفر از ناامنی غذایی رنج می برند

بیشتر ۴ میلیون زن و کودک در معرض خطر تجاوز جنسی قرار دارند

این جنایات آشکار را همه می بینند و سکوت کرده اند، اما دارالاسلام ایران سکوت نکرده و بی طرف نمانده است بلکه با کمک نظامی و بخصوص پهبادی به حکومت و ارتش سودان در برابر این خائنین جنایتکار قرار گرفته است.

شعار نده، تو در کنار جبهه دارالاسلام ایران و ملت مسلمان مالکی مذهب اهل سنت هستی یا در جبهه امارات و آل سعود و….؟

تفکر نجدیت در خراسان بزرگ و پرهیز از اشتباهات دعوت نجدیت

تفکر نجدیت در خراسان بزرگ و پرهیز از اشتباهات دعوت نجدیت

به قلم: ابوعمر کندزی

این روزها عده ای از پیروان تفکر نجدیت به دلیل مخالفت با حاکمیت طالبان دچار تندروی های آشکاری در فضای مجازی شده اند که نزد عقلای آنها هم قابل پذیرش نیست.

به صورت عمومی بارها تذکر داده ایم که تفکر تجدیت سه ویژگی عمده دارد:

۱. تمامیت‌خواهی،
۲. جزم‌اندیشی
۳. دگرستیزی.

تمامیت‌خواهی، یعنی اینکه تنها روش و منهج آنان برحق بوده و هیچ روش دیگری ما را به خدا نزدیک نمی‌کند، پس هرچه آنان می‌گویند صد در صد حق است و دیگران صد درصد باطل، و جز ترویج افکار آنان، ترویج هر فکر یا نظر دیگر کفر یا فسق و یا هم بدعت تلقی می‌گردد. 

جزم اندیشی اینکه به آنچه که می‌گویند هیچ شک، شبهه و تردیدی راه نداشته باشد. مثلا آنان صد در صد یقین دارند که پیشوایان این‌ها به ویژه محمد بن عبدالوهاب و علمای دعوت نجد هرگز اشتباه نمی‌کنند در حالیکه دانشمندان امت اسلامی به شمول امام ابوحنیفه و امام شافعی ودیگران می‌گفتند« دیدگاه من حق است و احتمال خطا را دارد» اما پیشوایان این‌ها گویا سند عصمت را از خدا و پیامبر دریافت کرده‌اند؛ از همین‌رو هیچ نوع اعتراض و نقد را برنمی‌تابند و حتی آیات و احادیثی که مخالف تفکرات نجدیت مث اصطلاح شرعی مشرک و مشرکین و…. باشد را نیز نادیده می گیرند انگار نازل نشده اند.

و دگر ستیزی اینکه قاعده‌ی شان بر این گذاشته شده است که تا بتوانند با مخالفین خویش از راه افتراق یا اختلاف نزدیک شوند نه از راه اتفاق، مثلا اینکه کسی با آنان در عقاید وحدانیت خدا، رسالت پیامبر و معاد متفق هستند مهم نیست؛ اما همینکه مثل آنان فقط در یک تاویل چیز دیگری می گوید، پس مبتدع هستند و به اساس قاعده‌ی ولاء وبراء باید یک نجدی از آنان اظهار برائت کند و تا حد ممکن با ایشان تعامل نداشته باشد.

حال وقتی که چنین گروهی با چنین اندیشه‌ای در سرزمینی مثل افغانستان رشد می‌کند می بیند که به چند مسأله روبرو می‌شود، یکی هم تمدن خراسان‌زمین است که حدیث و فقه جزء لا ینفک آن است. وبخاری و مسلم و ترمذی و نسائی و ابوحنیفه و عبدالله بن مبارک و احمد بن حنبل مروزی و…. شهکاران وقله‌های اهل حدیث و فقه آن به حساب می‌آیند.


این بزرگواران در مواردی، برداشت متفاوت از دین نسبت به نجدیت دارند و این برداشت از نظر نجدیت که خودش تفکری منشعب از مذهب امام احمد بن حنبل است، یا شرک است یا فسق است و یا هم بدعت، به همین سبب جرح و حتی برائت از بعضی از این بزرگواران از بدهیات آنها شده است.

از همین سبب گه‌گاهی می‌بینیم که به بهانه وجود تفکرات مسموم مرجئه گری و معتزله و پاره ای از تفکرات و عقاید تصوف منحرف شده در  میان دسته هایی از مولوی ها و مردم، علیه این بزرگواران می‌تازند و می‌گویند که ما از خدا و پیامبر و از قرآن و سنت می‌گوییم شما از ابوحنیفه و فلان و بسمدان، در حالیکه گفتن تو از قرآن و سنت برداشت خودت است و گفتن دیگران برداشت خود شان، ولی تو(نجدی) در مواردی دچار دچار توهم شده‌ای و فکر کرده ای که برداشت خودت عین قرآن و سنت است، و مخالفت با آن که مخالفت با خودت است را مخالفت با الله و رسول می دانی.

خیر! از خودت محض یک برداشت است که احتمال اشتباه خیلی زیاد در آن است، همچنین از دیگران هم یک برداشت است، ولی این که اختلاف خود را با دیگران مساوی به اختلاف بدعت و سنت می دانی، این هم گمراه کننده است و هم توهم خطرناک که تحجر می‌زاید.

حال در افغانستان که این گروه در حال رشد است، تلاش می‌کنند که در مجالس مختلف، فهم خویش را گسترش دهند. به همین سبب دو نکته را قابل تذکر می‌دانم؛ یکی اینکه مردم ما در مقابل این گروه در یکی از دو راهی قرار می گیرند یا ترک نجدیت کنند یا ترک منهج اهل سنت و جماعت در دگرپذیری و اتحاد تا رسیدن به شورای واحد تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی.

برادران نجدی باید این را بدانند یگانه راه ما تا رسیدن به شورای واحد تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی این است که دگرپذیر باشیم و ضمن عمل به مختصات فکری و مذهبی اسلامی خود به دیگر مسلمین هم این حق را بدهیم که بر اساس تفکرات و مختصات مذهبی خودشان عمل کنند و همه بر هزاران نقاط مشترک و اینهمه دشمن مشترک تمرکز کنیم.
اگر خواستیم بر سر مسائلی با هم گفتگو کنیم ضمن رعایت ادب اسلامی با دلیل و سند شرعی دیدگاه خود را بیان کنیم و پذیرش یا عدم قبول آنرا به مخاطب واگذار کنیم.

خراسان مهد تمدن و علم است، بیائید همه در برابر جبهه واحد کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو، فعلا بر این دشمن اصلی تمرکز کنیم و جبهه ای واحد باشیم تا بعد از نابودی این دشمن شماره یک فعلی، نوبت به سایر کفار اشغالگر برسد و به تدریج با وحدت و اهل جماعت شدن، تمام سرزمینهای اسلامی را آزاد کنیم و اینبار به جای دفاع، حمله کننده به دارالکفرهای اصلی باشیم باذن الله .

غزه و فرق مسلمین کنونی با مومنین عملگرا

غزه و فرق مسلمین کنونی با مومنین عملگرا

به قلم: محمد الکوردی

امروزه به دلیل عرب بودن و هم چنین در مرکز توجه بودن غزه، روزانه شاهد قتل عام و حشیانه مسلمین غزه آنهم به صورت زنده هستیم.
غیر از جبهه مقاومت تحت رهبری ایران که از یمن تا قلب غزه کشیده است و در حال جهاد عملی با صهیونیستهای سکولار است بقیه مسلمین فقط شعار می دهند و….

در گذشته هم هنگامی که مسلمانان با خداوند متعال صادق بودند و برای وی مخلص بودند با دشمنان اینگونه بودند:

از هارون امیر مؤمنان به نقفور سگ روم، نامه‌ی تو را خواندم ای کافرزاده، اما جوابم را نمی‌شنوی بلکه می‌بینی.

ولی اکثریت مسلمانان کنونی اینگونه هستند:

محکوم می‌کنیم، نمی‌پذیریم، می‌خواهیم، فرامی‌خوانیم، متاسف هستیم و… خلاصه فقط حرف می‌زنند و کاری نمی‌کنند و جهاد هم که بماند چون بیشترشان حتی از نام بردنش هم می‌ترسند!!

اما بدانید که اگر خواستار عزت بدون اسلام و راهکارهای آن مثل اهل جماعت شدن و اتحاد و وحدت باشیم خداوند متعال حتما با تفرق و دلخوش بودن به فرقه بازی خوار و ذلیل‌مان می‌کند.
امروز یا عملا در جهاد با صهیونیستهای سکولار هستی یا یک تماشاچی گنده گوی ذلیل.
راه کمک و مشارکت در کمک به مردم غزه هم جنگ مسلحانه با صهیونیستها و آمریکا و متحدین آنهاست.
یا از کانال ایران وارد جهاد شو که کانالی شرعی تر و صحیح تر است یا آمریکا و متحدینش را که در کنار دستت هستند مثل گرگهای تنها مورد حمله قرار بده، گزینه دیگری وجود ندارد.

کلماتی قصار از شیر صحرا عمر المختار (۱۸۵۸- ۱۹۳۱)

کلماتی قصار از شیر صحرا عمر المختار (۱۸۵۸- ۱۹۳۱)

به قلم: فاروق

عمر مختار تقبله الله می گوید:

۱- اگر توپ و تانک شمشیر مرا بشکند باطل امّا حقّی را که با من است شکست نخواهد داد.

۲- ستم از ستمدیده قهرمان می‌سازد اما دل ستمگر بی‌گمان خواهد لرزید گرچه به فخر و هیبت تظاهر کند!

۳- ضربه‌هایی که پشتت را نمی‌شکند تو را قوی‌تر خواهد کرد.

۴- نسل‌های بعدی با شما – اشغالگران- خواهند جنگید.. اما عمر من بیشتر از عمر جلّادم خواهد بود.

۵- من به حق خود – یعنی آزادی – و حق حیات برای سرزمینم ایمان دارم..و این ایمان از هر اسلحه دیگری برنده‌تر خواهد بود.

۶- ما تسلیم نمی‌شویم: پیروز می‌شویم ..یا مرگ انتخاب ماست.

عمر مختار تقبله الله برای آزادی از کفار سکولار ایتالیایی جنگید، آزادی یعنی توانایی رسیدن به نیازی که از تو باز داشته‌اند، نه ممنوعی که به آن نیازی نداری…

عمر مختار برای گرفته شدن روحش در دنیا، شهادت را انتخاب کرد
شهادت در قلبِ مجاهدِ دل‌تنگ است
و شهادت یک امتیازیست که نصیب هر دروغگو و بهانه طلب نمی‌گردد، شهادت ایثار می‌خواهد، شهادت عقیده سالم و پاک به‌کار دارد، شهادت تحفه است از خداوندِ متعال برای کسانی‌که با شهادت زندگی می‌کنند، درختِ شهادت را از وفا، صداقت، راستی، جهاد، نماز، روزه و سایر عبادات آب‌یاری می‌کنند!
و در آخر این‌را می‌گویم شهادت مرد می‌خواهد که مردانه وارد میدان و عمل شود.

اشتياق ام برای شهادت بیشتر می شود وقتی یادم می آید که الله متعال به طرف شهید لبخند می زند و به فرشتگان می گوید:
《این بنده من است،و بخاطر من کشته شد، من از او راضی شدم》 و لقاء خود را نصیب اش می کند.
و در آن دنیا همه آرزو ها متوقف می شوند!
غیر از آرزوهای شهید..
آرزو دارد به این دنیا برگردد تا دوباره در راه الله کشته شود چون فضیلت شهادت را می بیند.
سبحان الله  چه مقام زیبایی است شهادة!
ربی گر نالایق ام لایق ام بگردان..

اللهم الرزقني شهادة في سبیلک.

وظیفه اصلی حکومت اسلامی

وظیفه اصلی حکومت اسلامی

به قلم: سلیمان.ع

حاکمیتهای بر دارالاسلام که جماعت مسلمین را شکل می دهند و مسلمین باید اهل این جماعت شوند دارای وظایف مختلفی است اما اهل علم وظایف مهمی را برای حکومت اسلامی حاکم بر دارالاسلام در اولویت قرار داده اند.

علماء در این اختلافی ندارند که بزرگترین ماموریت حکام، برپایی شریعت و جهاد با کفار و مرتدین و نصرت اسلام و مسلمین در تمام جهان است؛ اگر این را انجام ندهند، پس مأموریت شان چیست؟!

چقدر امت نیاز به علماء صادقی دارد که از حکام حساب پس‌ بگیرند و افعال بد و تصرفات قبیح شان را رد کنند!

چقدر امت نیاز به مردان صادقی دارد که تمام جهد و توان خود را برای قتال کفار و دفع تجاوز شان صرف می‌کنند و چنان آرزوی شهادت را دارند که کفار آرزوی زندگی را دارند.

کسی در چنین جهادی -در حال پیشروی نه عقب‌نشینی- کشته شود، شهید در راه الله است. در صحیح مسلم از روایت ابو هریره رضی الله عنه آمده که رسول‌ الله ﷺ می‌گوید: (من قتل في سبيل الله فهو شهيد، ومن مات في سبيل الله فهو شهيد، ومن مات في الطاعون فهو شهيد، ومن مات في البطن فهو شهيد).
کسی که در راه الله کشته شود، شهید است و کسی که در راه الله بمیرد، شهید است و کسی که بخاطر طاعون بمیرد، شهید است و کسی که بخاطر (بیماری) شکم بمیرد شهید است‌.

به نظر شما در دارالاسمهایی که تا کنون تشکیل شده اند کدام یک به وظیفه جهاد با کفار اشغالگر و مرتدین محلی و کمک عملی به سایر مسلمین عمل می کنند؟

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در خارج از افغانستان با هیچ کافر و مرتدی جنگ ندارد و فعلا مشغول راضی کردن تمام کفار جهانی و حکومتهای مرتد حاکم بر مسلمین از حاکمیت خودش است و جهاد با کفار و دفاع از اسلام و مسلمین با اسلحه را کنار گذاشته است و…. .

با آنکه دارالاسلام الشباب المجاهدین در میان شافعی های سومالی که مساحتی بیشتر از لبنان دارد در حال جهاد با آنریکا و ناتو است اما توان کمک به سایر مسلمین در سرزمینهای اسلامی دیگر را ندارد.

دارالاسلام ایران تنها دارالاسلامی است که با تمرکز بر سرافعی( به قول شیخ اسامه تقبله الله) و شیطان بزرگ ( به قول سید قطب تقبله الله) یعنی آمریکا ، جبهه ای جهادی تشکیل داده است و به مسلمین سراسر دنیا جهت جهاد با این دشمن اصلی یاری می رساند.

دارالاسلام ایران تنها دارالاسلامی است که به صورت رسمی از جهاد مسلمین شافعی مذهب فلسطین حمایت می کند

دارالاسلام ایران تنها دارالاسلامی است که جهت تنرکز بر سر افعی(آمریکا) با سایر کفار متحد شده و از تعداد دشمنان کاسته است ، همان کاری که رسول الله صلی الله علیه و سلم جهت تمرکز بر دشمن اصلی یعنی کفار قریس انجام داد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار یهودی اطراف مدینه و با کفار نصرانی نجران و با کفار مجوس الاحساء و با کفار مشرک بنی خزاعه و بنی ضمره و…. جهت کاستن از تعداد دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی متحد شد.‌

دارالاسلام ایران به عنوان قدرتی مستقل در جهان در مسیر و منهاج رسول الله در حرکت است.