جنایات ناتو عربی در سودان و مسلمین اهل سنت سودان جنگ ناتو عربی و واگنرهای آمریکا با مسلمین
به قلم: کیوان مریوانی
آمریکا و ناتو جهت جنگ با جبهه مقاومت و بیداری اسلامی مسلمین خاورمیانه و آفریقا، جبهه و اتحادیه ای متشکل از آل سعود و امارات متحده عربی، بحرین، کویت ، اردن، مصر و…. به وجود آورده است که در رسانه ها به صورت غیر رسمی به ناتو عربی شناخته می شود. این کشورهای ناتو عربی نیز برای خود واگنرهای جنایتکار و مزدوری در سرزمینهای اسلامی تولید و پرورش می دهند. آنچه چندین سال است در سومالی و یمن و آنچه در سودان کنونی می بینیم بخشی از این پروژه ی ننگین بر علیه مسلمین است.
دیروز شبه نظامیان و واگنرهای پشتیبانی سریع مورد حمایت امارات متحده عربی و آل سعود تمامی اسیرانی را که در شهر الفولة در جنوب سودان دستگیر شده بودند، بقتل رسانیدند.
علاوه بر این ، همین مزدوران پشتیبانی سریع مورد حمایت ناتو عربی، دیروز جمعه پالایشگاه الجيلي را از داخل منفجر کردند، روز پنجشنبه، مخزن دریافت نفت خام هگلیگ را در واحد تقطیر منفجر کردند. پالایشگاه الجیلی بزرگترین پالایشگاه نفت خام سودان است که در شمال الخرطوم پایتخت این کشور واقع شده است و روزانه ۱۰۰۰۰۰ بشکه نفت تولید می کند.
اینها زیربناهای کشور خود را نیز به نفع دشمنان دین و ملت نابود می کنند.
دقت داشته باشید که سودان اهل سنت و مالکی مذهب است و حتی یک شیعه در آن وجود ندارد و سومالی هم اهل سنت و شافعی مذهب هستند و حتی یک شیعه هم در میان آنها وجود ندارد، و مجاهدین یمن هم زیدی و شافعی هستند و مجاهدین غزه هم شافعی مذهب هستند و …. پس خیال نکنید دشمنی های آل سعود و امارات و متحدین آنها با ایران به خاطر شیعه بودن آنهاست. فریب نخورید، جنگ آل سعود و امارات و متحدینشان، با قانون شریعت الله و بیداری اسلامی و تامین منافع کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو است .
یکی از معانی دین: اطاعت و فرمانبرداری است، اما محدوده ی این اطاعت از امام در دارالاسلام چگونه و تا کجاست؟
أبو اسحاق إبراهيم بن علي بن يوسف الشيرازي (المتوفى: ۴۷۶هـ) در کتاب التبصره فی اصول الفقه در مورد اولی الامر می گوید: قُلْنَا المُرَاد بِالْآيَةِ الطَّاعَة فِي أُمُور الدُّنْيَا والتجهيز والغزوات والسرايات وَغير ذَلِك وَالدَّلِيل أَنه خص بِهِ أولي الْأَمر وَالَّذِي يخْتَص بِهِ أولو الْأَمر مَا ذَكرْنَاهُ من تجهيز الجيوش وتدبير الْأُمُور.[۱]مراد به آیه اطاعت در امور دنیا و آماده سازی و غزوات و جنگها و سرانه ها و غیر ذلک است و دلیلش این است خاص به کارداران و امورداران است و کسی که مختص می کند به امورداران درباره تدبیر امور و آماده سازی لشکرها.
رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد امیران و امراء مسلمین می فرماید: مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَمَنْ يُطِعِ الْأَمِيرَ فَقَدْ أَطَاعَنِي، وَمَنْ يَعْصِ الْأَمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي.[۲] هركس، از من اطاعت كند، همانا از خدا اطاعت كرده است. و هركس از من نافرماني كند، همانا از خدا نافرماني كرده است. و هركس از اميرش، اطاعت كند، يقيناً از من اطاعت كرده است. و هركس كه از او نافرماني كند، يقيناً از من نافرماني كرده است.
در لفظ دیگر در صحیح بخاری در ادامه این حدیث آمده است: وَإِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ، فَإِنْ أَمَرَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَعَدَلَ فَإِنَّ لَهُ بِذَلِكَ أَجْرًا، وَإِنْ قَالَ بِغَيْرِهِ فَإِنَّ عَلَيْهِ مِنْهُ .[۳] همانا امام، سپر است. از او دفاع مي كنند و به او پناه مي برند. پس اگر به خدا ترسي و عدالت، امر نمايد، مستوجب پاداش مي شود. و اگر خلاف آن، امر كند، گناهكار مي گردد.
پس اطاعت از امام و امیران و ولاه امر و امورداران تا زمانی که در راستای قرآن و سنت باشد بر ما واجب است ولی در صورتی که از راه کتاب و سنت خارج شد باید در آن امر اولی الامر را به کتاب و سنت برگردانیم.
در مورد اولی الامر سخنان و اقوال بسیاری هست.عده ای آن را فقها و علما می دانند عده ای آن را فرماندهان جنگی و عده ای آن را ولاه امور مسلمین دانسته اند که امور آنان را در راستای کتاب و سنت انجام می دهند و تدبیر امور را بر عهده دارند که نصب این امام توسط شورا «و امرهم شوری بینهم» واجب شرعی بر امت است.
ولی قول ارجح با توجه به نظر مفسرین و اهل علم بیشتر بر معنی امام و رهبر و امورداران و مدبران امور مسلمین اطلاق می گردد.
ناصر الدين أبو سعيد عبد الله بن عمر بن محمد الشيرازي البيضاوي (المتوفى: ۶۸۵هـ) در کتابش به اسم: أنوار التنزيل وأسرار التأويل ملقب به تفسیر البیضاوی می گوید: أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ يريد بهم أمراء المسلمين في عهد الرسول صلّى الله عليه وسلّم وبعده، ويندرج فيهم الخلفاء والقضاة وأمراء السرية.[۴] می گوید مراد از اولی الامر منکم امرای مسلمان در عهد پیامبر و بعدش هستند از جمله خلفا و قاضیان و سرانه داران یا امیران سریه.واضح است که خلیفه های مسلمین که امورداران مسلمین بعد از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بودند مشمول اولی الامر قرار گرفته اند.
این جایگاه و محدوده ی اطاعت از امام دارالاسلام است که امروزه عده ای هنوز به این درجه از فهم نرسیده اند که به رهبر دارالاسلام خود بگویند «امام»، امامی که برای به پا داشتن و تحاکم الی الله و رسوله امری واجب بر مسلمین است و هر گاه در تدبیر امور مسلمین توسط ولی امر مسلمان خلاف قرآن و سنت عمل شد بایستی به دو مصدر وحیانی قران و سنت بازگردیم.
[۱] التبصره فی اصول الفقه ۱/۴۰۷ الناشر دارالکتب-دمشق-باب ما لایجوز للعالم تقلید العالم
[۲] مسلم في الإمارة – باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية برقم (۱۸۳۵) : ۳ / ۱۴۶۶٫ والمصنف في شرح السنة: ۱۰ / ۶۹٫
[۳] أخرجه البخاري في الجهاد، باب يقاتل من وراء الإمام ويتقي به: ۶ / ۱۱۶، وفي الأحكام: ۱۳ / ۱۱۱
[۴] تفسیر البیضاوی۱/۸۷- دار إحياء التراث العربي – بيروت-محقق:مرعشی
آیاتی بر وجوب حاکمیت اسلامی و حکم کردن بر اساس قوانین شریعت الله
به قلم: خالد هورامی
سکولاریستها (مشرکین) و اتباعشان همچون یهودیان مصداق این آیه می باشند که الله تعالی می فرماید:سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ(مائده/۴۱) به سخنان دروغ گوش فرا مي دهند، و از سران خود که کارشان دروغ و گمراهي و فساد است پيروي کرده، و از آنان اطاعت مي کنند.
مومنین حق ندارند جز به قانون شریعت الله و حکم الله و حکومت اسلامی و اجرائی شدن قوانین شریعت الله به چیز دیگری راضی شوند چون الله تعالی به عنوان مثال می فرماید:
وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ. أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائدة آيه ۴۹ و۵۰) و (به تو اي پيغمبر فرمان مي دهيم به اين كه) در ميان آنان طبق چيزي حكم كن كه خدا بر تو نازل كرده است، و از اميال و آرزوهاي ايشان پيروي مكن، و از آنان برحذر باش كه (با كذب و حق پوشي و خيانت و غرض ورزي) تو را از برخي چيزهائي كه خدا بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند . پس اگر (از حكم خدا رويگردان شدند و به قانون خدا) پشت كردند، بدان كه خدا مي خواهد به سبب پاره اي از گناهانشان ايشان را دچار بلا و مصيبت سازد (و به عذاب دنيوي، پيش از عذاب اخروي گرفتار كند). بيگمان بسياري از مردم (از احكام شريعت) سرپيچي و تمرّد مي كنند (و از حدود قوانين الهي تخطّي مي نمايند). آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي كنند و) جوياي حكم جاهليّت (ناشي از هوي و هوس) هستند؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي كند؟
فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ.( مائده:آیه۴۴) از مردم نهراسيد و بلكه از من بهراسيد (و همچون سلف صالح خود محافظان و مراقبان كتاب خدا و مجريان احكام آسماني باشيد) و آيات مرا به بهاي ناچيز (دنيا، همچون رشوه و جاه و مقام) نفروشيد و (بدانيد كه) هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است (و قصد توهين به احكام الهي را داشته باشد) او و امثال او بيگمان كافرند.
وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (آیه۴۵مائده) كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند او و امثال او ستمگر بشمارند.
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.( آیه ۴۷مائده) (ما پس از نزول انجيل بر عيسي، به طرفداران او دستور داديم كه) بايد پيروان انجيل به چيزي (از احكام) حكم كنند كه خدا در انجيل نازل كرده است، و كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند، او و امثال او متمرّد (از شريعت خدا) هستند.
در این آیات لزوم حکم کردن به آنچه که از طرف الله هست به وضوح روشن شده است و لزومی به توضیح ما ندارد. ایات می فرماید کسی که حکم به انچه الله نازل نموده است نکند کافر است ظالم است و فاسق است.سبحان الله پس بر امت واجب است به سرنوشت یهود و مسیحی ها(نصرانی ها) دچار نشوند و در راه حکم کردن به کتاب و سنت کوشا باشند.
حکم کردن لازمه اش یک حکومت اسلامی است و حکومت اسلامی نیاز به یک امام برای مسلمین دارد.پس واجب است بر ما لزوم تشکیل یک حکومت و دولت اسلامی واحد و داشتن یک امام واحد برای اداره ی زندگی دنیوی خود.
۲۱۰ کودک، زن و مرد مسلمان فلسطینی قربانی آزادی ۴ اسیر سکولار صهیونیست شدند، دنیای سکولار هم نظاره گر و تماشاچی است و سکوت کرده.
سالهای آینده، هالیوود برای نیروهای ویژه دلتافرس آمریکا، حماسهها خواهد سرایید که توانستهاند چهار اسیر سکولار اشغالگر را آزاد کنند، غافل از اینکه امروز فقط زن و بچه و اطفال را آنهم با فجیعترین حالت به شهادت رساندند.
البته در این حمله ی مشترک آمریکا و صهیونیستها دهها نفر از دشمن نیز به هلاکت رسیدند که تلفات را پنهان کرده اتد اما :
این ۵ تا سرباز که گفته میشد بر اثر عملیات آموزشی سقوط هواپیما کشته شدند حالا روسها تایید کردند که هر ۵ نفر در غزه هلاک شده اند.
اینها از جمله مامورین پیدا کردن اسرای صهیون بوده اند و از نیروهای دلتافورس، که به درک واصل شدند
در فضای نماز و در سایه سوره یوسف روانم گفت: آیا رابطه ای بین سوره یوسف و غزه نمی بینی؟ بهش گفتم: چه رابطه ای؟ گفت: برادران یوسف علیه او توطئه کردند و او را در چاه انداختند… و همینطور برادرانِ فرضی غزه علیه او توطئه کردند و او را در گودال قاتلان انداختند!
گفتم: نه، حاشا و کلا ، یکی از برادران یوسف گفت: یوسف را نکشید! در مورد برادران فرضی غزه همگی گفتند: غزه را بکش! این اولاً..
دوماً : برادران یوسف در جنایت خود می خواستند محبت پدر را بدست آورند تا او از آنها راضی باشد و او با آنها همراه شود. و اما برادران غزه، محبتِ آمریکا و قاتلان پیامبران را…
سوماً: برادران یوسف میخواستند بعد از جنایت «آدمهای خوبی» باشند. در مورد برادران غزّه، خواسته ی آنها پس از این جنایت، خیانتی است که “نوکرانی وفادار” باشند!
گفت: راست گفتی.. به او گفتم: اما بین داستان غزه و داستان یوسف ارتباط مطلوبی وجود دارد. گفت: اون چیه؟ عرض کردم: از خداوند متعال می خواهم همان گونه که یوسف علیه السلام را از قعر چاه بیرون آورد تا حکومت و قضاوت را بدست گیرد، همانطور مجاهدین را از عمق توطئه بیرون بیاورد و زمام قدرت را در دست بگیرند.
گفت: به تو نمی گویم: آیا شدنی است؟ زیرا پاسخ را در سوره یوسف یافتم: “وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ” !
ترجمه فارسی شعر سید قطب رحمه الله تحت عنوان: أخي أنت حرٌ وراء السدود
ارائه دهنده: ابومحمود کندزی
■ أخي أنت حرٌ وراء السدود – أخي أنت حرٌ بتلك القيود ❖ برادرم تو آزادهای پشت میله های زندان – برادرم آزادهای با آن همه زنجیر ظلم و طغیان ■ إذا كنت بالله مستعصما – فماذا يضيرك كيد العبيد ❖ اگر با پروردکارت عهد و پیمان بستهای – مکر و حیله برده های شیطان چه زیانی به تو رساند ■ أخي ستبيد جيوش الظلام – ويشرق في الكون فجر جديد ❖ برادرم سربازان شب سیاه به هلاکت خواهند رسید – و به زودی در جهان آفتاب نوینی طلوع خواهد کرد ■ فأطلق لروحك إشراقها – ترى الفجر يرمقنا من بعيد ❖ روحت را آزاد بکذار تا تجلی کند – و خواهی دید سییده دم امید از دور به سوی ما مینگرد ■ أخي قد سرت من يديك الدماء – أبت أن تُشلّ بقيد الإماء ❖ برادرم از دستانت خون بسیاری رفته – اما از اینکه قید بردهها بتواند آنها را از حرکت باز دارد سرباز میزنند ■ سترفعُ قُربانها للسماء – مخضبة بوسام الخلود ❖ قربانیشان را به سوی آسمان میبرند – در حالیکه با خونهای جاویدان رنگ کرفته ■ أخي هل تُراك سئمت الكفاح – وألقيت عن كاهليك السلاح ❖ برادرم! آیا واقعا تو از مبارزه خسته شدهای؟!… – و سلاح را از شانهات بر زمین گذاشتهای؟! ■ فمن للضحايا يواسي الجراح – ويرفع راياتها من جديد ❖ پس چه کسی زخمهای قربانیان را التیام میبخشد – و چه کسی پرچمهایشان را بار دگر بلند می کند؟! ■ أخي إنني اليوم صلب المراس – أدُك صخور الجبال الرواس ❖ برادرم من امروز با همتی بالا آمدهام – که کوهمای سخت را از جای بر میکنم ■ غدا سأشيح بفأس الخلاص – رؤوس الأفاعي إلى أن تبيد ❖ فراد با تبر آزادی سر های مکر و نیرنگ را – تا نابودیشان از تنشان جدا میکنم ■ سأثأرُ لكن لربٍ و دين – وأمضي على سنتي في يقين ❖ برای پروردگار و دینم انتقام میگیرم – و بر راه و روشم با ایمان و اخلاص به پیش میورم ■ فإما إلى النصر فوق الأنام – وإما إلى الله في الخالدين ❖ با بر جهانیان پیروز خواهم شد و یا اینکه – بسوی پروردکارم می شتایم تا جاویدان بمانم ■ أخي إنني ما سئمت الكفاح – ولا أنا أقيت عني السلاح ❖ برادرم من از مبارزه خسته نشدهام – و تفنگم را کنار نگذاشتهام ■ فإن أنا مِتّ فإني شهيد – وأنت ستمضي بنصر جديد ❖ برادر اگر من مُردم بدان که من شهیدم – و تو بایستی به سوی پیروزی بزرگ گام به پیش نهی ■ و إني على ثقة من طريقي – إلى الله رب السنا و الشروق ❖ من از ته دل بر راهی که برای رسیدن – به پروردگار زیبائیها و سپیده دم اختیار کردهام مطمئنم ■ فإن عافني السَّوقُ أو عَقّنِي – فإني أمين لعهدي الوثيق ❖ و چه به هدف دست یابم یا در مقابلم سدها سبز شود – در هر حال من به پیمانی که با پروردگارم بستهام پایبند خواهم ماند ■ أخي فامض لا تلتفت للوراء – طريقك قد خضبته الدماء ❖ برادرم به پیش رو و به پشت سرت نگاه مکن – و بدان که راهت با خون سرخ شهیدان گلگون گشته ■ و لا تلتفت ههنا أو هناك – ولا تتطلع لغير السماء ❖ بدینسو و آنسو منگر – و به غیر از آسمان به جای دیکر نگاه نکن ■ فلسنا بطير مهيض الجناح – ولن نستذل و لن نستباح ❖ ما پرندگان بال شکستهای نسیستم – هرگز کسی را توان به بردگی گرفتن ما نیست ■ و إني لأسمع صوت الدماء – قويا ينادي الكفاحَ الكفاح ❖ من صدای شیوای خون شهیدان را میشنوم – که با صدای بلند شعار می دهند: مبارزه تا پیروزی ■ أخي إن ذرفت علىّ الدموع – وبللّت قبري بها في خشوع ❖ برادرم اکر در فراق من اشکها ریختی – و با فروتنی قبرم را با اشکهایت سیراب ساختی ■ فأوقد لهم من رفاتي الشموع – وسيروا بها نحو مجد تليد ❖ از تکه پاره های جسدم شمعهایی برگیر و راه را – برای کسانی روش ساز تا بسوی پیروزی و سعادت گام نهند ■ أخي إن نمُتْ نلقَ أحبابنا – فروْضاتُ ربي أعدت لنا ❖ برادرم اگر بمیریم در بهشت دوستانمان را خواهیم دید – و بهشتهای زیبای پروردگارمان برای ما مهیا شده است ■ و أطيارُها رفرفت حولنا – فطوبى لنا في ديار الخلود ❖ پرندگان زیبای بهشت در اطرافمان پر میگشایند – آه که چه با سعادت خواهیم بود در آن دیار همیشکی
در انتخابات پیش روی دارالاسلام ایران و با اینهمه شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی اخبار کدامیک را بگیریم؟
اخبار چون با زندگی درونی و آرامش قلبی انسانها و سپس با تنظیم روابط خارجی و رفتاری انسانها ربط دارند گرفتن آن از منبع مطمئن یا نا مطئمن می تواند بر درون و بیرون ما تاثیر مستقیم داشته باشد.
در قرآن کریم به عنوان مثال داستان هُدهُد در رساندن خبر به سلیمان علیه السلام را داریم که: فمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ﴿النمل:٢٢﴾ چندان طول نکشید (که هدهد برگشت و) گفت: من بر چیزی آگاهی یافتهام، که تو از آن آگاه نیستی. من برای تو از سرزمین سبا یک خبر قطعی و مورد اعتماد آوردهام.
هُدهُد نگفت: شنیدم یا خواندم یا به من گفتند! بلکه گفت:(خبری قطعی و درست را برای تو آورده ام)! و سلیمان علیه السلام هنگامی که این خبر را از هُدهُد شنید چگونه با آن معامله کرد؟ آیا به سرعت و فوری همانند دوران کنونی ما بدون اینکه از صحت خبر مطمئن شوند خبر را نشر می کنند، آن را تایید کرد؟یقینا خیر، بلکه در پاسخ به هُدهُد گفت:قالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ {نمل:٢٧} (سلیمان به هدهد) گفت: تحقیق میکنیم تا ببینیم راست گفتهای یا از زمره دروغگویان بودهای.
به همین دلیل تحقیق و بررسی اخبار و یقین حاصل کردن از صحت آن بسیار مهم است حتی اگر از سوی مومنین باشد.
باز الله تعالی در مورد اخبار صادر شده توسط مسلمین فاسق می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (حجرات/۶) ی مؤمنان، هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت از کار خود پشیمان گردید.
در اینجا به خاطر تبعاتی که دارد تحقیق از صحت و سقم اخباری که توسط مسلمین فاسق صادر می شود بسیار مهم است، به نظر شما تحقیق در مورد اخباری که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی نشر می دهند ضرروی تر نیست؟
پس قبل از انتشار و نشر آن، یکی از درخواست های آیین بزرگ اسلام و منهج و سنت پیامبران علیهم السلام و بزرگان دینی اطمینان از صحت خبر بوده است و وظیفۀ هر مسلمانی است که از نشر اخبار خالی از صحت و اطمینان که از درستی و نادرستی آن مطمئن نیستند، پرهیز کنند و از شایعه پراکنی برحذر باشند.
اما چه کسی راست می گوید؟ در این جنگ روانی و مسلحانه ای که دارالاسلام با کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی درگیر است تنها به اخبار رسانه ای دارالاسلام اعتماد کن حتی اگر در مواردی مثل جنگ احزاب توسط نعیم بن مسعود اخبار نادرستی در رسانه های عمومی به کفار اصلی داده شود.
چگونه دامنه ی تجاوز به زنان و دختران اسیر اهل سنت در عراق خاتمه یافت؟
به قلم: کیوان مریوانی
زمانی که آمریکا و ناتو به بهانه ی وجود بمبهای شیمایی به عراق حمله کردند و مسلمین اهل سنت در برابر این اشغالگران وارد میدانهای جهاد شدند دسته هایی از کوردها و عربهای اهل سنت به همراه شیعیان انگلیسی در کنار آمریکا و ناتو قرار گرفتند.
در ابتدا قدرت در دست آمریکا و شیعیان انگلیسی مزدور آمریکا بود به همین دلیل دارالاسلام ایران قدرت چندانی نداشت تا اینکه جبهه ی مقاومت به رهبریت ایران به تدریج قدرت برتر شد.
در زمانی که شیعیان انگلیسی تحت پوشش آمریکا و ناتو قدرت برتر بودند بدترین جنایات را در حق مجاهدین آزادیخواه و خانواده های آنها و حتی مردم عادی اهل سنت مرتکب می شدند، در زیر به نمونه ای از هزاران جنایات این شیعیان انگلیسی، مزدوران آمریکا و ناتو اشاره می کنیم: یکی از خواهران اسیر می گوید:
دو نفر او را (یکی از خواهران اسیر و پاکدامن) گرفته و یکی پاهایش را گرفته بود و دیگری که تنها یک زیر پوش تنش بود به او تجاوز می کرد ، دعا می کرد و الله را صدا می زد، دختر دوشیزه ای بود…منظر بسیار بد، زشت و آزار دهندهای بود،
بعداً خودروی زرهی آمد و مرا بردند ۵ دختر آنجا بودند و هنگام رسیدن سربازان گفتند زنهای تروریست اومدند و ما را به دیوار بسته و تحت بدترین و سخت ترین شکنجه قرار دادند، از شدت ضربه و شکنجه رنج می بردم ،شکنجه بسیار سختی بود
همهی اینها چیزی نبود و شکنجه سخت تر شبش شروع شد و خدا میداند که چه گذشت، دختران را بردند جای دیگه؛ انجا یه اتاقی بود و وسایل پذیرایی و... بود که افرادی از خارج برای مهمانی می آمدند تا به دختران تجاوز کنند؛ گفتند معنی آزادی را بهتون نشان می دهیم
به دوستم تجاوز کردند و به دوست دیگرم که از تجاوز زیادی حامله شده بود تجاوز کرده و آنها روی شکمش پا می گذاشتند، هفت ماهه بود و دیدم که چگونه وضع حمل کرد، اگر کسی بهم این داستان را میگفت باور نمیکردم اما خودم شاهد دختر آن بودم.
به همه ما تجاوز کردند، سعی میکردم لباسم رو بپوشم ولی آنها نمی گذاشتند، هر روز مانند سال بود و دقیقه ها طولانی و گویا زمان متوقف شده است و ساعت حرکت نمیکرد ، هر کی داخل میشد تجاوز کرد و میرفت و با وجود داد و فریادم کسی پاسخ نمیداد، و هر کس کارش را میکرد و میرفت
احساس کنیزی داشتم که هیچ حقی ندارد، صداهای آنها را فراموش نمیکنم … بار آخر پنج نفر آمدند و نوبتی بهم تجاوز می کردند، درد و رنجی مانند درد زایمان داشتم و نمی دانستم که چه شده است…یکی میگفت ادامه بده چیزی نیست…نمیدانم چطوری توانستم پایین نگاه کنم و دیدم خون زیادی ازم ریخته است … ازم فاصله گرفتند… خواستم بلند شوم و به حمام بروم که نتوانستم و از هوش رفتم….”
اما بعد از قدرت گیری دارالاسلام ایران در عراق و به حاشیه رانده شدن آمریکا و ناتو و شیعیان انگلیسی، آیا شما خبری از تجاوز به نوامیس اهل سنت در زندانهای عراق تحت حاکمیت جبهه ی مقاومت وابسته به ایران دیده اید؟ قطعاً خیر.
رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند به پیوستن به جماعت:عليْكَ بالجماعةِ،[۱] چون جماعتی است که حمایت الله را به دست می آورد «فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ».[۲]
عمر بن خطاب هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند:«عَلَيْكُمْ بِالجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الوَاحِدِ وَهُوَ مِنَ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ»،[۳]بر شما واجب و لازم است که پایبند جماعت شوید، و برحذر باشيد از تفرق و جدائی، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دورتر است، هر کسی که خواستار وسط بهشت باشد حتماً پايبند جماعت باشد.
واضح وروشن است که در الجماعة مساله ی ملحق شدن مومنین به همدیگر از لحاظ ظاهری و جسمی است مثل اجزای مختلف یک ساختمان «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كالْبُنْيانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا»[۴]، و از همین اجتماع ظاهری مسلمین حول یک رهبر الجماعة تولید می شود «لاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ» و شخص با پیوستن به چنین الجماعة ای اهل الجماعة می شود و شخص با رفتن به داخل این ساختمان خودش، اهل آن ساختمان می شود.
به همین سادگی با اهل جماعت ظاهری شدن، مومنینی با هدفی واحد تولید می شوند که از اجتماع و هم هدف بودن آنها «امت»ی واحد هم شکل می گیرد که مشمول وعده هایی می شوند که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای چنین امتی از الله تعالی گرفته است که: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ، یا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ،[۵]الله تعالی ضمانت و وعده ی سه چیز را در مورد امتم به من داده یکی اینکه امتم گرسنه نمی مانند، «لا يَجُوعُوا» دوم اینکه امتم بر گمراهی هم رأی نمی شوند «لا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ، لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ» و سوم اینکه دشمن بر امتم چیره نمی شود. لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ.
تنها با وجود این الجماعة یا حاکمیت ظاهری است که مومنین از شر کفار آشکار و پنهان و مسلمین فاسق و ظالم در امان می مانند.
باید یادآوری کنیم که در حاکمیت بر دارالسالام و جماعت افرادی از کفار اهل ذمه هم وجود دارند که اهل جماعت هستند و بر اساس پیمانی که با حاکمیت دارالاسلام بسته اند از این حاکمیت اطاعت می کنند و در این موارد حکومتی هستند، پس قرار نیست تمام اعضای اهل جماعت مسلمان یا مومن باشند بلکه هم مومن در میان آنها وجود دارد هم دارودسته ی منافقین و هم کفار اهل ذمه.
زمانی هم که اهل جماعت شدی باید از تمام فرقه ها و گروهها و حزبها و ضرار سازها دوری کنی .
این منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی اهل جماعت شدن و دوری از فرقه بازهای ضرار ساز است.
فلسطین را ۱۴۰ کشور جهان به رسمیت میشناسد ام ا.ا.افغانستان را هیچ کشوری به رسمیت نمی شناسد اما…. به قلم: مجاهد مبارز
در طول یک قرن گذشته ، سکولاریستهای داخلی همچون یک بیماری در بدن مسلمین بزرگترین ضربات را به مسلمین زده اند. توضیح آنکه: فلسطین باوجود اینکه درسازمان ملل نماینده دارد و عملا ۱۴۰ کشور آن را برسمیت میشناسد با آنهم بیش از چندین سال های متمادی میشود که مورد تهاجم رژیم سکولار صهیونیستی و با حمایت قاطع و همه جانبه کشورهای سکولار غرب قرار دارد. درمدت این سالیان دراز بیش از صدها هزارفلسطینی از سوی صهیونیستهای سکولار قتل عام، هزاران نفر معلول، ده ها هزار تن مجبور به ترک کشور و مهاجرت به کشورهای دیگرشدند، پس این رسمیت شناسی چی مزایایی دارد؟ مگر در کنوانسیونهای بین المللی ذکر نشده که هیچ کشوری حق تجاوز بر کشور دیگر را ندارد، حریم زمینی و هوایی کشورها از تجاوز مصٶن هستند، پس چرا رژیم سکولار اسراییل غاصب در جلوی چشمان تمام جهانیان بخصوص آن کشورهایکه کشور فلسطین را برسمیت شناختند به جنایات خود ادامه داده و دست به ارتکاب جنایات جنگی را میزند؟
باید بدانیم ( رسمیت شناسی) و این حرفها همه یک خدعه و فریب بزرگی از سوی کشورهای سکولار سلطه گرا و ابرقدرت برای تسلط برکشورهای ضعیف هست و بس، تازمانیکه اتحاد داشتی و زور و قدرت دفاع از حریم خود را داشتی، و حمایت مردمی کشورات را داشتی دیگر رسمیت شناسی و یا به رسمیت نشناختن کدام معنای ندارد،
افغانستان را هم با گذشت سه سال از تاسیس حکومت اسلامی و مردم و با ختم اشغال هیچ کشوری برسمیت نشناخته است، ولی هیچ کشوری جرأت مداخله در اموراتش را ندارد و مجاهدان و سربازانش آماده هرنوع فداکاری برای دفاع از خطوط و حدود دینی هستند.
فلسطینی ها خودشان به چندین حزب مختلف تقسیم شده اند و حتی در سرزمینی کوچک دو حکومت دارند که با هم دشمن هستند، سکولاریستهای فلسطینی هرگز حاکمیت مسلمین فلسطینی را قبول ندارند به همین دلیل سکولاریستهای داخلی اسباب طمع دیگران را فراهم کرده اند و اجازه نمی دهند مردم فلسطین قدرت واحدی در برابر دشمنان شوند.