نقش آل سعود و امارات در قتل عام مسلمین فلسطین

نقش آل سعود و امارات در قتل عام مسلمین فلسطین

به قلم: کیوان مریوانی

در سال ۱۳۹۳ رژیم صهیونیستی برای بار چندم به غزه حمله کرد اما اینبار خونبار تر و وحشیانه تر از گذشته بود . خبر رسوائی که در این میان عده ای را شوکه و غافلگیر کرد این بود که تمام هزینه ی حمله رژیم صهیونیستی به غزه توسط عربستان و امارات تا مین شد و سیسی طاغوت مصر هم در این جنایت همکاری کامل داشت و آب و خوراک نظامیان و بنزین هواپیماها نیز توسط حکومت سکولار ترکیه تامین می شد.  

البته سرلشکر محمد فرید التهامی رئیس اطلاعات عمومی مصر هم در همان زمان با رهبران اطلاعاتی و ارتشی اسرائیل ملاقات نمود و هدف از این دیدار و ملاقات را برنامه ریزی و هماهنگی جهت وارد نمودن ضربه‌ای نظامی به غزه و حماس عنوان کرد و خطاب به رهبران رژیم صهیونیستی گفت: کشورهای حاشیەی خلیج فارس هزینه‌های هنگفت جنگ علیه حماس را تقبل نموده‌اند مشروط به اینکه ضربه سنگینی به آن وارد کنند.!

درخواست عمده ی این نظامی ارشد حکومت سکولار مصر از رهبران صهیونیست عبارت بود از: زدن ضربه‌ای کمرشکن به جنبش حماس و شاخه نظامی آن، که این یکی از برنامه‌های تکمیلی نامبرده جهت نابودی «اخوان المسلمین» است.

سرلشکر التهامی گفت: آمدن او به اسرائیل و دیدارش با شما پس از رایزنی‌های گسترده با رهبران عربستان و امارات بوده است؛ در ضمن رهبران آن دو کشور آماده‌اند تمام هزینه‌های جنگ اخیر را تقبل نمایند.

رژیم آل سعود و متحدین منطقه ای آن به این شکل در نابودی حرکتهای جهادی خیانت کرده و با تمام کفار بر علیه اهل جهاد متحد شده اند، اما سبک کار آنها یکسان است :

  1. ابتدا از طریق علمای درباری که مجریان جنگ روانی آنها هستند برچسبی به این مسلمین مجاهد می زنند و به این شکل می خواهند بگویند که تنها با این فکر و جماعت می جنگند نه با مجاهدین . مثلاً به مجاهدین غزه می گویند اخوان المسلمین هستند و نجدی ها و سایر گروههای مخالف را با خود همراه می کنند یا به اتحادیه ی مجاهدین شافعی – زیدی یمن می گویند رافضی هستند یا به سایرنی می گویند خوارج و… (در حالی که پشتیبانی از هر کافری بر علیه هر مسلمانی کفر بواح و از ونواقض اسلام است)
  2. به دنبال این «عملاً» تمام کمکهای خود به دشمنان را از طریق یکی از اعضای شناخته شده ی خود انجام می دهند و خود سعی می کنند «زباناً» جانب مسلمین ستمدیده ی فلسطین را بگیرند. همان کاری که اردوغان هم بارها و بارها انجامش داده است و همین دیروز هم  وزرای خارجه ی اردن و عربستان در تماسی تلفنی انجامش دادند.

این کشورهای فاسد و دست نشانده ی منطقه بویژه دول عربی خاورمیانه و خلیج فارس از آرمان های ملت فلسطین و سایر ملل اسلامی تحت ستم عملاً فاصله گرفته و در جبهه ی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای قرار گرفته اند، به همین دلیل نباید از این پیشنهاد جدید امارات به رهبران رژیم صهیونیستی تعجب کنید که به گفته ی کارشناس حقوق بین‌الملل و رئیس انستیتوی اروپایی حقوق و روابط بین‌الملل اروپا در بروکسل: «محمد بن زاید» ولی‌عهد ابوظبی درباره غزه به «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی پیشنهاد فرستادن مزدور به اسرائیل را به نتانیاهو داده است همچون کسانی که در یمن می‌جنگند و امارات آن‌ها را تأمین مالی می‌کند تا به صورت زمینی به غزه حمله کنند».

این چهره ی واقعی همان امارات و آل سعودی است که شبکه های منتسب به اهل سنت ایران چون کلمه و نور و … برای آنها کار می کنند و در راستای اهداف آنها قدم بر می دارند.

درد دل و نقدی برادرانه از ملا محمد علوی در مورد بحث خوارج و تهاجم به جوانان صادق

درد دل و نقدی برادرانه از ملا محمد علوی در مورد بحث خوارج و تهاجم به جوانان صادق

به قلم : کارزان شکاک

ماموستای گرامی: من و شما و تمام برادران دیگری که دارای منهج سلفیت نوع سوم (نجدیت) بودند یا هنوز هستند می دانیم که قبل و بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس، در کنار جماعت انصارالاسلام و کتائب کوردستان شما یکی از فعالین پرتلاشی بودید که با نام توحید و جهاد شور و شوق بزرگی را در جهاد با اشغالگران و سکولاریستهای کافر محلی چون طالبانی و بارزانی ها و کومله ها و دمکراتها در میان جوانان کورد زبان تولید کردید.

همه ی مسلمین در جهاد با آمریکا و مزدورانش در کوردستان متفق هستند اما در کنار این دعوت مبارک هم من (زمانی که دارای تفکر نجدیت بودم) و هم شما و سایر دعوتگران به جهاد با آمریکا و مزدورانش سهمی کشنده و عاملی فاسد کننده ی جهاد را به بدنه ی اهل جهاد تزریق کردیم که ثمره اش شده دوری از منهج صحیح اسلامی و گسترش شرک تفرق و جنگ داخلی و تکفیر نابجای مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و در نهایت ضعف و سستی و فشل: فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم (انفال/۴۶)

ماموستای گرامی : این جوانانی که به پدر و مادر مسلمان و نماز خوان و اهل جمعه ی خودشان می گویند «مشرک» و شما تحت نام خوارج از آنها نام می برید و آنها را سگهای اهل جهنم معرفی کرده اید، آیا بر خلاف آموزشهای نجدیت و علمای نجد حکم داده اند؟ نه و رب الکعبه

این جوانان در واقع انسانهای صادق و باغیرتی هستند که مثل جماعت «دوله» تقیه و ریاکاری و حقه بازی را کنار گذاشته و منهج محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را صادقانه پیاده می کنند و خیال می کنند در جایگاه امثال سیدنا ابراهیم علیه السلام هستند که باید از پدر مشرک خود برائت جویند و برای آنها دعا نخوانند و باید سایر احکام متعلق به مشرکین را در مورد آنها پیاده کنند!

در اینجا می توان گفت این جوانانی که با شعار دعوت به توحید باعث اینهمه صدمه زدن به توحید و اهل جهاد شده اند در واقع ثمره ی آموزشهای منهج نجدیتی هستند که امثال شما به جامعه تزریق کرده اید، آیا این انتهای ناجوانمردی نیست که اینگونه با این شاگردان صادق خودتان برخورد می کنید؟

 این جوانان بر اساس منهج نجدیت و با استناد به آرای علمای نجد با سایر مسلمین آلوده شده به بعضی از اشتباهات و خطاهای نظری (عقیدتی) و ظاهری (عملی) برخورد می کنند و با برداشتن عذرهای معتبر شرعی مورد اتفاق تمام مذاهب اربعه و حتی ظاهری ها و زیدی ها و جعفری ها، دست به تکفیر نابجای اطرافیان و جامعه ی خود می زنند؛ اگر اینها خوارج و به قول شما سگهای اهل جهنم هستند آیا این حکم مشمول محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد و تمام پیروان آنها نمی شود؟

ماموستای گرامی : این جوانانی که شما اینگونه ناجوانمردانه و خشن به آنها حمله کرده اید در میان هزاران جوان فاسد و ضد اسلام اطراف ما به سمت دین و دعوت به توحید آمده اند و انسانهای تشنه ی عدالت و باغیرتی هستند که بر خلاف ملاهای نان به نرخ روز خور و تنبل و تن پرور اطراف ما، بارها ثابت کرده اند حاضرند از نزدیکترین قوم و خویشان و نزدیکان خود و حتی از مال و ثروت و جانشان نیز به خاطر الله و دینش بگذرند؛ اما امثال شما مسیر را اشتباهی به ما و آنها معرفی کرده اید.

ماموستای گرامی : مشکل اساسی این برادران ما در برداشت اشتباه نجدیت از اصطلاحات «مشرک و مشرکین»، «اهل بدعت»، «عبادت»، «برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین» و سایر اشتباهات رایج نجدیت است . مشکل اینجاست نه این جوانان . و این مشکل را امثال شما و کسانی چون ملا عبدالحمید عالی مریوانی و… در جامعه ی ما تولید کرده اید.

ملا عبدالحمید عالی به صراحت در نواری صوتی گفت:” مشکل در تفکر نجدیت است و باید این تفکر را دور ریخت،چون تمام خوبی هائی که این تفکر دارد در سایر مذاهب اسلامی نیز وجود دارد بدون آنکه این مذاهب مضرات نجدیت را داشته باشند.”

ما به سرانجام عبدالحمید بعد از نجدیت کار نداریم، اما واقعیتی را گفته که انتظار می رود امثال شما نیز به آن پی ببرید، و بدون ترس از برچسبهائی که معمولاً زده می شود در ریشه کنی این آفتی که اگر وارد قلب شود آن را فاسد می کند و اگر وارد جامعه شود نیز باز جامعه را فاسد می کند هم مسیر با اهل سنت قرار گیرید.  

پس مشکل جای دیگری است ماموستا گیان. با قدردانی و تشکر از تمام زحماتی که در سایر امور شرعی کشیده اید اما این مشکل را خودتان درست کرده اید و انتظار داریم دست به اصلاح بزنید.

نصرت و یاری رژیم صهیونیستی به سبک مفتی های نجدی ساکن در دارالکفرها

,سند واگذاری فلسطین به کفار توسط آل سعود

نصرت و یاری رژیم صهیونیستی به سبک مفتی های نجدی ساکن در دارالکفرها

به قلم : ابوابرهیم هورامی

معمولاً دشمن در دو جبهه بر علیه مسلمین و اهل اسلام وارد جنگ می شود: یکی  جنگ مسلحانه و دیگری جنگ نرم و روانی و تبلیغی که بسیار خطرناکتر از جنگ مسلحانه است چون جنگ نرم ایمان و افکار مسلمین را هدف گرفته است نه جسم آنها را .

در این زمینه به ذکر دیدگاه چند نفر از مفتی های مطرح در میان گروههای مسلح نجدیت در مورد جماعت حماس را بیان می کنیم به امید آنکه جرقه یا باشد جهت شناخت این اشخاص.  همه می دانیم که جماعت حماس در کنار جهاد اسلامی تنها نیروی جهادی در برابر رژیم صهیونیستی هستند که نمایندگی اتحاد ملت مسلمان فلسطین را در این جهاد انجام می دهند و بدون شک حمله به حماس یعنی حمله به ملت مجاهد فلسطین و  تضعیف جهاد فلسطین و خدمت به رژیم صهیونیستی .

 ابومحمد مقدسی می گوید: ما با تاسف و صراحت می گوییم که ما در نصرت دین و ملت خویش متکی به حماس نیستیم و به حماس هیچگونه امیدی نداریم تا زمانیکه به روند خود اصرار داشته و توبه نکرده و دست از انحرافات خود ندارد. (فنحن نقولها بصراحة وألم إننا لا نعوّل على حماس في نصر ديننا أو شعبنا ولا نعقد على شعاراتها وحماسها الآمال ما دامت مصرّة لم تتب ولم تتخل عن هذه الانحرافات ..)

ابوقتاده فلسطینی هم که نشان و علامت تخریب جهاد در تمام سرزمینهای اسلامی و خادمی مخلص در جبهه ی جنگ روانی دشمنان شده است به بهانه ی اینکه حماس به جای حکومت فلسطین نگفته حکومت امارت اسلامی، می گوید: حماس به دین الله و امانت اللهه خیانت کرده، و خونهای شهدا را هدر داده و..  این یک جاهلیت صریح است که هیچ گونه اسلامی در آن وجود ندارد و تمامی عذر و بهانه هایی را که آنان درباره رها کردن حکومت بر اساس شریعت بیان می کنند را می توان بر زیان طاغوتیان امروز جاری ساخت… باید گفت که حماس در معرکه ایمان شکست خورد و نمی توانند از این مرحله سربلند خارج شوند و این مسئله نشان می دهد که آنان مستحق خلافت بر روی زمین نیستند” (ولكن حماس خانت دين الله، وخانت أمانة الله، وفرطت في دماء الشهداء، …. هذه جاهلية صريحة لا إسلام فيها، وكل عذر يأتون به يستطيع أي طاغوت معاصر أن يقوله اليوم ليعتذر به …. سيكون هذا الإمتحان دليلاً على أنهم لا يستحقون الخلافة في الأرض)

به نظر شما اگر همین الان حماس را کنار بزنیم چه کسی جانشین او می شود تا بر زمین فلسطین و بخصوص غزه حکومت کند؟ قطعاً رژیم صهیونیستی یا مزدورانش چون محمود عباس .  این همان چیزی است که این مفتی ها به سبک دیگری می خواهند.

سند واگذاری فلسطین به کفار توسط آل سعود

ابوبصیر طرطوسی هم می گوید: خالد مشعل و در پس او حماس دروازه ایران برای شیعه کردن فلسطین هستند و این همان چیزی است که آیات و روحانیون تهران خواستار آن هستند و متاسفانه مشعل نیز هر آنچه را که آنان می خواهد در اختیار آنان گذاشته است.” (خالد مشعل ـ ومن ورائه حركته حماس ـ بوابة إيران لتشييع فلسطين، والشعب الفلسطيني .. هذا الذي يريده ساسة وآيايات وأحبار ورهبان طهران من وراء الاحتفاء بزيارة مشعل ـ وغيره من القيادات السنية ـ إليهم .. وللأسف فقد أعطاهم مشعل ما يريدون)

حماس جهت تجزیه ی دشمن و فراهم کردن بیشترین متحدین ممکن در برابر این دشمن اشغالگر جهت اتحاد فلسطینی ها تحت حاکمیت خودش و جلوگیری از جنگ داخلی بر دو عنصر تمرکز کرده است: ۱- آنهائی که شریعت را مبنای مبارزه قرار داده اند بر این اساس با آنها متحد می شود ۲- آنهائی که ملیت و نژاد را مبنا قرار داده اند و بدون درگیری اینها را نیز در جبهه ی تحت رهبری خودش قرار داده است

همین اتحاد فلسطینی ها نیز باعث نگرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدین آنها شده است . چون این دشمنان جنگ میان فلسطینی ها را می خواهند نه اتحاد انها را به همین دلیل می بینیم که ابوبصیر طرطوسی وارد میدان شده و با شبهاتی شبه اسلامی می گوید: تاکید بر وحدت ملی که موجب از میان رفتن عقیده ولاء و براء می شود و…دوم: وحدت وطنی به این معناست که تفاوتی میان ابو جهل با ابو بکر وجود ندارد؛ زیرا هر دوی آنها از یک وطن هستند. (التأكيد على الوحدة الوطنية التي تعني تغييب عقيدة الولاء والبراء في الله …الوحدة الوطنية التي تعني عدم التفريق بين أبي جهل القرشي المكي الوثني، وبين أبي بكر الصديق القرشي المكي؛ لأن كلاهما ينتميان إلى وطن واحد ..)

 این است واقعیت مفتی های نجدی ساکن در دارالحربهای انگلیس و کانادا و اردن و … در تضعیف جبهه ی جهادی مسلمین و خدمت واضح و آشکار آنها به جبهه ی دشمن که به اصطلاح به جهادی بودن نیست شهرت یافته اند حالا بماند نجدی های درباری آل سعود و… .

  آیا کسی هست پند بگیرد؟ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ (قمر/۲۲)

نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

به قلم: مسعود سنه ای

این روزها دسته هائی از اهل جهاد که منهج خود را بر اساس تفکر نجدیت قرار داده اند خواسته و اکثراً ناخواسته ابزاری در دست کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در رسیدن به سه هدف عمده ی دشمنان شده اند:

  1. ترساندن طاغوتهای دست نشانده که احتمال سقوط آنها وجود دارد و در نهایت دوشیدن و گرفتن امتیاز از آنها
  2.      ضربه زدن به دارالاسلام
  3. متنفر کردن و دور کردن مسلمین از اهل جهاد و نا امید کردن مسلمین از تشکیل حکومت مجری قانون شریعت الله

با آنکه نجدیت از نقش فرهنگی و تبلیغی وسیعتر از نقش نظامی برخوردار است با این وجود زمانی که وارد قلبها می شود باعث انحراف و بی رحمی و سخت شدن آن می شود و زمانی هم وارد جامعه و بخصوص وارد میدانهای جهاد می شود قطعاً باعث انحراف و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید تفرق و در نهایت منجر به : فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ (انفال/۴۶) سستی و بی ابهتی مومنین، و در برابر، باعث قدرت گیری طاغوتها و اهل بدعت شده اند.

آنچه تفاوت جبهه ی بیداری اسلامی و آمریکاست این است که جبهه ی بیداری اسلامی مایل است در جوامع اسلامی، انقلاب اسلامی همراه با حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله و حرکت به سمت وحدت واقعی اسلامی تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی شکل بگیرد و آمریکا تلاش می کند حکومت حاکم مسلمانان مبتنی بر قاعده دموکراتیک غربی با الگو پذیری از ترکیه و و تفرق و تجزیه ی بیشتر بر اساس معیارهای زبانی و قومی و نژادی شکل بگیرد.

در این راه آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی از هر امکاناتی از جمله گروههای متفرق و متعدد مسلح و غیر مسلح نجدیت به همراه  گروههای متفرق منتسب به اهل تصوف برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

اگر ما مجموعه کار نجدیت (چه مسلح و چه غیر مسلح آن) و حکومت سکولار ترکیه و اقمار آن را در کنار هم بگذاریم  متوجه خواهیم شد که این دو، دو لبه یک قیچی هستند. یعنی هیچ کدام از این دو بدون دیگری برندگی آنچنانی ندارد. در این حال هر دو این دو لبه هم نزد امریکا است و مکمل هم در دنیای اسلام هستند.

یعنی امروزه نجدیت حرکت های نظامی را مورد توجه قرار می دهد و حکومت سکولار ترکیه هم در کنار خدمت در ناتو به بعد فرهنگی و تبلیغی اهمیت می دهد.

آیا جهت جلوگیری از این توطئه ی دشمنان و جریانات انحرافی طرحی دارید؟

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

به قلم: صلاح الدین الکوردی

استراتژی به یک زبان یعنی:چگونگی رسیدن به هدف. زمانی که اهداف ثابت هستند اما در چگونگی رسیدن به هدف تغییراتی به وجود می آید و تاکتیها نیز بر همین مبنا عوض می شوند گفته می شود که استراتژی تغییر کرده است .

با آنکه جرقه های تفکر «نجدیت» در میان اهل جهاد در قرن گذشته توسط امثال ابومحمد مقدسی در پیشاور زده شد اما دوره ی رشد و بلوغ آن به زمان ابومصعب زرقاوی و ابوبکر بغدادی بر می گردد؛ هر چند در درون القاعده هم این دوران به بعد از کشته شدن اسامه بن لادن و روی کار آمدن ایمن الظواهری گره خورده است.

از زمانی که به این شکل تفکر «نجدیت»  بر اهل جهاد منطقه ای حاکمیت پیدا می کند به تدریج تمام تفاسیر اسلامی دیگر در تنگناه قرار گرفته و به کلی به حاشیه رانده می شوند و تفکر برتر می شود «نجدیت» .  به این شکل به جای شورائی که توسط دکتر عبدالله عزام و اسامه بن لادن از تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی جهت جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی شکل گرفته بود ما شاهد ظهور یک حزب هستیم . آنهم حزب «نجدیت».

 زمانی که ایمن الظواهری و زرقاوی و ابوبکر بغدادی تفکر محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را مبنای عمل خود قرار می دهند جهان اسلام شاهد تکرار فجایع جنگهای داخلی زمان محمد بن عبدالوهاب در عربستان و بر علیه حکومت عثمانی بود.

ابتدا جنگهای درونگروهی احزاب مختلف مسلح نجدی در عراق و سوریه و یمن و حتی سومالی و غرب آفریقا شروع شد هر چند سالها قبل جنگ روانی بین گروههای مختلف نجدی شروع شده بود؛ به دنبال آن به بهانه مشرک و خوارج و رافضی و … بودن جنگ بر علیه سایر مسلمین مخالف شروع شد تا اینکه در نهایت «نجدیت»  مسلح در زمان ما نتوانست به موفقیت زمان محمد بن عبدالوهاب برسد و به حاشیه رانده شده است.

  بزرگترین کارکرد «نجدیت»  از گذشته تا کنون، و مهمترین تلاش نجدیت بر مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تضعیف سایر گروههای جهادی و تولید جنگ داخلی و جدا کردن مسلمین از اهل جهاد است که در این راه در حقیقت پیام آور دو آفت برای مسلمین بوده است :

  1. کمک به سکولار سازی جوامع اسلامی با دامن زدن به تفرق و جنگهای داخلی  و بخصوص افراط گری به نحوی که مسلمین را از اهل جهاد نا امید و از اسلام انسان ساز و جامعه ساز می ترساند و آنها را به سوی سکولاریستها فراری می دهد.
  2. کمک به سیاست های امریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اسلامی . چنانچه کار را به جائی رسانده اند که فعالیتهای نظامی رژیم صهیونیستی در مصر و سوریه و عراق و حتی یمن هم گسترش پیدا کرده و حسابی برای اهل جهاد و سایر مسلمین باز نمی کند.

اینگونه است که می بینیم با آنکه هدف این گروههای مسلح رسیدن به حکومتی اسلامی است اما از زمانی که استراتژی منهجی خود را به نجدیت تغییر داده اند در واقع نه تنها به آن هدف نزدیک نشده اند بلکه ناخواسته در خدمت دشمنان آن هدف عمل کرده و در راستای سکولار کردن مسلمین قدم برداشته اند

دلایل عدم تکفیر آشکار ابن باز و ابن عثیمین توسط جماعت بغدادی

دلایل عدم تکفیر آشکار ابن باز و ابن عثیمین توسط جماعت بغدادی

ارائه دهنده : مُلاخلیل

برای کم هوش ترین مسلمان هم جای شک و شبهه باقی نمانده است که تفکرات نجدیت که از اندیشه های محمد بن عبدالوهاب ریشه می گیرد یعنی : تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تکفیر نابجای مسلمین و دهها بیماری و آلودگی دیگر که همه در این چند سال گذشته دیده ایم.

عده ای ممکن است بگویند که نجدیت تنها با پیروان سایر مذاهب اسلامی متحد نمی شود و مشکل دارد، اما واقعیت این است که این تفکر با خود نجدیت هم مشکل دارد و در بین خود به دهها فرقه و گروه متضاد تقسیم شده اند و بیشتر از آنکه از مذاهب دیگرا به قتل برسانند از خودشان را به قتل رسانده اند.

در زیر به سوال و جوابی از مفتی جماعت بغدادی اشاره می کنیم  که در منابع همین جماعت نشر شده تا به علت عدم تکفیر آشکار بن باز و بن عثیمین (دو نماد برجسته ی نجدیت) پی ببریم.

? ” سوال: خوب شیخ! چرا در مورد ابن عثیمین و ابن باز توقف شده است ؟ آنها حمله ی آمریکا به عراق را مباح دانستند ؟

جواب: این توقف بنابر دستور شیخ ابومصعب الزرقاوی تقبله الله تعالی بود، ایشان در آن موقع امر کرد تا زبان خود را در مورد ابن باز و ابن عثیمین نگه داریم (یعنی سخنی نگوییم) !!

? چرا که برادرانی که از جزیرة العرب می آمدند، همانطور که می دانید این برادران در مساجد و نزد همین مشایخ تربیت شده بودند و آنها را از جمله‌ی علما می دانستند.

و هنگامی که می آمدند و هجرت می کردند تا در راه الله جهاد کنند و وقتی که می شنیدند: فلانی مرتد است و فلانی مرتد است !! تعجب می کردند !!

 و این موجب بسیاری از اشکالات در بعضی از مقرّات می شد و حتی بعضی از مجاهدان بخاطر همین می خواستند به جزیره العرب برگردند و میگفتند: چگونه این علماء را تکفیر می کنید؟

?لکن بعد از اینکه در جهاد ماندند و اتفاقات را با چشمانان خود دیدند ، فهمیدند قضیه از چه قرار است !! برای همین توقف شد در مورد این نفرات (یعنی؛ ابن باز و ابن عثیمین) . سائل از علامة أبوعلي الأنباري میپرسد: پس الان چرا در موردشان توقف کنیم؟

?امام أبوعلي الأنباري جواب مي دهد: ما هنوز هم در مورد (ابن باز و ابن عثیمین) سکوت کرده ایم !! سائل میپرسد: (بخاطر اینکه:) آنها قومی بودند که گذشتند و رفتند ؟ (قوم قد خلت) ؟؟

علامة أبوعلي الأنباري تقبله الله تعالی می گوید: أفضوا إلى ما قدموا ، أفضوا إلى ما قدموا (به سوی آنچه که از پیش برای خود فرستاده اند رفته اند).”

اهل سنت باید بدانند که نجدیت اگر به صراحت بسیاری از ائمه چون ابن حجر و نووی و … را تکفیر نمی کنند ریشه در تقیه و مصلحت طلبی دارد و باید بدانیم که نجدیت هم هرگز یک گروه نیستند، بلکه صدها گروه مختلف شده اند؛ فقط کافی است اطراف خودتان را نگاه کنید .

اگر دقت کنید اینها شیخهای خود را با اسامی چون «امام» «علامه» و… نام می برند و به این شکل به تعداد تمام گروهها و شیخها و دسته های ما شاهد «امامها» و «علامه ها» و مفتی ها و هیئتهای شرعی و… هستیم که همگی به نحوی فتوای مباح بودن خون و مال و آبروی همدیگر را صادر می کنند.

به نظر بنده اهل سنت باید این تفکر را از دلها و اندیشه ها و جامعه ی خودش دور بریزد و جارو کند و به جای آن دوباره به منهج صحیح اهل سنت برگردد.

 ما بدون شک در این تفکر نجدیت موارد مثبتی می بینیم، اما همین موارد مثبت در آثار سایر ائمه ی اهل سنت وجود دارند بدون آنکه این موارد منفی و الودگی های نجدیت در آنها وجود داشته باشد.

به دشمن اعتمان نکنیم و فریب نخوریم

به دشمن اعتمان نکنیم و فریب نخوریم

به قلم: مسعود سنه ای

کفار اهل کتاب به همراه کفار سکولار (مشرک) هرگز خیر خواه مسلمین نیستند و نمی خواهند در هیچ زمینه ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و … به مسلمین خیری برسد . خداوند می فرماید: مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ بقره/۱۰۵) کافران اهل کتاب و همچنین سکولاریستهای کافر (به زبان عربی = مشرکان)، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد.

در کنار این، سکولاریستها همیشه با مسلمین با زبان اسلحه صحبت می کنند تا اینکه بتوانند محتوای ۴ گانه ی دین (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) را از مسلمین بگیرند و اسلامی توخالی و تهی برای مسلمین باقی بگذارند . خداوند می فرماید : وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) ( سکولاریستها = مشرکان ) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند.

پس باید بدانیم که ما در جنگی روانی و تبلیغی و سرد و بعد جنگی مسلحانه و گرم بی سابقه ای با کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها هستیم؛ و فراموش نکنیم که در هنگام جنگ مومنین یک جور زندگی می کنند و نماز می خوانند و استراحت می کنند و غذا می خورند و در هنگامی که جنگی نیست همه ی این کارها به شیوه ی دیگری انجام می شود.

ما هم اکنون در برابر دشمنان متعدد قرار گرفته ایم و هرگز نباید به دشمنان اعتماد کرد،(چه مجریان جنگ روانی دشمن و چه مجریان جنگ مسلحانه ی دشمن) باید مراقب ترفندها و حیله ها و بخصوص شبهات مجریان جنگ روانی که امروزه در لباس اهل سنت و تشیع در شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی ظاهر شده اند، بود.

اگر می بینید که امثال یاسر الخبیث (یکی از پرچمداران تشیع انگلیسی) چنان فیلمی را با حمایتهای همه جانبه ی کفار انگلیسی و غربی بر علیه اهل سنت می سازد، و اگر می بینید که شبکه های ماهواره ای کلمه و …(تسنن آمریکائی) از این سو چنان میزگردها و سخنرانی های ضد شیعی را ارائه می دهند، بدانید که همه ی اینها بازیگران یک سناریوی مشترکی هستند که کارگردان مشترکی دارند.

لطفاً در این بخش از جنگ روانی و تبلیغی هم فریب نخوریم و اجازه ندهیم دشمنان مشترک ما،  شعور ما را به بازی بگیرند.

شکنجه و اعدام علماء و زندانیان اهل سنت درزندانهای لبنان با پول و امکانات رژیم آل سعود

شکنجه و اعدام علماء و زندانیان اهل سنت درزندانهای لبنان با پول و امکانات رژیم آل سعود

به قلم : عبدالله مهاجر

زندان رومیه یکی از زندانهای بدنام و مخوف لبنان است که بسیاری از علماء و دعوتگران اهل سنت را در خود جایی داده است . شیخ عمر آل بکریه یکی از دانشمندان و علمای دعوتگر جهان اسلام می باشد که حکومت سکولار انگلیس تنها به دلیل تبلیغ و بیان اسلامی او را تحویل رژیم لبنان داد و این در حالی است که کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و هانی السباعی و… که داعی جنگ و اغتشاش در سوریه هستند را  در دامان خود می پروراند. چرا ؟ جواب ساده است به خودتان واگذار می شود . 

در حالی که زندانهای آل سعود بیشترین علما و دعوتگران و آزادیخواهان اهل سنت را در خود جایی داده است ، با این وجود می بینیم که پارسال همین رژیم دست نشانده سه میلیارد دلار به نیروهای امنیتی حکومت لبنان جهت مبارزه با علما و اهل سنت کمک مالی نمود و اسناد ویکی لیکس هم نشان می دهند که این رژیم دست نشانده و منافق به صورت مستقیم در قتل عام اهل سنت و نابود کردن تدریجی آن دخالت دارد .

زندان رومیه در لبنان نمونه ای بر ملا شده از صدها جنایت حکومت آل سعود در حق اهل سنت می باشد .

اگر این جنایت توسط مجاهدین شریعت گرا یا یکی از حکومتهای مذهبی اسلامی صورت می گرفت چه واکنشی در سراسر دنیای سکولار و دست نشاندگان بومیشان صورت می گرفت ؟

در همان ابتدای امر هیئت علمای اخوانی به رهبری قرضاوی و قره داغی و سپس سازمان ملل و بدنبال آن سازمانهای حقوق بشری و آمریکا و اروپا و روسیه هریک جداگانه  بیانیه صادر نموده و مثل سگ عوعو می کردند .

در کردستان عراق نیز علی قرداغی دین فروش با روداوو و خندان مصاحبه نموده و با چند مصلحت تراشی جاهلانه به مسلمین یورش می برد . علی باپیر نیز به همان ترتیب ،  به جای آیه و حدیث ، با دو ضرب المثل کوردی اظهار می کرد که این کارها در اسلام وجود نداشته و مسلمین را به بدترین شیوه ی ممکن محکوم می نمود . عبدالطیف مدخلی آل سلول نیز با آوردن القابی چون اهل بدعت ، ضال ، مضل ، خوارج  و غیره به مسلمین یورش می برد .

اما چون این جنایات در زندانهای آل سعود و اقمار دست نشانده ِ آن بر علیه مسلمین صورت می گیرد، و مهمتر از آن اینکه انجام دهنده نیز یک سکولار می باشد ؛ هیچ یک از اینها  از خود اعتراضی نشان ندادند . چرا ؟ چون همه ی اینها از یک منبع سرچشمه می گیرند و هدف همه ی اینها مبارزه با قانون شریعت و نوکری مستقیم و غیر مستقیم برای کفار یهود و آمریکا می باشد . حکومت کافر و مرتد آل سعود با پول و امکانات خود و خدمت به کفار جهانی هم اکنون به عنوان کثیف ترین و سرسخت ترین دشمن اهل سنت در سراسر دنیا به شمار می رود .

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

پیامبرمی‌فرماید: «منْ أَحْدثَ في أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فهُو رَدٌّ». ترجمه: کسيکه در اين امر دين ما چيزي را بياورد که از آن نيست مردود است. امروزه می بینیم که اشخاصی در تندروی و افراط دچار بدعت شده‌اند.

 الله می‌فرماید: { قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيراً وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ} [المائده_۷۷].بگو: اي اهل كتاب! به ناحق در دين خود راه افراط و تفريط مپوئيد و از اهواء و اميال گروهي كه پيش از اين گمراه شده‌اند و بسياري را گمراه کرده‌اند و از راه راست منحرف گشته‌اند، پيروي منمائيد.

به همین خاطر انسان باید هشیار باشد و از دین راستین منحرف نگردد، همانطور که الله خطاب به اهل کتاب و ما را مناصحه می‌فرماید که مرزهای این آئین را عبور ننمائیم و از حد خود پا فراتر نگذاریم.

چند کتابی بخوانیم و اینگونه تصور کنیم که ما همه چیز می دانیم و تکبری واهی بر ما غالب گردد. پیامبر خدا می‌فرماید: «هَلَكَ الْمُتَنَطِّعُونَ» قال‌ها ثلاثا، [رواه مسلم].هلاک شدند متنطعون (کساني که بي مورد سختگيري کرده و در گفتار و کردارشان غلو می‌نمایند.)

عبدالله بن مسعود فرموده است: اقوامی را خواهید یافت که گمان می‌کنند که قطعاً آنان به سوی کتاب الله فرا می‌خوانند و اما در واقع آنان بر آن پشت کرده‌اند، بر شماست یادگیری به علم، و برشماست از بدعت گزاری و تندروی (غلو) و تعمق آگاه باشید و به قدیم بازگردید (ائمه ی صالح گذشته). [البدع والنهي عنها ۱/۳۲].

امام شافعی به شیوه شدیدی از سخن گفتن بر اساس هوا و هوس نهی می‌نمود و می‌گفت: هنگامی که با همراهش مخالفت می‌کند به او می‌گوید کافر شده ای و اگر علم می‌داشت باید می‌گفت خطا کرده ای. [اخرجه الالکائي ۱/۱۴۷]. بسیار صحیح فرموده‌اند و ما با چشمان خود اینگونه افراد را می‌بینیم.

امام ابن قیم حنبلی در نونیه می‌ گوید: ما با اشخاص عزیز هم نشین می‌شویم و نه آن کس که مانند حیوان و مردار بدبو است، درباره اهل علم سخن می گویند و مفتری و بهتان زننده هستندو به علماء و اهل علم هتاکی می‌کنند… و این عملشان با نهایت کبر و عجب و غرور است و این بخاطر عدم فهم نصوص است.

این جماعت گمراه در بین مسلمانان هیچ وقت جدید و نوپیدا نبوده‌اند، اینهائی که هم اکنون ما می بینیم در واقع همان غلاة نجدی زمان ما هستند. این غلاة کنونی دقیقاً همان نجدی های زمان حکومت عثمانی هستند که هیچ مسلمانی از تیغ تکفیر آنها در امان نمانده بود در حالی که کفار اشغالگر انگلیسی و سایر کفار از دست و زبان آنها در امنیت کامل بودند و در جلو چشمان آنها به اشغال دارلاسلام تحت حاکمیت عثمانی و قتل عام مسلمین مشغول بودند.

این غلاة زمان که (اهل علم و علماء و مجاهدین بسیاری را تکفیر کرده‌اند) از دهها در وارد شده اند و دهها مورد را بهانه قرار داده اند تا عوام اهل سنت را هم تکفیر کنند و قصد دارند به تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و فتنه میان مسلمین دامن بزنند، در حالی که تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به همراه دارودسته ی منافقین مثل شغال به مسلمین هجوم آورده اند و یا در کمین هجوم به مسلمین هستند.

آیا بدعتی بالاتر از بدعت تفرق و تکفیر نابجای مسلمین و ریختن خون مسلمین وجود دارد؟

«اسلام آمریکائی» و بیانیه ی علمای درباری آل سعود بر علیه اخوان المسلمین

«اسلام آمریکائی» و  بیانیه ی علمای درباری آل سعود بر علیه اخوان المسلمین

به قلم : کارزان شکاک

اسلام آمریکائی اصطلاحی است که امام شهید – باذن الله – سید قطب در وصف آن می گوید : آمریکایی‌ها نیازمند اسلام هستند. ..آن‌ها اسلامی را که حکومت کند نمی‌خواهند، چرا که وقتی اسلام حکومت یافت؛ امتی تربیت می‌کند که برای آن‌ها قدرتمند شدن و نفی استعمار واجب است؛… آنها اسلامی می خواهند که تنها به امور شخصی و جزئی مثل آداب طهارت و … می پردازند اما در مورد امور مهم و اساسی چون مسائل حکومتی و اجتماعی و اقتصادی و مبارزه با استعماگران ساکت است و..» به همین دلیل با قاطعیت این نوع از اسلام نجدی – آمریکائی را با این عبارت هدف قرار داده بود که :«حالا وقت این نیست که دنبال توحید قبور (تخریب قبور) باشیم، باید پی توحید القصور (تخریب قصرها) را بگیریم»

اما این اسلام آمریکائی هم هرگز در مبارزه با اندیشه های حسن البناء و سید قطب آرام ننشستند و کار به جائی رسید که تمام آثار اینها را از کتابخانه ها و حتی کتابفروشیهای سعودی جمع آوری کرده و سوزاندند و.. .  هیأت کبارعلمای درباری پادشاهی آل سعود با صدور بیانیه ای در روز سه شنبه / / با تکفیر ضمنی جریان اخوان المسلمین اعلام کرد که: ” اخوان المسلمین یک گروه تروریستی است که نماینده مسیر روشن دین اسلام نیست بلکه اهداف حزبی خود را دنبال می کند که با باورها و هدایت های دینی ما منافات دارد. این گروه با پوشش دین باعث ایجاد تفرقه و فتنه و گسترش خشونت و تروریسم می‌شود و هدف غایی آن رسیدن به قدرت است.”

بیانیه ی علمای درباری آل سعود جریان اصلی اخوان المسلمین را مورد هدف قرار داده است و می گوید:” اخوان المسلمین از زمان تاسیس هیچ گونه توجهی به باورهای اسلامی، علوم دینی و کتاب و سنت نداشته و تاریخ این گروه سرشار از فتنه و شرارت است “

هیئت علمای درباری آل سعود در بیانیه اش بر ضد جریان اخوان المسلمین حمایت از طاغوتهای حاکم بر مسلمین را پنهان نمی کند و می گوید: ” اخوان المسلمین گروه منحرفی است که بر پایه نزاع با والیان امر و مخالفت با حاکمان مبتنی است”.

اخوان المسلمین برای ایجاد اتحاد میان مسلمین و تشکیل حکومتی اسلامی و مبارزه با استعمارگران خارجی پایه گذاری شده است، اما در کنار این جریان مبارک ما شاهد حزبهائی چون حزب راشد الغنوشی و اردوغان و امثالهم بوده ایم که با آنکه هیچ ربطی به جریان مبارک اخوان المسلمین و اندیشه های امام حسن البناء رحمه الله و امام سید قطب رحمه الله ندارند، اما اسم این جریان مبارک را یدک می کشند؛ با این وجود این بیانیه هیچ تفکیکی قائل نشده و کل جریان اخوان را هدف گرفته است.  

این بیانیه در واقع :

  • ریشه در مسائل منهجی  دارد و بیانگر درگیری تاریخی اسلام آمریکائی با اسلام آزادی بخش،
  • و تلاشی جهت تضعیف جبهه ی مسلمین در برابر جبهه ی کفار و بخصوص تلاش جهت تقویت و خدمت آشکار به رژیم صهیونیستی
  • و نشان دهنده ی اختلافات رژیم آل سعود (عامل آمریکا در منطقه) با حکومت سکولار ترکیه و اردوغان (عامل ناتو در منطقه) و رقابت و اختلاف منافع این دو قطب است.

در مارس ۲۰۱۴، وزارت کشورعربستان سعودی اعلام کرد اخوان را در لیست سازمان های تروریستی قرارداده است و  شورای علمای حکومت سکولار سیسی در مصر نیز که مورد حمایت مستقیم آل سعود است اخوان‌المسلمین را مرتد خوانده و تصرف اموال آنها را جایز دانسته بود.

این است چهره ی واقعی اسلام آمریکائی و تکفیری که در خدمت منافع و تقویت دشمنان و در مسیر ایجاد تفرق و تضعیف مسلمین در حرکت است .