تلنگری دیگر به گروه منافقین و فریب خورده هائی که هنوز در جنگ بین آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال خود فریبی هستند

تلنگری دیگر به گروه منافقین و فریب خورده هائی که هنوز در جنگ بین آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال خود فریبی هستند

به قلم: ابواسامه الکوردی

عده ای از فریب خورده ها و بخصوص گروه منافقین که در برابر منهج اهل سنت و جماعت کم آورده اند و می دانند که اگر به «اجماع» علمای اهل سنت و جماعت مراجعه کنند باید در این جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران ، از دارالاسلام ایران حمایت کنند و حتی چیزی به نام بی طرفی وجود ندارد و اگر با یک کلمه از کفار آمریکائی – صهیونی حمایت کنند از دایره ی اسلام خارج می شوند، با این وجود اصلاً از منهج و عقیده و آراء علما و ائمه ی اهل سنت و جماعت صحبت نمی کنند و با آوردن شبهات مختلف می خواهند بی طرفی خود را با حمله ی ظاهری به هر دو طرف توجیه کنند.

یکی از شبهاتی که اخیراً مطرح کرده اند این است که می گویند: هر دو طرف باطل هستند؛ ما از هیچ کدام حمایت نمی کنیم.

ابتدا باید بگوئیم : یک شافعی مذهب اگر مذهب حنفیت را باطل نمی دانست قطعاً حنفی می شد و به همین ترتیب به سایر مذاهب اسلامی نگاه کن…

اجازه دهید به نگرش مخاطب خود اهمیت ندهیم که آیا بر اساس منهج و مذاهب اهل سنت و جماعت شیعیان را مذهبی از مذاهب اسلامی می داند یا همچون تفکر نجدیت شیعه را همچون اکثریت مطلق اهل سنت و جماعت به اتهام قبوری بودن و توسل و … جزو کفار مشرک قلمداد می کند.

با این وجود و با استناد به آیات اولیه سوره ی روم :

۱. یومئذ یفرح المؤمنون

۲. بنصر الله ینصر من یشاء

و اینکه أبو سعيد الخدري رضی الله عنه می گوید:

لمَّا كانَ يومُ بدرٍ ظَهرتِ الرُّومُ على فارِسَ فأعجَبَ ذلِكَ المؤمنينَ فنزلت الم غُلِبَتِ الرُّومُ – إلى قولِهِ – يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ قالَ ففرحَ المؤمنونَ بظُهورِ الرُّومِ على فارِسَ ( صحيح الترمذي ۳۱۹۲)

باید:

۱. به پیروزی ایران بر کفار محارب آمریکا و اسرائیل خوشحال باشیم

۲. چون الله نصرتش را نصیب ایران می کند و ما به خاطر چنین یاری خوشحال می شویم .

چرا؟

چون شیعه در هر صورتی از کفار اصلی آمریکائی و صهیونیستی به اهل سنت و جماعت «نزدیکتر» و «أقرَبُ» است.

دلیل:

أبو سعيدٍ: “ففَرِح المؤمِنون بظُهورِ الرُّومِ على فارِسَ”؛ فالرُّومُ «أقرَبُ» إليهم؛ فهُم أهلُ كتابٍ، أمَّا الفرسُ فعُبَّادٌ للنَّارِ.

پس :

در اینجا اصلا شکی در باطل بودن عقیده و منهج و مذهب نصرانی ها و مجوس نداریم، چون اگر آنها را باطل نمی دانستیم الان ما هم یکی از آنها بودیم، یعنی نباید بر این مساله انگشت گذاشت که اینها باطلند، بلکه باید بر این نکته ی مهم انگشت گذاشت که کدامیک به ما «نزدیکتر» و «أقرَبُ» هستند. معیار ، میزان نزدیکی آنها به ماست.

بدون شک شیعه به ما اهل سنت نزدیکتر است تا ترامپ و نتانیاهو و هم مسیرانشان.

در اینجا بنده بر اساس سخنان این گروه جاهل، فریب خورده و بخصوص بر اساس سخنان گروه منافقین و در بدترین حالت و قضاوت ممکن در مورد تشیع ۱۲ امامی صحبت کردم و گرنه همچنانکه علامه ماموستا کرێکار فک الله اسره استدلال می آورد اجماع سلف و خلف بر این است که از سرزمین اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی حمایت کرد و بر این اساس می گوید او بدون شک از ایران در برابر آمریکا یا هر کافر دیگری که به‌ آن‌ حمله کند حمایت می کند .

مواظب باشیم که الله مومنین را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.

احمد الشرع  و پیمان ننگین اقتصادی با صهیونیستها در سوریه

احمد الشرع  و پیمان ننگین اقتصادی با صهیونیستها در سوریه

به قلم: ابوخالدکُردستانی

در حالی که مردم مظلوم غزه زیر آتش وحشیانه رژیم صهیونیستی جان می‌دهند، پرده ای دیگر از یک واقعیت تلخ خیانت باند جولانی در مناطق تحت تصرف آنها در سوریه کنار رفته است. جولانی خائن اکنون در پشت صحنه، رگ‌های حیاتی اقتصاد خود را به خون‌آلودترین منبع منطقه، یعنی گاز رژیم صهیونیستی گره زده است.

واقعیت ساده و تکان‌دهنده است: اردن هیچ ذخایر گازی ندارد؛ پس گازی که از مرزهای جنوبی به سمت مناطق تحت نفوذ جولانی سرازیر می‌شود، مستقیماً از میادین اشغالی صهیونیست‌ها تامین می‌گردد.

ای پیروان جولانی، و بخصوص ای مُلافتاحی دین فروش، آیا می‌دانید پولی که بابت قبض‌های برق و گاز از جیب بخشی از مردم ستمدیده سوریه خارج می‌شود، مستقیماً به خزانه رژیم صهیونیستی ریخته می‌شود؟ این یعنی هر بار که چراغی در قلمرو جولانی روشن می‌شود، گلوله‌ای برای سوراخ کردن سینه کودکان غزه ساخته می‌شود. شما نه با کفار محارب خارجی می‌جنگید و نه برای اسلام؛ شما شعبه‌ای از بازار مصرف صهیونیسم شده‌اید.

آنچه امروز در سوریه می‌گذرد، دقیقاً همان مسیری است که «آل‌سعود» در خفا و «امارات متحده یهودی» در عیان طی کردند. جولانی با عادی‌سازی اقتصادی و سیاسی، در واقع نسخه غیررسمی «پیمان ابراهیم» را امضا کرده است. او ثابت کرد که هیچ تفاوتی با حکام دست‌نشانده منطقه ندارد و یکی دیگر از صهیونیستهای عرب است.

اگر امارات و بحرین با افتخار به آغوش اسرائیل رفتند، جولانی زیر نقاب «انقلاب»، همان ماموریت را برای تثبیت امنیت مرزهای رژیم صهیونیستی و تضعیف محور مقاومت انجام می‌دهد.

جولانی نه یک رهبر مستقل، بلکه دست‌نشانده و «نوچه» گوش‌به‌فرمان برخی دولت‌های خلیجی است که خودشان در صف اول عادی‌سازی روابط با تل‌آویو ایستاده‌اند. دستور کار جولانی تغییر چهره از یک تروریست به یک «سیاستمدار میانه‌رو» برای خوش‌آمد غرب و تامین نیازهای لجستیکی از منابع صهیونیستی برای حفظ بقای قدرت پوشالی‌اش و سرکوب هرگونه صدای واقعی که بخواهد علیه این نفوذ اقتصادی صهیونیسم اعتراض کند بوده است.

ای گروه چند نفره ی مُلافتاحی، ای پس مانده های انصارالاسلام و ای کسانی که هنوز به دنبال احمد الشرع می‌دوید، چشمان خود را باز کنید. چطور می‌توانید شعار «خیبر خیبر یا صهیون» سر دهید در حالی که گرمای خانه‌هایتان و روشنایی مقرهایتان از صدقه‌سر معاملات مخفیانه رهبرتان با صهیونیست‌هاست؟ جولانی با خون شهدای واقعی سوریه تجارت کرد تا به کرسی لرزان قدرت تکیه بزند. او نشان داد که برای ماندن، حاضر است حتی قبله اول مسلمین را به دلارهای نفتی و گاز غصبی بفروشد.

همکاری اقتصادی جولانی با رژیم صهیونیستی، تیر خلاص دیگری بر پیکر ادعاهای دروغین اوست. او مهره‌ای کوچک در شطرنج بزرگ عادی‌سازی است که ماموریت دارد اسلام را از درون تهی و راه را برای سیطره اقتصادی اسرائیل هموار کند. بیداری مردم در برابر این «صهیونیستهای غیر عبری زمان» تنها راه نجات از این فتنه بزرگ است.

نقش امارات متحده عربی و سناریوهای آینده برای «احمد الشرع» (جولانی) پس از سقوط نظام اسد

نقش امارات متحده عربی و سناریوهای آینده برای «احمد الشرع» (جولانی) پس از سقوط نظام اسد

ارائه دهنده: فضل احمد هراتی

 افشای پشت‌پرده‌های سقوط دمشق و معامله ننگین جولانی با امارات

۱. اعتراف تکان‌دهنده محمد بن زاید:

در صبح سه‌شنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴ (دو روز پس از سقوط نظام اسد)، با یک چهره بانفوذ سیاسی و اجتماعی که روابط منطقه‌ای گسترده‌ای دارد در دمشق دیدار کردم. او که تازه از امارات بازگشته بود، نقل کرد که شب سقوط نظام با محمد بن زاید دیداری داشته است. بن زاید به او گفته بود: «اگر بشار اسد فقط ۲۰ روز دیگر صبوری می‌کرد تا ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) بر سر کار بیاید، هیچ قدرتی روی زمین نمی‌توانست او را ساقط کند.» این نشان‌دهنده عمق تلاش امارات برای حفظ بقای نظام سابق است.

۲. ویلای مجلل برای مادر جولانی در دبی:

نقش امارات در مدیریت مهره‌ها فراتر از سیاست است. امارات برای بردن وداد الخالد (مادر احمد الشرع/جولانی) یک هواپیمای اختصاصی فرستاد. او با هواپیمای پسرش نرفت و در امارات توسط «شیخه فاطمه» با شکوه فراوان استقبال شد. بلافاصله پس از ورود، یک ویلای فوق‌المرخص و گران‌قیمت در مجمع‌الجزایر مصنوعی «جزیره جهان» (The World Islands) دبی به نام او ثبت شد.

۳. استرداد زندانیان به امارات:

سلطه جدید در دمشق (تحت امر جولانی)، «عبدالرحمن یوسف القرضاوی» را به امارات تحویل داده است و قرار است در روزهای آینده «جاسم الشامسی» را نیز به آن‌ها تسلیم کند.

۴. بازی با کارت زندانیان؛ مهند المصری و البویضانی:

جولانی در اولین سفر خود به امارات، رفیق دیرینه‌اش «مهند المصری» را با هواپیمای خود بازگرداند. این در حالی است که «البویضانی» (فرمانده جیش‌الاسلام) یک سال و دو ماه در بازداشت بود. اگر جولانی واقعاً نفوذی بر بن زاید داشت، چرا در طول این مدت برای آزادی او واسطه نشد؟ چرا امارات درست اکنون او را آزاد کرد؟ همچنین اگر او واقعاً قدرتی دارد، چرا «جاسم الشامسی» را که ۷ ماه است بدون تهمت و صرفاً به درخواست امارات در بازداشت اوست، آزاد نمی‌کند؟

۵. نفاق سیاسی و خون‌های پایمال شده:

امروز شاهد صحنه‌های خنده‌آور و منافقانه میان کسانی هستیم که دیروز دشمن خونی هم بودند. «سمیر کعکه» اولین کسی بود که جولانی را مزدور نامید. درگیری‌های خونین میان «جبهه النصره» و «جیش‌الاسلام» در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ صدها کشته از طرفین گرفت و عامل اصلی سقوط «غوطه شرقی» و فاجعه شیمیایی دوما بود. امروز این رهبران در حالی به روی هم لبخند می‌زنند که خون عناصر خود را فراموش کرده‌اند. کمی حیا داشته باشید؛ قیامت و سوال و جواب الهی در پیش است.

۶. سناریوی خروج جولانی؛ قرارداد ۳ ساله:

جولانی به خوبی برای «ضربه گیری» و زبان بدن آموزش دیده است. سفر شتاب‌زده او به «دوما» تلاشی برای پوشاندن افتضاح سالن الفیحاء بود. اما سوال اساسی اینجاست: آیا آن ویلای عظیم در دبی، تبعیدگاه و محل پناهندگی جولانی پس از پایان قراردادش با اربابانش است؟

بر اساس اطلاعات فاش شده (که تونی بلر نیز به آن اشاره کرده)، قرارداد جولانی ۳ ساله است:

• یک سال و نیم اول: جولانی با اختیارات کامل بر سوریه حکومت می‌کند (که این دوره در ماه ژوئن پیش‌رو به پایان می‌رسد).

• یک سال و نیم دوم: جولانی به عنوان رئیس‌جمهوری با اختیارات محدود باقی می‌ماند و قدرت اصلی به یک «شورای نظامی» و نخست‌وزیری که از خارج تعیین می‌شود، منتقل خواهد شد.

ان‌شاءالله، به سوی دارالاسلامی نوین در قلب آفریقا: محاصره کامل پایتخت مالی توسط مجاهدین القاعدة

ان‌شاءالله، به سوی دارالاسلامی نوین در قلب آفریقا: محاصره کامل پایتخت مالی توسط مجاهدین القاعدة

به قلم: خالد سیف الله السملول

جماعت نصرت الاسلام والمسلمین – JNIM)) شاخه القاعدة در مالی و غرب اسلامی، که در خط مقدم جهاد و مبارزه با نیروهای کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و حامیان منطقه‌ای آن‌ها (روسیه و امارات متحده عربی) قرار دارد، تحولات میدانی عظیمی در مالی رقم زده است.

در تازه‌ترین اقدام استراتژیک و کوبنده، سخنگوی این  جماعت طی بیانیه‌ای تصویری اعلام کرد که محاصره کامل بر پایتخت مالی، «باماکو»، اعمال شده است. این محاصره شامل:

• ممنوعیت کامل ورود هرگونه وسیله نقلیه به پایتخت.

• جلوگیری از ورود افراد به شهر، مگر کسانی که مأموریت مشخص و تأییدشده‌ای دارند.

همچنین، به ساکنان محترم پایتخت هشدار داده شده است که به هیچ عنوان با ارتش مالی همکاری نکنند تا از هرگونه آسیب احتمالی در امان بمانند.

نکته حائز اهمیت: تا این لحظه، هرچند محاصره به طور کامل برقرار شده، اما کنترل کامل پایتخت به دست مجاهدین نیفتاده است. این مرحله، گامی مهم در جهت هدف نهایی به شمار می‌رود.

این اقدام پس از سلسله‌ای از پیروزی‌ها و تصرف بسیاری از مناطق حیاتی که پیشتر تحت کنترل دولت دست‌نشانده مالی (مورد حمایت روسیه و امارات متحده عربی) بود، صورت می‌گیرد. پیش از این نیز، مجاهدان در مالی شهرهای بزرگ دیگری از کشور را محاصره و بر برخی از آن‌ها کنترل یافته بودند. جماعت نصرت اسلام و المسلمين (القاعده)، اکنون بر چندین شهر از جمله بخش‌هایی از باماکو کنترل دارد و ارتش مالی پس از نبردهای شدید، متحمل شکست‌های سنگینی شده است.

این پیشروی‌ها و مقاومت بی‌وقفه، مصداق این سخن است که:

«شیران اسلام زیر پرچم جهاد متحد شده‌اند. بدن‌هایشان در سرزمین‌های اسلامی مالی است، اما چشمانشان به مسجد الاقصی است. آنها آسایش و خواب را رها کرده‌اند؛ به آمادگی و جهاد روی آورده‌اند.»

با یاری پروردگار متعال و مجاهدت‌های خستگی‌ناپذیر این رادمردان، ان‌شاءالله به زودی  شاهد تأسیس یک دارالاسلام مقتدر و پایدار در قلب آفریقا خواهیم بود.

پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد در راه خدا، قلّه اسلام است، و ما شاهد فداکاری‌ها و تلاش‌های شما در راستای اعتلای کلمه حق و یاری مستضعفین در مالی بوده‌ایم. در حالی که از خداوند متعال برای شما پایداری و توفیق را مسئلت داریم، خیرخواهی برای خدا، رسولش و عموم مسلمانان، ایجاب می‌کند که اصول راسخی را یادآوری کنیم که بنای پیروزی جز بر آن‌ها استوار نمی‌گردد؛ و آن منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت و وحدت آن است.

اولاً: وحدت امت، سد دفاعی و رمز پیروزی است

خداوند متعال ما را به وحدت امر فرموده و از تفرقه به شدت برحذر داشته است. در کتاب کریمش می‌فرماید:وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  (آل عمران/ ۱۰۳)و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

و جل شأنه، از نزاع و درگیری که منجر به سستی و از بین رفتن قوت می‌شود، هشدار داده و می‌فرماید:وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ  (الأنفال/ ۴۶)و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت و قدرت شما از میان می‌رود.

و این پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم است که امت خود را از بازگشت به کفر پس از ایمان به دلیل کشتار داخلی برحذر می‌دارد و می‌فرماید: لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ.[۱] پس از من کافر نشوید که گردن یکدیگر را بزنید. و همچنین می‌فرماید: المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُه، ولا يَخذُلُه، ولا يَحقِرُه.[۲] مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمی‌کند، او را تنها نمی‌گذارد و تحقیرش نمی‌کند.

ثانیاً: خطر تکفیر و اثرات ویرانگر آن

بارها و بارها در میادین جهادی دیگر – از الجزایر و شام و عراق و یمن و لیبی گرفته تا بخش‌هایی از خود آفریقا – دیده‌ایم که چگونه رویکردهایی که بر تکفیر بی‌محابای مسلمانان، از «صوفی»یا «قبوری» یا «شیعه» یا غیره، تکیه کرده‌اند، به فجایع مهلک انجامیده است. این رویکردها که به سمت برخی از گروه‌های جهادی متمایل شده‌اند که از فهمی محدود و افراطی از منهج نجدیت (الدعوة النجدیة) تأثیر پذیرفته‌اند، باعث ریختن خون‌های معصوم، پاره‌پاره شدن صف مسلمانان، و تبدیل شدن تلاش مجاهدان از مبارزه با دشمن اصلی به مبارزه با برادر مسلمان شده است، که این امر شوکت امت را تضعیف کرده و مجاهدان را از پایگاه مردمی‌شان محروم ساخته است.

تکفیر امری عظیم و خطرناک است که نباید جز با برهان روشن از شرع و پس از تحقق شروط و رفع موانع، و توسط راسخین در علم، و با منهج اهل سنت و جماعت که با رحمت و حلم و تحقیق و بصیرت توصیف می‌شود، به آن پرداخته شود. این منهج در اخراج کسی از دین عجله نمی‌کند مادامی که به شهادتین اقرار کند و به سمت قبله نماز بگزارد.

ثالثاً: منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت

اهل سنت و جماعت اکثریت عظیم امت هستند که اصول ایمان و مقاصد شریعت آن‌ها را گرد هم آورده است، اگرچه ممکن است مذاهب فقهی‌شان (مانند حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) یا برخی دیدگاه‌های کلامی‌شان متفاوت باشد، اما در مجموع، آن‌ها با یکدیگر هم‌دل و مهربان هستند. واجب است که مجاهدان از منهج ائمه اربعه و دیگر ائمه هدایت پیروی کنند، کسانی که به اختلافات علمی احترام می‌گذاشتند و عموم مسلمانان را تکریم می‌کردند و برای وحدت صفوف آن‌ها تلاش می‌کردند، نه برای تفرقه آن‌ها.

رابعاً: مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند

راست گفته کسی که فرمود: «مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند.» هرچه آب زلال‌تر و فراوان‌تر باشد، ماهی قوی‌تر و تواناتر برای بقا و رشد خواهد بود. و هرچه این آب کم شود یا با تکفیر، محدودیت و تفرقه آلوده گردد، ماهی در معرض هلاکت و نابودی قرار می‌گیرد. پایگاه مردمی شما از مسلمانان در مالی، پس از خداوند متعال، سوخت و تکیه‌گاه و یاور شماست. با تعامل حکیمانه و نرم و با رحمت و عدل با آن‌ها، و عدم تکفیر یا طرد آن‌ها به دلیل اختلافات فرعی یا اعمالی که ممکن است حقیقتشان بر آن‌ها پوشیده باشد، شما اطمینان آن‌ها و حمایتشان را جلب می‌کنید، و این چیزی است که جهاد بدون آن نمی‌تواند استوار بماند.

خلاصه:

قرآن کریم و سنت شریف نبوی ما را از نزاع و تفرقه برحذر داشته و به وحدت و چنگ زدن به ریسمان خدا ترغیب کرده‌اند. و ما با چشم یقین دیده‌ایم که رویکردهایی که به سمت غلو و تکفیر گرایش پیدا کرده‌اند، منجر به تضعیف جهاد، پراکندگی امت و شکست تلاش‌های آن شده‌اند. بنابراین، از شما می‌خواهیم که به منهج میانه‌رو و معتدل اهل سنت و جماعت پایبند باشید، و در جمع‌آوری کلمه و متحد ساختن صفوف، و دوری از هر آنچه که به تفرقه بین مسلمانان منجر می‌شود، بکوشید.

پیروزی حقیقی در درک و به کار بستن این اصول عظیم نهفته است. پس بگذارید تجربه شما در مالی، درسی و عبرتی برای یک منهج جهادی باشد که ثمره‌اش عزت، پیروزی و تمکین است، نه تفرقه، ضعف و خواری.

خداوند شما را توفیق دهد و گام‌هایتان را در راه خیر اسلام و مسلمین استوار بدارد.


[۱]  متفق علیه

[۲]  رواه مسلم

إلى قادة وجنود جماعة نصرة الإسلام والمسلمين: لزوم منهج أهل السنة والجماعة والاعتصام بوحدة المسلمين

إلى قادة وجنود جماعة نصرة الإسلام والمسلمين: لزوم منهج أهل السنة والجماعة والاعتصام بوحدة المسلمين

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الجهاد في سبيل الله هو ذروة سنام الإسلام، وقد شهدنا تضحياتكم وجهودكم المبذولة في سبيل إعلاء كلمة الله ونصرة المستضعفين في مالي. وإذ نسأل الله لكم الثبات والتوفيق، فإن النصح لله ورسوله ولعامة المسلمين يوجب علينا التذكير بأسس راسخة لا يمكن أن يقوم صرح النصر إلا عليها، وهي منهج أهل السنة والجماعة الأصيل في التعامل مع الأمة ووحدتها.

أولاً: وحدة الأمة صمام الأمان والنصر

لقد أمرنا الله تعالى بالوحدة وحذرنا من الفرقة أشد التحذير، فقال سبحانه في كتابه الكريم:

﴿ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ﴾ (آل عمران: ۱۰۳).

وقال جل شأنه محذراً من التنازع الذي يذهب بالقوة ويُوقع بالفشل:

﴿ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ﴾ (الأنفال: ۴۶).

وها هو نبينا محمد صلى الله عليه وسلم يحذر أمته من الوقوع في الكفر بعد الإيمان بسبب الاقتتال الداخلي، فيقول: “لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ” (رواه البخاري ومسلم). ويقول صلى الله عليه وسلم: “المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُه، ولا يَخذُلُه، ولا يَحقِرُه” (رواه مسلم).

ثانياً: خطورة التكفير وأثره المدمر

لقد رأينا مراراً وتكراراً في ميادين جهادية أخرى – من الجزائر والشام والعراق واليمن وليبيا وصولاً إلى أجزاء من أفريقيا نفسها – كيف أن المناهج التي تعتمد على التكفير العشوائي للمسلمين من “صوفية” أو “قبورية” أو “شيعة” أو غيرهم، قد أدت إلى فجائع مهلكة. هذه المناهج، التي تنحو منحى بعض الجماعات الجهادية التي تأثرت بفهم ضيق ومُتشدد للمنهج النجدي، قد تسببت في إهدار الدماء المعصومة، وتمزيق صف المسلمين، وتحويل جهود المجاهدين من قتال العدو الأصلي إلى قتال الأخ المسلم، مما أضعف شوكة الأمة وأفقد المجاهدين حاضنتهم الشعبية.

إن التكفير أمر عظيم وخطير، لا يجوز الخوض فيه إلا ببرهان مبين من الشرع وبعد استيفاء الشروط وانتفاء الموانع، وعلى يد راسخين في العلم، وبمنهج أهل السنة والجماعة الذي يتصف بالرحمة والحلم والتحقيق والتبصر، ولا يتسرع في إخراج أحد من الملة ما دام يقر بالشهادتين ويصلي إلى القبلة.

ثالثاً: منهج أهل السنة والجماعة الأصيل في التعامل مع الأمة

إن أهل السنة والجماعة هم السواد الأعظم من الأمة، الذين يجمعهم أصول الإيمان ومقاصد الشريعة، وإن تباينت مذاهبهم الفقهية (كالحنفية والمالكية والشافعية والحنبلية) أو بعض آرائهم الكلامية، فهم في عمومهم متآلفون ومتراحمون. الواجب على المجاهدين أن يتأسوا بمنهج الأئمة الأربعة وغيرهم من أئمة الهدى، الذين كانوا يحترمون خلاف العلماء ويجلون عموم المسلمين، ويسعون لتوحيد صفوفهم لا لتفريقها.

رابعاً: المسلمون هم الماء الذي تحيا به سمكة الجهاد

لقد صدق من قال إن “المسلمين هم الماء الذي تحيا به سمكة الجهاد”. فكلما كان الماء صافياً وغزيراً، كانت السمكة أقوى وأقدر على البقاء والنمو. وكلما قل هذا الماء أو تلوث بالتكفير والتضييق والفرقة، أوشكت السمكة على الهلاك والزوال. إن حاضنتكم الشعبية من المسلمين في مالي هي وقودكم وسندكم وعونكم بعد الله تعالى. فبالتعامل معهم بالحكمة واللين والرحمة والعدل، وعدم تكفيرهم أو إقصائهم بسبب خلافات فرعية أو ممارسات قد تخفى عليهم حقيقتها، تضمنون التفافهم حولكم ودعمهم لكم، وهو ما لا يستقيم الجهاد بدونه.

الخلاصة:

لقد حذرنا القرآن الكريم والسنة النبوية الشريفة من التنازع والفرقة، وحثت على الوحدة والاعتصام بحبل الله. ولقد رأينا بعين اليقين أن المناهج التي جنحت إلى الغلو والتكفير قد أدت إلى إضعاف الجهاد وتشرذم الأمة وفشل مساعيها. لذا، ندعوكم إلى التمسك بمنهج أهل السنة والجماعة الوسطي المعتدل، والاجتهاد في جمع الكلمة، وتوحيد الصفوف، وتجنب كل ما يؤدي إلى الفرقة بين المسلمين.

إن النصر الحقيقي يكمن في استحضار هذه المبادئ العظيمة، فلتكن تجربتكم في مالي درساً وعبرة لمنهج جهادي يُثمر العزة والنصر والتمكين، لا الفرقة والضعف والخذلان.

وفقكم الله وسدد خطاكم لما فيه خير الإسلام والمسلمين.

عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سمینار وزارت مالیه: تأکید بر امانت‌داری و خدمت به مردم

عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سمینار وزارت مالیه: تأکید بر امانت‌داری و خدمت به مردم

رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده حفظه‌الله، در سمینار دو روزه اصلاحی و آموزشی که برای مسئولان وزارت مالیه برگزار شده بود، حضور یافته و ایراد سخن فرمودند.

ایشان ضمن ارائه رهنمودها و توصیه‌های لازم به شرکت‌کنندگان، تأکید ویژه‌ای بر رعایت احکام شرعی و امانت‌داری داشتند.

عالیقدر مولوی هبة الله خطاب به مسئولان وزارت مالیه متذکر شدند که فراگیری احکام شرعی هر مسئولیتی که بر عهده می‌گیرید، بر شما فرض است.

ایشان افزودند: «هر محصولی که در گمرکات جمع‌آوری می‌کنید، از بیت‌المال مسلمانان محسوب می‌شود. در حفظ و مصرف آن، همچون اموال یتیمان امانت‌داری کنید و تلاش نمایید که صرف مصالح عامه مردم گردد، نه منافع شخصی.»

رهبر امارت اسلامی از مسئولان خواستند تا خود را خادم ملت و دولت خویش بدانند، از غفلت و بی‌توجهی پرهیز نمایند و امانت‌داری و رعایت مصالح عامه را سرلوحه کار خویش قرار دهند.

عالیقدر مولوی هبة الله همچنین تأکید کردند که از گماشتن افراد نااهل به مناصب خودداری شود، درهای خود را به روی مردم باز بگذارند و به طور مستمر با علماء و دانشمندان مشورت و نشست داشته باشند.

تداوم جنایات رژیم پاکستان علیه دارالاسلام  ا.ا.افغانستان و هدف‌گیری غیرنظامیان در کُنَر وهمسویی با رویکردهای آمریکائی

تداوم جنایات رژیم پاکستان علیه دارالاسلام  ا.ا.افغانستان و هدف‌گیری غیرنظامیان در کُنَر وهمسویی با رویکردهای آمریکائی

به قلم: فضل احمد هراتی

در حالی که امت اسلامی در نقاط مختلف جهان با چالش‌های عدیده‌ای روبه‌رو است، رژیم سکولار پاکستان بار دیگر با زیر پا گذاشتن موازین شرعی و همسایگی، حملات موشکی و وحشیانه خود را بر حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، متمرکز کرده است. این حملات که یادآور تاکتیک‌های ظالمانه آمریکایی-صهیونیستی است، نشان‌دهنده ماهیت واقعی رژیمی است که بقای خود را در ناامنی همسایگان مسلمان می‌بیند.

در تازه‌ترین اقدام جنایتکارانه، حملات موشکی رژیم پاکستان به ولایت کنر منجر به شهادت ۴ تن از هموطنان بیگناه و زخمی شدن بیش از ۷۰ تن دیگر شده است. هدف قرار دادن مستقیم دانشگاه و مناطق مسکونی، نه تنها نقض صریح حاکمیت ملی امارت اسلامی، بلکه طبق بیانیه‌های رسمی مقامات، یک «جنایت جنگی» آشکار محسوب می‌شود. این رویکرد، مشابه همان جنایاتی است که رژیم صهیونیستی در غزه و اشغالگران آمریکایی در سال‌های گذشته در خاک افغانستان و در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در دارالاسلام ایران مرتکب می‌شدند.

نکته قابل تامل اینجاست که رژیم پاکستان این حملات متجاوزانه را در حالی ادامه می‌دهد که مسائل حیاتی جهان اسلام، از جمله وضعیت در ارومچی (پایتخت ایغور در ترکستان شرقی)، همچنان نیازمند توجه و همبستگی است. اما این رژیم به جای دفاع از آرمان‌های اسلامی، لوله تفنگ خود را به سمت برادران مسلمان خود در امارت اسلامی نشانه رفته است تا خوش‌خدمتی خود را به آمریکا و آل سعود و امارات متحده عربی ثابت کند.

مجاهدین امارت اسلامی افغانستان ضمن محکومیت شدید این حملات، بر حق مشروع خود برای دفاع از خاک و جان شهروندان تأکید می‌ورزند. هدف قرار دادن مراکز علمی و تحصیلی (دانشگاه کنر) نشان‌دهنده هراس دشمنان دارالاسلام از پیشرفت و ثبات در سایه نظام اسلامی است. خون شهدای کنر، گواهی بر مظلومیت ملتی است که در برابر فتنه‌های رژیم‌های وابسته به غرب ایستادگی می‌کند.

پس رژیم پاکستان با در پیش گرفتن سیاست‌های خصمانه و الگوبرداری از شیوه‌های سرکوب صهیونیستی، تنها شکاف خود را با مومنین دارالاسلام افغانستان عمیق‌تر می‌کند. بیداری ملت‌های منطقه و استحکام دارالاسلام در خاک افغانستان، در نهایت منجر به شکست نقشه‌های شوم کسانی خواهد شد که به جای برادری، مسیر تجاوز و کفر را برگزیده‌اند.

افول آمریکا در منطقه و بیداری مومنین و قدرت گیری دارالاسلام

افول آمریکا در منطقه و بیداری مومنین و قدرت گیری دارالاسلام

به قلم: ابومحمود کندزی

از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، شاهد ظهور سازمان‌های بین‌المللی سکولار بوده‌ایم که مدعی برقراری نظم و عدالت در جهان هستند. اما واقعیت میدان نشان می‌دهد که این نهادها هیچ‌گونه دلسوزی یا توجهی به منافع ملت‌های مظلوم، به‌ویژه جهان اسلام، ندارند. قوانین سکولاریستی این سازمان‌های کفری صرفاً در راستای تأمین منافع کفار محارب و در رأس آن‌ها آمریکا و غرب تدوین شده است. امروزه تضاد عملکرد این سازمان‌ها کاملاً هویدا است؛ آن‌ها مردم مستضعف جهان و به‌ویژه مسلمین را به مثابه بردگانی در بندِ سیاست‌های خود گرفته‌اند.

علاوه بر این امروز شاهد آن هستیم که آمریکای جهان‌خوار به همراه صهیونیستهای وحشی در عرصه‌های مختلف از «دارالاسلام ایران» شکست خورده است. با این حال، تکبر، غرور و خودبزرگ‌بینی نهادینه شده در سران این کشور، اجازه نمی‌دهد که به این شکست مفتضحانه اعتراف کنند. آن‌ها همچنان با وجود ناتوانی، به شاخ و شانه کشیدن‌های توخالی ادامه می‌دهند تا ضعف خود را پنهان سازند.

در افغانستان نیز، پس از بیست سال اشغالگری، چپاول، ایجاد ناامنی و کشتار بی‌رحمانه، ارتش آمریکا با سرافکندگی و شکست از این مرز و بوم بیرون رانده شد. اکنون در مقابل «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان»، آن‌ها باز هم از پذیرش واقعیت شکست سر باز می‌زنند. وقاحت استکبار به جایی رسیده که گاهی دم از بازپس‌گیری پایگاه بگرام می‌زنند و گاهی وقیحانه مطالبه تجهیزات نظامی به‌جا مانده را می‌کنند.

آمریکا که در تقابل مستقیم ناکام مانده، اکنون به استفاده از مزدوران محلی خود روی آورده است. آن‌ها از «غلامانشان در پاکستان» به عنوان ابزاری برای فشار بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان استفاده می‌کنند. این تحرکات، نشان‌دهنده استیصال آمریکا و شرکایش در برابر بیداری و ایستادگی ملت‌های مسلمان است که دیگر حاضر به تحمل سلطه بیگانگان نیستند.

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

این روزها که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران وجود دارد، مومنین به صورت عام اگر چه عده ای از آنها آشکارا در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگرفته اند اما آشکارا و به صورت موازی بر علیه آمریکا و صهیونیستها بوده اند و سعی کرده اند سخنی نگویند یا کار یانجام ندهند که در این جنگ به جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی کمکی شود.

این منهج اهل سنت و جماعت در طول تمام تاریخ آن است که از هر دارالاسلام و مسلمانی بر علیه هر کافر محاربی دفاع می کنند، فرق ندارد این دارالاسلام توسط فقه مذهبی آنها اداره شود یا فقه اسلامی دیگری و فرق ندارد این مسلمان یکی از هم مذهبی های آنها باشد یا مذهب اسلامی دیگری داشته باشد، مهم این است که مسلمان باشد.

از زمان ابن تیمه رحمه الله و هم اکنون نیز یکی از بزرگترین انحرافات جریان جاهلین و دین فروشان، ترویج این ادعاست که «دین یهود از مذهب شیعیان بهتر است». این سخن در حالی مطرح می‌شود که در همان سالها نه تنها ابن تیمیه رحمه الله بلکه قبل و بعد از او نیز تمام ائمه و بزرگان اهل سنت و جماعت میزان فاسد بودن این سخن را آشکار کرده اند.

واضح است هم اکنون، این نوع مرزبندی‌های فاسد و کاذب، تنها برای ضربه زدن به اینهمه حمایت جهانی مسلمین از دارالاسلام ایران در برابر کفار  محارب خارجی و جهت ایجاد جنگ داخلی در امت اسلام و منحرف کردن افکار عمومی از دشمنان اصلی آمریکائی و صهیونیستی طراحی شده است.

همین نجدی های رسانه ای چون مجریان شبکه ی کلمه را می بینیم که با وقاحت تمام، استعانت از کفارغربی و بخصوص نیروهای نظامی آمریکا و ناتو اسرائیل را برای جنگ با دارالاسلام ایران جایز می‌شمارند. آن‌ها حضور ارتش‌های کفار محارب و اشغالگر در سرزمین‌های اسلامی را تحت عناوین فقهی توجیه می‌کنند تا بقای تخت و تاج خائنین به دین و ملت اسلامی را تضمین کنند. از نظر آن‌ها، حتی بمباران مسلمانان ایران و یمن و فلسطین و سومالی و مالی و … توسط هواپیماهای کفار محارب و مزدوران اماراتی و سعودی و امثالهم «جهاد» محسوب می‌شود.

این جریان هرگونه قیام علیه حاکمان سکولار و دست نشانده و کفار محارب و اشغالگر خارجی را «خروج» نامیده و مبارزان را «خوارج» خطاب می‌کنند. آن‌ها میان کسی که علیه اسلام شورش کرده و کسی که علیه  آمریکا و مزدوران آمریکا قد علم کرده، تفاوتی قائل نمی‌شوند. هدف آن‌ها از این نام‌گذاری، مشروعیت بخشیدن به قتل‌عام جوانان مؤمن و ساکت کردن هرگونه فریاد عدالت‌خواهی است.

افرادی مانند «محیسنی و مُلافتاحی و عطون و سیاف و محقق» و امثال آنها کسانی هستند که در مقاطعی با فتاوای مشکوک، جنگ میان گروه‌های اسلامی را برافروختند و عملاً در زمین بازی سازمان‌های جاسوسی غربی بازی کردند. این «دجالان به روز شده» با استفاده از مفاهیم دینی، جوانان را به مسلخ جنگ‌های نیابتی می‌برند که خروجی آن تنها تقویت جبهه آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار محارب و تضعیف توان امت اسلام است.

آن‌ها واقعیت حاکمان خود را پنهان می‌کنند. حاکمانی که در ظاهر ادعای «خادم‌الحرمین» بودن دارند، اما در حقیقت مزدوران گوش‌به‌فرمانی هستند که تمام سیاست‌های خود را با واشنگتن تنظیم می‌کنند و سگ‌های شکاری و «گاوهای شیرده» برای کفار محارب هستند که تنها ابزاری برای تأمین امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی آمریکا و غرب در منطقه هستند.

در اینص ورت یم توانیم بگوئیم که هدف جریان نجدیت رسانه ای و مفتیان وابسته به آل‌سلول از تهاجم به تشیع در چنین وضعیت جنگی و تحریف سخنان بزرگان دین در مورد تشیع تنها جهت ایجاد تفرقه، توجیه اشغالگری و توحش کفار امریکائی و صهیونیستی و تقدیس خیانت دولتهای خائن در خدمت به این کفار محارب است.

اگر به دقت نگاه کنیم، اینها سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان هستند، و در مواردی سود اینها برای کفار محارب در فریب مسلمین بسیار بیشتر از هزاران رسانه ی سکولاری است که برای سکولاریسم دعوت می دهند.