تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۱)

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۱)

به قلم: کارزان شکاک

همچنانکه هویت ما «عقیده» ی ماست و وطن و دار و سرای ما «دارالاسلام» است به همین ترتیب تاریخ ما یعنی تاریخ اهل دعوت و جهان و مومنین در جهان اسلام و تاریخ قفقاز هم بخشی از تاریخ ماست.

در ۱۰ رمضان ۱۴۲۶، که مطابق با ۱۳ اکتبر ۲۰۰۵ است، مجاهدین بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز حمله گسترده‌ای را علیه نیروهای اشغالگر و تشکل‌های دست‌نشانده در شهر نالچیک انجام دادند.

این عملیات توسط امیر سیف‌الله انزور آستمیروف (شهید، ان‌شاءالله)، فرمانده بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (ایچکریا) فرماندهی شد.

کنترل کلی عملیات توسط امیر نظامی قفقاز، شامیل باسایف (شهید، ان‌شاءالله) انجام شد.

دویست و هفده مجاهد در عملیات حمله شرکت کردند و همزمان در ساعت ۹:۱۴ صبح به ۱۵ تأسیسات نظامی متعلق به تمام سازمان‌های امنیتی کاباردینو-بالکاریا حمله کردند – از جمله FSB، مرکز “T”، ستاد اصلی اداره اطلاعات (GROU)، روبوپ (اداره پلیس اوکراین)، وزارت امور داخلی (MVD)، ادارات اول، دوم و سوم امور داخلی (OVD)، یک هنگ پلیس گشت، پلیس ضد شورش، نیروهای ویژه اداره اصلی خدمات زندان (GUIN)، یک گروهان مرزی، فرودگاه، یک گروهان وزارت دفاع و یک تیپ نیروهای داخلی.

علاوه بر این، همانطور که چند روز پس از حمله مشخص شد، گروه‌های ناشناس به فروشگاه‌های اسلحه حمله کردند.

طبق گفته فرماندهی مجاهدین، بیش از ۳۰۰ کافر و مرتد در طول عملیات حمله کشته یا زخمی شدند (تقریباً ۱۴۰ کشته و بیش از ۱۶۰ زخمی)، که عمدتاً از نیروهای ویژه بودند. سه هلیکوپتر و چندین خودروی زرهی منهدم شد و سلاح‌های غنیمت گرفته شده به غنیمت گرفته شد.

دقیقاً دو ساعت بعد، ساعت ۱۱:۱۵ صبح، گروه‌های اصلی شهر را به مقصد پایگاه‌های خود ترک کردند.

مجاهدین در طول عملیات حمله ۳۷ کشته و زخمی شدند. مجاهدین زخمی که قادر به حرکت نبودند و بنابراین تا پایان در حالی که در شهر مانده بودند، جنگیدند، به شهادت رسیدند (انشاءالله).

در بیانیه ویژه‌ای که چهار روز پس از عملیات حمله به دفتر تحریریه KC ارسال شد، امیر عبدالله شامل ابو ادریس گزارش داد که پنج روز قبل از عملیات، نشت جدی اطلاعات رخ داده است و کافران بیش از ۱۰۰۰ پرسنل نیروهای ویژه اضافی را با هواپیما، قطار و وسیله نقلیه به نالچیک آورده‌اند.

در ۱۱ و ۱۲ اکتبر، تانک‌ها و خودروهای جنگی پیاده نظام وارد شهر شدند. با این حال، مجاهدین در مجلس در ۱۱ اکتبر از به تعویق انداختن عملیات خودداری کردند و طبق برنامه، صبح ۱۳ اکتبر، یک عملیات تهاجمی دو ساعته با نام رمز «یکی از دو بهترین» («پیروزی یا بهشت») انجام دادند.

در جریان حمله به ساختمان FSB، معاون امیر باسایف برای کار عملیاتی، امیر جماعت اینگوش، الیاس گورچخانوف، که فرماندهی گروه‌های تهاجمی مجاهدین «مرکز» را بر عهده داشت، به شهادت رسید، انشاالله. امیران بخش‌های اوستیا و کراسنودار جراحات جزئی برداشتند.

یکی از ویژگی‌های متمایز عملیات نالچیک در ۱۳ اکتبر ۲۰۰۵ این بود که برای اولین بار بود که یک عملیات صرفاً تهاجمی، نه یک عملیات مسدودکننده، در چنین مقیاسی انجام می‌شد. این کار علیرغم تغییر شدید در تعداد و کیفیت دشمن، کمبود شدید مهمات و وضعیتی که امکان لغو یا تعویق عملیات را فراهم می‌کرد، انجام شد.

با وجود تلفات سنگین، فرماندهی جبهه قفقاز این عملیات را موفقیت بزرگی دانست، زیرا، همانطور که امیر سیف‌الله و شامیل باسایف اظهار داشتند، «کشته‌های ما در بهشت هستند، ان‌شاءالله، و کشته‌های آنها در جهنم!»

امیر سیف‌الله، فرمانده بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز، نیز اظهار داشت:

«خود عملیات نالچیک با دقت برنامه‌ریزی و آماده شده بود. هر گروه شامل متخصصان نظامی باتجربه بود. به مجاهدین وظایف غیرممکن محول نشده بود و آنها ملزم به نادیده گرفتن قوانین ایمنی معمول جنگ نبودند.

هدف هر گروه تصرف هدف خود و در صورت مقاومت جدی، مسدود کردن آن برای مدتی از فاصله ایمن بود. اما هیچ میزان آمادگی نمی‌تواند موفقیت را تضمین کند. نتیجه کاملاً در دست خداست.

آنچه خداوند دستور داد، اتفاق افتاد و ما از هر تصمیم او راضی هستیم. خداوند متعال فرمود:

«آنچه در روز رویارویی دو لشکر در احد بر شما گذشت، به اذن خدا بود تا مؤمنان را بشناسد و منافقان را بشناسد.» آنها در حالی که در خانه نشسته بودند، به برادرانشان گفتند: «اگر به حرف ما گوش می‌دادند، کشته نمی‌شدند.» بگو: «اگر راست می‌گویید، مرگ را از خود دور کنید.»  (آل عمران / ۱۶۶-۱۶۸)

اگرچه ما در ۱۳ اکتبر متحمل شکست ظاهری شدیم، اما این شکست برای مسلمانان بسیار سودمند بود. فایده اصلی این بود که بسیاری از مسلمانان در کاباردا و بالکاریا زندگی گناه و ریا خود را رها کردند و راه جهاد را در پیش گرفتند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«اگر به محصولات خود قناعت کنید، دم گاوها را بگیرید و جهاد را رها کنید، خداوند قطعاً شما را به ذلتی دچار خواهد کرد که تا زمانی که به دین خود باز نگردید، شما را رها نخواهد کرد.» (ابو داوود، ابن عدی، طبرانی از ابن عمر. حدیث معتبر. به صحیح الجامع ۴۲۳ مراجعه کنید)

برادران پس از مجاهد شدن، به دین خود بازگشتند و مرزی بین اسلام و کفر کشیدند که در این زمان تقریباً کاملاً محو شده بود. جامعه به دو گروه تقسیم شد: کسانی که از مسلمانان حمایت می‌کردند و کسانی که با آنها همدردی می‌کردند. کافران.

ماهیت واقعی بسیاری از رهبران و مقامات، از جمله در میان مسلمانان نمازگزار، آشکار شد. خائنینی که در غیر این صورت از آنها بی‌خبر بودیم، آشکار شدند.

بیانیۀ کتائب مقاومت اسلامی عراق در دفاع از دارالاسلام ایران در صورت تحرکات غلط آمریکا و شرکایش بر علیه ایران

بیانیۀ کتائب مقاومت اسلامی عراق در دفاع از دارالاسلام ایران در صورت تحرکات غلط آمریکا و شرکایش بر علیه ایران

تمام مومنین دنیا به عنوان یک اصل باید این حکم عقیدتی را برای خود یادآوری کنند که ” ما از هر دارالاسلام و مسلمانی در برابر تهاجمات هر دارالکفر و کافر محارب و اشغالگر خارجی حمایت می‌کنیم”

این برای ما منهج و برنامه و اصل است.

در این راستا بخشی از کتائب جبهه ی مقاومت اسلامی عراق بیانیه ای صادر کرده اند که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

(وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ) ؛«و با مشرکان همگی بجنگید، همان‌گونه که آنان همگی با شما می‌جنگند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.»

ما به سوی همه برادران مجاهد در شرق و غرب زمین، ندا می‌کنیم، و به‌سوی هر آن‌کس که ایمان دلش را آکنده و خدا و رسولش را دوست می‌دارد، و یقین دارد که عزت از آنِ خدا و رسول او و مؤمنان است، و هر که نمی‌پذیرد جبهه کفر و نفاق بر اهل ایمان و عدالت سیطره یابد؛ ندا می‌کنیم که برای جنگی فراگیر آماده شوند، در حمایت و پشتیبانی از جمهوری اسلامی ایران، دژ امت و مایه عزت آن، که بیش از چهار دهه در کنار مستضعفان و همه قضایای حق امت محمدی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایستاده و به مذهب یا رنگ یا نژاد اعتنا نکرده است.

امروز نیروهای گمراهی از صهیونیست‌های زمین و سرکشان آنان گرد آمده‌اند تا بکوشند و جمهور اسلامی ایران را به تسلیم وادارند، بلکه نابودش کنند و همه ثوابت ارزشی و اخلاقی را در سراسر جهان درهم بشکنند. ما ضمن تأکید بر ضرورت حمایت از جمهوری اسلامی از سوی نیروهای محور و پشتیبانی به هر آنچه در توان دارند، به دشمنان اعلام می‌کنیم که جنگ با جمهوری اسلامی، گردش و تفریح نخواهد بود، بلکه در آن طعم‌های گوناگون مرگ کشنده را خواهید چشید و در منطقه ما برای شما هیچ باقیمانده‌ای نخواهد ماند، و «به‌زودی در دل‌های کافران هراس خواهیم افکند.»

و به برادران مجاهد عزیزمان می‌گوییم که از نظر میدانی برای آن آماده شوند و خود را برای یکی از دو نیکی مهیا سازند، به‌ویژه اگر جهاد از سوی مراجع گرامی برای ورود به این جنگ قدسی اعلام شود، و آنچه از احکام یا عمل جهادی بر آن مترتب می‌شود که تا سطح عملیات استشهادی ارتقا می‌یابد، برای دفاع از اهل اسلام و کیان آن؛ (فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ)؛«پس با پیشوایان کفر بجنگید، که آنان هیچ پایبندی و پیمانی ندارند.»

(سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ) 

دبیرکل کتائب
ابو حسین الحمیداوی
۲۵ ژانویه ۲۰۲۶

آشوب طلبان سکولار دی ماه ۱۴۰۴ ایران، مغول وار کتابسوزی انجام دادند

آشوب طلبان سکولار دی ماه ۱۴۰۴ ایران مغول وار کتابسوزی انجام دادند

به قلم: ابوبکر خراسانی

سالهاست از زبان ملی گرایان سلطنت طلب و باستان گرای ایرانی می شنیدیم که مسلمین در هنگام فتح ایران دست به کتابسوزی و از بین بردن کتابخانه های توهمی ایرانی ها زده اند.

با آنکه افراد مختلفی چون مرتضی مطهری و زرین‌کوب توهمی و دروغ بودن این ادعا را بارها ثابت کرده اند اما باز این دروغ توسط این نفهمهای سکولار بازنشر میشد تا این الله در این اغتشاشات و آشوب طلبی هرزه های سکولار باستان گرائی سلطنت طلب روی سیاه اینها را بر خاص و عام نشان داد و مشخص شد که چه کسانی دشمن آگاهی و کتاب و تمدن ایرانی ها هستند؟

اگر در تاریخ گذشته آمده است زمانی در حمله مغولهای سکولار آب رودخانه‌ها از جوهر کتاب‌ها سیاه میشد، حالا در قرن پانزدهم، آسمان از دود کتاب‌هایی که توسط سکولارهای معاصر ایرانی سوزانده شده اند سیاه شده است.

در آشوب طلبی و جنگ شهری اغتشاشگران در چند روز گذشته به عنوان مثال، ۳ پایگاه علمی- فرهنگی در لنجان، نیشابور و میبد هدف قرار گرفتند و صدها هزار کتاب در آتش خشم و اغتشاش این هرزه های سکولار سوختند.

این خاکسترها گواهی می‌دهند که تاریخ تلخ مبارزه با آگاهی دوباره توسط سکولارها در ایران زمین تکرار شده است.

لازم به ذکر است که کتابخانه دانشگاه فردوسی مشهد نیز با حدود ۲۵ هزار جلد کتاب سوزانده شد.

و الله اینگونه روی سیاه مغولهای معاصر ایرانی را به ما نشان داد.

حزب سکولار ومرتد پژاک بدون عبرت از شاخه ی سوریه ای پ.ک.ک باز برای آمریکا بر علیه ایران دم تکان داد

حزب سکولار ومرتد پژاک بدون عبرت از شاخه ی سوریه ای پ.ک.ک باز برای آمریکا بر علیه ایران دم تکان داد

به قلم: کیوان مریوانی

در چند روز گذشته دیدیم که آمریکا چگونه مرتدین پ.ک.ک در سوریه (قسد= نیروهای دمکراتیک سوریه) را به مزدور بهترش یعنی جولانی واگذار کرد و بار دیگر این کوردهای مزدور را فروخت.

حالا در چنین وضعیتی و همچنین در پی تهدیدات آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران کسی چون ریوار آودانان، عضو شورای مدیریتی حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک = شاخه پ.ک.ک برای ایران) که بیشتر در بخش مطبوعات این شاخه فعالیت دارد از طریق رهبر یکی از احزاب سکولار کوردستان عراق به ایالات متحده پیشنهاد داد که در ازای توقف عملیات نظامی ارتش سوریه علیه نیروهای دموکراتیک سوریه در سوریه، در رویدادهای ایران به این کشور کمک کند.

مزدور هر کاریش کنی باز مزدور و پست و بی شرف است، این شخص که خودش را یکی از نشخوارکننده های تفکرات التقاطی عبدالله اوجالان می داند و طبعا باید ضد امپریالیست باشند اما به همراه سایر همقطارانش خادم و مزدور و فاحشه ی میدانی امپریالیست شده اند.

بیچاره، قبل از تو کومله ها و دمکراتها این راه را با صدام حسین رفته اند و اوجالان هم توسط رژیم صهیونیستی دستگیر وتحویل ترکیه داده شد و آمریکا و رژیم صهیونیستی آنهمه وعده همکاری به بارزانی ها و طالبانی دادند اما در زمان حمله حشد شعبی تنها تماشاچی بودند و در عرض چند مدت کوتاه ۵۱درصد خاک تحت حاکمیت بارزاین ها و طالبانی ها را گرفتند از جمله کرکوک را که آنرا قدس کوردستان می گفتند.

همین الان هم با آنهمه وعده و وعیدی که آمریکا و صهیونیستها به قسد (پ.ک.ک در سوریه) دادند اما در هنگام حمله جولانی فقط تماشاچی شده اند.

بدبختهای مزدور چرا عبرت نمی گیرید؟

همین الان کوردهای سوریه سوراخ سوراخ دنبالتان می گردند و می خواهند انتقام اینهمه سال خیانتی که به آنها کرده اید را از شما بگیرند به همین دلیل خیلی های شماها راهی عراق شده اید و این چند روز هم که در حسکه مانده اید تنها به دلیل جابجایی زندانیان تنظیم دوله (داعش) است که ۷۰۰۰ نفر را باید جابجا کنند.

شما به آمریکایی پناه برده اید که در دنیا به غداری مشهور است.

فرق شماها با ربع پهلوی و گروه رجوی چیست؟

ننگ بر شما وطن فروشان مزدور باد .

آیا فروش کوردهای سکولار پ.ک.ک در سوریه، سناریو و عبرتی تکراری برای اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی نیست؟

تله چینی. پیامدهای ژئوپلیتیکی

تله چینی. پیامدهای ژئوپلیتیکی

به قلم: کارزان شکاک

جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین که توسط دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری‌اش آغاز شد، به سطح جدیدی از تنش رسیده است. ترامپ از اول نوامبر تعرفه ۱۰۰ درصدی اضافی بر کالاهای چینی اعمال کرد که آن را پاسخی به کنترل «شیطانی و خصمانه» پکن بر صادرات مواد معدنی کمیاب (REM) توصیف کرد.

این اقدام نه تنها فشار اقتصادی بر چین را افزایش می‌دهد، بلکه آسیب‌پذیری استراتژیک غرب در زنجیره‌های تأمین منابع حیاتی را نیز برجسته می‌کند.

بررسی وقایع اخیر نشان می‌دهد که چگونه عناصر خاکی کمیاب به یک اهرم کلیدی و در واقع سلاحی برای جنگ ترکیبی در یک بن‌بست ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند که در آن تعرفه‌ها نه تنها به عنوان یک ابزار تجاری، بلکه به عنوان نماینده‌ای برای یک جنگ اقتصادی گسترده‌تر عمل می‌کنند.

سیاست تعرفه‌ای ترامپ: از لفاظی تا عمل

ترامپ از همان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری خود، چین را به عنوان «مهم‌ترین و خطرناک‌ترین رقیب» آمریکا قرار داد. همانطور که مستند شده است، بحث‌های داخلی در کاخ سفید بیشتر حول محور تعرفه‌ها بود که به عنوان وسیله‌ای برای آغاز «جنگ اقتصادی بزرگ» با پکن تلقی می‌شد.

ترامپ، بدون پرداختن به جزئیات سیاست، اما به طور شهودی بر چین تمرکز می‌کرد و بخش قابل توجهی از جلسات خود – تا ۳۰ دقیقه از بحث‌های دو ساعته – را به این موضوع اختصاص می‌داد. رویکرد او به غرایز اولیه متوسل می‌شود: استفاده از «ابزارهای کند» برای نشان دادن پیروزی بر حریف «بازنده».

اقدامات اخیر این خط را تأیید می‌کند. در آوریل ۲۰۲۵، دولت ترامپ تعرفه‌های کالاهای وارداتی کم‌ارزش از چین را از ۱۲۰٪ به ۵۴٪ کاهش داد، از جمله یک آستانه حداقلی برای بسته‌های پستی از چین و هنگ کنگ.

این به عنوان یک امتیاز موقت در مذاکرات تلقی می‌شد، اما صرفاً آماده‌سازی برای تشدید تنش را پنهان می‌کرد. تا اکتبر، ترامپ موضع خود را به شدت سختگیرانه‌تر کرده بود: تعرفه‌های ۱۰۰٪ اضافی بر تمام کالاهای چینی، از جمله لوازم الکترونیکی، که قبلاً تا حدی معاف بودند.

هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، اظهار داشت که این معافیت‌ها می‌توانند در آینده با «هزینه‌های دیگر» جایگزین شوند که نشان‌دهنده تمایل به تشدید بیشتر است. بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند: سهام سقوط کرد و تورم، که پیش از این بازار کار را تضعیف کرده بود، خطر افزایش بیشتر را دارد.

استراتژی تعرفه ترامپ صرفاً حمایت‌گرایی نیست، بلکه تلاشی برای بازسازی زنجیره‌های تأمین جهانی است. با این حال، این استراتژی واقعیت را نادیده می‌گیرد: ایالات متحده در صنایع پیشرفته به شدت به چین وابسته است، جایی که مواد معدنی کمیاب نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

منابع کمیاب: تله‌ای چینی برای غرب

چین تقریباً ۸۰٪ از تولید و فرآوری عناصر خاکی کمیاب جهان را کنترل می‌کند – گروهی از ۱۷ فلز ضروری برای تولید محصولات با فناوری پیشرفته مانند وسایل نقلیه الکتریکی، توربین‌های بادی، تلفن‌های هوشمند و تجهیزات نظامی.

این انحصار به سلاحی قدرتمند در جنگ تجاری تبدیل شده است. پکن در پاسخ به فشار ترامپ، صادرات عناصر خاکی کمیاب و آهنرباها را که برای فناوری‌های پیشرفته ضروری هستند، در آوریل ۲۰۲۵ به حالت تعلیق درآورد.

توماس فریدمن در تحلیلی برای نیویورک تایمز می‌پرسد: «این به تولیدکنندگان ما کمک می‌کند تا در موقعیتی باقی بمانند که نتوانند کالاهای کلیدی را تولید کنند – اما چین می‌تواند؟» و پوچی این وضعیت را برای طرف آمریکایی برجسته می‌کند.

کارشناسانی مانند مایلز یو از موسسه هادسون تأکید می‌کنند که چین از عناصر خاکی کمیاب نه تنها به عنوان یک ابزار اقتصادی، بلکه به عنوان یک ابزار استراتژیک نیز استفاده می‌کند.

پادکست چاینا اینسایدر در مورد چگونگی تلاش پکن برای تضعیف نفوذ ایالات متحده در مناطقی مانند خاورمیانه با ارائه یوان به کشورهای عربی به جای دلار بحث می‌کند.

ترامپ، به نوبه خود، این را به عنوان «چنگ زدن به بازار عناصر خاکی کمیاب» مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را تهدیدی برای امنیت ملی می‌داند. در ماه اکتبر، او مستقیماً چین را به استفاده از تسلط خود بر بازار عناصر خاکی کمیاب به عنوان «یک برگ برنده» در اختلافات تجاری متهم کرد.

برای ایالات متحده، این نشان دهنده یک ضربه مضاعف است: تعرفه‌ها قیمت واردات را افزایش می‌دهند، در حالی که کمبود عناصر خاکی کمیاب تولید را فلج می‌کند. متحدان آمریکا، از جمله اروپا، نیز آسیب‌پذیر هستند – غرب عموماً به منابع چینی متکی است.

پیشنهادهای تنوع‌بخشی، مانند توسعه معادن داخلی در استرالیا یا ایالات متحده، سال‌ها طول می‌کشد، نه ماه‌ها، و با موانع زیست‌محیطی و اقتصادی روبرو هستند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی: چه کسی از تشدید تنش سود خواهد برد؟

تحلیلگران موافقند که جنگ تجاری ترامپ خطر نتیجه معکوس برای ایالات متحده را دارد. چین، با وجود چالش‌های داخلی، در حال نشان دادن انعطاف‌پذیری است: تعلیق صادرات عناصر خاکی کمیاب یک اقدام استراتژیک محاسبه‌شده برای مجبور کردن واشنگتن به سازش است.

همانطور که فریدمن خاطرنشان می‌کند، سوال اصلی این است که «هدف چه باید باشد؟» ترامپ بر پیروزی‌های سریع تمرکز می‌کند اما خطرات بلندمدت را نادیده می‌گیرد: تضعیف دلار، افزایش تورم و از دست دادن رهبری فناوری.

از نظر ژئوپلیتیکی، تشدید تنش‌ها، تقسیم جهان به بلوک‌ها را عمیق‌تر می‌کند. چین در حال تقویت روابط با «جنوب جهان» است و جایگزین‌هایی برای سلطه آمریکا ارائه می‌دهد، در حالی که روایت «اول آمریکا»ی ترامپ، ایالات متحده را حتی از متحدان ناراضی از تعرفه‌ها نیز منزوی می‌کند.

در زمینه منابع عناصر خاکی کمیاب، این می‌تواند به یک «بلوک منابع» تحت نظارت پکن منجر شود، جایی که غرب خود را به عنوان یک مصرف‌کننده به جای یک تولیدکننده می‌بیند.

رویکرد ترامپ با هدف وادار کردن چین به میز مذاکره است، همانطور که در سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۹، زمانی که شی جین‌پینگ شخصاً با رهبران گروه ۲۰ دیدار کرد، انجام داد.

اگر واشنگتن بتواند متحدان را به سرمایه‌گذاری‌های مشترک در منابع خاکی کمیاب جذب کند، این امر انحصار چین را تضعیف خواهد کرد. اما در حال حاضر، همانطور که رویدادهای اخیر نشان می‌دهد، جنگ تجاری در حال تبدیل شدن به یک جنگ منابع است، جایی که خطرات نه تنها اقتصاد، بلکه سلطه جهانی نیز هستند.

در نهایت، سیاست‌های ترامپ در مورد منابع و تعرفه‌های عناصر خاکی کمیاب، یک پارادوکس کلاسیک را نشان می‌دهد: تجاوز می‌تواند پیروزی به همراه داشته باشد، اما بدون عمق استراتژیک، محکوم به شکست است.

برای ایالات متحده و غرب، درس ساده است: تنوع بخشیدن به زنجیره‌های تأمین یک کالای لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای جلوگیری از گیر افتادن در دام چینی‌ها است.

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

به قلم: ابومحمود کندزی

عده ای چون سیاف و حکمتیار و ربانی و امرالله صالح و امثالهم در افغانستان کسانی بودند که روزگاری با داکتر نجیب‌الله جنگیدند و او را «کمونیست» و «غلام شوروی» می‌نامیدند. آن روزها، شعارشان استقلال بود و ادعایشان مبارزه با اشغالگران خارجی.

اما با آنچه که از این اشخاص دیدیم حق داریم سوال کنیم چه فرقی میان غلامی شوروی و غلامی امریکا و ناتو است؟

اگر نجیب‌الله به مسکو تکیه داشت، اینان به واشنگتن.

اگر آن یکی با تانک سرخ ایستاد، اینان با طیاره‌های بی‌سرنشین.

نام‌ها عوض شد، پرچم‌ها عوض شد، اما وابستگی همان وابستگی ماند.

تناقض دردناک اینجاست کسی که دیروز «اشغالگری» را حرام می‌دانست، امروز با اشغالگران «شراکت استراتژیک» ساخت.

کسی که دیروز غلامی را ننگ می‌دانست، امروز آن را «دیپلماسی» نامید.

مشکل فقط یک فرد نیست بلکه مشکل ذهن‌های اشغال‌شده‌ای‌ست که اشغالگری را فقط وقتی بد می‌دانند که از سوی رقیب باشد.

وقتی اشغالگری از طرف خودی شد، نامش می‌شود کمک، حمایت، یا مبارزه با تروریزم.

اینجاست که باید سوال شود اگر داکتر نجیب به‌خاطر تکیه به شوروی خائن بود، پس آنان که سال‌ها به امریکا و ناتو تکیه کردند، چه نام دارند؟

مومنین آگاه با شعار قانع نمی‌شوند بلکه عمل را می‌سنجند. و عمل نشان داد که برخی نه ضد اشغالگری خارجی ها بودند، بلکه فقط طرفدار اشغالگر مورد علاقه‌ی خودشان بودند.

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

به قلم: خالد سیف الله المسلول

این خطاب به مومنین اهل دعوت و جهاد نیست، چون اینها صداقت خود را در «میدان» ثابت کرده اند و از این مومنین تنها صراحت بیان و تعیین جبهه ای را می خواهیم که امثال ابن تیمیه رحمه الله در هنگام حمله ی مغولهای سکولار و صلاح الدین ایوبی در هنگام حمله ی کفار نصرانی به مصر تحت حاکمیت شیعیان فاطمی و امام احمد بن حنبل در هنگام اغتشاشات مرتدین خرمدینی داشتند.

این بزرگواران با آنکه از نظر فکری و مذهبی کاملاْ مخالف این حاکمیتها بودند و حتی کسانی چون امام احمد بن حنبل به مدت ۱۵ سال در زندان این حاکمیت معتزلی اهل بدعت به سر برده بود و کسی چون ابن تیمیه در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد با این وجود همگی در هنگامی که خطر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را احساس کردند در کنار این حاکمیت و زیر پرچم این حاکمیت بر علیه این کفار مهاجم خارجی و مرتدین داخلی وارد جنگ شدند.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است که هم اکنون به دلیل غربت آن در میان عوام الناس حتی بیان آن برای عده ای نیاز به ایمانی پولادین دارد چه رسد به هم جبهه ای شدن با این حاکمیتهای اسلامی در برابر جبهه ی کفار خارجی و مرتدین محلی.

به عنوان مثال تنها کسانی چون اسامه بن لادن هستند که با «عمل» و یا کسانی چون ماموستا کریکار هستند که با «فتوا و سخن» و یا کسانی چون حماس و جهاد اسلامی و شافعی های یمن و امثالهم هستند که با «سخن و عمل» در جبهه ی ایران در برابر جبهه ی آمریکا و مرتدین داخلی قرار گرفتند و هم اکنون نیاز مبرمی به کپی برداری از چنین مومنین منهجی داریم، آنهم هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها دارالاسلام ایران را مورد تهدید قرار داده اند و امکان حملات نظامی این کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام ایران وجود دارد و عده ای به دلیل ۱- جنگ روانی گسترده ی کفار و مرتدین و گروه منافقین  2- جهالت فراگیر مسلمین به منهج اهل سنت و جماعت در خود این قدرت ایمانی را نمی بینند جبهه ی خود را بر اساس منهج اهل سنت و جماعت مشخص کنند بخصوص هم اکنون که عده ی زیادی به دین سکولاریسم مرتد شده اند.

در اینجا باید جهت تقویت ایمان خود به این آیه ی قرآن دقت بیشتری داشته باشند که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (مائدة /۵۴)

ای مؤمنان! هرکس از شما از آئین خود بازگردد (و از ایمان به کفر گراید ، کوچکترین زیانی به خدا نمی‌رساند و در آینده) خداوند جمعیّتی را (به جای ایشان بر روی زمین ) خواهد آورد که:

  1.  خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند.
  2.  نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند.
  3.  در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای ( در اطاعت از فرمان الله ) هراسی به خود راه نمی‌دهند .

 این هم فضل خدا است ( که کسی دارای چنین اوصافی باشد) ؛ خداوند آن را به هرکس که بخواهد (به خیر و خوبی نائل شود ) عطاء می‌کند . و خداوند دارای فضل فراوان و (انعام بیشمار است، و از مستحقّان آن ) آگاه است .‏

غیر از این دسته از مومنین اهل دعوت و جهاد، از سایر مومنین هم که از ایمان ضعیفی برخوردارند یا باز این قدرت را در خود نمی بینند که آشکارا در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی قرار بگیرند این مصاحبه ی یکی از مومنه های اسیر موجود در اردوگاه الهول از تنظیم دوله (داعش) را نقل می کنیم که مدت ۷ سال است در اسارت به سر می برد و صفحه عبری زبان ایدیت بار ویدیوی مصاحبه ی آنرا با زیرنویس عبری منتشر کرده است که در آن، مومنه ای زندانی می‌گوید:

«شوهرم اهل عراق است و من، خدا را شکر، اهل دولت اسلامی هستم و به آن افتخار می‌کنم. »

او می‌گوید برای موحدین، مرزهای جغرافیایی بی‌معنا هستند و تنها قانون اسلامی است که حکم می‌کند تاسرهای هرچه بیشتری از کفار بریده شود.

روزنامه‌نگار از او می‌پرسد: «سر چه کسانی باید بریده شود؟»

او بدون تردید پاسخ می‌دهد: «همه کفار، و مرتدین؛ یعنی همه کسانی که به دین خود خیانت کرده‌اند.»

اینجاست که رسانه‌ اسرائیل تأکید می‌کنند که آزادی هزاران عضو داعش که زندانی هستند، یک «رویداد محلی» نیست، بلکه بمبی ساعتی است که ممکن است مقابل ما منفجر شود.به گفته این رسانه‌، این افراد سال‌ها در زندان بوده‌اند، اما نه‌تنها عقایدشان تغییر نکرده، بلکه حتی  محکم تر شده است.

ما بدون شک در مسائلی با مومنین موجود در تنظیم دوله(داعش) اختلافاتی داریم اما همین واکنش محکم آنها در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باعث شده است که ترس و هراس از خودشان را بر صهیونیستها و تمام کفار و مرتدین مسلط کنند.

هم اکنون چه دلیلی وجود دارد که مومنین موجود در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان همچون این خواهر مومنه در برابر آمریکا و صهیونیستها و مرتدین موجود در اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی چنین واکنشی نشان دهند؟

زمانی که هرزه های سکولار ایرانی به خیابانها می ریزند و مساجد و مراکز مذهبی مسلمین را به آتش می کشند و قرآنها را می سوزانند و آنهمه به شریعت الله توهین می کنند، چه دلیلی وجود دارد مومنین نتوانند بر اساس منهج عقیدتی خود در برابر این جبهه ی کفار و مرتدین ابراز وجود کنند؟

بگذار تمام دنیای کفر و ارتداد بداند که در جنگ روانی کنونی که مدتهاست در جریان است و یا جنگ مسلحانه ای که احتمال وقوع آن می رود ما مومنین اهل دعوت و جهاد با زبان و مال و دست در کنار دارالاسلام ایران هستیم و این را عقیده و منهج صحیح اهل سنت و جماعت می دانیم. وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/۸)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

هر مومن منصف و اهل عدالتی که با «فعالیتهای میدانی» دارالاسلام ایران از نزدیک آشنائی دارد می تواند گواهی دهد که حاکمیت بر ایران با آنکه با محوریت تشیع جعفری «اصولگرا» و با تمرکز بر «قرآن و عقل» شکل گرفته و اداره می شود اما در فعالیتهای جهادی داخلی و برون مرزی خود هرگز بر یک مذهب تمرکز نداشته و فرامذهبی و به صورت «جبهه» ای عمل کرده است که در این جبهه ی اسلامی هم از اهل سنت وجود دارد و هم از شیعان جعفری و زیدی.

حتی در جریان جهاد با آمریکا و شرکای اشغالگرش در عراق دیدیم که دارالاسلام ایران از انصارالاسلام سلفی مسلک و حتی خود ابومصعب زرقاوی حمایت کرد و همین ابومصعب زرقاوی مدتها در کنار سربازان سپاه بدر صدر بر علیه کفار اشغالگر آمریکائی و انگلیسی در کربلا و نجف و … جنگید تا اینکه دسته هائی از شیعیان و ابومصعب زرقاوی در دام سیاست و سناریوی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» کفار افتادند و این اتحاد و هم جبهه ای بودن مبارک را بر هم زدند.

هم جبهه ای بودن تمام اهل دعوت و جهاد با هر مذهبی که دارند بزرگترین مزیت دنیایی برای مومنین است و زمانی که رسانه های ماهواره ای و مجازی منتسب به اهل سنت یا تشیع که مورد حمایت حکومتهای دست نشانده ی منطقه یا فریب خوردگان و مریدان رسانه ها هستند و از شعار‌های ضدنظام حاکم بر دارالاسلام ایران و به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی حمایت می‌کنند، در واقع علیه منافع خود توطئه می‌کنند و از سیاست‌هایی حمایت می‌کنند که به هیچ وجه به سود مومنین اهل دعوت و جهاد و حتی مسلمین عادی نخواهد بود.

تمام رسانه های ماهوراه ای و مجازی که خود را منتسب به تسنن یا تشیع می دانند و برای بازگشت دارالاسلام ایران به دارالکفری سکولار و قبل از انقلاب ۵۷ تلاش می کنند و سعی دارند جامعه را به سمت و سوی سکولاریسم و حاکمیتی سکولار پیش ببرند نه تنها عقیده و منهج اسلامی و رشادت آنهمه مومن در جلوگیری از عقبگرد اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام وحجم فداکاری‌ها و تلفاتی که ملت ایران برای رهایی از شاه سکولار داده است را نادیده می‌گیرند بلکه گفتمانی را در پیش گرفته‌اند که در راستای فقه هیچ یک از مذاهب اسلامی و منافع هیچ مومنی نیز نیست و سود این گفتمان تماماً به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی است.

فقط کافی است که به شعارهای سکولاریستهای مرتد داخلی ایران و یا به تهدیدات مداوم آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در مورد دارالاسلام ایران نگاه کنید تا بدانید حاکمیتی که به عنوان بدیل این دارالاسلام در نظر گرفته اند حاکمیتی کفری و ارتدادی است که تماماً بر علیه مومنین شریعت گرا و بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد است.

اینکه این مثلث شوم کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی بخواهند از بحران اقتصادی و معیشتی پیش آمده در ایران در راستای ایجاد آشوب طلبی و جنگ داخلی و مداخله ی خارجی استفاده کنند امری عادی است چون صفت گرگ دریدن است، اما در این میان اهل دعوت و جهاد و مومنین شریعت گرائی که قصد دارند به سمت و سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت حرکت کنند غیر از عقبگرد و بازگشت به خفقانی به سبک امارات متحده عربی و اردن و مصر و آل سعود و ازبکستان و تاجیکستان و سایر حاکمیتهای کفری و ارتدادی چه گیرشان می آید؟

حالا از خودمان بپرسیم:

  •  اگر همین الان صلاح الدین ایوبی زنده بود و اینهمه تهاجم کفار اشغالگر خارجی بر علیه حاکمیت بر شیعه را می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله زنده بود و تهاجم کفار اشغالگر و سکولار و مغولهای سکولار جدید را بر علیه حاکمیت اهل بدعت زمان خود می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان امام احمد بن حنبل زنده بود و تهاجم مرتدین خردمینی سکولار و هرزه را بر علیه مومنین و بر علیه حاکمیت اهل بدعتی که او را به مدت ۱۵ سال در بدترین شرایط شکنجه بدنی و روحی زندانی کرده بود می دید چکار می کرد؟

در کنار این و هم اکنون در کنار حمایتهای علنی و تهدیدات علنی آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران و اغتشاشات هرزه های سکولار داخلی ایران، دیدیم که حساب رسمی موساد به زبان فارسی در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۰۲۵/۱۲/۳۱ در شبکه ایکس نشر داد به طور صریح اعلام کرد که از اعتراضات ایران حمایت می‌کند و گفت که عناصر میدانی برای پشتیبانی از این اعتراضات حضور دارند. مایک پمپئو، وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز تاکید کرد که موساد اسرائیل در اعتراضات حضور دارد و برای ایجاد آشوب در داخل ایران تلاش می‌کند.

پس جبهه کاملاً مشخص است و باید قبول کنی که دفاع از ثبات و امنیت دارالاسلام ایران در برابر این کفار آشکار خراجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی در واقع دفاع از منهج اهل سنت و جماعت و حرکت در مسیر سلف صالحی چون صلاح الدین ایوبی و ابن تیمیه و احمد بن حنبل و صدها بزرگوار در گذشته و حال چون الشیخ اسامه بن لادن و ماموستا کریکار و… است.  

ایران و جبهه ی مقاومت تحت پرچم او و شریعتگرایان و جهادی موازی و همسوی با آن از میان اهل سنت و جماعت، هم اکنون تنها مانع سلطه طلبی های بیشتر آمریکا و غرب و صهیونیستها در منطقه است و دارالاسلام ایران مهمترین پوشش راهبردی برای مومنین اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب اسلامی است اگر این مومنین اهل حکمت و فقه فهم شرعی بر اساس منهج اهل سنت و جماعت باشند؛ بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت که حاکمیتی رسمی در تمام دنیا وجود ندارد که از جهاد آنها بر علیه آمریکا و صهیونیستها و غرب حمایت کند.

الان وقتش است که کمی بیشتر فکر کنی و بگوئی که تو کجا ایستاده ای؟ جبهه ی تو کجاست؟ تضعیف دارالاسلام ایران به نفع کیست؟