چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که برای جهاد علیه کفار بیرون رفتند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

نیروهای روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای مورد اصابت آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی، به “پوشش آتش خودشان” نسبت داده شد.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده دستگیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که با دستانش یک تیرک را بگیرد و دستبند زده شد. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار مداوم گلوله‌ها، شبیه آتش خمپاره، شروع به باریدن روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی از آنها محافظت نمی‌کرد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. “حتی یک تکه ترکش هم به من برخورد نکرد، حتی با اینکه در فضای باز بودم.”

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با ابر آبی تیره عجیبی پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همین حال، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در کنار حمایت دارالاسلام ایران از جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین نمی توان نقش محوری آنرا در لبنان نادیده گرفت که از کانال حزب الله توانست در سال ۲۰۰۰ن جنوب لبنان را از وجود اشغالگران صهیونیست آزاد کند که می توان این پیروزی را اولین پیروزی نظامی عربی قاطع و پایدار علیه اسرائیل بدون هیچ گونه امتیازدهی و راه حل‌های سیاسی قلمداد کرد.

علاوه بر این، در عراق هم ما شاهد شکست تمام پروژه های آمریکایی – صهیونیستی هستیم که از سال ۲۰۰۳ن و همگام با اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس شروع شد عراق نه تنها پایگاهی قابل اطمینان برای اشغالگران نشد بلکه با جنگ فرسایشی که آمریکا و شرکایش در آن افتادند معادله به نفع جبهه ی مقاومت اسلامی برگشت.

ای کاش در این برهه از زمان کسانی چون ابومصعب زرقاوی جنگ مذهبی را با عبارت کتاب ابوبصیر طرطوسی لندن نشین تحت عنوان «الروافش طایفه الشرک و الرده» بر شیعه و سنی تحمیل نمی کرد تا ما شاهد قدرت گیری بیشتر نیروهای مقاومت اسلامی در عراق می بودیم.

از زمانی که قدرت گروههای مقاومت اسلامی همسو با ایران در عراق بالا گرفته است ما دیگر شاهد کشتار اهل سنت صرفا به خاطر داشتن اسم شناسنامه ای ابوبکر و عمر و عثمان و خالد و صلاح الدین و سایر توحش شیعیان انگلیسی همسو با آمریکا و انگلیس نبوده ایم و این شیعیان انگلیسی با رهبرانی چون صادق شیرازی با تمام حملاتی که به دارالاسلام ایران در عراق داشته اند اما در نهایت به حاشیه رانده شده اند همچنانکه در ایران هم به حاشیه رانده شده اند.

اولین پیامد فاجعه بار این است که مساله فلسطین به طور کامل از بین خواهد رفت؛ با تضعیف نقش ایران جنبش‌های مقاومت فلسطین با انزوای خفه کننده رو به رو خواهند شد به ویژه اینکه توافقات ابراهیم درحال گسترش بوده و حمایت‌های عمق رسمی عربی کاهش یافته است. درحال حاضر فناوری‌ها و تسلیحاتی که تهران فراهم می‌کند سوپاپ امنیت راهبردی به شمار می‌رود که از تاثیرگذاری مقاومت بر روی زمین محافظت می‌کند و مانع آن می‌شود که مساله فلسطین از یک نبرد آزادی بخش ملی به تنها یک پرونده انسانی تبدیل شود که رژیم صهیونیستی آن را مدیریت کند.

نکته ای که لازم است در اینجا به آن دقت شود این است که جنگ میان گروههای نجدی چون جریان ابومصعب زرقاوی ( توحید و جهاد- مجلس شورای مجاهدین- دولت اسلامی عراق – دولت اسلامی در عراق و شام) با گروههای شیعی ربطی به مقاومت اسلامی نداشته و ندارد بلکه جنگی انحرافی و بر اساس خواست و سناریوهای دشمنان اسلام است که کل نفع آن به کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفته است و کسی نباید این جنگها را به اهل سنت یا شیعه ربط بدهد بلکه این جنگ تنها بین این گروههاست و دیدیم که با تضعیف یا مدیریت این گروهها این جنگها نیز در عراق خنثی و حتی نابود شدند و مردم اهل سنت و شیعه ی عراق با حقوقی تعریف شده و مشخص در حال زندگی مسالمت آمیز با هم هستند.

در اینجا اگر ایران تضعیف شود و قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی از عراق گرفته شود باز به یکی دیگر پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران پی خواهیم برد که نه تنها شیعیان انگلیسی باز به توحش سابق خود برمی گردند بلکه به دلیل نبود قدرت بازدارندگی دارالاسلام ایران باید شاهد نفوذ مطلق آمریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در عراق باشیم، همان نیمچه نفوذی که در میان کوردهای بارزانی عراق دارد و نفوذ کاملی که بر حاکمیتهایی چون امارات متحده عربی پیدا کرده است و به این شکل می بینیم که اشغالگری رژیم صهیونیستی تنها محدود به فلسطین نخواهد بود بلکه طمع ورزی‌های این رژیم برای سلطه اقتصادی و امنیتی دامن پایتخت‌های عربی و حتی غیر عربی چون استان باکو آذربایجان و اربیل عراق را خواهد گرفت؛ و همه ی این مشکلات به دلیل نبود قدرت بازدارنگی در برابر این وحشی ضعیف است.

صهیونیستها در پی تشکیل «اسرائیل بزرگ» از نیل مصر تا فرات عراق هستند و می خواهند بعد از اشغال کرانه باختری و نوار غزه، سرنوشت کشور‌های همجوار را نیز با حمایت آمریکا و غرب مشخص کنند، فقط کافی است بدانید که هم اکنون نه تنها تمام آسمان سوریه جولانگاه صهیونیستهاست بلکه غیر از جولان سوریه که از سوی ترامپ به صهیونیستها بخشیده شد بخشهایی از خاک سوریه تا نزدیکی های دمشق هم به اشغال صهیونیستها در آمده است و این غیر از استان السویداء است که توسط صهیونیستهای دروزی برای رژیم صهیونیستی اداره می شود.

آیا نبود قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی و قدرت گیری آمریکا و صهیونیستها در سوریه را احساس نمی کنید؟ آیا نمی بینید که آمریکا و صهیونیستها در تمام تصمیم گیری های حاکمیت جولانی بر سوریه دخالت دارند و منطقه به صورت تک قطبی و با تبیعت از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اداره می شود و نه تنها ثروت‌های نفتی بلکه تصمیمات سیاسی سوریه هم همچون‌آل سعود و امارات و اردن و سایر صهیونیستهای عرب به طور کامل بر اساس منافع آمریکا و صهیونیستهاست؟

پیامد تضعیف نقش ایران را به سادگی می توان در سوریه دید، ایرانی که قبلا توانست طی چند دهه پروژه‌های بزرگ آمریکایی از «خاورمیانه جدید» گرفته تا «معامله قرن» را با شکست مواجه کند و  این دلیل اصلی حملات گسترده ی تبلیغی آمریکا و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها و حتی تهدیدات نظامی آنها بر علیه دارالاسلام ایران است .

بر این اساس است که آمریکا تنها قدرت هسته ای و موشکی ایران را هدف نگرفته است بلکه قدرت منطقه ای ایران را نیز هدف گرفته است تا به قول خودش کشورهایی چون آل سعود و امارات بتوانند به راحتی و بدون ترس هر تصمیمی که می خواهند بگیرند.

اینجاست که می توانید این سخن ترامپ در ۳ روز پیش در داووس در مورد قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران را خوب متوجه شوید که گفت: در منطقه ما یک قلدر داشتیم؛ آن قلدر ایران بود، قلدر خاورمیانه. سال‌ها به آن این‌طور می‌گفتند؛ ایران قلدرِ خاورمیانه بود… دیگر قلدر خاورمیانه نیست. و کشورها از آن نمی‌ترسند.

متوجه شدید؟

هر چند این سخن ترامپ مبنی بر تضعیف منطقه ای ایران در حدی که او تصور می کند یک توهم و تاتر سیاسی و رسانه ای است با این وجود باید بدانیم که تضعیف قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت یعنی قدرت گیری کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و این تماما به ضرر اهل دعوت و جهاد منطقه است.

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

ابتدا باید برای عده ای از مومنینی که آشنایی کافی با منهج اهل سنت و جماعت ندارند و بیشتر تابع رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی شده اند جای تعجب باشد که چرا کسی چون ماموستا کریکار بنیانگذار انصارالاسلام و امارت اسلامی هورامی غربی فتوا می دهد و به تمام اهل سنت و جماعت بیان می کند که در صورت جنگ بین ایران با با آمریکا یا صهیونیستها یا غرب یا هر کافر دیگری باید بدون شک از ایران حمایت کرد؟

این منهج اهل سنت و جماعت است که از دارالاسلام (با هر مذهب اسلامی که اداره شود) در برابر هر دارالکفری مهاجمی حمایت کرد، همان کاری که امثال ابن تیمیه و صلاح الدین ایوبی انجام دادند.

اهل سنت و جماعت می دانند که در صورت تضعیف دارالاسلام و تقویت پایگاه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در سرزمینهای اسلامی نه تنها حاکمیتهای اهل بدعتی چون فاطمی ها صدمه می بینند بلکه کل مسلمین، اعم از شیعه و سنی صدمه خواهند دید.

اینجاست که صلاح الدین ایوبی به یاری حکومت شیعیان مصر در برابر کفار محارب نصرانی می شتابد و ابن تیمه هم به یاری حاکمیت بر شام در برابر کفار محارب سکولار مغول می آید، حاکمیتی که ابن تیمیه آنهمه توسط آن اذیت شده بود و در نهایت در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد.

پس تنها مومنین آگاه به منهج اهل سنت و جماعتی که دارای انصاف و عدالت هستند می توانند در برابر چنین حاکمیتهایی بر اساس این حکم الله عمل کنند که می فرماید: ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائدة /۸)

‏ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری و عدالت گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری و عدالت نکنید . دادگری و عدالت کنید که عدالت ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری و تقوا نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . (با اطاعت از دستورات الله از خشم) خدا پرهیز کنید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

با این مقدمه به چند پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران می پردازیم.

ایران در زمان حاکمیت سکولاریستی پهلوی ها یکی از متحدین اصلی صهیونیستها و مهره ی دست نشانده ی آمریکا بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیدیم که نه تنها نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در تهران بسته شد وهیات اسرائیلی بیرون رانده شد بلکه گامی اتخاذ کرد که هیچ کشوری در آن زمان جرات انجام آن را نداشت؛ ایران مقر نمایندگی دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را به سازمان آزادی بخش فلسطین داد تا به عنوان اولین سفارت فلسطین در جهان شناخته شود و پرچم فلسطین در این سفارت برافراشته شد و در آن لحظه مقاومت فلسطین از انزوا و عزلت خارج شد.

ایران علاوه بر آن سفارت آمریکا و لانه ی جاسوسی آن در ایران را تسخیر کرد و گروگانهایی گرفت و نشان داد آن زمان که ایران حامی منافع غربی‌ها بود به پایان رسیده است و هم اکنون ایران بازوی اصلی مقاومت اسلامی در منطقه است.

این اقدام برای فلسطینی انجام شد که در آن هیچ شیعه ای وجود نداشت و همه ی مسلمین آن اهل سنت هستند، به دنبال آن بود که کمکهایی به نفع شیعیان عراق و لبنان و… صورت گرفت.

پس جبهه ی مقاومت اسلامی با بازوی قدرتمند ایران ابتدا به حمایت از اهل سنت فلسطین فرا منطقه ای شد و تاکنون و بعد از ۴۷ سال هنوز و تا همین لحظه (۴بهمن ۱۴۰۴ش) در حال تهدید شدن و پرداخت هزینه و تحمل فشار و جنگهای تحمیلی آمریکا و صهیونیستها به این منظور است.

 زمانی که جنبشهای سکولاریستی چپ و لیبرال ملی گرای عرب به صورت نوبتی خود را به آمریکا و غرب واگذار کردند، دارالاسلام ایران به تنها ریه و راه تنفسی جنبش‌مقاومت فلسطین تبدیل شد.

از مردم مومن و اهل دعوت و جهاد فلسطین بپرسید بزرگترین حامی شما در این سالها چه کسی بوده است؟ قطعا خواهند گفت دارالاسلام ایران.

دارالاسلام ایران بود که تنها در جنگ ۱۲ روزه ی با آمریکا و صهیونیستها نزدیک به یکهزار ایرانی قربانی داد و بزرگترین فرماندهان نظامی خود تا بالاترین سطوح را فدای صداقت خود در این جبهه ی مقاومت اسلامی کرد.

به نظر شما تضعیف نقش ایران در منطقه به نفع مومنین جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین است یا صهیونیستها و آمریکا و صهیونیستهای عربی چون حکام دست نشانده ی بر اردن و مصر و سوریه و امارات متحده عربی و آل سعود و…؟

اینجاست که متوجه می شویم اولین جماعتی که از تضعیف نقش ایران در منطقه ضررمند می شود مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت هستند. بخصوص اهل سنت فلسطین.

ادامه دارد … ان شاء الله

رزمایش‌های هسته‌ای ناتو. لهستان اعلام کرد که در وضعیت جنگی با روسیه است

رزمایش‌های هسته‌ای ناتو. لهستان اعلام کرد که در وضعیت جنگی با روسیه است

به قلم: کارزان شکاک

رئیس دفتر امنیت ملی لهستان، اسلاومیر چکیویچ، اعلام کرد که لهستان در وضعیت درگیری نظامی با روسیه قرار دارد.

این اظهارات در بحبوحه اتهامات علیه مسکو مبنی بر خرابکاری، حوادث پهپادی و حملات سایبری در اروپا مطرح شد.

چکیویچ در مصاحبه‌ای با فایننشال تایمز گفت: “اگر به فضای مجازی نگاه کنید، لهستان اکنون در وضعیت جنگی با روسیه است. دیگر تهدیدی نیست.”

به گفته وی، حملات ترکیبی در کشورهای اتحادیه اروپا – از نفوذ پهپادها به حریم هوایی آنها گرفته تا تلاش برای هک سیستم‌های آب و سایر زیرساخت‌های حیاتی – توسط خرابکارانی انجام شده است که با ارز دیجیتال پرداخت شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: “این روش پرداخت اجازه می‌دهد جریان‌های مالی از سازمان‌های اطلاعاتی پنهان شوند.”

به عنوان مثال، او به یک شبکه مأمور GRU که در سال ۲۰۲۳ کشف شد، اشاره کرد. در آن زمان، بیش از ۱۰ شهروند اوکراینی و بلاروسی در لهستان به اتهام جاسوسی برای روسیه دستگیر شدند.

طبق اعلام آژانس امنیت داخلی این کشور، آنها محموله‌های سلاح به اوکراین را رصد می‌کردند و قصد داشتند تبلیغاتی با هدف بی‌ثبات کردن روابط لهستان و اوکراین انجام دهند.

پس از اعلام لهستان، کشورهای ناتو رزمایش‌های هسته‌ای گسترده‌ای را آغاز کردند.

آخرین دور تنش‌های ژئوپلیتیکی در اروپا و جهان، موضوع پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک (START) را به خط مقدم کشانده است.

کارشناسان ارتباط روشنی بین رزمایش‌های بازدارندگی هسته‌ای گسترده ناتو و مواضع مسکو و واشنگتن در مورد تمدید این پیمان می‌بینند.

رزمایش‌های ناتو: نمایش قدرت

مانورهای سالانه NN که از ۱۳ اکتبر در هلند آغاز شد، برای تمرین سناریوهای بازدارندگی هسته‌ای طراحی شده‌اند. این رزمایش‌ها شامل ۷۱ هواپیما از ۱۴ کشور عضو این ائتلاف، از جمله جنگنده‌های پیشرفته F-۳۵، تورنادو و یوروفایتر است.

مارک روته، دبیرکل ناتو، تأکید کرد که هدف از این رزمایش‌ها، تأیید قابلیت اطمینان و اثربخشی قابلیت‌های هسته‌ای این اتحاد است. رسماً، این رزمایش علیه کشور خاصی نیست. با این حال، جامعه کارشناسان مطمئن است که سیگنال خطاب به مسکو واضح است.

پوتین در واکنش به رزمایش‌های ناتو اظهار داشت که مسکو آماده مذاکره در مورد تمدید پیمان استارت جدید است، اما امتناع ایالات متحده برای روسیه حیاتی نخواهد بود. او تأکید کرد که توسعه و نوسازی جدیدترین سیستم‌های هسته‌ای روسیه طبق برنامه پیش می‌رود و آزمایش‌ها با موفقیت در حال انجام است.

برخی از مفسران معتقدند که پوتین به موشک کروز هسته‌ای بوروستنیک اشاره می‌کند که مسکو ادعا می‌کند می‌تواند به هدفی در برد ۲۰۰۰۰ کیلومتر حمله کند. همچنین ادعا می‌شود که این موشک می‌تواند مانور دهد و مسیر پرواز خود را تغییر دهد و سرنگونی آن را “عملاً غیرممکن” می‌کند.

تحلیل تطبیقی مزایای تمدید پیمان

تحلیل تطبیقی مزایای تمدید پیمان نشان می‌دهد که تمدید برای واشنگتن حیاتی‌تر از مسکو است.

ناتو و ایالات متحده به طور فعال در حال انجام رزمایش‌هایی برای نشان دادن آمادگی هسته‌ای هستند که نشان‌دهنده نگرانی در مورد وضعیت بازدارندگی و لزوم حفظ آن در سطح بالا است.

این امر به ویژه در زمینه افزایش امنیت اروپا، از جمله به دلیل نقض حریم هوایی و استفاده فعال روسیه از موشک‌های دو منظوره در جنگ اوکراین، اهمیت دارد.

با توجه به اظهارات پوتین، روسیه از قبل با سناریوی احتمالی کنار گذاشتن پیمان استارت جدید سازگار شده است. مسکو در حال سرمایه‌گذاری در انواع جدید سلاح‌های هسته‌ای است و صرفاً به چارچوب پیمان موجود متکی نیست. کارشناسان معتقدند که این امر به کرملین آزادی بیشتری در برنامه‌ریزی استراتژیک می‌دهد و وابستگی آن به توافق‌های بین‌المللی را کاهش می‌دهد.

وضعیت رزمایش Steadfast Noon (که از هواپیماهای مدرن قادر به حمل سلاح‌های هسته‌ای استفاده می‌کند) بر تعهد ناتو به حفظ بازدارندگی هسته‌ای تأکید می‌کند.

شکاف در رویکردها: غرب در مقابل روسیه

وضعیت فعلی شکاف در رویکردها را برجسته می‌کند: غرب در تلاش است تا وضع موجود را از طریق سیگنال‌های دیپلماتیک و نظامی حفظ کند.

روسیه نوسازی و استقلال استراتژیک را در اولویت قرار می‌دهد.

بنابراین، تمدید پیمان استارت جدید در درجه اول به نفع غرب است که به یک مکانیسم رسمی برای کنترل و پیش‌بینی‌پذیری در حوزه سلاح‌های استراتژیک نیاز دارد.

برای روسیه، فقدان این پیمان به معنای فروپاشی نیست، بلکه فرصتی برای توسعه سریع‌تر سیستم‌های جدید و افزایش پتانسیل نظامی تهاجمی است.

این تفاوت در رویکردها، عامل تنش دیگری را در روابط با غرب ایجاد می‌کند که به نوبه خود به یک آزمون کلیدی برای امنیت جهانی تبدیل می‌شود.

گاردین: عقب‌نشینی ترامپ از تهدید نظامی علیه گرینلند نشان می‌دهد او فقط زبان زور را می‌فهمد

گاردین: عقب‌نشینی ترامپ از تهدید نظامی علیه گرینلند نشان می‌دهد او فقط زبان زور را می‌فهمد

روزنامه انگلیسی گاردین نوشته است:
پس از آنکه تعدادی از دولت‌های اروپایی اعلام کردند که می‌خواهند در واکنش به تهدیدهای ترامپ در گرینلند مانور نظامی برگزار کنند، او در سخنرانی‌اش در داووس اعلام کرد که دیگر به دنبال تصاحب این جزیره با زور نخواهد بود.

درس این ماجرا برای اروپا واضح است، رهبران اروپا باید بفهمند که حتی قاطعیت آزمایشی آنها بسیار بهتر از چاپلوسی‌ها، عقب‌نشینی‌ها و تسلیمی است که در گذشته برابر ترامپ داشتند. او فقط زبان قدرت و زور را درک می‌کند.

مسکو در لبه پرتگاه: چین و کره شمالی در حال تقسیم شرق دور روسیه هستند

مسکو در لبه پرتگاه: چین و کره شمالی در حال تقسیم شرق دور روسیه هستند

به قلم: کارزان شکاک

در اکتبر ۲۰۲۵، اطلاعات اوکراین (GUR) گزارشی منتشر کرد که می‌توان آن را جنجالی دانست: روسیه که به شدت به حمایت متحدان خود برای ادامه جنگ در اوکراین نیاز دارد، عملاً کنترل شرق دور خود را واگذار می‌کند.

طبق این اطلاعات، مسکو که قادر به سرمایه‌گذاری در توسعه منطقه نیست، در را به روی گسترش اقتصادی، جمعیتی و نیروی کار چین و کره شمالی باز می‌کند.

این فقط یک فرضیه نیست – بلکه یک واقعیت است، جایی که ۴۰٪ از خاک روسیه (تقریباً ۷ میلیون کیلومتر مربع با جمعیت ۷.۹ میلیون نفر) در معرض خطر تبدیل شدن به عرصه‌ای برای جاه‌طلبی‌های خارجی قرار دارد.

مرکز بنیان جهاد علیه سکولاریسم این فرآیند را بر اساس گزارش اصلی و داده‌های تازه از سال ۲۰۲۵ که از منابع آزاد به دست آمده است، تجزیه و تحلیل کرد. با رکود اقتصاد روسیه تحت تحریم‌ها و جنگ که منابع را تحلیل می‌برد، خاور دور روسیه نه به یک منطقه پیرامونی، بلکه به میدان نبردی برای نفوذ تبدیل می‌شود.

چنگ اقتصادی چین: از تجارت تا وابستگی

چین مدت‌هاست که خاور دور روسیه را امتداد طبیعی منچوری «خالی» خود می‌داند، جایی که بحران جمعیتی و کمبود منابع، پکن را به سمت توسعه سوق می‌دهد.

پیش‌بینی می‌شود سرمایه‌گذاری چین در این منطقه تا سال ۲۰۲۵ به ۱ تریلیون روبل برسد، اما این سرمایه‌گذاری عمدتاً به شکل معاملات تجاری است نه پروژه‌های زیرساختی عظیم.

به گفته ویکتور کلاشینکف، سناتور منطقه خاباروفسک، گردش مالی تجارت بین روسیه و چین در سال ۲۰۲۴، ۵.۵ میلیون تن و در نیمه اول سال ۲۰۲۵، ۳۶ درصد افزایش یافته است.

چین در حال حاضر دو سوم از کل سرمایه‌گذاری خارجی در خاور دور روسیه را به خود اختصاص داده است که بر انرژی و کشاورزی متمرکز است و این منطقه را به منابع چین وابسته می‌کند.

اما فقط پول نیست – بلکه «چینی‌سازی» است، اصطلاحی که به طور فزاینده‌ای در رسانه‌های روسی و غربی شنیده می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۲۵، بنیاد ساراتوگا کاهش شدید تجارت روسیه و چین را در مقایسه با اوج آن در سال‌های ۲۰۲۲-۲۰۲۴ مشاهده کرد، اما این امر نفوذ پکن را تضعیف نکرده است؛ برعکس، به دلیل مهاجرت افزایش یافته است.

ده‌ها هزار کارگر و تاجر چینی در مناطق مرزی مستقر شده‌اند و مناطقی را تشکیل داده‌اند که روس‌ها به سختی در اقتصاد آن مشارکت دارند.

تخمین زده می‌شود که تا ۲ میلیون چینی از ولادی وستوک تا اورال زندگی می‌کنند و تعداد آنها به لطف مناطق توسعه اولویت‌دار (PDA) و سفر بدون ویزا در حال افزایش است.

مفسران با استناد به تحلیل اخیر United24 Media خاطرنشان می‌کنند: «چین و کره شمالی به آرامی در حال تصرف خاور دور روسیه هستند».

از نظر تحلیلی، این شبیه «قدرت نرم» کلاسیک به نظر می‌رسد: پکن مشکلات داخلی خود – کاهش جمعیت در منچوری و کمبود مواد اولیه – را با هزینه روسیه حل می‌کند، که در ازای آن وام و کالا دریافت می‌کند.

اما هزینه آن بالاست: طبق ایده‌های انگلسبرگ، خاور دور روسیه با وجود تزریق‌های دولتی، از کاهش جمعیت، بازده ضعیف سرمایه‌گذاری و وابستگی فزاینده به چین رنج می‌برد.

در درازمدت، این می‌تواند منجر به از دست دادن نه تنها کنترل اقتصادی، بلکه کنترل سیاسی مسکو شود و منطقه را به «پایگاه مرزی چین» تبدیل کند.

«ارتش کارگری» کره شمالی: از نیروی ارزان تا ریسک استراتژیک

به موازات چین، مسکو برای «نیروی کار ارزان» به کره شمالی روی آورده است تا شکاف‌های ناشی از بسیج و مهاجرت را پر کند. در طول سال گذشته، بیش از ۱۵۰۰۰ کارگر کره شمالی رسماً به خاور دور روسیه رسیده‌اند، اما برآوردهای غیررسمی این تعداد را تا ۵۰۰۰۰ نفر تخمین زده‌اند.

شرکت‌های روسی درخواست ۱۵۰ هزار قرارداد دیگر کرده‌اند، در حالی که پیونگ‌یانگ سالانه تا ۵۰۰ میلیون دلار درآمد دارد و به کارگران حقوق ناچیزی می‌دهد.

در ژوئن ۲۰۲۵، کرملین رسماً اعزام ۵۰۰۰ کره شمالی را برای بازسازی مناطق جنگ‌زده هم‌مرز با اوکراین تأیید کرد.

تحقیقات جدید از سال ۲۰۲۵ تصویر تیره‌ای را ترسیم می‌کند: در ماه اوت، بی‌بی‌سی از کار کردن کره شمالی‌ها «مانند برده» در سایت‌های ساختمانی روسیه خبر داد، جایی که جنگ در اوکراین بازار کار را ویران کرده است.

ان‌کی نیوز در ماه سپتامبر این شرایط را «برده‌وار» توصیف کرد که با تحریم‌هایی که کره شمالی‌ها را استثمارگرتر کرده، تشدید شده است.

علاوه بر این، طبق گزارش کیودو نیوز، برخی از این کارگران در حال پیوستن به ارتش روسیه هستند و صدها نفر از آنها قبلاً به جبهه اعزام شده‌اند.

مفسران خاطرنشان می‌کنند که کره شمالی از روسیه برای اهداف خود استفاده می‌کند، سلاح و نیرو می‌فرستد و بر نقش پیونگ‌یانگ در «کار کثیف» مسکو تأکید می‌کند.

این فقط مهاجرت نیروی کار نیست: کره شمالی با بیکاری و کمبود ارز خارجی دست و پنجه نرم می‌کند، در حالی که روسیه با کمبود نیروی کار دست و پنجه نرم می‌کند. اما خطرات بسیار زیاد است. موسسه سجونگ تخمین می‌زند که تعداد کره شمالی‌ها در مرز اوکراین تا اواسط سال ۲۰۲۵ به ۱۵۰۰۰ نفر افزایش یابد و برنامه‌هایی برای ۶۰۰۰ نفر دیگر نیز وجود دارد.

در مثلث روسیه-چین-کره شمالی، مسکو در حال تبدیل شدن به شریک کوچکتر است: همانطور که آسیا تایمز می‌نویسد، پکن از انرژی ارزان روسیه و کره شمالی باثبات سود می‌برد، اما از اتحاد رسمی برای جلوگیری از تحریک واشنگتن اجتناب می‌کند.

موسسه تحقیقات سیاست خارجی در ماه مارس هشدار داد که همکاری عمیق روسیه با پیونگ یانگ می‌تواند منافع مسکو و پکن را در شرق آسیا تضعیف کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی: تضاد منافع و فروپاشی یک امپراتوری

فشار دوگانه از سوی چین و کره شمالی ترکیبی انفجاری ایجاد می‌کند. هر دو غول هسته‌ای در حال تقویت مواضع خود در خاک روسیه هستند: پکن از طریق اقتصاد، پیونگ یانگ از طریق نیروی کار خود. تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در درازمدت، این می‌تواند باعث ایجاد تضاد منافع بین «شرکا» شود.

برای روسیه، این نه تنها از دست دادن ۴۰ درصد از خاک خود، بلکه یک شکست استراتژیک نیز هست: جنگ در اوکراین وابستگی آن به آسیا را افزایش داده و خاور دور را به پاشنه آشیل خود تبدیل کرده است.

روسیه اکنون «شریک کوچک» چین است و به کمک کره شمالی، یکی از فقیرترین کشورهای جهان، نیاز دارد.

این یک زنگ خطر برای امنیت جهانی است. در ماه اکتبر، CSIS از سرگیری دیپلماسی چین و کره شمالی را تجزیه و تحلیل کرد: سفر لی کیانگ به پیونگ یانگ در سال ۲۰۲۵ نه تنها نمادی از یک آیین، بلکه نمادی از یک آشتی واقعی است که می‌تواند آسیا را بی‌ثبات کند.

روسیه نیز به نوبه خود، نه تنها قلمرو خود، بلکه حاکمیت خود را نیز به خطر می‌اندازد – گزارش‌های GIS در سال ۲۰۲۴ هشدار داده بودند که حضور چین در خاور دور، اروپا را بیش از آسیا تحت تأثیر قرار خواهد داد.

روسیه نه تنها با تحریم‌ها، بلکه با بخش‌هایی از خاک خود، هزینه جنگ با اوکراین را می‌پردازد. در حالی که کرملین به «محور شرق» خود چسبیده است، چین و کره شمالی به طور روشمند نقشه نفوذ خود را از نو ترسیم می‌کنند.

برای مسکو، تنها راه خروج، سرمایه‌گذاری در خود منطقه است، اما جنگ و فساد این آرمان‌شهر را به یک آرمان‌شهر تبدیل می‌کند. در نهایت، خاور دور می‌تواند نه به پلی به آسیا، بلکه به گورستان امپراتوری روسیه تبدیل شود.

آمریکا و غرب و صهیونیستها مزدوران پ.ک.ک را در سوریه واگذار کردند و مرشد غزنوی مشوق اغتشاشات دی ماه ایران هم به جای الله و مومنین از اسرائیل کمک می خواهد

آمریکا و غرب و صهیونیستها مزدوران پ.ک.ک را در سوریه واگذار کردند و مرشد غزنوی مشوق اغتشاشات دی ماه ایران هم به جای الله و مومنین از اسرائیل کمک می خواهد

به قلم: ابوخالد کُردستانی

تام باراک نماینده‌ی ویژه آمریکا در سوریه (یا در واقع حاکم اصلی سوریه) جهت توجیه واگذاری مزدوران مرتد پ.ک.ک به جولانی چنین استدلال می کند که:

  • دوره انتقالی به رهبری رئیس‌جمهور احمد الشرع، بزرگ‌ترین فرصت برای کُردهاست تا به حقوق کامل شهروندی و حمایت فرهنگی‌ دست یابند که دهه‌ها از آن محروم بوده‌اند. (یعنی در دوره حاکمیت چند ساله ی مرتدین پ.ک.ک در سوریه کُردها حقوق کامل شهروندی و حمایت فرهنگی نداشتند چه رسد به سالها قبل و در حاکمیتهای حافظ و بشار سکولار بعثی)
  • حضور آمریکا صرفاً به مبارزه با «داعش» مربوط می‌شد و اکنون با وجود یک دولت مرکزی کارآمد در دمشق (عضو نودم ائتلاف بین‌المللی)، دیگر توجیهی برای ادامه نقش مستقل شبه‌نظامیان «پ‌ی‌د/قسد» وجود ندارد. ( یعنی مرتدین پ.ک.ک به این منظور مورد حمایت قرار گرفتند الان مزدور بهتری اومده و دیگر نیازی به شماها نیست)
  • ایالات متحده به‌طور فعال در حال تسهیل واگذاری مسئولیت‌های امنیتی به دمشق است؛ از جمله کنترل میادین نفتی، سدها، گذرگاه‌ها و زندان‌ها و اردوگاه‌های وابسته به سازمان «داعش».
  • واشنگتن هیچ منفعتی در حضور نظامی بلندمدت ندارد و از گزینه‌های جدایی‌طلبانه یا فدرالیسم حمایت نمی‌کند، بلکه پشتیبان وحدت ملی سوریه است.
  • هدف اولیه قسد به‌عنوان نیروی اصلی مبارزه با «داعش» در میدان، به پایان رسیده است.

هم اکنون و به سفارش آمریکا فعلا مرتدین پ.ک.ک در عین العرب (کوبانی) رها شده اند و قرار است در حسکه هم همچون گروه الهجری در السویداء در اداراتی استخدام شوند و یا پلیس محلی از آنها باشد.

این هم سرانجام مزدوری و خیانت به دین و ملت و وطن .

از قاضی محمد که توسط شوروی های کمونیست مورد استفاده قرار گرفت و بعد به رضا شاه پهلوی واگذار شد تا کنون که پ.ک.ک در سوریه توسط آمریکا ی لیبرال واگذار شدند روش برخورد اربابان با مزدوران یکسان بوده است: بعد  از اتمام کار، دستمال توالتها را دور ریخته اند.

هم اکنون هم این مرتدین سکولار در حال قتل عام فله ای عربها و کُردهای مخالف خود هستند، این خائنین انتظار داشتند بعد از اینهمه مزدوری و جنایت، مردم مسلمان از آنها در برابر حملات مزدوران جولانی حمایت کنند، آنهم زمانی که ارباب اصلی پ.ک.ک یعنی آمریکا و صهیونیستها مزدورانشان را رها کرده اند.

 جالب است بدانید که شیخ مرشد غزنوی در ابتدای اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش ایران از رهبران احزاب مختلف سکولار کمونیست و دموکراتی چون حزب دمکرات، کومله، پژاک، پاک و سازمان خبات و… در میان کُردهای ایران می خواهد با الگوگیری از کُردهای سوریه با هم متحد شوند و در اغتشاشات ایران هم مسیر با سایر آشوب طلبان شوند، چون آمریکا و صهیونیستها رسماً از این اغتشاشگران حمایت کرده اند و اهل سنت ایران با این اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها هم مسیر نشده اند، آمریکا و صهیونیستها سعی داشتند از کانال خائنینی چون شیخ مرشد و با شعارهای قومیت گرایانه، کُردهای اهل سنت ایران را در مسیر نقشه های آمریکا و صهیونیستها قرار دهند؛ اما موفق نشدند.

این دعوت شیخ مرشد روخوانی و ترجمه ی پیام ترامپ و رئیس موساد اسرائیل به اغتشاشگران سکولار داخل ایران بود اما با دیپلماسی کُردها و برای کُردهای اهل سنتی که در دام این اغتشاشگران نیافتاده اند.

شیخ مرشد مفتی پ.ک.ک به این شکل آشکارا در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفت و به ایران خیانت کرد؛ هم اکنون هم که مورد حمله ی مزدوران جولانی هستند و آمریکائی ها اعلام می کنند ۷۰۰ نفر از رهبران و فرماندهان و اعضای وفادار نیروهای قسد (پ.ک.ک در سوریه) به خودش را به خارج از سوریه و بخصوص به عراق منتقل کرده و یا عده یا به قندیل برگشته اند،مرشد الغزنوي مفتي” قسد وpkk   می گوید:

” از اسرائیل می خواهیم که کمکان کند … تا کی ما قربانی برای مسلمین و غزه و فلسطین باقی بمانیم؟ اگر وطنم از دستم برود، لعنت بر وطن دیگران و…”

این حقیقت و کینه ی مرتدین و منافقین آشکار شده است که بیانش می کنند و آنچه در سینه هایشان است بزرگتر است.

البته این را نیز بدانید همچنانکه آمریکا و اسرائیل قبلاً کُردهای سکولار و خائن عراق را رها کردند و به دنبال آن این کُردها را برای بار اول در برابر ترکیه رها کردند اینبار نیز آنها را در برابر جولانی و باندش رها می کنند.

یعنی : هرگز در تاریخ دیده نشده که صهیونیستها به دفاع از قومی خائن به دین و ملت که آنها قربانی کرده اند مداخله کنند، اغتشاشگران هرزه ی ایرانی هم منتظر نباشند.

از فروش و ترور هدفمند مرتدین پ.ک.ک توسط آمریکا و غرب سکولار در سوریه تا فتوای قتل عام و سرکوب آنها

از فروش و ترور هدفمند مرتدین پ.ک.ک توسط آمریکا و غرب سکولار در سوریه تا فتوای قتل عام و سرکوب آنها

به قلم: ابوخالد کردستانی

اصلا نیازی نیست به مرور کردن سرانجام خائنین به مردم  و وطن در تمام دنیا، حالا چه رسد به خائنینی که علاوه بر خیانت به وطن و مردم به دین هم خیانت کرده اند.

فقط به سرانجام خائنین در ویتنام یا سرانجام آنها در افغانستان و یا به صورت موردی به سرانجام آنها در کردستان ایران و عراق و سوریه و ترکیه نگاه کنید. همه مثل دستمال توالت بعد از استفاده دور ریخته شدند، اما زوزه های آنها بعد از دور ریخته شدن هم جالب است، چون این انسانهای پست بی شرف حتی یکبار هم دست به خود انتقادی نمی زنند و تنها دنبال مقصر نشان دادن کارفرمایان خود می گردند که اینها را به عنوان مزدور در ضربه زدن به دین و ملت و وطنشان به کار گرفته اند.

هم اکنون که تحالف تحت پرچم آمریکا از آسمان و مزدوران جولانی هم از زمین و فتوا فروشان هم در جنگ روانی و تبلیغی بر علیه مرتدین پ.ک.ک در سوریه همصدا شده اند یکی از حامیان آنها می گوید:   

«اگر این روند ادامه یابد، به خدا قسم، داعش ظرف دو سال به فرانسه و آلمان خواهد رسید.به جای اینکه (از سوی غرب) کمک شویم، همانطور که امروز می‌بینید، رها شدیم. شما خائن هستید، همانطور که اعراب خائن هستند.کردها ۱۴ سال علیه داعش جنگیدند و هر سال ۱۰۰۰ جنگجو را قربانی کردند که در مجموع ۱۴۰۰۰ نفر می‌شود.»

ای مزدور خائن شماها مرتدین و پست ترین موجودات میان کوردهای مسلمان هستید و حق ندارید خود را نماینده ی کورد بنامید و این جنگ هم ربطی به کورد و عرب ندارد بلکه جنگ خائنین و مزدوران میان کورد و عرب است که توسط ارباب مشترک آنها یعنی آمریکا مدیریت می شود.

البته آمریکا تنها این مزدوران میان کوردها را برای مزدوران میان عربها رها نکرد بلکه «سيبان حمو» را نیز در بمباران ائتلاف بین المللی به قتل رساند. «سيبان حمو» فرمانده کل یگان‌های مدافع خلق (YPG) و از اعضای فرماندهی کل قسد (مزدوران پ.ک.ک در سوریه) بود، که مخالف توافق و مذاکره با دولت سوریه بود.

اینهم مزد آنهمه به درک رفته ای است که برای اهداف آمریکا داده اید ای خائنین مرتد.

البته پس از توافق آتش‌بس محدودی که برقرار شد،مرتدین سکولار قسد در استان حسکه دست به انتقام‌گیری از قبایل و مردم کورد و عرب منطقه زده‌اند؛ شمار زیادی از شهروندان کشته شده و اموالشان به آتش کشیده می‌شود.

ما جولانی را مرتد می دانیم همچنانکه پ.ک.ک را مرتد می دانیم اما به صورت کلی باید گفت آتش‌بس و امان دادن به کسانی که سابقه غدر و خیانت دارند، نه تضمین امنیت است و نه حافظ جان مردم، بلکه فرصتی برای تسویه‌حساب و جنایت بیشتر علیه غیرنظامیان خواهد بود.

به هر حال، بخش رسانه ای و تبلیغی جبهه ی آمریکایی – صهیونی – جولانی هم علیه این مرتدین فعال شد و شیخ عبدالرزاق مهدی جهت بسیج عمومی جوانان اعلام کرد:

«به میدان‌های حسکه بروید تا کشتارهای قسد علیه مردم آنجا را متوقف کنید.ای مردان، پیش‌قدم شوید برای درهم‌کوبیدن دشمنان خدا؛ باندهای قندیل و همراهانشان از بقایای بشار. آنان محله‌های عرب‌نشین حسکه را محاصره کرده و کشتار، ذبح و آوارگی را آغاز کرده‌اند. ای مردانِ عشایر و قبایل و سربازان ارتش سوریه، فوراً حرکت کنید تا زنان، کودکان و دختران را از تجاوز نجات دهید.

بشتابید ای قهرمانان، به سوی بهشتی که پهنایش آسمان‌ها و زمین است.

خداوند متعال می‌فرماید: «بی‌گمان خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خریده است، به این بها که بهشت از آنِ آنان باشد.»

و پیامبرتان صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «و بدانید که بهشت زیر سایه شمشیرهاست» (متفقٌ‌علیه).

بشتابید، بشتابید ای مردان خدا»

نگاه کردید چه شد؟

هم آمریکا (یعنی تمام غرب سکولار و شرکای جهانی و منطقه ای آمریکا) ، هم جولانی هم علمای درباری، و مهمتر از همه، مردم محلی که سالهاست شاهد خیانت و جنایات این مزدوران بوده اند جهت سرکوب مرتدین و مزدوران پ.ک.ک با هم «هم جبهه ای» شده اند.

این سرانجام هر خائنی در تمام دنیاست، سرانجام خائنین ایرانی هم هست که دل به آمریکا و صهیونیستها خوش کرده اند و در برابر دین و ملت و مردم خود ایستاده اند و به خاطر وعده های ترامپ و صهیونیستها آنهمه مسجد و قرآن به آتش کشیدند و خون آنهمه انسان فریب خورده و مردم عادی را هدر دادند و حالا توسط همین اربابان رها شده اند تا توسط مردم خود مجازات شوند.

تهدید تشدید تنش: اروپا هواپیمای روسی را سرنگون خواهد کرد. قدم بعدی چیست؟ (۲)

تهدید تشدید تنش: اروپا هواپیمای روسی را سرنگون خواهد کرد. قدم بعدی چیست؟ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

آمادگی اروپا: بیداری یا توهم؟

جنگ در اوکراین به عاملی برای «تجدید تسلیحات» اروپا تبدیل شده است. از سال ۲۰۲۲، اتحادیه اروپا ۱۹ بسته تحریمی علیه روسیه تصویب کرده است و هزینه‌های کلی دفاعی ۲۰ درصد افزایش یافته و به طور متوسط به ۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی در سراسر این اتحاد رسیده است.

رهبران اتحادیه اروپا در اجلاس بروکسل در ۲ اکتبر تأکید کردند: «تقویت دفاع اولویت شماره یک است.» آلمان به پلیس اجازه داده است تا پهپادها را سرنگون کند، لیتوانی در حال آماده‌سازی سناریوهای حمله در ۴ تا ۵ سال آینده است و ناتو همکاری با اتحادیه اروپا را در زمینه لجستیک و امنیت سایبری گسترش داده است.

اما شکاف‌ها آشکار هستند. طبق گزارش IISS، ارتش‌های اروپایی از کمبود مهمات، پرسنل و سیستم‌های دفاع هوایی یکپارچه رنج می‌برند – درس‌های اوکراین نادیده گرفته می‌شوند. فرانسه و آلمان روی پروژه‌های «معتبر» مانند FCAS هزینه می‌کنند، اما دفاع زمینی از جناح شرقی را نادیده می‌گیرند.

گزارش‌های محرمانه کمیسیون اروپا از «راهپیمایی خواب‌آلود خطر» صحبت می‌کنند: حمایت دفاعی با وجود هشدارها در مورد بسیج روسیه در حال کاهش است.

اوکراین، با دریافت ۱۰۰ میلیارد یورو از اتحادیه اروپا، همچنان «سپر اروپا» است، اما بدون تأمین بلندمدت F-16 و ATACMS، کیف در معرض خطر فروپاشی قرار دارد و خط مقدم به غرب منتقل خواهد شد.

کارشناسان بنیاد کارنگی به «پارادوکس تشدید» اشاره می‌کنند: روسیه برای تضعیف وحدت ناتو تحریک می‌کند، در حالی که اروپا به طور پراکنده پاسخ می‌دهد. اگر ترامپ کمک‌ها را قطع کند، برلین و پاریس مجبور خواهند شد بار این بار را به دوش بکشند – اما بدون چتر هسته‌ای واشنگتن، این خطرناک است.

اوکراین به عنوان یک آینه: درس‌هایی برای قاره

جنگ روسیه و اوکراین یک درگیری فرعی نیست، بلکه یک درگیری نظامی اروپایی است. از سال ۲۰۲۲، این جنگ جان ۵۰۰۰۰۰ نفر را گرفته و ۱ تریلیون یورو هزینه داشته است، اما نشان داده است که ارتش روسیه در برابر حملات نامتقارن آسیب‌پذیر است، که کرملین آن را با ترور جبران می‌کند.

تشدید تنش در حریم هوایی اروپا یک سیگنال است: مسکو با آزمایش اراده غرب، توجه را از شکست‌های خود در دونباس منحرف می‌کند. به گفته کیف ایندیپندنت، اگر پوتین ۳۰۰۰۰۰ سرباز دیگر را بسیج کند، خطر یک “جنگ بزرگ” به ویژه برای کشورهای بالتیک و لهستان به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت.

اروپا باید درس‌های خود را بیاموزد: در پهپادها، پدافند هوایی و نیروهای ذخیره سرمایه‌گذاری کند. قطعنامه پارلمان اروپا گامی به جلو است، اما بدون یک دکترین واحد از “خطوط قرمز”، بی‌فایده است.

وقت آن است که قبل از اینکه خیلی دیر شود، اقدام کنیم.

اروپا در آستانه ایستاده است: از «جنگ هیبریدی» تا تهدید نظامی آشکار، تنها یک گام اشتباه است. قطعنامه پارلمان اروپا و بحث‌های ناتو، بیداری را نشان می‌دهد، اما محافظه‌کاری «اروپای قدیم» خطر تضعیف وحدت را به همراه دارد.

منابع در بروکسل به طور خصوصی اعتراف می‌کنند: «ما در حال حاضر در جنگ هستیم، آمریکا فقط متوجه آن نشده است.»

به گفته هوشیارترین کارشناسان، اروپا برای مقابله با تجاوز روسیه، نه به حرف، بلکه به فولاد نیاز دارد: ۵۰۰ میلیارد یورو برای دفاع تا سال ۲۰۳۰، رزمایش‌های مشترک و «خطوط قرمز» واقعی، نه ساختگی. در سایه آتش اوکراین، اروپا نمی‌تواند توهمات را تحمل کند – در غیر این صورت، ضربه بعدی نه از آسمان، بلکه از زمین خواهد بود.

سخنان امروز ۱بهمن ۱۴۰۴ ترامپ در داووس و هدف از جنگش با ایران هم تو را بیدار نکرد؟

سخنان امروز ۱بهمن ۱۴۰۴ ترامپ در داووس و هدف از جنگش با ایران هم تو را بیدار نکرد؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

سید قطب تقبله الله که دوشنبه ۷شهریور ۱۳۴۵ش (۲۹ آگوست ۱۹۶۶ن) توسط مرتدین سکولار حاکم بر مصر اعدام شد، مومنی آکادمیک و آگاه به امور روز دنیا بود و زمانی که در آمریکا به سر می برد و از نزدیک آمریکا و واکنش آن در برابر مومنین اهل دعوت و جهاد را دید به جریان مبارک دعوت و جهاد ملحق شد.

سید قطب تقبله الله در زمانی زندگی می کرد که هنوز حکومت کمونیستی شوروی وجود داشت و انقلابات کمونیستی و سوسیالیستی و حاکمیتها و احزاب ارتدادی چپ و کمونیست در اکثریت مطلق سرزمینهای اسلامی وجود داشتند و مد روز شده بودند و دیکتاتوری پرولتاریایی خود را در شکل بومی آن بر مردم تحمیل می کردند و آمریکا هم در برابر، ندای آزادی و برابری و دموکراسی سرمی داد، سید قطب تقبله گفت «آمریکا شیطان بزرگ» است.  

این عبارت نشان از شناخت دقیق در دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان است. به دنبال آن، الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله هم که در دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ش (۲می ۲۰۱۱ن) در جریان جنگ با کفار محارب و اشغالگر آمریکایی وطی عملیاتی استشهادی به شهادت رسید – نحسبه کذالک و الله حسیبه – آمریکا را «سر افعی» معرفی کرد و گفت باید بر آمریکا به عنوان دشمن اصلی تمرکز کرد.

این منهج اهل دعوت و جهاد در دشمن شناس و درجه بندی شرعی دشمنان در تمام سرزمینهایی بوده که در اشغال آمریکا و شرکای آمریکا بوده است.

از اندونزی و مالزی تا مراکش و الجزایر تا یمن و سومالی و غزه و فلسطین و تمام سرزمینهای اسلامی بین این سرزمینها، آمریکا «شیطان بزرگ» و «سرافعی» و دشمن اصلی است که باید بر آن تمرکز کرد و از هر گونه جنگ انحرافی دوری کرد.

به دنبال آن، ایران بر اساس تمام مذاهب اسلامی دارالاسلامی است که از آن باید در برابر تمام کفار حمایت کرد. در این زمینه غیر از مراجعه به فقه منهجی اسلامی فقط کافی است به فتوا و سخنرانی ماموستا کریکار رهبر سابق امارت اسلامی هورامان غربی (انصارالاسلام) نگاه کرد که اعلام می کند در جنگ بین ایران با آمریکا و هر کافری باید بدون شک و تردید از ایران دفاع کرد.

بعد از این توضیحات، بیایید نگاه کنیم هدف آمریکا از جنگ با دارالاسلام ایران چیست؟

ترامپ امروز ۱ بهمن ۱۴۰۴ش در در مجمع جهانی اقتصاد داووس گفت:

«ایران زورگوی خاورمیانه بود، اما دیگر نمی‌تواند زورگویی کند؛ کشورهایی مثل عربستان، امارات و قطر حالا بدون ترس می‌توانند تصمیم بگیرند، هنوز یک «آتش کوچک» در منطقه وجود دارد، اما امروز در خاورمیانه صلح داریم؛ اگر ایران را بمباران نمی‌کردیم، هیچ‌وقت به این نقطه نمی‌رسیدیم. حملات ما با بمب‌های سنگین و موشک‌های تاماهاک شلیک‌شده از زیردریایی، سایت‌های ایران را در عمق نابود کرد؛ این عملیات خارق‌العاده بود.اگر جلوی ایران را نمی‌گرفتیم، ظرف دو ماه به سلاح هسته‌ای می‌رسید و هیچ کشوری در خاورمیانه جرأت امضای توافق نداشت.»

دقت کردید؟

آیا برای اهل بصیرت و عقل شک و شبهه ای مانده است که دلیل جنگ آمریکا با دارالاسلام ایران چیست تا بداند چرا باید از دارالاسلام ایران در برابر آمریکا و شرکای جهانی و مرتدین همسو با آن حمایت کرد؟