اتهام افراط گرائی  برای بومیان چچن و داغستان و بسیج اجباری در چچن

اتهام افراط گرائی  برای بومیان چچن و داغستان و بسیج اجباری در چچن

به قلم: کارزان شکاک

دقت داشته باشید، برای کفار محارب سکولار هر کسی که دارای تفکرات توحیدی خالص باشد در هر صورت یک تروریست است که باید به آن رسیدگی شود، همچنین هرگونه مخالفت با قوانین سکولاریستی آنها در هر اندازه ای که باشد باز دشمنی با حاکمیت و نظم اجتماعی و آزادی های مدنی و… محسوب می شود.                                                                                                                                    

ارسلان تاوشف، اهل چچن، به ۲۳ سال زندان و رسول کوشمانبتوف، اهل داغستان، به ۲۴ سال زندان محکوم شدند. آنها متهم به جنگیدن در چچن در دهه ۲۰۰۰ به عنوان بخشی از “گردان نوگای” علیه نیروهای اشغالگر روسیه بودند.

سه نفر از ساکنان روستای گوبدن داغستان به شرکت در یک به اصطلاح “جامعه افراطی” متهم شدند. کمیته تحقیقات روسیه پرونده‌ای علیه “گشت شریعت” که “به ساکنان فشار می‌آورد” تشکیل داد. اما خود داغستانی‌ها می‌گویند که این مردان جوان صرفاً به دلیل صحبت علیه الکل و مواد مخدر مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.

گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از چچن منتشر می‌شود. حملات برای بسیج اجباری جوانان برای کشتار در اوکراین در سراسر چچن بیشتر شده است. حتی دانش‌آموزان نیز بسیج می‌شوند. گزارش‌هایی از بازداشت مردان جوان در ایست‌های بازرسی پلیس راهنمایی و رانندگی و در خیابان‌های مناطق پرجمعیت وجود دارد.

در همین حال، سهمیه‌بندی سوخت در مناطق اشغالی قفقاز شمالی در حال اجرا است. در داغستان، محدودیت ۲۰ لیتر بنزین و ۵۰ لیتر سوخت دیزل برای هر نفر است. در چچن، این محدودیت کمی بیشتر است، اما کمبود عرضه در پمپ بنزین‌های روس‌نفت گزارش شده است. محدودیت‌هایی نیز در مناطق دیگر، از جمله اینگوشتیا، آدیغه و اوستیای شمالی اعمال می‌شود.

دست نشاندن قفقاز شمالی  با چنین وضعیتی که برای شهروندان خود به وجود آورده اند هر گاه احساس کنند حرکتی اصلاحی به نفع مومنین و قوانین شریعت الله در جریان است با شدیدترین روش ممکن با آن مقابله می کنند.

سکولار مرتد چچنی و قفقازی و کُرد و تُرک و عرب و فارس و … هیچ فرقی با هم ندارند همگی یک نجاست هستند همچنانکه الله تعالی آنها را نجس نامیده و می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، محققا بدانید که سکولاریستها نجس و پلیدند.

(مشرکین در معنی شرعی آن و ادبیات قرآنی معادل سکولاریستهاست و مشرک در معنی شرعی آن یعنی سکولار. )

دارالکفر سکولار لیتوانی یک مجاهد سابق چچنی را جهت شکنجه و مرگ به دارالکفر سکولار روسیه تحویل داد

دارالکفر سکولار لیتوانی یک مجاهد سابق چچنی را جهت شکنجه و مرگ به دارالکفر سکولار روسیه تحویل داد

گزارش‌هایی از لیتوانی مبنی بر تحویل بسلان استمیروف، اهل چچن، به روسیه منتشر شد. او در نبرد علیه اشغالگران روسی در چچن شرکت داشته است. او بیش از ۲۰ سال در لیتوانی زندگی کرده است. در سال ۲۰۱۸، در آن کشور به او پناهندگی سیاسی اعطا شد.

با وجود این، در جریان بازدید منظم او از وزارت امور داخلی برای تمدید مجوز اقامتش، او بازداشت و تقریباً بلافاصله به روسیه تبعید شد، در حالی که مقامات لیتوانی قبلاً رسماً اعلام کرده بودند که بومیان چچن را به روسیه تبعید یا مسترد نمی‌کنند.

۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۲)

۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۲)

به قلم: کارزان شکاک

به یاد داشته باشیم که در جریان حمله مجاهدین، کفار به کمک نیروهای دست نشانده محلی نیامدند. این موضوع در آن زمان توسط خود مرتدان اینگوش علناً اعلام شد و روزنامه ورمیا نووستی به آن استناد کرد.

همانطور که یک مقام عالی رتبه ناشناس از دولت دست نشانده به روزنامه شکایت کرد، واحدهای کفار روسی تنها دو ساعت پس از عزیمت واحدهای مجاهدین به منطقه درگیری رسیدند.

او به روزنامه گفت: “تماس تلفنی با هیچ یک از نیروهای فدرال در شب غیرممکن بود. آنها به سادگی پاسخ ندادند.”

به گفته این مقام، آنها موفق به برقراری ارتباط شدند، اما وقتی درخواست کمک کردند، گفتند که نمی‌توانند جان خود را به خطر بیندازند.

ذخایر نیروهای مرتد توسط مجاهدین در محل‌های خود مسدود شده بود. به گفته این روزنامه، ساکنان نازران از قبل گزارش می‌دادند که آمار رسمی تلفات مرتدان بسیار کمتر از حد واقعی است.

انجمن دوستی روسیه و چچن، صحنه‌ای تکان دهنده از آن شب را گزارش کرد.

حسن مامیلوف، مدیر فروشگاه «قرن بیست و یکم» واقع در خیابان بازورکینا در شهر نازران، جمهوری اینگوشتیا، شب را در مغازه‌اش گذراند. او به خبرنگار مرکز اطلاعات انجمن دوستی روسیه و چچن در مورد صحنه‌های نبرد شبانه‌ای که شاهد آن بوده، گفت.

به گفته مامیلوف، او از زمان شروع تیراندازی شدید در خیابان‌های شهر، مغازه‌اش را ترک نکرده بود. پس از مدتی، او دو نفربر زرهی متعلق به نیروهای اشغالگر را دید که در خیابان در حال حرکت بودند. آنها زیر آتش شدید یک انبار غله در نزدیکی بودند. ابتدا، یکی از نفربرهای زرهی توسط یک نارنجک‌انداز مورد اصابت قرار گرفت. سه کافر (که یکی از آنها آتش گرفته بود) که از آن بیرون پریدند، توسط آتش خودکار کشته شدند. سپس، نزدیک‌تر به مغازه، نفربر زرهی دوم مورد اصابت قرار گرفت.

سربازان داخل و روی زره آن نیز تحت آتش شدید قرار گرفتند – برخی بلافاصله کشته یا زخمی شدند، برخی دیگر به سمت مغازه دویدند، حتی تلاشی برای کمک به رفقای خود که در جاده افتاده بودند، نکردند.

حسن از ترس اینکه مجاهدین به مغازه‌اش آتش بگشایند، با ترس و لرز سعی کرد اعتراض کند. با این حال، کفار وحشت‌زده او را کنار زدند و به تجارتخانه پناه بردند. آنها و صاحب مغازه تا سپیده دم آنجا ماندند. تنها با فرا رسیدن صبح جرات کردند بیرون بروند، اما هنوز از بیرون رفتن می‌ترسیدند. آنها به حسن دستور دادند: «بروید و اجساد را بکشید، آخرش شما قفقازی‌ها از گلوله نمی‌ترسید.»

حسن به کفار روسی گفت که مجاهدین مدت‌هاست رفته‌اند و آنها بالاخره می‌توانند مغازه‌اش را ترک کنند. اما سربازان بلافاصله حرف او را باور نکردند و تصمیم گرفتند حداقل نیم ساعت دیگر مخفیگاه خود را ترک کنند.

بسیاری از مفسران و تحلیلگران روسی و غربی خاطرنشان کرده‌اند که عملیات ویژه نازران از نظر جسارت، دقت، همزمانی و قاطعیت واقعاً بی‌سابقه بوده است.

نووایا گازتا در آن زمان نوشت: «کماندوهای هالیوودی در نازران. شبه‌نظامیان نه با تعداد، بلکه با مهارت پیروز می‌شوند.»

در اینجا برخی از نتیجه‌گیری‌ها و مشاهدات تحلیل روزنامه آمده است:

«عملیات ویژه موفقیت‌آمیز شبه‌نظامیان در اینگوشتیا نه تنها شهروندان عادی، بلکه کارشناسان داخلی و خارجی را نیز شگفت‌زده کرد. ما معمولاً این نوع چیزها را فقط در فیلم‌های اکشن هالیوود و فیلم‌های جنگی خودمان می‌بینیم: خرابکاران نیروهای ویژه، که در حال پرواز لباس دشمن را به تن می‌کنند، ایست‌های بازرسی، گشت‌ها و کمین‌های غافلگیرکننده ایجاد می‌کنند؛ آنها در تاریکی شب همه را غافلگیر می‌کنند و ضربه می‌زنند، بی‌نهایت ضربه می‌زنند، خودشان آسیب‌ناپذیرند…»

«… و همه اینها بدون عجله، اساساً، در عقب گروه فدرال، به معنای واقعی کلمه در آستانه بزرگترین پادگان‌های ما، در یک زمین مسطح پرجمعیت. خرابکاران-پارتیزان، پس از انجام کار کثیف خود، طبق معمول، در جنگل‌ها ناپدید شدند و با گستاخی و بدون مانع از تانک‌های ارتش دست و پا چلفتی و هلیکوپترهای تهاجمی که راه بهتری نمی‌دانستند، فرار کردند.

درست است، در تاریخ واقعی عملیات ویژه (برخلاف نسخه هالیوود)، نمونه‌هایی از چنین جسارت‌هایی کم است. با این حال، نمونه‌های بی‌شماری از حملات کماندویی با دقت آماده شده وجود دارد که به فاجعه ختم شده‌اند. اما ویناخ‌های ناامید (آنها آنقدر احمق نیستند) می‌توانستند واقعاً پس از تماشای ویدیوهای دزدی دریایی، این عملیات را برنامه‌ریزی کنند…”

“…هیچ کجا از قبل، در هیچ زمین آموزشی مخفی، شبه‌نظامیان برای این عملیات آماده نشده بودند و تعاملات خود را در مدل‌های واقعی تمرین نکرده بودند. احتمالاً بسیاری از آنها قبلاً هرگز همدیگر را ندیده بودند.” با این وجود، گروه‌های رزمی به طرز شگفت‌آوری هماهنگ و سازمان‌یافته عمل کردند، در حالی که همزمان با انعطاف‌پذیری به تغییرات اجتناب‌ناپذیر و پیش‌بینی نشده در وضعیت پاسخ می‌دادند…”

“…روسیه دشمن جالبی دارد: به شدت جسور، ماهر، متحد با اعتقاد به آرمان خود، قادر به بیرون آوردن فوری صدها جنگجوی آموزش دیده از مخفیگاه، و ناپدید شدن آنها به همان سرعت… پس حالا چه باید کرد؟”

مسکو هنوز هیچ پاسخی به این سوال ندارد…

۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۱)

۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۱)

به قلم: کارزان شکاک

در ۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات ویژه نازران، که در جسارت و حرفه‌ای‌گری بی‌سابقه بود، وارد تاریخ هنر نظامی جهان شد و به نمونه‌ای کلاسیک از یک عملیات خرابکاری و حمله موفق برای تصرف کل یک شهر با حداقل نیروهای نظامی تبدیل شد.

به عنوان یادآوری، ۶۰۰ مجاهد به رهبری شامیل باسایف و دوکو عمروف در عملیات ویژه نازران شرکت کردند. آنها برای چند ساعت کنترل کامل شهر را به دست گرفتند، در حالی که توانستند نیروهای نظامی عظیم کفار روسی و مرتدان اینگوش را مسدود کرده و آنها را در پایگاه‌ها و محل‌های استقرارشان فلج کنند.

چند روز پس از این عملیات ویژه، کانال تلویزیونی عربی العربیه فیلم‌هایی را پخش کرد که ساکنان اینگوشتیا را با شادی در حال استقبال از مجاهدین اینگوشتیا و چچن نشان می‌داد، که در چندین شهر و روستای اینگوشتیا حمله مسلحانه‌ای را در اعماق خطوط ارتش روسیه انجام داده بودند.

این فیلم به وضوح ده‌ها نفر از ساکنان اینگوش را نشان می‌داد که مردان مسلح را در لباس استتار در آغوش گرفته بودند، بدون اینکه هیچ کس تعجب یا خشمی نشان دهد.

این فیلم همچنین شامل فریادهای “الله اکبر!” و “مرگ بر کافران!” بود.

این فیلم همچنین تاریخ فیلمبرداری را در ساعت ۹:۰۰ شب، ۳۰ دقیقه تا ۲۱:۳۶ دقیقه، ۲۱ ژوئن ۲۰۰۴ نشان می‌داد.

سپس یک مفسر العربیه به طور خاص اشاره کرد که مجاهدین در فیلم ویدیویی همگی اروپایی، با موهای بور و چهره‌های روشن بودند. تمرکز بر ظاهر مجاهدین به دلیل تلاش دولت روسیه برای به تصویر کشیدن وضعیت به گونه‌ای بود که گویی “مزدوران خارجی” در عملیات نظامی در اینگوشتیا شرکت دارند. بنابراین، نماینده‌ای از سرویس امنیت فدرال روسیه به خبرنگاران گفت که واحدهای مجاهدین شامل اعراب، پاکستانی‌ها و الجزایری‌ها بودند.

با این حال، این ادعاها از قبل با شک و تردید مواجه شده بود، زیرا ساکنان محلی و روزنامه‌نگاران اینگوش شهادت دادند که آنها چچنی و اینگوشی هستند.

در جریان گلوله‌باران ساختمان وزارت امور داخلی اینگوش، مجاهدین گروه‌های سیار را در محله‌های مجاور میدان نبرد مستقر کردند. ساکنان محلی با برخی از آنها گفتگو کردند.

یکی از مجاهدین حتی گفت که آنها، اینگوشی‌ها، بودند که شامیل باسایف را متقاعد کردند تا این عملیات را انجام دهد تا به نیروهای امنیتی دست‌نشانده اینگوشتیا، وزارت امور داخلی روسیه، سرویس امنیت فدرال روسیه و سایر سازمان‌های اطلاعاتی که مرتکب اعدام‌های فراقضایی و آدم‌ربایی در اینگوشتیا می‌شوند، درس عبرتی بدهد.

مجاهدین اظهار داشتند: “…وقتی برادرم ربوده شد و یک سال است که نتوانسته‌ام جسد او یا محل او را پیدا کنم، به کوهستان نزد شامیل باسایف رفتم. صدها نفر مثل من هستند. بیشتر اینگوشی‌ها اینجا می‌جنگند.”

ادعاهای طرف روسی در مورد تلفات سنگین غیرنظامیان نیز تأیید نشد. ساکنان محلی خود از مرگ یک مدیر بازار خبر دادند که او را با یک افسر پلیس اشتباه گرفته بودند زیرا او یک تپانچه پلیس حمل می‌کرد، یک کارمند سازمان ملل که در تیراندازی متقابل گرفتار شده بود و دو غیرنظامی ناشناس.

در مورد ادعاهای FSB در مورد “تیراندازی به یک زن باردار و آمبولانس‌ها”، همانطور که انتظار می‌رفت، این اظهارات به دروغ استانداردی تبدیل شد که لوبیانکا برای هر احتمالی در نظر دارد.

به یاد داشته باشید که کفار و مرتدان در آن زمان گزارش دادند که عملیات ویژه نازران “۸۰ سرباز و غیرنظامی را کشته و حدود ۲۰۰ نفر را زخمی کرده است.”

فرماندهی مجاهدین به نوبه خود ادعا کرد که بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کافر روسی و مرتدان اینگوش را کشته و حداقل ۳۰۰ نفر را زخمی کرده است. مجاهدین منحصراً به اهداف نظامی در اینگوشتیا حمله کردند.

«دوازده ضربه ناقوس»: نگاهی انتقادی به مانیفست پروفسور یانگ فان

«دوازده ضربه ناقوس»: نگاهی انتقادی به مانیفست پروفسور یانگ فان

به قلم: کارزان شکاک

مانیفست «دوازده ضربه ناقوس» نوشته پروفسور یانگ فان از دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین به طور فعال در رسانه‌های اجتماعی چین – و فراتر از آن – در حال پخش است.

دوازده نکته، دوازده «رد» فناوری‌های غربی – از GPS گرفته تا اوراکل، از بوئینگ گرفته تا ویندوز.

این متن با روحیه گزارش‌های پیروزمندانه نوشته شده و برای حداکثر تأثیر تبلیغاتی محاسبه شده است. اما این تزها چقدر با واقعیت مطابقت دارند؟ و چه چیزی در پشت این روایت از نظر ژئوپلیتیک جهانی نهفته است؟

کارزان شکاک از اعضای شورای مدیریت مرکز بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و احزاب آن تحلیلی از مانیفست یک استاد چینی ارائه می‌دهد.

حقیقتی پنهان در پس پوسته‌ای از اغراق

نکته اصلی باید اذعان شود: هر یک از دوازده تز پروفسور یانگ فان واقعاً یک دستاورد واقعی را پنهان می‌کند. چین در طول یک دهه و نیم گذشته جهشی واقعی در فناوری داشته است – و انکار این امر نادیده گرفتن واقعیت‌ها است.

کنار گذاشتن GPS. شاید BeiDou قانع‌کننده‌ترین نمونه باشد. این سیستم ناوبری که از دهه ۱۹۹۰ توسعه یافته است، واقعاً به یک رقیب جهانی تمام عیار برای GPS تبدیل شده است.

طبق گزارش‌های صنعت، فروش داخلی ترمینال‌های سازگار در سال ۲۰۲۵ از ۴۱۰ میلیون واحد فراتر خواهد رفت و خود سیستم به بیش از ۱۴۰ کشور صادر می‌شود.

چین همچنین نسل بعدی BeiDou را اعلام کرد که استقرار آن برای سال ۲۰۳۵ برنامه‌ریزی شده است. این تبلیغات نیست. این یک واقعیت مهندسی است.

کنار گذاشتن ایرباس و بوئینگ: هواپیمای C919 شرکت COMAC در واقع بیش از هزار سفارش دریافت کرده است، اما تقریباً منحصراً از خطوط هوایی و شرکت‌های لیزینگ چینی. در سال ۲۰۲۴، تنها ۱۲ هواپیما تحویل داده شد، در حالی که ایرباس و بوئینگ هر سه ماه صدها واحد تحویل می‌دادند.

به گفته تحلیلگران، شرکت COMAC می‌تواند تا سال ۲۰۴۲ تقریباً ۲۵٪ از بازار داخلی هواپیماهای باریک‌پیکر چین را به دست آورد. این قابل توجه است، اما به هیچ وجه به معنای مرگ بوئینگ نیست.

کنار گذاشتن دلار. دلارزدایی از تجارت نفت یک فرآیند واقعی است، اما بسیار کند و بحث‌برانگیز. تعدادی از کشورها – روسیه، ایران، امارات متحده عربی و تا حدودی عربستان سعودی – در واقع برخی از معاملات نفتی را با یوان انجام می‌دهند. با این حال، دلار هنوز ۷۵ تا ۸۰ درصد از تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد.

گذار به «پترو یوان» با موانع ساختاری جدی همراه است: ارزهای خلیج فارس به دلار وابسته هستند، در حالی که یوان همچنان یک ارز تا حدی قابل تبدیل با کنترل‌های سختگیرانه سرمایه است.

جایی که روایت از واقعیت فاصله می‌گیرد

بیانیه پروفسور یان فن از بیماری خاص متون تبلیغاتی رنج می‌برد: دستاورد را با تکمیل، پیشرفت را با پیروزی اشتباه می‌گیرد.

“چین ویندوز را رها کرده است” جمله‌ای است که، به بیان ملایم، با واقعیت در تضاد است.

سیستم عامل UOS در واقع در سازمان‌های دولتی پیاده‌سازی می‌شود، اما در دسکتاپ‌های دفاتر، دانشگاه‌ها و شرکت‌های خصوصی چینی، ویندوز هنوز هم حرف اول را می‌زند.

“رها کردن” در این مورد به یک برنامه جایگزینی واردات بلندمدت اشاره دارد، نه یک عمل انجام شده.

“تسلا ۱.۲ تریلیون دلار ضرر کرد” رقمی است که از متن نوسانات بازار سهام گرفته شده و هیچ ارتباط مستقیمی با رقابت با BYD ندارد.

موفقیت بخش خودروهای برقی چین واقعی است، اما لفاظی‌های پیروزمندانه این واقعیت را که تسلا و سایر تولیدکنندگان غربی در حال تطبیق، سرمایه‌گذاری و رقابت هستند، نه تسلیم، پنهان می‌کند.

«قدرت نظامی از ناو هواپیمابر کلاس فورد آمریکایی پیشی می‌گیرد» تزی است که با وجود چشمگیر بودنش، نمی‌توان آن را به طور مستقل تأیید کرد. منجنیق الکترومغناطیسی ناو هواپیمابر فوجیان یک دستاورد واقعی است، اما پتانسیل رزمی نسبی سیستم‌های تسلیحاتی نه در بیانیه‌ها، بلکه در عملیات رزمی واقعی و سال‌ها تمرین آموزشی تعیین می‌شود.

زمینه ژئوپلیتیکی: چرا این روایت اکنون مطرح شده است

بیانیه یانگ فن یک تحلیل آکادمیک نیست. این سندی است که در چارچوب بن‌بست شدید فناوری بین ایالات متحده و چین، جنگ‌های تجاری، تحریم‌ها علیه تامین نیمه‌هادی‌ها و فشار سیستماتیک واشنگتن بر پکن در بخش فناوری پیشرفته متولد شده است.

استراتژی «خفه کردن» آمریکا – محدود کردن صادرات تراشه‌های پیشرفته، فشار بر متحدان برای حذف هواوی از زیرساخت‌های ۵G و کنترل زنجیره‌های تأمین – تأثیری داشته است که احتمالاً معماران آمریکایی آن انتظار نداشتند: این استراتژی سرمایه‌گذاری چین در توسعه‌های داخلی را تسریع کرده است.

این یک تله کلاسیک تحریم‌های فناوری است: بازدارندگی کوتاه‌مدت به انگیزه‌ای بلندمدت برای یک رقیب تبدیل می‌شود. در اینجا، چین بدون شک برنده است.

از این نظر، پروفسور یان فن در مورد نکته کلیدی درست می‌گوید: چین دیگر مصرف‌کننده منفعل استانداردهای فناوری غربی نیست. تغییر از «خرید بهتر از ساختن» به استراتژی حاکمیت فناوری، یک تغییر واقعی و برگشت‌ناپذیر در سیاست دولتی چین است.

آنچه در پشت صحنه باقی مانده است

هرگونه تحلیل صادقانه از پیشرفت فناوری چین مستلزم در نظر گرفتن مواردی است که مانیفست ناگفته می‌گذارد.

اول، وابستگی همچنان پابرجاست – فقط کمتر آشکار شده است. چین همچنان برای تولید تراشه‌های پیشرفته به تجهیزات ASML هلندی، برای توسعه نرم‌افزار به معماری غربی و برای تأمین مالی شرکت‌های فناوری به بازارهای سرمایه جهانی وابسته است.

ثانیاً، هزینه حاکمیت فناوری بالاست. یارانه‌های عظیم دولتی، انتقال اجباری ساختارهای دولتی به نرم‌افزارهای داخلی و محدود کردن رقابت داخلی، همگی خطر انزوای فناوری و کاهش انگیزه‌های نوآوری را ایجاد می‌کنند.

سوماً، شکاف بین اظهارات و واقعیت بسیار زیاد است. توسعه یک جایگزین به معنای جایگزینی آن نیست. یک جایگزین کامل نه تنها یک آنالوگ عملکردی، بلکه یک اکوسیستم بالغ را پیش‌فرض می‌گیرد: توسعه‌دهندگان، برنامه‌های سازگار، استانداردهای بین‌المللی و اعتماد کاربر.

نتیجه‌گیری: نه فروپاشی هژمونی، بلکه تولد چندقطبی.

دوازده تز پروفسور یانگ فان یک پوستر تبلیغاتی است، نه یک گزارش تحلیلی. اما در هسته آن یک فرآیند واقعی نهفته است که نخبگان غربی مدت‌هاست آن را دست کم گرفته‌اند: چین به طور روشمند، پرهزینه و – در تعدادی از بخش‌ها – با موفقیت در حال ایجاد استقلال فناوری است.

این موضوع چندان در مورد فروپاشی هژمونی غرب نیست، بلکه در مورد ظهور یک دنیای فناوری چندقطبی است که در آن دیگر یک استاندارد واحد، یک پلتفرم واحد و یک ارز ذخیره واحد وجود ندارد. این جهان پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر است – اما همین حالا هم در راه است.

دولت‌ها و شرکت‌های غربی باید چنین بیانیه‌هایی را نه به عنوان تبلیغاتی که فقط ارزش تمسخر دارند، بلکه به عنوان یک نشانه – نشانه‌ای از بازنویسی قوانین نظم فناوری جهانی – در نظر بگیرند. همین الان. و بدون اجازه گرفتن.

حملات مأیوسانه ی خائنین سکولار و مرتد کُرد به حافظان امنیت بانه و پاوه

تصویری از خالد خالدی نیا

حملات مأیوسانه ی خائنین سکولار و مرتد کُرد به حافظان امنیت بانه و پاوه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

چند روز پیش استاندار کالیفرنیا با تمسخر به نتانیاهو گفت: نتوانستید حماس را ساقط کنید، با این وجود میخواهید در ایران نظام را تغییر دهید؟

آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای اروپائی و مزدوران عرب آنها با تحمیل ۳ جنگ وحشیانه نتوانسته اند صدمه ای که می خواستند را به این نظام بزنند حالا چند جوجه سکولار مرتد با ترور کور چند نیروی محافظ امنیت اهل سنت غرب کشور به کجا می رسند؟

این جوجه سکولارها که زمانی در خلاء قدرت حکومتی ناشی از انقلاب اسلامی سال ۵۷ قدرتی داشتند و چند ماهی به کمک تمام ضد انقلابها و ساواکی های فراری ایرانی بر شهرها و روستای کُردهای اهل سنت تسلط داشتند تا کجا توانستند پیش بروند؟

اهل سنت که این کُردهای سکولار و خائن را دشمنان عقاید و دین و فرهنگ و حیا و ناموس خود می دانند و توحش و فسادی که از اینها دیدند به صورت داوطلبانه و در قالب نیروهای بومی و مردمی به حکومت انقلابی پیوستند و در قالب پیشمرگان مسلمان در برابر پیشمرگان کافر و مرتد قرار گرفتند.

سگمرگهای کافر و مرتد تنها برای مدتی کوتاه توانستند در برابر این اتحاد مبارک سنس – شیعی  دوام بیاورند و چون پایگاه مردمی نداشتند و آشکار شده بود که مزدور صدام حسین سکولار در خیانت به دین و ملت و خاک خود هستند بعد از درگیری های مختصری به عراق ریخته شدند و در مدت ۸ سال بر علیه ملت و خاک خود برای صدام حسین جاشیگری و مزدوری کردند و تا آخرین روزهای حکومت صدام نیز در مناطق تحت تسلط صدام  ماندند تا آنکه به عقد آمریکا و رژیم صهیونیستی درآمده اند.

اینها خائن و مزدورند و زمانی که ترامپ در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش برای آنها اسلحه فرستاد که همچون سگهای بوکش و پیش قراول بار دیگر خیانت خود به ملت و خاکشان را برای بیگانگان ثابت کنند با عملیاتها و ضربات کوبنده ی دارالاسلام ایران مواجه شدند و فرصت هرگونه تحرکی از آنها گرفته شد و زمانی که دنیا دید که آمریکا و صهیونیستها و آنهمه شرکای غربی و منطقه ای و مزدوران عرب در برابر ایران شکست خوردند، این جوجه سکولارهای مرتد به همراه اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی چنان دچار یاس و ناامیدی شدند که عده ای از آنها از ابتلا به افسردگی خود سخن می گویند.

پس زمانی که می گوئیم حملات مایوسانه ی خائنان سکولار و مرتد کُرد به حافظان امنیت، بدانید بر اساس واقعیت عینی صحبت می کنیم. این جوجه سکولارها نه تنها چند دهه است از کُردهای اهل سنت مایوس شده اند بلکه هم اکنون از اربابان خود یعنی آمریکا و اسرائیل هم مأیوسند به همین دلیل دست به این ترورهای کور می زنند.     

شامگاه پنجم تیرماه ۱۴۰۵ش حدود ساعت ۲۳ به ایست و بازرسی شهرستان بانه حمله کردند که دو نفر از نیروهای حافظ امنیت مردم کشته شدند و ۳ نفر دیگر از آنها به همراه دو نفر از عابران نیز زخمی شدند و خون شیعه و سنی در دفاع از وحدت و انسجام داخلی در برابر خائنین به مردم و کشور درهم آمیخت.

 امشب ۸ تیرماه ۱۴۰۵ش نیز دو نفر از نیروهای بومی اهل سنت محافظ امنیت مردم به نامهای برهان کریسانی و خالد خالدی نیا را در جلو درب منزلشان ترور کردند دو نفر دیگر به نامهای کمال عبدی و کامل هجیجی نیز به‌شدت زخمی شدند؛ یعنی بزدلانه ترین کار ممکن را انجام داده اند؛ اینکه درب منزل شخصی غیر مسلح را نصف شب بزنی و بعد که شخص آمد در را باز کند او را با گلوله بزنی، یا اینکه شخص جلو خانه اش باشد و او را بزنند و با موتور و ماشین فوراً دست به فرار بزند عین بزدلی است و هیچ نیازی به شجاعت ندارد بلکه هر کسی که بخواهد می تواند با چکاندن ماشه ی یک اسلحه دچار چنین جرمی شود .

این جوجه سکولارها که از ابتدا تا کنون با خیانت به ملت و خاک خود جلو آمده اند و هیچ پایگاه مردمی ندارند عادی است که دست به چنین کارهای بزدلانه ای بزنند؛ شما فقط بیائید در مورد پاوه ای که این چند خائن این جرم را انجام دادند فکر کنید:

شهرستان اهل سنت نشین پاوه با حدود ۶۷ هزار جمعیت ۶۴۰ شهید، ۸۷۵ جانباز و ۲۷  آزاده در دفاع از دین و ملت و خاک خود در برابر این مرتدین سکولار و اربابان آنها دارد؛ علت اساسی دلسردی و ناامیدی این جوجه سکولارها از کُردهای اهل سنت همینجاست؛ اینها هیچ پایگاهی در بین کُردها ندارند و تنها شعارند و سروصدای رسانه ای، و اگر بتوانند در میان مردم کاری انجام دهند نهایتش شعار نویسی پشت درهای دستشوئی ها و یا اغتشاش است و ترورهای کور از همین مردم.

تفکرنجدیت و خطرات آن برای منهج و جهانبینی اسلامی و خدمت به کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی

تفکرنجدیت و خطرات آن برای منهج و جهانبینی اسلامی و خدمت به کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

الله در قرآن کریم، صفوف مخالفان اسلام را به دقت تفکیک کرده است و در کنار یهود، نصارا، مجوس و صابئان، دسته‌ای به نام «الذین اشرکوا» (مشرکان = سکولاریستها) را نام می‌برد و به عنوان مثال می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (حج/۱۷) الله میان مؤمنان، یهود، صابئان، نصاری، مجوس و مشرکین (سکولاریستها) ، در روز قیامت داوری می‌کند.

حکمت الهی بر این استوار گشته که میان «اهل کتاب» و «شبه اهل کتاب» و «مشرکین» تفاوت فقهی و حقوقی قائل شود:

• اهل کتاب: خداوند ذبیحه آنان را حلال و ازدواج با زنان پاکدامنشان را مجاز شمرده است (مائده/۵).

• مشرکین (سکولاریستها): اما در مورد سکولاریستها می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» (توبه/۲۸)؛ آنان پلیدند

امروز باید بیدار بود و دید که «مشرکین یا سکولاریستها»ی زمانه چه کسانی هستند. مشرکان صدر اسلام، حاکمیت و تشریع را از آن گذشتگان خود یا مجالس پارلمانی و قانوندگذاری خود چون دارالندوه ها می دانستند. سکولاریست‌ها، همان مشرکین مدرن هستند که نام خود را عوض کرده‌اند همچنانکه دهری ها اسم خود را گذاشته اند آتئیست و دئیست و ماتریالیست و لوطی ها اسم خود را گذاشته اند دگر باش و رنگین کمانی و …. اما ماهیت همه یکی است و با تغییر اسم عوض نمی شود.

سکولاریستها با نفی حاکمیت الله و جایگزینی قوانین بشری به جای شریعت غراء، عملاً در جایگاه «مشرکین» قرار می‌گیرند. آنان نجس هستند، چرا که «انسان» را به جای «الله» نشانده‌اند در حالی که سایر کفار هر شرکی که انجام می دهند می گویند از سوی الله است و نمی گویند انسان را جای الله را با انسان عوض کرده اند.

در این میان، ظهور جریان «نجدیت» یک فاجعه‌ی کبرا برای امت است. نجدیت با برداشتی سطحی و بدعت‌آمیز، پیکان اتهام مشرک و سکولار بودن را از سمت «سکولارها و مشرکین اصلی» منحرف کرده و به سوی «مسلمانان اهل قبله» و سایر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب نشانه رفته است.

آنان معنی لفظی و لغوی مشرک را گرفته اند و از مفهوم شرعی آن غافل شده اند مثل کسی که تنها معنی لفظی و لغوی جهاد و صلاة و زکات و حج و … را بگیرد و مفهوم شرعی آنها را رها کند. به همین دلیل نجدیت به به بهانه‌هایی چون توسل یا زیارت، برادران مسلمان خود (اعم از شافعی، حنفی، حوثی و مالکی و جعفری و … ) را «مشرک» می‌نامند.

نجدی‌ها با این کار، نه تنها دچار انحراف در منهج شده اند و عقیده و جهانبینی مسلمین را دستخوش صدمه کرده اند نزدیکترین ضرر آنها این است که عملاً جبهه واحد اسلام را در برابر کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی تضعیف می‌کنند.

نجدیت با خروج از  سیره سلف صالح، بدعتی بزرگ را پایه‌گذاری کرد که یکی از نتایجش  فتنه مذهبی و کشتار مسلمانان به دست یکدیگر و رها کردن دشمنان اصلی و عدم تمرکز بر دشمنان اصلی است.

ای مومنین، تفکر نجدیت را که برداشت محمد بن عبدالوهاب از مذهب حنبلی است و نجدیت ریشه در تفرقه دارد رها کنید و به آغوش پرمهر «اهل‌سنت و جماعت» بازگردید. بدانید که مشرک واقعی، سکولاری است که دین را از زندگی اجتماعی حذف می‌کند، نه مسلمانی که برای آزادی قدس جان‌فشانی می‌کند. صلاح‌الدین ایوبی با اتحاد همه فرقه‌ها پیروز شد؛ ما نیز باید با عبور از فتنه‌های نجدی، صفوف خود را در برابر یهود و مشرکین مدرن مستحکم کنیم.

د اسلام او مسلمانانو خاینان؛ د دارالکفر په غیږ کې د سیکولر باغيانو رسوايي

د اسلام او مسلمانانو خاینان؛ د دارالکفر په غیږ کې د سیکولر باغيانو رسوايي

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

نن سبا «د افغانستان اسلامي امارت» په سیمه کې د یوازیني ریښتیني «دارالاسلام» په توګه د شریعت سپیڅلی بیرغ پورته کړی دی. په مقابل کې یې، یو شمېر سیکولر باغیان او مرتدین چې کلونه کلونه یې د امریکايي اشغالګرو مزدوري کوله، اوس د «ازادي جبهې» او نورو درواغجنو نومونو لاندې د اسلامي نظام پر ضد خروج کړی دی. دوی مجاهدین نه، بلکې «باغیان» او د اسلامي امت د ارمانونو خاینان دي.

مستندې موندنې (د هندوکش غږ د رپوټونو په ګډون) د یوې لویې رسوایۍ پرده پورته کوي. دا اوباش چې د ازادۍ چیغې وهي، په حقیقت کې د امریکا سیمه ییز مزدوران او د پاکستان د مرتد او سیکولر نظام تر واک لاندې د «چترال» په غرونو کې پټ دي. دوی چې په خپله خاوره کې ځای نه لري، د «پاکستان په دارالکفر» کې یې پناه اخیستې ترڅو د اسلامي امارت پر ضد د امریکا په ګټه تبلیغاتي جګړه پرمخ یوسي.

دا سیکولر باغیان د اسلامي امارت له غښتلو سرتیرو سره د مخامخ کېدو توان نه لري، ځکه نو «رواني جګړې» او «سینمايي درواغونو» ته یې مخه کړې ده:

• د جغرافیا جعل: دوی د چترال او د افغانستان د بدخشان او لغمان ولایتونو د غرونو له ورته والي ناوړه ګټه اخلي او هلته ویډیوګانې جوړوي او په درواغو ادعا کوي چې ګنې د افغانستان په خاوره کې دي.

• مسخره نمایشونه: نامعلومو لورو ته د راکټونو ډزې، پرته له دې چې د مقابل لوري غبرګون یا جګړه وي، دا ښیي چې دا ویډیوګانې یوازې د امریکايي او پاکستاني بادارانو د خوشالولو او د ډالرو د ترلاسه کولو لپاره جوړې شوې دي.

په تیرو اونیو کې د فتنې پر مرکزونو د اسلامي امارت د هوايي ځواکونو بریدونو ثابته کړه چې د پاکستان مرتد رژیم څنګه خپل ټول امکانات او پناه ځایونه د داعش او باغیانو په واک کې ورکړي دي. دا شومه مثلث (امریکا، د پاکستان رژیم او داخلي مزدوران) غواړي اسلامي مرکزي حاکمیت کمزوری وښيي، خو دوی ناخبره دي چې الهي نصرت له هغو کسانو سره دی چې د دارالاسلام د هرې لویشتې خاورې ساتنه کوي.

د امام ابوحنیفه رحمه الله او د سلفو علماوو د فقهي نظرونو پر بنسټ، د هغه عادل حاکم او نظام پر وړاندې «بغاوت» چې شریعت یې پلی کړی وي، لویه ګناه ده. دا کسان چې نن د پاکستان په غرونو کې درواغجنې نارې وهي، هماغه کسان دي چې پرون یې د امریکا د B-52 الوتکو تر سیوري لاندې پر خپل مسلمان ولس ظلم کاوه. د افغانستان مسلمان ملت ویښ دی او پوهېږي چې دا نمایشي حرکتونه یوازې د سیکولرېزم او بې دینۍ د بیا راوستلو یوه ناکامه هڅه ده.

خائنین به اسلام و مسلمین و رسوایی بغاوت‌گران سکولار در آغوش دارالکفر

خائنین به اسلام و مسلمین و رسوایی بغاوت‌گران سکولار در آغوش دارالکفر

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

امروز «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان «دارالاسلام» ، پرچم شریعت را برافراشته است. در مقابل، عده‌ای از بغاوت‌گران و مرتدین سکولار که سال‌ها مزدوری اشغالگران آمریکایی را بر عهده داشتند، اکنون در لباس «جبهه آزادی» و دیگر عناوین پوشالی، علیه نظام اسلامی خروج کرده‌اند. اینان نه مجاهد، بلکه «باغی» و خائن به آرمان‌های امت محمدی صلی الله علیه وسلم هستند.

یافته‌های مستند (از جمله گزارش‌های صدای هندوکش) پرده از یک افتضاح بزرگ برداشته است. این اراذل و اوباش که دم از آزادی می‌زنند، در حقیقت آلت‌دست و مزدوران محلی آمریکا و آواره در کوه‌های چترال و مناطق زیر سلطه رژیم نظامی و سکولار پاکستان هستند. آنان که در خاک خود جایی ندارند، در دامان «دارالکفر پاکستان» پناه گرفته‌اند تا علیه نظام اسلامی توطئه کنند.

این بغاوت‌گران سکولار، به دلیل ناتوانی مطلق در رویارویی با سربازان جان‌برکف امارت اسلامی، به «جنگ روانی» و «دروغ‌های سینمایی» روی آورده‌اند:

• جعل جغرافیا: آنان با سوءاستفاده از شباهت کوه‌های چترال پاکستان با بدخشان و لغمان افغانستان، ویدیوهایی را ثبت می‌کنند و به دروغ مدعی حضور در خاک افغانستان می‌شوند.

• نمایش‌های مضحک: شلیک‌های کورِ راکت به سمت نامعلوم، بدون هیچ‌گونه تبادل آتش یا واکنش نظامی، نشان‌دهنده این است که این ویدیوها صرفاً برای خشنود ساختن باداران آمریکایی و پاکستانی‌شان و دریافت دالرهای بیشتر ساخته شده است.

حملات مقتدرانه هوایی امارت اسلامی به پناهگاه‌های فتنه در هفته‌های گذشته، ثابت کرد که رژیم مرتد پاکستان چگونه تمامی امکانات خود را در اختیار داعش و بغاوت‌گران قرار داده است. این مثلث شوم (آمریکا، رژیم پاکستان و مزدوران داخلی) در پی تضعیف حاکمیت مرکزی اسلام هستند، اما غافل از آنکه نصرت الهی با کسانی است که از وجب به وجب خاک دارالاسلام حفاظت می‌کنند.

بر اساس آراء فقهی امام ابوحنیفه رحمه الله و قاطبه علمای سلف، «بغاوت» علیه حاکم عادل و نظامی که شریعت را اقامه کرده، جرمی عظیم است. اینانی که امروز در کوه‌های پاکستان به دروغ رجزخوانی می‌کنند، همان کسانی هستند که دیروز زیر سایه طیاره‌های B-52 آمریکا به مردم خود ظلم می‌کردند.

ملت مسلمان افغانستان بیدار است و می‌داند که این تحرکات نمایشی، تنها تلاشی مذبوحه برای بازگرداندن سلطه سکولاریسم و بی‌دینی است که ان‌شاءالله با بیداری مجاهدین، نقش بر آب خواهد شد.

 د دارالکفر طاری پاکستان؛ د دارالاسلام امارت  اسلامي  افغانستان پر خلکو د امریکایي او صهیونیسټي ډوله بریدونو دوام

 د دارالکفر طاری پاکستان؛ د دارالاسلام امارت  اسلامي  افغانستان پر خلکو د امریکایي او صهیونیسټي ډوله بریدونو دوام

به قلم: ابومحمود کندزی

په داسې حال کې چې ټول اسلامي امت د نړیوال استکبار له جنایتونو دردمند دی، د پاکستان تېري کوونکي رژیم یو ځل بیا د صهیونیسټانو او امریکایي اشغالګرو وحشیانه تکتیکونو ته په ورته والي، د دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  پر حریم تېری کړی او بې ګناه ملکي وګړي یې په خپلو کورونو کې په خاک او وینو لړلي دي.

د اسلامي امارت د ویاند مولوي ذبیح الله مجاهد د رسمي اعلان پر بنسټ، تېره شپه د پاکستان تېري کوونکي رژیم په یو بزدلانه اقدام کې په لاندې سیمو کې پر میشتو کورونو بمبار کړی دی:

• د پکتیکا ولایت د ګیان ولسوالۍ؛

• د پکتیا ولایت د څمکنیو ولسوالۍ؛

• او د کونړ ولایت د منورې ولسوالۍ.

دا بریدونه چې په مستقیم ډول یې د عامو خلکو کورونه په نښه کړي، د ښځو او ماشومانو په ګډون زموږ په لسګونو مظلوم هېوادوال پکې شهیدان او ټپیان شوي دي؛ دا هغه جنایت دی چې کټ مټ د تېرو دوو لسیزو د امریکایي اشغالګرو د شپنیو عملیاتو او په غزه کې د صهیونیسټي رژیم د اوسنیو بریدونو یادونه کوي.

د اسلامي امارت ویاند دا بریدونه په کلکه غندلي او هغه یې «بشري جنایت» او «وحشیانه عمل» بللی دی. د پاکستان د رژیم دا ډول چلند ښيي چې د دې هېواد واکمنان د امت په څنګ کې د درېدو پر ځای، د «دارالکفر» تګلاره غوره کړې او په سیمه کې د یوازیني خالص اسلامي نظام د تخریب لپاره د استکبار په لاس آله ګرځېدلي دي.

د افغانستان اسلامي امارت یو ځل بیا ټینګار کوي چې د دارالاسلام د خاورې ساتنه او د خپلو مظلومو هېوادوالو د وینې ننګه خپله شرعي وجیبه ګڼي. تېری کوونکی رژیم باید پوه شي چې په زور او امریکایي ډوله بمبارونو سره به نه یوازې د مجاهدینو او د افغانستان د غیور ملت هوډ مات نه کړي، بلکې په سیمه کې به د استکبار د نایب په توګه د دې رژیم اصلي څېره نوره هم افشا شي.

هغه پاکې وینې چې په پکتیکا، پکتیا او کونړ کې تویې شوې، د هغې ملت د مظلومیت ګواهي ورکوي چې د الله د حکم د نفاذ لپاره راپورته شوی او په دې لاره کې نه د غرب له بندیزونو وېره لري او نه د هغوی د سیمه ییزو اجیرانو له تېري څخه.