مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

پیشگویی‌ها و هشدارها

اسلام بر دو پایه استوار است: قرآن و سنت که در احادیث معتبر حفظ شده‌اند. حضرت محمد صلی الله علیه و سلم از همان ابتدا هشدار دادند که حاکمان سعی در تغییر دین خواهند داشت و علم با ناپدید شدن علما از بین خواهد رفت.

یکی از احادیث کلیدی این است: إنَّ اللَّهَ لا يَقْبِضُ العِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ العِبَادِ، ولَكِنْ يَقْبِضُ العِلْمَ بقَبْضِ العُلَمَاءِ، حتَّى إذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤُوسًا جُهَّالًا، فَسُئِلُوا فأفْتَوْا بغيرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وأَضَلُّوا.(بخاری ۱۰۰- مسلم ۲۶۷۳) به راستی که خداوند علم را با ربودن آن از مردم نمی‌گیرد، بلکه علم را با از بین بردن علما از بین می‌برد. وقتی هیچ عالمی باقی نماند، مردم جاهلان را به عنوان رهبر خود انتخاب می‌کنند… خودشان گمراه می‌شوند و دیگران را نیز گمراه می‌کنند.

حدیث دیگری هشدار می‌دهد که اسلام به تدریج ناپدید خواهد شد، نه از طریق ممنوعیت قرآن یا تخریب مساجد، بلکه از طریق از دست دادن دانش و سانسور.

منتقدان رویدادهای جاری را به این پیشگویی‌ها مرتبط می‌دانند: دستگیری علما، بازنگری در کتاب‌های درسی و گسترش فسق و سرگرمی.

سرگرمی و هویت جدید

به عنوان بخشی از چشم‌انداز ۲۰۳۰، عربستان سعودی به طور فعال در حال توسعه صنعت فسق و سرگرمی است: جشنواره‌های فصل ریاض، کنسرت‌های ستارگان بین‌المللی و نمایش‌های مد.

برخی از رویدادها مستقیماً هدف چنین رویدادهایی را نشان می‌دهند – تحقیر و توهین به اسلام. به عنوان مثال، صحنه‌هایی با ماکت کعبه یا اجراهایی در نزدیکی اماکن مقدس.

به حقیقت پایبند باشید

خداوند در قرآن هشدار می‌دهد: يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبه/۳۲) آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، اما خداوند نور خود را کامل خواهد کرد، اگرچه کافران آن را دوست نداشته باشند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده داد: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي ظاهِرِينَ علَى الحَقِّ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَذَلَهُمْ، حتَّى يَأْتِيَ أمْرُ اللهِ وفي رواية: وهُمْ كَذلكَ.(مسلم۱۹۲۰) گروهی از امت من همیشه بر حق خواهند بود. کسانی که با آنها مخالفت کنند، تا زمانی که فرمان خدا فرا نرسد، به آنها آسیبی نخواهند رساند.

در زمان تغییر، به مسلمانان یادآوری می‌شود: به قرآن و سنت تمسک کنید، از علم و حقیقت دفاع کنید.

به اصطلاح «اصلاحات» در عربستان سعودی یک چالش آشکار و اعلام جنگ علیه اسلام است.

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۳)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۳)

به قلم: کارزان شکاک

در اول دسامبر ۱۹۹۴، فرماندهی روسیه از ورود هواپیمای حامل هیئتی از دومای دولتی روسیه به گروزنی جلوگیری کرد. نمایندگان در اینگوشتیا فرود آمدند و از طریق زمینی به گروزنی سفر کردند. آنها با چشمان خود شاهد بودند و بعداً به خبرنگاران گفتند که چگونه هشت هواپیمای سوخو-۲۷ منطقه مسکونی گروزنی را که دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، در آن زندگی می‌کرد، بمباران کردند. واحدهای پدافند هوایی چچن در آن روز یکی از این هواپیماها را سرنگون کردند.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا به فرمانده کل نیروی هوایی روسیه، سرهنگ ژنرال دینکین، تلگراف زد: “من به شما و نیروی هوایی روسیه به خاطر دستیابی به برتری هوایی بر ایچکریا تبریک می‌گویم. ما روی زمین ملاقات خواهیم کرد.”

دینکین وحشت‌زده فوراً کنفرانس مطبوعاتی دیگری را فراخواند و شروع به اطمینان دادن به خبرنگاران کرد که دودایف تیمی از قاتلان را برای ترور او به مسکو فرستاده است.

او با نادیده گرفتن شهادت نمایندگان دومای دولتی و لاشه هواپیمای سوخو-۲۷ سرنگون شده بر فراز گروزنی که از تلویزیون روسیه پخش شد، بار دیگر تأکید کرد که هیچ هواپیمای نیروی هوایی روسیه بر فراز قلمرو چچن پرواز نکرده و نمی‌کند.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، افسران اسیر وزارت دفاع روسیه، دروزدوف و پروکوپوف، در حضور نمایندگان دومای دولتی و روزنامه‌نگاران خارجی، به تفصیل شرح دادند که چگونه دپارتمان ویژه لشکر تامان، سربازانی را برای اعزام به چچن استخدام می‌کرد.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، د. دودایف، آمادگی خود را برای مذاکره با رئیس جمهور روسیه، ب. یلتسین، اعلام کرد. با این حال، کرملین به این پیشنهاد پاسخی نداد.

در دوم دسامبر ۱۹۹۴، یکی از افسران اسیر روسی، روساکوف، که روزنامه‌نگاران او را از حمله به کاخ سفید و گلوله‌باران تانک به شورای عالی RSFSR در مسکو در سال ۱۹۹۳ می‌شناسند، در یک کنفرانس مطبوعاتی شرح داد که چگونه افسران FSB او را از طریق دپارتمان ویژه استخدام کردند و قول دادند که در صورت مرگش ۱۵۰ میلیون روبل به خانواده‌اش بپردازند.

در ۲ دسامبر ۱۹۹۴، سرگئی یوشنکوف، رئیس کمیته دفاع دومای دولتی و رئیس هیئت پارلمانی روسیه در جمهوری چچن ایچکریا، در یک کنفرانس مطبوعاتی در گروزنی اظهار داشت: «تکیه بر زور در روابط روسیه و چچن محکوم به شکست است. تجربه دست اول من مرا متقاعد می‌کند که مذاکرات تنها راه خروج از وضعیت فعلی است.

طرف چچنی برای آنها آماده است و پیش‌شرط تعیین نمی‌کند.» یوشنکوف در ادامه گفت که شخصاً هواپیماها و هلیکوپترهایی با نشان‌های رنگ‌شده در موزدوک دیده است و خواستار پیگرد قانونی همه افراد درگیر در این ماجرا شد.

یوشنکوف نوار ویدیویی حاوی شهادت یک خلبان آزمایشی از یک کارخانه تعمیرات در نزدیکی استاوروپول را نشان داد که شرح می‌داد چگونه سرویس امنیت فدرال (FSK) او را برای شرکت در عملیات جنگی در چچن استخدام کرده و قراردادی به مبلغ ۱۰ میلیون روبل به علاوه غرامت فوت امضا کرده است.

در ۴ دسامبر ۱۹۹۴، «صلح‌بان» آر. خاسبولاتوف در مسکو ظاهر شد، در حالی که به طور معجزه‌آسایی به همراه همدستانش از چچن فرار کرده بود. خاسبولاتوف اعلام کرد که «ماموریت حفظ صلح او در چچن» به پایان رسیده است. «روسیه در حال اعزام نیرو است و من نمی‌توانم اوضاع را کنترل کنم.»

آر. خاسبولاتوف، به عنوان رئیس شورای عالی فدراسیون روسیه، اقدامات زیادی برای جلوگیری از به رسمیت شناختن رسمی حاکمیت دولتی جمهوری چچن ایچکریا توسط کرملین انجام داد، که در نهایت منجر به جنگی شد که تا به امروز ادامه دارد.

در ۵ دسامبر ۱۹۹۴، سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، در تلاش برای کاهش اعتراضات عمومی ناشی از شکست سنگین خود در چچن، اعلام کرد که «مزدوران خارجی از طریق مرزهای روسیه به چچن پرواز کرده‌اند.»

در همین رابطه، سرویس امنیت فدرال این احتمال را «منتفی نکرد» که «گروه‌های تروریستی اعزامی به روسیه توسط دودایف در مناطق مختلف فدراسیون روسیه فعال شوند». این بیانیه به این معنی بود که سرویس امنیت فدرال (FSK) حملات تروریستی در روسیه را با “ارتباط چچنی” آغاز کرده است.

در ۶ دسامبر ۱۹۹۴، معاون رئیس جمهور اینگوشتیا با دفتر د. دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، تماس گرفت و او را به مذاکره با گراچف، وزیر دفاع روسیه دعوت کرد. استپاشین، مدیر FSK و ارین، وزیر کشور نیز حضور داشتند.

مذاکرات با “سیلوویکی‌ها” بی‌نتیجه پایان یافت، زیرا طرف روسی هیچ چیز جدیدی ارائه نداد و صرفاً اولتیماتوم یلتسین را تکرار کرد. با این وجود، س. شاخرای، یکی از سرسخت‌ترین دشمنان مردم چچن، علناً اعلام کرد که “روز مذاکره با دودایف، روز شرم ملی برای روسیه خواهد ماند.”

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۲)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

در ۲۳ نوامبر ۱۹۹۴، نه هلیکوپتر Mi-8 روسی از نیروی هوایی ارتش ناحیه نظامی قفقاز شمالی (SKVO) حملات موشکی به شهر شالی انجام دادند و خلبانان با مسلسل‌های سنگین به بازار شلیک کردند. بیش از صد غیرنظامی در شالی کشته و زخمی شدند.

در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۴، هفت هلیکوپتر نظامی MI-8 روسی که از یک پایگاه نظامی در شهر موزدوک اوستیایی برخاسته بودند، حملات موشکی به فرودگاه غیرنظامی شیخ منصور و هواپیماهای مسافربری انجام دادند. شش نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند و کل ناوگان هواپیماهای غیرنظامی در جمهوری چچن ایچکریا نابود شد.

در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۴، رئیس سابق شورای عالی فدراسیون روسیه، آر. خاسبولاتوف، که در روستای تولستوی-یورت مستقر بود، گزارشی به کرملین ارسال کرد مبنی بر اینکه چچن آماده حمله زمینی به گروزنی و سرنگونی “رژیم دودایف” است.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، واحدهایی از شورای موقت چچن که توسط کرملین ایجاد و تجهیز شده بودند، به همراه افسران، افسران ارشد و سربازان روسی که از واحدهای نخبه نزدیک مسکو استخدام شده بودند، با پشتیبانی هواپیماهای نظامی و تانک‌های لشکرهای تامان و کانتمیروفسکایا، صبح زود به جمهوری چچن ایچکریا حمله کردند. نیروهای «شورای موقت» شامل ۱۲۰۰ مزدور، ۵۰ تانک، ۵۰ نفربر زرهی و هشت هواپیمای سوخو-۲۷ بودند.

در همان روز، رسانه‌های روسی گزارش دادند که «تانک‌های مخالفان به گروزنی نفوذ کرده و به کاخ ریاست جمهوری نزدیک می‌شوند.» نیروهای هوایی ساختمان بانک ملی جمهوری چچن ایچکریا را در مرکز گروزنی و مناطق مسکونی اطراف آن بمباران کردند.

فیلمبرداران تلویزیون روسیه در گروزنی ساختمان بانک در حال سوختن را به بینندگان نشان دادند و خاطرنشان کردند که «محل اختفای دودایف مشخص نیست، زیرا کاخ ریاست جمهوری خالی است.» آوتورخانوف، «رئیس شورای موقت»، واقع در ۶۰ کیلومتری گروزنی، در روستای زنامنسکایا، به خبرنگاران اطمینان داد که واحد لابازانوف «لانه دودایف»، یعنی کاخ ریاست جمهوری، را تصرف کرده است.

با این حال، تا زمان ناهار، ۱۴ تانک روسی هنوز در حال سوختن بودند و اجساد سیاه شده مزدوران در مقابل کاخ ریاست جمهوری پراکنده بودند. در مجموع، مهاجمان بیش از ۵۰۰ مزدور را از دست دادند، ۲۰ تانک منهدم شد و تانک‌های باقی مانده و ده‌ها نفربر زرهی به عنوان غنیمت توسط چچنی‌ها به غنیمت گرفته شدند.

بیش از ۲۰۰ مزدور، از جمله ۷۰ نظامی روس، توسط چچنی‌ها اسیر شدند. بقیه وحشت‌زده فرار کردند. شکست تشکیلات جنایتکار «شورای موقت» و مزدوران روسی کامل و ویرانگر بود.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، پ. گراچف، وزیر دفاع روسیه، دخالت نیروهای روسی در جبهه مخالفان را تکذیب کرد. گراچف در حالی که لب‌هایش را به نشانه‌ی تحقیر جمع می‌کرد، اعلام کرد: «ببخشید، چه کسی و چه احمقی تانک‌ها را به شهر می‌آورد؟ من می‌توانستم فقط با یک هنگ چترباز، نظم را در عرض دو ساعت به آنجا برگردانم.» این لاف احمقانه بارها به وزیر دفاع بیش از حد مطمئن روسیه یادآوری شد.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، به مناسبت پیروزی بر تشکل‌های خائنین ملی و اشغالگران روسی، ستونی از زندانیان در خیابان‌های گروزنی رژه رفتند.

رهبری چچن فهرستی از افسران و سربازان اسیر شده روسی را که از واحدهای نظامی نخبه ۴۳۱۶۲ و ۰۱۴۵۱ مستقر در منطقه مسکو استخدام شده بودند، به خبرنگاران ارائه داد. زندانیان به رسانه‌ها گفتند که توسط سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) برای تصرف گروزنی استخدام شده‌اند. به افسران قول آپارتمان و پول داده شده بود.

در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۴، به دنبال گراچف، فرمانده کل نیروی هوایی روسیه، سرهنگ ژنرال دینکین، نیز شروع به انکار دخالت زیردستان خود در حمله به گروزنی کرد. فرمانده کل در یک کنفرانس مطبوعاتی ویژه اظهار داشت: “حتی یک هواپیمای روسی در وقایع چچن دخیل نبوده است.”

به گفته وی، “هواپیماهای تهاجمی ناشناس” بر فراز جمهوری ایچکریای چچن پرواز کرده و حملات موشکی و بمبی به گروزنی انجام دادند. یکی از خبرنگاران پرسید: “اگر همانطور که شما ادعا می‌کنید، چچن بخشی از روسیه است، پس هواپیماهای کدام کشور در آسمان روسیه اینقدر راحت هستند و یک شهر روسیه را بمباران می‌کنند؟” دینکین زیر لب چیزی نامفهوم زمزمه کرد و از پاسخ دادن به سوال طفره رفت.

۳۰ نوامبر ۱۹۹۴٫ زندانیان روسی که از خیانت دولت خود خشمگین بودند، شروع به ارائه شهادت‌های مفصل به روزنامه‌نگاران، از جمله روزنامه‌نگاران غربی، کردند. در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران خارجی، یکی از افسران اسیر شده روسی اظهار داشت:

«نیروهای روسی، به همراه مخالفان، به گروزنی حمله کردند. من شخصاً در گروهی متشکل از سه تانک بودم که قرار بود مرکز تلویزیون گروزنی را تصرف کنند. در نزدیکی استودیوی تلویزیون، گردان معروف آبخازی شامیل باسایف به ما حمله کرد. تانک‌ها و پیاده‌نظام نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا ما را محاصره کردند و با آتش سنگین شروع به سرکوب ما کردند. ما مقاومت بیشتر را بی‌فایده دانستیم، زیرا واحدهای مخالف ما را رها کرده و فرار کرده بودند.

دو تانک ما مورد اصابت قرار گرفت و سوخت و خدمه آن تسلیم امنیت مرکز تلویزیون شدند. به نظر می‌رسید که ستون زرهی عمداً برای نابودی به گروزنی آورده شده است.

خلع سلاح دودایف و ارتش او هدف اصلی بود. ستون زرهی نتوانست شهر را تصرف و حفظ کند. ارتش دودایف توسط جنگجویان باتجربه و مسلح اداره می‌شد، در حالی که ستون به یک هدف زنده تبدیل شد.»

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

در حالی که جهان درگیر پروژه‌های سرگرمی پر زرق و برق، کنسرت‌ها و پروژه‌های عظیم ساختمانی است، تغییرات عمیقی در پشت صحنه در یکی از کشورهای کلیدی مسلمان – عربستان سعودی – در حال وقوع است.

مبانی سنتی اسلام در این کشور مورد حمله قرار گرفته و صدای علمای معتبر خاموش می‌شود.

از اواسط دهه ۲۰۰۰، اندیشکده‌های صهیونیستی در ایالات متحده آشکارا در مورد لزوم بازنگری اساسی در آموزش اسلامی در عربستان سعودی نوشتند. نشریات آنها بر اهمیت اصلاح قرآن و حدیث تأکید داشت، که از نظر آنها بدون آن، تغییر اسلام غیرممکن خواهد بود.

بعدها، صدها هزار نسخه تقلبی از “قرآن‌ها” منتشر شد که علاوه بر حذف صدها آیه (از جمله آیات مربوط به یهودیان، جهاد و غیره)، بسیاری از آیات و سوره‌ها را تحریف کرده بودند.

در سال ۲۰۰۹، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، دانشگاه سلطنتی، یک موسسه آموزشی مختلط برای مردان و زنان را افتتاح کرد که در آن دیسکوها، بارها، مهمانی‌های مختلط، زنان برهنه و سایر «دستاوردهای تمدن غرب» مجاز بود.

در همان سال، او پاکسازی گسترده‌ای از علما و واعظان ناراضی اسلامی انجام داد.

از سال ۲۰۱۷، موجی از دستگیری‌ها و ناپدید شدن علما، واعظان و امامان برجسته اسلامی در عربستان سعودی فوران کرده است.

این افراد به تروریسم یا افراط‌گرایی متهم نشده بودند؛ انتقاد آنها مربوط به تفسیر احادیث، پیشگویی‌ها و جهت‌گیری امت بود.

سازمان‌های حقوق بشر مواردی از دستگیری‌های خودسرانه، شکنجه و بازداشت طولانی مدت بدون محاکمه را مستند کرده‌اند. برخی از دانشمندان منزوی شده‌اند که منجر به مشکلات جدی سلامتی برای آنها شده است.

موج جدید ترور علیه دانشمندان همزمان با آغاز اصلاحات تحت عنوان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» – برنامه بلندپروازانه ولیعهد محمد بن سلمان برای نوسازی اقتصاد و غربی‌سازی (کافری‌سازی) جامعه سعودی – آغاز شد.

تغییرات در برنامه‌های آموزشی

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌ها، بازنگری کتاب‌های درسی مدارس در مورد موضوعات اسلامی بوده است. طبق گزارش‌های IMPACT-se، سازمانی که بر مواد آموزشی نظارت می‌کند، بخش‌هایی که حاوی احادیث مشهور شرعی بودند، بین سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ حذف یا اصلاح شدند. به طور خاص:

– درسی مبتنی بر حدیثی درباره ارتقای خاخام‌ها و راهبان خود توسط یهودیان و مسیحیان به مقام اربابان (اشاره به آیه‌ای در قرآن) حذف شد.

– عبارت‌بندی حدیث درباره نزول عیسی بن مریم (علیه السلام) در آخرالزمان تغییر یا تنزل یافت.

– ادعاهایی درباره نقش یهودیان در وقایع تاریخی مانند نبرد خندق (الخندق) حذف شد.

این تغییرات رسماً با تمایل به «میانه‌روی» و حذف محتوای «افراطی»، از جمله عناصر «یهودی‌ستیز» و «مسیحی‌ستیز» توضیح داده می‌شوند.

مقامات سعودی ادعا می‌کنند که هدف از این به اصطلاح «اصلاحات» ترویج مدارا و انطباق با «ارزش‌های مدرن» است.

احادیث «از نظر سیاسی حساس» و آخرالزمانی به عنوان مضر و نامربوط به دوران مدرن حذف می‌شوند.

چنین احادیثی شامل هر چیزی است که به جهاد، یهودیان، مسیحیان، ظالمان و نشانه‌های آخرالزمان اشاره دارد.

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

کاتب: فضل احمد هراتی

مولوی عبدالسلام حنفی در سخنانش پالیسی دارالاسلام اسلامی افغانستان تعامل بر اساس احترام متقابل معرفی می‌کند، اما واقعیت تلخ‌تر از این شعارهاست. دارالکفر طاری پاکستان امروز نه یک همسایهٔ عادی، بلکه یک عامل مستقیم و آشکار برای پیشبرد نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها در منطقه است. این کشور با دستور آمریکا و حمایت طاغوت‌های عربی مانند امارات و سعودی‌ها، هر روز علیه دارالاسلام افغانستان تهدید و تجاوز می‌کند و درگیری‌های بی‌رحمانه‌ای بین ملت‌های مسلمان ایجاد می‌کند.

فقط کافی است بدانید در عرض شش ماه گذشته وزیر دفاع پاکستان سه بار به واشنگتن احضار شده و توجیهات و هدایتهای لازمه به او داده شده است.

پس این تجاوزات پاکستان و این فتنه گری های او به صو.رت مستقیم یا از کانال گروههای نیابتی چون جیش العدل برای دارالاسلامهای ایران و افغانستان تنها نقض حریم و خاک نیست؛ بلکه خیانت آشکار به امت اسلامی است و نشان می‌دهد که کشورهای ظاهراً اسلامی عربی، در واقع ستون‌های نظام سلطه و ابزار جنگ علیه مسلمانان شده‌اند. دفاع از خاک و استقلال دارالاسلام، حق اسلامی و وظیفه‌ای  شرعی ما است، زیرا اجازه دادن به این تجاوزات، مشروعیت دشمنان و خیانتکاران منطقه را تقویت می‌کند.

پالیسی تعامل با دارالکفرها هرگز نباید به معنای چشم‌بستن بر تجاوز، خیانت و تحقیر امت اسلامی باشد. باید آگاه بود که طاغوت‌های عربی منطقه و ستون‌های صهیونیستی‌شان، همواره در کمین هستند تا ضعف و سستی ما را به بازی بگیرند.

دارالاسلام امارت اسلامی باید با اقتدار و آمادگی کامل، نه تنها در برابر تجاوز پاکستان، بلکه در برابر تمام نقشه‌های صهیونیستی و خیانت‌های منطقه‌ای، ایستادگی کند.

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۱)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

وقایع تاریخی:

۲ نوامبر ۱۹۹۴. بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه، فرمان محرمانه N-۲۱۳۷Ts را در مورد آغاز قریب الوقوع تجاوز مسلحانه روسیه علیه جمهوری چچن ایچکریا امضا کرد.

۱۳ نوامبر ۱۹۹۴. بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه، اولتیماتومی به نیروهای مسلح چچن صادر کرد و از آنها خواست تا ۱ دسامبر ۱۹۹۴ سلاح‌های خود را زمین بگذارند. در این اولتیماتوم، ارتش جمهوری چچن ایچکریا برای اولین بار به عنوان “تشکیلات مسلح غیرقانونی” نامیده می‌شود.

این در حالی بود که در اوایل سال ۱۹۹۲، نمایندگان نظامی جمهوری چچن ایچکریا و فدراسیون روسیه مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌ها را امضا کردند که بر اساس آن، اموال، تجهیزات و سلاح‌های نیروهای روسی مستقر در جمهوری چچن ایچکریا به نیروهای مسلح جمهوری چچن منتقل شد و این نیروها از چچن خارج شدند.

از طرف روسیه، مارشال شاپوشنیکوف (وزیر دفاع روسیه)، ژنرال ارتش کوبتس و سرهنگ ژنرال گراچف (که بعداً جایگزین مارشال شاپوشنیکوف به عنوان وزیر دفاع روسیه شد) این توافق‌نامه‌ها را امضا کردند و وضعیت رسمی نیروهای مسلح چچن را به رسمیت شناختند. اتفاقاً، این اولین خروج نیروهای شوروی (روسیه) از خاک جمهوری‌های شوروی سابق و کشورهای پیمان ورشو بود.

در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۴، یک حمله تروریستی در پل راه‌آهن روستوکینو-ولادیکینو در منطقه مسکو انجام شد. سازمان‌های اطلاعاتی روسیه چچنی‌ها را مسئول این حمله دانستند. تنها در سال ۲۰۰۲ ثابت شد که این حمله و سایر حملات تروریستی (یک سری انفجار در اتوبوس‌های برقی مسکو) توسط گروهی به رهبری لازوفسکی، مأمور سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) فدراسیون روسیه انجام شده است.

همانطور که می‌بینیم، “گرم شدن” احساسات ضد چچنی در جامعه روسیه قبل از تجاوز برنامه‌ریزی شده به همان روشی رخ داد که در پاییز ۱۹۹۹، زمانی که مأموران FSB ساختمان‌های آپارتمانی را در شهرهای روسیه منفجر کردند تا اینکه در ریازان در حین ارتکاب جرم دستگیر شدند.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. تماس ناشناس با اداره کل امور داخلی مسکو. تماس‌گیرنده گزارش داد که یک کامیون ZIL-۱۳۰ پر از مواد منفجره در بیرون دفتر شرکت لاناکو، جایی که مأمور FSB مذکور، لازوفسکی، کار می‌کرد، پارک شده است. در جریان بازرسی از کامیون، ۱۰ مین MON-50، ۵ نارنجک RGD-5، ۱۰ نارنجک F-1 و ۴ بسته مواد منفجره پلاستیکی به وزن کلی ۶ کیلوگرم کشف شد.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. انفجاری در پل راه‌آهن بر روی رودخانه یاوزا (مسکو) رخ داد.

بیست متر از مسیر راه‌آهن تخریب شد. جسد تکه‌تکه شده یک تروریست از سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، کاپیتان A. Shelenkov، که همچنین به عنوان کارمند شرکت نفت Lanako ذکر شده بود، در محل انفجار پیدا شد.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. با وجود این شکست‌ها، رهبری سیاسی روسیه حملات تروریستی تحریک‌آمیز در خاک روسیه، از جمله در مسکو و منطقه مسکو را تصویب کرد. همانطور که بعداً سرویس اطلاعاتی چچن “ZAZA” تأسیس شد، رئیس اداره اصلی مسکو از سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، E. Savostyanov، به عنوان هماهنگ‌کننده این حملات تروریستی منصوب شد.

هدف از این فعالیت تروریستی توسط سرویس‌های ویژه روسیه علیه شهروندان خود، تحریک هیستری ضد چچنی و مقصر دانستن طرف چچنی برای اقدامات خود است تا فضای روانی مساعدی را در میان مردم روسیه و جامعه بین‌المللی در انتظار تجاوز برنامه‌ریزی شده علیه جمهوری چچن ایچکریا ایجاد کند.

در ۱۸ نوامبر ۱۹۹۴، رهبری چچن رسماً هرگونه دخالت در حملات تروریستی در مسکو را تکذیب کرد.

در ۲۲ نوامبر ۱۹۹۴، کمیته دفاع دولتی جمهوری چچن ایچکریا (GKO) روسیه را به قصد آغاز جنگ علیه چچن متهم کرد. جوهر دودایف، رئیس جمهور چچن، اظهار داشت که «حزب جنگ» در رهبری کرملین تصمیم به آغاز تجاوز علیه چچن گرفته است. طرح اولیه اشغال مناطق نائورسکی و شچیولکوفسکی جمهوری چچن ایچکریا بود.

جوهر دودایف به اطلاعاتی استناد کرد که نشان می‌داد خودروهای زرهی سنگین، توپخانه و شش گردان پیاده نظام در نزدیکی روستای وسِلایا در سرزمین استاوروپول متمرکز شده‌اند. نیروهایی از ناحیه نظامی قفقاز شمالی (SKVO)، نیروی هوایی ارتش و نیروهای ویژه از سرویس امنیت فدرال (FSK)، وزارت امور داخلی و وزارت دفاع فدراسیون روسیه در این امر مشارکت داشتند.

مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مُلا فتاحی سرباز جولانی و جولانی هم سرباز آمریکا و ناتو و محافظ صهیونیستها در سوریه است که هم اکنون با شعار مبارزه با تروریسم به صورت رسمی تحت پرچم آمریکا در آمده و در حال جنگ با تمام گروهها و افرادی است که از نگاه آمریکا و غرب جزو گروههای تروریستی محسوب می شوند مثل حماس و جهاد اسلامی فلسطین و القاعده و تنظیم دوله (داعش) حزب الله لبنان و خلاصه هر کسی دشمن آمریکا و شرکای آمریکا باشد.

اینهم ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتوی جناب مُلا فتاحی .

در مورد خاص اشغال سرزمینهای اسلامی توسط کفار محارب علمای گذشته و حال اجماع دارند:

✔ اگر کفار به سرزمین مسلمانان حمله کنند جهاد فرض عین می‌شود.

✔ هرگونه سکوت، همکاری، یا توجیه، خیانت و از گناهان کبیره و حتی ارتداد از اسلام است.

✔ و هرکه مردم را از جهاد بازدارد منافق و شریک جنایت دشمن است.

مُلا فتاحی، امروز امتحان تو همین است؛ قبلاً آمریکائی ها و ترکیه وارد سوریه شده بودند و بعد از تسلیم دمشق به اربابت جولانی دشمن صهیونیستی هم وارد سوریه شد و بخشهایی از خاک مسلمین را به اشغال خود درآورده است، پایگاه زد، کوه حرمون را اشغال کرد، قنیطره را در کنترل گرفت، بخش‌هایی از جنوب شام را زیر چکمه ی خود آورد… حتی مسلمین سوریه را به جرم تروریستی بودن مثل مسلمین بیت جن به قتل می رساند یا آنها را دستگیر کرده و حتی به سرزمینهای اشغالی فلسطین منتقل می کند و…

اما تو چه کردی؟هیچ. جز تلبیس، نفاق، و تغذیه ی آن چند مریدی که برایت مانده اند با بهانه‌های شرم‌آور.

امروز صدای تو صدای مجاهد نیست؛ صدای عذرهای منافقین است.

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

آمریکا برای پیشبرد منافع خود در جهان اسلام، فقط به «پایگاه دائمی» اکتفا نکرده است؛ بلکه با سه ابزار هم‌زمان عمل می‌کند:

۱-            پایگاه‌های نظامی دائمی

۲-            همکاری و آموزش نظامی–امنیتی

۳-            عملیات مستقیم یا غیرمستقیم (پهپادی/اطلاعاتی)

کشورهایی با پایگاه نظامی دائمی یا حضور ثابت

جنوب و خلیج

• قطر: Al Udeid Air Base (فرماندهی هوایی منطقه)

• بحرین: پایگاه ناوگان پنجم دریایی

• امارات: Al Dhafra Air Base

• عربستان سعودی: Prince Sultan Air Base

شرق و مرکز

• کویت: Camp Arifjan، Ali Al Salem، Camp Buehring

• عراق: Ain al‑Asad، Erbil، Balad، Taji، حضور در منطقهٔ سبز بغداد

غرب (شامات)

• سوریه: Al‑Tanf، حسکه، رمیلان، دیرالزور

• اردن: Muwaffaq al‑Salti (Azraq)

شمال

• ترکیه: Incirlik Air Base (کشورعضو ناتو)

کشورهایی بدون پایگاه دائمی اما با رابطه ی نظامی، آموزشی یا عملیاتی

پاکستان (جنوب آسیا)

• همکاری نظامی و اطلاعاتی طولانی‌مدت

• آموزش نیروها، کمک‌های تسلیحاتی

استفاده ی گسترده از حریم هوایی/اطلاعاتی برای عملیات یعنی پایگاه دائمی رسمی ندارد، اما رابطه ی امنیتی عمیق دارد

اندونزی (جنوب شرق آسیا)

• آموزش نیروهای ویژه

• رزمایش‌های مشترک

همکاری امنیتی–دریایی. بدون پایگاه دائمی، اما پیوند نظامی فعال

سومالی (شرق آفریقا)

• آموزش ارتش سومالی توسط آمریکا

• حضور مستشاران نظامی

• عملیات هوایی و پهپادی

پیشنهاد و توافق برای استفاده از پایگاه‌ها . حضور نظامی فعال بدون پایگاه رسمی بزرگ

یمن

• عملیات هوایی و پهپادی علیه گروه‌ها

• پشتیبانی اطلاعاتی و دریایی

استفاده از پایگاه‌های اطراف (عمان، جیبوتی) . پایگاه دائمی ندارد، اما حضور عملیاتی مستقیم دارد

مصر

• همکاری نظامی گسترده

• کمک‌های نظامی سالانه

آموزش و رزمایش مشترک . بدون پایگاه دائمی، ولی متحد نظامی اصلی

عمان

• دسترسی لجستیکی و هوایی

توافقات استفاده ی موقت از فرودگاه‌ها . پشتیبانی لجستیکی بدون پایگاه بزرگ

متوجه شدیم که آمریکا در اکثریت سرزمین‌های اسلامی:

• یا با پایگاه‌های دائمی مستقر است،

• یا با آموزش، تسلیح، اطلاعات و عملیات نفوذ دارد.

در هر دو حالت، هدف یکی است: پشتیبانی از نیروها و ساختارهای وابسته برای مهار بیداری اسلامی و فشار بر مسلمانان جهان.

نبودِ «پایگاه دائمی» به‌معنای نبودِ نفوذ نیست؛ در بسیاری از کشورها، نفوذِ نظامیِ بدون پایگاه، مؤثرتر و پنهان‌تر عمل می‌کند.

مولوی عبدالحمید و زمینه سازی برای انحراف «نسبی‌سازی شریعت» پشت نقاب دلسوزی اجتماعی

مولوی عبدالحمید و زمینه سازی برای انحراف «نسبی‌سازی شریعت» پشت نقاب دلسوزی اجتماعی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

آنچه مولانا عبدالحمید در پوشش دلسوزی برای معیشت مردم مطرح می‌کند، در ظاهر سخن حقی است؛ اما باطلی بزرگ در بطن خود پنهان دارد. اسلام هرگز اجازه نمی‌دهد که درد اقتصادی، نردبان تحریف شریعت شود.

گفتنِ اینکه «احکام ادیان با شرایط تغییر کرده‌اند» سخنی است خلاف قرآن، خلاف اجماع امت و همسو با پروژهٔ سکولاریزه‌کردن عقاید اسلامی مسلمین.

زمانی که الله تعالی می فرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» دینی که کامل شد، دیگر «قابل تغییر بر اساس نیاز زمان» نیست.

تدرّج در تشریع، مربوط به دوران تکمیل شریعت اسلام بود، نه ابزاری برای حذف یا تعطیلی احکام در قرن پانزدهم هجری.

امروز هرکس از «تغییر نصوص شریعت به نفع مردم» سخن می‌گوید، عملاً می‌گوید: می توان نصر شریعت را به نفع خواست مردم حذف کرد و شریعت دیگر کارایی ندارد.

این همان مسیری است که در ترکیه به لائیسیته انجامید، در تونس به حذف شریعت و در تمام سرزمینهای اسلامی که طاغوتهای سکولار و دست نشانده بر آنها چیره شده اند به اسلامِ بی‌اثر وخنثی.

بله این صحیح است که اسلام دینِ رحمت است، اما رحمتِ بدون حدود و تطبیق شریعت الله معنی شرعی ندارد و کلمه ی حقی است که باطلی را پشت سرخود پنهان کرده که به فساد و انحراف از دستورات شریعت ختم می شود.

ای مولوی گرامی بهترین گزینه این است که به منهج اهل سنت و جماعت و علمای امت برگردی که همه اتفاق دارند تدرّج در نزول احکام بوده و تغییر بعد از اکمال دین باطل است

الله تعالی می فرماید: وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً ‏(اسراء/۱۰۶) قرآنی است که آن را ( در مدّت بیست و سه سال به گونه آیه‌ها و بخشهای ) جداگانه فرستاده‌ایم تا آن را آرام بر مردم بخوانی و قطعاً ما آن را کم کم و بهره بهره فرستاده‌ایم ( نه یکجا و سرِهم ).‏

این یعنی به صورت تدریجی نازل شدن احکام قرآن، اما اگر به صورت کامل نازل شد چه؟  آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ (بقره/۲۸۵) ‏فرستاده (خدا ، محمّد) ایمان دارد بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند.

حالا این مومنان نسبت به آنچه الله نازل کرده است چه واکنشی نشان می دهند: وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ‏(بقره/۲۸۵) و می‌گویند: (اوامر و نواهی ربّانی را توسّط محمّد) شنیدیم و اطاعت کردیم.

این واکنش مومنین در برابر تمام آنچیزی است که از شریعت الله به آنها رسیده است، چون الله تعالی باز می فرماید: ‏ وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِیناً ‏(احزاب/ ۳۶) ‏هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختیاری از خود در آن ندارند (و اراده ایشان باید تابع اراده خدا و رسول باشد). هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد.‏

در این صورت می توان گفت هر گونه زمینه سازی که منجر به این شود قانون شریعت الله از زندگی اجتماعی انسانها کنار زده شود خیانت آشکار به دین الله و بندگان الله است هر چند با سخنان زیبنده ی دلسوزی اجتماعی و غیره بیان شود.

نمایش قدرت پوشالی ارتش پاکستان و ضرورت آمادگی راهبردی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

 نمایش قدرت پوشالی ارتش پاکستان و ضرورت آمادگی راهبردی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

رزمایش اخیر ارتش پاکستان با تبلیغات گسترده دربارهٔ پهپادهای FPV، بیش از آن‌که نشانهٔ اقتدار واقعی باشد، نمایشی برای پنهان‌سازی ضعف‌های ساختاری و بحران مشروعیت این نهاد نظامی است. تاریخ ارتش پاکستان نشان می‌دهد هرگاه در سیاست داخلی یا معادلات منطقه‌ای به بن‌بست رسیده، به جنگ روانی، تهدید لفظی و نمایش‌های پرهزینه پناه برده است.

این همان ارتشی است که دهه‌ها با اتکای مستقیم به حمایت آمریکا زیسته، در بزنگاه‌ها عقب نشسته و هزینهٔ ماجراجویی‌هایش را مردم پاکستان پرداخته‌اند. امروز نیز رزمایش‌ها و تهدیدها بیش از آن‌که بیانگر آمادگی پایدار باشد، ابزار فشار و ارعاب رسانه‌ای است؛ صدایی بلند برای پوشاندن شکنندگی درونی.

در مقابل، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دشمنی روبه‌روست که سابقهٔ طولانی در فتنه‌افروزی مقطعی، نقض تعهدات و استفادهٔ ابزاری از تنش دارد.

از این‌رو، رویکرد درست امارت اسلامی نه سهل‌انگاری است و نه واکنش احساسی؛ بلکه آمادگی همه‌جانبهٔ راهبردی، حفظ انسجام داخلی و تقویت بازدارندگی مشروع است. ثبات پایدار از مسیر تصمیم‌سازی سنجیده، اتکای به مشروعیت اسلامی و هوشیاری در برابر فشارهای نرم و سخت به دست می‌آید.

به عنوان مثال امارت اسلامی افغانستان نیز باید سامانه های جمر و ضد fpv تهیه کند و درمقایسه مناسب شاتگانها را در اختیار نیروههای خط مقدم خود قرار دهد تا حملات Fpv را خنثی نماید

در این صورت می توان گفت که نمایش‌های پوشالی، قدرت واقعی نمی‌سازند و ارتش‌های وابسته با عربدهٔ رسانه‌ای جای ضعف را پر نمی‌کنند و فتنه‌افروزی مقطعی امنیت نمی‌آورد.

دارالاسلام برای صیانت از استقلال و امنیت خود باید در برابر دشمن مزدوری که هر از گاه فتنه می‌افروزد، آمادگی لازم را داشته باشد؛ آمادگی‌ای که بر انسجام، عقلانیت و بازدارندگی مشروع استوار است و اجازه نمی‌دهد فشار بیرونی به شکاف داخلی تبدیل شود.