
هشداری فقهی و نقدی بر مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در زمان فتنه
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِينَ
منبر در شریعت، جای امانت است نه میدان آزمون سخنان بیمحاسبه. اهلسنت و جماعت، در گفتار و کردار، به فقه مآلات پایبندند؛ یعنی سنجش پیامد سخن پیش از اظهار آن. از این رو هر سخنی که در روزگار التهاب و آشوب به تضعیف قوانسن شریعت الله و دارالاسلام، شکستن صف امت و تقویت اهل فتنه و دارالکفرها بینجامد، هرچند در ظاهر حق نماید، از دیدگاه شریعت مردود است.
در این زمینه، اهل سنت و جماعت دارای قواعد مشخصی است ازجمله اینکه:
- دفع فساد بر جلب منفعت مقدم است
این قاعده نزد فقهای اهلسنت قطعی است.
امام نووی رحمهالله میفرماید اگر نهی از منکر به منکری بزرگتر بینجامد جایز نیست.
امام غزالی رحمهالله تصریح میکند هر عملی که مفسده آن غالب باشد ترک آن واجب است هرچند در اصل پنداشته شود مصلحتی در آن هست.
بر این اساس، بیان سخنانی که در شرایط ملتهب مردم را به میدان آشوب بکشاند و بخصوص اغتشاشی که توسط مرتدین سکولار محلی و با حمایت کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها به وجود آمده باشد که اصل قوانین شریعت الله و حاکمیت بر دارالاسلام را مورد هدف قرار داده باشد، نقض آشکار این قاعده است.
- تمایز امر به معروف از تحریک فتنه
امر به معروف دعوتی است آمیخته با علم، حلم و سنجش پیامدها.
شیخالاسلام ابن تیمیه رحمهالله میگوید امر به معروف زمانی مشروع است که مصلحت آن غالب باشد و به شر بزرگتر نیانجامد.
تحریک احساسات عمومی در هنگامهای که آشوب به هتک حرمت قرآن، ریختن خون بیگناهان و تخریب امنیت میانجامد، امر به معروف نیست؛ بلکه تحریش و افساد است و در منهج اهلسنت مردود.
- وظیفه عالم هنگام آشکار شدن صفها
وقتی دشمنان شناختهشده امت از آشوبی پشتیبانی میکنند و همان آشوب به اهانت به مقدسات و شکستن حرمت دین میرسد، صفها آشکار شده است. خدای متعال فرمود کافران هرگز خیر مؤمنان را نمیخواهند.
در چنین وضعی، عالم حق ندارد با سخن کلی و مبهم، مردم را به مسیری بکشاند که پایان آن تقویت دشمنان دین و سستی ایمان است.
- سکوت حکیمانه عین دیانت است
در سیره سلف نمونههای فراوان است که اهل علم از گفتن سخنی خودداری کردند؛ نه از بیم، بلکه از حکمت. فقها تصریح کردهاند اگر گفتن حق به ظلمی بزرگتر بینجامد ترک آن واجب است. این سکوت کتمان حقیقت نیست، بلکه پاسداری از دین و جان مسلمانان است.
بر پایه این اصول روشن فقهی، مواضعی که در زمان فتنه با تعبیرهایی کلی درباره اعتراض بیان میشود، بیآنکه خطر افساد و سوءاستفاده دشمنان بهصراحت تبیین گردد، خلاف منهج اهلسنت و جماعت است.
مولوی عبدالحمید زاهدانی باید بداند که منبر جای بیان گزارههای کلیِ بیقید نیست؛ بلکه جای هدایت مردم در بستر واقعیت و با سنجش پیامدهاست. سخنی که حتی ناخواسته به تحریک جمعی محدود و گشوده شدن باب آشوب بینجامد، مسئولیت شرعی دارد.
- معیشت بهانه فروش دین نیست
هیچ تنگنای اقتصادی مجوز هتک حرمت قرآن، شکستن حرمت خون مسلمان و همصدایی با دشمنان آشکار امت نیست.
امام ابوحنیفه رحمهالله بر حفظ جماعت و پرهیز از فتنه تأکید داشت و هر حرکتی را که به خونریزی و آشوب بینجامد مردود میدانست.
با این توضیحات مختصر می توانیم بگوئیم که بر اهل منبر واجب است مردم را از افتادن در فتنه بازدارند نه آنکه آتش آن را شعلهور سازند؛ پیامد سخن را بسنجند؛ و در نزاع آشکار میان ایمان و دشمنی با دین، جانب حفظ دین، امنیت و وحدت امت را بگیرند. هر سخنی که چراغ راه فتنه شود در پیشگاه خداوند مسئولیت دارد و هر دعوتی که مردم را به آشوب بکشاند از منهج اهلسنت و جماعت بیرون است.
وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ