آخوند، ماموستا، مولوی و شیخی که در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ایران در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست را مرجئه نگوئید او منافقی آشکار شده و مرتد است (۱)

آخوند، ماموستا، مولوی و شیخی که در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ایران در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست را مرجئه نگوئید او منافقی آشکار شده و مرتد است (۱)

به قلم: خالد سیف الله السملول

در ابتدا با بررسی جریان مرجئه و تاثیرات مخرب آنها بر عقاید و رفتار و اخلاق فردی و اجتماعی مومنین و در نهایت با ضرباتی که به اصل حاکمیت اسلامی مومنین زده اند متوجه خواهیم شد ما با تفکری مخرب چند قرنه در میان مومنین طرفیم با این وجود مرجئه و بخصوص بزرگان آنها همیشه در جانب حکومت اسلامی بوده اند نه در جانب کفار اشغالگر خارجی و کسانی که در جانب کفار خارجی بوده اند را مورد هجوم قرار داده اند و آنها را قتل عام کرده اند هر چند ممکن است ما چیزی در مورد فتوای آنها در مورد ایمانشان چیزی نشنیده باشیم.

بله، ما در میان سربازان امارت اسلامی افغانستان مجاهدین زیادی را دیده ایم که دارای تفکرات مرجئه بودند و در تمام سالها بر علیه کفار اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها جهاد کرده و آنها را به عنوان کفار اشغالگر و غلامان آنها را به عنوان غلام  و خائن به دین و ملت و مزدور قتل عام کرده اند هر چند در مورد این غلامان حکم به ارتداد نداده باشند و در مورد ایمان آنها سکوت کرده باشند.

پس در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش ایران حساب این دسته از مولوی ها و آخوندها و ماموستاهائی که دارای عقاید مرجئه هم باشند اما در برابر کفار خارجی و مزدوران داخلی آنها ایستاده اند با کسانی دیگر از همین طبقه که در جبهه ی این کفار اشغالگر قرار گرفته اند فرق بگذارید.

آنهائی که در ایران و در جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفته اند ربطی به تفکر و رجیان مرجئه ندارند بلکه منافقین آشکار شده ای هستند که وارد دایره ی مرتدین شده اند حتی اگر با یک کلمه در این جبهه قرار گرفته باشند، و همچنانکه شیخ اسامه بن لادن می گوید این افراد اگر با یک کلمه هم در این جبهه قرار گرفته اند باید ایمان خود را تجدید کنند . ولا حول و لا قوة الا بالله.

و اما در مورد مرجئه به صورت مختصر باید بگوئیم که گاه عده ای «حنفی‌گری»، «شیعه گری»، «شافعی گری» و… را نقاب مرجئه می‌کنند و طاغوت داهلی را منجی معرفی میکنند و درهای انواع مفاسد عقیدتی و رفتاری و اخلاقی را با حذف عمل از تعریف ایمان بر روی افراد جامعه باز می کنند.

در تاریخ امت، همواره جریانی بوده که ایمان را از عمل جدا کرده و با این تفکیک، فساد افراد عاد یو حکام را تطهیر نموده است؛ این جریان همان مرجئه است؛ مکتبی که می‌گفت «گناه به ایمان ضرر نمی‌زند» و نتیجه‌اش چیزی نبود جز تسلیم دینی در برابر قدرت سیاسی و انواع مفاسد اجتماعی.

امروز نیز همان اندیشه، با لباسی نو بازگشته است؛برخی علمای درباری با نام حنفی، اما با روح مرجئی، در کنار حاکمان سکولار و مزدور ایستاده‌اند، و به جای ایستادن با حق، پشت طاغوت‌ها صف بسته‌اند.

مرجئه در تاریخ، ابزار تثبیت خلافت‌های ستمگر بود؛ و در روزگار ما توسط منافقین آشکار شده ای که کفر و ارتداد خود را آشکار کرده اند ابزار مشروع‌سازی نظام‌های وابسته شده است.

آنجا که توسط این منافقین آشکار شده که با چشم سر آنها در سبکه هایی چون کلمه می بینیم :

• سکولاریسم «مصلحت» نامیده می‌شود،

• وابستگی «حکمت سیاسی» خوانده می‌شود،

• و آمریکا ( این سر افعی و طاغوت آشکار) «منجی امنیت» معرفی می‌گردد،

بدانید که این فقه نیست و ربطی به اسلام ندارد هر چند توسط هزاران نفر چون خدمتی و کیانی و ترشابی و احراری و غیره بیان شود بلکه این بازاری با فقه و تحریف دین به نفع کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی است و اینها سربازان بخش تبلیغی این کفار و مرتدین هستند که شر آنها زا سرباز مسلح این دشمنان برای ایمان مومنین بیشتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *