
انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۱)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
دیروز و سنندج و امشب بوکان و باز سنندج مورد حملات وحشیانه ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی قرار گرفت و علاوه بر این، زمزمه هائی از جلو انداختن توله سگهای خائن و مزدور سکولار و مزدور متعلق به احزاب سکولار و مرتد میان کُردهای ایرانی چون کومله های مختلف و دمکراتها و چته های Pak و پژاک و خبات و … از طریق زمینی به داخل ایران نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی حساسی که مسلمین با چالشهای بیسابقهای روبرو هستند، مسئولیت علمای دین بیش از پیش سنگین میگردد. اما آنچه که گاه در میان برخی از علمای اهل سنت جهان، به ویژه در مناطق حنفی و شافعی نشین ایران، مشاهده میشود، سکوتی معنادار و عدم شجاعت در بیان برخی حقایق و مبانی مسلم شرعی است که جای تأمل دارد.
یکی از نقاط مبهم در رویکرد کنونی، عدم صراحت برخی علما در خصوص جایگاه فقهی شیعه در منظر ائمه بزرگ اهل سنت و وظایف تمام مومنین در حمایت از دارالاسلام در برابر حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی است.
در حالی که طبق مبانی راسخ فقه اهل سنت، هر کس شهادتین بگوید و رو به قبله نماز بخواند، در دایره اسلام است، مگر اینکه صراحتاً ۱- آگاهانه ۲- عمداً 3- به میل خودش و اختیاری یکی از ضروریات دین را انکار کند. ائمه مذاهب اربعه، از جمله امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت رحمهالله و امام محمد بن ادریس شافعی رحمهالله، با وجود اختلافات کلامی و فقهی با شیعه، هیچگاه فتوا به کفر آنان نداده و شیعیان را به عنوان فرقهای از امت اسلامی و مسلمین به شمار آوردهاند. در کتب فقهی اهل سنت، احکام مربوط به معاملات، ازدواج، ارث، و نماز با آنان، همواره در چارچوب احکام مربوط به مسلمانان بررسی شده است و سرزمین تحت حاکمیت آنها و هر کدام از فرقه ها و مذاهب اسلامی نیز دارالاسلام محسوب شده است و مذهب مخالف باعث ضایع شدن حکم دارالاسلام و سلب مسئولیت از مومنین نشده است.
رسول الله صل یالله علیه وسلم می فرماید: مَنْ صَلَّى صَلَاتَنَا وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا فَذَلِكَ الْمُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ فَلَا تُخْفِرُوا اللَّهَ فِي ذِمَّتِهِ (صحیح بخاری) هر کس مانند ما نماز بخواند، رو به قبله ما باشد و ذبیحه ما را بخورد، او مسلمانی است که در پناه خدا و رسولش قرار دارد، پس در پناه الهی به او خیانت نکنید.
چرا امروز برخی از علمای اهل سنت جرأت ندارند این دیدگاه اجماعی ائمه اهل سنت را به صراحت بیان کنند که شیعه را در زمره فرقههای اسلامی و مسلمانان میدانستند و سرزمین تحت حاکمیت فقه آنها نیز دارالاسلام است و مسلمین در برابر چنین حاکمیتی دارای وظایفی شرعی هستند بخصوص زمانی که از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی مورد حمله قرار بگیرد؟ این کتمان حقیقت، نه تنها خلاف روش ائمه ماست، بلکه بستر را برای تفرقهافکنی و گسترش افکار کفری و ارتدادی سکولاریستی در میان عوام جاهل و حتی قرار گرفتن عوام در جبهه ی کفاراشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را فراهم میآورد، حتی اگر با تماشاچی و نظاره گر و خنثی شدن مسلمین اهل سنت باشد.
اصل دفاع از دارالاسلام در برابر کفار اشغالگر و محارب خارجی و مرتدین داخلی، یکی از واضحترین واجبات شرعی، قرآنی، نبوی و مورد اجماع سلف و خلف است. این حکم، بدون قید و شرط مذهب حاکم، بر تمام مسلمانان واجب است. در شرایطی که سرزمینی اسلامی دارالاسلام باشد و این دارالاسلام مورد تهدید و اشغال کفار قرار گیرد، دفاع از آن، واجب شرعی و اسلامی است و تفاوتی نمیکند که حاکمیت آن سرزمین در دست کدام فرقه از مسلمانان باشد.
در کتب فقهی مذاهب اهل سنت، این فریضه جهاد دفاعی (جهاد الدفع) به صراحت همچون نماز به عنوان «فرض عین» تبیین شده و هرگاه کفار به دارالاسلام حمله کنند، بر همگان واجب است که به دفاع برخیزند و جهاد به صورت دایره وار بر آنها فرض عین می شود. چرا برخی از علما، با وجود حکومت شیعی در ایران که در برابر اشغالگران کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی ایستادگی میکند، از بیان این وجوب شرعی سکوت کرده و این را به مردم گوشزد نمیکنند که دفاع از این دارالاسلام و این حکومت، یک وظیفه اسلامی، قرآنی، نبوی و بر مبنای رأی ائمه سلف و خلف است؟
انگیزههای پنهان این سکوت و عدم صراحت، به چه دلیل است؟