
انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۲)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
ریشههای این انفعال به جهل به مبانی شریعت الله در فرض عین بودن جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و دفاع از دارالاسلام در برابر دارالکفرهای محارب بر نمی گردد، چون حتی یک طلبه ی ساده بر این مبانی و اصول آگاه است و بزرگانی چون علامه کریکار فک الله اسره نیز به صورت ریز و موردی و با ذکر اجماع اهل سنت و جماعت در طول تمام قرون گذشته ثابت نموده اند که دفاع از دارالاسلام ایران در برابر هر کافر محارب خارجی فرض عین است و باید از دارالاسلام ایران دفاع کرد.
پس مشکل مدعیان علم و خطبای مساجد و صاحبان رسانه در جهل آنها به مبانی اهل سنت و جماعت در این زمینه ی خاص نیست بلکه باید عوال دیگری را مورد بررسی قرار داد مثل:
- نفوذ دارودسته ی منافقین در میان علماء و خطباء و صاحبان رسانه که ذاتاً خواستار تضعیف جبهه ی مومنین و دارالاسلام و تقویت جبهه ی کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند حتی اگر با دلسرد کردن و تماشاچی و نظاره گر کردن مسلمین در این قضیه باشد.
- حفظ جایگاه نزد عوام جاهلی که قرآن و پیامبر و امام و مذهب آنها شده رسانه های ماهواره ای و مجازی.
برخی از علما بیم دارند که با بیان حقایق فقهی و سیاسی فوق، جایگاه خود را نزد عوامِ جاهل و ناآشنا به مبانی عمیق فقهی و اسلامی از دست بدهند. آنان با القای تفاوتهای بیمورد و ایجاد شکاف، سعی میکنند خود را به عنوان «مدافعان» مذهب در برابر «فرقه مخالف حاکم بر دارالاسلام» نشان دهند تا بدین طریق هواداران بیشتری را جذب کنند.
- پرهیز از اتهام «همدستی با حکومت» و «اهل جماعت» بودن.
متأسفانه هنوز مسلمینی که خود را اهل سنت و جماعت می نامند نمی دانند که «اهل جماعت» بودن یعنی در «دارالاسلام» حکومتی بودن و در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کردن.
برخی، از ترس آنکه مبادا مورد اتهام قرار گیرند که «اهل جماعت»هستند یا «طرفدار حکومت شیعی» قلمداد شوند، ترجیح میدهند در برابر حقایق شرعی مسلم و منافع عالیه امت اسلامی سکوت اختیار کنند. این در حالی است که خداوند متعال میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹) کسانی که نشانههای روشن و هدایتی را که نازل کردهایم، پس از آنکه آن را برای مردم در کتاب روشن ساختیم، کتمان میکنند، آنان را هم خدا لعنت میکند و هم لعنتکنندگان.
آیا ترس از قضاوت جاهلانه مردم یا از دست دادن جایگاه دنیوی، مجوز کتمان مفاهیم و اصطلاحات شرعی چون «اهل جماعت» و «دارالاسلام» و «فرض عین» جهاد در برابر کفار محارب اشغالگر خارجی است که بر اتحاد و دفاع از امت اسلامی تأکید دارند؟
اینجاست که باید بپرسیم چرا مولی عبدالحمید اسماعیلزهی و دیگر ماموستاها و مولویها و شیخها و آخوندها سکوت میکنند؟
این سؤال، به طور خاص از شخصیتهای شناخته شده ی رسانه ای همچون مولی عبدالحمید اسماعیلزهی و سایر ماموستاها و مولویهای اهل سنت چون کاک حسن امینی و شیخ عبدالکریم محمدی و… در ایران مطرح میشود. چرا در این برهه حساس، که نیاز به وحدت اسلامی و بصیرتافزایی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، سکوت مرگبار در پیش گرفتهاند؟ آیا رسالت نبوی و فتوای ائمه دین، به آنان اجازه میدهد که اینچنین در برابر این تهاجم مشترک کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی به دارالاسلام ایران و تحریکات تفرقهافکنانه ساکت بمانند و مردم را از وظیفه شرعی دفاع از دارالاسلام و احترام به مسلمانی سایر فرق اسلامی آگاه نکنند؟ علمای دین، وارثان انبیا هستند و مسئولیت هدایت و روشنگری بر عهده آنان است.
رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ (صحیح مسلم) هر کس از شما منکری را دید، باید با دست خود آن را تغییر دهد؛ اگر نتوانست، با زبانش؛ و اگر نتوانست، با قلبش (آن را ناپسند شمارد)، و این ضعیفترین مرتبه ایمان است.»
آیا منکری بالاتر از حملات کفار خارجی و مرتدین داخلی به دارالاسلام وجود دارد؟ در موضوعاتی با این اهمیت، سکوت و عدم بیان صریح حق، خود منکری است که باید تغییر کند.
بدون شک زمان آن فرارسیده است که علمای اهل سنت، به جای تأثیرپذیری از افکار عوام یا دغدغههای شخصی و سیاسی، به رسالت اصلی خود بازگردند. رسالتی که برآمده از قرآن کریم، سنت نبوی و روش ائمه مذاهب است؛ رسالتی که بر اتحاد، برادری اسلامی، دفع فتنه و دفاع از دارالاسلام تأکید دارد. سکوت در برابر این حقایق، نه تنها به نفع امت اسلامی نیست، بلکه زمینه را برای فتنهها و تفرقهها و مفاسد و ذلت مومنین فراهم میآورد.