
چرا فریادهای علمای مذهبی اهل سنت در برابر اشغالگری کفار محارب آمریکائی – صیهونی و خیانت امثال ربع پهلوی خاموش است؟
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
امروز ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ ربع پهلوی سکولار و مرتد خائن به خاک و ملت ایران در دانشگاهی در آمریکا سخنرانی داشت که در کنار تاترسیاسی دلقک گونه ای که در مورد قطع ۳۳روزه ی اینرنت در ایران و… داشت دو نکته از سخنان او قابل توجه بود:
- چون دانشگاهی که در آن سخنرانی می کرد متعلق به مسیحی های انجیلی بود با شادمانی می گفت که مسیحیت در ایران در حال رشد، البته به صورت زمینی و کلیساهای خانگی . یعنی این مرتد می خواست چنین نشان دهد که مسیحی شدن مسلمانان یک امتیاز است که باید زمینه فراهم شود که این امر بیشتر صورت گیرد.
- از آمریکا و اسرائیل دعوت کرد که صلح نکنند و به جنگ خود که در حال نابود سازی زیر ساختهای مردمی ایران هستند ادامه دهند و از سخنان ترامپ که التماس آتش بس می کند نگران بود.
این مرتد خائن وطن فروشی که هیچ ارزشی برای مردم و خاک ایرن قائل نیست روزگاری از مولوی عبدالحمید به عنوان شخصی سکولار که معتقد به جدائی قوانین شریعت الله در حاکمیت است تمجید می کرد و بارها از این کفار اشغالگر خارجی هم التماس شروع و ادامه ی جنگ کرده است.
در چنین شرایطی جامعه اهلسنت و بهویژه جوانان غیور با پرسشی اساسی روبرو هستند که چرا در حالی که سرزمین ایران با بدترین حملات وحشیانه مواجه است، صدایی از مراجع مذهبی که مدعی رهبری معنوی هستند، شنیده نمیشود؟ مولوی عبدالحمید که در مسائل مختلف موضعگیری میکند، چرا در برابر جنایات آمریکا و صهیونیستها و خیانتهای آشکار آلسعود و امارات متحده عربی و بحرین و قطر و اردن و کویت و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب و اشغالگر خارجی سکوت اختیار کرده است؟
طبق آموزههای فقه اهل سنت و جماعت و سایر مذاهب اسلامی جعفری و زیدی و ظاهری و…، تسلط کفار حربی بر بلاد مسلمین و در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی به دشمنان قسمخورده اسلام، مصداق بارز خیانت به آرمانهای توحیدی است بخصوص اگر این پایگاهها به خاطر جنگ با مسلمین به وجود آمده باشند.
واگذاری خاک اسلام در عربستان، امارات، بحرین و قطر و کویت و اردن و ترکیه و سوریه و… به نیروهای آمریکایی که از آنجا بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد جنگ می شود، از منظر فقهی، نوعی «ارتداد» و خروج از دایره ی اسلامی محسوب میشود. چرا مولوی عبدالحمید جوانان باایمان بلوچ را از این حقیقت تلخ و اشغالگری آگاه نمیکند که یکی از خروجی های این اشغالگری قتل عام مردم ایران و نابودی زیر ساختهای مردم ایران توسط هواپیماها و موشکهائی است که از این پایگاهها خارج می شوند؟
جای تأسف است که تریبونهای مذهبی، تمام توان خود را صرف آموزش جزئیات فقهی و یا مسائل اختلافی مذهبی کردهاند، اما در برابر مسائلی که اساس ایمان و عزت امت اسلامی را نشانه گرفته، مهر سکوت بر لب زدهاند. بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمةالله علیه که مولوی خود را پیرو آن میداند، حمایت از حاکمانی که سرزمینهای اسلامی را به بیگانگان واگذار میکنند، با مبانی دینی در تضاد است. چرا از فقه حنفی برای تبیین حرمت همکاری با کفار محارب چیزی به مردم گفته نمیشود؟
سکوت در برابر نفوذ کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی چیزی جز «دینفروشی» و نفاق نیست. هر حاکمی که سرزمینهای اسلامی را به جولانگاه سربازان دشمن جهت جنگ با مومنین اهل دعوت و جهاد و حمله به دارالاسلام تبدیل کند، مشروعیت خود را از دست داده است. این وظیفه عالمان دینی است که به جای پرداختن صرف به مسائل فرعی، «شکنندههای ایمان» را به جوانان بیاموزند. جوان اهل سنت و جماعت باید بداند که اسلام تنها در ظواهر خلاصه نمیشود؛ بلکه حفظ غیرت دینی و ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان در سرزمینهای اسلامی و دفاع از دارالاسلام بعد از ایمان و نماز، از اوجب واجبات است.
ما حق داریم از مولوی ها و ماموستاها و شیوخ و آخندهای خود بپرسیم که حکم جهاد تبیین در برابر پایگاههای نظامی آمریکا در خاک اسلام چیست؟ چرا در حالی که دشمن به مرزهای فکری و جغرافیایی ما هجوم آورده، این دسته از خطباء مساجد و علمای صاحب رسانه سکوت را بر فریاد ترجیح میدهند؟
ما حق داریم بگوئیم: در چنین شرایطی که کفار محارب آمریکائی – صهیونی با کمک دولتهای خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی و حمایت تبلیغی مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و گروه منافقین در شبکه هائی چون کلمه و … بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند سکوت هر خطیب و مدعی علمی، لکهای سیاه بر دامن آنهاست که نام دین را یدک میکشند اما در عمل، چشمان خود را بر اشغالگری و کفر آشکار بستهاند.