تفکر ذلیلانه و توهم شکست‌ناپذیری کفار محارب آمریکائی – صهیونی و رسوایی مزدوری در سرزمین‌های اسلامی

تفکر ذلیلانه و توهم شکست‌ناپذیری کفار محارب آمریکائی – صهیونی و رسوایی مزدوری در سرزمین‌های اسلامی

کاتب: خالد سیف الله السملول

امروز جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ش دارالاسلام ایران چند هواپیمای جنگی و پهباد و موشک کفار محارب آمریکائی – صهیونی را نابود کرد به نحوی که نه تنها کفار محارب خارجی بلکه دارودسته ی منافقین و مرتدین داخلی میان مسلمین و حتی دسته های زیادی از مردم عوام را نیز غافلگیر کرد.

آمریکا به همراه رژیم اشغالگر فلسطین آمده بودند ظرف ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را با کمک خائنین و مرتدین داخلی از بین ببرند اما در مردابی گیر کرده اند که کسی از متحدین غربی آنها نیز حاضر نیست آنها را کمک کند و چنان برای عوام الناس ابهت پوشالی و توهم شکست ناپذیری آنها برملا شده است که تنها برای مومنین اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود .

با این نگرش حق داریم بگوئیم که در تحلیل چالش‌های جهان اسلام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضروری است که مرز میان «واقع‌گراییِ استراتژیک» و «توهم ضعف ناشی از مزدوری» را به وضوح ترسیم کنیم. زمانی که از «تغییر قواعد مبارزه» سخن به میان می‌آید، این ندا باید از حلقوم رهبرانی برخیزد که خود را نه غلام و بنده دشمن، بلکه حافظ منافع امت اسلامی می‌دانند. اما متأسفانه، امروز شاهد آن هستیم که همین تئوری «شکست‌ناپذیری دشمن» از سوی کسانی ترویج می‌شود که در عمل، سال‌هاست به بندگی قدرت‌های کافر محارب غربی خو گرفته و هویت اسلامی خود را به ثمن ناچیز فروخته‌اند.

نکته قابل تأمل اینجاست که کشورهایی نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان که این روزها در حال خیمه شب بازی واسطه گری جهت ایجاد آتش بسی جهت نجات آمریکا و صهیونیستها هستند بر خلاف تصور رایج، فاقد توانایی‌های نظامی و تکنولوژیک نیستند. این «دارالکفرهای طاری محلی» که سکولاریستهائی مرتد هستند اما با ادعای نمایندگی مسلمین اهل سنت، بر سرزمین‌های اسلامی حکم می‌رانند در حوزه‌هایی چون ساخت پهپادهای جنگی پیشرفته، تولید موشک و توسعه صنایع دفاعی، دستاوردهای قابل توجهی دارند. اما حاکمان سکولار و مرتد این کشورها، با وجود در اختیار داشتن این ابزارها، دائماً بر طبل ضعف و ناتوانی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌کوبند و ضرورت تسلیم در برابر «برتری تکنولوژیک» دشمن را گوشزد می‌کنند.

این رویکرد، نه از روی واقع‌بینی راهبردی، بلکه ناشی از عادت به مزدوری، بردگی و فقدان ایمان و غیرت اسلامی است. وقتی ایمان اسلامی از قلبی رخت بربندد و روحیه جهادی و غیرت حفظ عزت امت جای خود را به قوانین دین سکولاریسم و خودباختگی بدهد، دشمن به ناحق، شکست‌ناپذیر پنداشته می‌شود و هرگونه مقابله‌ای بی‌معنا تلقی می‌گردد. اینجاست که رهبران، به جای تقویت روحیه مقاومت، به توجیه‌گران انفعال تبدیل می‌شوند.

این رژیم‌ها، به جای آنکه در راستای منافع اصیل امت اسلامی گام بردارند و از آرمان‌های مسلمین دفاع کنند، عملاً به آلت دست و غلام قدرت‌های کافر و محارب خارجی، به‌ویژه آمریکا، تبدیل شده‌اند. نمونه بارز آن، ترکیه و آل سعود و امارات هستند که با وجود لفاظی‌های ظاهری و مانورهای سیاسی، در عمل به یکی از بزرگترین همکاران و حامیان سیاست‌های آمریکا در منطقه تبدیل شده اند. همکاری‌های اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی پنهان و آشکار این کشورها با دشمنان قسم‌خورده اسلام، پرده از چهره واقعی آنها برمی‌دارد.

این خیانت، تنها به پشت‌پرده ختم نمی‌شود؛ بلکه در سیاست‌های علنی تضعیف دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت، سرکوب جنبش‌های اصیل اسلامی و اهل دعوت و جهاد راستین، و از همه مهم‌تر، عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی نیز نمود پیدا می‌کند. حاکمانی که خود را متولی بخشی از جهان اسلام می‌دانند، اما در خفا و آشکارا با دشمنان مسلمین پیمان همکاری می‌بندند، در واقع، مرتکب خیانتی نابخشودنی به امت اسلامی شده‌اند.

این تفکر ذلیلانه که دشمن را قدر مطلق می‌بیند و هرگونه مواجهه را بی‌حاصل می‌خواند، در واقع تلاشی مذبوحانه برای توجیه وابستگی و تداوم بندگی است. حاکمانی که به جای پرورش اراده مقاومت و تقویت روحیه جهاد در میان ملت‌های خود، به ترویج یأس و القای برتری موهوم دشمن می‌پردازند، در حقیقت به منافع امت اسلامی پشت کرده و راه را برای غارت بیشتر منابع، تحمیل اراده بیگانگان و تداوم اشغالگری هموار می‌سازند. اینگونه «دارالکفرهای طاری محلی» که با پوشش اسلام و با زبان ظاهری حمایت از مسلمین، در خدمت کفار و مستکبرین قرار گرفته‌اند، بزرگترین ضربه را به پیکره امت وارد می‌کنند و عامل اصلی توقف حرکت رو به جلوی مسلمین در مسیر عزت و استقلال هستند.

در این صورت تا زمانی که حاکمان این سرزمین‌ها از دین سکولاریسم و ذلت مزدوری و بردگی دست نکشند و ایمان، غیرت و اراده مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی را سرلوحه کار خود قرار ندهند، سخن گفتن از هرگونه مقابله‌ای با دشمن بی‌معنا خواهد بود.

همین الان دارالاسلام ایران در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی در حال نشان دادن این حقیقت به تمام مومنین و آزادگان دنیاست که قدرت حقیقی نه صرفاً در داشتن تجهیزات نظامی، بلکه در اراده‌ای پولادین و قلبی سرشار از ایمانی است که هرگز دشمن را شکست‌ناپذیر نمی‌داند. رهایی از این وضع، تنها با طرد حاکمان وابسته و بازگشت به اصول اسلامی و تکیه بر توان و غیرت درونی امت میسر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *